مهدي اميرپور
پديده قلعه نويي در كمتر از يك سال فوتبال ايران را بلعيد. او پس از اين كه استقلال را قهرمان كرد، در مدت كوتاهي به همه كارة تيم قهرمان و نماينده ايران در ليگ قهرمانان آسيا و البته سرمربي تيم ملي ايران تبديل شد. اتفاقاتي كه او را به اين جا رساند و اتفاقاتي كه در يك ماه گذشته جايگاه قلعه نويي را متزلزل كرده، چندان هم رسانه اي نشده. بماند كه همه از جلوي پرده خبر دارند و كسي تا حالا سراغ پشت پرده نرفته.
پيش پرده
امير قلعه نويي پس از گذراندن يك پروسه سه ساله، استقلال را قهرمان ليگ برتر ايران كرد. البته او بايد مديون شانس خودش هم باشد. قلعه نويي در پايان وعده سه ساله اي كه براي قهرماني تيم داده بود، جام را مال خود كرد، هر چند كه يك سال پس از تصاحب جام افشا كرد حتي يك عكس هم با جام قهرماني نينداخته! خوش شانسي او به اين جا ختم نشد. برانكو در جام جهاني نمايشي داشت كه ترجيح داد ديگر به ايران بر نگردد. سرمربي بعدي كسي نبود جز امير قلعه نويي. او به همراه تيم ملي، بدون باخت به جام ملت هاي آسيا صعود كرد تا به محبوبيت خوبي برسد. اما پس از آن، سهل انگاري در ارسال به موقع ليست سي نفرة بازيكنان استقلال، كاري كرد كه پايه هايي كه امير قلعه نويي در شش ماه گذشته در فوتبال ايران براي خودش ساخته بود، خراب شود. كار به جايي كشيد كه او پس از حذف قطعي استقلال از ليگ قهرمانان همراه نجف نژاد و دوست صميمي اش نظري جويباري از مديريت استقلال استعفا بدهند.
پرده اول
امير قلعه نويي آدم رفيق بازي است و چهار سال پيش، وقتي فاتحه منصور پورحيدري در استقلال خوانده شد، همين رفقا توانستند او را از استقلال اهواز به استقلال تهران بياورند. او در سال ابتدايي نشستن روي نيمكت تيم، يك مرتبه در فينال جام حذفي مغلوب سپاهان شد و دفعة بعد در بازي نهايي ليگ برتر در كورس با پاس، قهرماني را به اين تيم داد، اما پس از هر دو شكست توي استاديوم تشويق شد. در سال دوم هم وقتي تيم به شاهين بوشهر باخت و از جام حذفي كنار رفت يا حتي زماني كه در ليگ برتر پايين تر از فولاد و ذوب آهن تيم سوم جام شد، تماشاگران استقلال كلمه اي عليه قلعه نويي شعار ندادند. اين ماجرا در سطحي ترين برداشت مي توانست محبوبيت قلعه نويي بين تماشاگران را به اثبات برساند. محبوبيت او پس از قهرماني استقلال هم افزايش يافت تا بالاخره در نظرسنجي سايت رسمي باشگاه استقلال تا چند روز پيش در صدر جدول قرار بگيرد. پشت پرده: قلعه نويي بايد محبوبيت خودش را مديون ليدرها باشد. او حتي در فصلي هم كه روي نيمكت استقلال اهواز مي نشست، با ليدرهاي استقلال رابطه خوبي داشت، به حدي كه هر وقت در استاديوم آزادي تيم پورحيدري بد بازي مي كرد، روي سكوها همه امير قلعه نويي را تشويق مي كردند. البته مدتي بعد، پشت پرده اين ماجرا لو رفت. شاهرخ ليدر استقلال اعتراف كرد كه قلعه نويي در آن سال سر مسابقات استقلال با موبايل، آن ها را هدايت مي كرد و حتي با تراول از خجالت آن ها در مي آمد. شاهرخ و رفقايش حتي در سال ابتدايي حضور قلعه نويي در استقلال هم حسابي هوايش را داشتند. وقتي در آخرين بازي ليگ۸۳ قلعه نويي در استاديوم آزادي به همراه 50 هزار تماشاگر، قهرماني را به پاس در ورزشگاه دستگردي واگذار كرد هم تماشاگران دست از تشويق او بر نداشتند؛ اتفاقي كه با وجود از دست دادن قهرماني در تاريخ فوتبال ايران بي سابقه بود. هر چند كه پس از افشاگري شاهرخ، رابطه بين قلعه نويي و گروهي از ليدرها شكرآب شد و حتي در بازي استقلال - برق شيراز در سال۸۴ وقتي تيم در استاديوم آزادي دو گل از رقيب خورد، ليدرها عليه قلعه نويي شعار دادند، ولي با خوش شانسي قلعه نويي، تيم در ربع ساعت پاياني مسابقه، سه گل زد تا ورق به نفع قلعه نويي برگردد. پس از آن بازي، هر وقت تيم عقب مي افتاد و ليدرها مي خواستند جو را عليه قلعه نويي برگردانند، تماشاگران تن به اين قضيه نمي دادند. ليدرها در بازي با برق سنگ رو يخ شده بودند و قلعه نويي به مرد ثانيه هاي پاياني هر مسابقه شهرت پيدا كرده بود. اين داستان با قهرماني استقلال در سومين سال حضور قلعه نويي ختم شد.
پرده دوم
تنها دو هفته به مسابقه ايران با سوريه در مقدماتي جام ملت هاي آسيا مانده بود كه داريوش مصطفوي دبير كل موقت فدراسيون براي اصرار روي واژه خردجمعي ، انتخاب سرمربي تيم ملي را به يك جمع پنجاه نفري از مربيان و كارشناسان فوتبال سپرد. در اين انتخابات، قلعه نويي بالاتر از مجيد جلالي و محمد مايلي كهن توانست سرمربي تيم ملي شود.
پشت پرده: گويا قلعه نويي پيش از اين انتخابات با رايزني توانسته بود رأي تعدادي از مربيان را مال خود كند. رسول كربكندي، محمود ياوري و گروهي از مربيان كه قلعه نويي را قبول داشتند، حتي براي او رأي هم جمع كردند. با اين حساب اصلا عجيب نبود كه او در رقابت با مجيد جلالي انزواطلب كه با كمتر كسي رفاقت سنگين دارد و محمد مايلي كهن كه با نيمي از آدم هاي فوتبال مشكل دارد، برنده شود. البته قلعه نويي با كادر فني پر و پيماني كه جمع كرد، كساني را كه در انتخابش نقش داشتند، وارد بازي كرد. ماركار آقاجانيان آناليزور شد. منصور ابراهيم زاده آناليزور، ناصر ابراهيمي دستيار، افشين پيرواني كمك، و كريم بوستاني مربي گلرها. البته چند نفر ديگر هم دعوت به كار شدند كه به خاطر قبول نداشتن قلعه نويي نيامدند. بزرگ ترين اسمي كه از همكاري با قلعه نويي سرباز زد، جلال چراغپور بود؛ كسي كه قلعه نويي را اصلا در قامت سرمربي تيم ملي نمي ديد. به هر حال قلعه نويي با اين سياست مي خواست با به كار گرفتن تمام فعالان فوتبال ايران در تيم ملي، عملا تعداد منتقدان خود را به صفر كاهش بدهد.
پرده سوم
تورنمنت دوستانه امارات، چندان براي قلعه نويي خوش يمن نبود. او اولين شكست خودش در يك بازي ملي را مقابل هامبورگ تجربه كرد و البته پيروزي مقابل اشتوتگارت هم نتوانست چندان ورق را به نفع او برگرداند. اما مشكلات اصلي، پس از بازگشت به ايران سراغ قلعه نويي آمد. اتهام حضور چند ليدر و حتي مدير يك چلوكبابي در سفر امارات، كار قلعه نويي را ساخت.
پشت پرده: چند ليدري كه در سفر امارات همراه تيم ملي بودند، ليدرهاي استقلال اهواز بودند كه چهار سال پيش، وقتي قلعه نويي در اهواز مربي بود، با بوق هايشان حسابي او را شرمنده مي كردند. به هر حال، قلعه نويي در اين سفر مي خواست از شرمندگي آن ها دربيايد. گويا پول بليت سفر اين چند نفر را قلعه نويي از جيب خودش داده، اما وقتي آن ها در دوبي سرگردان شدند و جايي براي خواب نداشتند، امير خان اتاقي را كه براي لژيونرهاي اماراتي تيم ملي در هتل رزرو شده بود، به آن ها داد. لژيونرهاي اماراتي آن اردو با هماهنگي قلعه نويي به منزل شان كه تنها نيم ساعت با هتل فاصله داشت، مي رفتند و با اين حساب اتاق آن ها به چند ليدر اهوازي رسيد. البته قلعه نويي در دفاع از اين كار خودش رو كرده كه اگر اين ليدرها در هتل نمي خوابيدند، 5 هزار دلار هزينه اضافي روي دوش فدراسيون مي افتاد. اما گويا مدير يك چلوكبابي كه مايلي كهن مي گويد همراه تيم ملي به سفر امارات رفته هم كسي نبوده غير از حاج آقا، ك مدير رستوران ل.ط تهران؛ كسي كه رفاقت نزديكي با قلعه نويي دارد و مي گويند در سفر تيم ملي به تايوان و سوريه و كره جنوبي هم همراه تيم ملي بوده. ظاهرا او حتي آشپز رستورانش را هم با خودش برده تا بازيكنان تيم ملي در اين سفرها غذاي دستپخت آشپز رستوران مشهور را بخورند. البته همراهان تيم ملي روايت مي كنند كه توي سفر آخر، حاجي آشپزش را همراه نداشته و انگار حتي بليت سفر به دوبي را هم خودش خريده. هرچند كه قلعه نويي ادعا مي كند كه مدير رستوران در سفر به تايوان و كره و سوريه هم بليت را خودش مي خريد و عاشقانه به تيم ملي خدمت مي كرد.
پرده چهارم
قلعه نويي كه از يك ماه پيش مدير سازمان فوتبال استقلال شده بود، در ارتباط با نود پيش از سلام و احوال پرسي گير مي دهد به اين كه مايلي كهن در توصيف بستن قرارداد يونگ با استقلال گفته بود: استقلال براي مرفاوي هوو آورده! دعواي كلامي آنها به جاهاي باريك كشيد. اين جنگ حتي در مطبوعات هم ادامه پيدا كرد تا اين كه همه در آن حق را به مايلي كهن دادند.
پشت پرده: با اين كه همه تصور مي كنند مايلي كهن پس از انتصاب قلعه نويي به عنوان سرمربي تيم ملي، ارتباط خوبي با او نداشته، اما حتي تا پيش از ماجراي برنامه نود اميرخان با حاجي تماس تلفني داشته و آن ها با هم گل مي گفتند و گل مي شنيدند. از آن جا كه مايلي كهن اصلا قابل پيش بيني نيست. آن شب بند مي كند به امضاي قرارداد با يونگ. اصلا هم پيش بيني نمي كند كه قلعه نويي روي خط بيايد و با او دهان به دهان شود. به هرحال مايلي كهن چند روز بعد در يك مصاحبه گفت: قلعه نويي در خلوت شانه مرا مي بوسد. و البته كمي بعد از آن قلعه نويي در آن جنگ زرگري مغلوب شد.
پرده پنجم
پس از جنجال مايلي كهن، نوبت به ديگران رسيد كه به قلعه نويي بند كنند. قلعه نويي، هم سرمربي تيم ملي بود و هم مدير سازمان فوتبال استقلال. اين اتفاق در فوتبال ايران كه چند سالي مي شود حسابي به واژة دوشغله حساسيت نشان مي دهد، اصلا قابل تحمل نبود. غير از مايلي كهن، ديگراني مثل حسن روشن، منصور پورحيدري، حميد درخشان، فرشاد پيوس و گروه زيادي از مربيان شاغل و بيكار فوتبال ايران هم عليه قلعه نويي حرف زدند.
پشت پرده: اين كه در فوتبال ايران مربيان بيكار و يك شغله عليه مربيان دوشغله صفحه بگذارند، اتفاق جديدي نيست و پشت پردة چنداني هم ندارد. به هرحال، آن ها به قلعه نويي به چشم كسي نگاه مي كردند كه يك فرصت شغلي را از آنها گرفته. اما واكنش مقداد نجف نژاد به اين انتقادها جالب بود. حسابي پشت قلعه نويي را گرفت تا همه بفهمند ماجراي پيشنهاد مديريت سازمان فوتبال استقلال به قلعه نويي، يك سياست كاملا استراتژيك از سوي مدير استقلال بوده. وقتي استقلال از زيرپوشش وزارت رفاه درآمد، قلعه نويي دنبال اين بود كه نجف نژاد را از مديريت استقلال كنار بگذارد و جاي آن را با قريب و نظري جويباري پر كند. او احتمالا قدرت اين كار را هم داشت، چراكه نجف نژاد احساس خطر كرد و پست مديريت سازمان فوتبال را به قلعه نويي داد تا خودش در تيم بماند. با اين اتفاق، تمام اختيارات فني تيم به دست قلعه نويي افتاد؛ اتفاقي كه مدتي بعد به ضررش تمام شد.
پرده ششم
استقلال بايد تا بيست و يك بهمن ليست سي نفري خودش را براي AFC مي فرستاد. اما چهار روز پس از گذشت اين موعد، سايت اختصاصي AFC خبر داد كه استقلال به خاطر نرساندن ليست بازيكنانش به AFC از مسابقات ليگ قهرمانان آسيا حذف شده.
پشت پرده: واقعيت ماجرا را ديگر هركسي شنيده. مي گويند ليست دست قلعه نويي بوده و او براي اين كه جاسم كرار عراقي و دو بازيكن كامروني و تئودور يونگ را به ليست اضافه كند، آن را چند روز پيش خودش نگه داشته، موضوعي كه خودش آن را دربرنامة 90 تكذيب كرد. حتي وقتي شاهين رحماني عضو ايراني كميته ارتباطات به او هشدار مي دهد كه ليست را سر وقت به مقر كنفدراسيون فوتبال آسيا بفرستد، چندان جدي نمي گيرد.
پرده هفتم
اما چند روز پس از حذف استقلال از ليگ قهرمانان، بخش خبري 20:30 گفت وگويي از قلعه نويي پخش كرد. در اين گفت وگو قلعه نويي در جواب اين سؤال كه چرا باوجود گذشت دو روز از مهلت AFC هنوز ليست را به AFC نفرستاده ايد؟ جواب داد: فوقش جريمه نقدي مي دهيم. اين گفت وگو در چند روز بعد در تمام بخش هاي خبري در همه شبكه هاي تلويزيوني ايران پخش شد.
پشت پرده: گويا در اين جريان رسانه اي تعمدي هم وجود داشته. ماجرا برمي گردد به آن شبي كه قلعه نويي و مايلي كهن در نود با هم درگير شدند. گويا مدتي پيش از آن، وقتي گروهي از مربيان فوتبال را براي نقد نود به صداوسيما دعوت كرده بودند، پورمحمدي رئيس شبكه سوم از آنها خواسته كه از اين به بعد در نود كمي بيشتر رعايت كنند. انگار تعدادي از سوتي هاي مربيان را هم كه در نود داده شده و نود را به مرز تعطيلي برده، براي آنها گفته اند تا آنها ديگر كمي مراعات كنند. ولي تنها ده روز پس از آن برنامه، قلعه نويي در نود حرف هايي زد كه كسي باور نكرد و مديران صداوسيما را حسابي عصباني كرد. به هرحال پس از اين كه آن مصاحبه از آرشيو خبري صداوسيما بيرون كشيده شد، مديران رضايت دادند كه آن گفت وگو در تمام بخش هاي خبري پخش شود تا قلعه نويي ديگر مراقب حرف زدن خودش باشد.
پرده هشتم
قلعه نويي پس از افتضاحي كه در فرستادن ليست استقلال به AFC پيش مي آيد، اعتراف مي كند كه سرش شلوغ است و پس از اين مي خواهد كمتر به استقلال بپردازد و سراغ تيم ملي برود. حتي وعده استعفا از مديريت سازمان فوتبال استقلال را هم مي دهد.
پشت پرده: سازمان تربيت بدني پس از آن ماجرا، براي قلعه نويي پيغام مي فرستد كه از مديريت سازمان فوتبال استقلال كنار بكشد. اما اين، تمام ماجرا نيست. قلعه نويي چندان بابت نشستن روي نيمكت تيم ملي هم اطمينان ندارد. محسن صفايي فراهاني كه گويا تا ژانويه 2008 رئيس كميته انتقالي فدراسيون فوتبال خواهد بود، چندان روي قلعه نويي نظر ندارد و مي خواهد يك مربي خارجي بزرگ را براي جام ملت هاي آسيا به ايران بياورد. با اين سناريو، قلعه نويي، هم از استقلال مي ماند هم از تيم ملي. بماند كه قلعه نويي در مدت اخير در باشگاه استقلال به نفوذ زيادي رسيده و حتي با توصيه او نام مبلمان... روي پيراهن هاي استقلال خورد. كساني كه قلعه نويي را مي شناسند، مي دانند مبلمان خ نمايشگاه لوازم آقاي خ در خيابان وليعصر است كه اصلا پاتوق عصرگاهي اميرخان به حساب مي آيد. البته گويا آنها براي هر بازي، 25 ميليون تومان به حساب باشگاه استقلال ريخته اند. باوجود اين، قلعه نويي انگار ديگر در استقلال جايي ندارد. در اولين حركت پس از ديرفرستادن ليست، ايرانسل جاي مبلمان خ را روي پيراهن استقلال مي گيرد.
پرده آخر
تنها شانس قلعه نويي براي بازگشت به فوتبال، ماندن در
تيم ملي است. اگر او در تيم ملي بماند و بتواند در تير 86 در جام ملت هاي آسيا تيم را قهرمان كند، احتمالا تمام اين اتفاقات فراموش مي شود. ولي اگر قلعه نويي از تيم ملي هم بيرون گذاشته شود، او ديگر هيچ نقشي در فوتبال ايران نخواهد داشت. با اين سناريو تنها پس از گذشت سه سال از پديده قلعه نويي ، او از جريان روز فوتبال كنار گذاشته مي شود. به هر حال او ديگر نه در استقلال جايگاهي دارد و نه در تيم ملي پايه هاي مستحكمي.