سريال هاي نوروزي تلويزيون
بازيگري روي زمين نمانده
در نوروز، دو راه داريم: يا برويم عيدديدني، صلة ارحام، شيريني و آجيل بخوريم، الكي بخنديم، عيدي بگيريم و طول عمرمان را زياد كنيم يا اين كه بست بنشينيم در خانه و به صفحه تلويزيون زل بزنيم و لابه لاي آگهي هايي كه - بزنيم به تخته - عمو عزت ضرغامي به كمتر از 5 دقيقه وسط سريال هايش رضايت نمي دهد، سريال هاي نوروزي را ببينيم؛ سريال هايي كه چون عيد نوروز امسال با ربيع الاول منطبق شده، فاز طنزش بعد از 6 سال، به شدت بالا رفته است.
خبرهايي هم كه از پشت صحنه ساخت سريال ها مي رسد، نشان مي دهد تقريبا هيچ بازيگر طنزي اين روزها بيكار نيست. جواد رضويان دست مهران غفوريان، ارژنگ اميرفضلي، شهرام قاعدي، علي صادقي و يوسف تيموري را گرفته و برده وسط جنگل چيتگر و دارد سريال قرارگاه مسكوني را براي شبكه اول مي سازد كه هر قسمتش 15 دقيقه است. مهدي مظلومي هم با سيروس گرجستاني و سعيد آقاخاني سريال حبيب آقا را براي شبكه يك مي سازد. شبكه دومي ها بايرام را با فتحعلي اويسي و اميرجعفري مي سازند. رضا عطاران سراغ حميد لولايي و رضا شفيعي جم رفته تا سريال ترش و شيرين را براي شبكه سه جمع كند. جواد افشار هم كه سريال تاريخي جابربن حيان اش جايگاهي ثابت در ستون گوي و تمشك دارد، اكبر عبدي را براي سريال كيش و مات شبكه 5 به بازي گرفته است.
حالا چي كار كنيم؟ صله ارحام را بي خيال شويم يا اين سريال ها را؟
جشنواره پشت جشنواره
كارتون مي بينيم!
يكي جلوي اين اهالي هنر و سينما را بگيرد. همين طور تخته گاز دارند جشن و جشنواره، پشت هم برگزار مي كنند. بابا! بگذاريد لااقل عرقمان خشك شود. بگذاريد فك مان را آهسته آهسته از روي زمين جمع كنيم. بعد اين جشنوارة فجر اين قدر خوب بود، اين قدر ناناز بود، اين قدر فيلم فك بچسبان داشت، اين قدر داورهاي اسطقس دار داشت كه تمام انرژي مان پريد. تا يك هفته فقط توي شوك بوديم از اين فيلم ها. در را روي خودمان قفل كرده بوديم و مشغول تفكر در ابعاد جشنواره بوديم. هنوز عرقمان خشك نشده، دوستان، يك جشنوارة ديگر به راه انداخته اند؛ پنجمين جشنوارة پويانمايي (همان كارتون خودمان) با 137 فيلم از 61 دانه از كشورهاي جهان، به علاوة 24 تا كارتون ساخت داخل كه از ششم تا دهم اسفند در تهران برگزار شد. جشنوارة پويانمايي تهران از آن دسته جشنواره هاي فوق خوشحال بود كه كلي كارتون و چيزهاي بامزه در آن پخش كردند و در آخر جوايزي به برندگان اهدا شد و همه خوشحال و شادان برگشتند سرخانه و زندگي شان.
۱۵۰ فيلم در نوبت اكران
كشورهاي منطقه ياد بگيرند
درحالي كه در يكي از كشورهاي منطقه، سالن هاي سينما به دليل عدم جذب مخاطب و درپيت بودن فيلم ها مدام تعطيل مي شوند و تبديل به پاساژ و فروشگاه مي شوند، در كشور ما به كوري چشم دشمنان، سينما مثل آهو دارد به سمت قله هاي افتخار مي رود.
مسؤولان سينمايي خبر داده اند 150 تا فيلم داخلي دارند اين پا و آن پا مي كنند تا بلكه در سال 86 روي پرده بيايند و ملت ببينندشان.
با اين تفاسير، هر فيلم فقط سه روز مي تواند روي پرده باشد و سريع بايد بيايد پايين. اما درحالي كه سينمادارهاي ما نمي دانند با اين تنوع چه بكنند، در يكي از كشورهاي منطقه سينمادارها به صورت خودجوش اعلام كرده اند 10 درصد سهم خودشان را از فروش افزايش مي دهند و همين باعث شده تا سر دوزار سه شاهي فروش فيلم ها بين فيلمسازها و سينمادارها دعوا شود. از يك طرف سينمادارها مي گويند اين فيلمسازها، فيلم هايي مي سازند كه هيچ كس جز آپاراتچي و تخمه فروش سينما آن ها را نمي بينند و همه اش ضرر است. از طرف ديگر، فيلمسازها مي گويند چون صندلي سينماها ميخ دارد، تماشاگر نمي آيد بنشيند و فيلم ببيند. و شوخي شوخي دارد اين مسأله به يكي از مسائل بغرنج اين كشور تبديل مي شود.
واقعا اين كشورهاي منطقه بايد بيايند هنردوستي و هنرپروري را از ما ياد بگيرند و ببينند اهالي سينماي ما بدون هيچ چشمداشت و علي رغم ناداوري ها دارند به جايي مي رسند كه يك دختر دبيرستاني در آشپزخانه مي تواند فيلم توليد كند و سينما را بومي كند.
جشنواره برفي در ايران
زيرساخت هاي برفي
ما هفته پيش، همين جا گفتيم كه مقدار كمي از هوش و آي كيو بين بقية جهان جمع شده و همه اش قلفتي به ما ايراني ها نرسيده. نمونه اش هم ساخت تخت جمشيد يخي توسط ژاپني ها بود كه با سعي ما فهميدند فرهنگ ما خيلي خوب است. اما اين هفته، چند نفر از جوانان ما براي اين كه قلة يخ سازي را هم فتح كنند، در حوالي كوهرنگ چهارمحال و بختياري، يك جشنواره را انداختند و با برف، مجسمه هاي برفي درست كردند. هفت گروه در سه بخش، ضمن برف بازي، مجسمه هايي درست كردند و تعدادي هم برنده شدند. مجموعه هايي مثل شهر سوخته و پل خواجو به همراه چندتا كار ديگر، جزء چيزهاي ديدني اين جشنواره بود.
در پايان اين مراسم، رئيس ميراث فرهنگي چهارمحال و بختياري گفت: با فراهم شدن زيرساخت ها، جشنواره شهر برفي ايران، در منطقه كوهرنگ بين المللي خواهد شد و با فراهم شدن زيرساخت هاي لازم، زمينه جذب سرمايه گذار بخش خصوصي در زمينه گردشگري در شهرستان كوهرنگ فراهم شده است.
ترجمه: پول بدهيد تا برف بازي كنيم.
توضيحات: اين زيرساخت كلا چيز خوبي است و هميشه هم آدم از شانس بد، كمبودش را احساس مي كند. به خصوص نزديك عيد كه مي شود و خرج ها بالا مي رود، آدم زيرساختش كه هيچي، روساختش هم به هم مي ريزد. نمي دانيد با اين زيرساخت، چه كارها و چه گره هايي كه باز نمي شود.
نسخه ژاپني خونخوار جهاني
چنگيز خان، اكتور سينما
وقتي هاليوودي ها فيلمي مي سازند كه آرنولد و موارد مشابه اش در آن يك تنه، دو هزار نفر را مي فرستند تخت قبرستان، ژاپني ها هم بايد جوگير شوند و آن چنگيز را فيلم كنند تا صدها هزار نفر را بعد از سلاخي، سوار اتوبوس آخرت كند. ژاپني ها كه به خاطر بادامي بودن چشم چنگيز و اين كه او حال نداشته سوار قايق شود و بيايد خاك جزيره شان را به توبرة فنا بكشد، عاشق او شده اند، فيلم چنگيزخان تا پايان زمين و دريا را با 30 ميليون دلار و 33 هزار سياهي لشگر و در عرض چهار ماه در بيابان هاي كشور مغولستان ساخته اند. اين فيلم، زندگي چنگيز را از تولد تا اوج قدرتش نشان مي دهد. آن ها مي خواهند بهار امسال به مناسبت هشتصدمين سال تأسيس امپراتوري مغول، آن را اكران كنند. تا حالا هم 50 كشور گفته اند ما مي خواهيم چنگيز را روي پرده ببينيم.
احتمالا اين فريدون خان جيراني كه جديدا با پارك وي اش زده تو نخ كشت و كشتار، براي اين كه از قافله عقب نماند، فيلمي درباره تيمور يا حجاج مي سازد تا پوز ژاپن و هاليوود را توأمان بزند.
برندگان تمشك طلايي اعلام شدند
چه افتخاري...
روزي روزگاري يك تهيه كننده اي يك استون (از نوع شارون) را توي يكي از خيابان هاي شلوغ پلوغ نيويورك پيدا مي كند و تصميم مي گيرد كه يك فيلم به اش وصله كند و اسمش را بگذارد غريزه اصلي 2 . از قضا در يك حركت حيرت انگيز، يك دفعه موفق به دريافت چهار تمشك طلايي بدترين فيلم، بدترين بازيگر زن (براي جناب استون)، آشغال ترين فيلم نامه و به دردنخورترين دنباله سينمايي شد. اين وسط تمشك هاي مزخرف ترين كارگرداني و بدترين بازيگر مرد، متأسفانه به بانو در آب ام نايت شيامالان رسيد و سر خانم شارون و رفقا بي كلاه ماند. جا دارد كه در همين راستا، چند تا گوي طلايي كت و كلفت از طرف همشهري جوان به اين دو تا فيلم بدهيم كه يك قسمت از كمبود گوي و تمشك هاي اين هفته مان را جبران كردند.
پي نوشت: جوايز تمشك طلايي يك روز قبل از اعلام نتايج اسكار داده مي شود. صد رحمت به خودمان كه هر هفته اين كار را مي كنيم.
پيام هاي كوتاه
احمد ايران دوست، غول برره، از اين كه بازي اش در اخراجي ها حذف شده، حسابي شاكي است.
داريوش ارجمند و پرويز پورحسيني به جمع بازيگران فيلم تلويزيوني ستاره سهيل پيوستند.
فيلم برداري فيلم زن دوم سيروس الوند تمام شد.
آرش معيريان به زودي دومين فيلم جنگي اش را مي سازد.