گيل آبادي: ما به اين شهره هستيم كه از كنار هيچ مسأله اي عبور نمي كنيم و وارد هر بحثي مي شويم
فرشيد منافي:راديو چيزي دارد كه توي تصوير نمي تواني داشته باشي، در تصوير همه چيزت لو مي رود
موسي حسيني راوندي- سيامك رحماني
ما مي خواستيم با شهرام گيل آبادي مدير شبكه جوان راديو حرف ها بزنيم. مي خواستيم بپرسيم چرا اين شبكه اين قدر خوب است و چرا از اين بهتر نيست. مي خواستيم بگوييم چطور تا اين جا آمده و چطور از اين جا جلوتر مي رود. شهرام گيل آبادي با حرف هاي جدي و سخت و سنگيني كه مي زند، برخلاف سن و سال و برخلاف جو حاكم بر محيط كارش يك آدم كاملا سنگين و فرهنگي است. اين را حتي فرشيد منافي هم تأييد مي كند كه در اين گفت وگو ما را همراهي كرد. شايد خواندني ترين لحظات اين گفت وگو هم همان تكه هاي فرشيد منافي باشد. او بالاخره يك مجري بسيار موفق با سبكي دلنشين است كه حالا توي تمام مجري هاي راديو يك ستاره محسوب مي شود. گيل آبادي كه در راديو جوان پله پله بالا آمده است سعي كرد به جاي وارد شدن به مباحث مربوطه، به سؤال هاي ما، جواب هاي فني و راهبردي بدهد. از مدير يك شبكه غير از اين هم توقع نمي رفت و او نبايد مانند مجري ها يا بازيگرها صحبت مي كرد، هرچند خيلي جوان پسند نباشد. به هرحال بايد متوجه باشيم كه موفقيت امروز راديو جوان مثل هر كار پرطرفدار ديگر مرهون زحمت مدير آن است.
وقتي رئيس راديو جوان شديد دوست داشتيد توي اين شبكه چه چيزي به چشم بيايد؟
ايده من اين بود كه بايد در اين شبكه، همراه و همنفس با جوان حركت كنيم. به همين دليل، شعار شبكه را هم همين گذاشتيم: راديو جوان، همنفس با جوان ايراني . معناي اين شعار يعني يك نزديكي كاملا محسوس به جوانان، يعني همگام با جوان حركت كردن. از روزي كه كار را شروع كرديم، با در نظر گرفتن اين شعار عيني، استراتژي هايمان را هم تبيين كرديم.
يكي از آن ها حفظ مخاطب فعلي و به دست آوردن مخاطب جديد بود.
فكر مي كنيد به آن رسيديد؟
تلاشمان را كرده ايم، اما سنجشي نداشته ايم
مگر نمي شود آمار گرفت؟
چرا. مركز سنجش سازمان هست. اما آن چيزي كه بيش از آمار نياز داريم ، اين است كه خودمان به اين باور برسيم كه كارمان دارد وسعت بيشتري مي گيرد؛ اين كه در سطح جامعه بشنويم كه برنامه هامان مخاطب خودش را دارد.به هر حال، گستره فرهنگ ها و زبان ها ذيل پرچم بزرگ ايراني بودن فراوان است و رسيدن به همه سلايق، كار را خيلي سخت مي كند.
حد و مرز جسارت در راديو جوان كجاست؟ براي شما يك چيز تعريف شده است يا نه؟
شهرام گيل آبادي: قبل از اين كه فرشيد جواب اين سؤال را بدهد، يك چيزي بگويم. ببينيد، جسارت با بي پروايي خيلي متفاوت است. شايد شما در لحن يك گوينده و در يك برنامه جسارت ببينيد، اما مطمئن باشيد پشت اين جسارت، دو دو تا چهارتاي حرفه اي قرار دارد، مخاطب ما جوان است. جوان يعني جسور، پرسشگر، بي پروا بودن در تكلم.
فرشيد منافي: شما مي گوييد بي پروايي، آقاي گيل آبادي مي گويد حسابگري، من مي گويم حرفه اي گري؛ كه البته يك جورهايي در هم ادغام مي شوند. مثل پختن برنجي مي ماند كه اول بايد قابل خوردن باشد. همه عوامل برنامه دست به دست هم مي دهند كه يك برنامه قابل خوردن تهيه شود و اين چيزهايي كه شما اشاره مي كنيد، مثل ادوية غذاست كه وقتي اضافه مي شود، مي گويند به به! عجب چيزي شده.
فرشيد! آقاي گيل آبادي مي گويد پشت اين جسارت ها سياستگذاري است. اما جسارت و بي پروايي تو در بعضي برنامه ها خيلي زياد است!
فرشيد منافي: در محتواي برنامه ها، همة عوامل نقش دارند. اما آن چيزي كه داري از اجراهاي من به آن اشاره مي كني، شايد به اين دليل است كه من با شنونده خيلي راحت و نزديك ام. چون در زندگي شخصي خودم هم همين طور هستم. من هم كه تا يك ساعت پيش داشتم با رفيقم حرف مي زدم و همين عبارات را با هم رد و بدل مي كرديم. ادب و احترام را هم حفظ كرديم و كسي هم ناراحت نشد. بعد آمدم يك سري جملات را گفتم و خيلي ها صدا زدند واي! چرا اين حرف را زد و از اين صحبت ها. ولي كم كم عادي شد.
آقاي منافي! بي روددربايستي مي گويم با حرفت مخالف ام! ما در رسانة نوشتاري كار مي كنيم و شما در رسانة شنيداري. حتما خط قرمزهايي وجود دارد. اين را، هم من و شما مي دانيم و هم مخاطب.
فرشيد منافي: شما الان داريد ما را محاكمه مي كنيد يا مي گوييد خوب است و چه جوري اين اتفاق افتاده؟
هم مي خواهم بگويم خيلي خوب است، هم اين كه چطور اين اتفاق افتاده؛ اين كه شامل راديو مي شود ولي شامل ساير رسانه ها نمي شود.
فرشيد منافي: اجازه بدهيد من از جواب دادن به اين سؤال در بروم. خيلي سخت است.
شهرام گيل آبادي: خط قرمزها بستگي خاص به موقعيت و زمان و مكان دارد. مثلا يك چيزي در يك جمع براي شما محدويت اخلاقي به وجود مي آورد و نمي توانيد بپرسيد. ممكن است به اين بگوييد خط قرمز آن جمع خاص. يك بار كنار سد منجيل بوديم. شبكة جوان پخش مي شد. با مهران دوستي كه داشت صدايش پخش مي شد، تماس گرفتم و گفتم با اين آدم هايي كه كنار سد منجيل ايستاده اند، ارتباط برقرار كن، خوش و بش كن. ديدم گوش جمعيت هم شد. ما به اين مي گوييم محيط انتشار پيام. گاهي اين زبان معياري كه انتخاب مي كنيم، در محيط انتشار نتيجة عكس مي دهد. اين از اشتباه انتخاب ما است. اين جا آسيب هاي ماست. گاهي به جاي زبان معيار، وارد حيطة زبان مخفي جوان هايي مي شويم كه اين اشتباه است و هميشه هم در جهت اصلاح آن قدم برداشته ايم.
شما مي گوييد اين بايد و نبايدها مربوط به اصحاب رسانه است و نبايد مردم از آن باخبر شوند. ولي حرف من اين است كه مردم متوجه مي شوند. مثلا وقتي از كنار بعضي مسائل مهم به سادگي عبور مي كنيد و هيچ واكنشي نشان نمي دهيد.
شهرام گيل آبادي: البته ما به اين شهره هستيم كه از كنار هيچ مسأله اي عبور نمي كنيم و وارد هر بحثي مي شويم. اما مي خواهم بگويم در تمام دنيا منافع ملي، خط قرمز است. حتي مي بينيد كه وقتي بي بي سي وارد منافع ملي مي شود، يك دفعه 32 نفر از مديرانش را بركنار مي كنند. يا مثلا در قضيه يازده سپتامبر يك دفعه تمام نشريات و راديو تلويزيون هاي خصوصي آمريكا هم حرفشان يكي مي شود. ما در مورد بديهيات صحبت نمي كنيم. اين را كه همه مان قبول داريم. فرشيد منافي: خيلي رك بگويم، شايد الان شهرام دو ساعت حرف بزند كه اين طور هست يا نيست! ولي واقعيت اين است كه چيزي كه شما در مجله مي نويسيد، ثبت مي شود ولي چيزي كه ما مي گوييم نه. البته آن جايي كه بايد ثبت شود، مي شود. گيل آبادي: دقت داشته باشيد كه رسانه ها اساسا چشم سوم اند؛ پايه سوم فضاي دموكراسي. يك خبرنگار در تمام دنيا از چنان جايگاهي برخوردار است كه مي تواند كاشف روابط خاصي باشد و پرده ها را كنار بزند، حالا اين طور كه خودتان مي گوييد و شما نمي رويد دنبالش و نمي توانيد، شايد از بي عرضگي تان است! يك چيز ديگري را هم اشتباه نكنيم. بين رسانه هاي مكتوب و رسانه هاي صوتي و تصويري، اختلافات ماهوي از باب كاركرد هست. مطمئن باشيد شما يك سري چيزهايي را نمي توانيد بگوييد كه ما مي توانيم بگوييم.
مشكلات مالي كه در راديو وجود دارد، باعث شده افراد يا بگذارند بروند يا فقط به خاطر عشق و علاقه بمانند. خيلي از كساني كه با شما كار مي كنند، اين قدري تأمين نمي شوند كه بتوانند ثابت با خود شما كار كنند. شايد اين باعث شده كه خيلي از آن هايي كه توانا هستند، جذب جاهاي ديگري بشوند و با راديو همكاري نكنند.
گيل آبادي: اين طور نيست. البته اين نكته را كه گفتيد كه خيلي ها بر سر عشق و علاقه دارند كار مي كنند، قبول مي كنم.
مگر چقدر مي توانند با عشق و علاقه كار كنند؟
گيل آبادي: بسياري از ماها كه حرفه اي راديو هستيم، خيلي چيزهايمان را از راديو گرفته ايم. البته خيلي چيزها را هم به راديو داديم. فرشيد منافي اگر فرشيد منافي شده، بخش عمده اش به خاطر راديو و تعاملي است كه با راديو داشته. هر چند مثلا اگر مي رفت در يك بنگاه كار مي كرد، وجه اقتصادي اش كاملا متفاوت بود.
ولي چيزهايي را در راديو مي توان ياد گرفت كه جاي ديگر نمي توان. من اگر خودم در فضاي تئاتر مي ماندم، خيلي از اين تجربيات كه راديو به من داده، اصلا فرصت تجربه اش را هم پيدا نمي كردم. فرشيد مي داند من چه مي گويم. راديو قابل مقايسه با جاي ديگر نيست. تجربه هايي را در اين جا پشت سر مي گذاريم كه هيچ گاه فراموش شان نمي كنيم؛ مثل حادثه آتش سوزي مسجد ارك، زلزله بم و همين زلزله تهران. شما شايد اجباري نداشته باشيد كه به دل حادثه بزنيد، ولي ما در لحظه بايد براي مردم حرف داشته باشيم. اين معامله، يك معاملة دوسويه است. كساني كه اهلش بوده اند، مانده اند و مثل آبي كه از بالا جاري است، جاي خودشان را باز كرده اند. كسي كه آب راديو را بخورد، نمي تواند برود.
عشق به راديو!
فرشيد منافي: واقعا بخش اعظمش همين است. مسأله ديگر هم اين كه راديو چيزي دارد كه توي تصوير نمي تواني داشته باشي. در تصوير همه چيزت لو مي رود. خيلي ها هستند كه مي روند و شايد بتوانند پشت تصوير دروغ بگويند، ولي تصوير هيچ وقت دروغ نمي گويد. مردم هم هوشمندند. اگر مي رفتم تلويزيون، شايد موقعيت خوبي براي من ايجاد مي شد، ولي موقعيتي كه الان در راديو دارم را فعلا دوست دارم.
فرشيد! اگر بداني كه يك نفر خيلي آدم بااستعدادي است و خوب هم مي نويسد و آدم خوش فكري است، با اين وضعيت پرداختي هاي راديو، خودت به اش پيشنهاد مي كني بيايد در راديو كه مثلا چند سال ديگر به جايي برسد؟
فرشيد منافي: آره.
گيل آبادي: اصلا توصيه نمي خواهد. اگر اهلش باشد، مي آيد. اين چيزهايي كه ما مي گوييم براي شما قابل فهم نيست ها! اين از آن موقعيت هايي است كه قابل توضيح دادن نيست.
فرشيد! الان دارم با تو به عنوان يك نيروي حرفه اي و تأثيرگذار راديو صحبت مي كنم؛ كسي كه بود و نبودش براي راديو محسوس است. از راديو خيلي چيزها گرفته و خيلي چيزها هم به راديو داده. نمك راديو را هم خورده. تو اگر قرار بود با همين حقوق راديو، گذران زندگي كني، باز هم اين جا مي ماندي؟
فرشيد منافي: (با كمي مكث) نه ديگر! زندگي ام از بين مي رفت.
شهرام گيل آبادي: ببينيد، نتيجه گيري شما نتيجه گيري درستي نيست. بحث من امثال پدر فرشيد منافي هستند. شما بايد برويد سراغ آن ها. فرشيد را كه سر و ته اش را بزنيد، 10 سال سابقه كار در راديو دارد و عددي نيست در برابر كاري كه علي منافي انجام داده است. ماها كه كسي نيستيم در جامعه راديويي. برويد بنشينيد پاي صحبت هاي بچه هايي كه از راديو فاصله گرفته اند. حوصله مناقشه در اين باره را هم با شما نداريم. ما يك چيزي مي گوييم، حالا يا شما دريافت مي كنيد يا نه. چون پارادايم هايمان مشترك نيست. من اين را خيلي راحت بگويم كه خردنامه اي هم نشود. خيلي رك و راست اگر بخواهم عرض كنم، دريافتي بچه هاي ما در راديو دريافتي شق القمري كه نيست هيچ، گاهي آن قدري هم نيست كه رويمان بشود به اين ها پرداخت كنيم. ولي اگر منظور شما اين است كه نبود آدم هايي كه به دليل مسائل مالي با راديو كار نمي كنند، باعث مي شود كه سطح راديو پايين تر بيايد، مي خواهم بگويم اين جور نيست. در مقابل آدم هايي كه اين جوري هستند، رفتيم دنبال آدم هايي كه صحبت هيچ چيزي از اين جنس را با ما ندارند و وجوه فرهنگي، بيشتر برايشان ارزشمند است.
من فكر مي كنم همه اين تفكري كه پشت اين شبكه وجود دارد، باعث نشده است كه در مجموع و با لحاظ كردن تك برنامه هاي موفق، برنامه قابل استفاده اي براي مخاطب توليد بشود. قابل استفاده از اين جهت كه شنونده را با خودش جايي نمي برد. به نظر مي رسد شبكة جوان بعضي جاها خيلي به سطح مي زند؛ مثل ستون هاي عامه پسند بعضي روزنامه هاي ورزشي كه يك چيزي را مي پرانند و مي روند.
گيل آبادي: راديو اساسا رسانة عميقي نيست. راديو رسانة فرهنگي است، اما اطلاع رسان است. قرار نيست عمق مطالب به گونه اي باشد كه شما يك بحث كاملا موشكافي شده اي را بشنويد.
اين را صفر و صدش نكنيم. مثلا ساعت 25 زمان خوبي دارد و مردم هم مي پسندند. ولي در اكثر برنامه هاي طنز، همه چيز خيلي گذرا است.
گيل آبادي: صحبتم ناتمام ماند. تعريف برنامه ها در راديو با هم فرق مي كند. مثلا در جواني به وقت فردا و پارازيت قرار نيست نقد اتفاق بيفتد. نقد يعني در مقابل چرايي قرار دادن پديده ها. وقتي كه در مقابل چرايي قرار دادي پديده اي را، چگونگي آن پديده هم خودش را آشكار مي كند. متوجه عرضم شديد؟
كلا اگر مي خواهيد جوابي بدهيد كه كسي چيزي نفهمد، عيبي ندارد. ما همين طور گوش مي كنيم!
شهرام گيل آبادي: نه، ببين عزيز من! نقد يك وجه عميقي دارد براي خودش. هر كسي و هر چيزي نمي تواند خودش را به نقد نزديك كند. وظيفه ما اطلاع رساني است و چون معمولا با موضوعاتي سر و كار داريم كه خشك است، ممكن است مجبور شويم تمهيداتي از جمله زبان طنز را در نظر بگيريم. يك وجه طنز، خنده اي است كه بر لب مي نشاند و وجه ديگرش سؤالي است كه ممكن است ذهن مخاطب را به خودش مشغول كند و آن را به فكر فرو ببرد. با همه اين تفاسير، ممكن است ما هم جايي، جوري عمل كنيم كه سطحي شود. اين را نفي نمي كنيم. اما اين را هم كه بخواهيد صفر و صد برخورد كنيد، قبول نمي كنيم. هيچ چيزي را نمي شود صفر و صد گفت. شما هم گويا مصداقي براي گفتن نداريد.
چرا، مصداق هست؛ مثلا يكي از برنامه هاي ورزشي تان كه بارها گوش داده ام و هر كدام از برنامه هايش را كه خواستيد، مي توانيم دربارة آن حرف بزنيم. واقعا فكر مي كنم در سطح عامه پسندترين روزنامه هاي ورزشي است.
شهرام گيل آبادي: خيلي راحت دارم مي گويم. آن برنامه دارد طبق مأموريتش عمل مي كند.
خب در اين مأموريت چرا اين قدر مخاطب دست پايين در نظر گرفته شده است؟ چنين برنامه هايي از مخاطب خود عقب اند. پس چرا بايد توليد شوند؟
گيل آبادي: ما بسته به مأموريت برنامه ازشان انتظار داريم. آن برنامه هايي كه شما مثال زديد، مخاطب سنجي برايشان صورت گرفته و مشخص شده براي آن ساعت خاص، فضاي خاصي هم مناسب است. هدف گذاري شده كه مثلا در حد يك جمله دو جمله مطرح كنيد و رد شويد. بحث هاي تحليلي، مأموريت برنامه هاي ديگري است.