باراك اوباما سناتور سياه پوست، خودش را كانديداي رياست جمهوري آمريكا كرده، آيا او اولين رئيس جمهور سياه پوست آمريكا خواهد شد؟
اين آمريكايي ها واقعا ته اش هستند. در حالي كه ادعا مي كنند در زمينه دموكراسي و حقوق بشر و اين جور چيزها به اشباع رسيده اند و مي خواهند صادرات دموكراسي شان را ولو به زور دگنك به حلق خلق الله ساير ممالك بريزند، در كشور خودشان نژاد اول و دوم، رنگ پوست، مذهب و حتي جنس اول و دوم خيلي مهم است. خيلي ها از اين كه يك زن مي خواهد كانديدا شود، قاتي كرده اند و خيلي هاي ديگر از اين كه يك سياه پوست به رياست جمهوري فكر مي كند، از فرط عصبانيت رنگ صورتشان سياه شده.
احسان ناظم بكايي- مهدي صارمي فر
آمريكا كشوري است كه هرازچندگاهي در تلويزيون خودمان مي بينيم پليس اش چطوري همين طور الكي به جان يك سياه پوست مي افتد، سفيدپوست هايش هنوز سياه ها را كاكا سياه صدا مي كنند و... حالا در اين كشور يك سياه پوست دورگه به سرش هواي رياست جمهوري زده. به اين بهانه، اول يك كوچولو سراغ اين كه سياه پوست ها در ينگه دنيا چه وضعي داشته و دارند رفته ايم و بعد هم سراغ ماجراي انتخابات آمريكا و اين كه اصلا چرا كانديداهاي انتخاباتِ دو سال بعد، از همين حالا معلوم هستند و قضيه چطوري است و اين حرف ها و در آخر هم چند تا از چهره هاي معروفشان را به تان معرفي كرده ايم.
سيصد سال پيش، كار زياد و كمبود نيروي كار باعث شد آمريكايي ها به خصوص ساكنان مناطق جنوبي سوار كشتي هايشان بشوند و بروند آفريقا تا سياه پوست ها را به عنوان برده و كارگر مفت، شكار كنند. اين طوري، پاي سياه پوست ها به آمريكا باز شد.
تجارت برده در جنوب آمريكا كم كم گرفت و بندرهاي جنوبي پر بود از كشتي هايي كه يا با بار برده سياه به آمريكا رسيدند يا داشتند براي شكار به آفريقا مي رفتند.
با اين كه دو منطقه شمالي و جنوبي با هم يك كشور را درست مي كردند، اما اختلاف بين آن ها زياد بود. شمالي هاي كارخانه دار كه نيروي كارشان سفيدپوست بود، تو كتشان نمي رفت كه جنوبي هاي كشاورز و مزرعه دار، از سياه پوست ها اين طور بيگاري بكشند. بنابراين جنگ بين دو طرف شروع شد و شمالي ها پيروز شدند و علي الظاهر قانون برده داري كه طبق آن بيشتر از 90 درصد سياه ها بردة سفيدها بودند، لغو شد. اما تبعيض نژادي و رنگي در جامعه آمريكا به يك عرف تبديل شده بود. (عرف يعني با اين كه در قانون نيامده مهريه چند هزار سكه باشد، اما همه مهريه هاي چند هزارتايي بگيرند، چون رسم و عرف است!)
ورود سگ و سياه ممنوع!
سياه پوست ها بايد پشت سر سفيدها حركت مي كردند، آسانسورها و شيرهاي آب شان جدا بود. خيلي از رستوران ها نوشته بودند: ورود سگ و سياه، ممنوع. سفيدها جلوي اتوبوس مي نشستند و سياه ها عقب. اگر يك پسر نوجوان سفيد پوست وارد اتوبوس مي شد، پيرزن سياه پوستي كه روي صندلي نشسته بود، بايد جايش را به او مي داد.
تعدادي از سياه ها كه با اين شرايط كنار نمي آمدند، برگشتند آفريقا و كشوري به نام ليبريا (سرزمين آزادگان) را درست كردند. اما خب خيلي ها هم ماندند، چون چند نسل بود در آمريكا زندگي كرده بودند و خودشان را آمريكايي مي دانستند تا آفريقايي. يك عده مي خواستند با زور حق شان را بگيرند و يك عده هم مثل مارتين لوتركينگ با راهپيمايي، گردهمايي و كارهاي مسالمت آميز دنبال حق شان بودند. آن ها مثلا چند ماه سوار اتوبوس نشدند تا شركت هاي اتوبوس راني را به خاك سياه نشاندند. پدر و مادرها مدام در گوش بچه هايشان زمزمه مي كردند: تو بايد ده برابر بيشتر از يك سفيد تلاش كني تا در جامعه تو را با او برابر ببينند... شايد نتوني تو رستوران با يك سفيد غذا بخوري اما حتما مي توني يك روز، رئيس جمهور بشي و به همه سفيدها حكومت كني.
همين زمزمه ها باعث شد تا در انتخابات امسال كنگره آمريكا، 43 سياه پوست به كنگره راه پيدا كنند و بعد از 200 سال كه نامزدهاي رياست جمهوري همه مرد و سفيدپوست بودند، حالا دو سياه (يكي حتما اوباما و يكي احتمالا رايس ) جزء كانديداها باشند.
سياهي، كيستي؟
باراك اوباما، 45 سال پيش در هاوايي به دنيا آمده. پدرش كنيايي و مادرش سفيدپوست و اهل تگزاس است. نوجواني اش در هاوايي و اندونزي بود و بعد هم از دانشگاه هاروارد در رشته حقوق فارغ التحصيل و وارد دنياي سياست و حزب دموكرات آمريكا شد و چند سال قبل به عنوان نماينده ايالت ايلينوي به مجلس آمريكا راه پيدا كرد. يك ماه پيش هم در همين ايالت، رسما اعلام كرد كه براي انتخابات رياست جمهوري سال 2008 كانديدا مي شود. اين اتفاق خيلي سر و صدا كرد، چون دموكرات ها تقريبا مطمئن بودند بعد از 8 سال مي توانند جمهوري خواه ها را از كاخ سفيد بيرون كنند و داشتند روي هيلاري كلينتون (متعلقه بيل كلينتون رئيس جمهور قبلي آمريكا كه آن بي ناموس بازي ها را با منشي اش مونيكا درآورد) كار مي كردند. اما يكهو با كانديدايي روبه رو شدند كه ميزان محبوبيتش به خاطر جواني، عدم سوءسابقه سياسي و خوش برخوردي، مدام بالاتر مي رفت.
چند تايي هم سياه پوست بودن او را زير سؤال بردند و گفتند او دورگه است و اصيل نيست و اين طوري خواستند نشان بدهند اين محبوبيت ربطي به رنگ و اين ها ندارد.
به غير از اوباما و كلينتون، دو سه نفر ديگر هم مي خواهند از طرف دموكرا ت ها كانديداي رياست جمهوري شوند. اما با سيستم هردمبيل انتخابات آمريكا كه هر حزب مي تواند فقط يك نفر را معرفي كند، نه تنها بقيه بلكه حتي اوباما هم ممكن است توسط خود دموكرات ها از گردونه خارج شود.
دموكراسي زاقارت آمريكايي
سيستم سياسي آمريكا واقعا يك سيستم آزاد و مامانِ چند صدايي است كه البته فقط از آن، دو صدا شنيده مي شود. در اين كشور، فقط دو تا حزب اصل هستند كه هر كسي بخواهد وارد سياست شود، بايد وارد يكي از آن ها شود.
سيستم انتخابات رياست جمهوري يك سيستم حزبي است. يعني ملت در هر ايالت به حزب رأي مي دهند و اگر آراي حزبي در ايالت از 50 درصد بيشتر شد، تمام ايالت به نام آن حزب مي شود. (آن هايي هم كه به حزب ديگر رأي داده اند، نقش كشك را دارند!) آخر سر هم هر حزبي، ايالت هاي بيشتري گرفت، كانديداي او رئيس جمهور مي شود.
اما اين بازي، درون حزب ها هم هست. دو سال قبل از انتخابات، آن هايي كه مي خواهند كانديدا شوند، ايالت به ايالت مي چرخند و سر مردم را مي خورند و بعد طبق نظر هم حزبي ها، يكي انتخاب مي شود. اين طوري هر حزب يك كانديدا دارد و كل انتخابات با دو كانديداي اصلي برگزار مي شود. با اين وضع زاقارت احتمال اين كه اوباما كانديدا شود كم است.