نظرسنجي خبري صداوسيما
خبرت را از كجا مي آري؟
نظرسنجي هاي تكان دهندة صدا و سيما از بخش هاي مختلف خودش ادامه دارد و مثل هميشه نشان مي دهد مخاطب ها واله و شيداي برنامه هاي جذاب تلويزيون هستند. در ادامة اين نظرسنجي ها كه هميشه توسط خود تلويزيون انجام مي شود، اين هفته بخش هاي مختلف خبر، مورد اقبال و توجه عمومي قرار گرفته اند.در اين نظرسنجي، خبر ساعت 21 شبكه اول كه سمبل عصاقورت دادگي و پيرمرد خبرهاست، با حدود 60 درصد در صدر جدول ايستاده. بيست و سي شبكه دو با جنگولك بازي و سعي در ايجاد فضاي محاوره اي در خبر، 57 درصد ملت را جذب كرده. در رتبه سوم، اخبار ساعت ده توانسته 50 درصد رأي كسب كند. خبر ساعت 22:30 شبكه دو، چهل درصدي بيننده دارد و چهارم است و خبر ورزشي يك ربع به هفت شب با 34 درصد، پنجم است. همان طور كه مي بينيد، ميزان رضايت عمومي از پنج بخش خبري از 280 درصد هم بيشتر است! اما در پايان براي نمك قضيه گفته شده سه درصد اصلا اخبار صدا و سيما را با واقعيت منطبق نمي دانند و دوازده درصد در حد خيلي كم به اخبار صدا و سيما اعتماد دارند.
برگزاري مراسم تجلي اراده ملي
پس ما چي؟
آي كيوي اين مسؤولان سينمايي ما را بايد چهار قاب كرد زد به ديوار. چه بگوييم از اين همه تيزيت و هوشمندي! مي دانند توي جشنوارة فجر، موقع اهداي سيمرغ ها ملت مي افتند به جان هم. مي دانند اگر به كسي جايزه ندهند، طرف مي افتد به زير آب زني. برداشته اند يك مراسم درست كرد ه اند به اسم مراسم تجلي ارادة ملي كه توي آن سيمرغ نگرفته ها را مي بندند به سكه و جايزه. تازه تيزبازي اساتيد از اين ها هم خيلي بالاتر است. فكر كرديد جايزه ها را خودشان از جيب مبارك مي دهند؟ خواب ديده ايد، خير باشد! هر چي سازمان توي مملكت هست از وزارت نفت و شركت مترو گرفته تا ستاد ويژه توسعه فنآوري نانو، هر كدام به سليقه خودشان به يك سري بازيگر و كارگردان و فيلم جايزه داده اند. البته مطمئنا، سيمرغ نگرفته ها مقدم ترند! اين وسط فقط سازمان فلافل مركزي آبادان، سازمان تهيه و تكثير سي دي هاي مجاز و ديوان عالي بدنسازي كل كشور مانده اند كه قول داده اند در طول سال، حتما حضور پرشوري توي مراسم به هم برسانند. توي اين مراسم فيلم ميناي شهر خاموش ، به كارگرداني اميرشهاب رضويان با اختصاص 56 سكه از چهار سازمان اول، خون بازي به كارگرداني رخشان بني اعتماد با دريافت 30 سكه از چهار سازمان دوم و پابرهنه در بهشت به كارگرداني بهرام توكلي با دريافت 28سكه سوم شدند. البته مازيار ميري و مريلا زارعي و مسعود ده نمكي هم مقدار معتنابهي سكه گرفته اند و در حال حاضر گفته مي شود كه خوشحال و خندان اند. اين وسط مثل اين كه فقط سر بر و بچه هاي تحريريه، بي كلاه مانده است كه بچه ها در حال نوشتن يك نامه سرگشاده به مسؤولان هستند تا شايد سال بعد سكه اي، چيزي بگيريم!
|
|
|
نامه مريلا زارعي
مهندس! چرا سيمرغ تموم شد؟
ببينيد تو رو خدا، يك سيمرغ فَكَسني، چه اعصابي از اين هنرمندها خرد كرده. آخر يك شيشة 30 سانتي كه با پايه اش ده هزار تومان هم نمي شود، ارزشش را دارد؟ همين الان يك نامه به دستمان رسيد كه بين بقيه نامه هايي كه اين روزها رد و بدل شدنشان مُد شده، خيلي توي چشم است؛ نامه مريلا زارعي به محمدعلي نجفي ـ يكي از داورها ـ ما بخش هايي از نامه را عينا برايتان نقل مي كنيم تا اگر روزي به تان سيمرغ ندادند، چطور طرف مقابل را بشوييد و از رخت آويزان كنيد. اين ظرافت نيست كه شما، دو نفر را به عنوان كانديدا اعلام كنيد. اي كاش ظريف تر عمل مي كرديد و در همه رشته ها نام يك نفر را به عنوان نامزد دريافت جايزه اعلام مي نموديد. ان شاءالله بماند براي سال آينده... جناب آقاي مهندس! مگر مي شود در اين همه فيلم، شما فقط سه نفر را به عنوان نامزد بهترين بازيگر زن (مكمل و اول) اعلام كنيد؟ آخر تنگ نظري تا كي؟ شما با اين كار نشان داديد كه ديگر نفر چهارم يا پنجمي وجود ندارد! از توهين مستقيم شما به بازيگران زن سينماي ايران سپاسگزارم... شما در داوري دچار اشتباه شديد. تا آن جا كه افرادي را با وجود اين كه نقش مكمل بودند، به عنوان نامزد نقش اول اعلام كرديد. لطفا جهت اطلاع جامعه سينمايي، تلقي خود را از نقش اول و مكمل اعلام كنيد، چون ممكن است اين اشتباه توأم با ظرافت شما در آينده، همه فرمول ها را به هم بريزد... جناب آقاي مهندس! چطور ممكن است فردي نامزد بهترين كارگرداني باشد، اما در هيچ رشته اي استحقاق نامزدي جايزه را نداشته باشد؟ مگر ممكن است؟ لطفا تعريفتان را از بهترين كارگرداني ارائه بدهيد، چرا كه در انتخاب هاي ما در آينده ممكن است مؤثر باشد... شما سر يك سفره نشسته ايد، فردا سر صحنه، چشم هايتان به چشم هم مي افتد. چرخ روزگار شما را با هم همكار مي كند. آرام باشيد، يك نفس عميق بكشيد، به بهار فكر كنيد به سيمرغ هاي بعدي، به به!
|
|
|
افتخاري ديگر براي بقيه
تخت جمشيد، يخ زد
به هر حال علي رغم ميل باطني مان بايد قبول كنيم همة هوش و آي كيو در ايران جمع نشده و مقدار اندكي از آن هم به بقيه كشورها رسيده . نمونه اش در همين ژاپن. اين چشم بادامي ها بالاخره فهميده اند كه تخت جمشيد خيلي جاي تاريخي و توپي است و مقداري از آن را با يخ ساخته اند. البته همين فهم اندك را هم ما شيرفهمشان كرديم. كارگر مدير موزه ملي ايران گفته، ما از تابستان نمايشگاه شكوه پارسي را در ژاپن برگزار كرديم و آن ها در زمستان فهميدند تخت جمشيد يعني چي! البته او اشاره اي به آسيب هاي احتمالي آثار تاريخي هنگام حمل و نقل نكرد، چون ما از اين تخته سنگ هاي حكاكي شده زياد داريم. بخشي از تخت جمشيد در كنار آثار ديگر تاريخي هند و ژاپن و بقيه كشورها با يخ ساخته شده و در فستيوال برف و يخ ساپورا نصب شده.البته بقيه كشورها براي ساخت كارهايشان پول داده اند، اما براي ما مجاني درآمده؛ دليلش هم به نقل كارگر اين است: اين نشانه اهميت معماري و فرهنگ يك جامعه است كه ساير كشورها حاضر به انجام چنين هزينه هايي مي شوند. كارگر در پايان، اشاره اي به سرنوشت الواح هخامنشي گروگان گرفته شده در آمريكا نكرده. در پايان به دو سؤال كه توسط شما عزيزان مطرح شده، جواب مي دهيم:
ح.فتحي: از سرنوشت آن غيرايراني كه در گروه حسن فتحي اين ها بود و با كلنگ در تخت جمشيد ساختار شكني كرده بود، خبر داريد؟آيا او اعدام شده؟ پروژة مدارصفردرجه خوابيده؟
ما: نه خير، به دلتان بد راه ندهيد. ايشان الان در سواحل نيلگون درياي مديترانه لم داده اند و دارند حالش را مي برند. سريال مدارصفردرجه هم با قدرت ويرانگرش دارد ساخته مي شود .
ك.هخامنشي: آيا سد سيوند آبگيري مي شود؟ اگر بشود سر پاسارگاد و قبر كورش و ابنيه تاريخي آن جا چه بلايي مي آيد؟
ما: بايد بشود چون لازم است. در ضمن كورش هم بهتر است مثل هميشه آسوده بخوابد كه ما همه برآبيم.
برندگان جشنواره برلين اعلام شدند
برلين خرست را بردار و برو!
ما نمي دانيم جشنوارة فجر نبود، اين خارجي ها چه كار مي كردند؟ مثلا همين جشنوارة برلين. نامزدها مي بينند ما اين ور داريم جشنواره برگزار مي كنيم و همة آدم معروف ها را اين جا، دور هم جمع كرده ايم. مي بينند چپ و راست، فيلم درجه يك نشان مي دهيم. دقيقا توي همين تاريخ، جشنواره برگزار كرده اند. خيال مي كنند مي توانند با اين جور حركات خزنده و مذموم، جشنوارة ما را از رونق بيندازند. اما همان طور كه واضح و مبرهن است، نه تنها نمي توانند، بلكه با اين حركتشان در حقيقت خودشان را ضايع مي كنند. تازه اگر هم بگويند جشنواره برلين جزء پنج جشنوارة توي دنياست، باز هم جشنوارة فجر از همه شان اول تر است. تورو خدا، برنده هاي جشنواره شان را داشته باشيد. كدامشان را مي شناسيد؟ خرس طلا براي فيلم ازدواج تويا ساخته وانگ كونان از چين. بهترين بازيگر مرد خوليو چاوز از آرژانتين، براي فيلم ديگر ، بهترين بازيگر زن نينا هاوس از آلمان براي فيلم يلا .... باز هم بگوييم؟ هنوز قبول نكرده ايد كه بهرام رادان و باران كوثري و حسين لطيفي از اين آدم ها خيلي خيلي معروف ترند و توي دنيا بيشتر صدقه سرشان مي روند؟ حالا ايمان آورديد كه همين سيمرغ خودمان از هر چي خرس و زرافه و الاغ و هر جور حيوان طلايي ديگر بهتر است؟
پيام هاي كوتاه
اردلان شجاع كاوه در فيلم تلويزيوني درياي رنگين كمان علي خودسياني، بازي مي كند.
رسول صدرعاملي، فيلم جديدش را با بازي حيايي و شكيبايي مي سازد.
محمد خواجوي، راوي سريال جنگجويان كوهستان و دوبلور قديمي درگذشت.