|
بعد از گذشت 30 سال، وقت ساخت شهرك سينمايي انقلاب نرسيده است؟
مصائب بازگشت به انقلاب
|
|
|
جوان انقلابي در حالي كه سوار پرايدش است و دارد از تونل رسالت رد مي شود. ناگهان اس ام اسي به موبايلش مي رسد: Savakiha Donbaletan dar ro . صحنة بعدي، همان جوان را مي بينيم كه پشت لپ تاپ اش نشسته و دارد اعلاميه اي را Send to all مي كند. شايد اين كه چنين تصاويري را در سريال يا فيلمي مربوط به انقلاب ببينيم، غيرعادي باشد. اما كم كم دارد فاصلة ما از زمان انقلاب بيشتر مي شود و تغييرات روز به روز همه جا را تغيير مي دهد و فيلمسازها با همة تلاششان سوتي هاي تمشك خوري مي دهند؛ مثل از نفس افتاده كه برج ميلاد، مرقد امام، بزرگراه يادگار امام(ره) در نماهاي باز آن به وضوح ديده مي شد. مشكل از كجاست؟
ساختن فيلم مربوط به دهة 40 و 50 خيلي سخته. حتي در دهة 60 هم سخته. چون همه چي عوض شده. ما هر سال مي خواهيم براي انقلاب كار كنيم، اما هيچ وقت به اش فكر نشده. نجم، مدير توليد تا صبح، اين نظر را راجع به سريال سازي انقلابي دارد: ما مشقت زيادي داريم. سر دوربين برگردد، علمك گاز و پرايد و پژو مي آيد در تصوير. كجا برويم كه پرايد و علمك نباشد؟ چه كار كنيم؟ پيدا كردن جواب براي اين سؤال ها، زمان زيادي مي گيرد. اما بافت جنوبي شهر تهران و بخش هاي زيادي از شهرستان ها تغيير زيادي نكرده و مي تواند مثل هميشه جواب بدهد. نژاد ايماني طراح صحنة تا صبح ، حرف جالبي مي زند: آن فضاها آن موقع نو بود، الان ديگر كهنه شده. تازه فعاليت هاي عمراني كه براي بهبود وضعيت زندگي مردم انجام شده مثل تيرهاي برق و علمك گاز، براي ما مشكل ايجاد كرده است. ما الان كار غير استوديويي در بافت زنده شهر مي كنيم. مزاحم مردم هستيم. ماشين هاي جديد را از كوچه جمع مي كنيم. مواظب مردم هستيم كه با قيافه امروزي رد نشوند. اين كه چه كار مي شود كرد را ديگر همه مي دانند. 17سال از جنگ گذشته و ما در جنوب تهران شهرك سينمايي دفاع مقدس داريم، اما 30 سال از انقلاب گذشته و خبري از ساخت شهرك انقلاب نيست. هرچند انگار براي تا صبح، شهرك كوچكي توسط خود گروه ساخته شده، آن هم در گوشه اي از محوطه و ساختمان كارخانة قديمي چيت سازي، جاهايي مثل داروخانه و كباب خانه. اما مشكل اين جوري برطرف نمي شود.
يك سري فضاها، خيلي مهم بوده كه الان تغيير كرده. مثلا ميدان انقلاب كه همه چيزش به هم ريخته يا جلوي مجلس كه الان نمي شود كار كرد. ما اگر بخواهيم شهركي بسازيم، بايد از الگوهاي پيشرفته استفاده كنيم؛ يك شهرك سيال با دكورهاي مختلف تا بعد از چند كار، همه چيزش لو نرود. همين شهرك غزالي، آن قدر از همه جايش فيلم گرفته اند كه همه اش تكراري شده و جاي جديد ندارد.
خودروهاي فرسوده را جمع نكنيد
طرح جمع آوري خودروهاي فرسوده كه عمرشان از سي سال مي گذرد، طرح خيلي خوبي است. اما وقتي اين طرح عملي شود، دست سريال سازهاي انقلابي براي كرايه يا خريد اين ماشين ها بسته مي شود. دو سال ديگر كه انقلاب، 30ساله مي شود، ديگر هيچ ماشيني با قدمت سال۵۷ نمي ماند. خودروهاي فرسوده را الان مي توانند به جاي اين كه اسقاط كنند، مجاني بدهند به ما. اين ها را مي شود آرشيو كرد. اجاره داد و بازدهي مالي ايجاد كرد. همين الان در شهرك غزالي، از كراية تك تك اجزاي دكورها پول مي گيرند. البته اين ديد اقتصادي نسبت به قضيه، ديد نجم مدير توليد است. نژاد ايماني جور ديگري به قضيه نگاه مي كند: ما به هر چي كه بدهند رضايت مي دهيم. يك سري چيزها آن موقع بود كه الان ديدنش افسانه است، مثل ايمپالاي نقره اي.
اما مشكل فقط خودرو نيست. لباس، لوازم و چيزهاي جانبي مربوط به زمان انقلاب، الان ديگر زياد استفاده نمي شود. نژاد ايماني معتقد است هيچ آرشيو درست و حسابي اي هم در اين زمينه وجود ندارد: آرشيوهايي هم كه هستند محدودند و تعرفه ها هم بالاست. مثلا پيراهن يقه خرگوشي كه 5 هزار تومان است، كراية پنج ماهش از فلان آرشيو، 5 هزار تومان مي شود. براي همين، پروژه ها خودشان براي خودشان آرشيو درست مي كنند. فقط هم لباس نيست. الان تلويزيون مبلة قديم كه روشن شود، بعيد است ديگر باشد. رنگ وسايل خانه هاي آن موقع، رنگ هاي شارپ مثل آبي و مغزپسته اي بود. مثل الان اين قدر رنگ هاي دودي زياد نبود.
همه مي خواهند تمشك بدهند
ما با علي حاتمي وقتي زمان قاجار را كار مي كرديم، اگر روي سر كسي كلاه بوقي شكل مي گذاشتيم، كسي ايراد نمي گرفت. چون كسي از آن زمان نبود كه مانده باشد. اما الان اگر يك اشتباه كني، چون خيلي ها دوران انقلاب بوده اند و آلبوم هايشان را دارند، سريع ايراد مي گيرند. نجم با اين حرف، اعتراف مي كند كه خيلي ها منتظر گاف كارهاي انقلابي اند تا مزرعه تمشك راه بيندازند. اما بابائي، گريمور تا صبح، به نكتة جديدي در كارها اشاره مي كند: ما آلبوم هاي خانوادگي را ديده ايم، اما يك سري تيپ ها مثل تيپ چپي. سبيل كلفت يا روسري شبيه روسري منافقين را تلويزيون اجازه نمي دهد. ضمن اين كه بازيگرها الان همزمان در چند كار بازي مي كنند و نمي شود زياد به شان دست زد. گريم شان را زياد تغيير داد. اين، دست ما را مي بندد. ما نمي توانيم مو كوتاه كنيم. مي توانيم ريش بگذاريم. تازه بعضي ها به لاتكس حساسيت دارند و يك سري هم نمي توانند چند ساعت زيردست ما در اتاق گريم بمانند. مطمئن باشيد اگر هيچ اتفاقي در شهرك سازي سينمايي براي انقلاب و جمع آوري آرشيو مناسب نيفتد، 20 سال ديگر در سريال ها و فيلم هاي انقلابي مان از تصاويري كه اول مطلب گفتيم، فت و فراوان ديده خواهد شد.
|