اين آمارهاي غلط انداز
افغاني ها در پارك وي
اين آمارهاي غلط انداز، وجود دختران مجرد مازاد بر پسران مجرد را پخش مي كنند، آن وقت انتظار دارند هيچ اتفاقي هم نيفتد.
حداقل يك موردش را كه خودمان در فيلم پارك وي آخرين ساخته ژانر كرك و پرريزان فريدون خان جيراني ديديم كه دوتا دختر نشسته بودند در يك كافي شاپ و ناگهان يك پسر ژيگول، با موهاي سيخ سيخي و يك عينك دودي مكش مرگ من، در حالت اسلوموشن وارد صحنه شد. ما ابتدا فكر كرديم در سينما هم وسط فيلم ها آگهي بازرگاني گذاشته اند و مثلا تبليغ عينك دودي اي، چيزي است. نگو حالا همين صحنه يكي از نقاط حساس فيلم است و همين پسرة خل و چل با همين تريپ اش و با سوءاستفاده از اين قضيه كه دخترها همه اش فكر مي كنند روي دست خانواده شان مي مانند، قاپ يكي از آنها را مي دزدد و بعد هم كه ديگر همه اش خون و خونريزي. تبر و تبركشي. جيغ و جيغ كشي.
حالا علاوه بر تأثير منفي اين آمارهاي غلط انداز بر روي كارگردان هاي باسابقه اي مثل فريدون خان، يك مورد خيلي ضايع ديگر در اين خصوص هم ازدواج چندين هزار زن ايراني با اتباع خارجي مثل افغاني ها و پاكستاني ها و عراقي ها و اين هاست. يعني اتفاقي كه خدايي اش از فيلم پارك وي هم افتضاح تر است. آمارها مي گويند تابه حال 6 هزار زن ايراني با اتباع خارجي ازدواج كرده اند كه بيشترشان از برادران سرزمين من (افغان) هستند.
بودجه NGOها 5/2 ميليارد كاهش يافت
پيش به سوي رفع فتنه
از اولش هم راه اندازي اين NGOها اشتباه بود. اين ها يك مدل سوسول بازي است.
كه چي؟ تعدادي آدم بيكار جمع مي شوند يك جا و مثلا مي خواهند به طور مستقل براي امور عمومي برنامه ريزي كنند. اسم خودشان را هم گذاشته اند سازمان مردم نهاد يا چيزي در همين مايه ها. تا سال قبل هم بيخودي 5 ميليارد از پول بي زبان اين مملكت، يكهو سرازير مي شد سمت NGOها و كلي اسراف و به يغمارفتن سرماية اين مرز و بوم. حالا خدا را شكر، امسال در بودجه سال 86 جلوي اين خسران گرفته شده و بودجة 5 ميليارد توماني اين بخش به 5/2 ميليارد كاهش پيدا كرده است؛ يعني كاهش 50 درصدي. سال گذشته از 2100 تشكل حمايت مي شد و امسال با اين وضعيت، حداكثر 900 تشكل تحت پوشش قرار مي گيرند.
اصلا درستش هم همين است. اگر مي گوييد مستقل هستيد، خب برويد خودتان هم مستقلا صندوق ذخيرة ارزي براي خودتان درست كنيد و فرت و فرت ازش برداشت كنيد. يا چه مي دانيم پول نفتتان را به جاي اين كه برويد خوش گذراني، درهمين NGOهايتان خرج كنيد.
لباس هاي غيرمجاز متلاشي شدند
بالاخره روزي خوش مي پوشيم!
حالا اين كه اين شلوارهاي زاقارت و تنگ و مانتوهاي كوتاه و روسري هاي عروسكي و لباس هاي اينچنيني را از پشت ويترين ها جمع نمي كنند، دليل نمي شود فكر كنيد اين ها ايرادي ندارند. اين كه نمي آيند كمد لباستان را بريزند توي گوني و ببرند، دليل نمي شود فكر كنيد همايون آباد هم براي خودش شهري است. نه خير! حال مي دهند كه به تان چيزي نمي گويند.
نشان به اين نشان كه تعدادي از گروه هاي سازمان يافته كه اقدام به واردكردن همين لباس هاي غيرمجاز مي كردند، اخيرا توسط نيروي انتظامي شناسايي و از بيخ متلاشي شدند رفتند پي كارشان.
مديركل نظارت اماكن عمومي نيروي انتظامي از شناسايي و متلاشي كردن 5 شبكه سازمان يافتة توزيع لباس غيرمجاز در كشور خبر داده و گفته: اعضاي اين شبكه، پوشاك غيرمجاز را به صورت غيرقانوني به كشور وارد و اقدام به توزيع آن در سراسر كشور مي كردند.
بالاخره روزي مي رسد كه همگي اين شبكه هاي منحوس داخلي و خارجي متلاشي شده و پس از ساماندهي مد، همه خوش پوش خواهيم شد. بيخود دنبال اين جور البسة غيرمجاز و قاچاق نباشيد.
گردش مالي تجارت موادمخدر
سي دي خانوادگي بزن كنار!
ببينيد چقدر آش قضيه شور شده كه قرار است از سال آينده، مضرات موادمخدر در كتاب هاي درسي دوره دبيرستان گنجانده شود.
درحال حاضر، موادمخدر با گردش مالي 1500 تا 2000 ميليارد دلار در سال، پرسودترين تجارت غيرقانوني در دنيا است و ما به همان ميزان كه نفت صادر مي كنيم و بلكه خيلي بيشتر، موادمخدر وارد مي كنيم. البته نفت را خودمان رسما صادر مي كنيم و زحمت واردات موادمخدر را عوامل زحمتكش شبكه قاچاق مواد برايمان مي كشند.
جوان هاي ما هم كه در جريان اند كه اين شغل (قاچاق موادمخدر) چقدر زحمت مي برد و چقدر سختي كار دارد و چقدر خطرناك است. براي همين، براي رفع خستگي اين عزيزان به هيچ كدام از انواع اين مواد نه نمي گويند و هر روز يك مدل از آن را تست مي كنند. جواناني هم كه در اين تست ها قبول مي شوند، يكراست وارد زندان مي شوند و هرچه بيشتر و از نزديك با پيش كسوتان شبكه قاچاق آشنا مي شوند.
در همين راستا دبير ستاد مبارزه با موادمخدر كشور معتقد است در قانون معتاد مجرم است، اما ما يك سري معتاد جوان داريم كه اين ها مجرم نيستند، آنها بيمارند و ما درصدديم بخشي از معتادان را كه بيمار هستند، از توزيع كنندگان موادمخدر در زندان جدا كنيم.
ابتدايي زوركي مي شود
مهرورزي آري، اردنگي نه
هر چيزي با مهرورزي يك چيز ديگري است! هر معضل و مشكل اجتماعي، تاريخي و غيره را كه شامل مبحث مهرورزي بنماييد، يكهو تغيير ماهيت داده و به بدل خود تبديل مي شود. حالا اين مشكل مي خواهد اقتصادي باشد، سياسي باشد، فرهنگي باشد و هر چيز ديگري هم كه مي خواهد باشد. مثلا يكي از مشكلات ما در مسائل كلان آموزش و پرورش، اين است كه بچه كه مي خواهد برود مدرسه، با توسري و فحش و فضاحت از خواب بيدارش مي كنيم و با اردنگي از خانه پرتش مي كنيم بيرون. بعد بچة بنده خدا همان طور كه هنوز خواب آلود است و از اين وضعيت نامهربانانه هم شاكي است، مي رود مدرسه و بلافاصله مردود مي شود. در همين راستا معاون آموزش و پرورش عمومي گفته: بايد تلاش كرد تا دانش آموزان را مهربانانه وارد عرصة تحصيل كرد و تفكر منفي مردودي را با به كارگيري شيوه هاي شايسته از مدارس دور كرد. ضمنا آقاي احمدي گفته: به دنبال آن هستيم تا در دولت، آموزش را تا پايان دورة ابتدايي براي همه اجباري كنيم. ايول!
خدايي اش بيكاريدها
اين رانندگان فضول
رانندگي براي مردم ما شده عادت. اكثر كارهايي هم كه در حين رانندگي انجام مي دهيم، با توكل بر خداست و معمولا خودمان هم از اين كه جان سالم به در مي بريم، تعجب مي كنيم!
موقع لايي كشيدن ها، موقع ويراژدادن ها، موقع پيچاندن چراغ هاي زرد و قرمز و خلاصه اكثر مواقع. يكي از مسؤولين راهنمايي و رانندگي كه نخواسته نامش فاش شود، گفته است: به جرأت مي گويم حتي 10 درصد از مردم ايران هم رانندگي بلد نيستند. وي معتقد است بايد گرفتن گواهينامه ماشين از گواهينامه خلباني هم سخت تر شود.استاد از حس فضولي ملت، حسابي شكار است(!) و مي گويد: وقتي ما اعلام مي كنيم كه فلان مسير (به خصوص چالوس) مسدود است، همه مي آيند ببينند چرا مسدود است. همين مسأله خودش باعث ترافيك شديد و مشكلات بعدي مي شود. خب راست مي گويند ديگر! خيابان جردن كه نيست راه بيفتيد برويد خيابان گردي. جاده است و ريزش سنگ، كوه و برف و سرما. اين همه راه گز مي كنيد كه برويد ببينيد چرا جاده بسته است؟ خدايي اش بيكاريدها!
توريست ها حمله مي كنند
و صنعت گردشگري متحول شد
شك نكنيد صنعت گردشگري در كشور، طي سال آتي با يك تحول اساسي مواجه خواهد شد. طوري كه گردشگر پشت گردشگر خواهيد ديد كه از در و ديوار ابنية تاريخي اين مملكت بالا و پايين مي روند و با ملت عكس يادگاري مي گيرند.حدس بزنيد علت اين پيش بيني كه دارد با ضرس قاطع از سوي ما مطرح مي شود چيست؟ برنامه ريزي متوليان امور گردشگري كشور؟ اختصاص بودجه براي تجهيز و رسيدگي به مناطق گردشگري؟ تبليغات بتركون ديگر متوليان؟ خواب نماشدن گردشگران؟ چي؟
دليل آن، هيچ كدام از اينها نيست. اين كه مي گوييم صنعت گردشگري طي سال آتي با يك تحول مواجه خواهد شد، به اين دليل است كه قرار است از سال آينده پليس گردشگر در كشور آغاز به كار كند. اين طوري واضح و مبرهن است كه امنيت گردشگران بالا مي رود و آن تحولي كه گفتيم، روي شاخش است. فرمانده يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي گفته است: متناسب با نيازمندي هاي كشور در فاز اول اين طرح، پيشنهاد فعاليت 2200 نفر پليس گردشگر براي حفظ امنيت گردشگران به ستاد كل نيروهاي مسلح داده شده است كه به احتمال زياد، مورد موافقت قرار مي گيرد و تا پايان سال هم فعال مي شود.
چطور است بي خيال وام شويم؟
آقا! جواب نمي دهد
آقا! تا سال گذشته ميزان وام شهريه دانشجويان، 60 ميليارد تومان بود كه با اين مبلغ مي شد به نهايتا 7 درصد از دانشجويان حال داد و بقيه بايد مي رفتند مثلا وام تعميرات مي گرفتند كه خرج شهريه شان كنند! ديدند اين طوري خيلي ضايع است، برداشتند سقف ميزان وام ها را تا 120 ميليارد تومان افزايش دادند. بعد آمدند دوباره دودوتا چهارتا كردند، ديدند بازهم نهايتا
۱۷ درصد از دانشجويان مي توانند از وام بهره مند شوند. حالا قرار است يك بار ديگر با افزايشي 100 درصدي مواجه شويم و وام هاي شهريه تا مرز 240 ميليارد تومان خودش را بكشد بالا. لامسب اين قدر اصل قضيه پايين بوده كه چندبار ديگر هم افزايش 100 درصدي داشته باشيم بازهم ته ته اش 70-60 درصد دانشجويان را پوشش مي دهد.
رئيس صندوق رفاه دانشجويان هم مي گويد هرچند كه در سال جاري ميزان شهريه دانشجويان از 60 ميليارد به 120 ميليارد تومان افزايش يافته و براي سال آينده هم پيش بيني 240 ميليارد تومان شده است، اما باتوجه به آمار بالاي متقاضيان، اين ميزان هم پاسخگو نيست.
و اينك يك خبر مثبت
دكتر داير و گل و بلبل و دوغ آبعلي
دركتان مي كنيم! چشمتان به اين صفحات خشك شد كه براي يك بار هم كه شده در اين جا يك خبر مثبت بخوانيد. يك خبري كه گيري، پيله كردني، چيزي در آن نباشد و احساس كنيد كه مثلا داريد كتاب تفكر مثبت دكتر داير را مي خوانيد و همه چيز گل و بلبل است. همه چيز مثبت. درست مثل زماني كه داريد در آرامش كامل، آبگوشت مي خوريد با ريحان و دوغ آبعلي.
اگر دنبال چنين فضايي هستيد، ايناهاش! اين هم يك خبر مثبت. آمارها نشان مي دهند از تعداد حملات دزدان دريايي به كشتي ها طي سال 2006 اندكي كاسته شده. كجا؟ يك وقت جو نگيردتان برويد بليت هواپيما را كنسل كنيد كه مثلا برويد با كشتي سير آفاق كنيد. نه! مي خواهيم بدانيم اصلا به قيافة ما مي خورد خبري برايتان نقل كنيم كه يه جاي كارش نلنگد؟ خودمان جواب مي دهيم كه نه! در راستاي همين قضيه ادامة اين خبر را داشته باشيد كه اگرچه از رونق دزدي دريايي طي سال 2006 اندكي كاسته شده، ليكن! دزدان دريايي در اين سال بسيار فجيع تر و خطرناك تر و غيرقابل تصورتر از قبل مرتكب جنايت شده اند. در حالي كه در سال 2005 بر اثر اين دزدي ها حتي يك قطره خون از بيني احدي نچكيد، امسال حداقل 15 مورد قتل داشته ايم. علاوه بر قتل، آدم دزدي هم در ميان دزدان دريايي بسيار شايع شده، طوري كه از 13 مورد آدم دزدي در سال 2005، اين تعداد به
۷۷ مورد در سال 2006 رسيده است. عجب اوضاع فجيعي است!