- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۰۵ - شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۵ - - Feb 3, 2007
docharkhe
سامي يوسف را خيلي دوست دارم
اميرحسين مدرس مي گويد آلبوم جديدش را به بازار داده تا يادآوري كند نغمه هاي قديمي عاشورايي چقدر دل نشين اند او معتقد است موسيقي مذهبي، مي تواند جهاني شود
004482.jpg

ما اول بايد ببينيم براي چه شخصيتي داريم كار مي كنيم. هر كاري كه انجام مي شود، بايد در شأن آن شخصيت باشد
004485.jpg

من به كارهاي سامي يوسف بسيار علاقه مندم. گرچه او هم ملودي اصلي كه خودش ساخته باشد خيلي كم دارد. دوست دارم در حوزة موسيقي مذهبي ايران هم با نام حضرت سيدالشهدا، امام علي(ع) و حضرت ولي عصر، اتفاقاتي جهاني به وجود بيايد

مجيد رئوفي
چند سالي است كه با آغاز محرم، چهره هاي سرشناس هنر و موسيقي كشور، يك آلبوم مرتبط با حال و هواي اين ماه توليد و عرضه مي كنند كه تا حالا همة آن ها با استقبال بسيار خوب مخاطبان روبه رو شده است. آلبوم هاي كويتي پور و عليرضا عصار و امسال آلبوم ماه ني از اميرحسين مدرس جزو اين آلبوم هاي موفق هستند. اميرحسين مدرس كه او را تاكنون در قالب هاي بسيار متفاوتي ديده ايم، اين بار با اين آلبوم كه مجموعه اي است از نوحه هاي قديمي و جديد با تنظيم الكترونيك، كار بسيار جديد و زيبايي ارائه كرده كه خيلي زود مخاطبان ويژه اش را هم يافته. با او دربارة اين آلبوم صحبت كرديم و خيلي از حرف ها را هم نگه داشتيم براي موقعيتي ديگر. گفتيم كه او عرصه هاي متفاوتي را تجربه كرده و مي توان دربارة هر يك از اين عرصه ها با او صحبت كرد.
چرا آلبومي دربارة نوحه ها و مداحي هاي قديمي تهيه كرديد؟
چند سالي بود كه دغدغة من به دليل علاقه اي كه به حوزة آواها و نواهاي مذهبي دارم، اين بود كه يك كار درست و حسابي ارائه شود. متأسفانه در سال هاي اخير، اوضاع مداحي به خصوص در ايام سوگواري حضرت سيدالشهدا مثل سابق نيست. نه بر پاية اصول درستي انجام مي شود، نه شأن اهل بيت در آن ها رعايت مي شود و نه شعرهايي كه خوانده مي شود از ادبيات مناسبي بهره مي  برد و نه ملودي ها و سبك هايي كه براي مداحي ها در نظر گرفته مي شود داراي شأن و اعتبار است.
مثل ريتم هاي آهنگ هاي لس آنجلسي كه در بعضي نوحه ها شنيده مي شود.
دقيقا منظورم همين نوحه هاست. دربارة ملودي كه كاملا منظورم اين هاست و دربارة كلام هم عبارات و واژگان بسيار نازل و سخيفي كه دربارة اهل بيت صحبت مي شود. چند سال است كه مقام معظم رهبري در آستانة محرم، طيف گسترده اي از مداحان را دعوت مي كنند و مفصلا دربارة اين قصه با آن ها صحبت مي كنند. ولي خب در عمل اتفاقي كه مدنظر كساني است كه اين دغدغه را دارند، نمي افتد. به همين خاطر، سراغ اين قصه آمديم و شروع كرديم به جمع آوري آن چه كه قبلا من خودم شنيده بودم يا آن نوحه هايي كه از نسل گذشته به خصوص در حوزة محافل مذهبي شنيده بودم و كارها را انتخاب كرديم.
اين انتخاب ها چگونه شكل گرفت؟
از بين آن همه قطعه كه پيدا شد و در دسترس قرار گرفت، اين 12 قطعه انتخاب شدند. آلبوم ماه ني دربرگيرنده نمونه اي از گنجينة سرشار و غني نوحه هاي تهران است. ممكن است اين نوحه ها در جاهاي ديگر هم خوانده شوند. مثلا روي ملودي، كلام تركي هم مي گذارند و در مناطق ترك نشين آن ها را مي خوانند يا مثلا در بوشهر و جاهاي ديگر. اما ريشة نوحه ها در تهران است. آن هم از 80 سال پيش به اين طرف. البته از كارها و نوحه هاي جديد هم استفاده كرديم.
كدام قطعات جديدند؟
باغ و بهار، ماه ني، قبله عشق و كتيبه.
چرا قطعات جديد را انتخاب كرديد؟
كارهاي جديد چون با تعريف نوحه سروده شده و رويش ملودي گذاشته شده بود را انتخاب كرديم. آن تعريفي كه مداحان قديمي بر مبنايش نوحه ها را مي ساختند و اجرا مي كردند. اين مهم بود كه با آن تعريف و اصول جور دربيايد.
به ريشه هاي آثار قديمي هم رسيديد؟ از چه منابعي استفاده كرديد.
من از كودكي ارتباطم با هيأت هاي اصيل تهران برقرار بوده.
با كدام هيأت ها؟
هيأت بني فاطمه، فاطميون، قنات آباد، حسينيه مرحوم پنبه چي و هيأت هاي مختلفي كه در بازار تهران از روزي ششم محرم به بعد مي آيند. علاوه بر اين، من خيلي از نوحه خوان هاي قديمي را كه تعدادي از آن ها از دنيا رفته اند را هم مي شناختم. با خيلي از خوانندگان مذهبي كه هنوز مشغول به كارند هم آشنا هستم. به هر حال بخشي از اين نوحه ها از كودكي در ذهنم مانده بود و با اين ها بزرگ شدم. تعدادي را هم با مراجعه به كساني كه هنوز در قيد حيات اند يا بازماندگان گذشته ها جمع آوري كرديم. مثلا خانوادة مرحوم حاج اكبر ناظم، پسران بزرگوار مرحوم حاج شاه حسين بهاري و خيلي هاي ديگر.
خودتان سراغشان رفتيد؟
بله، خودم رفتم. كار را برايشان توضيح دادم. خيلي ها، نسبت به كار ترديد داشتند نمي دانستند قرار است چه كاري ارائه شود. وقتي متوجه شدند كه قصه چيست، نوحه ها را در اختيارم مي گذاشتند. ملودي بعضي از نوحه ها را بلد بودم ولي خب كلامش فرق مي  كرد. ضبط مي بردم، آن ها مي خواندند و من ضبط مي كردم. نوحه هاي جديد را هم در بازار تهران شنيدم و سراغ  آقاي حيدر توكل رفتم و با او مشورت كردم و او هم با لطف بسيار كارهاي جديد را برايم خواند.
به هر حال اين كار به يك پروسة طولاني مدت محتاج بوده ديگر.
طرح اين آلبوم را چند سال قبل به دو سه جا ارائه كردم. معتقدم زمانش نرسيده بود كه اين كار انجام شود. قسمت نبود. تا اين كه سال گذشته، من موضوع را به سازمان تبليغات اسلامي حوزة هنري پيشنهاد دادم و آقاي خاموشي خيلي استقبال كرد. به محض دريافت موافقت ما دنبال كارها افتاديم. جمع آوري و انتخاب قطعات اين نوحه ها، مجموعا حدود 4 ماه طول كشيد.
قبلا توي هيأت ها مداحي مي  كرديد؟
در دوران نوجواني در حسينية مرحوم پنبه چي مداحي مي كردم. ايشان دايي مادر من بودند و شخصيتي مثل مرحوم حاج شيخ رضا سراج روي منبر مي رفت كه از بزرگ  ترين هاي عرصة روضه خواني و منبر بودند. گاهي در همان هيأت مي خواندم. اين سال ها در هيأتي نمي خوانم. يك مجلس روضة خيلي كوچك داريم با تعدادي از دوستانمان، شايد حدود ده دوازده نفر هستيم. سال هاست كه صبح هاي ماه محرم دور هم جمع مي شويم و آن جا يك روضة نشسته مي خوانيم.
بنيامين قبل از مشهور شدن، قطعاتي را به سبك  ترنس و تكنو در رثاي امام حسين(ع) ساخته بود. نظرت دربارة اين نوع آهنگ ها چيست؟
ما اول بايد ببينيم براي چه شخصيتي داريم كار مي كنيم. فرقي نمي كند در كدام شاخة هنري. هر كاري كه انجام مي شود، بايد در شأن آن شخصيت باشد. تصور خود من اين است كه قالب ها و سبك هايي از موسيقي مثل رپ، رگه و ترنس با شنوندة مذهبي ارتباط برقرار نمي كند. فضا، فضاي سنگين و موقري نيست. اين كه بخواهيم براي حضرت سيدالشهدا از اين قالب استفاده كنيم، به نظرم كار شايسته اي نيست. نمي گويم نبايد از ابزار روز استفاده كرد، منتها بايد از بهترين ابزار استفاده كرد. بايد از جنس اوريجينال بهره گرفت. از بهترين نغمه ها، از ظريف ترين و دلنوازترين و دلنشين ترين گوشه ها و نغمه  ها بايد استفاده كرد. در انتخاب واژگان از فخيم ترين و مؤدبانه ترين واژه ها استفاده كرد. من شخصا نتوانستم با اين آهنگ ها ارتباط برقرار كنم. آن حس كه بايد به وجود بيايد در من شكل نگرفت. نه آن موسيقي من را به آن فضا كشانده، نه كلام و نه نوع خواندن.
با آلبوم غريبانه كويتي پور ارتباط برقرار كرديد؟
كار آقاي كويتي پور در مقايسه با بقيه، خيلي خوب بود. البته من به كار ايشان نقدي داشتم كه به خودشان هم گفتم. گفتم روي انتخاب شعرها خيلي دقت نكرديد. مثلا شعر او مي دويد و من مي دويدم را بزرگان فن مداحي، در ظهر و عصر عاشورا هم نمي خوانند. حقش بايد ادا شود. بايد درك و دريافت شود. بزرگان مي گويند كه روضة مكشوف نخوانيد. خيلي ها، جزء به جزء ماجرا را مي خوانند. شمر آمد چه كار كرد. چه جوري نگاه كرد. چي گفت. اين ها در تاريخ هست ولي من كه نمي توانم حرمت آن لحظه را درك كنم، نبايد بخوانم. زيارت ناحية امام زمان را كه مي خوانيم، از زبان امام زمان، واقعة كربلا را مي شنويم. بسيار مؤدبانه، ماجرا را شرح مي دهند. از كلماتي براي تصويرسازي حادثه استفاده مي كنند كه واقعا بي نظير است. احتياجي به روضه خواندن ندارد. وقتي شعر عشقم را مي خوانيد، دگرگون مي شويد. اشباعت مي كند. منظورم اين است كه اين شعر، حرمت دارد. براي اين نيست كه مدام بگذاري داخل ضبط ماشين و آن لحظة حساس كه سهمناك ترين لحظة آفرينش و كائنات است را به همين سادگي گوش كنيم. آدامس هم بجويم، مسافر هم سوار كنيم.
و در اين فضا، ماه ني عرضه مي شود. چه مشخصة ويژه اي در ماه ني هست كه باعث شده توليد و عرضه اش كنيد؟
دوست دارم مخاطب ما بداند كه چه گنجينه اي داشتيم و الان چه داريم. خودش مقايسه كند. بگوييم كه نوحه ها مستقل از موسيقي و فرهنگ و هنر نيست. زيرساخت موسيقي و هنر ما است. سرگذشت موسيقي ايران به قلم استاد روح الله خالقي را كه بخوانيم، مي بينيم كه بسياري از بزرگان موسيقي ما يا تعزيه خوان بوده اند يا روضه خوان  يا شاگرد تعزيه خوان و روضه خوان بوده اند. ارتباطي داشته اند. پدر مرحوم بديع زاده، بديع المتكلمين، روضه خوان بود. مرحوم جلال تاج اصفهاني پسر تاج الواعظين است كه از قله هاي مداحي گذشتة ايران بوده است. عارف قزويني خودش روضه خوان بود. مرحوم بنان، شاگرد يك تعزيه خوان و روضه خوان بود. علاوه بر اين، روضه خوان ها و تعزيه خوان هاي قديم، حاملان گوشه هاي موسيقي سنتي ايران و رديف هاي دستگاهي ما بوده اند.
خودت هم براساس همين رديف ها، نوحه ها را خوانده اي؟
دقيقا. كاملا بعضي گوشه ها را در اين آلبوم مي توانيد بشنويد.
تغييراتي در نوع خواندن نمونة اصلي نداده ايد؟
به ملودي ها دست نزديم. تحريرها هم اغلب البته شخصي است اما تغييرات بسيار كوچكي در برخي كلام ها داده  ايم تا بهتر شود.
باعث شده كه معناي شعر عوض شود؟
مثلا در قطعة شب وصل، نوحة اصلي اين گونه شروع مي شود: شب جانبازي مجاهدان امشب است‎/ شب قتل تمام عاشقان امشب است ما مصرع دوم را عوض كرديم. منظور شاعر هم اين بوده كه امشب، شبي است كه فرداي آن عاشقان كشته مي شوند ما گفتيم شب وصل امير انس و جان امشب است كه شأنيت موضوع حفظ شود و اشراف حضرت به عوالم ملك و ملكوت مشهود است. در سرزمين كربلا، ملائك مختلف و موكلين باد و آتش و آب و خاك به سيدالشهدا گفتند اگر اجازه بدهيد ما كار لشگر كفر را يكسره كنيم كه حضرت موافقت نكردند و گفتند: تقدير الهي اين نيست. همة اين ها در اين مصرع جمع شد. چند جاي ديگر همة اين ها در يك مصرع جمع شد. دو سه جاي ديگر هم به همين اندازه دست كاري كرده  ايم.
موسيقي مذهبي اين روزها گسترش بيشتري پيدا كرده. يك ستارة بين المللي به نام سامي يوسف داريم كه كارش خيلي موفق بوده.
من به كارهاي سامي يوسف بسيار علاقه مندم. گرچه او هم ملودي اصلي كه خودش ساخته باشد خيلي كم دارد.
چند تا از ملودي ها كه كاملا ايراني است.
بله. دوست دارم در حوزة موسيقي مذهبي ايران هم با نام حضرت سيدالشهدا، امام علي(ع) و حضرت ولي عصر، اتفاقاتي جهاني به وجود بيايد. اما فكر نكردم كه چگونه. سرمايه گذار هم البته پيدا نشده. اگر خودم سرمايه داشتم، قطعا اين كار را مي كردم و منتظر هيچ كس نمي ماندم. كار خوب، سرمايه مي خواهد. سامي يوسف هم با كليپ هاي عالي و هزينه هاي بالا، كارش را ارائه كرد و موفق شد.
كدام قطعة آلبوم را بيشتر دوست داري.
نسبت به قطعات شيعتي ، وداع ، جام باقي و كتيبه احساس نزديكي بيشتري دارم. به خصوص قطعة اول كه شخصا خودم با آن صفاي بيشتري مي كنم.
چرا؟
برايم نوستالژي دارد. فضاي هيأت ها و روضة كودكي من را به خاطرم مي آورد. پيرمردهاي باصفايي كه در هيأت ها، عزاداري خالصي مي كردند را به يادم مي آورد. بزرگان تابناك اين عرصه را به يادم مي آورد. اين قطعه، قطعه اي بوده كه در هيأت هاي قديم، همة اهل هيأت بلد بودند و همه با هم آن را مي خواندند. هنوز هم در بعضي هيأت هاي قديمي، آن را مي خوانند. در چند سال اخير البته كمتر آن را شنيده ايم.
الان مي دانيد كجاها اين نوحه خوانده مي شود.
به ندرت شنيده ام. فقط در چند جاي خاص آن راشنيده ام. در هيأت قنات آبادي ها و حسينية پيرعطار و اتفاقيون مي شود قطعة شيعتي را شنيد كه همة اهل هيأت با هم و بر روي ملودي، از حفظ آن را مي خوانند.
در جلد آلبوم از آقاي زرويي نصرآباد، طنزنويس مشهور هم تشكر كرده ايد. ايشان هم با شما در تهية اين آلبوم همكاري كرده اند؟
من از يك قصيدة ايشان در آوازهاي مربوط به به دو قطعه استفاده كرده ام. در قطعة مربوط به حضرت اباالفضل. ايشان قصيدة بسيار زيبا و ارزشمند و تأثيرگذاري دربارة حضرت دارند كه ادبيات آن را من در دو قطعه به صورت  آوازي خوانده ام.

نوحه خوب بايد درشأن امام حسين ع باشد
004488.jpg
نوحة اصيل و ارزشمند، اولا به لحاظ كلام داراي ارزش باشد. نوحه هاي قديمي، شعرند. مثلا مي گويد: به خيمه ها، عطش فراگير بود / آب فقط بر لب شمشير بود. اين شعر است. مسألة ديگر، ملودي است. نبايد ملودي، سخيف و كوچه بازاري باشد. ملودي ها بايد از اصل، ريشه گرفته باشند. نكتة ديگر اين است كه بايد وجه حماسي اش پررنگ باشد. از وهن و تحقير اهل بيت دور باشد. مظلوم نمايي بيش از حد، به تحقير و وهن منتهي مي شود. چيزي كه اصلا به وجود امام حسين(ع) راه نداشت. سوز و گداز و تأثيرگذاري عاطفي نوحه هم عامل بسيار مهمي است و ادبي كه در اين نوحه ها موج مي زند. تعبيرها و عبارات بسيار مؤدبانه اي كه در تمام اين نوحه ها شنيده مي شود و شنونده از اين كه يك آدم مؤدب اين نوحه ها را ساخته، كيف مي كند. همة اين ها يك مرثية امام حسين و يك غزل و مثنوي عاشورايي را مي سازد. نگاه كنيد به همان عمان ساماني در گنجينه اسرار، نير تبريزي در آتشكده، مرحوم ميرزا حسن صفي در زبده الاسرار كه نهايت تعبيرهاي عرفاني دربارة حضرت سيدالشهدا و اصحاب است. با بديع ترين تعابير، با مؤدبانه ترين واژه ها و با احترام محض. از محتشم كه نمونة مشهور تري سراغ نداريم. ببينيد چه ادبي موج مي زند در 12 بندش. ادب، حماسة سوز و تاريخ. يكي از مهم ترين نكته ها، استناد به واقعيت هاي تاريخي است. مي گويند اين را جايي ننوشته. اگر ننوشته، پس چرا مي خواني اش! به چه جرأتي اين كار را مي كني؟ متأسفانه مردم همراهي مي كنند. چون ذائقة مردم برگشته. چيز خوبي نشنيدند. در اين سال هاي اخير، متأسفانه خوانندگان مذهبي ما از مردم، گنجينه هايمان را دريغ كردند. دقيقا شده مثل موضوع موسيقي پاپ، تعريف موسيقي پاپ اين چيزهايي نيست كه ما مي شنويم. اين اتفاق در موسيقي مذهبي ما هم متأسفانه افتاده است و خيلي آفت است.

دل مشغولي هاي ديگر آقاي خواننده
با فرزاد شوخي داريم!
در زمينه هاي مختلف كار كرده اي. در عرصة موسيقي با گروه هفت كار كردي و آلبوم ماه ني را ارائه دادي. در فيلم هاي سينمايي و سريال ها بازي كردي. حتي شعرهاي طنز مي گويي. چرا به سمت رشته هاي مختلف گرايش پيدا مي كني؟
علاقه دارم. فكر مي كنم مي توانم در اين زمينه ها كار كنم. خيلي از زمينه ها هم هست كه هيچ ديد و اطلاعاتي درباره اش ندارم. خيلي ها ماجرا را تعبير مي كنند به از اين شاخه به آن شاخه پريدن. اما من اصلا چنين نظري ندارم. وارد كاري مي شوي و وسط كار، مي بيني نمي تواني از عهده اش برآيي و مي روي سراغ كار ديگر و به همين ترتيب همة كارهايت نصفه و نيمه است. تصور مي كنم در اغلب كارهايي كه من تا به حال انجام دادم، غير از يكي دو تا كه الان در آغاز راهش هستم، خودم به آن نتيجه اي كه مي خواستم رسيدم و تأثيري كه لازم بود را گذاشتم. هدفم هم همين بوده. در همان اوج هم، آن مقطع را موقتا رها كردم و به شعبة ديگري پرداختم. اگر كسي بتواند كار يا كارهايي را انجام دهد، بي انصافي است اگر انجامش ندهد. اين كه وارد عرصه اي شويم تا ببينيم چه پيش مي آيد، از همان اول محكوم به شكست است.
كمتر در تلويزيون ظاهر مي شوي.
دو سالي هست كه مشغول بازي در مجموعة حضرت يوسف ام. وسط كار، فرصتي پيش آمد كه در چند سكانس فيلم گرگ و ميش هم بازي كنم.
پيشنهادات خيلي زيادي براي بازي در فيلم ها و سريال هاي ديگر داشتم. اما به علت گريم خاص و موي بلندي كه براي اين فيلم دارم، نمي توانستم كارهاي ديگر را بپذيرم. براي اين موي بلند هم كلي بد و بيراه شنيدم از اين و آن. البته من جوابي ندادم. خودم كه مي دانم چه كار دارم مي كنم. نتيجه اش كه عرضه شد، همه ماجرا را مي فهمند و خجالت مي كشند.
حتي صداي فرزاد حسني را هم تقليد مي كني به خوبي!
با فرزاد شوخي داريم. با هم خيلي دوست ايم. البته من كار دوبله هم مي كنم. دو سه ماهي است كه شروع كردم به همكاري با انجمن گويندگان جوان. در سه تا انيميشن كار دوبله انجام دادم.
به كدام زمينه علاقة بيشتري داري؟
دلم براي موسيقي و بازيگري خيلي مي تپد. خيلي دوست دارم يك كار خوب تلويزيوني به خصوص در حوزة كودك و نوجوان انجام دهم، آن هم به عنوان نويسنده و كارگردان.
با يك كار كودك و نوجوان هم مطرح شدي، نيمرخ.
من از سال 65 با سازمان صدا و سيما همكاري مي كنم. يعني 20 سال است.
مگر چند سالت است؟
من 37 ساله ام. از سال۶۵ برنامه هاي مختلفي اجرا كردم. اما چون نيمرخ يك اثر بديع و كاملا متفاوت بود، همه فكر مي كنند من از آن جا شروع كردم. به فاصلة خيلي كم از آن،  مجري برنامة مشاعره بودم كه در مركز سمنان توليد شده بود. براي همين خيلي ها فكر مي كنند من سمناني ام.
تهراني هستيد؟
من در تهران متولد شدم، اما اصالتا اهل تربت حيدريه هستيم.

فهرست
نامه  ها
يادداشت خوانندگان
فهرست
سينما تلويزيون
جشنواره: دقيقه نود
ماهي قل مراد رسيد
شايد فيلم كم داشتند!
رويدادهفته
تلويزيون
از محمود خروس تا آچار فرانسه سينماي ايران
ورزشي
گير نده، خانم عزيز!
تو از همه سَري
استعداد خدادادي!
از روي ديوار هم مي پرم!
رويدادهفته
جايي ميان زمين و آسمان
فقط كمي خودت باش
جرأت داري بيا جلو!
موج مكزيكي زنانه درورزش هاي مردانه
من عاشق فيلم اكشن ام
ونگوگ در هجده قدم
داريوش خنجي و يك كار درخشان ديگر
تجربه اي تكرارناپذيرزيدان
اجتماعي
پس اگر كور نيستيد، نگاه كنيد جلو مي رويد يا عقب گرد مي كنيد
زندگي
دايناسور تو دايناسور
آتيش ما تندتره
سنسور ضد CO2
رويدادهفته
سينما
و سينما به هم ريخت
پرونده خوب، پرونده بد
به جاي شفاف سازي آسيب شناسي كنيد
بيگانه ها به تهران مي آيند
دانش
كاربران در حال مشاركت اند
امكانات ديگر سايت ويكي پديا
خط توليد بورخس
موسيقي
سامي يوسف را خيلي دوست دارم
نوحه خوب بايد درشأن امام حسين ع باشد
با فرزاد شوخي داريم!
روزها
آن روز بهار آمد
رويدادها
جهان كوچك
رؤسايي از جنس مخالفت
انقلاب زنده است
چه بي مقدار
ويژه
قدم زدن در سال 57
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  ويژه  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |