- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۰۴ - شنبه ۷ بهمن ۱۳۸۵ - - Jan 27, 2007
docharkhe
آقاي وزير، خانم  معاون، آقاي مجري، اعضاي شوراي شهر، آقاي شهردار و...
ماشينتان گازسوز است؟
003690.jpg
ايمان جليلي - سعيد دميرچي
تهران شده دودكش! اين قدر توي اين شهر، دود و دم و آلودگي هست كه آدم نفس تنگي مي گيرد. با اين همه ماشيني كه توي خيابان هست، البته خيلي هم جاي تعجب ندارد كه پايتخت 13 ميليوني، اين اوضاع و احوال را داشته باشد. الان چند وقتي مي شود كه آلودگي هواي تهران، دغدغة اصلي خيلي ها شده. براي همين هم هر طرف كه سرك مي كشي، ردي از تبليغ براي مصرف بهينة سوخت و كاهش آلودگي سطح شهر خواهي ديد. پاي تبليغ ها حتي به تلويزيون هم باز شده. اما واقعا چند درصد كساني كه مبارزه با آلودگي هوا شغلشان است، خودشان رعايت مي كنند؟ اصلا چند تا از مسؤولان ريز و درشت هستند كه حواسشان به سوخت و سوز ماشين هايشان هست؟ در اين گزارش رفته ايم سراغ كساني كه به نوعي با مسأله آلودگي هوا ارتباط دارند، مسؤول اند، براي كاهش اش تبليغ مي كنند يا اين كه ارتباط مستقيمي با اين مسأله ندارند ولي به هر حال در تهران زندگي مي كنند و عوارض دود و دمش را چشيده اند.
هر وقت بحث آلودگي هوا پيش مي آيد، سر و كلة سازمان حفاظت از محيط زيست هم پيدا مي شود. يكي از كارهاي آن ها تشويق مردم براي كاهش آلاينده هاي شهر است. فاطمه واعظ جوادي الان رياست سازمان حفاظت از محيط زيست را بر عهده دارد. خانم رئيس در پاسخ به اين سؤال كه فكر مي كنيد چند درصد كاركنان اين سازمان از خودروهاي گازسوز استفاده مي كنند، جواب مي دهد: تقريبا نيمي از خودروهاي سازمان، گازسوز هستند. البته قصد داريم تا پايان برنامة چهارم توسعه، تمام خودروها را دوگانه سوز كنيم. واعظي البته مدعي است كه تمامي اتومبيل هاي سازمان به طور مرتب معاينة فني مي شوند و كمترين آلودگي را در بين خودروهاي شهري دارند. كارمندان اين سازمان نيز با سرويس هايي كه همگي مجهز به مخزن گاز هستند، هر روز مي آيند سر كار! و اما خود رئيس سازمان: ماشيني كه من براي رفت و آمد در داخل شهر از آن استفاده مي كنم، گازسوز است. ظاهرا اين جا كوز ه گرها از كوزه شكسته آب نمي خورند. سازماني ها حتي يكي دو بار به بقيه هم استفاده از خودروهاي گازسوز را توصيه كرده اند: در يكي از جلسات هيأت دولت، من به وزرا پيشنهاد دادم كه از خودروي گازسوز براي تردد در شهر استفاده كنند. اتفاقا اين پيشنهاد، خيلي مورد توجه وزرا قرار گرفت. حالا اين كه چند تا از وزرا به پيشنهاد خانم محيط زيست توجه كرده اند، اطلاعي در دست نيست. ما همين قدر مي دانيم كه سعيدي كيا وزير مسكن، يك سالي مي شود خودرويش توي صف گازسوز كردن ماشين    ها ايستاده است.

فقط بنزين مي خورد
اين روزها تلويزيون بيشتر از هر رسانه اي براي كاهش مصرف سوخت و كنترل آلودگي هوا تبليغ مي كند. اين تبليغات به آگهي هاي ميان برنامه محدود نيست بلكه در جريان بسياري از برنامه ها، تبليغات به صورت محسوس يا نامحسوس ادامه دارد. از برنامه هايي مثل مسابقه هاي تلويزيوني بگير تا مجموعه طنزي مثل باغ مظفر. خيلي دلمان مي خواست بدانيم اتومبيل مهران مديري، چهره اي كه هر شب برايمان از سرانة مصرف بنزين و صرفه جويي حرف مي زند، گازسوز است يا بنزيني! اما خب اين روزها پيدا كردن تيم باغ مظفر و حرف زدن با آن ها كار حضرت فيل است. در ميان بقية چهره هاي تلويزيوني، سيدجواد يحيوي مجري اي است كه تا به حال چند باري دربارة اين موضوع حرف زده. هر چند كه ماشين خودش بنزيني است: ماشين من دنده اتومات است. يكي دو بار سؤال كرده ام ببينم از نظر فني مي شود گازسوزش كرد يا نه. ولي اين همين جوري كه با بنزين كار مي كند به زور راه مي رود. گازسوز اگر بشود كه ديگر موتور پياده است! او معتقد است كه نبايد اين جوري به ماجرا نگاه كرد چون هنوز براي اين كه همه بروند ماشينشان را گازسوز كنند خيلي زود است: فكر مي كنم شما يك ذره از كمر كار وارد شديد. ما اول بايد يك سري پيش فرض ها را براي اين مسأله حل كنيم، بعد توقع داشته باشيم كه تمام كساني كه به نوعي براي گازسوز شدن خودروها تبليغ كرده اند خودشان از ماشين بنزيني استفاده نكنند. از نظر او كليت ماجرا درست است ولي مشكل زياد وجود دارد: چرا حتي 2 درصد خودروهاي توليدي كارخانه هاي ما گازسوز نيستند تا بعد مردم مجبور باشند بروند توي صف، كلي هم معطل بشوند تا ماشينشان را گازسوز كنند و تازه مطمئن هم نباشند كه اين كار براي ماشين خوب است يا بد؟ اين البته از ديد آقاي مجري، تازه اول ماجرا است: بعد از همة اين كارها آن بيرون به اندازة كافي پمپ گاز هست؟ نيست! توي شهرستان ها چطور؟ آن جا كه ديگر اصلا نيست. بعد به مردم مي گوييم هوا خراب است برويد ماشينتان را گازسوز كنيد. و شايد به همين خاطر باشد كه همة خودروهاي گازسوز، گاهي مجبور به استفاده از بنزين مي شوند.

برويد سراغ سرچشمه
برويم سراغ شوراي شهري ها. به هر حال هر چه باشد، آن ها به طور مستقيم با مسائل شهر تهران سر و كار دارند و در تصميم گيري ها تأثيرگذارند. در ميان اعضاي شورا، شريعتمداري در اين مدت كه آلودگي تهران به اوج رسيده، بيش از سايرين در مورد وضعيت آلودگي هواي پايتخت گفت وگو كرده. او هم از خودرو بنزيني استفاده مي كند: ماشين من از همين پژو 405هاي شوراي شهر است. چيزي هم به جز بنزين نمي خورد. او با نظر جواد يحيوي موافق است. يعني اين كه ترجيح مي دهد ماشين وقتي از كارخانه مي آيد بيرون، دوگانه سوز باشد: بهتر است خودشان همين طور كه از كارخانه مي دهند بيرون، گازسوزش كنند بعد بفرستند توي شهر. شريعتمداري با بحث گازسوز كردن خودروها هم موافق است اما نه اين جوري: اين به اين معنا نيست كه به همه بگوييم برويد سوخت ماشينتان را عوض كنيد. اين اتفاق بايد بيفتد ولي با يك پروسة زمان بر و برنامه ريزي شده. ظاهرا هنوز كسي مطمئن نيست كه يك خودرو گازسوز به اندازة مشابه بنزيني اش كاركرد داشته باشد: ما هنوز پاسخ قطعي نسبت به راندمان موتورهاي گازسوز نداريم. ضمن اين كه هنوز در مرحله اي نيستيم كه بتوانيم نياز همة ماشين هاي دوگانه سوز را تأمين كنيم. و يك نكتة جالب از زبان كسي كه تهران را خوب مي شناسد: شهر ما سراشيبي و سرازيري، زياد دارد و حركت به سمت بالا با وزن زياد مشكل است. كارشناس ها بايد در اين مورد هم اظهارنظر كنند. و باز هم مشكل خدمات و تأمين نيازهاي اين جور ماشين ها: اين پروسه هنوز احتياج به كار بيشتري دارد. بحث تعميرات هست و بحث پمپ هاي تغذيه و البته كار كردن در فصل سرما!
طهماسب مظاهري قبلا وزير اقتصاد و دارايي بود. او الان در يكي از بانك هاي خصوصي فعاليت مي كند. نكتة جالب در مورد او اين است كه بيشتر اوقات با موتورسيكلت شخصي اش در سطح شهر تردد مي كند و اصلا خودرو شخصي ندارد. البته الان براي موارد كاري از خودرو بانك استفاده مي كند: من خودم ماشين ندارم. الان يك ماشين از بانك دستم است كه آن هم بنزيني است. مظاهري تا به حال به گازسوز شدن خودروها به عنوان يك دغدغه فكر نكرده: سؤال بكري است! تا حالا به اش فكر نكردم كه چرا ماشين هاي مورد استفادة خودمان گازسوز نيست. اما مطمئن ام گازسوز كردن خودروها در كاهش آلودگي هوا مؤثر است.

اي ول شهردار
آخرين چهرة اين گزارش دكتر چمران رئيس فعلي شوراي شهر تهران است: من خيلي در جريان تصميم  گيري در اين زمينه نيستم. رئيس شورا خودرو شخصي ندارد و او هم از پژو 405هاي سازماني استفاده مي كند: همة ماشين هاي شورا بنزيني اند، اما اين چه ربطي دارد به آلودگي هوا؟ ماشين هاي گازسوز هم همين قدر در آلودگي مؤثرند. چمران معتقد است هنوز نتيجة قطعي در مورد اين كه ماشين هاي گازسوز در كاهش آلودگي مؤثرند به دست نيامده: حالا بايد رويش كار كرد تا ببينيم چه مي شود. اما معتقدم اگر تصميمي گرفته مي شود بايد به طور كلي اجرا شود. با يكي دو مورد كه نمي شود مشكل آلودگي را حل كرد.
با همة اين اوصاف، شهردار تهران مي خواهد اتومبيل شخصي اش را گازسوز كند. شايد بقية مسؤولين با اين اقدام نمادين او هم قدم شوند و شايد اين كار، به نوعي ايجاد اطمينان باشد در بين كساني كه از بازدهي خودروهاي گازسوز مطمئن نيستند و هم نوعي تشويق براي آن هايي كه هنوز سوخت ماشينشان بنزيني است!

آلودگي چه بر سر ما مي آورد
003726.jpg

نگو آلودگي هوا، بگو زلزله!
آمار را داشته باشيد: طبق آمار بانك جهاني، دولت ايران در سال 2006 متحمل پرداخت 8 ميليارد دلار خسارت بابت آلودگي هوا شده است. اين رقم در سال 2004، 8/7 ميليارد و در سال 2001، 1/7 ميليارد دلار بوده است. طبق برآورد هاي اين بانك، خسارت سالانة آلودگي هوا در سال 2016 ميلادي به 16 ميليارد دلار مي رسد. مخ تان سوت كشيد؟ اما تنها اين نيست كه. آمارهاي سال گذشتة مدير طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران نشان مي دهد روزانه 27 تهراني بر اثر آلودگي هوا جان خود را از دست داده اند. براساس اعلام مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست هم تنها در آبان ماه امسال 3600 نفر بر اثر آلودگي هوا در تهران جان باخته اند. مخ تان سوت كشيد؟ اما تنها اين نيست كه. مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران گفته كه سال 76 در تهران حدود 700 هزار خودرو تردد مي كرد كه امروز تعداد آن ها از سه ميليون و پانصد هزار دستگاه گذشته است؛ اين يعني اين كه هر دو سال يك بار شمار خودروهاي تهران دو برابر شده است. مخ تان سوت كشيد؟ اما تنها اين نيست كه. براساس استانداردهاي جهاني بايد به ازاي هر يك هزار نفر، يك دستگاه اتوبوس وجود داشته باشد. بدين ترتيب براي 12 ميليون جمعيت تهران، 12 هزار دستگاه اتوبوس و 7 خط مترو نياز است. اين در حالي است كه هم اكنون تنها 4500 دستگاه اتوبوس داريم. علاوه بر اين در سال  هاي اخير، سرعت حركت اتوبوس ها از 30 كيلومتر به 20 كيلومتر در ساعت رسيده است كه اين در حد يك فاجعه است. احتمالا الان ديگر مخ تان سوت كشيده است. با اين اوصاف شما چه تفاوتي ميان زلزلة احتمالي در تهران و وضعيت آلودگي هوا مي بينيد؟
حالا ببينيم دستگاه هاي مسؤول در اين زمينه چه كاري براي حل اين بحران بزرگ كرده اند؟

مهندس بزرگيان مديركل محيط زيست استان تهران و دبير كميتة هماهنگي و نظارت مواقع اضطراري آلودگي هواي تهران (عنوان را داشته باشيد) گفته كه تا 18 آذرماه دستگاه هاي اجرايي مهلت داشته اند كه گزارش خود را در زمينة اقدامات انجام شده در كاهش آلودگي هوا ارائه كنند. اما بسياري از اين دستگاه ها تاكنون اين گزارش را ارائه نكرده اند. برخي هم گزارش عملكرد سال هاي قبل خود را ارائه داده اند.
30 درصد آلودگي هواي تهران مربوط به 540 هزار صنعت در تهران است كه متأسفانه فقط 5 تا 7 درصد از آن ها مورد پايش قرار مي گيرند. لازم به ذكر است كه 70 تا 80 درصد اين صنايع در استان تهران مجوز سازمان محيط زيست را ندارند.
روزانه يك هزار و 200 تا يك  هزار و 400 دستگاه خودرو به تهران افزوده مي شود، ولي هيچ خودروي فرسوده اي از رده خارج نمي شود. طرح جايگزيني خودروهاي فرسوده همچنان در اغماست. اين در حالي است كه بيشترين سهم آلودگي هواي تهران متعلق به خودروهاست. اين را هم در نظر داشته باشيد كه از 3ميليون خودروي تهران، 5/1 ميليون دستگاه مستعمل و فرسوده است.
دستگاه هاي ناظر نمي دانند بايد از چه كسي در زمينة آلودگي هواي تهران پاسخ بخواهند!
و...
اين ها خبرهاي ريز و درشتي است كه در يك هفتة گذشته بر زبان مسؤولان مختلف جاري شده است. مهم نيست كه كدام دستگاه يا مسؤول مقصر چنين وضعيتي قلمداد شود، مهم اين است كه وضعيت آلودگي هواي تهران تغييري كه نكرده هيچ، بدتر هم شده است. با اين اوضاع بايد از اين پس به جاي دعاي باران، براي وزش باد دست به دعا برداريم.

تهران؛ شهر نمونه!
اسماعيل رمضاني
پيش دانشگاهي بودم، حوالي سال هاي۷۸-79. هنوز چشمم به جمال مبارك تهران روشن نشده بود . معلم كلاس جغرافي مان آدم كچلي بود كه فوق ليسانس جغرافي اش را با گرايش برنامه ريزي شهري در پايتخت گذرانده بود و به اوضاع پايتخت كاملا اشراف داشت. براي همين هم در هر مبحثي از جغرافيا مثالي از شهر تهران در چنته داشت . وقتي مي خواست از معضلات شهرهايي كه در شيب نامناسب ساخته شده اند مثالي بياورد ، فاضلاب شهر تهران را مثال مي زد كه: شيب زياد شهر تهران باعث مي شود فاضلاب خانواده هاي شمال شهري از زمين خانه هاي جنوب شهر بزند بيرون. يا اگر از گسل و زلزله و اين جور چيزها حرفي به ميان مي آمد، باز نقل مجلس، تهران و گسل هاي فراوانش بود و خطري كه هميشه بيخ گوش ماست. جريان كند باد و ساخت وساز ارتفاعات هم از مثال هاي دم دستي معلم جغرافياي ما بود براي لعن و نفرين كردن خان قاجار كه چرا همچين جايي را براي پايتختي سرزمين كهن آريايي انتخاب كرده بود. به اعتقاد او براي تشريح تمام مشكلات شهري موجود در دنيا، تهران به تنهايي جور همه را مي كشيد و البته از ديگر مثال هاي هميشگي اش هم آلودگي هواي تهران ، شايد به همين خاطر بود كه وقتي چشمم براي اولين بار به جمال مبارك تهران افتاد، اصلا سورپرايز نشدم، اصلا .

تازگي ها براي كاري از يكي از دوستان خواسته بودم تيترها و خبرهاي اصلي روزنامه كيهان در چند ماه آخر رژيم پهلوي را برايم فهرست كند. وقتي داشتم اين فهرست بلند بالا را مي خواندم، در جايي چشمم به تيتري افتاد كه هنوز هم باورم نمي شود مال بيست و هشت نه سال پيش باشد. تيتر كذايي اين بود: تهران ظرفيت اين تعداد ماشين را ندارد. حالا اين را چه كسي گفته بود؟ جواد شهرستاني شهردار وقت تهران در يك بازديد هوايي با هلي كوپتر از شهر تهران به اين نتيجة بسيار مهم رسيده بود. حالا بيست و هشت نه سال گذشته و هنوز هم تهران ظرفيت اين تعداد ماشين را ندارد. شما فكر مي كنيد مقصر چه كسي است؟ مسؤولان اين دو سه دهة اخير؟ شايد، تا حدودي، اما دايرة مقصرها از اين هم بيشتر و وسيع تر است. هيچ وقت فراموش نمي كنم. سال گذشته كه چند روزي آلودگي هواي تهران از مرزهاي فاجعه هم گذشته بود، دولت دو سه روزي را تعطيل عمومي اعلام كرد. باورتان نمي شود آن روزهايي كه همه بايد مي نشستند خانه هايشان و ماشين مبارك شان را مي گذاشتند توي گاراژ، مشتري هاي مغازه ها و مراكز خريد تهران چند برابر شده بود. آقايان محترم در اين تعطيلي يكهويي، حسابي از خجالت خانم هاي محترم درآمده بودند. مستحضريد كه؟ خانه از پاي بست ويران است.

۲۹دي ماه روز هواي پاك بود. خدا به اعضاي جديد شوراي شهر و شهردار تهران صبر بدهد.

اولين دوره ليگ بازي هاي رايانه اي برندگان خود را شناخت
همه عشق برزيل اند
003705.jpg
سه بازي براي اين مسابقات انتخاب شده. فوتبال كه محبوب ترين بازي رايانه اي در ايران به حساب مي آيد، اولين گزينه بوده. پس از آن هم جنگ اساطير و ضد حمله رأي آورده اند
003699.jpg
دست ها مانند فرفره تكان مي خورند بايد آن جا مي بوديد تا سرعت بازي اساتيد دست تان بياييد
003693.jpg
مهدي اميرپور
نورافكن هاي خاموش سالن و پرده هايي كه مسابقات را مستقيم روي آن ها پخش مي كنند، فضا را شبيه يك سينما كرده. اما اين جا سينما نيست. سالن فوتسال پارك رازي است كه فقط كف پوش آن به جا مانده. ديگر خبري از تير دروازه و توپ و تور نيست. به جايش در زمين فوتسال تا چشم كار مي كند مانيتور و ماوس و كيبورد ديده مي شود. كامپيوترها در هشت رديف 5تايي موازي با هم چيده شده اند تا اين سالن براي ده روز ميزبان اولين دوره بازي هاي رايانه اي تهران باشد. مسابقاتي كه بهترين گيم بازهاي تهران را براي ده روز از كار و زندگي انداخت.
كافي است كمي در بين كامپيوترها قدم بزني تا بفهمي چيزي كه ديگران آن را يك تفريح به حساب مي آورند، براي گيم بازها چقدر حياتي است. آن جا اصلا عيب نبود كه كسي با گلوله خوردن در گيم احساس درد كند و با خوردن گل در مسابقه فوتبال، شبيه يك دروازه بان سرش را در بين دستانش بگيرد و افسوس بخورد. فضا وقتي واقعي تر مي شد كه مي ديدي دست كم 500 نفر تماشاگر هم روي سكوهاي سالن نشسته اند و تمام مدت به دو پرده زل زده اند كه مسابقات مستقيم روي آن ها پخش مي شد. سر مسابقات فوتبال كه انگار جو استاديوم تماشاگران را گرفته بوده و آن ها روي سكوها براي خودشان موج مكزيكي راه انداخته بودند. سر بازي ضدحمله هم جوري كه انگار آخرين فيلم جيمز باند تماشاگران را در سالن هاي سينما ميخكوب كرده، تخمه مي شكستند و چشمشان را از روي پرده بر نمي داشتند. البته اين فقط بخش كوچكي از پتانسيل گيم بازهاست. گويا سر و ته مسابقات در كمتر از 48 ساعت به هم آمده و شركت كنندگان بايد در اين مدت براي شركت در مسابقات ثبت نام مي كردند. براي همين، احتمال اين كه كلي آدم از قلم افتاده باشند، كم نيست.
عجيب ترين شركت كنندگاني كه در اين مسابقات پشت مانيتور نشسته اند، يك پدر و پسر بودند. اولش هم حس كرده بودند كه پدر به خاطر خجالتي بودن پسرش در مسابقات شركت كرده تا تنها نباشد. اما وقتي پسر توي مرحله اول مسابقات فوتبال حذف شد و پدر سه برد پياپي آورد، همه فهميدند كه پسر بهانه بوده كه پدر دلي از عزا در بياورد. بگذريم از آن پسر 5 ساله اي كه وقتي روي صندلي مي نشست پايش به زمين نمي رسيد و با اين وضع بي تعادلي، حتي نزديك بود قهرمان پارسال را هم شكست دهد. يا آن چهار پنج دختري كه دو سه روز پس از آغاز مسابقات، شست شان از موضوع خبردار شده بود و سالن را به هم ريختند تا اعتراض كنند: مگر دخترها دل ندارند كه مسابقات فقط براي پسرهاست؟ به هر حال، فضاي آن جا دست كمي از فضاي مجازي خود مسابقات ندارد. تمام كساني كه در آن سالن مي بيني، يا عينك به چشم زده اند يا بس كه شب تا صبح پاي مانيتور دنبال رمز بازي ها گشته اند، سفيدي چشمشان به سرخي مي زند و چشمدان در ته چاهي رفته. هيكل هاي تكيدة آن ها از ساعت ها و روزهايي خبر مي دهد كه بدون هيچ حركتي، دستشان را از روي ماوس بر نداشته اند و چشمشان را از مانيتور.
003696.jpg
ايرانيزه كردن بازي ها
سه بازي براي اين مسابقات انتخاب شده. فوتبال كه محبوب ترين بازي رايانه اي در ايران به حساب مي آيد، اولين گزينه بوده. پس از آن هم جنگ اساطير و ضد حمله رأي آورده اند. البته اين جا هيچ خبري از نام اوريجينال بازي ها نيست. اصلا هدف مسابقات، همين است كه همه چيز براي همه كس قابل فهم باشد. براي همين، اين اسم هاي فارسي، جايگزين نام هاي لاتين شده. اما اين، تمام تغييرات نيست. گويا يك تيم برنامه نويسي حرفه اي هم در برنامه نويسي دست برده اند تا همه چيز به فرهنگ مان بخورد. آن ها خون را از ضد حمله حذف كردند تا جايي براي خشونت نماند. بعد هم نام شخصيت منفي بازي كه اسمش تروريست بود، عوض شد و در پروفايل اسلحه ها هر جا كه جلوي نام كشور سازندة آن ها نوشته شده، اسرائيل يا آمريكا حذف شد.
البته تعدادي قانون ديگر هم به بازي ها اضافه شد. مثلا توي فوتبال اگر كسي حسابي ماهر باشد، پس از يك گل مي تواند جوري حفظ توپ كند كه توپ به دست رقيب نيفتد. براي همين در مسابقات فوتبال غير از داور وسط زمين، يك نفر هم پشت مانيتورها مي ايستد تا اگر كسي دنبال وقت كشي رفت، همان جا تذكر بدهد. توي جنگ اساطير هم گويا تعدادي شخصيت وجود داشته كه چندان با فرهنگ ما نمي خواند. براي همين، آن ها هم از بازي حذف شده اند.
البته اين سه بازي، يك انتخاب كاملا سليقه اي نيست. اين بازي ها از سال۱۹۹۵ تا حالا پرطرفدارترين بازي هاي رايانه اي هستند كه هر سال به روز مي شوند. البته NBA را هم بايد به اين فهرست پرطرفدارها اضافه كرد كه به خاطر مهجور ماندن بسكتبال در ايران، كسي چندان به بازي رايانه اي آن علاقه نشان نمي دهد.
003702.jpg
با لاشهري هاي بي استعداد
فوتبال بين پايين شهري ها محبوب تر است. اين، پيش بيني مسعود شفيعي دبير اجرايي بازي هاست. البته چندان بيراه هم نمي گفت. كافي بود بدانيد قهرمان مسابقات فوتبال از آن آدم هايي است كه حتي پول رفتن به گيم نت هم نداشته. البته در جنگ اساطير و ضد حمله مركز شهري ها قوي ترند. با اين حساب برخلاف تصور همه كه احساس مي كنند گيم يك سرگرمي براي بالا شهري هاست، ساكنان ميدان ونك به بالا در تهران چندان مدعي نيستند. توي دنيا هم اگر بخواهيم دنبال مناطق جغرافيايي برويم، بيش از هر جايي بايد سراغ جنوب شرقي آسيا رفت. كره جنوبي از كشورهايي است كه در آن، گيم تمام زندگي مردم است. كافي است بدانيد آن جا 5 شبكة تلويزيوني گيم، 24 ساعته برنامه پخش مي كنند. سوئد و آمريكا را هم نبايد از قلم انداخت. تا حالا 65 كشور به صورت حرفه اي وارد دنياي گيم شده  اند كه ايران با وجود تعداد كاربر بالا، تازه چند ماه ديگر مي خواهد به اين جمع اضافه شود. اين مسابقات كه تمام شود، انجمن بازي هاي رايانه اي ايران راه مي افتد و پس از آن مي خواهند براي اولين بار، ايران در مسابقات CPL كه معتبرترين مسابقات دنيا در بازي هاي رايانه اي است، شركت كند؛ مسابقاتي كه جايزة آن بالاتر از يك ميليون دلار است. البته در المپيك 2008 پكن هم براي اولين بار، بازي هاي رايانه اي در فهرست مسابقات قرار مي گيرند و 9 مدال خواهند داشت. براي همين، فدراسيون ورزش هاي همگاني از حالا دنبال حمايت از گيم بازها افتاده تا شايد توي المپيك 2008 گيم بازهاي ايران هم شركت كنند. به هر حال، گيم در دنيا ديگر يك تفريح بچگانه نيست. دستمزد گيم بازها در دنيا دست كمي از فوتباليست ها ندارد. المنت ، يكي از ستاره هاي دنياي گيم، پارسال با يك قرارداد صد ميليون دلاري به برزيل رفت. با وجود اين، باز هم در ايران به گيم به چشم يك تفريح نگاه مي كنند و پدر و مادرها گيم را چيزي در حد اعتياد مي دانند. بماند كه اين اعتياد چندان بين گيم بازها تكذيب نمي شود.

شهرداري بازار همه را كساد كرد
گيم بدون تبليغات
003708.jpg
چهار سال پيش، يك گيم نت، پايه گذار اولين دورة بازي هاي رايانه اي شد. البته از آن جا كه آن مسابقات، جايي ثبت نشد، همه آن را يك جور مسابقات زيرزميني به حساب مي آوردند. اما از همين رقابت زيرزميني به قدري استقبال شد كه سال بعدش يك شركت بزرگ كامپيوتري در ايران، حمايت مالي مسابقات را گرفت. پس از آن  بود كه ال جي و سامسونگ هم براي اين كه مانيتورهايشان را در ايران جا بيندازند، دست به اين كار زدند. سامسونگ، مسابقاتي را با نام غلط انداز جام جهاني بازي هاي رايانه اي راه انداخت كه البته شركت كنندگان فقط از تهران بودند و ال جي هم اسم مسابقاتش را گذاشت eswc. رقابت اين دو شركت، جو بازي هاي رايانه اي در ايران را داغ كرد تا اين كه بالاخره معاونت فرهنگي شهرداري تهران توجيه شد كه بايد به گيم، بيش از اين بها داده شود. حاصل اين هم اولين دوره بازي هاي رايانه اي تهران شد كه البته فقط براي شهروندان تهراني نبود. در اين مسابقات، 10 نفر از مشهد، 50 نفر از اصفهان و 5 نفر از اراك آمدند تا روي هم رفته 6500 نفر در اولين دوره مسابقات شركت كنند. مسابقات به قدري داغ و پرهيجان انجام شد كه اصلا با مسابقات تبليغاتي ال جي و سامسونگ قابل مقايسه نبود.
براي همين، اين دو شركت، بودجة گيم خودشان در ايران را كم كردند و حتي سامسونگ در سايت اختصاصي خودش آورده كه به خاطر استقبال از بازي هاي رايانه اي تهران ديگر تورنمنت جام جهاني بازي هاي رايانه اي در ايران برگزار نمي شود.

با قهرمان مسابقات فوتبال بازي هاي رايانه اي كه حتي پلي استيشن هم ندارد
ديگر مجاني بازي مي كنم!
توي مسابقات فوتبال، هر كسي بين برزيل، انگليس و فرانسه يك تيم را انتخاب مي كرد. البته بودند جوگير هايي كه ايران را برمي داشتند و بابت اين انتخاب در بازي اول و دوم مي باختند. البته اين سه تا تيم هم هر كدام ضعف هاي خودشان را دارند. انگليس و فرانسه دروازه بان حسابي ندارند و برزيل توي دفاع تعطيل است. با وجود اين، مهدي مفيدي برزيل را برداشت و با اين تيم، قهرمان مسابقات فوتبال اولين دورة بازي هاي رايانه اي شد. او براي قهرماني، 15 مسابقه داد و به جز يك باخت، در باقي مسابقات برنده از پشت مانيتور بلند شد.
خودت برزيلي هستي؟
نه، مجبور شدم به عشقم خيانت كنم وگرنه خودم آرژانتيني خفن هستم. ولي انگار اين كساني كه بازي را طراحي كرده اند، چيزي از فوتبال سرشان نمي شود و برزيل را قوي تر از آرژانتين كرده اند.
كدام يك از بازيكنان برزيل توي اين قهرماني كمكت كرد؟
رونالدو.
رونالدو كه الان حسابي افت كرده.
در عوض، توي اين بازي ها فوق العاده بود. در فينال، 5 تا گل برايم زد.
رونالدينيو چطور؟
باور نمي كني، اما رونالدينيو حتي يك گل هم برايم نزد. جوري از رونالدينيو بازي گرفتم كه فقط پاس گل مي داد.
حركات عجيب و غريبي كه رونالدينيو توي مسابقات انجام مي  دهد، توي اين بازي هم هست؟
آره، چند تا از حركت هاي معروفش را گذاشتند، ولي هر كسي نمي تواند آن ها را اجرا كند.
توي خانه پلي استيشن داري؟
نه.
پس چطور اين قدر ماهر شدي؟
هروقت پول داشتم، مي  رفتم گيم نت. اگر هم نداشتم، مي رفتم خانة يكي از دوستانم با كامپيوترش دو نفري بازي مي كرديم. دوستم هم توي مسابقات شركت كرده بود، اما بيچاره همان بازي اول حذف شد.
الان مي تواني كامپيوتر را توي بازي فوتبال ببري؟
كامپيوتر كه مبتدي است!
براي اين مسابقات، روزي چند ساعت تمرين كردي؟
تمرين خاصي كه نبود. من كلا بايد روزي چهار پنج ساعت فوتبال بازي كنم وگرنه مريض مي شوم.
غير از فوتبال، بازي ديگري هم مي كني؟
نه، خيلي كم پيش مي آيد. توي بازي هاي ديگر، آماتورم. به جايش دوست دارم فقط فوتبال بازي كنم. تا حالا نزديك سه هزار تا فوتبال بازي كرده ام.

فهرست
نامه  ها
بالاخره ما چه مي خواهيم
فهرست
سينما تلويزيون
چه كسي سوپ كيهاني خورد
بازتاب هاي يك پرونده
شواليه كُرد
رويدادهفته
ورزشي
ليگ كشيش ها
ما بكام نمي خوايم
مرد اميدوار در تيم نااميد!
قهرماني جهان را مي خواهم
رويدادهفته
ديويد هاليوود بكام
همه ستاره هاي MLS
اجتماعي
امام حسين ع‎/ كتاب لهوف
زندگي
آكواريوم در پل عابر پياده
مداحان ساماندهي مي شوند
زندگي هنري ام شروع نشده
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
جام جهان نما
سينما
۱۰ برگ برنده
هي مرد، تو فوق العاده اي!
و ناگهان كات
دانش
چشم تيز زمين
روزها
شهادت امام حسين ع و يارانش در كربلا
روي مدار 17 درجه
بازيگران عصر نه چندان طلايي
جنگ در آمريكا
رويدادها
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  روزها  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |
|  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |