سه بازي براي اين مسابقات انتخاب شده. فوتبال كه محبوب ترين بازي رايانه اي در ايران به حساب مي آيد، اولين گزينه بوده. پس از آن هم جنگ اساطير و ضد حمله رأي آورده اند
دست ها مانند فرفره تكان مي خورند بايد آن جا مي بوديد تا سرعت بازي اساتيد دست تان بياييد
مهدي اميرپور
نورافكن هاي خاموش سالن و پرده هايي كه مسابقات را مستقيم روي آن ها پخش مي كنند، فضا را شبيه يك سينما كرده. اما اين جا سينما نيست. سالن فوتسال پارك رازي است كه فقط كف پوش آن به جا مانده. ديگر خبري از تير دروازه و توپ و تور نيست. به جايش در زمين فوتسال تا چشم كار مي كند مانيتور و ماوس و كيبورد ديده مي شود. كامپيوترها در هشت رديف 5تايي موازي با هم چيده شده اند تا اين سالن براي ده روز ميزبان اولين دوره بازي هاي رايانه اي تهران باشد. مسابقاتي كه بهترين گيم بازهاي تهران را براي ده روز از كار و زندگي انداخت.
كافي است كمي در بين كامپيوترها قدم بزني تا بفهمي چيزي كه ديگران آن را يك تفريح به حساب مي آورند، براي گيم بازها چقدر حياتي است. آن جا اصلا عيب نبود كه كسي با گلوله خوردن در گيم احساس درد كند و با خوردن گل در مسابقه فوتبال، شبيه يك دروازه بان سرش را در بين دستانش بگيرد و افسوس بخورد. فضا وقتي واقعي تر مي شد كه مي ديدي دست كم 500 نفر تماشاگر هم روي سكوهاي سالن نشسته اند و تمام مدت به دو پرده زل زده اند كه مسابقات مستقيم روي آن ها پخش مي شد. سر مسابقات فوتبال كه انگار جو استاديوم تماشاگران را گرفته بوده و آن ها روي سكوها براي خودشان موج مكزيكي راه انداخته بودند. سر بازي ضدحمله هم جوري كه انگار آخرين فيلم جيمز باند تماشاگران را در سالن هاي سينما ميخكوب كرده، تخمه مي شكستند و چشمشان را از روي پرده بر نمي داشتند. البته اين فقط بخش كوچكي از پتانسيل گيم بازهاست. گويا سر و ته مسابقات در كمتر از 48 ساعت به هم آمده و شركت كنندگان بايد در اين مدت براي شركت در مسابقات ثبت نام مي كردند. براي همين، احتمال اين كه كلي آدم از قلم افتاده باشند، كم نيست.
عجيب ترين شركت كنندگاني كه در اين مسابقات پشت مانيتور نشسته اند، يك پدر و پسر بودند. اولش هم حس كرده بودند كه پدر به خاطر خجالتي بودن پسرش در مسابقات شركت كرده تا تنها نباشد. اما وقتي پسر توي مرحله اول مسابقات فوتبال حذف شد و پدر سه برد پياپي آورد، همه فهميدند كه پسر بهانه بوده كه پدر دلي از عزا در بياورد. بگذريم از آن پسر 5 ساله اي كه وقتي روي صندلي مي نشست پايش به زمين نمي رسيد و با اين وضع بي تعادلي، حتي نزديك بود قهرمان پارسال را هم شكست دهد. يا آن چهار پنج دختري كه دو سه روز پس از آغاز مسابقات، شست شان از موضوع خبردار شده بود و سالن را به هم ريختند تا اعتراض كنند: مگر دخترها دل ندارند كه مسابقات فقط براي پسرهاست؟ به هر حال، فضاي آن جا دست كمي از فضاي مجازي خود مسابقات ندارد. تمام كساني كه در آن سالن مي بيني، يا عينك به چشم زده اند يا بس كه شب تا صبح پاي مانيتور دنبال رمز بازي ها گشته اند، سفيدي چشمشان به سرخي مي زند و چشمدان در ته چاهي رفته. هيكل هاي تكيدة آن ها از ساعت ها و روزهايي خبر مي دهد كه بدون هيچ حركتي، دستشان را از روي ماوس بر نداشته اند و چشمشان را از مانيتور.
|
|
|
ايرانيزه كردن بازي ها
سه بازي براي اين مسابقات انتخاب شده. فوتبال كه محبوب ترين بازي رايانه اي در ايران به حساب مي آيد، اولين گزينه بوده. پس از آن هم جنگ اساطير و ضد حمله رأي آورده اند. البته اين جا هيچ خبري از نام اوريجينال بازي ها نيست. اصلا هدف مسابقات، همين است كه همه چيز براي همه كس قابل فهم باشد. براي همين، اين اسم هاي فارسي، جايگزين نام هاي لاتين شده. اما اين، تمام تغييرات نيست. گويا يك تيم برنامه نويسي حرفه اي هم در برنامه نويسي دست برده اند تا همه چيز به فرهنگ مان بخورد. آن ها خون را از ضد حمله حذف كردند تا جايي براي خشونت نماند. بعد هم نام شخصيت منفي بازي كه اسمش تروريست بود، عوض شد و در پروفايل اسلحه ها هر جا كه جلوي نام كشور سازندة آن ها نوشته شده، اسرائيل يا آمريكا حذف شد.
البته تعدادي قانون ديگر هم به بازي ها اضافه شد. مثلا توي فوتبال اگر كسي حسابي ماهر باشد، پس از يك گل مي تواند جوري حفظ توپ كند كه توپ به دست رقيب نيفتد. براي همين در مسابقات فوتبال غير از داور وسط زمين، يك نفر هم پشت مانيتورها مي ايستد تا اگر كسي دنبال وقت كشي رفت، همان جا تذكر بدهد. توي جنگ اساطير هم گويا تعدادي شخصيت وجود داشته كه چندان با فرهنگ ما نمي خواند. براي همين، آن ها هم از بازي حذف شده اند.
البته اين سه بازي، يك انتخاب كاملا سليقه اي نيست. اين بازي ها از سال۱۹۹۵ تا حالا پرطرفدارترين بازي هاي رايانه اي هستند كه هر سال به روز مي شوند. البته NBA را هم بايد به اين فهرست پرطرفدارها اضافه كرد كه به خاطر مهجور ماندن بسكتبال در ايران، كسي چندان به بازي رايانه اي آن علاقه نشان نمي دهد.
با لاشهري هاي بي استعداد
فوتبال بين پايين شهري ها محبوب تر است. اين، پيش بيني مسعود شفيعي دبير اجرايي بازي هاست. البته چندان بيراه هم نمي گفت. كافي بود بدانيد قهرمان مسابقات فوتبال از آن آدم هايي است كه حتي پول رفتن به گيم نت هم نداشته. البته در جنگ اساطير و ضد حمله مركز شهري ها قوي ترند. با اين حساب برخلاف تصور همه كه احساس مي كنند گيم يك سرگرمي براي بالا شهري هاست، ساكنان ميدان ونك به بالا در تهران چندان مدعي نيستند. توي دنيا هم اگر بخواهيم دنبال مناطق جغرافيايي برويم، بيش از هر جايي بايد سراغ جنوب شرقي آسيا رفت. كره جنوبي از كشورهايي است كه در آن، گيم تمام زندگي مردم است. كافي است بدانيد آن جا 5 شبكة تلويزيوني گيم، 24 ساعته برنامه پخش مي كنند. سوئد و آمريكا را هم نبايد از قلم انداخت. تا حالا 65 كشور به صورت حرفه اي وارد دنياي گيم شده اند كه ايران با وجود تعداد كاربر بالا، تازه چند ماه ديگر مي خواهد به اين جمع اضافه شود. اين مسابقات كه تمام شود، انجمن بازي هاي رايانه اي ايران راه مي افتد و پس از آن مي خواهند براي اولين بار، ايران در مسابقات CPL كه معتبرترين مسابقات دنيا در بازي هاي رايانه اي است، شركت كند؛ مسابقاتي كه جايزة آن بالاتر از يك ميليون دلار است. البته در المپيك 2008 پكن هم براي اولين بار، بازي هاي رايانه اي در فهرست مسابقات قرار مي گيرند و 9 مدال خواهند داشت. براي همين، فدراسيون ورزش هاي همگاني از حالا دنبال حمايت از گيم بازها افتاده تا شايد توي المپيك 2008 گيم بازهاي ايران هم شركت كنند. به هر حال، گيم در دنيا ديگر يك تفريح بچگانه نيست. دستمزد گيم بازها در دنيا دست كمي از فوتباليست ها ندارد. المنت ، يكي از ستاره هاي دنياي گيم، پارسال با يك قرارداد صد ميليون دلاري به برزيل رفت. با وجود اين، باز هم در ايران به گيم به چشم يك تفريح نگاه مي كنند و پدر و مادرها گيم را چيزي در حد اعتياد مي دانند. بماند كه اين اعتياد چندان بين گيم بازها تكذيب نمي شود.