- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۰۴ - شنبه ۷ بهمن ۱۳۸۵ - - Jan 27, 2007
docharkhe
فيلم هاي پرسروصداي احتمالي جشنواره فجر امسال
و حاشيه هايي كه تا به حال نشنيده ايد
۱۰ برگ برنده
003762.jpg
بهرام رادان در سنتوري /عكس: محمدرضا شريفي نيا
003729.jpg
003732.jpg
پويان عسگري
داريم به قسمت خوب زندگي نزديك مي شويم، به جشنواره فجر. به قول يكي از رفقا تمام سختي هاي زندگي را تحمل مي كنيم تا برسيم به چيزهاي خوبش. حالا كمتر از يك هفته تا آغاز جشنواره فجر مانده و از اين بابت بايد خدا را شكر كنيم كه زنده ايم (اگر زبانم لال، تو اين يك هفته نميريم!) و مي توانيم باز هم دور هم جمع شويم و خوش بگذرانيم و فيلم ببينيم. فيلم هايي كه فارغ از خوب و بدشان با گذشت زمان برايمان خاطره انگيز مي شوند. اين مطلب كاري به فيلم هاي خارجي ندارد و يك راست رفته سر وقت فيلم هاي ايراني. فيلم هايي كه پيش بيني مي شود در مقايسه با دو سه سال گذشته، كيفيت بهتري داشته باشند و جشن را برايمان دوست داشتني تر كنند. جشني كه خيلي وقت است از آن حسابي كيف نكرده ايم. اما لازم نيست نگران باشيد. شنيده ها حكايت از خبرهاي خوشي دارند كه البته درستي اش در طول جشنواره مشخص مي شود.

پاداش سكوت
برگ برنده: مازيار ميري به گواه دو فيلمي كه قبلا ساخته (قطعة ناتمام و به آهستگي)، فيلمساز متوسطي است. اما دو دليل باعث شده كه سومين فيلم او مهم جلوه كند. يكي بازيگران پرتعداد و مشهور فيلم و ديگري داستانش . در پاداش سكوت، پرستويي، كيانيان، آتيلا پسياني و فرهاد اصلاني بازي مي كنند. تقابل پرستويي و كيانيان مي تواند يادآور آژانس شيشه اي و روبان قرمز باشد. از طرف ديگر داستان فيلم اقتباسي از داستان كوتاه من قاتل پسرتان نيستم (نوشته احمد دهقان) است كه جزو پرسروصداترين قصه هاي ادبيات دفاع مقدس در اين چند ساله بوده. موسيقي متن فيلم، كار پيمان يزدانيان است كه گفته مي شود از بهترين ساخته هاي اوست و بخت زيادي براي دريافت جايزه دارد.

حاشيه
۱ ـ صحنه هاي درياي فيلم، درون استخري در تهران فيلم برداري شد كه براي گرفتن اش از فيلم بردار آلماني استفاده كردند.
۲ ـ به نظر مي رسد پاداش سكوت از نظر مديران جشنواره، مهم ترين فيلم امسال است و از همين حالا مي توان سيمرغ بلورين بهترين فيلم را برايش كنار گذاشت. آن هم در سالي كه بخش قابل توجهي از فيلم هاي بخش مسابقه را توليدات سينماي دفاع مقدس تشكيل داده است.
خلاصه داستان: از ميان يك جمع چريكي پر تعداد در زمان جنگ، تنها يك نفر زنده مانده. او به دنبال هويت بقية افراد گروه است...
بازيگران: پرويز پرستويي، رضا كيانيان، آتيلا پسياني، فرهاد اصلاني، جعفر والي، مهتاب كرامتي و پريوش نظريه

اتوبوس شب
برگ برنده: اتوبوس شب قرار است بعد از دو فيلم بدِ گل يخ و نوك برج، فيلمِ دلي كيومرث پوراحمد باشد و خاطرة بهترين كارهايش (قصه هاي مجيد و شب يلدا) را برايمان زنده كند. فيلم برداري سياه و سفيد فيلم (كار مهدي جعفري) احتمالا نظرگير خواهد بود و خسرو شكيبايي در نقش رانندة اتوبوس، توجه ها را به خود جلب خواهد كرد. گفته مي شود كه كل داستان فيلم در يك شب اتفاق مي افتد كه اگر اين طور باشد اتوبوس شب، فشرده ترين قصة جشنواره را خواهد داشت.

حاشيه
۱ ـ در زمان فيلم برداري صحبت هايي مبني بر زد و خورد محمدرضا فروتن با دستيار كارگردان به گوش مي رسيد كه ظاهرا همه چيز حل و فصل شده است.
۲ ـ اتوبوس شب با دوربين فيلم برداري HD (ديجيتالي) فيلم برداري شده و براي نمايش در جشنواره به نگاتيو تبديل مي شود.
خلاصة داستان: نوجوان رزمنده اي بايد به تنهايي چندين اسير عراقي را به پشت جبهه منتقل كند كه در اين كار با مشكلات زيادي مواجه مي شود.
بازيگران: خسرو شكيبايي، محمدرضا فروتن، كورش سليماني و مهرداد صديقيان

پارك وي
برگ برنده: فريدون جيراني كارگردان كار بلدي است كه مي داند چگونه يك فيلم بايد تماشاگرش را تحت تأثير قرار دهد. به همين خاطر است كه اكثر فيلم هاي او براي تماشاگر ايراني جذاب بوده و فروش هاي بالايي داشته. پارك وي مثل موفق ترين فيلم جيراني يعني قرمز، يك تريلر است كه نكته  هاي زيادي براي رو دست زدن به تماشاگرش دارد. از مهم ترين نكات فيلم كه مي توان به آن اشاره كرد خشونت بسيار زيادش است كه مي گويند باعث شده پارك وي خشن ترين فيلم سينماي بعد از انقلاب باشد. از نيما شاهرخ شاهي و رعنا آزادي ور به عنوان جذاب ترين زوج جشنواره نام برده مي شود كه در حكم غافلگيري فيلم براي تماشاگران هستند.

حاشيه
۱ ـ پارك وي در سكوت كامل خبري فيلم برداري شد و چيز زيادي از آن به بيرون درز نكرد. گروه سازندة فيلم حتي خلاصة داستانش را هم از رسانه ها پنهان كردند.
۲ ـ پارك وي دهمين فيلم فريدون جيراني است و مي تواند به نوعي نشان دهندة جايگاه او در سينماي ايران باشد. سينمايي كه جيراني براي جذاب تر كردنش تلاش هاي بسياري كرده و داستان هاي سخت (از نظر مميزي) و تا به حال پرداخته نشده اي درش ساخته است.
خلاصه داستان: پسري (نيما شاهرخ شاهي) زنش (رعنا آزادي ور) را در زيرزمين خانه زنداني كرده و او را آزار مي دهد. مادر پسر (بيتا فرهي) هم به او كمك مي كند...
بازيگران: نيما شاهرخ شاهي، رعنا آزادي ور، بيتا فرهي، محمدرضا شريفي نيا، نيوشا ضيغمي، مهدي احمدي و آناهيتا نعمتي

اخراجي ها
برگ برنده: كمتر كسي است كه مسعود ده نمكي را نشناسد. چهرة مشهور و شناخته شدة سياسي سال هاي قبل، حالا بعد از ساختن دو مستند (فقر و فحشا ـ كدام استقلال، كدام پيروزي) با فيلم داستاني اخراجي ها در جشنواره فجر حاضر است و گفته مي شود فيلمش بامزه ترين اثر جشنواره خواهد بود. موسيقي فيلم را فريدون شهبازيان ساخته كه براساس شنيده ها كار جالب و متفاوتي شده. امين حيايي هم به احتمال زياد براي بازي اش در فيلم، جزو كانديداهاي نقش مكمل مرد خواهد بود.

حاشيه
۱ ـ فيلم، توليد سخت و پرخرجي داشته و گفته مي شود تا به حال 600 ميليون تومان خرجش شده است.
۲ ـ محمدرضا شريفي نيا و اكبر عبدي بعد از سال ها كدورت در فيلم همبازي شدند و دو نقش اصلي فيلم را بازي كردند.
خلاصه داستان: مجيد (كامبيز ديرباز) از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پيرمرد عارفي مي شود. پيرمرد شرط ازدواج مجيد و دخترش (نيوشا ضيغمي) را سر به راه شدن او مي داند. مجيد براي اثبات سر به راه شدن خود به جبهه مي رود .
بازيگران: كامبيز ديرباز، اكبر عبدي، امين حيايي، محمدرضا شريفي نيا، نگار فروزنده و نيوشا ضيغمي

رئيس
برگ برنده: مسعود كيميايي پس از سه سال غيبت مجددا در جشنوارة فجر حاضر است و فيلمش به همراه سنتوري احتمالا مهم ترين و پرتماشاگرترين فيلم هاي جشنواره خواهند بود و بيشترين صف ها برايشان بسته خواهد شد. قصة رئيس مثل حكم در يك فضاي هذياني اتفاق مي افتد كه شخصيت هاي زيادي در آن حضور دارند. مهم ترين برگ برندة فيلم هم گروه بازيگري اش (با چهره پردازي هاي عجيب و غريب) است. گفته مي شود پولاد كيميايي، مهناز افشار و داريوش ارجمند بازي هاي خيلي خوبي در فيلم كرده اند. عليرضا زرين دست مثل حكم، فيلم برداري درخشاني در فيلم انجام داده و فرزين قره گزلو در اولين تجربه اش، موسيقي دلپذيري براي فيلم ساخته است.

حاشيه
۱ ـ در روزهاي آخر فيلم برداري، عليرضا زرين دست خواستار پولش شد كه به خاطر جور نشدن به موقع آن، حاضر نشد سكانس آخر فيلم را فيلم برداري كند. به همين خاطر اين كار را كس ديگري انجام داد.
۲ ـ ابتدا قرار بود نقش امين تارخ را در فيلم، سعيد راد بازي كند كه به خاطر به توافق نرسيدن طرفين اين قضيه منتفي شد.
خلاصه داستان: رضا (فرامرز قريبيان) براي نجات جان پسرش سيامك (پولاد كيميايي) از خارج به ايران مي آيد. دوست قديمي  رضا كه نام او هم رضا (امين تارخ) است، مأمور دستگيري رفيق قديمي اش مي شود. از طرف ديگر سيامك براي رئيس كار مي كند و عاشق طلا (مهناز افشار) است. عشقي كه براي او مشكلات زيادي را به وجود مي آورد و...
بازيگران: پولاد كيميايي، مهناز افشار، فرامرز قريبيان، امين تارخ، لعيا زنگنه، خسرو شكيبايي و داريوش ارجمند

اقليما
برگ برنده: محمدمهدي عسگرپور از مديران سابق جشنواره فجر و فارابي است كه حالا با ساخت اقليما سومين فيلمش را كارگرداني كرده است. فيلم قبلي عسگرپور يعني قدمگاه در جشنواره بيست و دوم نمايش داده شد و كلي هواخواه پيدا كرد. هيچ بعيد نيست كه اين اتفاق براي اقليما هم بيفتد. گفته مي شود كه اقليما فيلم نامة خوب و مناسبي دارد (نوشتة مشترك عسگرپور و محمدرضا گوهري) و بازي حسين ياري در فيلم برايش يك سيمرغ بلورين به ارمغان مي آورد.

حاشيه
۱ ـ اقليما در ژانر تريلر (دلهره و هيجان) ساخته شده و قرار است پيچ هاي داستاني اش تماشاگر را غافلگير كند.
۲ ـ اقليما از معدود توليدات امسال سينماي ايران است كه حاشية چنداني دور و برش وجود ندارد.
خلاصه داستان: زندگي مرفه و آرام سارا (پانته آ بهرام) و عماد (حسين ياري) با بستري شدن عماد در بيمارستان به خاطر بيماري قلبي از آرامش خارج مي شود.
بازيگران: حسين ياري، پانته آ بهرام، احمد مهران فر، احسان اماني و شاهرخ فروتنيان

سنتوري
برگ برنده: حضور هر فيلم مهرجويي در جشنواره فجر يك اتفاق است. مهرجويي سه سال بعد از مهمان مامان، حالا با سنتوري در جشنوارة فجر حاضر است كه گفته مي شود فيلم تلخ و تأثيرگذاري از كار درآمده. سنتوري مثل ليلا يك ملودرام است كه مي خواهد تماشاگرش را از نظر حسي تحت تأثير قرار دهد. تورج منصوري به عنوان فيلم بردار سهم زيادي در شكل گيري فضاي نيمه سياه و سفيد فيلم داشته و تجربة موفقيت آميز دوربين روي دست در فيلم مهمان مامان را اين جا به شكل پخته تري تكرار كرده است. بازي بهرام رادان در نقش علي سنتوري قطعا يكي از مهم ترين بازي هاي جشنواره خواهد بود . آوازهاي فيلم، كار محسن چاووشي است كه از نظر حسي تلخ و ويران كننده از كار در آمده است.

حاشيه
۱ ـ سنتوري اول قرار بود در دهمين جشن خانة سينما به نمايش درآيد كه دچار مشكلات مميزي شد و اكرانش تا جشنواره فجر به تعويق افتاد.
۲ ـ سر اين كه نقش علي سنتوري را چه كسي بازي كند، صحبت هاي زيادي بود. حتي در مقطعي از محمد سلوكي (مجري شبكه تهران) نام برده مي شد. اما در نهايت نقش به بهرام رادان رسيد.
خلاصه داستان: علي سنتوري (بهرام رادان) خوانندة موفقي است كه زندگي روبه راه و به ساماني دارد. علي دچار مشكل اعتياد مي شود و همه چيزش از جمله زنش (گلشيفته فراهاني) را از دست مي دهد...
بازيگران: بهرام رادان، گلشيفته فراهاني، مسعود رايگان، رؤيا تيموريان و حسن پورشيرازي

روز سوم
برگ برنده: تجربة صاحبدلان اين قدر براي محمدحسين لطيفي موفقيت آميز بود كه از دو بازيگر اصلي آن سريال (پورسرخ وكوثري) در روز سوم استفاده كرده است. روز سوم از معدود فيلم هاي سينماي دفاع مقدس است كه به قصة حصر خرمشهر مي پردازد. گفته مي شود كه فيلم، صحنه هاي احساسي بسيار خوبي دارد و پورسرخ و باران كوثري هم در فيلم حضور متفاوت و جالبي دارند و به احتمال زياد كانديداهاي بهترين بازيگر مرد و زن خواهند بود. روز سوم مي تواند پديدة جشنواره باشد.

حاشيه
۱ ـ روز سوم از پرخرج ترين فيلم هاي امسال سينماي ايران است كه حدود 450 ميليون تومان صرف توليدش شده است.
۲ ـ فيلم برداري فيلم چند بار به خاطر شرايط آب و هوا متوقف شد و تنها ده روز مانده تا آغاز جشنواره به پايان رسيد.

خلاصه داستان: سميره (كوثري) و رضا (پورسرخ) خواهر و برادري هستند كه از شهر خرمشهر دفاع مي كنند. در يك شرايط بحراني، سميره در حلقة دشمن مي ماند و رضا و همرزمانش تلاش مي كنند تا او را از چنگال دشمن رها كنند.

بازيگران: پوريا پورسرخ، باران كوثري، برزو ارجمند و حامد بهداد

قاعده بازي
برگ برنده: با توجه به سابقة احمدرضا معتمدي و فيلم هايي كه قبلا ساخته است (هبوط، زشت و زيبا و ديوانه از قفس پريد)، خيلي نبايد روي قاعدة بازي حساب باز كرد، اما از طرف ديگر گفته مي شود كه اين يكي با فيلم هاي قبلي فيلمساز تفاوت دارد و كمدي اش به شكل درست و حسابي درآمده است. اين فيلم بازيگران خيلي زيادي دارد كه باعث شده از پربازيگرترين فيلم هاي امسال سينماي ايران باشد. يكي از مهم ترين بازيگران فيلم، جمشيد  هاشم پور است كه نقش يك شخصيت دوجنسيتي را بازي مي كند. فيلم برداري فيلم يك سال و نيم طول كشيد و در آستانة جشنواره گفته مي شود كه هنوز ساخت جلوه هاي ويژه اش به پايان نرسيده.

حاشيه
۱ ـ شروع فيلم برداري فيلم، اواخر سال 83 بود و در اين مدت هيچ خبري از فيلم به بيرون درز نكرد. گفته مي شود كه فيلم، توليد سخت و پرخرجي داشته است.
۲ ـ در آخرين روزهاي فيلم برداري، وصول چك سعيد پورصميمي  به مشكل برخورد و او گفت تا پول نگيرد جلوي دوربين نمي رود. به همين خاطر پول آقاي بازيگر به شكل نقد پرداخت شد و او بازي اش را در فيلم ادامه داد.
خلاصه داستان: پسري پايين شهري ( عبدي) عاشق دختري پولدار (الناز شاكردوست) مي شود. عشقي كه معلوم مي كند دو خانواده از يك ريشه هستند. يعني پدربزرگ دختر و پسر يك نفر است و دو خانواده از اين موضوع خبر ندارند...
بازيگران: اكبر عبدي، سعيد پورصميمي، داريوش ارجمند، الناز شاكردوست، حميد لولايي، گوهر خيرانديش، فريده سپاه منصور و جمشيد  هاشم پور

سنگ، كاغذ، قيچي
برگ برنده: مهم ترين نكته دربارة اين فيلم، تهيه كنندة آن حميد اعتباريان است كه حاضر شده اين فيلم پر خرج شهري را تهيه و توليد كند. سابقة سعيد سهيلي در سينماي ايران نشان مي دهد كه خيلي نبايد به فيلم جديدش اميدوار بود. البته شايد قصة فيلم حساسيتي برانگيزد و باعث شود كه تماشاگران جذبش شوند. امين حيايي در فيلم، چهرة خوبي دارد و بهترين عكس هاي فيلم متعلق به صورت مردانة اوست.

حاشيه
۱ ـ فيلم برداري اين فيلم سال پيش همزمان با شروع جشنواره فجر آغاز شد.
۲ ـ اولين نمايش فيلم مي توانست چند ماه پيش باشد، اما سازندگانش ترجيح دادند تا جشنواره فجر صبر كنند.
خلاصه داستان: جهان (امين حيايي)كه براساس توطئه اي زنداني شده، پس از دو سال از زندان آزاد مي شود و به همراه دوستش محمود (شهرام حقيقت دوست) و نامزد او (انديشه فولادوند) تصميم به انتقام مي گيرد...
بازيگران: امين حيايي، انديشه فولادوند، شهرام حقيقت دوست، رامتين خداپناهي، نيلوفر خوش خلق و جمشيد  هاشم پور

چند برش از زندگي جورج كلوني، ستاره محبوب هاليوودي
و يك فعال اساسي ضدجنگ
هي مرد، تو فوق العاده اي!
003771.jpg
سودر برگ: خيلي ها بلد هستند دربارة سينماي هنري و سينماي تجاري حرف بزنند. من حرف زدن بلد نيستم، فقط فيلم مي سازم، همين!
003768.jpg
كلوني هنوز به عنوان بدترين بتمن تاريخ شناخته مي شود. حالش از فيلم به هم مي خورد و ترجيح مي دهد هيچي درباره آن نگويد: شما سؤال ديگري نداريد؟ نمي خواهيد دربارة اين كه چرا اين همه به حيوان خانگي ام علاقه دارم چيزي بدانيد؟
003777.jpg
من و استيون سودربرگ خيلي پول دور ريختيم، خيلي عوضش هر چي را كه دوست داشتيم ساختيم

حميدرضا پورنصيري
جورج كلوني حالا ديگر يك ستارة واقعي ا ست. كسي كه هم مخاطب عام را جذب مي كند و هم منتقد سختگير را راضي به خانه مي فرستد. از آن دست ستاره هايي كه مي دانند كجا ايستاده اند و حواسشان به دور و برشان هست. او حالا، در 45سالگي، كلاسيك ترين ستاره اي  است كه سينماي آمريكا دارد. ستاره اي به ياد روزهاي خوش كري گرانت و همفري بوگارت. اين روزها آخرين فيلم كلوني آلماني خوب به كارگرداني رفيق قديمي اش استيون سودربرگ اكران شده است. نتيجة رفاقت اين دو نفر، ساخت چند فيلم درجه يك بوده؛ از فيلم هايي با مخاطب خاص مثل سيريانا بگيريد تا فيلم  هاي عامه پسندتري مثل دسته يازده نفره اوشن. ولي خبر بد اين است كه اين دو به همكاري چندين ساله شان پايان داده اند. به همين بهانه ابتدا گزيده اي از مطلبي را كه در شمارة تازة Vanity Fair در ستايش كلوني منتشر شده، مي خوانيد و سپس به سراغ كارنامة اين دو رفيق پاية سينمايي رفته ايم.
ضد جنگ
جورج كلوني جزو آن  دسته آدم هايي  است كه هاليوودي  ها مي توانند به داشتن اش افتخار كنند؛ مردي كه موهاي براقي دارد و چشم هايش هميشه مي درخشند و هنگام صحبت كردن، دقيق ترين نكته را در مناسب ترين زمان بيان مي كند. او با جنگ مخالف است و به  خاطر مردم در برابر آن مي ايستد؛ همان طور كه وقتي تازه وارد تلويزيون شده بود به  خاطر يك دختر بچه، روبه روي تهيه كننده اش ايستاد.

سيزده بهتر از دوازده
كلوني اولين برندة مراسم اسكار سال۲۰۰۶ بود و وقتي بالاي سن رفت، بسيار فوق العاده به  نظر مي رسيد. همان طور كه در فيلم ها مي گويند يك روز قهرماني برمي خيزد... . پشت سرش مجموعة كاملي بود از فيلم هايي كه در آن ها بازي كرده بود يا تهيه كنندگي شان را برعهده داشت و يا كارگردان آن ها بود. يك گنجينة عجيب و كامل براي مردي كه تا 30 سالگي هنوز پايش به عالم سينما باز نشده بود. شروع كار كلوني با يك مجموعة تلويزيوني بود كه خيلي زود پربيننده شد و باعث شد او وارد سينما شود؛ يك روز خوب و بتمن و رابين . اما درست از اين جا به بعد است كه او انتخاب هاي كليدي اش را شروع مي كند؛ اي برادر كجايي؟ ، سه پادشاه ، خارج از ديد ، طوفان كامل ، دسته يازده نفره اوشن ، اعترافات يك ذهن خطرناك ، شب به خير و موفق باشيد و سنگدلي تحمل ناپذير . او الان مشغول بازي در دسته سيزده نفره اوشن است كه خودش مي گويد بايد اين طور خوانده شود: دسته سيزده نفره اوشن... بهتر از دسته دوازده نفره اوشن! اما پيش از اين فيلم، او در يك فيلم ديگر هم با استيون سودربرگ همكاري كرده؛ فيلمي با نام آلماني خوب كه در آن كيت بلانشت نقش مقابل كلوني را برعهده دارد. مي خواهم چيزي به تان بگويم، او (بلانشت) اسكار مي گيرد. او بهترين بازيگري  است كه اين روزها هنوز بازي مي كند. نه يك بازيگر معمولي، از آن بازيگرهايي كه موقع قرار گرفتن در برابرشان دلشوره مي گيري.

عشق كري گرانت
كلوني تنها بازمانده از نسل بازيگراني مانند جيمي استوارت و گريگوري پك است. شايد حتي بهتر باشد نام الگوي خودش را هم در اين بين بياوريم: كري گرانت؛ تنها بازيگر آمريكايي كه يك جور بلوغ آرامش بخش در حركات و بازي اش مي درخشيد. شايد اگر كلوني ماشين زمان داشت و به عقب برمي گشت، به يكي از بازيگران ثابت فيلم هاي بيلي وايلدر بدل مي شد.

شب به خير اسكار
او اسكار را به خاطر بازي در سيريانا گرفت؛ فيلمي به كارگرداني استيون گاگان كه كلوني در آن، نقش يك مأمور مخفي سيا را دارد كه در طول فيلم برخلاف خواستة رؤسايش حركت مي كند و سرانجام در تالاري از آينه ها گم مي شود. او علاوه بر اين براي شب به خير و موفق باشيد هم نامزد جايزه شده بود، فيلمي كه خودش كارگردان آن بود و در 8 رشته نامزد جايزه بود. اما وقتي براي گرفتن اسكار بهترين نقش مكمل مرد روي سن رفت، با جسارت گفت كه اين جايزه نشان مي دهد خبري از اسكار كارگرداني نيست! شب به خير و موفق باشيد هم به صورت سياه و سفيد ساخته شده است و دربارة يك دورة ماندگار در تاريخ آمريكاست؛ درگيري ادوارد آر. مورو با سناتور جوزف مك كارتي كه داستانش چندان هم بي شباهت به حال و هواي امروز جامعه آمريكا نيست. اما كلوني با شجاعت پاي فيلمش ايستاد و از قدرت واشنگتن و ديوانگي جمهوري خواهان و جنون جنگ شان نترسيد.
براي جاني دپ نامه مي نويسم
كلوني علاقة زيادي دارد دربارة تاريخ سينماي آمريكا و تأثير آن بر جامعة آمريكا اغراق كند؛ وقتي كه حقوق شهروندي مطرح نبود، ما در فيلم ها درباره اش صحبت مي كرديم. يا حتي آكادمي، همين آدم هايي كه مي بيني، در۱۹۳۹ به هتي مك دانيل سياه پوست اسكار دادند؛ وقتي كه هنوز سياه پوست ها اجازه نداشتند در صندلي هاي جلويي سالن سينما بنشينند. كلوني در خانه اش يك سالن كوچك نمايش فيلم دارد و معتقد است كه دهه۶۰ و 70 دوران طلايي سينماي آمريكا بود. من به همة دوستانم بهترين فيلم هاي آن دوران را هديه مي دهم. فيلم هايي كه با دكتر استرنج لاو و جاسوسي كه از سردسير آمد شروع مي شود و با همه مردان رئيس جمهور تمام مي شود. او درباره بازيگران هم دوره خودش هم نظرات صريح و جالبي دارد؛ به  نظرم بهترين كشف دو سه سال اخير، كلايو اوون است. او يك ستارة واقعي  است و جذابيت مردانه اي در چهره اش دارد كه براي يك بازيگر، حسن بزرگي  است... جاني دپ هم مثل هميشه معركه است. او واقعا بازيگر باهوش و متفاوتي  است. من در اين سال ها نامه هاي متعددي براي او نوشتم و داخل شان گفتم كه هي مرد، تو فوق العاده اي!

پايان شراكت
خبري كه در اين مدت، خيلي نام كلوني را سر زبان ها انداخت، پايان شراكت اش با استيون سودربرگ بود. زوجي كه در كنار هم فيلم هاي درخشاني مانند سولاريس ، خارج از ديد و دسته يازده نفره اوشن را تهيه كرده بودند و به  نظر نمي رسيد با هم مشكلي داشته باشند. ما دو سال پيش اعلام كرديم كه 2006 پايان همكاري مان خواهد بود. من و سودربرگ معتقديم كه هر چيزي شروعي، ميانه اي و پاياني دارد. اما كلوني مي گويد كه سال آينده در همين روزها احتمالا دوباره كارگرداني خواهد كرد: مي داني، ماجرا براي من اين طوري نيست كه بگويم واي، دوباره بايد پشت دوربين بايستم! تقريبا اين شكلي  است كه اوه، من يك پروژه در دستم است و مي دانم بايد چه  كارش بكنم. بعد از شب به خير و موفق باشيد تقريبا همه جور فيلمي براي كارگرداني به ام پيشنهاد شد. اما اين خيلي مهم ا ست كه داستاني داشته باشم كه بتوانم با آن ارتباط برقرار كنم. هر دو فيلمي كه تا به  حال ساخته ام، دربارة مسؤوليت در تلويزيون بود. من با تلويزيون بزرگ شدم و تقريبا مي دانم در آن چه خبر است. (البته بعد از اين گفت وگو، در ماه سپتامبر كلوني اعلام كرد كه براي بازي و كارگرداني در يك كمدي فوتبالي به اسم كله چرمي ها قرارداد امضا كرده است.)

سه گانه احمق ها
يكي از بهترين كارگردان هايي كه توانسته اند قدرت و جذابيت بازيگري كلوني را كشف و از آن استفاده كنند، برادران كوئن اند. كلوني درباره شان مي گويد: وقتي با آن ها كار مي كني، احساس رضايت داري، چون تقريبا مطمئني كه نتيجه، چيز متفاوتي از كار در خواهد آمد. ما اوايل سال بعد هم قرار است دوباره با هم كار كنيم. داستان درباره يك مأمور سيا است كه شروع مي كند به نوشتن يك كتاب... داستان بامزه و جذابي دارد و سومين همكاري من با اين دو برادر است. مي تواني اسمش را بگذاري سه گانه احمق ها!

عمه رزماري
هر وقت از كلوني دربارة شهرت و عالم بازيگري سؤال كنيد، حتما يادي از عمه رُزماري مي كند؛ كسي كه بزرگ ترين توصيه ها را در اين زمينه به او كرده است. رزماري كلوني در زمان خودش محبوب ترين و پرطرفدارترين خوانندة آمريكا بود. اما وقتي آرام آرام از صحنه كنار رفت، افسرده شد و به مصرف قرص روي آورد. جورج دربارة او مي گويد: او هيچ وقت نمي گفت كه اين كار را بكن يا نكن. اما خودت مي توانستي نتيجة آن عمل را در زندگي او ببيني: هيچ وقت سه پاكت سيگار در روز نكش، در طول مسير هميشه تمرين كن، هيچ وقت حرف آدم هايي را كه در 21 سالگي به ات مي گويند تو چه فوق العاده اي باور نكن، همان طور كه در 27 سالگي نبايد حرف كساني را كه به ات مي گويند چه افتضاح شده اي، باور كني.

نگاهي به همكاري زوج طلايي كلوني و سودربرگ
و ناگهان كات
003735.jpg
003738.jpg
003741.jpg
003744.jpg
003747.jpg
سعيد جعفريان
يك روز وقتي استيون سودربرگ كارگردان داشت قيافة نقش اول فيلم بعدي اش را تجسم مي كرد، كشفي كرد كشفستان! يك جفت چشم براق و گيرا، موهايي كوتاه كه به شدت مردانه آرايش شده اند و آن هوش عجيبي كه در فضاي اطرافش پخش مي كند: آقاي كلوني بازيگر! سودربرگ نابغه است. او در 26 سالگي نخل طلاي كن را با جنسيت، دروغ ها و نوار ويدئو گرفت و در 37 سالگي اسكار را با ارين براكوويچ دزديد. جورج و استيون وقتي همديگر را ملاقات كردند، رفاقتشان شكل گرفت. جفتشان به اندازة هم كله خراب بودند و به اندازة هم عاشق كشف و بلند پروازي. كلوني مي گويد: من و استيون خيلي پول دور ريختيم، خيلي. عوضش هر چي را كه دوست داشتيم، ساختيم. حالا ديگر يكي از بهترين زوج هاي تاريخ سينما تشكيل شده بود. همكاري كله خراب ها به شش فيلم رسيد. ولي قصه خوب اين رفاقت و همكاري و اين همه فيلم عالي رو به نابودي مي رود. آن ها ديگر نمي خواهند با هم كار كنند...

فهرست
نامه  ها
بالاخره ما چه مي خواهيم
فهرست
سينما تلويزيون
چه كسي سوپ كيهاني خورد
بازتاب هاي يك پرونده
شواليه كُرد
رويدادهفته
ورزشي
ليگ كشيش ها
ما بكام نمي خوايم
مرد اميدوار در تيم نااميد!
قهرماني جهان را مي خواهم
رويدادهفته
ديويد هاليوود بكام
همه ستاره هاي MLS
اجتماعي
امام حسين ع‎/ كتاب لهوف
زندگي
آكواريوم در پل عابر پياده
مداحان ساماندهي مي شوند
زندگي هنري ام شروع نشده
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
جام جهان نما
سينما
۱۰ برگ برنده
هي مرد، تو فوق العاده اي!
و ناگهان كات
دانش
چشم تيز زمين
روزها
شهادت امام حسين ع و يارانش در كربلا
روي مدار 17 درجه
بازيگران عصر نه چندان طلايي
جنگ در آمريكا
رويدادها
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  روزها  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |
|  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |