- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۰۳ - شنبه ۳۰ دي ۱۳۸۵ - - Jan 20, 2007
docharkhe
ادامه باغ مظفر، نوروز۸۶
003084.jpg
مي خواستيم بنويسيم باغ مظفر تمام شد، يادمان آمد منبع موثق مان خبر آورده كه مهران مديري اين ها در باغ قلهك جا خوش كرده اند و مي خواهند 15 قسمت براي نوروز بسازند. مي خواستيم بگوييم در سري آينده، گل مراد، رضا شفيعي جم نيست (البته كاش از اول گل مراد، جواد رضويان بود، نه!؟) يادمان آمد همان منبع موثق به مان خبر داد اجارة خر گل مراد، روزي 30هزار تومان آب مي خورد و صاحب خر، 4 ميليون تومان چك گرفته تا بلايي سر حيوانش نيايد و همين موضوع برخي از عوامل را شاكي كرده است. مي خواستيم دربارة تبليغات مستقيم و زياد در باغ مظفر صحبت كنيم و از خيلي ايده هاي بامزه شان تعريف كنيم و به بعضي جاها ايراد بگيريم كه يادمان آمد ما غِلط مي كنيم اظهارنظر كنيم، وقتي آقاي رئيس، ضرغامي گفته: وقتي پيام هايي كه مردم به آن نياز دارند با زبان طنز گفته شوند، نهايت هنرمندي است كه مردم، هم طنز ببينند و سرگرم شوند و هم پيام به آن ها منتقل شود.
مي خواستيم گلاية استادان روان شناس و... را از تأثيرات منفي باغ مظفر بگوييم، يادمان آمد يك روان شناس از پيچيدگي هاي رفتاري فروغ و خان مظفر تشكر كرده و گفته اين ها عين واقعيت هستند.
در پايان مي خواستيم اعلام كنيم تمامي منابع اطلاعاتي  ما طبق معمول از زمين و هوا، باغ مظفر را زير نظر دارند يادمان آمد كه احتياج به اعلام كردن نيست، آن ها دارند كارشان را مي كنند و همزمان اطلاعات هم مي دهند.

سوت، كف و عصا
003093.jpg
آدم واقعا لذت مي برد كه بعد از سال ها، از پيش كسوت ها تقدير مي شود و آن ها با دست لرزان، لوح شيشه اي و تقديرنامه مي گيرند. هر چند خود ما اين شايعه را كه پشت سر مراسم بزرگداشت و چهره هاي ماندگار است به شدت تكذيب مي كنيم. كدام شايعه؟ خودتان را به آن راه نزنيد. همان شايعه اي كه همه مي دانيد، اين كه توي اين مراسم اول شناسنامة طرف را مي بينند و مطمئن مي شوند كه دو عدد سمت راست عمر فرد مورد تقدير يك بار صفر كرده است (يعني از مرز صد سال گذشته) بعد برگة معاينات پزشكي اش را بررسي مي كنند تا مطمئن شوند، اين آخرين برگة پزشكي است كه چهرة عزيز، در اين حيات مي گيرد. آن وقت، وقتي همة اين ها تأييد شد، از او تقدير مي كنند. نمونة بارز اين شايعه همين مراسم تقدير از پيش كسوت هاي سينما بود كه هفتة قبل در كانون پرورش فكري برگزار شد. از توران مهرزاد، رضا كرم رضايي، ژاله علو و جمشيد لايق تقدير شد و كلي صداي ماچ و موچ و كف و سوت در سالن پيچيد. هر چند لابه لاي اين مراسم، فيلمي از چهره هاي فوت شده روي پرده رفت تا حساب كار دست همه بيايد كه آخر سر يك روز، قطعاتي از فيلم آن ها هم مي رود روي پرده و ملت مي گويند: آخي! حيف شد اين مراسم در پايانش تمام شد و مدعوين، عصازنان سالن را ترك كردند.

گفت وگو با مهرداد رئيسي رئيس انجمن گويندگان جوان
لهجه ها را كنار گذاشتيم
003099.jpg
احسان ناظم بكايي
خيلي از كارتون هاي جديد، با دوبله هاي متفاوتشان حسابي پرطرفدار شده اند. اين دوبله ها را انجمن گويندگان جوان انجام مي دهد كه ما يك سال ونيم قبل، مفصل با آن ها صحبت كرديم. حالا به بهانة تقدير از آن ها در شبكه۵ و نمايش شنل قرمزي و چند كارتون ديگر با رئيسي حرف زديم تا حرف هاي جديدي بشنويم.
چرا در كارهاي جديدتان، از لهجه هاي مختلف استفاده نمي كنيد؟
هدف ما اين بود كه كار فولكلور و محلي بكنيم. اما ايراني هاي مقيم خارج تماس گرفتند و گفتند بچه هاي ما مي خواهند با ديدن اين كارتون ها، فارسي رسمي و معمولي ياد بگيرند. به غير از اين چون خيلي ها گفتند دليل موفقيت ما، استفاده از لهجه هاست، ما اين قضيه را كنار گذاشتيم.
دوبله هاي شما خيلي ايراني و پر از تكه و مزه پراني است. چقدر به متن اصلي وفا داريد؟
متن اصلي، صددرصد ترجمه نمي شود. چون ما هدفمان فرهنگ سازي است. قصدمان اين است كه با استفاده از تصاوير زيباي آن ها، فرهنگ و گفتار خودمان را رويشان بگذاريم.
چقدر از كار بداهه است؟
وظيفة مدير دوبلاژ اين است كه دست ببرد در متن تا براي تطبيق دوبله و حركات دهان شخصيت (سينك) مشكلي پيش نيايد. اما چون دوبله، هم فن است و هم هنر، اين اجازه داده مي شود تا دوبلور، بداهه چيزي بگويد.
دوبلة هر كارتون، چقدر وقت مي گيرد؟
۳ تا 5 روز. ما اگر مي خواستيم با همين دقت به طور آنالوگ كار كنيم، چند برابر طول مي كشيد. اين انيميشن هاي جديد هم چون كامپيوتري دوبله شده، كار آنالوگ و سنتي جواب نمي دهد. بايد با كامپيوتر كار كرد كه باكيفيت باشد.
به غير از دوبله كارتون، فيلم هم دوبله مي كنيد؟
پنجاه تا فيلم براي مؤسسات ويديويي دوبله كرده ايم. براي حوزة هنري و شبكه تهران هم چند كار انجام داده ايم، اما چون مردم ما را با دوبلة انيميشن مي شناسند، هشتاد درصد كارهايمان دوبلة انيميشن است.
كارهاي شما دارد دست به دست مي چرخد و رايت مي شود.
اين تكثيرها به ما ربط ندارد. براي ما مهم اين است كه تعداد بيشتري از مردم كار را ببينند و الان لطف خدا و مردم باعث شده همه ما را بشناسند.
بشناسند، وقتي درآمدزا نيست به چه درد مي خورد؟
درآمد اصلي ما، دوبله نيست. عشق مان اين كار است. خيلي از اين هايي كه دوبلوري مي كنند استاد دانشگاه يا وكيل اند. ضمن اين كه درآمد ما از كارهايي مثل تهية نرم افزار و اين چيزها هم هست.
هر كار دوبله چقدر خرج برمي دارد؟
معمولا سفارش دهنده ششصد تا هفتصد هزار تومان مي دهد كه با توجه به مراحل مختلف كار، چيز زيادي ته اش نمي ماند.

رويدادهفته
اسامي فيلم هاي بخش مسابقة جشنواره فجر
شكار سيمرغ!

آخ جان باز هم بوي جشنواره مي آيد، بوي يك عالم فيلم و بوي صف ايستادن و دوست پيدا كردن و ساندويچ خوردن. اما از آن جايي كه جشنوارة ما با جشنواره هاي ديگر يك سري تفاوت هاي كوچك دارد، تازه يك ماه مانده به شروع شدن جشنواره، دوستان اسامي فيلم هاي حاضر در بخش مسابقة سينماي ايران (با اسم جديد سوداي سيمرغ!) را اعلام كرده اند كه ما هم تا خبر داغ است آن را چاپ مي كنيم(البته تازه خوب شده، قبلا تا دوازده بهمن هم هنوز هيچ چيز معلوم نبود!) 25 تا فيلم قرار است امسال بيفتند دنبال شكار سيمرغ. داريوش مهرجويي فيلمساز صاحب سبك، با فيلم سنتوري در جشنواره شركت دارد. فيلمي كه كلي حرف و حديث براي پخش اش به همراه داشت. مسعود خان كيميايي هم كه با اكران هر فيلمش موجي از بلوا و بزن و بكش راه مي اندازد، با فيلم رئيس اين حاشيه ها را به بخش مسابقه آورده. كيومرث پوراحمد هم بعد از مدتي دوري با اتوبوس شب به شكار سيمرغ آمده. اما خسرو سينايي كه با فيلم عروس آتش جشنواره چند سال پيش را تركاند، امسال با مثل يك قصه به جشنواره آمده. بقية فيلم هاي جشنواره هم اين ها هستند: آدم عبدالرضا كاهاني،  آفتاب بر همه يكسان مي تابد عباس رافعي، اخراجي ها مسعود ده نمكي، اقليما محمد مهدي عسگرپور، باز هم سيب  داري بايرام فضلي، بچه هاي ابدي پوران درخشنده، پا برهنه در بهشت بهرام توكلي، پارك وي فريدون جيراني، پاداش سكوت مازيار ميري، تك درخت ها سعيد ابراهيمي فر، دست هاي خالي ابوالفضل طالبي، روز بر مي آيد بيژن ميرباقري، روز سوم محمد حسين لطيفي، سبيل مردونه جواد اردكاني، سنگ كاغذ قيچي سعيد سهيلي، قاعده بازي احمدرضا معتمدي، قفل ساز غلامرضا رمضاني، گوشواره وحيد موسائيان، مخمصه محمدعلي سجادي، مصائب دوشيزه مسعود اطيابي و ميناي شهر خاموش اميرشهاب رضويان. يك ذره دقت توي اين فهرست ما را به اين نتيجه مي رساند كه با يك جشنوارة خيلي خوب با كلي فيلمساز كاردرست طرف ايم. راستي حداقل موضوع شش تا از فيلم هاي بخش مسابقه، دفاع مقدس است و معلوم است امسال جشنوارة پر و پيماني در اين زمينه خواهيم داشت.
003066.jpg
بخش هاي ديگر جشنواره فجر
از پورسرخ تا تراولتا

با اين كه خيلي ها حواسشان به مسابقة سينماي ايران است، اما بخش هاي ديگر جشنواره هم، مخاطبان خاصش را دارد. امسال شانزده تا كارگردان تازه وارد، فيلم هايشان را در مسابقة اولي  ها، روي پرده مي فرستند كه ده نمكي با اخراجي ها و اكبر عبدي، امين حيايي و اطيابي با مصائب دوشيزه و پوريا پورسرخ و بايرام فضلي با فيلم پرخرجش باز هم سيب داري از بقيه معروف تر و اميدوارترند. راستي ده نمكي كه فيلمش در بخش مسابقة سينماي ايران هم حاضر است گفته اگر اخراجي ها بگيرد، اخراجي هاي 2 را مي سازد. سينما اولي ها، يك سيمرغ از جشنواره دشت مي كنند. در بخش مستند هم چهره هاي نام آشنا زيادند، منوچهر طياب، حميد مجتهدي، مهرداد اسكويي و... عزمشان را جزم كرده اند كه دو تا قلاده سيمرغ بلورين را شكار كنند. بخش فيلم هاي كوتاه كه پرتعدادترين شركت كننده را دارند، يك سيمرغ دارند كه چهرة شاخص در ميان  آن ها كم نيست.
براي اين كه دل خارجي ها نشكند، موجوداتي مثل جان تراولتا با قلب هاي تنها ، آنتوني هاپكينزودمي موربا بابي و خيلي هاي ديگر در بخش هاي بين الملل و اقتباسي شركت مي كنند.
در بخش خارج از مسابقه هم فعلا فقط قرار است فيلم وسوسه برانگيز خون بازي رخشان بني اعتماد به نمايش در بيايد و از سرنوشت سرگيجه كار محمد زرين دست كه ادعا مي كرد همة جايزه هاي جشنواره، حق فيلمش است خبري نيست. توي فهرست بخش مسابقه كه نبود، بقية جاها هم فعلا پيدايش نكرديم!
003060.jpg
چند تا حاشيه از جشنواره...
خبرهاي جامانده!

يك مشت خبر حاشيه اي هم از جشنواره برايتان داريم! البته اين جا منظورمان از حاشيه، بزن بكش و گيس و گيس كشي نيست، منظورمان خبرهايي است كه در ستون هاي بالا جا مانده است! اول اين كه پيش فروش بليت هاي جشنواره از سوم بهمن شروع مي شود، پس برويد كه دير مي شود، البته ممكن است جزو آن آدم هايي باشيد كه با تريپ صف ايستادن حال مي كنيد و پيش فروش و اين  ها برايتان بچه بازي است. دوم اين كه بر و بچه هاي شيراز بروند حال كنند كه امسال هم جشنواره همزمان توي شهرشان اجرا خواهد شد. در ضمن پوستر امسال را هم بالاخره رؤيت كرديم، انصافا خيلي بهتر از پوستر جينگيل مستان پارسال است. كلي معني و معنا و اين حرف ها مي شود تويش پيدا كرد. دوستان گرداننده آن قدر حس آرتيستي شان گل كرده كه اسم خيلي از قسمت ها را هم عوض كرده اند. اسم بخش سينماي ايران را گذاشته اند سوداي سيمرغ و سينماي بين الملل را جام جهان نما كه هر چقدر مخمان را اين ور و آن ور كرديم نتوانستيم بفهميم كه به سليقة آقايان نمرة چند بدهيم، نمره اش، با خودتان. ما را هم خبر كنيد.
003072.jpg
برگزيده هاي شبكه۵
همه از همه بهترند

مراسم هاي تقدير و تشكر شبكه هاي تلويزيوني كلا خيلي چيز خوبي است و ما پيشنهاد مي كنيم در همة ادارات برگزار شود. چون باعث دوستي، مهرباني و محبت مي شود . همه هم آخرسر با دست پر، جلسه را ترك مي كنند و سر كسي بي كلاه نمي ماند. شبكه۵ در راستاي اين كه شبكه است، يك همچين مراسمي را برگزار كرد و به تمام كساني كه در سالن بودند جايزه داد.
در اين مراسم گل و بلبل، فرهاد قائميان، دانيال حكيمي، امير جعفري، حسين محجوب، حميد لولايي، يوسف تيموري، حامد كميلي، عبدالرضا اكبري، رضا ناجي و حسن پورشيرازي، بهترين بازيگران مرد و فاطمه گودرزي، لادن طباطبائي، مريم كاوياني، سحر ولدبيگي و اكرم محمدي، بهترين بازيگران زن شدند. جايزة بهترين سريال هم به به دنيا بگوييد بايستد ، روز رفتن و بقية سريال ها رسيد. در بخش دوبله، حتي گوينده آنونس هاي شبكه هم به فيض رسيد و خاله نرگس، بهترين مجري زن برنامة كودك شد. (مگر كس ديگري هم هست؟).بهترين مجري هاي مرد جُنگ ها (تو را خدا لقب ها را داريد) يحيوي و شهرياري و سلوكي شدند. پرتلاش ترين گروه شبكه۵ هم گروه فرهنگ و اجتماعي معرفي شد تا رئيس اين گروه تقديرنامه اي بگيرد و خوشحال باشد. از رشيدپور هم كه مجري برنامه بود، به عنوان برترين مجري، تقدير شد. در اين مراسم، چند هزار لوح و تقدير ديگر هم بين حاضرين تقسيم شد و همه شان لوح به دست به خانه رفتند.
003078.jpg

ساخت سري جديد مستند ايران
سيمرغ بر دماوند مي نشيند؟

مستند ايران را كه يادتان هست؟ همان مستند خوش و آب رنگي كه سال پيش روي آنتن شبكه اول مي رفت و در آن دو تا خانم خارجي در جاهاي ديدني ايران مي پلكيدند. حالا حميد مجتهدي، كارگردان آن مستند خبر داده كه مي خواهد سري جديد مستند ايران را از اوايل بهمن بسازد و با دوربين اش از زمين و هوا استان هاي اردبيل، قم، كرمان، يزد و لرستان را ثبت و ضبط كند. مجتهدي گفته فيلم برداري اين سري هم مثل سري قبل با نهايت دقت و با استفاده از هلي كوپتر انجام مي شود كه شش ماهي طول مي كشد. مراحل فني و تدوين هم شش ماه وقت مي برد. با اين حساب مستند ايران، از نوروز۸۷ پخش مي شود. راستي مجتهدي در جشنواره فيلم فجر امسال هم با يك فيلم مستند هفتاد دقيقه اي دربارة دماوند حاضر است. خودش كه مي گويد تصاوير اين فيلم با آن تصويرهايي كه ما در مستند ايران ديده ايم فرق دارد و همه اش جديد است. بايد ببينيم، مجتهدي(رفيق مصطفي عقاد و يكي از معروف ترين فيلم بردارهاي هوايي جهان) مي تواند با مستند دماوندش، سيمرغ را روي شانه اش بنشاند يا نه.
003198.jpg
درگيري بر سر جاسوس روس بالا گرفت
از جاني دپ تيزتريم!

چند شمارة قبل توي صفحة جهان مجله، بچه ها يك گزارش رفتند به اسم دعوت به مراسم جاسوس كشان كه دربارة كشتن يك فقره جاسوس روسي بود كه با مقدار متنابهي پلوتو نيم فرستاده بودندش آن دنيا! بر و بچه ها اطلاعاتي ازش رو كرده بودند كه حتي خود مرحوم هم يادش رفته بود. بعد از آن گزارش، كلي آدم تير شدند كه يك فيلمي از اين داستان آماده در بياورند! اول از همه جاني دپ رفت و با كمك كمپاني برادران وارنر امتياز كتاب منتشر نشده اي را خريد كه دربارة همين آقاي ليتونينكو (جاسوس روسي) است. دپ، هم فيلم را تهيه خواهد كرد و هم در آن بازي مي كند. اما گزارش تكان دهندة ما كه به دست مايكل مان (كارگردان فيلم مخمصه) رسيده بود، او را تكان داد و او هم سريع پريد و به كمك كمپاني كلمبيا، 500 هزار دلار پول داد و حق اقتباس يك كتاب منتشر نشدة ديگر دربارة همين باباي روس را خريد و مي خواهد فيلمش را بسازد... عجب روزگاري شده، انگار اگر شاخك هاي بچه هاي مجلة ما نجنبد، اين هاليوودي ها بايد بروند درشان را تخته كنند. اين كه بالاخره كدام فيلم اول ساخته مي شود اصلا ربطي به ما ندارد، مهم تيزي ماست كه حتما تصديق مي كنيد از هر دو تاي اين ها تيزتريم.

بازگشت دوبارة ويزدوم به سينما
يك وقت پشتك نزني!

انگار مد شده پير و پاتال هاي قديمي راه بيفتند و دوباره از پرده بالا بروند و روح ما را شاد كنند. بعد از مشت زدن هاي پيرمردي به اسم راكي روي پرده و قرارداد بستن هريسون فورد براي بازي در سري جديد اينديانا جونز با بوق سال سن، حالا نوبت نورمن ويزدوم شده كه در نهايت رو به فوتي و نقص دِماغ (منظور همان مغز و اين حرف هاست) مي خواهد دوباره برايمان پشتك وارو بزند و ما را بخنداند. ويزدوم 92 ساله كه بعد از گرفتن لقب سر از ملكه انگليس خودش را بازنشسته كرده بود، دلش طاقت نياورده و مي خواهد توي فيلم اكسپرسو در نقش يك كشيش ظاهر شود. آن موقع كه نورمن  خان جوان بود و كلي قر و قمبيل جلوي دوربين مي آمد، به زور خنده مان مي گرفت، واي به حال الان. مگر اين كه دوباره بخواهد، پشتكي، وارويي، چيزي  رو كند، كه اگر خداي نكرده يك همچين فكرهاي محيرالعقولي به ذهنش برسد، احتمالا كار به ديسك كمر و آنفاكتوس و نقرس و ذات الريه مي كشد كه باعث خواهد شد براي هميشه سينما را ترك كند و برود لالا! خدا به خير كند.

پيام هاي كوتاه
رضا شفيعي جم در سريال كودكانة بچه هاي بوستان مسعود فرخنده بازي مي كند.
فيلم برداري سريال بي صدا مهدي فخيم زاده تمام شد.
ايرج نوذري در سريال سفر به خير مسعود رشيدي بازي مي كند.

003210.jpg

شنل قرمزي، روايت جديد
گرگ، دستگاه شنودش را مي گرداند تا شنل قرمزي را پيدا كند. دستگاه روي دو تا كرم مي رود، كرم خيلي پرافاده مي گويد: مرديكة بي آبرو، خجالت نمي كشه، بي حيا . اين يكي از دوبله هاي فوق العادة كارتون شنل قرمزي بود كه پنج شنبه از تماشاخانة شبكه 5 پخش شد. زاوية ديد متفاوت نسبت به داستان شنل قرمزي، كه هميشه شنيده بوديم، شخصيت هاي چندبعدي مثل مادربزرگ و خرگوش و از همه مهم تر، دوبلة شنيدني انجمن گويندگان جوان باعث مي شود تا پخش شنل قرمزي، چند گوي اساسي بگيرد.

با كفش وارد نشويد
مرد با تعجب درون آسانسور ايستاده، همه كفش دستشان است. كف آسانسور موكت شده و روي ديوار نوشته: با كفش وارد نشويد. توي راهرو هم وضع همين است. وقتي مي خواهد از ساختمان خارج شود هم همين عبارت را روي در مي بيند. داخل كوچة موكت شده هم، همه كفش به دست هستند و ناگهان موتوري اي بين عابران لايي مي كشد، اين تبليغ بامزة موكت كه خيلي خوب اجرا شده، ارزش گوي دارد.

تقلب كردي
برنامة رنگين كمان تازه شروع شده و بچه ها اسمشان را مي گويند. يك دفعه خاله  نرگس تصميم مي گيرد كه شوخي كند! بعد از اين كه يكي از پسرها خودش را معرفي مي كند، خاله بي مقدمه به او مي گويد: تو تقلب كردي! پسربچة بيچاره ماتش مي برد و سرخ و سفيد مي شود. با من و من مي گويد: نه. خاله هم خوشحال است كه شوخي اش گرفته. اما ناگهان پسر بغل دستي وارد ماجرا مي شود و مي گويد: اون دفعه از رو دست من نيگا كردي! اوضاع بيخ پيدا مي كند! پسر اولي كه شاكي شده مي گويد: من اصلا جام كنار تو نيست كه از رو تو تقلب كنم. خاله نرگس كه مجبور است لبخندش را نگه دارد، مي خواهد ماستمالي كند: من مي خواستم بگم وقتي يكي كار خطايي مي كنه، خودش خودشو لو مي ده. ماستمالي كه نشد هيچ، هم آبروي پسر بيچاره را برد و هم يك تمشك صيد كرد.

اولين فيلم نيكي كريمي
شبكه 3، هفتة پيش فيلم وسوسه را پخش كرد. فيلم سال 68 ساخته شده بود و اولين بازي نيكي كريمي بود. رضا رويگري نقش اول فيلم را داشت و همسر نيكي كريمي بود. او گول آدم  هاي خلاف را خورده بود، اما يكهو متنبه شد. دنبال كاميون خلافكارها دويد، به آن رسيد و سوارش شد. آن وقت آدم خلاف ها به جاي اين كه، بزنند بغل و حساب رويگري را برسند، نفر به نفر در حالي كه كاميون در حال حركت بود، از اتاق راننده به بخش بار مي آمدند و كتك مي  خوردند. آن وقت رانندة كاميون كه اتفاقا اصلا به عقب و دعوا نگاه هم نمي كرد، كاميون را پرت كرد تو دره تا آدم بدها بميرند. رويگري هم در لحظة آخر بيرون پريد تا با يك شاخه گلايل برود پيش نيكي كريمي. كريمي كه چمدان به دست، داشت مي رفت ايستاد و يك تابلو هم قد خودش درآورد كه رويش شعري رمانتيك بود. بعد هم گل را گرفت و فيلم تمام شد. نمايش اين فيلم خيلي نوستالژيك و خنده دار بود، ديدن اولين بازي كريمي، آن موقع كه هنوز بازيگري بلد نبود و صدايش هم دوبله شده بود، خيلي مزه داد. براي همين مانده  ايم به پخش اين فيلم درپيت، گوي بدهيم يا تمشك!
003213.jpg
همايش كارآفريني
برهان كوهبناني: 20 دي، همايش كارآفريني در سالن اجلاس سران برگزار شد. كسي نبود، چند نفري هم كه بودند، يا خواب بودند يا روزنامه مي خواندند يا با موبايل شان ور مي رفتند.20:30 گزارشي از آن ها داد كه مستحق گوي طلايي است.

حس هفتم محافظ
برهان كوهبناني: كورش دارد با كامران حرف مي زند و همزمان يواشكي اسلحه اش را بيرون مي آورد. در همان لحظه ، دو نفر از محافظ هاي كامران با اسلحة آمادة شليك، وارد اتاق مي شوند. لابد محافظ ها، حس ششم و هفتم داشتند كه به محض اسلحه كشي كورش، در اتاق بغلي آن را حس كرده اند. شايد هم سيروس مقدم با اين صحنة پرواز در حباب، دلش براي تمشك تنگ شده بوده.
گوي و تمشك شما هم رسيد: شبنم هدايتي، حسن قاسمي، محسن رودباري

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
ادامه باغ مظفر، نوروز۸۶
سوت، كف و عصا
لهجه ها را كنار گذاشتيم
رويدادهفته
ورزشي
ليگ سراسري فيفا۲۰۰۶
وينكو بيا اين جا
دو دلار براي هر ثانيه زندگي در آمريكا
اين 5 درصد آمادگي ام است
رويدادهفته
دختران غريبه ستاره هاي ليگ ايران
آن ها چه بلايي برسر ما مي آورند؟
الماس ها چقدر مي ارزند؟
اجتماعي
اگر به كاري غير از شناخت خود مشغولي، در تاريكي ها متحير مي ماني
زندگي
هروئين مثل موز
جيره بنزين
دوقلوهاي متحرك ساز
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
لطفا بوق نزنيد
سينما
دستمزد اسرار آميز ستاره ها بالاخره چقدر است؟
كارگردان ها
فيلم نامه نويس ها
جايي بين زمين و آسمان
گران ترين بازيگر مرد
آماده پرواز
دختر بازيگر
پركار و پردرآمد
فيلم بردارها
حرفه؛ شريفي نيا
ستاره متفاوت
گران ترين بازيگر زن
آهنگسازان
غريبه اي در محفل چشم آبي ها
آغازگر
خط انداختن روي الماس
تدوين گرها
دانش
دوستت دارم ويتامين من!
نسخه درماني فوق العاده
ويتامين ها،متخاصم و متحد
ويتامين، طبيعي يا مصنوعي
دور نريزيد
موسيقي
بازگشت سوسك ها
سوسك ها كه بودند؟
گمشده در غبار
روزها
خانه عنكبوت
آژاكس در تهران
بقيه سيا ها
رويدادها
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |