صندوق قرض الحسنه دانشجويان
چلا هشتي نالاحت؟
يك بار به يك معتادي گفتند با اعداد چهل و پنج، چهل و شش، چهل و هفت و چهل و هشت جمله بساز. استاد هم بعد از اين-كه دماغش را كشيد بالا، فرمود: چلا پنجه مي- كشي؟ چلا شيشه مي شكني؟ چلا هف نمي زني؟ چلا هشتي نالاحت؟ حالا چي شد كه ياد اين جوك افتاديم؟ آخر خواستيم به تان بگوييم كه: چرا هستي ناراحت؟ آسوده بخوابيد كه مديرعامل صندوق قرض الحسنة دانشجويان ايران اعلام كرده كه مي خواهند شعب اين صندوق را در همه جاي كشور استاد كنند و به دانشجو و كارمند و استاد جماعت وام بدون بهره بدهند. آن هم در ژانرهاي مختلفي مثل اضطراري، ضروري، عادي و ازدواج. ضمنا اگر آن يك لقمة بخور نمير وام دانشجويي را مي گيريد نگران نباشيد كه از اين يكي محروم شويد. چرا كه دكتر مطلبي خودشان فرمودند كه اين دو تا وام ربطي به هم ندارند. آن يكي را بعد فارغ التحصيلي بايد پس بدهيد ولي قسط هاي اين يكي، يك ماه بعد دريافت شروع مي شود و قبل از تمام شدن درستان هم بايد تا قران آخرش را پرداخت كرده باشيد. پس ديگر ناراحت نباشيد و غصه نخوريد و خداي نكرده براي رهايي از مشكلات به سمت مواد مخدر پناه نبريد تا وقتي كسي ازتان خواست با 48 جمله بسازيد، با گردن افراشته بگوييد: ايران براي اولين بار در المپيك چهل و هشت لندن شركت كرده بود.
نكن، نزن، نرو
تو اصلا آدمي؟
خجالت نمي كشي؟ حيا نمي كني؟ از خدا نمي ترسي؟ اگر پاسخت به همة اين سؤال ها منفي است و توي اينترنت همه اش دنبال سايت هاي بد بد مي گردي، پس بكش كه حقت است. چي را؟ همين n هزار تومان كاركرد مكالمات بين الملل را كه بدون هيچ تماسي با خارج، رفته توي پاچه ات و توي قبض تلفن با دو نقطه دي به ات مي خندد. به گفتة يك مسؤول شركت مخابرات كه اسمش آقاي محقق است، اينترنت بازها گاهي سراغ سايت هايي غيراخلاقي مي روند كه ارتباط ISPشان را قطع مي كند و بدون اين كه بفهمند، مستقيما با تلفن خودشان به سايت وصل مي شوند. اين يعني يك تماس بين المللي. البته بعضي آدم هاي شريف و بي گناه و البته ناآگاه هم اين وسط قرباني مي شوند. يعني با باز كردن اي ميل هاي ناشناس گروه هاي اينترنتي به سايت هاي بين المللي غيراخلاقي وصل مي شوند كه باز همان آش است و همان كاسه.
پس اگر ريگي به كفش نداريد و چشم پاك و اهل صلاح و فلاح هستيد، اي ميل ناشناس را اصلا باز نكنيد. اگر هم حيا را خورده و آبرو را قي كرده ايد، اين قدر از اين پول ها بسلفيد تا شايد آدم شويد!
كنكور
يك خبر بي مزه
شمايي كه اين خبر خاص را مي خوانيد، دو حالت داريد. يا اين خبر برايتان مهم است و ارزش دارد و دانستن اش به زندگي تان مربوط مي شود، كه در اين صورت تا موقع چاپ مجله حتما ازش مطلع شده ايد و كلي استرس مضاعف پيدا كرده ايد و ضربان قلبتان رفته روي 135 و آدرنالين خونتان هم زده بالا. حالت دوم هم اين كه خبر برايتان مهم نيست و اصلا به اش فكر نمي كنيد و درگيرش نيستيد، كه در اين صورت هم دانستن اش نه به درد دنياتان خواهد خورد نه آخرت تان. كلا خبر خيلي لوس و بي مزه اي است. كنكور سراسري۸۶ طي روزهاي 7 و 8 و 9 تير برگزار و نتيجه اش هم اواخر شهريور اعلام مي شود. (آخيش!) تنها نكتة نسبتا جالب خبر اين است كه دكتر توكلي گفته انتخاب رشته كنكور امسال به صورت اينترنتي خواهد بود. البته ايشان مشخص نكرده اند كه اين روش، تنها راه انتخاب رشته است يا مثل ثبت نام، انتخاب رشتة دستي هم به قوت خودش باقي خواهد بود. (پيشنهاد مي كنيم دوباره برويد طرح محمدرضا دوست محمدي براي گزارش ثبت نام اينترنتي را ببينيد، بلكه بي مزگي اين خبر از يادتان برود.)
چرا اين قدر بدبيني؟
نيمه پر را ببين
اين جورها هم نيست كه ما اين جا فقط اخبار تلخ و سياه و غم انگيز و نااميدكننده بدهيم كه ملت دپ بزنند و بروند سراغ مواد. نه. زندگي خالي نيست. به قول سهراب چيزهايي هم هست/ لحظه هاي پر اوج/ مثلا... همين آمار اعلام شده توسط معاون وزير بهداشت كه مي گويد 98درصد مردم ميهن عزيزمان با يك بار مريض شدن مي توانند بخشي از دارايي هاي خود را حفظ كنند و به نشستن به خاك سفيد ادامه بدهند. حالا بيخود گير نده كه پس آن دو درصد باقي مانده چي مي شوند. به فرض هم كه به قول آقاي معاون، همة دارايي هاشان را از دست بدهند و براي هميشه به زير خط فقر مطلق بروند. خب بروند. پس ديدن 98درصد پر ليوان چه مي شود؟ چرا اين قدر بدبيني؟ چرا همه اش غر مي زني؟ چرا هستي ناراحت؟ به اين نگاه كن كه 48 درصد هزينة درمان مردم را دولت مي پردازد وملت فقط بايد براي پرداخت 52 درصد باقي مانده، دست به جيب بشوند. نه، جان من اين ها غصه دارد؟
تهران در شرايط ناسالم
دندان روي جگر بگذار
بي مرام! بي معرفت! نالوطي! بي انصاف! اين رسمش بود؟ خداييش برايت كم گذاشتيم؟ مگر براي كنترل كيفيت ات ستاد تشكيل نداديم؟ مگر براي تميزي ات هفته تعيين نكرديم؟ بايد اين طوري جواب ما را مي دادي؟ كاري كه تو با ما كردي برادران آب منگل با قيصر و خانواده اش نكردند. خروس بي محل بازي هم ديگر حدي دارد. آخر دومين روز هفتة هواي پاك هم شد وقت براي قرار گرفتن شاخص كيفيت هواي تهران در شرايط ناسالم ؟ يعني واقعا نمي توانستي چند روزي دندان روي جگر بگذاري و اين يك نموره دود و گند و كثافت را توي دلت نگه داري و نريزي بيرون كه لااقل اين يك هفته اي آبروي مان حفظ شود؟ اصلا تقصير خود ماست كه هفته ات را گذاشته ايم توي سگ سرماي زمستان كه به قول اهل فن اثر وارونگي، هر چه آت و آشغال است همين دور و بر خيابان ها نگه دارد و نگذارد از برج ميلاد بالاتر بروند. اگر به ما بود، روز هواي پاك را مي برديم چلة تابستان. آن وقت حداقل مي شد به جريان طبيعي ات اميد بست كه يك خرده از اين سياهي ها را تا كوه هاي البرز بالا ببرد و اين طوري ضايعمان نكند. نامرد!
خودرو
سمند ملي مي شود!
استاد شهرام ناظري در يكي از آهنگ هاي نسبتا معروفش مي گويد: سمند دسته نقره م رو فروختم/ براي وي قباي ترمه دوختم/ فرستادم، برايم پس فرستاد/ سمند دسته نقره م، داد و بيداد. (البته در بعضي نسخ به جاي سمند ، تفنگ آمده كه ما براي پرهيز از ترويج خشونت از اين يكي نسخه استفاده كرديم) حالا فكر مي كنيد چرا شاعر از فروختن سمند دسته نقره اش ناراحت است؟ چون آن را ليزينگي خريده بوده و هنوز قسط هايش تمام نشده؟ چون از جيره 4ليتري بنزين روزانه اش محروم شده و كارت اعتباري اش را به مشتري جديد بخشيده؟ نه آقا جان! چون موتور سمندش غيرملي بوده و حالا كه قرار است از همين بهمن و اسفند آتي براي اولين بار در طول تاريخ، خودروي سمند با موتور ملي توليد و به بازار عرضه شود، مي توانست جلوي باقي سمندداران پز اوريجينال بودن موتورش را بدهد. البته ظاهرا آن موتورهاي فرنگي قبلي خيلي هم فيت سمندها نبوده چون براي توليد موتور ملي چند شركت داخلي دست به دست هم داده و 160قطعة جديد برايش طراحي كرده و ساخته اند. ما البته هنوز مانده ايم سرگردان اگر موتور ملي سمند براي اولين بار امسال مي خواهد توليد شود، چطور توي اين همه سال ما به عنوان خودروي ملي پشتش مي نشستيم و گاز مي داديم؟
|
|
|
موبايل
سيم كارت، نمي خوايم، نمي خوايم
بعضي از اين مردم هم واقعا شش ماهه به دنيا آمده اند. هر چه به گوششان مي خواني كه ان الله مع الصابرين و گويند سنگ لعل شود در مقام صبر و اين ها، به گوششان نمي رود كه نمي رود. يك ميليون و 450 هزار نفرشان مي گويند ما پارسال دي و بهمن براي سيم كارت ثبت نام كرديم و حوصله هم نداريم بيشتر از سه چهار ماه برايش توي نوبت بمانيم. بعدش هم رفتند پولشان را پس گرفتند. تازه 200هزارتاشان همين ماه آخري قات زدند و عطاي سيم را به لقاي بي سيم بخشيدند. شما بگوييد. آخر آدم اين قدر عجول؟ اين قدر بي حوصله؟ اين قدر شش ماهه؟ يك ذره برويد از آن يك ميليون و 500 هزار نفري ياد بگيريد كه هنوز محكم و مقاوم توي صف ايستاده اند بسا كه تا اوايل بهمن موبايلشان را بگيرند. ولي هنوز هم دير نشده. اگر سرتان به سنگ خورده و از اين همه كم طاقتي خودتان خجالت كشيده ايد، مي توانيد براي حضور مجدد در آزمون تلخ و سخت صبوري در دور جديد ثبت نام سيم كارت دولتي كه در بهمن شروع مي شود شركت فرماييد. آن هم با 288 هزار تومان ناقابل كه قرار است فقط 150 هزار تومانش را هنگام ثبت نام پرداخت كنيد.
پليس بين الملل
منافق ها را مي گيريم
چقدر خوب، چقدر عالي كه آدم در مراسم توديع اش خبرهاي خوب به ملت بدهد. خبرهايي كه گاهي وقت ها دل و جگر ما را مي تواند كمي خنك كند. نمونه اش همين آقاي پليس بين الملل كه در مراسم توديع اش سعي كرد يك خبر دست اول در حوزة كاري خودش را رو كند. سردار ذوالفقاري هفتة گذشته در مراسم توديع خودش و معارفه رئيس جديد پليس بين الملل نيروي انتظامي از تحت پيگرد قرار گرفتن صد عضو گروهك منافقين از سوي اينترپل خبر داد. اين يعني اين كه اينترپل اگر مچ اين صد تا را در جايي بگيرد بايد آن ها را به مقامات ايراني تحويل دهد. اين طوري شايد دل ما هم كمي خنك شود. البته جناب آقاي پليس بين الملل خبرهاي ديگري هم از برنامه هاي اين بخش از نيروي انتظامي داده كه حسابي آدم را وسوسه مي كند. سري به آن جا بزنيد. مثل اين كه جاي خيلي خوبي است. آدم در جريان حوادث خارجي هم قرار مي گيرد. فكرش را بكنيد، غير از صفحة حوادث داخلي روزنامه ها بشود كمي حوادث خارجي را هم ديد زد. حسابي اوقات فراغت آدم پر مي شود.
به زودي...
يكهو سه ماهواره
اين دستور كار هم از آن واژه هاي جالبناك(!) است. هر چيزي اگر در آن قرار بگيرد به طرفه العيني ظاهر مي شود. به همين خاطر هم هست كه هميشه مؤسسه ها و نهادهاي مختلف توي كشور ما پروژه هاي بزرگي را در دستور كار قرار مي دهند تا نتايج عملي اش چشم همه را از جمله حسودهاي از خدا بي خبر را كور كند. نمونه اش همين دانشگاه هايي كه سه تا ماهوارة كوچك را در دستور كار خود قرار داده اند. تازگي ها معاون پژوهشي وزارت علوم خبر داده كه هم اكنون سه ماهوارة كوچك در دستور كار سه دانشگاه بزرگ قرار دارند. اين يعني اين كه بالاخره بعد از سال ها كه در انتظار ساخت يك ماهواره (اسمش زهره بود؟ چي بود؟) بوديم حالا يكهويي سه تا ماهواره در دستور كار ساخت قرار گرفته است. خب، خدا را شكر كه ما هم ماهواره دار شديم.