امير قادري
خسرو خسروپرويز/ پويان عسگري / حامد احمدي
مثل يك جور شليك به مغز است. روكردن اين دستمزدها و اين ارقام و اعداد، تا جايي كه من مي دانم، براي اولين بار است كه اتفاق مي افتد. وقتي همشهري جوان و محمد جباري پيشنهاد توليد پرونده اي بر اساس چنين موضوعي را به گروه سينماي ما دادند، به نظر نمي رسيد تا اين جا پيش برويم. اما بچه ها (خسرو خسروپرويز، پويان عسگري و حامد احمدي) تمام تلا ش شان را به خرج دادند و از منابعي كه طبعا هيچكدام شان نمي خواستند نامشان فاش بشود، اين اخبار و اطلاعات را بيرون كشيدند. اميدوارم چاپ نتايج اين تحقيق به مشكلات و بحث هاي ريز و درشت فراواني منجر نشود. هر روزنامه نگاري دوست دارد كارش خوانده شود، اما رفتن دنبال بحث و جنجال، وقت مي خواهد كه ما نداريم.
واقعا نمي دانم كه چرا اغلب چيزها در اين كشور بايد پوشيده بمانند. قرار است حرفه اي عمل كنيم و حرفه اي پول بگيريم، اما همة سعي مان را به خرج مي دهيم تا بخش اعظمي از ساز و كار حرفه اي كه داريم انجام اش مي دهيم، پشت پرده باقي بماند. اين جا بحث سر روابط ناجور مالي نيست. اهالي سينما كارشان را مي كنند و بابتش پول مي گيرند. پس چاپ چنين پرونده اي حداقل نقطة شروعي براي روشن شدن خيلي چيزهاست. در حوزة سينماي ايران، نه دستمزد كسي معلوم است، نه مدير برنامه ها رو بازي مي كنند و نه با فضاي روشن و شفافي رو به رو هستيم. اين پرونده ناقص است و بعضي اطلاعات ممكن است بالا و پايين داشته باشند. اما به هر حال، قدم اول است براي تاباندن نور به جاهاي تاريك؛ به آن چه تا به حال صحبتش نبوده و بد نيست از اين به بعد، روشن تر درباره اش بحث كنيم. وقتي قيمت ها مشخص نباشد، مي شود به باقي آدم ها حق داد كه شايعه درست كنند و زرنگ ترهايش از اين آب گل آلود ماهي بگيرند. اما در فضاي مناسب، همه چيز مشخص تر مي شود. ساز و كار درست در چهارچوب هر حرفه شكل مي گيرد ارزش حرفه اي آدم ها معلوم مي شود.
هنوز در دامنه كوه هم نيستيم و قله، خيلي دورتر از اين حرف هاست. اما اميدوارم روزي برسد كه ارزش و نفوذ و استعداد آدم ها، با پولي كه مي گيرند نسبت مستقيم داشته باشد. آن وقت مي شود آدم كاربلد را از آدم علاف بي استعداد جدا كرد و يكي از راه هاي اين تقسيم بندي، همين دانستن ارزش ريالي كارشان است. اين كه هر كسي چقدر مي ارزد. البته استثناها وجود دارند. منطق دلالي هم مي تواند خيلي چيزها را به هم بريزد. مافيا و گروه بندي و اين ها هم جاي خودش را دارد. اما روشن شدن ارقام، بعضي از اين مشكلات را هم كاهش مي دهد. بعد هم اين كه خواهش مي كنم بحث پول بد است و همه چيز نمي شود و اين ها را وسط نكشيد. حالا كه داريم در اين فضا كار و زندگي مي كنيم و پول هم بخشي از اين فضاست. چرا مي خواهيم از زيرش در برويم؟
در باقي نقاط دنيا، اوضاع روشن تر است. آدم ها دستمزدشان را مي گويند و صاحب نظرها هم مجازند در اين باره بحث كنند كه آدم ها ارزش چنين پولي را دارند يا نه. از شكيرا تا مارتين اسكورسيزي، رقم قرارداد هر كسي معلوم است. و معلوم بودن چنين اطلاعاتي، پايه بحث هاي اقتصادي و اجتماعي فراواني را مي ريزد. غير اين اگر باشد، پاية بحث هاي سينمايي روي درياي تيره اي شكل مي گيرد كه هيچ اطلاعي از ابعادش و ماهي هاي درنده يا بي آزاري كه تويش شنا مي كنند، نداريم.
تأكيد روي اين نكته هم شايد لزومي نداشته باشد كه باب تكذيب و تصحيح و اين جور چيزها هم باز است. اگر مي بينيد پرونده مستندتر نيست و گفت و گوي درست و حسابي در اين باره انجام نشده، به اين برمي گردد كه كسي حاضر نمي شود دربارة اين چيزها مستقيما در برابر ضبط يك خبرنگار حرف بزند. چاپ اين پرونده امكان دارد آدم هايي را مشتاق كند تا رسما دربارة اين جور چيزها حرف بزنند. منتظريم.
گفتم تهية چنين پرونده اي مثل يك جور شليك به مغز است. شايد خيلي ها ناراحت شوند. ولي به هر حال، اين اتفاق براي يك بار هم كه شده، بايد مي افتاد.
راهنما:
براي اين كه در خواندن اين ده صفحه گيج نزنيد، اين مطلب شايد كمي كمكتان كند و از بعضي سوء تفاهم ها هم جلوگيري كند.
۱ - در اين پرونده سعي كرديم براي شكل گيري يك تصوير شفاف تر از وضعيت دستمزدها در سينما و تلويزيون، به جز بازيگرها، به بيشتر عوامل اصلي سينما مثل كارگردان ها و فيلم نامه نويس ها هم بپردازيم. اين بخش از مطالب در باكس هاي مستطيل شكل قرمز رنگ آمده است و به پنج بخش: كارگردان ها، فيلم نامه نويس ها، فيلم بردارها، تدوينگرها و آهنگسازها تقسيم شده است.
۲ - بخش ديگري از اين پرونده به اطلاعات حاشيه اي ريز و درشت از موارد مختلف مرتبط با موضوع دستمزدها برمي گردد مثل حضور در تبليغات و... اين بخش ها در باكس هاي دايره اي به رنگ زرد در صفحات آمده است.
۳ - حتما قبول داريد كه بازيگرها نسبت به بقية عوامل سينما جذابيت بيشتري دارند، براي همين حجم بيشتر اين پرونده به آن ها اختصاص پيدا كرد. از بين بازيگرها به ده بازيگر، مفصل تر پرداخته ايم و به بقيه كوتاه تر. در انتخاب اين ده نفر، عوامل مختلفي نقش داشته اند، از جذابيت و اهميت آن ستاره در اين روزها بگيريد تا ميزان اطلاعاتي كه دربارة آن شخص خاص توانستيم پيدا كنيم. براي چهار تا از اين ده تا بازيگر هم عكس هاي بزرگتري كاركرده ايم. اين هم تنها به امكانات و محدوديت هاي ما و داشتن عكس هاي خوب از اين افراد بر مي گشته نه هيچ چيز ديگر! براي همين اين كه مثلا به مهناز افشار مفصل تر پرداخته ايم يا به رضا كيانيان كمتر، ارتباطي به نگاه ما به اين دو نفر از نظر بازيگري و رتبه و مقام اين دونفر در بين بازيگرها ندارد. مطمئنا اگر روزي بخواهيم پرونده اي براي بهترين بازيگرهاي سينماي ايران دربياوريم، اين پرونده شكل ديگري به خود مي گيرد.
۴ - اگر جاي چهره اي از عوامل سينما را در اين پرونده خالي مي بينيد، به چند دليل برمي گردد. مهم ترين دليل، پيدا نكردن اطلاعات درست و حسابي از اين چهره ها بوده است، مثلا دربارة دستمزد ليلا حاتمي اطلاعات مستندي پيدا نكرديم و در نتيجه نامي از ليلا حاتمي در اين صفحات نيامده است.
عزت الله انتظامي: از بازيگران نسل قديم، او چيزهايي را به دست آورده كه با هيچ رقم و عددي قابل خريداري نيست. همين كه به عنوان شمايل بازيگري سينماي ايران پذيرفته شده، همين كه حالا تنديس اش در گوشه اي از موزه سينماست، همين كه مردم استاندارد بودن فيلم را با حضور او تشخيص مي دهند، كافي است كه او را بي نياز از قراردادها و رقم ها بدانيم. اما براي دانستن بد نيست كه بگوييم بابت يكي از واپسين فيلم هايش ـ ستاره مي شود ـ براي 28 جلسه بازي، 5 ميليون تومان دريافت كرده، در آستانة هشتمين دهة زندگي اش.
خسرو شكيبايي: زماني سوپراستار اول سينماي ايران بود و حالا نيست. اين همه مدت درباره اش گفته شده كه هنوز و همچنان مشغول تكرار نقش هامون است. يعني همان فيلمي كه او را به موفقيت رساند. شكيبايي حالا و امروز در موقعيتي است كه مي گويند هر جا پيشنهاد تقريبا خوب مالي بشود، حضور پيدا مي كند و جلوي دوربين مي رود. مثلا براي بازي در فيلم ازدواج صورتي 12 ميليون تومان قرارداد بسته و بحث سريال هايي هم كه بازي مي كند سواست.
|
|
|
رضا كيانيان: به نظر مي رسد براي رضاكيانيان هيچ چيز مهم تر از خود بازيگري نيست. آن قدر كه بنشيند دربارة بازيگري بحث كند، تئوري ببافد، مقاله و كتاب بنويسد و بازي در نقش هاي غيرمتعارف را تست كند. چيزي كه خودش از آن به عنوان كرم بازيگري ياد مي كند. كارهايي مثل نقش هاي كوتاهش در اسب و كارگران مشغول كارند . كيانيان قراردادهاي مالي اش را براساس فيلم ها و نقش ها تنظيم مي كند. مثلا اگر بخواهد در نقشي خاص و در فيلم كارگرداني چون بهمن فرمان آرا بازي كند، زياد دنبال ارقام بالا نيست. اما طبق شنيده ها براي نقشي ديگر در فيلم باغ فردوس ساعت 5 بعدازظهر ده ميليون تومان دريافت كرده است و بابت بازي در سريال يك مشت پر عقاب ماهي چهار و نيم ميليون تومان.
|
|
|
فاطمه معتمدآريا: شايد اگر فيلم هايي را كه در اين چند وقت اخير بازي كرده مرور كنيم به اين نتيجه برسيم كه بازيگري برايش شغل پردرآمدي نيست. چون بازي در فيلم هايي مثل كارگران مشغول كارند و زيردرخت هلو را به خاطر دوستي و رفاقت مي پذيرد و احتمالا حرف مسائل مالي به آن صورت به ميان نمي آيد و از سوي ديگر براي بازي در نقش متفاوت و خاصي چون گيلانه هم سعي مي كند قرارداد مالي پايين تري امضا كند تا به پروژه كمكي شده باشد. مي گويند فاطمه معتمدآريا براي يكي از آخرين فيلم هايي كه بازي كرده يعني تقاطع قراردادي بسته با رقم 5 ميليون تومان.
|
|
|
اكبر عبدي: درست است كه اكبر عبدي ديگر آن بازيگر محبوب و پولساز اواخر دهة شصت و اوايل دهة هفتاد نيست، اما خب هنوز از اعتبار و هنري كه دارد براي بستن قراردادهاي خوب مالي استفاده مي كند. مي گويند دو سه سال پيش براي حضور در مجموعه زير آسمان شهر(3) 50 ميليون تومان گرفت و بعد بابت بازي در اين كار از مردم عذرخواهي كرد و حالا هم براي حضور سه ماهه سر پروژة اخراجي ها 14 ميليون گرفته و رقم قرارداد دو ماه و نيمه اش در فيلم قاعده بازي هم 12 ميليون بوده. پروژه اي كه 5 ماه طول كشيد و قرارداد تمام عوامل آن تمديد شد.
|
|
|
جمشيد هاشم پور: شكل و چهرة فعلي اش با آن موقع كه انتخاب اول تماشاگران شهرستاني بود از زمين تا آسمان توفير كرده. ديگر از آن كلة براق ِتيغ انداخته خبري نيست. ديگر اسلحه هاي عجيب و غريب و گنده دست نمي گيرد و با يك شليك دمار از روزگار يك ايل آدم در نمي آورد. جالب است كه در فيلم هنوز اكران نشدة قاعده بازي با برگشت صد و هشتاد درجه اي از آن شمايل، نقش يك دوجنسي را بازي مي كند با ظاهري كاملا نامتعارف. نقشي كه مي گويند هاشم پور بابت بازي اش ده دوازده ميليون تومان گرفته. او الان ديگر قهرمان فيلم هاي فارسي نيست، اما حتي با عوض كردن سطح كاري اش، هنوز هم قراردادهاي كلان مي بندد.
|
|
|
ابوالفضل پورعرب: براي توضيح و تشريح واژه هايي مثل سقوط و نزول در مورد او، كافي است رقم قرارداد دو تا از سريال هايش را با هم مقايسه كنيم. وقتي در مسافر بازي كرد و تازه آن وقت هم ديگر جوان اول نبود، قرارداد 25 ميليون توماني بست و همين چند ماه پيش، چند سال بعد از مسافر براي بازي در سريال زيرزمين ماهانه چهار ميليون تومان مي گرفت. الان ديگر در سينما از او خبري نيست. اگر هم گه گاهي سروكله اش پيدا شود اكثرا در فيلم هاي كم ارزش است كه برايش نه نفع هنري دارد و نه منفعت مالي.
|
|
|
حميد گودرزي: حتما اگر بشنويد او بيشترين پول را در ميان بازيگران بابت حضور در يك فيلم گرفته، تعجب خواهيد كرد. بالاخره اين همه سوپراستار داريم محبوب تر و مشهورتر از حميد گودرزي. اما اين قضيه حقيقت دارد. حميد گودرزي براي بازي در فيلم گناه من نزديك به 24 ميليون تومان گرفته كه بيشترين رقم دريافتي در ميان بازيگران است. البته پاي قرارداد از اول اين رقم نبوده. آن قدر پروژه متوقف شده و به تأخير افتاده و طول كشيده كه تهيه كننده هر بار مجبور به تمديد قراردادها شده. و در همين ماراتن عجيب و غريب، رقم قرارداد حميد گودرزي آرام آرام رسيده به 24 ميليون تومان.
|
|
|
فريبرز عرب نيا: بي شك قدرنديده ترين بازيگر سينماي ايران فريبرز عرب نياست. بازيگري كه خودش هم قدر خودش را ندانست. با بازي در نقش هاي خيلي كوتاه در فيلم مسافران و سريال مزد ترس كارش را شروع كرد و بازي در فيلم هاي مسعود كيميايي يعني ضيافت و سلطان برايش بهترين فرصت بود كه آن بالا بايستد و از جايش تكان نخورد. اما وقتي به فاصلة دو سال از نقش درجه يك سلطان ، در فيلم بادام هاي تلخ بازي كرد، نشان داد علاقة زيادي به بالانشيني ندارد. عرب نيا هر وقت فرصتي به دست آورده، خودش را نشان داده. نشان به نشانِ فيلم هايي مثل برگ برنده و شيفته . حالا او چند وقتي است انرژي اش را گذاشته روي بازي در سريال پرخرج و عظيم مختارنامه . سريالي كه مي گويند براي بازي در آن ماهي 8 ميليون تومان دريافت مي كند.
|
|
|
پارسا پيروزفر: بازيگراني كه چهرة زيبا دارند و از طرف ديگر مي خواهند بازيگر باشند، اول هر كار سعي مي كنند يك بلايي سر آن چهرة خوب بياورند تا دليل حضورشان روي پردة سينما چيزي به غير از چهره و رنگ مو و چشمشان باشد. پارسا پيروزفر با اين كه خيلي مستعد اين است كه سوپراستار يك سينماي ايران باشد، اما انتخاب هايش كم و بيش در جهت عكس رسيدن به چنين جايگاهي است. بازي كردن نقش يوسف در مهمان مامان با آن قيافة درب و داغان خيلي با رسم و رسومات ستاره بودن جور درنمي آيد. حالا هم پيروزفر به جاي حضور در سينما، در سريال چشم باد دارد بازي مي كند كه ساخت اش تا اين جا چند سالي طول كشيده. البته اين طول كشيدن با اين كه وقتش را مي گيرد زياد برايش بد نيست. بالاخره قرارداد به صورت ماهانه بسته شده و رقمي در حدود 10 ميليون براي هر ماه پول كمي نيست!
|
|
|
الناز شاكردوست: همين چند وقت پيش چه كسي امير را كشت؟ روي اكران بود. وقتي اين فيلم نمايش اش تمام شد، بي وفا روي پرده آمد. در هر دو فيلم هم الناز شاكردوست بازي كرده. او بازيگري است كه در همين چند سال حضور در سينماي ايران كلي فيلم بازي كرده كه از قضا هيچ كدامشان هم به آن صورت پرفروش نشده اند. اما او و تهيه كنندگان بي توجه به شكست تجاري فيلم هاي قبلي او، هنوز به كارشان يعني قرارداد بستن ادامه مي دهند. شاكردوست براي فيلم هايش مبلغي حول و حوش شش هفت ميليون مي گيرد. گرچه اين ميان وضعيت دستمزد فيلم هاي خاصي مثل چه كسي امير را كشت؟ تفاوت مي كند.
|
|
|
فتحعلي اويسي: فتحعلي اويسي تا قبل از بازي در مجموعة بدون شرح نقش دوم را در فيلم ها بازي مي كرد. آن هم معمولا رل آدم هاي بدجنس و خبيث را. براي همين بايد گفت بي شك بدون شرح به تغيير كاراكتر او خيلي كمك كرد. او يكباره از آدم ترسناك فيلم ها، تبديل شد به آدم بذله گو و شوخ و شنگ. كاراكتري كه در ادامه، پايش به سينما هم كشيده شده و فيلم بله برون در چنين وضع و اوضاعي جلوي دوربين رفت و اكران شد. فتحعلي اويسي حالا با فارغ شدن از بازي در سريالي ديگر، جلوي دوربين سينما حاضر شده و فيلم خواستگار محترم به كارگرداني داوود موثقي را بازي مي كند. بازي با دستمزدي نزديك به 10 ميليون تومان.
|
|
|
رضا شفيعي جم: قدرتش در تيپ سازي همه جا به دردش مي خورد. هم در سريال هاي هر شبي تلويزيوني و هم در سينما. اولين حضورش در سينما در نقشي جدي بود. در فيلم دو همسفر اصغر هاشمي ، با امين حيايي همبازي بود. بعدها در ساعت خوش قدرتش در تيپ سازي را نشان داد و تيپ دِرِك را ساخت. چند وقتي پيدايش نبود تا بعد از مدت ها تيپ بامشاد و كيوون را ارائه داد. همان تيپ ها برايش باني خير شدند كه پايش به سينما باز شود و بتواند قراردادهاي خوب ببندد. زن بدلي فيلمي بود كه در گيشه موفق شد و شفيعي جم بابت بازي در آن نزديك به 8 ميليون گرفت. حالا هم قلقلك را در نوبت اكران دارد.
|
|
|
مهران غفوريان: اگر اوضاع امروزي او را مبناي قضاوت بگذاريد، لابد معتقد خواهيد بود قرارداد 5 ميليون توماني اش براي فيلم انتخاب خيلي هم خوب بوده. اما اگر كمي قبل تر را به ياد بياوريد نظرتان كاملا عوض خواهد شد. مهران غفوريان كسي بود كه به عنوان بازيگر و كارگردان و تهيه كننده حضور تقريبا دائمي در تلويزيون داشت. مجموعه هاي اين چند نفر ، حرف تو حرف و زير آسمان شهر 1و۲و۳ همه و همه كارهاي او هستند كه بعضي مواقع با استقبال فوق العادة مخاطبان مواجه مي شدند. شك نبايد كرد كه آن زمان او به راحتي ده بيست برابر حالا درآمد داشته و پولساز بوده. اما خب بالاخره اوضاع هميشه بر وفق مراد نيست. مهران غفوريان، نمايش ساز درجة يك تلويزيون، در سينما در نقش هاي فرعي فيلم هاي انتخاب و شارلاتان ظاهر مي شود و بيشتر از 5 ميليون هم نمي گيرد.
$ مي گويند روناك يونسي كشف تازة قاسم جعفري كه در فيلم گرگ و ميش بدون دريافت وجهي جلوي دوربين رفته بود، براي بستن قراردادي بابت بازي در يك فيلم سينمايي بنا به پيشنهاد قاسم جعفري، طلب 5ميليون تومان مي كند و به طور قابل پيش بيني معامله شكل نمي گيرد.
$ مي گويند ساسان فرخ نيا 50 ميليون تومان وسط گذاشته تا بتواند نقش اول فيلم رؤياي جواني به كارگرداني نادر مقدس را بگيرد. جالب اين كه فيلم در اكران عمومي شكست خورد و 20 ميليون بيشتر فروش نكرد. بعدها رايت فيلم به رسانه هاي تصويري فروخته شد با رقم 25 ميليون. كل فروش فيلم در تهران در نهايت به اندازة سرمايه گذاري فرخ نيا نرسيد.
$ رؤيا تيموريان كه براي يك هفته كار در پروژه اي، چهار ميليون دريافت كرده بوده. براي بستن قرارداد به يك دفتر سينمايي مي رود. مي گويند وقتي صحبت سر مسائل مالي آغاز مي شود، تيموريان همان دستمزد 4 ميليوني بابت يك هفته كار را درخواست مي كند كه با احتساب زمان فيلم برداري پروژة جديد، دستمزدش به حول و حوش 32 ميليون مي رسد. تيموريان كمي كوتاه مي آيد و به 15 ميليون هم راضي مي شود اما سازندگان فيلم با اين رقم هم موافقت نمي كنند.
$ معمولا دستمزد بازيگرها در چهار قسط پرداخت مي شود. قبل از فيلم. در آغاز فيلم. ميانة فيلم و پس از پايان فيلم. مي گويند قسط آخر جزو دسته كي داده، كي گرفته هاست. براي همين سعيد پورصميمي وقتي فيلم برداري قاعده بازي به كارگرداني احمدرضا معتمدي به روزهاي آخرش نزديك مي شود، براي بازي در سكانس هاي پاياني تا زمان گرفتن قسط آخر، جلوي دوربين حاضر نمي شود.
$ مي گويند سازندگان فيلم بله برون ابتدا از مهدي فخيم زاده براي بازي در فيلمشان دعوت مي كنند. فخيم زاده كه مايل به همكاري در اين پروژه نبوده، پاي مسائل مالي را وسط مي كشد و درخواست 45ميليون تومان براي بازي در اين فيلم مي كند تا معامله جوش نخورد. كه عاقبت هم جوش نمي خورد.
$و مي گويند ايكات كه با تصاوير تبليغاتي گلزار در لب دريا به شهرت رسيد با گلزار يك قرارداد دو ساله بسته بوده به مبلغ 40 ميليون. حالا اما ديگر تصوير گلزار، كالاي موردنظر را تبليغ نمي كند. اين بار تصوير پژمان بازغي زير لوگوي ايكات به چشم مي خورد. مي گويند بازغي قراردادش را در ازاي دريافت 20 ميليون امضا كرده.
$ اين يكي تبليغ را شايد زياد نديده باشيد. چون خيلي زود بيلبوردهايش جمع شد. حرف تبليغات آب معدني است با حضور رضا داوودنژاد و علي صادقي كه براي عكس انداختن در كنار بطري هاي آب معدني، نفري 25 ميليون قرار بود دريافت كنند. قرار بود را براي اين مي نويسيم كه مي گويند كارخانة موردنظر به دلايلي پول توافق شده را پرداخت نمي كند و بيلبوردها هم به سرعت جمع مي شوند.
$ قضية ديگر در مورد بازيگرها، داستان تبليغات و بيلبوردهاست. مثلا با اين كه در نشريات زرد صحبت از قرارداد 200 ميليوني بهرام رادان با ال جي بود، منابع موثق مي گويند يك قرارداد 75 ميليون توماني بيشتر در كار نبوده براي يك سال.
$يكي از جاهايي كه خوب پول رد و بدل مي شود، مجموعه هاي نودقسمتي هستند. اين قضيه خسرو شكيبايي را هم وسوسه مي كند تا براي حضور در مجموعه زندگي به شرط خنده قرارداد ببندد. اما همكاري سر نمي گيرد و سازندگان كار به سراغ خبرة اين طور كارها حميد لولايي مي روند كه در بخش خبري 20:30 خبر قرارداد 32 ميليوني اش بابت سه ماه هم تكذيب شد. اما منابع موثق باز خبر مي دهند و مي گويند كه لولايي براي بازي در هر قسمت يك ميليون تومان دريافت كرده.
$حتما در جريان ساخته شدن فيلم پرخرج اخراجي ها به كارگرداني مسعود ده نمكي بوده ايد. مي گويند فقط رقم قراردادهاي بازيگران اين فيلم 180 ميليون تومان بوده. از دستمزد 20 ميليوني و 14 ميليوني امين حيايي و اكبر عبدي براي سه ماه كار بگيريد تا قراردادهاي سه چهار ميليون توماني ارژنگ اميرفضلي و سپند اميرسليماني بابت همان مدت كار.