- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۰۳ - شنبه ۳۰ دي ۱۳۸۵ - - Jan 20, 2007
docharkhe
اين گزارش افشاگرانه سينما را به هم مي ريزد
دستمزد اسرار آميز ستاره ها بالاخره چقدر است؟
003165.jpg
امير قادري
خسرو خسروپرويز‎/ پويان عسگري / حامد احمدي
مثل يك جور شليك به مغز است. روكردن اين دستمزدها و اين ارقام و اعداد، تا جايي كه من مي دانم، براي اولين بار است كه اتفاق مي افتد. وقتي همشهري جوان و محمد جباري پيشنهاد توليد پرونده اي بر اساس چنين موضوعي را به گروه سينماي ما دادند، به نظر نمي رسيد تا اين جا پيش برويم. اما بچه ها (خسرو خسروپرويز، پويان عسگري و حامد احمدي) تمام تلا ش شان را به خرج دادند و از منابعي كه طبعا هيچكدام شان نمي خواستند نامشان فاش بشود، اين اخبار و اطلاعات را بيرون كشيدند. اميدوارم چاپ نتايج اين تحقيق به مشكلات و بحث هاي ريز و درشت فراواني منجر نشود. هر روزنامه نگاري دوست دارد كارش خوانده شود، اما رفتن دنبال بحث و جنجال، وقت مي خواهد كه ما نداريم.
واقعا نمي دانم كه چرا اغلب چيزها در اين كشور بايد پوشيده بمانند. قرار است حرفه اي عمل كنيم و حرفه اي پول بگيريم، اما همة سعي مان را به خرج مي دهيم تا بخش اعظمي از ساز و كار حرفه اي كه داريم انجام اش مي دهيم، پشت پرده باقي بماند. اين جا بحث سر روابط ناجور مالي نيست. اهالي سينما كارشان را مي كنند و بابتش پول مي گيرند. پس چاپ چنين پرونده اي حداقل نقطة شروعي براي روشن شدن خيلي چيزهاست. در حوزة سينماي ايران، نه دستمزد كسي معلوم است، نه مدير برنامه ها رو بازي مي كنند و نه با فضاي روشن و شفافي رو به رو هستيم. اين پرونده ناقص است و بعضي اطلاعات ممكن است بالا و پايين داشته باشند. اما به هر حال، قدم اول است براي تاباندن نور به جاهاي تاريك؛ به آن چه تا به حال صحبتش نبوده و بد نيست از اين به بعد، روشن تر درباره اش بحث كنيم. وقتي قيمت ها مشخص نباشد، مي شود به باقي آدم ها حق داد كه شايعه درست كنند و زرنگ ترهايش از اين آب گل آلود ماهي بگيرند. اما در فضاي مناسب، همه چيز مشخص تر مي شود. ساز و كار درست در چهارچوب هر حرفه شكل مي گيرد ارزش حرفه اي آدم ها معلوم مي شود.
هنوز در دامنه كوه هم نيستيم و قله، خيلي دورتر از اين حرف هاست. اما اميدوارم روزي برسد كه ارزش و نفوذ و استعداد آدم ها، با پولي كه مي گيرند نسبت مستقيم داشته باشد. آن وقت مي شود آدم كاربلد را از آدم  علاف بي استعداد جدا كرد و يكي از راه هاي اين تقسيم بندي، همين دانستن ارزش ريالي كارشان است. اين كه هر كسي چقدر مي ارزد. البته استثناها وجود دارند. منطق دلالي هم مي تواند خيلي چيزها را به هم بريزد. مافيا و گروه بندي و اين ها هم جاي خودش را دارد. اما روشن شدن ارقام، بعضي از اين مشكلات را هم كاهش مي دهد. بعد هم اين كه خواهش مي كنم بحث پول بد است و همه چيز نمي شود و اين ها را وسط نكشيد. حالا كه داريم در اين فضا كار و زندگي مي كنيم و پول هم بخشي از اين فضاست. چرا مي خواهيم از زيرش در برويم؟
در باقي نقاط دنيا، اوضاع روشن تر است. آدم ها دستمزدشان را مي گويند و صاحب نظرها هم مجازند در اين باره بحث كنند كه آدم ها ارزش چنين پولي را دارند يا نه. از شكيرا تا مارتين اسكورسيزي، رقم قرارداد هر كسي معلوم است. و معلوم بودن چنين اطلاعاتي، پايه بحث هاي اقتصادي و اجتماعي فراواني را مي ريزد. غير اين اگر باشد، پاية بحث هاي سينمايي روي درياي تيره اي شكل مي گيرد كه هيچ اطلاعي از ابعادش و ماهي هاي درنده يا بي آزاري كه تويش شنا مي كنند، نداريم.
تأكيد روي اين نكته هم شايد لزومي نداشته باشد كه باب تكذيب و تصحيح و اين  جور چيزها هم باز است. اگر مي بينيد پرونده مستندتر نيست و گفت و گوي درست و حسابي در اين باره انجام نشده، به اين برمي گردد كه كسي حاضر نمي شود دربارة اين چيزها مستقيما در برابر ضبط يك خبرنگار حرف بزند. چاپ اين پرونده امكان دارد آدم هايي را مشتاق كند تا رسما دربارة اين جور چيزها حرف بزنند. منتظريم.
گفتم تهية چنين پرونده اي مثل يك جور شليك به مغز است. شايد خيلي ها ناراحت شوند. ولي به هر حال، اين اتفاق براي يك بار هم كه شده، بايد مي افتاد.

راهنما:
براي اين كه در خواندن اين ده صفحه گيج نزنيد، اين مطلب شايد كمي كمكتان كند و از بعضي سوء تفاهم ها هم جلوگيري كند.
۱ - در اين پرونده سعي كرديم براي شكل گيري يك تصوير شفاف تر از وضعيت دستمزدها در سينما و تلويزيون، به جز بازيگرها، به بيشتر عوامل اصلي سينما مثل كارگردان ها و فيلم نامه نويس ها هم بپردازيم. اين بخش از مطالب در باكس هاي مستطيل شكل قرمز رنگ آمده است و به پنج بخش: كارگردان ها، فيلم نامه نويس ها، فيلم بردارها، تدوينگرها و آهنگسازها تقسيم شده است.
۲ - بخش ديگري از اين پرونده به اطلاعات حاشيه اي ريز و درشت از موارد مختلف مرتبط با موضوع دستمزدها برمي گردد مثل حضور در تبليغات و... اين بخش ها در باكس هاي دايره اي به رنگ زرد در صفحات آمده است.
۳ - حتما قبول داريد كه بازيگرها نسبت به بقية عوامل سينما جذابيت بيشتري دارند، براي همين حجم بيشتر اين پرونده به آن ها اختصاص پيدا كرد. از بين بازيگرها به ده بازيگر، مفصل تر پرداخته ايم و به بقيه كوتاه تر. در انتخاب اين ده نفر، عوامل مختلفي نقش داشته اند، از جذابيت و اهميت آن ستاره در اين روزها بگيريد تا ميزان اطلاعاتي كه دربارة آن شخص خاص توانستيم پيدا كنيم. براي چهار تا از اين ده تا بازيگر هم عكس هاي بزرگتري كاركرده ايم. اين هم تنها به امكانات و محدوديت هاي ما و داشتن عكس هاي خوب از اين افراد بر مي گشته نه هيچ چيز ديگر! براي همين اين كه مثلا به مهناز افشار مفصل تر پرداخته ايم يا به رضا كيانيان كمتر، ارتباطي به نگاه ما به اين دو نفر از نظر بازيگري و رتبه و مقام اين دونفر در بين بازيگرها ندارد. مطمئنا اگر روزي بخواهيم پرونده اي براي بهترين بازيگرهاي سينماي ايران دربياوريم، اين پرونده شكل ديگري به خود مي گيرد.
۴ - اگر جاي چهره اي از عوامل سينما را در اين پرونده خالي مي بينيد، به چند دليل برمي گردد. مهم ترين دليل، پيدا نكردن اطلاعات درست و حسابي از اين چهره ها بوده است، مثلا دربارة دستمزد ليلا حاتمي اطلاعات مستندي پيدا نكرديم و در نتيجه نامي از ليلا حاتمي در اين صفحات نيامده است.
003249.jpg
عزت الله انتظامي: از بازيگران نسل قديم، او چيزهايي را به دست آورده كه با هيچ رقم و عددي قابل خريداري نيست. همين كه به عنوان شمايل بازيگري سينماي ايران پذيرفته شده، همين كه حالا تنديس اش در گوشه اي از موزه سينماست، همين كه مردم استاندارد بودن فيلم را با حضور او تشخيص مي دهند، كافي است كه او را بي نياز از قراردادها و رقم ها بدانيم. اما براي دانستن بد نيست كه بگوييم بابت يكي از واپسين فيلم هايش ـ ستاره مي شود ـ براي 28 جلسه بازي، 5 ميليون تومان دريافت كرده، در آستانة هشتمين دهة زندگي اش.
003324.jpg
خسرو شكيبايي: زماني سوپراستار اول سينماي ايران بود و حالا نيست. اين همه مدت درباره اش گفته شده كه هنوز و همچنان مشغول تكرار نقش هامون است. يعني همان فيلمي كه او را به موفقيت رساند. شكيبايي حالا و امروز در موقعيتي است كه مي گويند هر جا پيشنهاد تقريبا خوب مالي بشود، حضور پيدا مي كند و جلوي دوربين مي رود. مثلا براي بازي در فيلم ازدواج صورتي 12 ميليون تومان قرارداد بسته و بحث سريال هايي هم كه بازي مي كند سواست.
003294.jpg
رضا كيانيان: به نظر مي رسد براي رضاكيانيان هيچ چيز مهم تر از خود بازيگري نيست. آن قدر كه بنشيند دربارة بازيگري بحث كند، تئوري ببافد، مقاله و كتاب بنويسد و بازي در نقش هاي غيرمتعارف را تست كند. چيزي كه خودش از آن به عنوان كرم بازيگري ياد مي كند. كارهايي مثل نقش هاي كوتاهش در اسب و كارگران مشغول كارند . كيانيان قراردادهاي مالي اش را براساس فيلم ها و نقش ها تنظيم مي كند. مثلا اگر بخواهد در نقشي خاص و در فيلم كارگرداني چون بهمن فرمان آرا بازي كند، زياد دنبال ارقام بالا نيست. اما طبق شنيده ها براي نقشي ديگر در فيلم باغ فردوس ساعت 5 بعدازظهر ده ميليون تومان دريافت كرده است و بابت بازي در سريال يك مشت پر عقاب ماهي چهار و نيم ميليون تومان.
003300.jpg
فاطمه معتمدآريا: شايد اگر فيلم هايي را كه در اين چند وقت اخير بازي كرده مرور كنيم به اين نتيجه برسيم كه بازيگري برايش شغل پردرآمدي نيست. چون بازي در فيلم هايي مثل كارگران مشغول كارند و زيردرخت هلو را به خاطر دوستي و رفاقت مي پذيرد و احتمالا حرف مسائل مالي به آن صورت به ميان نمي آيد و از سوي ديگر براي بازي در نقش متفاوت و خاصي چون گيلانه هم سعي مي كند قرارداد مالي پايين تري امضا كند تا به پروژه كمكي شده باشد. مي گويند فاطمه معتمدآريا براي يكي از آخرين فيلم هايي كه بازي كرده يعني تقاطع قراردادي بسته با رقم 5 ميليون تومان.
003237.jpg
اكبر عبدي: درست است كه اكبر عبدي ديگر آن بازيگر محبوب و پولساز اواخر دهة شصت و اوايل دهة هفتاد نيست، اما خب هنوز از اعتبار و هنري كه دارد براي بستن قراردادهاي خوب مالي استفاده مي كند. مي گويند دو سه سال پيش براي حضور در مجموعه زير آسمان شهر(3) 50 ميليون تومان گرفت و بعد بابت بازي در اين كار از مردم عذرخواهي كرد و حالا هم براي حضور سه ماهه سر پروژة اخراجي ها 14 ميليون گرفته و رقم قرارداد دو ماه و نيمه اش در فيلم قاعده بازي هم 12 ميليون بوده. پروژه اي كه 5 ماه طول كشيد و قرارداد تمام عوامل آن تمديد شد.
003285.jpg
جمشيد  هاشم پور: شكل و چهرة فعلي اش با آن موقع كه انتخاب اول تماشاگران شهرستاني بود از زمين تا آسمان توفير كرده. ديگر از آن كلة براق ِتيغ انداخته خبري نيست. ديگر اسلحه هاي عجيب و غريب و گنده دست نمي گيرد و با يك شليك دمار از روزگار يك ايل آدم در نمي آورد. جالب است كه در فيلم هنوز اكران نشدة قاعده بازي با برگشت صد و هشتاد درجه اي از آن شمايل، نقش يك دوجنسي را بازي مي كند با ظاهري كاملا نامتعارف. نقشي كه  مي گويند هاشم پور بابت بازي اش ده دوازده ميليون تومان گرفته. او الان ديگر قهرمان فيلم هاي فارسي نيست، اما حتي با عوض كردن سطح كاري اش، هنوز هم قراردادهاي كلان مي بندد.
003312.jpg
ابوالفضل پورعرب: براي توضيح و تشريح واژه هايي مثل سقوط و نزول در مورد او، كافي است رقم قرارداد دو تا از سريال هايش را با هم مقايسه كنيم. وقتي در مسافر بازي كرد و تازه آن وقت هم ديگر جوان اول نبود، قرارداد 25 ميليون توماني بست و همين چند ماه پيش، چند سال بعد از مسافر براي بازي در سريال زيرزمين ماهانه چهار ميليون تومان مي گرفت. الان ديگر در سينما از او خبري نيست. اگر هم گه گاهي سروكله اش پيدا شود اكثرا در فيلم هاي كم ارزش است كه برايش نه نفع هنري دارد و نه منفعت مالي.
003234.jpg
حميد گودرزي: حتما اگر بشنويد او بيشترين پول را در ميان بازيگران بابت حضور در يك فيلم گرفته، تعجب خواهيد كرد. بالاخره اين همه سوپراستار داريم محبوب تر و مشهورتر از حميد گودرزي. اما اين قضيه حقيقت دارد. حميد گودرزي براي بازي در فيلم گناه من نزديك به 24 ميليون تومان گرفته كه بيشترين رقم دريافتي در ميان بازيگران است. البته پاي قرارداد از اول اين رقم نبوده. آن قدر پروژه متوقف شده و به تأخير افتاده و طول كشيده كه تهيه كننده هر بار مجبور به تمديد قراردادها شده. و در همين ماراتن عجيب و غريب، رقم قرارداد حميد گودرزي آرام آرام رسيده به 24 ميليون تومان.
003267.jpg
فريبرز عرب نيا: بي شك قدرنديده ترين بازيگر سينماي ايران فريبرز عرب نياست. بازيگري كه خودش هم قدر خودش را ندانست. با بازي در نقش هاي خيلي كوتاه در فيلم مسافران و سريال مزد ترس كارش را شروع كرد و بازي در فيلم هاي مسعود كيميايي يعني ضيافت و سلطان برايش بهترين فرصت بود كه آن بالا بايستد و از جايش تكان نخورد. اما وقتي به فاصلة دو سال از نقش درجه يك سلطان ، در فيلم بادام هاي تلخ بازي كرد، نشان داد علاقة زيادي به بالانشيني ندارد. عرب نيا هر وقت فرصتي به دست آورده، خودش را نشان داده. نشان به نشانِ فيلم هايي مثل برگ برنده و شيفته . حالا او چند وقتي است انرژي اش را گذاشته روي بازي در سريال پرخرج و عظيم مختارنامه . سريالي كه مي گويند براي بازي در آن ماهي 8 ميليون تومان دريافت مي كند.
003309.jpg
پارسا پيروزفر: بازيگراني كه چهرة زيبا دارند و از طرف ديگر مي خواهند بازيگر باشند، اول هر كار سعي مي كنند يك بلايي سر آن چهرة خوب بياورند تا دليل حضورشان روي پردة سينما چيزي به غير از چهره و رنگ مو و چشمشان باشد. پارسا پيروزفر با اين كه خيلي مستعد اين است كه سوپراستار يك سينماي ايران باشد، اما انتخاب هايش كم و بيش در جهت عكس رسيدن به چنين جايگاهي است. بازي كردن نقش يوسف در مهمان مامان با آن قيافة درب و داغان خيلي با رسم و رسومات ستاره بودن جور درنمي آيد. حالا هم پيروزفر به جاي حضور در سينما، در سريال چشم باد دارد بازي مي  كند كه ساخت اش تا اين جا چند سالي طول كشيده. البته اين طول كشيدن با اين كه وقتش را مي گيرد زياد برايش بد نيست. بالاخره قرارداد به صورت ماهانه بسته شده و رقمي در حدود 10 ميليون براي هر ماه پول كمي  نيست!
003246.jpg
الناز شاكردوست: همين چند وقت پيش چه كسي امير را كشت؟ روي اكران بود. وقتي اين فيلم نمايش اش تمام شد، بي وفا روي پرده آمد. در هر دو فيلم هم الناز شاكردوست بازي كرده. او بازيگري است كه در همين چند سال حضور در سينماي ايران كلي فيلم بازي كرده كه از قضا هيچ كدامشان هم به آن صورت پرفروش نشده اند. اما او و تهيه كنندگان بي توجه به شكست تجاري فيلم هاي قبلي او، هنوز به كارشان يعني قرارداد بستن ادامه مي دهند. شاكردوست براي فيلم هايش مبلغي حول و حوش شش هفت ميليون مي گيرد. گرچه اين ميان وضعيت دستمزد فيلم هاي خاصي مثل چه كسي امير را كشت؟ تفاوت مي كند.
003288.jpg
فتحعلي اويسي: فتحعلي اويسي تا قبل از بازي در مجموعة بدون شرح نقش دوم را در فيلم ها بازي مي كرد. آن هم معمولا رل آدم هاي بدجنس و خبيث را. براي همين بايد گفت بي شك بدون شرح به تغيير كاراكتر او خيلي كمك كرد. او يكباره از آدم ترسناك فيلم ها، تبديل شد به آدم بذله گو و شوخ و شنگ. كاراكتري كه در ادامه، پايش به سينما هم كشيده شده و فيلم بله برون در چنين وضع و اوضاعي جلوي دوربين رفت و اكران شد. فتحعلي اويسي حالا با فارغ شدن از بازي در سريالي ديگر، جلوي دوربين سينما حاضر شده و فيلم خواستگار محترم به كارگرداني داوود موثقي را بازي مي كند. بازي با دستمزدي نزديك به 10 ميليون تومان.
003321.jpg
رضا شفيعي جم: قدرتش در تيپ سازي همه جا به دردش مي خورد. هم در سريال هاي هر شبي تلويزيوني و هم در سينما. اولين حضورش در سينما در نقشي جدي بود. در فيلم دو همسفر اصغر  هاشمي ، با امين حيايي همبازي بود. بعدها در ساعت خوش قدرتش در تيپ سازي را نشان داد و تيپ دِرِك را ساخت. چند وقتي پيدايش نبود تا بعد از مدت ها تيپ بامشاد و كيوون را ارائه داد. همان تيپ ها برايش باني خير شدند كه پايش به سينما باز شود و بتواند قراردادهاي خوب ببندد. زن بدلي فيلمي  بود كه در گيشه موفق شد و شفيعي جم بابت بازي در آن نزديك به 8 ميليون گرفت. حالا هم قلقلك را در نوبت اكران دارد.
003282.jpg
مهران غفوريان: اگر اوضاع امروزي او را مبناي قضاوت بگذاريد، لابد معتقد خواهيد بود قرارداد 5 ميليون توماني اش براي فيلم انتخاب خيلي هم خوب بوده. اما اگر كمي  قبل تر را به ياد بياوريد نظرتان كاملا عوض خواهد شد. مهران غفوريان كسي بود كه به عنوان بازيگر و كارگردان و تهيه كننده حضور تقريبا دائمي  در تلويزيون داشت. مجموعه هاي اين چند نفر ، حرف تو حرف و زير آسمان شهر 1و۲و۳ همه و همه كارهاي او هستند كه بعضي مواقع با استقبال فوق العادة مخاطبان مواجه مي شدند. شك نبايد كرد كه آن زمان او به راحتي ده بيست برابر حالا درآمد داشته و پولساز بوده. اما خب بالاخره اوضاع هميشه بر وفق مراد نيست. مهران غفوريان، نمايش ساز درجة يك تلويزيون، در سينما در نقش هاي فرعي فيلم هاي انتخاب و شارلاتان ظاهر مي شود و بيشتر از 5 ميليون هم نمي گيرد.

$ مي گويند روناك يونسي كشف تازة قاسم جعفري كه در فيلم گرگ و ميش بدون دريافت وجهي جلوي دوربين رفته بود، براي بستن قراردادي بابت بازي در يك فيلم سينمايي بنا به پيشنهاد قاسم جعفري، طلب 5ميليون تومان مي كند و به طور قابل پيش بيني معامله شكل نمي گيرد.

$ مي گويند ساسان فرخ نيا 50 ميليون تومان وسط گذاشته تا بتواند نقش اول فيلم رؤياي جواني به كارگرداني نادر مقدس را بگيرد. جالب اين كه فيلم در اكران عمومي شكست خورد و 20 ميليون بيشتر فروش نكرد. بعدها رايت فيلم به رسانه هاي تصويري فروخته شد با رقم 25 ميليون. كل فروش فيلم در تهران در نهايت به اندازة سرمايه گذاري فرخ نيا نرسيد.

$ رؤيا تيموريان كه براي يك هفته كار در پروژه اي، چهار ميليون دريافت كرده بوده. براي بستن قرارداد به يك دفتر سينمايي مي رود. مي گويند وقتي صحبت سر مسائل مالي آغاز مي شود، تيموريان همان دستمزد 4 ميليوني بابت يك هفته كار را درخواست مي كند كه با احتساب زمان فيلم برداري پروژة جديد، دستمزدش به حول و حوش 32 ميليون مي رسد. تيموريان كمي  كوتاه مي آيد و به 15 ميليون هم راضي مي شود اما سازندگان فيلم با اين رقم هم موافقت نمي كنند.

$ معمولا دستمزد بازيگرها در چهار قسط پرداخت مي شود. قبل از فيلم. در آغاز فيلم. ميانة فيلم و پس از پايان فيلم. مي گويند قسط آخر جزو دسته كي داده، كي گرفته هاست. براي همين سعيد پورصميمي  وقتي فيلم برداري قاعده بازي به كارگرداني احمدرضا معتمدي به روزهاي آخرش نزديك مي شود، براي بازي در سكانس هاي پاياني تا زمان گرفتن قسط آخر، جلوي دوربين حاضر نمي شود.

$ مي گويند سازندگان فيلم بله برون ابتدا از مهدي فخيم زاده براي بازي در فيلمشان دعوت مي كنند. فخيم زاده كه مايل به همكاري در اين پروژه نبوده، پاي مسائل مالي را وسط مي كشد و درخواست 45ميليون تومان براي بازي در اين فيلم مي كند تا معامله جوش نخورد. كه عاقبت هم جوش نمي خورد.

$و مي گويند ايكات كه با تصاوير تبليغاتي گلزار در لب دريا به شهرت رسيد با گلزار يك قرارداد دو ساله بسته بوده به مبلغ 40 ميليون. حالا اما ديگر تصوير گلزار، كالاي موردنظر را تبليغ نمي كند. اين بار تصوير پژمان بازغي زير لوگوي ايكات به چشم مي خورد. مي گويند بازغي قراردادش را در ازاي دريافت 20 ميليون امضا كرده.

$ اين يكي تبليغ را شايد زياد نديده باشيد. چون خيلي زود بيلبوردهايش جمع شد. حرف تبليغات آب معدني است با حضور رضا داوودنژاد و علي صادقي كه براي عكس انداختن در كنار بطري هاي آب معدني، نفري 25 ميليون قرار بود دريافت كنند. قرار بود را براي اين مي نويسيم كه مي گويند كارخانة موردنظر به دلايلي پول توافق شده را پرداخت نمي كند و بيلبوردها هم به سرعت جمع مي شوند.

$ قضية ديگر در مورد بازيگرها، داستان تبليغات و بيلبوردهاست. مثلا با اين كه در نشريات زرد صحبت از قرارداد 200 ميليوني بهرام رادان با ال جي بود، منابع موثق مي گويند يك قرارداد 75 ميليون توماني بيشتر در كار نبوده براي يك سال.

$يكي از جاهايي كه خوب پول رد و بدل مي شود، مجموعه هاي نودقسمتي هستند. اين قضيه خسرو شكيبايي را هم وسوسه مي كند تا براي حضور در مجموعه زندگي به شرط خنده قرارداد ببندد. اما همكاري سر نمي گيرد و سازندگان كار به سراغ خبرة اين طور كارها حميد لولايي مي روند كه در بخش خبري 20:30 خبر قرارداد 32 ميليوني اش بابت سه ماه هم تكذيب شد. اما منابع موثق باز خبر مي دهند و مي گويند كه لولايي براي بازي در هر قسمت يك ميليون تومان دريافت كرده.

$حتما در جريان ساخته شدن فيلم پرخرج اخراجي ها به كارگرداني مسعود ده نمكي بوده ايد. مي گويند فقط رقم قراردادهاي بازيگران اين فيلم 180 ميليون تومان بوده. از دستمزد 20 ميليوني و 14 ميليوني امين حيايي و اكبر عبدي براي سه ماه كار بگيريد تا قراردادهاي سه چهار ميليون توماني ارژنگ اميرفضلي و سپند اميرسليماني بابت همان مدت كار.

كارگردان ها
003225.jpg
كمال تبريزي براي كارگرداني فيلم حساس و پرخطري مثل مارمولك دستمزدش تا 35 ميليون تومان هم بالا رفته
شايد در نگاه اول به نظر برسد كه ووووه ! اين ها چه درآمد عجيب و غريب و نجومي اي دارند. اما خب وقتي يادت بيايد هر كارگردان نهايت سالي يك فيلم مي سازد و رقم دستمزدش را تقسيم به 12 ماه سال بكني، مي بيني كه ته اش آنچنان كه بايد برايشان چيزي نمي ماند.
مسعود كيميايي، فريدون جيراني، رسول ملاقلي پور: اين سه نفر با همة تفاوت هايشان در عرصة فيلمسازي و در كسوت و در سطح كاري، طبق شنيده ها دستمزدي نزديك به يكديگر دارند. يعني چيزي در حد و حدود 25 ميليون براي هر فيلم. و البته دستمزد فيلم نامه معمولا چيزي سوا از مبلغ است. مي شود گفت اين رقم، رقم ثابت اين سه كارگردان است. يعني حداقل دستمزد كه اگر بيشتر شود، كمتر نمي شود.
كمال تبريزي، ابراهيم حاتمي كيا، بهروز افخمي: سينماگراني كه همه كارشان را بعد از انقلاب آغاز كرده اند، در مدتي نه چندان بلند به جايي رسيده اند كه جزو گروه سي ميليوني ها به حساب مي آيند. مي گويند كمال تبريزي براي كارگرداني فيلم حساس و پرخطري مثل مارمولك دستمزدش تا 35 ميليون تومان هم بالا رفته. مي گويند حاتمي كيا در به رنگ ارغوان 25 ميليون گرفته تا فيلم را كارگرداني كند و هشت ميليون هم پول فيلم نامه گرفته. افخمي كه دستمزدش طبق شنيده ها حداقل 30 ميليون است، حالا مي گويند سر ِسر و كله زدن با پروژة طولاني مدت فرزند صبح حقوق ماهانه دريافت مي كند. ماهي ده دوازده ميليون ناچيز.

مهدي فخيم زاده، ابوالحسن داوودي، ايرج قادري: اين جا رقم ها كمي  تا قسمتي قيقاج مي زنند. داوودي رقم دريافتي اش كلا و اصولا انگار حوالي 15 ميليون تومان است، اما مي گويند براي كارگرداني فيلم سختي مثل تقاطع 20 ميليون دريافت كرده. ايرج قادري هم معمولا براي هر فيلم روي 20 ميليون قرارداد مي بندد، اما انگار رقم حك شده روي برگة قرارداد فيلم جديدش محاكمه نزديك به 25 ميليون تومان بوده. و بالاخره فخيم زاده كه مي گويند براي بازي و فيلم نامه و كارگرداني هم نفس 25 ميليون دريافت كرده، در رسانه اي متفاوت (در تلويزيون) براي سريال ولايت عشق باز هم بابت بازي و فيلم نامه و كارگرداني ماهي پانزده ميليون تومان دستمزد مي گرفته.

سيروس الوند، سامان مقدم، فرزاد مؤتمن، اصغر فرهادي: در باشگاه 15 ميليون توماني ها از هر نسل و با هر سابقة كاري كسي حضور دارد. از سيروس الوند كه نزديك به سي و خورده اي سال است كه كارش فيلم ساختن است تا سامان مقدم كه نزديك به ده سال به اين كار مشغول بوده. و فرزاد مؤتمن و اصغر فرهادي كه تا اين جا هر كدام سه چهار فيلم بيشتر نساخته اند.

ابراهيم وحيدزاده، مازيار ميري: اين دو كارگردان احتمالا به همراه چند نفر ديگر مردان ده ميليون توماني هستند. مازيار ميري كه اولين فيلمش قطعه ناتمام هنوز كه هنوز است اكران نشده براي فيلم دومش به آهستگي در همين حدودها پول گرفت. ابراهيم وحيدزاده كه بعد از مدت ها دوري از سينما شام عروسي را ساخت، امروز و با موفقيت تجاري فيلمش دستمزدش نزديك به چهار پنج ميليون بالاتر از فيلم قبلي رفته.

رخشان بني اعتماد، تهمينه ميلاني، عليرضا داوودنژاد: حق بدهيد كه چيزي دربارة دستمزد اين چند نفر ندانيم. دليل اش هم كه لابد برايتان واضح و مبرهن است. اين استادان، خانوادگي كار مي كنند و مسلما در حيطة روابط خانوادگي اصلا درست نيست كه خانم هاي فيلمساز از شوهرانشان دستمزد بگيرند يا پدر فيلمساز براي كم و زياد كردن مبلغ قراردادش با پسرش چانه بزند.

ديگران: ديگران در اين جا به معني فيلم اولي ها و كارگردان هاي نه چندان با اسم و رسم است. كساني چون بهرام كاظمي  و كامران قدكچيان، به همراه فيلمسازاني كه اولين كارشان را تجربه مي كنند و معمولا چيزي بيشتر از چهار پنج ميليون نصيب شان نمي شود.

فيلم نامه نويس ها
هميشه مي گويند مشكل اصلي سينماي ايران فيلم نامه است. خب اين فيلم نامه ها هم به طور طبيعي توسط كساني نوشته مي شود به اسم فيلم نامه نويس. كه ما آدم هاي زيادي در اين صنف نداريم. چون كارگردان هاي محترم پيرو دو بحث مالي و همين طور مبحث كارگردان مؤلف، ترجيح مي دهند فيلم نامة فيلم هايشان را خودشان قلم  بزنند.

فرهاد توحيدي: او احتمالا گران ترين فيلم نامه نويس سينماي ايران است. طبق شنيده ها براي فيلم نامه هاي مجردها و بي وفا از تهيه كنندة فيلم يدالله شهيدي نزديك به 8 ميليون تومان گرفته. مي گويند كه بابت فيلم نامه هاي تلويزيوني اش مثل دايرة ترديد براي هر قسمت چيزي مابين 800 هزار تا يك ميليون تومان گرفته.

پيمان قاسم خاني: همه جا گفته مي شود كه پيمان قاسم خاني سوپراستار صنف فيلم نامه نويس هاست و هر كسي بخواهد پيش بيني كند، از او به عنوان گران ترين فيلم نامه نويس نام خواهد برد. اما در حقيقت او براي فيلم نامه صددرصد تضميني مارمولك فقط حدود 6 ميليون تومان دريافت كرده. البته بخش عمدة كار امروز قاسم خاني در تلويزيون است. همان جايي كه براي سرپرستي گروه نويسندگان شب هاي برره قرارداد 50 ميليون توماني امضا كرد و براي هر قسمت هم كه مي نوشته، 800 هزار تومان مي گرفته.

پيمان معادي: پيمان معادي كه كارش با فيلم نامه هايي نظير آواز قو آغاز شد و گرفت، الان جزو رده بالاها و البته پركارهاست. يكي از آخرين كارهاي معادي كه ساخته و نمايش داده شده، فيلم شام عروسي است كه براي نوشتن فيلم نامه اش مي گويند نزديك به 5ميليون از تهيه كننده گرفته. در اين رده و با اين قيمت ، مي شود از كامبوزيا پرتوي هم نام برد كه البته به آن صورت پركار نيست و بيشتر فيلم نامه هايش را خودش مي سازد. اما بابت مشاوره دادن، دستمزد خوبي مي گيرد و اين آخري ها وقتي براي همكارش رسول صدرعاملي فيلم نامة ديشب باباتو ديدم آيدا را نوشت، 5 ميليون دريافت كرد.

سروش صحت، سيدسعيد رحماني: اين دو نفر كم و بيش دستمزدهايشان در يك حد است. اگر صحت براي نوشتن فيلم نامة نوك برج سه و نيم ميليون تومان گرفته و در اصل يك ميليون بيشتر از رحماني بابت فيلم نامة ازدواج صورتي ، در عوض آن طرف در تلويزيون طبق شنيده ها رحماني براي نوشتن هر قسمت سريال ساية آفتاب يك و نيم ميليون قرارداد بسته و صحت براي شب هاي برره متني 800 هزار تومان. حالا كه صحبت تلويزيون و كارهاي نود قسمتي شد بد نيست به متنهاي بعضا بي نام و نشان اين مجموعه ها هم اشاره اي بكنيم. مثلا مجموعة كمربندها را ببنديد در تيتراژ بعضي از قسمت هايش اثري از اسم نويسنده نبود. آن متن هاي بي نام اكثرا توسط اصغر فرهادي نوشته مي شده كه انگار براي هر كدامشان يك ميليون تومان هم مي گرفته.

هانيه توسلي
جايي بين زمين و آسمان
003327.jpg
هانيه توسلي تصميم گرفت راهي را كه هديه تهراني بعد از طي مسير ستارگي انجام داد، از ابتدا انجام بدهد
او تصميم گرفت راهي را كه هديه تهراني بعد از طي مسير ستارگي انجام داد، از ابتدا انجام بدهد. گرچه هرگز نمي تواند كاريزماي هديه تهراني براي ستاره شدن را داشته باشد. اما بازي كردن در فيلم هاي روشن ِكم مخاطب يا همان مخاطب خاص خودمان، روش او در انتخاب هايش بوده و هست. جالب اين كه او كار حرفه اي بازيگري را با حضور در يك سريال پاپ تلويزيوني به نام غريبه شروع كرد. و اولين فيلم سينمايي اش هم فيلم پرفروش شام آخر بود. اما قبل از اين كه اتفاقي برايش بيفتد، قبل از اين كه مطرح و معروف و مشهور بشود، مسيرش را يكباره كج كرد و به سمت و سوي ديگري رفت. رفت در فيلم شب هاي روشن بازي كرد كه در اكرانش روي خاص بودنش مانور داده مي شد. نقش هاي كوتاه و فرعي اش در گاهي به آسمان نگاه كن و جايي براي زندگي هم زياد جلب توجه نكرد تا دوباره مجاب شود براي در چشم بودن به تلويزيون برگردد. چون فيلم هايي كه طي چند سال در سينما بازي كرده بود، بيشترشان مجال نمايش عمومي پيدا نكرده اند. فيلم هايي مثل يك شب ، زمان مي ايستد و عصر جمعه كه عموما متعلق به همان جريان مثلا روشنفكرانه و احتمالا با مخاطبان خاص هستند. سريال وفا براي هانيه توسلي فرصت دوباره اي بود كه باز مثل سال هاي اوليه بازيگري اش مطرح بشود. آخرين فيلمي كه تا امروز هانيه توسلي بازي در آن را به پايان برده، فيلم عاشق به كارگرداني افشين شركت است كه مي گويند براي بازي در آن بيشترين دستمزد دوران بازيگري اش را گرفته .چيزي حول و حوش 10 ميليون تومان. عاشق با توجه به كارنامة كارگردانش احتمالا جزو فيلم هاي رده شغالي سينماي ايران خواهد بود. فيلمي كه طبق شنيده ها توسلي قبل از اكران عمومي و خصوصي اش از بازي در آن ابراز پشيماني كرده و بابتش كلي دپرس شده.

محمدرضا گلزار
گران ترين بازيگر مرد
003291.jpg
گلزار در پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران (از نظر ريالي) يعني آتش بس بازي كرد و به خاطر تهمينه ميلاني فقط 8 ميليون تومان گرفت
اولش اين طوري نبود كه محمدرضا گلزار، گران ترين بازيگر مرد سينماي ايران باشد. كسي بود مثل بقيه. كسي كه براي تفريح به شمال سفر كرده بود و از قضا كارگردان قديمي سينماي ايران، يعني ايرج قادري هم، همان جا بود. گلزار در نظر قادري، خوب جلوه كرد و چشمش را گرفت. پس به گلزار پيشنهاد بازي در فيلم داد. فيلمي به نام سام و بلقيس كه بعدها تبديل شد به سام و نرگس. اما قبل از اين پيشنهاد، محمدرضا گلزار گيتاريست گروه پرطرفدار و تازه تأسيس آريان بود كه اولين كاستشان گل آفتابگردون تركاند. بعد از بازي در سام و نرگس، دو اتفاق مهم براي محمدرضا گلزار افتاد. اول اين كه به پيشنهاد هديه تهراني، شد ماني معترف فيلم شام آخر. جواني كه عاشق مادر دوستش مي شود. اين فيلم مي توانست جايگاه بازيگري او را تغيير دهد كه نداد. دوم هم اين كه تهراني، او را به دفتر پويا فيلم برد و گفت كه بازيگر مقابلش در فيلم شب هاي تهران، بايد گلزار باشد. تهيه كنندة فيلم (حاج حسين فرح بخش) قاتي كرد و گفت كه سابقه نداشته بازيگر براي او تعيين تكليف كند. پس بازي تهراني و گلزار در فيلم، منتفي شد. زمان گذشت و فيلم هاي بي بو و خاصيت گلزار يعني بالاي شهر، پايين شهر ، زمانه و چشمان سياه اكران شدند. او در بين مردم محبوب بود، اما نقش تعيين كننده اي در مناسبات فروش سينماي ايران نداشت. تا اين كه حسين فرح بخش با وجود مشكلاتي كه براي گلزار وجود داشت (مشكل ممنوع التصويري) آمد سر وقت او. براي بازي در فيلمي كه پرفروش ترين فيلم سال۱۳۸۳ شد؛ يعني كما. اين گونه بود كه سال۸۳ تبديل شد به بهترين سال دوران حرفه اي گلزار. او در پرفروش ترين فيلم سال و يكي از بهترين فيلم هاي سال (بوتيك) بازي داشت و بيشتر از گذشته محبوب قلب ها شد. بوتيك هم با وجود قصة تلخش به خاطر حضور گلزار فيلم پرفروشي شد و خيلي ها به ديدنش رفتند. در همان سالي كه گلزار، بوتيك و كما را بازي كرد، دو اتفاق مهم ديگر هم افتاد. يكي اين كه به خاطر قراردادش با ايكات، حاضر نشد موهايش را بتراشد و بشود يكي از سربازهاي جمعة مسعود كيميايي. و ديگري اين كه فيلم سيزده گربه روي شيرواني تبديل شد به آخرين همكاري او با محمدرضا شريفي نيا. چون كه زير بار نرفت درصدي از دستمزدش را به شريفي نيا بدهد. اگر ناكامي و شكست گل يخ (كيومرث پوراحمد) را فراموش كنيم، گلزار حضور موفقش را ادامه داده است. در پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران (از نظر ريالي) يعني آتش بس بازي كرد و به خاطر تهمينه ميلاني فقط 8 ميليون تومان گرفت. بعد از آن هم با بازي در فيلم تله، يكي از بالاترين دستمزدهاي بازيگري در سينماي ما را گرفت. مي گويند سهم گلزار از بازي در تله (فيلمي كه اين روزها روي پرده است) 20 ميليون تومان بود كه رقم بسيار بالايي است. اين طور كه شنيده مي شود، فيلم بعدي گلزار، دومين فيلم علي مصفا به تهيه كنندگي صحرا فيلم خواهد بود.

مهناز افشار
آماده پرواز
003240.jpg
افشار هم كه متوجه اهميت فيلم آتش بس شده بود، بي خيال
دستمزد هميشگي اش شد

بعضي فيلم ها هستند كه در زمان نمايش شان كلي فحش مي خورند و مورد لعنت و نفرين قرار مي گيرند. اما در طول زمان مشخص مي شود كه چيزهايي هم داشته اند. اين، حكايت شور عشق (نادر مقدس) است. فيلمي كه در زمان خودش مورد عنايت و تفقد منتقدان قرار گرفت و به اش زرشك زرين دادند. اما همين شور عشق اگر چيزي نداشته باشد (كه از بيشتر فيلم هاي بدِ الان بهتر است) لااقل دو بازيگر به سينماي ايران معرفي كرد، كه هر دويشان حالا ستارة اين سينما هستند؛ بهرام رادان و مهناز افشار. فيلم هاي بعدي افشار، چيزي در مايه هاي شور عشق بودند، البته كمي بدتر؛ دوستان (علي شاه حاتمي)، نگين (اصغر هاشمي) و خاكستري (مهرداد ميرفلاح). اين مال دوراني بود كه او نان شباهت اش به خوانندة مشهور را مي خورد. دوره اي كه چهره اش هنوز بچه گانه بود و پخته نشده بود و خبري از استعداد بازيگري نبود. موقعي كه او سالاد فصل (فريدون جيراني) را بازي كرد؛ در نقش يك زن عصبي و روان پريش، كه دارد نقش بازي مي كند. فيلم به همه معلوم كرد كه افشار شعور و استعدادش را دارد، اگر كه موقعيتش پيش بيايد. حضور افشار آن قدر در فيلم خوب بود كه كارهاي قبلي اش را فراموش كنيم. فيلم هايي مثل كما (آرش معيريان)، سيزده گربه روي شيرواني (علي اكبر عبدالعلي زاده). فيلم بعدي او آكواريوم (ايرج قادري) بود. فيلمي كه فروش بسيار زيادي كرد، اما در آن خبري از ارزش هاي هنري نبود. نقش افشار هم نكتة خاصي نداشت. اما چيزي در بازي او پيدا شده بود كه شد مهم ترين ويژگي اش. فيلم بعدي، آتش بس (تهمينه ميلاني) بود. فيلمي كه همين امسال اكران شد و همگي از فروش عجيب وغريب اش خبر داريم. به اعتقاد خيلي ها تركيب چهرة دو بازيگر اصلي فيلم، باعث اين فروش شده بود. افشار هم كه متوجه اهميت فيلم شده بود، بي خيال دستمزد هميشگي اش شد و انگار براي بازي در فيلم فقط 5 ميليون تومان گرفت. اما در عوض، فيلم، او را به يكي از اصلي ترين ستاره هاي اين سينما بدل كرد.
فيلم بعدي افشار، چه كسي امير را كشت؟ (مهدي كرم پور) بود كه مثل اكثر بازيگران فيلم، دستمزد 3 ميليوني گرفت و نقش كوتاهش را به خوبي بازي كرد. اين روزها فيلم تله (سيروس الوند) با بازي افشار اكران شده كه بايد ديد تماشاگر چگونه با آن برخورد مي كند. فيلمي كه مي گويند مهناز افشار براي حضور در آن دستمزد هميشگي اش (8 ميليون تومان) را گرفته و در آن بازي كرده است. اما قطعا مهم ترين فيلم كارنامة او، رئيس (مسعود كيميايي) خواهد بود. فيلمي كه اولين نمايش اش در جشنواره فجر است و گفته مي شود كه افشار، بازي خيلي خوبي در فيلم كرده است.

گلشيفته فراهاني
دختر بازيگر
003243.jpg
او براي بازي در ميم مثل مادر از دستمزد هميشگي اش صرف نظر كرد
گلشيفته فراهاني وقتي وارد سينما شد، تنها چهارده سال داشت. با بازي در نقش يكي از بهترين شخصيت هاي تاريخ سينماي ايران، يعني ميم در فيلم درخت گلابي. او در هنرستان موسيقي تحصيل مي كرد كه از طرف محمدرضا شريفي نيا به داريوش مهرجويي معرفي شد تا اين نقش مهم و كليدي را بازي كند. بازي فراهاني مورد توجه همگان واقع شد و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر بخش بين الملل شانزدهمين جشنواره فجر را براي او به ارمغان آورد. از او تا مدت ها خبري نبود، تا اين كه در فيلم زمانه (حميدرضا صلاحمند) بازي كرد. يك شكست همه جانبه، چه از نظر هنري و چه از نظر فروش. فيلم در بخش مهمان بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و مورد خنده و استهزاي عام و خاص قرار گرفت. اما جهش و نقطة اوج فراهاني، درست يك سال بعد بود؛ در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر. با بازي در فيلم هاي بوتيك و اشك سرما. بازي فراهاني در اشك سرما نامزدي جشنواره فجر، تنديس خانة سينما و حافظ دنياي تصوير را برايش به ارمغان آورد، يعني بردن دو جايزه از سه جايزة مهم سال. در نتيجه، محرز شد كه نقشش در زمانه ربطي به هوش و استعدادش ندارد. سال بعد، او يكي از نقش هاي مكمل فيلم خيلي خوب علي رفيعي، يعني ماهي ها عاشق مي شوند را بازي كرد، نقش دختر رؤيا نونهالي را. سير صعودي رشد فراهاني ادامه داشت و او در فيلمِ يكي از پرطرفدارترين كارگردانان ايراني، نقش دختر شخصيت اصلي را بر عهده گرفت. بعد از به نام پدر (ابراهيم حاتمي كيا) او در فيلم گيس بريده (جمشيد حيدري) بازي كرد كه اين روزها بر پردة سينماها است. فيلم بسيار بدي كه انتخابش اشتباه بوده و آدم را ياد اشتباه قبلي فراهاني يعني زمانه مي اندازد. از گيس بريده كه بگذريم، او در سه تا از مهم ترين فيلم هاي امسال سينماي ايران بازي كرده است. ميم مثل مادر (رسول ملاقلي پور) توانايي هاي فراهاني را در سطحي ديگر به تماشاگر نشان مي دهد و مشخص مي كند كه او مي تواند نقش هاي بسيار دور از خودش را هم بازي كند. بيخود نبوده كه او براي بازي در اين فيلم، از دستمزد هميشگي اش يعني 12 ميليون تومان صرف نظر كرده و تنها 10 ميليون تومان گرفته است. دو فيلم ديگر، نيوه مانگ (بهمن قبادي) و سنتوري (داريوش مهرجويي) هستند كه احتمالا اولين نما يششان در بيست و پنجمين جشنواره فجر خواهد بود.

امين حيايي
پركار و پردرآمد
003264.jpg
امين حيايي براي بازي در فيلم  اخراجي ها (مسعود ده نمكي)، براي سه ماه كار 20 ميليون تومان گرفته است
عكس: احمد احمدي
امين حيايي سنش خيلي كمتر از حالا بود كه در فيلم هاي دو همسفر (اصغر هاشمي) و دو روي يك سكه (محمد متوسلاني) بازي كرد. در نقش هايي فرعي و كم اهميت. يك جور وردست قهرمان اصلي. اين روند ادامه داشت تا سريال روزگار جواني، كه او را به همه شناساند و محبوبيتي برايش به ارمغان آورد. حيايي بعد از روزگار جواني، نقش مكمل فيلم دست هاي آلوده را بازي كرد. نقشي كه خيلي كم رنگ نبود و به او اجازة عرض اندام مي داد. حضور راحت، صميمي و بي تكلف حيايي جلوي دوربين باعث شد كه خيلي ها دوستش داشته باشند و سيل پيشنهادات به سوي او روانه شد. نقش اصلي دو فيلم داريوش فرهنگ (تكيه بر باد و رز زرد) را بازي كرد كه فروش موفقي داشتند و سبب تحكيم جايگاه او شدند. بعدا او در دو تا از پرفروش ترين فيلم هاي سال۸۲ بازي كرد. نقش مكمل عروس خوشقدم كه (كاظم راست گفتار) كانديداتوري جشن خانة سينما را برايش به ارمغان آورد و نقش اصلي دختر ايروني (محمدحسين لطيفي) كه بازي روانش باعث شد جايزة حافظ جشن دنياي تصوير را از آن خود كند. تركيب حيايي و تهراني بعد از پنج سال و حضور ناتمام حيايي در قرمز روي پرده آمد و خيلي ها آن را دوست داشتند. اتفاقي كه مي توانست چند سال قبل با فيلم قرمز بيفتد، با دختر ايروني افتاد. (ابتدا قرار بود امين حيايي نقش ناصر ملك را در قرمز بازي كند كه به دليل بيماري، حضورش در فيلم منتفي شد.) بعد از دختر ايروني، امين حيايي به عنوان يكي از ستارگان مرد سينماي ايران شناخته شد و در فيلم هاي مهم و پرفروشي بازي كرد، كه مهم ترينش نقش دكتر فيلم مهمان مامان (داريوش مهرجويي) بود. شيريني و راحتي حيايي در اين فيلم، چند برابر شده بود و باعث شد كه تماشاگر، آن را خيلي دوست داشته باشد. همان سال، حيايي در پرفروش ترين فيلم سال، يعني كما هم بازي كرد. در كنار محمدرضا گلزار كه در زندگي واقعي، دوستان صميمي همديگر هستند. در همين زمان، پيشنهادات زيادي به امين حيايي مي شد. او هم هيچ كدام از آن ها را رد نمي كرد و باعث شد كه در فيلم هاي نازل و بي ارزشي مانند عروس فراري (بهرام كاظمي)، آكواريوم (ايرج قادري) و شارلاتان (آرش معيريان) بازي كند كه اتفاقا هر سه جزو پرفروش ترين هاي سال بودند. امسال هم امين حيايي بازي در فيلم هاي اخراجي ها (مسعود ده نمكي)، تله (سيروس الوند) و مهمان (سعيد اسدي) را به پايان برده كه در فيلم اول طبق شنيده ها براي سه ماه كار 20 ميليون تومان، در فيلم دوم به خاطر نقشي كوتاه 8 ميليون تومان و در فيلم سوم براي 35جلسه، 14 ميليون تومان گرفته است. حيايي از گران ترين بازيگران سينماي ايران است كه به خاطر پركاري اش، عملا تبديل به پردرآمدترين بازيگر سينماي ايران شده است.

فيلم بردارها
اگر بگوييم آن ها پردرآمدترين آدم هاي سينما هستند، حرف بيراهي نزده ايم. فيلم بردارها معمولا قراردادهايشان را دو ماهه تنظيم مي كنند و اگر كار فيلمي  بيش از اين طول بكشد بايد قراردادشان تمديد شود تا باز سر كار حاضر شوند. كم ِ كم اش سالي سه چهار پروژه به پستشان مي خورد.

محمود كلاري: كلاري براي فيلم برداري فيلم گرگ و ميش نه تنها ركورد دستمزد ميان فيلم بردارها را شكست، بلكه شايد بتوان گفت بيشترين پولي كه تا به حال كسي در سينما گرفته، به او رسيده است. 32 ميليون تومان براي فيلم برداري يك فيلم. كلاري عموما دستمزدي نزديك به 22 ميليون تومان دارد كه البته بايد پول دستيارهايش را از آن كم كرد. كه خب تازگي ها از پسرش در اين سمت استفاده مي كند!

عليرضا زرين دست: به خاطر اين كه فيلم برداري رئيس از آن چه بايد بيشتر طول كشيد، رقم قراردادش تا 24 ميليون هم رسيد. زرين دست كه در ساختن وسايل ابداعي براي فيلم برداري تبحر دارد، فاكتور جداگانه اي بابت ساخت ابزار به تهيه كننده ها ارائه مي دهد.

ديگران: حسين جعفريان كه ساكن آمريكاست، گه گاه براي فيلم برداري كاري به ايران مي آيد و دستمزد نزديك به 18 ميليون دريافت مي كند. محمد آلادپوش و بهرام بدخشاني هم مبلغي مابين چهارده تا شانزده ميليون براي هر فيلم مي گيرند. در ميان دار و دسته فيلم بردارها كم درآمدترين هايشان شايد كساني مثل مجتبي رحيمي  باشند كه نزديك به هفت، هشت ميليون قرارداد مي بندد .

حرفه؛ شريفي نيا
003252.jpg
بايد پذيرفت كه بدون شريفي نيا سينماي ايران يك جايش مي لنگيد
003261.jpg
ارتباط شريفي نيا با تيم بازيگرانش،رابطه اي است كه در آن منفعت طرفين لحاظ شده

دربارة چيزي مي خواهيم بنويسيم و حرف بزنيم كه پيش از اين، در مصاحبه ها و گپ هاي مختلف به شدت تكذيب شده و خب چه كاري سخت تر از اثبات چيزي است كه كذب بودنش گويا پذيرفته شده؟ پس يك كار ديگر مي كنيم. شنيده هاي خود را برايتان نقل مي كنيم و با اتكا بر اين شنيده ها كه خودمان معتقد به موثق بودنشان هستيم، باقي حرف هايمان را مي زنيم و بحث را جلو مي بريم ته اش هم به اين خواهيم رسيد كه كاري كه شريفي نيا انجام مي دهد هم به نفع بازيگران است و هم به نفع سينماي ما. در يكي از گفت و گوهاي همين مجله، حسام نواب صفوي در جواب اين كه آيا جزو باند شريفي نيا هست يا خير؟ جواب داده بود مگر شريفي نيا فرودگاه است كه باند داشته باشد؟ البته مضمون و شكل جمله متعلق به خود نواب صفوي نيست. اين جمله اي است كه شريفي نيا چند باري در گپ و گفت هاي رسمي و خصوصي عنوان كرده. شايد باز بحث بر سر واژه هاست و مته گذاشتن به خشخاش. مثل اين كه مي گويند فلان مربي فوتبال اخراج نشده. با او قطع همكاري كرده ايم. اگر اشكال و مورد روي واژة باند است، ما آن را تغيير مي دهيم. مي گوييم محمدرضا شريفي نيا كسي است كه تا دلتان بخواهد، در تمام رده هاي سني بازيگر در چنته دارد و هر پروژه كافي است كه كار و بار بازيگرهايش را بسپارد به او تا اموراتش به بهترين نحو پيش برود. اما اين قضيه انتخاب و معرفي بازيگر به فيلم ها و سريال ها يك جورهايي شغل شريفي نيا محسوب مي شود. چون مي گويند بابت هر قراردادي كه بازيگرهاي تيمش مي بندند، بين ده تا بيست درصدش به او مي رسد. براي همين هم بخشي از چانه زدن هاي مرسوم سر رقم و عدد و قرارداد پاي خود شريفي نياست. حالا كه تا اين جا دستتان آمد دربارة چه چيزي مي خواهيم حرف بزنيم، بگذاريد پاي تاريخچه را وسط بكشيم. اين كه قصه اصلا از كجا شروع شد؟ يكي از اولين جاهايي كه شريفي نيا بازيگر برگزيد و معرفي كرد و تيم بازيگرها را بست، فيلم آدم برفي بود. و اين جا درست همان جايي است كه سر همين مسائل، شريفي نيا با اكبر عبدي و پرويز پرستويي به مشكل برخورد و از آن جا به بعد در پروژه هايي كه زير دستش بود سراغ آن ها نرفت و اگر همين اواخر سر فيلم اخراجي ها اين موضوع نقض شد، باز اكبر عبدي زير بار نرفت. به جز آدم برفي ، داوود ميرباقري سر پروژة عظيم سريال امام علي(ع) هم مسائل مربوط به انتخاب بازيگران را به شريفي نيا سپرد. پروژه اي كه تمام بازيگران ريز و درشتش را شريفي نيا انتخاب كرده بود و تقريبا همزمان با آدم برفي فيلم برداريش آغاز شده بود. كار كردن در اين پروژه باعث نشد كه شريفي نيا خيلي زود جاي خود را باز كند. يعني در اصل چند سالي گذشت و فيلم هاي ديگر توانستند موقعيت او را در اين سمت تثبيت كنند. دختري به نام تندر و مهم تر از آن عروس خوش قدم فيلم هايي بودند كه ديگر براي پي بردن به حضور شريفي نيا در مقام انتخاب كنندة بازيگر نيازي به آمدن اسمش در تيتراژ نبود. فيلم هايي كه عموما خود شريفي نيا هم يكي از نقش هايش را براي خودش كنار مي گذاشت. از وليد سريال امام علي بگيريد تا ابي كپل در آدم برفي و ديگر نقش ها.
چيز ديگري كه شايد برايتان جذاب باشد، نام بازيگراني است كه با شريفي نيا همكاري مي كنند. كساني چون مهناز افشار، امين حيايي، حسام نواب صفوي، گوهر خيرانديش، فرهاد آئيش، مريلا زارعي، شقايق فراهاني، مسعود رايگان، پوريا پورسرخ و... معمولا جزو افراد منتخب شريفي نيا براي بازي در فيلم ها و سريال ها هستند و بد نيست كه بدانيد يكي از بازيگراني كه با روش و مشي شريفي نيا كنار نمي آيد، محمدرضا فروتن است كه بازي در فيلم مهمان مامان را براي همين رد كرد. محمدرضا گلزار هم بعد از همكاري در چند فيلم با شريفي نيا، تصميم گرفت كه سيزده گربه روي شيرواني آخرين همكاري اش با او باشد و ديگر هر كدام راه خود را بروند. البته فعاليت شريفي نيا براي حمايت از بازيگران طرف حسابش به انتخاب كردنشان محدود نمي شود. وقتي اين بازيگران فيلمي روي اكران دارند، شريفي نيا از روابطش با چند تا از نشريات استفاده مي كند و سفارش چند مصاحبه و عكس روي جلد از آن بازيگران را مي دهد تا بازيگران حسابي به چشم بيايند.
حالا با اين همه كه نقل كرديم و گفتيم يك چيز معلوم و مسلم است. ارتباط شريفي نيا با تيم بازيگرانش، رابطه اي است كه در آن منفعت طرفين لحاظ شده. شريفي نيا بابت كاري كه مي كند، دستمزدش را مي گيرد و بازيگران هم براي پولي كه مي پردازند، شانس قرار گرفتن در موقعيت خوب و درست را به دست مي آورند. يك جورهايي مي شود گفت شريفي نيا مدير برنامة غيررسمي اكثر بازيگران مطرح سينماست. انتخاب هاي او اكثر مواقع جواب مي دهند و فيلم هايي كه بازيگرانش توسط او انتخاب مي شوند، از اين لحاظ به مشكل برنمي خورد. مسألة اساسي ديگر در اين زمينه فعال بودن شريفي نياست. مي شود تصور كرد با نبودن او در اين سمت، خيلي از پروژه هاي سينمايي و تلويزيوني مي خوابند و كارشان پيش نمي رود. همين چند وقت اخير پروژة سنگين كلاه پهلوي را راه انداخت و در كنارش براي چند فيلم بازيگر انتخاب كرد. با همة اوصاف بالاخره بايد پذيرفت كه بدون شريفي نيا سينماي ايران يك جايش مي لنگد. و غلو نكرده ايم اگر بگوييم ممكن است بدون او حتي زمين گير هم بشود. مهم اين است كه چرخ هاي اين سينما بچرخد.

محمدرضا فروتن
ستاره متفاوت
003231.jpg
فروتن براي بازي در فيلم بازنده (قاسم جعفري)، بالاترين دستمزد بازيگري در سينماي ايران تا آن موقع را گرفت
محمدرضا فروتن چند وقت پيش در برنامه اي تلويزيوني اعلام كرد كه اولين دستمزدش براي فيلم هدف (بهرام كاظمي) 50 هزار تومان بوده است. رقمي بسيار پايين كه در مقايسه با دستمزد فعلي او حقير و خنده دار جلوه مي كند. محمدرضا فروتن شروع بسيار خوبي داشت. يعني دقيقا بعد از هدف، آخرين بندر (حسن هدايت) و فاتح (بهرام ري پور) كه كسي فروتن را در آن فيلم ها يادش نيست، او در يكي از قسمت هاي سريال سرنخ (كيومرث پوراحمد) به نام تماشاخانه، نقش جواني عصبي و روان پريش را به خوبي بازي كرد و مورد توجه مسعود كيميايي قرار گرفت و كيميايي نقش اصلي بيست و يكمين فيلمش يعني مرسدس را به او سپرد. اما مهم ترين سال بازيگري محمدرضا فروتن، سال۱۳۷۷ و جشنوارة هفدهم بود. جشنواره اي كه با دو فيلم دو زن (تهمينه ميلاني) و قرمز (فريدون جيراني) در آن حضور داشت و اين دو فيلم، او را به ستارة اصلي مرد سينماي ايران در اواخر دهه هفتاد تبديل كردند. تركيب جادويي او و هديه تهراني در قرمز براي هر دويشان سيمرغ بلورين را به ارمغان آورد و باعث شد كه پرفروش ترين فيلم سال۱۳۷۸ شود. جالب است كه فيلم بعدي هم در فهرست فروش، دو زن بود. فروتن به مرد اصلي گيشه ها بدل شده بود و خيلي ها او و بازي اش را دوست داشتند. اما او به اين چيزها راضي نبود. مي خواست كه بازيگر نقش هاي خاص هم باشد. پس در دو فيلم ديگر از كيميايي با نام هاي فرياد و اعتراض بازي كرد كه فيلم هاي خوبي نبودند. همان موقع او در متولد ماه مهر (احمدرضا درويش) هم بازي كرد. فيلم فروش نسبتا خوبي داشت و دانيال (نقشي كه فروتن در فيلم بازي كرد) بهتر از نقش هاي ديگر او در فرياد و اعتراض بود. زمان گذشت و فروتن در دو سال پي در پي، بهترين نقش هاي عمرش را بازي كرد. عباس زير پوست شهر (رخشان بني اعتماد)و حامد شب يلدا (كيومرث پوراحمد) براي هر دو فيلم نامزد دريافت جايزه از جشن خانه سينما شد كه براي شب يلدا موفق شد تنديس را ببرد. خيلي ها به خاطر محمدرضا فروتن به تماشاي شب يلدا رفتند كه فروش معمولي فيلم را تا حدي ارتقا داد و باعث شد در گيشه شكست نخورد. فروتن بعدا سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي) را بازي كرد كه چندان فيلم موفقي نبود. بعد در بازنده (قاسم جعفري) بازي كرد كه مي گويند به خاطر آن بالاترين دستمزد بازيگري در سينماي ايران تا آن موقع را گرفت (18 ميليون تومان) كه اين رقم بسيار بالا، صحبت هاي زيادي را در خانه سينما به وجود آورد. مي گويند فروتن براي فيلم ديگرش (مجردها) هم اين دستمزد را گرفت و براي بازي در فيلم متفاوت ايرج كريمي يعني باغ هاي كندلوس حاضر شد كه دستمزد نگيرد و تنها درصدي از فروش فيلم را از آن خود كند. كاري كه در فيلم وقتي همه خواب بودند (فريدون حسن پور) هم ادامه اش داد.

هديه تهراني
گران ترين بازيگر زن
003276.jpg
شايد اگر الان از اين و آن سؤال كني كه گران ترين بازيگر سينما كيست؟ بي شك و ترديد نام او را مي برند
عكس: امير عابدي
هديه تهراني شايد از معدود سوپراستارهاي دو دهة اخير باشد كه اسم و رسمش وارد فرهنگ عامه شده. آن طور كه نامش براي مثال در مسائل گوناگون به عنوان بالاترين حد يك چيز به ميان آورده مي شود. سوپراستاري كه اكثر فيلم هايش گيشة خوبي داشته اند و از معدود افرادي است كه ميان جماعت دور از سينما هم شناخته شده است. شايد اگر الان از اين و آن سؤال كني كه گران ترين بازيگر سينما كيست؟ بي شك و ترديد نام او را مي برند. در حالي كه زير و رو كردن ارقام دريافتي توسط بازيگران اين نظر را تأييد نمي كند. البته او زياد با مناسبات و حال و هواي سوپراستار بودن كنار نمي آيد. وقتي كه نقش فيلم روز واقعه را به علت كوتاه بودن و نقش اول فيلم ليلا را براي جور نبودن نقش با تفكراتش رد كرد. مي دانيد كه اين جور وقت ها كساني كه مي خواهند مشهور بشوند، فرصت هاي اين طوري را روي هوا مي قاپند. اما هديه تهراني بي توجه به موقعيت هاي پيش رويش تصميم گرفت جايي را براي حضور انتخاب كند كه لااقل با روحياتش در تضاد نباشد. براي همين سلطان ساختة مسعود كيميايي، شد اولين حضورش در سينما. نزديك به دو سال بعد از اولين حضورش، در فيلم غريبانه بازي كرد. همان وقت بود كه يك مجله در مقاله اي از او با عنوان زن صورت سنگي نام برد. آن چهرة سرد و بي تفاوت، آرام آرام تبديل شد به شمايل هديه تهراني. آن قدر كه بيايد پيشنهادهاي خوب مالي فيلم ها و سريال ها را رد كند و برود در فيلمي تجربي  مثل شبانه بازي كند و نه تنها پولي بابت بازي نگيرد بلكه بخشي از خرج و مخارج فيلم را بپردازد و براي فيلم سرمايه گذار هم پيدا كند. از دستمزدهاي او در فيلم هاي گذشته به دختر ايروني مي توان اشاره كرد كه مي گويند 12ميليون تومان گرفته است. اما شايد بالاترين دستمزدي كه هديه تهراني تا به حال گرفته براي بازي در فيلم نسل جادويي (فيلم جديد ايرج كريمي) بوده با رقمي نزديك به 22ميليون تومان كه او را به گران ترين بازيگر زن سينماي ايران تبديل مي كند. حالا حضور امروزي اش را با فيلم هاي ديروزي اش مقايسه كنيد. وقتي كه در قرمز و غريبانه و دست هاي آلوده بازي مي كرد و تمام اين فيلم ها جزو پرفروش هاي اكران بودند. حالا كه در شبانه و نيوه مانگ بازي مي كند. فيلم هايي كه از اكرانشان هم خبري نيست ديگر چه برسد به استقبال مخاطبان و پرفروش شدنشان. او كم كم دارد از شكل و شمايل احتمالا ناخواستة ستارگي كناره مي گيرد ولي دستمزدهاي اخيرش نشان مي دهد هنوز هم يكي از پرطرفدارترين بازيگران زن در بين سينماگران ايراني است.

آهنگسازان
در اين حيطه احتمالا مجيد انتظامي و ناصر چشم آذر گران ترين نفرات هستند كه رقم قراردادشان هفت تا هشت ميليون تومان است. فريبرز لاچيني ابتدا قصد داشته براي فيلم شام عروسي مبلغي نزديك به 6 ميليون تومان دريافت كند كه در چانه زني هاي مرسوم قرارداد نهايي با رقم چهار و نيم ميليون تنظيم شده. پيمان يزدانيان ، دستمزدش چهار تا چهار و نيم ميليون است. علي صمدپور هم براي سه فيلم ستاره ها سه و نيم ميليون تومان دريافت كرده. سعيد انصاري و امير توسلي هم دستمزدهايشان بين يك و نيم تا سه و نيم ميليون در نوسان است. البته حتما حواستان هست كه حرفة آهنگسازي در سينما زياد پردرآمد نيست. چون بخش زيادي از پول هايي كه به آهنگساز پرداخت مي شود بايد برود بابت اجارة استوديو و دستمزد نوازندگان و باقي مراحل ساخت موسيقي.

پرويز پرستويي
غريبه اي در محفل چشم آبي ها
003303.jpg
در جمع سوپراستارها و بازيگرهاي پولساز،
پرويز پرستويي يك مورد خاص است

شايد اين جا، نداشتن چهرة زيبا يك مزيت باشد. هر جور و از هر طرف كه نگاه كنيم در جمع سوپراستارها و بازيگرهاي پولساز، پرويز پرستويي يك مورد خاص است. هم از لحاظ سن و سال با باقي سوپراستارها تفاوت دارد و هم دليل اولية حضورش در سينما چهره اش نيست. كساني كه پول مي دهند و بليت مي خرند و به ديدن فيلم هايش مي روند، دليلشان نه چهرة او، كه هنر بازيگري اش است. اگر كارنامه اش را به دو دوره يعني پيش از فيلم ليلي با من است و بعد از آن تقسيم كنيم ، در دوره دوم تا دلتان بخواهد فيلم پرفروش بازي كرده. رواني ، آژانس شيشه اي ، مرد عوضي و مارمولك تنها چند تا از فيلم هاي پرفروش اوست. در كنار اين ها به ياد بياوريد كه او طي اين سال ها چند تا سيمرغ گرفته و بازي اش از سوي داوران و منتقدان تحسين شده. اين كه او حالا در زمينة بازيگري همة قله ها را فتح كرده، چند دليل مي تواند داشته باشد. اولي شايد گذشته اش باشد. آن وقت كه رايگان و بدون دريافت دستمزد در شهرستان ها و روستاها تئاتر بازي مي كرده و تمام وقتش را روي همين كار مي گذاشته. دومين دليل هم صبر اوست. براي رسيدن به اين موقعيت عجله نكرد. از زمان ورودش به سينما، در سال هايي كه جوان بود تا امروز كه ميانسال است خيلي گذشته. او خلق الساعه سوپراستار نشده. چيزي نزديك به ده دوازده سال فقط در سينما پاي رسيدن به اين وضعيت وقت گذاشته. و سومين دليل شايد اين باشد كه تمركزش روي بازيگري است. كاري نامربوط به بازيگري انجام نمي دهد. كارش بازيگري است. پرستويي چند وقت پيش، در يكي از جشن هاي سينمايي گفت به نصيحت استادش، عزت الله انتظامي گوش كرده و خودش را ارزان نفروخته و با حقوق ادارة تئاتر زندگي مي كند. مي گويند پرستويي براي بازي در سريال زيرتيغ ماهي 15 ميليون تومان گرفته و دستمزدش در فيلم هاي كمي كه طي سال بازي مي كند، مثل به نام پدر حوالي 12 ميليون تومان است. همان يك قلم 12 ميليون را كه تقسيم كني بر ماه هاي سال، مي شود ماهي يك ميليون و حقوق ادارة تئاتر هم اگر به آن اضافه شود ، زندگي با نان و بوقلمون و يك آب باريكه مي گذرد.

نيكي كريمي
آغازگر
003228.jpg
عكس:ساتيار امامي
نيكي كريمي هنوز هواخواهان خودش را دارد. براي همين شام عروسي 12ميليون قرارداد بسته.
دربارة نيكي كريمي از هر جا كه شروع كنيم به يك كلمه مي رسيم. آغازگر . هم آن زمان كه در فيلم عروس بازي كرد و شد اولين سوپراستار سينماي بعد از انقلاب و هم وقتي كه ستاره بودن دلش را زد و رفت به سمت كارهايي مثل ترجمه و كارگرداني، و بازيگري را تبديل به فعاليت جنبي خود كرد. نيكي كريمي نمونة كسي است كه به يك چيز قانع نبود و سعي كرد تمام عناوين را تجربه و كسب كند و آدم جامع الاطرافي باشد. براي همين يك دفعه تصميم گرفت از حجم بازي هايش كم كند و به سراغ كارگرداني برود. چند وقتي با كيارستمي كار كرد و تجربه كرد تا بالاخره اولين فيلم سينمايي اش يك شب را ساخت. فيلمي با حال و هواي خاص كه مطمئنا به مذاق تماشاگرهاي عادي سينما خوش نمي آمد. براي همين فقط در جشنواره ها و اكران هاي خصوصي نمايش داده شد و راهي به سينماها براي اكران عمومي پيدا نكرد. او در فيلم هاي چند سال اخيرش فقط سه فيلم پرفروش داشته. دو زن ، شام عروسي و نوك برج كه دلايل فروش دو فيلم آخري را با توجه به اقبال تماشاگران به فيلم هاي كمدي، مي  شود در عوامل ديگري جست وجو كرد. او در دوران بازيگري اش هم در فيلم هاي استانداردي مثل سارا و پري و برج مينو بازي كرده و هم در فيلم هاي زير استاندارد، سيب سرخ حوا و بازيگر . از فيلم هاي پرفروشي مثل دختران انتظار و دو زن مي رسيم به فيلم هاي شكست خورده اي مثل باج خور . با اين حال و با اين اين كه او دومين فيلمش را هم ساخته و نشان داده كارگرداني، حسابي برايش جدي است، ولي نيكي كريمي هنوز هواخواهان خودش را دارد. هنوز تهيه كننده ها با او قراردادهاي مالي درست و حسابي مي بندد. براي همين شام عروسي 12ميليون قرارداد بسته و همين نشان مي دهد كه دوران ستاره بودنش مي تواند به اين زودي ها تمام نشود.

بهرام رادان
خط انداختن روي الماس
003315.jpg
رادان براي بازي در فيلم هايي از نوع گاوخوني دستمزد زيادي نمي گيرد
براي عوض كردن مرتبة سينمايي اش كم زحمت نكشيد. وقتي اولين فيلمش روي پرده رفت جزو همان دسته از جوان هاي چشم آبي محسوب مي شد كه بازيگرها طردشان مي كردند. خيلي زمان گذاشت و از خيلي چيزها گذشت تا بتواند سيمرغ بلورين بهترين بازيگر جشنواره فيلم فجر را ببرد. بهرام رادان از معدود سوپراستارهاي سينماست كه از طريق يك آموزشگاه بازيگري وارد سينما شد. وقتي نادر مقدس مي خواست شور عشق را بسازد، حضور بهرام رادان در مؤسسة بازيگري هيوا فيلم سبب شد كه نقش اول آن فيلم را بگيرد. فيلم روي پرده آمد و به غير اين كه پرفروش ترين فيلم سال شد، توانست اولين و آخرين زرشك زرين سينماي ايران را به دست بياورد. خب وضعيت خيلي خوبي نبود. نشريات زرد هم پشت هم عكس و مصاحبة قلابي از او چاپ مي كردند و بهرام رادان داشت به عنوان چهره اي معرفي مي شد شبيه به مانكن ها. و اين وضع لابد براي او كه به قول خودش عاشق عصيان است زياد جالب نبود. پس آرام آرام شروع كرد به خط انداختن روي چهره اي كه ازش ساخته بودند. شور عشق اولين و آخرين فيلمي است كه بهرام رادان در آن بدون ريش ظاهر شده. فيلم هاي بعدي رادان گرچه خيلي فيلم هاي باارزشي نبودند اما فروش مي كردند و او به عنوان سوپراستار بيشتر و بيشتر مطرح مي شد. در آن حال و وضع، حضورش در فيلم گاو خوني شبيه به نابودي كامل ِ آن شكل و ظاهر ستاره وار بود. فيلمي كه در آن بيشتر مي تواني صداي رادان را بشنوي تا تصويرش را ببيني. همان سال به پشتوانة بازي در گاو خوني و شمعي در باد سيمرغ بلورين را گرفت و همه چيز برايش مهيا شد كه از سينماي زرشكي براي هميشه جدا شود. رادان طي اين سال ها اگر در گيلانه نقش يك جانباز قطع نخاع شده را بازي كرده، در كنارش در فيلم هايي مثــل ازدواج صــورتي و رستگاري در 8:20 حضور پيدا كرد. فيلم هايي كه بازي در آن ها مثل تجارت مي ماند. رادان مسلما براي بازي در فيلم هايي از نوع گاوخوني دستمزد زيادي نمي گيرد و در عوض طبق شنيده ها براي ازدواج صورتي 18 ميليون، براي رستگاري در 8:20 12 ميليون و براي همين آخري چهار انگشتي 16 ميليون گرفته. وضعيت زياد بدي هم نيست. مثل اورسن ولز مي ماند كه در فيلم هاي درجه سه بازي مي كرد و بعد همشهري كين و بانويي از شانگهاي را مي ساخت!

تدوين گرها
در اين ميان و در اين حرفه هم نبايد زياد دنبال آدم هاي پردرآمد گشت. البته اين ميان آن ها كه خودشان استوديو دارند و مجبور نيستند استوديو اجاره كنند وضعيت بهتري دارند. با اين همه رقم دريافتي توسط تدوينگران از 8 ميليون و تدوينگراني چون حسن حسندوست،
محمدرضا موييني آغاز مي شود و مي رسد به قراردادهاي 7 ميليوني هايده صفي ياري ، نازنين مفخم و ژيلا ايپكچي و دست آخر هم دستمزدهاي چهار ميليوني است و تدوينگراني چون آرش معيريان ، مستانه مهاجر و كاوه ايماني . البته در اين حيطه هم موارد خاص به چشم مي خورد. مثلا مصطفي خرقه پوش كه دستمزدش در حالت عادي نزديك به 8 ميليون است، مي گويند براي تدوين فيلم دوئل قرارداد ماهانه بسته بود و ماهي 4 ميليون تومان گرفته بود.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
ادامه باغ مظفر، نوروز۸۶
سوت، كف و عصا
لهجه ها را كنار گذاشتيم
رويدادهفته
ورزشي
ليگ سراسري فيفا۲۰۰۶
وينكو بيا اين جا
دو دلار براي هر ثانيه زندگي در آمريكا
اين 5 درصد آمادگي ام است
رويدادهفته
دختران غريبه ستاره هاي ليگ ايران
آن ها چه بلايي برسر ما مي آورند؟
الماس ها چقدر مي ارزند؟
اجتماعي
اگر به كاري غير از شناخت خود مشغولي، در تاريكي ها متحير مي ماني
زندگي
هروئين مثل موز
جيره بنزين
دوقلوهاي متحرك ساز
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
لطفا بوق نزنيد
سينما
دستمزد اسرار آميز ستاره ها بالاخره چقدر است؟
كارگردان ها
فيلم نامه نويس ها
جايي بين زمين و آسمان
گران ترين بازيگر مرد
آماده پرواز
دختر بازيگر
پركار و پردرآمد
فيلم بردارها
حرفه؛ شريفي نيا
ستاره متفاوت
گران ترين بازيگر زن
آهنگسازان
غريبه اي در محفل چشم آبي ها
آغازگر
خط انداختن روي الماس
تدوين گرها
دانش
دوستت دارم ويتامين من!
نسخه درماني فوق العاده
ويتامين ها،متخاصم و متحد
ويتامين، طبيعي يا مصنوعي
دور نريزيد
موسيقي
بازگشت سوسك ها
سوسك ها كه بودند؟
گمشده در غبار
روزها
خانه عنكبوت
آژاكس در تهران
بقيه سيا ها
رويدادها
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |