- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۰۱ - شنبه ۱۶ دي ۱۳۸۵ - - Jan 6, 2007
docharkhe
نامه  ها
javan@Hamshahri.org
001890.jpg
عباس رادمرد
انتظار داشتم چيز ديگري توي روزنامه فروشي ببينم. وقتي خريدم و چند تا ورق زدم، پيش خودم گفتم: شماره صدي كه مي گفتند، همينه؟! ولي نظرم عوض شد. بخش ويژه دو سالگي را كه ديدم كلي ذوق كردم. يادداشت ها همه بوي جشن تولد مي داد. وزن تلويزيون خيلي زياد شده. مثلا همين سريال اولين شب آرامش. ديگر خيلي به اش پرداخته شده. از 15 نفري كه سراغشان رفته ايد سه نفر بازيگر اين سريال هستند. مصائب اما خيلي جالب بود. همين است كه مي گويند حاشيه هميشه جذاب  تر از متن است! البته فقط يك متن فوق العاده مي تواند حاشيه جذابي داشته باشد. حرف هاي داغ هم كلي خاطره انگيز بودند. پشت صحنه هم با آن نقشه، خلاقيت محض بود. و اما اصل مطلب! آن چه ما خواسته ايم ، بهترين قسمت شماره صد بود. از اين كه مي ديدم سريال روزي روزگاري رأي آورده يا مثلا كتاب هاي بيگانه و آناكارنينا توي فهرست بچه ها هست، هورا مي كشيدم! راستي نمي خواهيد براي مجله سايت راه بيندازيد؟

حامد شيدائيان
اكثر مطالب ويژه نامه صد خيلي جذاب و خودماني بود مثل بخش طراحي جلد و مصائب همشهري جوان. اما به نظر من يك سري قسمت ها مثل مجله اي براي تمام نسول و آن چه ما خواسته ايم خيلي جالب نبودند. در ضمن براي بخش نيروي اهريمني اش هم يك گوي طلايي داريد و هم يك تمشك طلايي! گوي طلايي براي خود مطلب و تمشك براي اين كه نوشته بوديد تاريخ اكران فيلم، مارس۲۰۰۷ يا همان اسفند خودمان است. در حالي كه 7دسامبر۲۰۰۷ يعني سال آينده همين وقت ها فيلم در سينماها اكران مي شود.

سها اسپيكا
راستش را بخواهيد هنوز فرصت مطالعة تمام قسمت هاي صدمين شمارة همشهري جوان را نداشته ام، با اين وجود از مطالعة بخش هايي مثل مطالب فوق العاده حيرت انگيز مربوط به مرحوم عبداللهي و همچنين ويژة دو سالگي، لذت زايدالوصفي برده ام. لطفا باز هم ما را در جريان پيگيري علت فوت مرحوم عبداللهي قرار دهيد.

رويداد هفته
مليكا.م
از مجله اي مثل شما كه اين قدر ادعاي تريپ روشنفكري مي كند بعيد است توي متن خبرهايش از فعل ترشيده شدن استفاده كند. آقايان باز هم تأكيد و گوشزد مي كنم، بنده و شما در حال حاضر در قرن۲۱ زندگي مي كنيم، عصر كامپيوتر و اينترنت و روبات و چه مي دانم از اين جور چيزها. مشخص است توي مجله افرادي هستند كه هنوز در قرون وسطا سير مي كنند... Up to date شويد لطفا!

انسيه شهرستانكي
سلام امروز خيلي عصباني ام. يك روز ديگر هم همين جوري عصباني شده بودم، ولي گفتم اشكال ندارد ، شايد من اشتباه مي كنم. يك برنامه توي برنامة خانوادة سيما هست به نام تازه ها كه فكر نكنم شماها ببينيد. ولي ما دختر ليسانسه هايي كه هنوز كار گير نياورديم و توي خانه ور دل مامان ها مان هستيم آن را مي بينيم. برنامة مذكور، يك مجري دارد. مثل فرفره (خيلي سريع) صحبت مي كند. در ضمن هر از گاهي مطالب شما را عينا بدون كم كردن حتي يك و تو برنامه اش مي خواند. (آقاي نجف زاده كم بود، اين هم به جمع مقلدين اضافه شد.) اولين بار روز تولد آقاي احمدي نژاد بود كه عين مطلب شما را از روي مجله قرائت كرد و امروز هم كه مصادف است با روز تولد ابوريحان بيروني، دوباره از ستون روزها روخواني كرد. بي انصافي هم نكرد و تا آخر مطلب را عينا خواند حتي با ذكر دقيق اعداد و ارقام اندازه گيري شده توسط ابوريحان. نمي دانم چرا همه مي خواهند كاري كنند كه آدم عصباني بشود...
رؤياهاي نسل پياده رو‎/ شماره 98
امان نياز نديمي
انگار بايد يك جوري آن احساس اوليه ام را نسبت به مطلب نيت  ها فراموش بكنم و اعتراف كنم كه فكر مي كردم پرداختن به اين قشر از جامعه هيچ لزومي ندارد. اشتباه مي كنم، اعتراف مي كنم در مورد اين كه تصور مي كردم اگر نيت ها براي هيچ چيزي ارزش قائل نيستند پس چرا ما بايد برايشان ارزش قائل باشيم و به فكر راه درماني براي اين مشكلشان باشيم. همان طور كه خودتان هم گفتيد اين پديده يك بيماري است و چون هيچ آدم عاقلي خود خواسته خودش را بيمار نمي كند پس بايد به هر دسته كمك بشود. هم به افراد عاقل كه ناخواسته بيمار شدند و هم به ديوانه هايي كه خودخواسته انگ علاف بودن را قبول كردند و تازه به اش افتخار هم مي كنند. واقعا تصورش هم برايم سخت است كه يك آدمي خودخواسته بخواهد هيچي نباشد به غير از يك مصرف كنندة صرف و اين  كه هيچ علاقه اي به هيچ نوع فعاليت اجتماعي و اقتصادي يا فرهنگي نداشته باشد. واقعا كه اين جور افراد به كمك هاي جدي و فوري احتياج دارند. راستي يك نيت واقعي چه شكلي است؟ (مي بينيد با آدم چه كار مي كنيد؟ من داشتم در كمال آرامش زندگي ام را مي كردم و اصلا از وجود يك چنين افرادي خبر هم نداشتم. حالا هي ويرم گرفته كه بيشتر در موردشان بدانم. عوارض زياد فكر كردن همين است ديگر!)

توضيح
ظاهرا مطلب طنزي كه در صفحه يادداشت شماره۹۹ چاپ شد، سوءتفاهم هايي را به وجود آورده. متن زير را هم روابط عمومي غار عليصدر براي ما فرستاد. باز هم تأكيد مي كنيم آن يادداشت در اصطلاح به طنز از اسم اين غار استفاده كرده است.
سردبير محترم هفته نامه همشهري جوان
با سلام و تحيت
پيرو مذاكرات تلفني با مدير اجرايي آن نشريه محترم در خصوص توهين بسيار دور از نزاكت مطلبي تحت عنوان وقتي دستشويي غار عليصدر شد به قلم آقاي احسان ناظم بكايي در صفحه۷ شماره،۹۹ انتظار مي رود در همان صفحه و ستون، مراتب عذرخواهي و جبران موضوع به عمل آيد.بديهي است شأن اين پديده بزرگ طبيعي و آيت زيباي الهي با قدمت تخميني 155 ميليون سال، فراتر از تشبيهات سخيف است.
با احترام
سيد محمدرضا رضوي
مسؤول امور بين الملل و روابط عمومي

نامه هاي شما را خوانديم:
سيد احمد حسيني، محمد خيرآبادي (يادداشت)، مهدي شكري، كامران.ج، نيلوفر جعفري، مسعود، اشكان شعبان پور، حجت اميدي، فاطمه توراني، سحر سليمي زاده، نيلوفر رضايي، كامران حومه اي، آرزو آقايي، رضا قلي پور، سميه حيدري، نيلوفر مظفري (ممنون از تبريك تان)، شكوفه شادان، ص.كاظميني، مهدي گل پري، بهاره نديري، فاطمه صفري (ممنون از جلدهايي كه پيشنهاد كرديد)، اميرحسين شباني، پوريا دارابيان، سعيد سيمرغ، صالحيان، اعظم محمدي، فائزه صادقيان دستجردي، سيما صميمي نژاد، خ.خ، هاله عابدين، علي عاليقدر، هادي.ف، فاطمه سالاري، دكتر كريمي، معصومه سادات علوي، ع.الف، فرزانه شريفيان، داوود دهنوي، شيدا عادل، محمد صياد، مجتبي صديقي، م.ر (يك بار ديگر يادداشت را با دقت بخوانيد)، رعنا الماسي، سوده آعبدالله (با دفتر مجله تماس بگيريد، شايد بود)، مهديه معيني، شيما روحاني (نه، درستش همان است. اميد داريم بشود)، اميد تيزكار، سعيد بهمني اراك، نيلوفر مظفري افتخاري، سها اسپيكا، سعيده ت.ز، جواد نقي زاده تبريز، محمد خيرآبادي (يادداشت)، نيكو قاضي نژاد، اشكان شعبان پور (يادداشت)، كيميا كاظمي، مسعود، حامد كريمي، پريا پرنوري (با محمد جباري تماس بگيريد)، نوش آفرين موفق، ابرك بس، محمود ماهكي، يوحنا، امان نياز نديمي (شما هر جوري كه دوست داريد بنويسيد) امير حسين شباني (مقاله).

نامه ها‎/ شماره 99
فرزند خوب، داشتني نيست. ساختني است!
پ.سلطاني
وقتي وارد يك باغ مي شويم كه درختانش بي ثمر هستند، ناخودآگاه به اين فكر مي كنيم كه باغبان در كارش كوتاهي كرده است. وقتي تيم فوتبال مورد علاقه مان نتيجه نمي گيرد، علت عدم نتيجه گيري تيممان را ضعف مربي مي دانيم. وقتي فيلمي را مي بينيم و چيزي از آن دستگيرمان نمي شود، كارگردان را مقصر مي دانيم.
اما چرا زماني كه يك نسل از جوانانمان به انحطاط مي رسد، در پي يافتن علت نيستيم؟ چرا به دنبال مقصر نمي گرديم؟ اگر توجه و صحبتي هست در مورد اين است كه بالاخره نسل جوان امروز خوب است يا بد؟ اما هيچ گاه توجهي به علت آن نمي شود.
اگر نسل جوان امروز بد است و به قول دوستان ننگ آور(!) است، علتش به جز تربيت غلط چه مي تواند باشد؟ چرا از كنار كوتاهي و بي مسؤوليتي نسل قبل در قبال تربيت جوانان امروز به راحتي مي گذريم و همه تقصيرها را معطوف به نسل جوان امروز مي دانيم؟ چرا معلول را به ميز محاكمه مي كشانيم در حالي كه از علت آن غافل ايم؟
البته به هيچ وجه قصدم توجيه ناهنجاري جوانان امروز نيست، بلكه به جاي ديدن اين معضل از روبه رو آن را از بالا نگاه مي كنم.
به نظر من، مقصر معضل امروز، صرفا جوانان نيستند. خانواده هايي كه ديگر وقتي براي تربيت فرزندانشان ندارند و به خاطر فرار از اين مسؤوليت سنگين، سر فرزندان خود را با اينترنت و ماهواره و موبايل و... گرم مي كنند و كنترلي روي جوانانشان ندارند، متهمان رديف اول هستند.
جامعه كه محيط هاي سالمي را براي تخلية انرژي سرشار جوانان در نظر نمي گيرد و رسانه هاي دولتي از قبيل سينما، راديو و تلويزيون هم در بدآموزي يد طولايي دارند(!) پا به پاي والدين مقصرند.
آقاي كورش امجدي، اگر جوانان امروز اهل كتاب خواندن نيستند، اگر قادر به خواندن متن سليس فارسي نيستند و اگر نام بسياري از مشاهير و بزرگان را نشنيده اند، علت چيست؟ صرفا تنبلي و كم كاري جوانان؟ در اين كشور 70 ميليوني، چند پدر و مادر را سراغ داريد كه مانند نياكانشان شعرهاي روح بخش حافظ و مولانا و فردوسي و... را براي فرزندانشان بخوانند و آن ها را با سياست و اجتماع آشنا كنند؟ در جامعه اي كه والدين حتي وقت محبت كردن به فرزندانشان را ندارند، جوان امروز اگر غير از اين بود، جاي تعجب داشت!
در آخر دوباره يادآوري مي كنم كه جوان امروز از هر اتهامي مبرا نيست چرا كه جوانان زيادي كه در اين مرز و بوم خوب زندگي مي كنند، صحيح درس مي خوانند، در بسياري از زمينه ها اطلاعات بالايي دارند، درست فكر مي كنند و هدفشان در زندگي مشخص است، مهر تأييدي بر اين ادعا هستند كه مي توان در همين جامعه زندگي كرد و به موفقيت رسيد.

فهرست
يادداشت
يادداشت بچه هاي تحريريه همشهري جوان
گزارش
يك كراك و چهل كراك! / كراك چطور در ايران رواج
پيدا كرد؟
دادشِ من مي شي؟ / عيد غدير، عيد اخوت نزديك است
شر شما را خريداريم! / بازار شرخرها هنوز رونق دارد!
سينما و تلويزيون
ميكروفن، حرمت دارد / گفت وگويي با جواد آتش افروز
مجري باسابقه راديو و تلويزيون
مرثيه اي براي يك سنگين وزن / بازگشت دوباره راكي
بر پرده هاي سينما
ادبيات
ماجراهاي بخشدار پپونه و كشيش زبل! / دون كاميلو
و پسر ناخلف، نام كتاب طنزي است كه اين روزها توانسته
يك موج بسازد
موسيقي
من و علي انصاريان عين هم خل ايم! / گفت وگو با
رضا صادقي خواننده اي كه با احساس اش مي خواند
سبك زندگي
كيف را دودستي بچسب! / چگونه از مال خودتان
محافظت كنيد
ورزش
افسانه يك مرد / به ياد پهلوان تمام دوران ها كه شانزدهم
دي ماه مرگش 39 ساله مي شود
دانش
كليپ به توان بي نهايت / ادعاي مديران يوتيوب تا
18 ماه ديگر عملي خواهد شد؟
جهان
آويزان در برابر تاريخ/صدام صفت مبالغه است
از ريشه صدم به معني: فردي كه بسيار آسيب مي رساند
موفقيت
از زندگي از اين همه تكرار خسته ايد؟ / دو كلمه
حرف حساب با آن هايي كه حوصله هيچ كاري را ندارند
رازهاي سرزمين من
سلوك در سكوت / مسجد جامع ورامين، يكي از
ديدني ترين مساجد ايران
گالري
خط و نشان / نمونه هايي از آثار طراحي نشانه
مهمان هفته
صبح به خير ايران عزيزم / يادداشتي به حكم
اقبال واحدي گوينده صدا و سيما
روزها
عيد غدير خم
شهادت ميثم تمار
آغاز عمليات كربلاي۵
درگذشت خواجه عبدالله انصاري
درگذشت ابوالقاسم سحاب
درگذشت نيما يوشيج
شهادت يحيي عياش، مبارز فلسطيني
شهادت حسين علم الهدي
تولد بنجامين فرانكلين
مرگ تئودور روزولت
درگذشت آگاتاكريستي
تولد استيون هاوكينگ
خبرنگاري كه مي خواست سوپرمن باشد / انتشار اولين داستان تن تن
رويداد هفته
زندگي
سينمايي
ورزشي
راهنما
سينما/تلويزيون
كتاب/هنر
رايانه/بازي

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
ساختارشكني در تخت جمشيد
بامشاد به جاي داونه
مريم به هدفش مي رسد
رويدادهفته
تلويزيون
ميكروفن، حرمت دارد
خاطرات شيرين غمگين
ورزشي
اين كرسپوي زرد و جلف
ژنرال، حاج امير شد
ركورد اكبر اوتي
اكبرپور: دست خودم نيست، عصباني ام
رويدادهفته
اجتماعي
قدرخودش را نمي داند. ناداني از اين بيشتر؟
زندگي
خداحافظ پتو!
دلمان خنك نشد
خوارزمي كيه؟
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
سلوك در سكوت
سينما
مرثيه اي براي يك سنگين وزن
واقعا ناك اوت شد
مردِ كج و كوله
مشت هايي از روي نبوغ
دانش
كليپ به توان بي نهايت
افسانه سه برادر
موسيقي
من و علي انصاريان عين هم خل ايم!
صادقي، صميميت و ديگر هيچ
موج هاي كوتاه
روزها
هر كه من مولاي اويم
خبرنگاري كه مي خواست سوپرمن باشد!
تن تن و دوستان زبل
تن تن يا سندباد
ديگه ازت بدم مي ياد
رويدادها
جهان كوچك
آويزان در برابر تاريخ
تمام زندگي ديكتاتور
جنايت هشت ساله
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |
|  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |