فوتبال در تعطيلات
فيفا 100 روز ديگر هم غلط مي كند!
ما اين همه با فيفا چك و چانه زديم، اين همه حرص و جوش خورديم كه شيرمان خشك شد تا بالاخره توانستيم آقاي فيفا را راضي كنيم كه ما را تعليق نكند. يك مهلت صد روزه گرفتيم و قول داديم كه زير نظر شوراي مورد تأييد فيفا اساسنامة فوتبالمان را اصلاحات كنيم و انتخابات رياست فدراسيون فوتبال را برگزار كنيم. اما چي شد از آن صد روز، پانزده بيست روزش رفته و ما هنوز يك جلسه هم از اين هيأت رئيسة انتقالي نديده ايم. چرا، چون دوستان، همديگر را قبول ندارند و حاضر نيستند توي يك كادر با همديگر عكس بگيرند يا با هم چايي بخورند.
شما فكر مي كنيد چند روز ديگر كه مهلت تمام مي شود چه اتفاقي خواهد افتاد.
الف) آقاي علي آبادي چند روز مي گويد فيفا غلط كرده بخواهد ما را تعليق كند. آقاي مصطفوي چند بار مصاحبه مي كند و مي گويد فيفا در مسائل داخلي ما دخالت نمي كند، بعد فيفا كوتاه نمي آيد، بعد به غلط كردن مي افتيم. آن وقت مي رويم به فيفا التماس مي كنيم مي گوييم يك هفته فرصت ما را تمديد كند تا همه چيز را درست كنيم.
ب) اول فيفا فوتبال ما را محروم مي كند، بعد شروع مي كنيم يك مقدار به بلاتر و ولاپان و بقيه فحش مي دهيم. بعد مي گوييم اين يك توطئة جهاني عليه فوتبال مظلوم ماست، بعد كه ديديم فايده ندارد به دست و پاي صفايي فراهاني مي افتيم و مي گوييم واسطه شود بلكه فيفا ما را ببخشد.
ج) تا آن موقع، آقاي علي آبادي به وزارت راه رفته و باجناق يكي از مسؤولين آمده رئيس سازمان ورزش شده. بعد تا مي بينيم كه فيفا دارد ما را محروم مي كند التماس مي كنيم مي گوييم ما تازه آمده ايم و از هيچي خبر نداريم، شما يك صد روز ديگر به ما فرصت بدهيد. ببينيم چي به چي و كي به كي است.
د) يك هفته مانده به پايان مهلت، حال پدر آقاي كيومرث هاشمي خوب مي شود (*) و ايشان مي تواند در جلسات شركت كند. ولي چون فرصت زيادي باقي نمانده گريه مي كنيم و از فيفاي خونخوار مي خواهيم كه چند روز بيشتر به ما مهلت بدهد.
(*) تا امروز علت تشكيل نشدن جلسات هيأت رئيس انتقالي، ناخوشي پدر آقاي كيومرث هاشمي سرپرست فدراسيون و معاون سازمان عنوان شده.
يك سي دي جديد هم درآمد
پاواروتي دربه در علي انصار
ما هم مثل شما اولش كه ديديم يكي از روزنامه هاي بسيار معتبر كشور عبارت سي دي انصاريان هم لو رفت! را به عنوان تيتر اول خود انتخاب كرده ناگهان جا خورديم. بعد دويست تومان داديم روزنامة معتبر را خريديم. بعد در حالي كه قلبمان داشت از حركت مي ايستاد، خودمان را به صورت بدو بدو گونه اي به تحريريه رسانديم و رفتيم سراغ مطلب. در حالي كه فكر مي كرديم حالا بيچاره علي انصار هم در حالي كه لابد يك نامزد داشته، دچار يك توطئة نامردي گونه شده و طرف هم لابد يا در رفته، رفته دوبي يا در جنگل هاي استواگونة ارمنستان پنهان شده و حالا بايد اينترپل وارد عمل شود و به اين رسوايي پايان بدهد. اما بعد كه مطلب را خوانديم نفسي به راحتي كشيديم و فهميديم موضوع چيز ديگري است و نفرين۲۰۰۷: الهي سي دي تو ببينم گريبانگير اين بازيكن بي حاشية كشورمان نگرديده است. متن خبر اين بود كه علي يك ترانه خوانده كه اول قرار بوده پخش شود، بعد قرار شده پخش نشود، آخر سر هم قرار شده علي انصار هفت هشت ده تا ترانة ديگر هم بخواند و كلا در يك مجموعة آلبوم گونه همراه با آلبوم رضا صادقي توزيع شود. اما يك نامرد در يك حركت انتقام جويانه گونه! اين تك ترانة او را پخش سي دي گونه كرده. روزنامة مزبور قسمتي از ترانة مزبور را هم چاپ كرده بود به اين شرح كه: با دل دل شده اش مي ره، مسافري خيلي غريب، دنبال گمشده اش مي ره... اين روزنامه همچنين نوشته كه هر كي ترانه را شنيده از سبك آن تعريف كرده و استعداد علي انصار را ستوده. ما از زمان انتشار اين خبر دنبال پاواروتي مي گرديم ببينيم برنامه اي براي اجراي مشترك با علي دارد يا نه، اما پيدايش نكرده ايم. حتما دارد، حتما. شما شك نكنيد.
|
|
|
بوكس زنان راه اندازي مي شود
آپركات ها در راه اند
يكي از جذاب ترين خبرهاي ورزشي در هفتة گذشته مصاحبة احمد ناطق نوري با خبرگزاري ايسنا بود. رئيس فدراسيون بوكس در اين گفت وگو گفته بود كه فدراسيون اش در پي راه اندازي بوكس زنان است و ان شاءالله از چند وقت ديگر خانم هاي علاقه مند مي توانند به روي رينگ بروند و داد خود را از اين دنياي جفاكار بستانند.
ما اين اتفاق ميمون و مبارك را به قاطبة زنان صلح جو، مهربان و حساس كشورمان تبريك گفته، اميدواريم با راه اندازي اين رشته باز هم يك گام ديگر به احقاق حقوق نسوان نزديك شويم. ما همچنين مطمئن ايم آن دسته از بانوان بلند همت و شريف ايراني كه تا پيش از اين فقط با فنون كاراته، تكواندو، ووشو، لنگه كفش، بشقاب، فنگ شويي و فال قهوه و از اين چيزها مي توانستند از خود دفاع بنمايند، حالا مي توانند با ضربات آپركات و هوك هاي چپ و راست مظلوميت تاريخي خود را فرياد بكشند. خدايا خودت به همه مان رحم كن.
قهرماني سايپا، بحران استقلال و...
صمد آقا عليه علي دايي
آقا ما اول مي خواستيم يك چيزي دربارة قهرماني سايپا و علي دايي و اين حرف ها بنويسيم، بعد فكر كرديم ماجراي باخت استقلال و مرفاوي كه بايد شرم و حياي بيشتري داشته باشد و احيانا استقلال را رها كند مهم تر است. بعد ديديم به ماجراي اخراج سياوش اكبرپور جفا مي شود و نمي توانيم همچين خوب و پر و پيمان از خجالت اين سوژه در بياييم، بعد فكر كرديم... آقا وسط همة اين فكرها ما ياد حرف هاي علي دايي در گفت وگوي مطبوعاتي پس از بازي افتاديم و ديديم اين يكي از همه جالب تر است و چه بسا خيلي ها آن را نشنيده باشند يا نديده باشند.
علي دايي كه در اين بازي، نود دقيقه با محمود فكري كل كل داشت و درگيري هايشان آدم را بلانسبت ياد پارك ژوراسيك مي انداخت، بعد از بازي به خاطر خطايي كه حاج محمود رويش مرتكب شده بود خيلي شاكي به نظر مي رسيد. او دربارة ضربه اي كه فكري به صورتش زد گفت: ببخشيد، ببخشيد، من قبلا اين چيزها رو فقط توي فيلم ها ديده بودم. ببينيد چشم و چارم رو چه جوري درآورده. اين آقا فكر مي كرد صمد آقاست و جوري انگشت اش رو تو چشمم كرد كه داشتم كور مي شدم.
با توجه به تذكر علي دايي به نظر مي رسد تعداد صمدهاي استقلال هر روز دارد بيشتر مي شود و خداي نكرده اگر مرفاوي از تيم برود، محمودخان هست تا تيم بي صمد آقا نماند!
مدير پالرمو تهديد شد
بزبز قندي، چرا نمي خندي؟
فيلم تماشا كردن سال هاست تبديل به يكي از معضلات بشري شده و بسياري از صاحبان انديشه فرياد مي زنند كه اين قدر نگذاريد بچه هايتان فيلم ببينند، اما به گوش خلق الله نمي رود كه نمي رود. كسي هم انگار كك اش نمي گزد كه جنايات و فسق و فجورهايي كه در مملكت خودمان و ساير بلاد انجام مي شود به خاطر همين ماهواره و فيلم هاي خارجي است. آخرين نمونه از اين دست را هم طرفداران تيم پالرمو در ايتاليا مرتكب شده اند.
اين جوانان فريب خورده كه گويا همين اواخر فيلم پدرخوانده را در برنامة سينما ماوراء از شبكه RAI تماشا كرده اند يك تصميم خفن مي گيرند و سر بريدة يك بز نگون بخت را مي برند مي گذارند توي رختخواب مدير باشگاه پالرمو، آن هم فقط به خاطر اين كه پالرمو پس از چند هفته صدرنشيني باخت هاي بدي داد و از بالاي جدول افتاد پايين. گويا مدير مربوطه كه از ديدن كلة نامبرده گرخيده، حال و اوضاع خوشي ندارد و در بيمارستان بستري شده، فقط اميدواريم اين كارها در فوتبال خودمان باب نشود. چون حالا اگر در ايتاليا طرفداران فوتبال، پدرخوانده نگاه مي كنند و تحت تأثير قرار مي گيرند، اين جا بين هواداران فوتبال فيلم هاي توليد داخل پرطرفدارتر است.