- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۰۱ - شنبه ۱۶ دي ۱۳۸۵ - - Jan 6, 2007
docharkhe
ساختارشكني در تخت جمشيد
001965.jpg
اين همان بخش از تخت جمشيد است كه غلفتي كنده اند. عكس: ايسنا
بعضي از اين اهالي هنر خيلي ساختارشكن هستند. نمونه اش سازنده هاي سريال مدار صفر درجه كه وقتي براي فيلم برداري به تخت جمشيد رفته اند، با چكش، تخت جمشيد را ساختار شكني كرده اند. آن ها به غير از ساختار شكني صورت سرباز هخامنشي، مقداري خون شيميايي مصنوعي هم روي سنگ فرش كاخ خشايارشاه ريخته اند كه به گفته مسؤولين هر چي مي سابند پاك نمي شود. به دنبال اين حركات، مسؤولان حفاظت كه ديده اند اين ها الان تخت جمشيد را صاف مي كنند، گروه را پرت كرده اند بيرون و مردي را كه با چكش صورت سرباز را ساختارشكني كرده بود گرفته اند. اين مرد كه ايراني نيست، دربارة انگيزه اش از اين كار به خبرنگار اعزام نشدة ما گفت: من مي خواستم ببينم اين تخت جمشيد كه مي گن، چيه؟ براي همين، ديوارهاي مزاحم را خراب كردم تا تخت جمشيد را بهتر ببينم. حسن فتحي كارگردان مدار صفر درجه كه با اين يادگاري، نامش را در رديف اسكندر و بقيه يادگاري نويس هاي تخت جمشيد قرار داده است، با لحن نادمانه اي گفت: غمگين و ناراحت هستم. او از اين كه رسانه ها با عمل يك كارگر ساده، كار گروه او را زير سؤال برده اند، انتقاد كرد. البته او اشاره نكرد كلنگ زني به تخت جمشيد چه ربطي به شغل طرف دارد و همين طور چرا يك كارگر ساده را از خارج به ايران آورده است. در حالي كه در مملكت خودمان كلي كارگر ساده بيكار داريم. مسؤولان تخت جمشيد اعلام كرده اند از اين به بعد با دقت بيشتري به گروه هاي فيلم برداري مجوز مي دهند تا ساختارشكني كنند. هر چند اين حرف ها براي سرباز هخامنشي، صورت نمي شود.

بامشاد به جاي داونه
001941.jpg
منابع موثق حاضر در صحنة باغ مظفر خبر دادند بعد از چند روز تعطيلي پروژه، بر و بچ مهران مديري شب ها تا 3 صبح دارند كار مي كنند تا به پخش برسند. اين منابع همين طور خبر دادند پارك كردن اتومبيل عوامل در تقاطع كوچه هاي ك.نژاد و اِس مشكلات ترافيكي ايجاد كرده. همچنين پروژه باغ مظفر، يك منبع درآمدي مناسب براي همسايه ها شده و آن ها با مبالغ هنگفتي، بالكن و پشت بام ها را براي دقايقي به مشتاقان رؤيت كامران و نازي و حيف نون اجاره مي دهند. دوره گردهاي محلي هم طي تماسي با ما، از كساني كه كيسه هاي زبالة سياه رنگي را كه پر از ظروف پلاستيكي است، دم در مي گذارند تشكر كردند و گفتند چيزي كه ما بعد از كلي چرخيدن در يخچال و دولت گيرمان نمي آيد، اين جا گيرمان مي آيد. اما جالب است بدانيد شركت گاز از تبليغ سرود دسته جمعي و همين طور سؤال هاي چهار گزينه اي كه مديري طرح كرده بود، حسابي شاكي شده و كار به داد و بيداد رسيده است. براي همين، اين بخش ها در تكرار باغ مظفر حذف شد. گزارش فوتباليست هاي طناز هفته پيش همشهري جوان هم، بازتاب هاي شديدي در ميان باغ مظفري ها داشته و آن  ها با تماس هاي پي در پي اعلام مي كنند بازي فوتبال شان خيلي بهتر از آن چيزي است كه در گزارش نوشته شده است. اما خبر آخر اين كه انگار حضور جواد رضويان در باغ مظفر پيچيده و به جاي او رضا شفيعي جم به گروه پيوسته است.

با الهام حميدي بازيگر سريال زير تيغ
مريم به هدفش مي رسد
001971.jpg
مريم درستاني
ميركريمي دوست نداشت نقش خانم دكتر جوان خيلي دور خيلي نزديك را بازيگري بازي كند كه چهره اش براي مردم  آشنا باشد. بقية نقش هاي اصلي و فرعي فيلم را هم به دست بازيگرهايي مثل مسعود رايگان و افشين ابراهيمي سپرده بود كه در آن زمان چهره  شان براي مردم اصلا آشنا نبود. ولي همة تلاش هايش براي پيدا كردن يك خراساني با لهجة واقعي به بن بست خورده بود. ديگر داشت دير مي شد. مجبور شدند حتي در روزنامه اطلاعيه بدهند. ولي باز هم مورد مناسب پيدا نشد. زمان خيلي كم بود و ميركريمي رضايت داد بين بازيگرها دنبال اين آدم بگردند. الهام حميدي كه  آمد و چهره اش را ديد، كمي تا قسمتي خيالش راحت شد. نمايش فيلم در جشنواره و نامزد شدن الهام حميدي در رشتة بهترين بازيگر نقش مكمل زن، هم خيال ميركريمي را از اين انتخاب راحت كرد و هم كلاس بازيگري الهام حميدي را چند پله بالا برد. اگر ميركريمي نابازيگر خراساني اش را پيدا كرده بود، شايد هنوز الهام حميدي در همان كلاس پروانه مسافري از هند باقي مانده بود و فرصت بازي در زيرتيغ نصيبش نشده بود.

الان داريد چي كار مي كنيد؟
بازي در بچه هاي ابدي پوران درخشنده كه تمام شد. ولي بازي توي سريال حضرت يوسف هنوز ادامه دارد.
چه نقشي داريد؟
من نقش همسر حضرت يوسف را بازي مي كنم.
زير تيغ را كه مي بينيد؟
اگر فرصت پيدا كنم حتما!
از فرصت همكاري با بازيگران قدري مثل پرستويي و معتمدآريا درست و حسابي استفاده كرديد؟
توي اين كار ارتباط صميمي بين عوامل در پشت صحنه وجود داشت. براي همين همه چيز ناخودآگاه جور در مي آمد و مثلا رابطة من و خانم معتمدآريا به عنوان يك مادر و دختر همين جوري شكل گرفت. كلي هم چيز از بازيگرهايي مثل معتمد آريا و پرستويي و پسياني ياد گرفتم.
مريم هم مثل پروانه مسافري از هند يك شخصيت مثبت است و او هم مثل پروانه براي رسيدن به عشقش مشكل دار شده.چي كار كرديد مريم با پروانه فرق داشته باشد؟
خب اين نقش خيلي با نقش پروانه فرق دارد و مشكلات پروانه با مريم متفاوت است و شخصيت هايشان هم به همديگر نزديك نيست. مريم برخلاف پروانه در طول داستان به استحكام شخصيتي مي رسد كه براي رسيدن به هدفش، هر كاري مي كند.
هدفش رسيدن به رضا است؟
نمي دانم! بقيه سريال را ببينيد!
دست آخر كه به هدفش مي رسد؟
بله!

رويدادهفته
نامه سرگشادة مهرجويي به صدا و سيما
دست مريزاد!

آقاي صدا و سيما، تو اي آخر عدالت! اي نكته سنج! اي باسليقه، اي ماورايي! اي آلبالو! اي پامادور! از اين كه بين هيچ نوع محصول تصويري (از راز بقا گرفته تا آبي كيشلوفسكي) فرقي قائل نمي شويد و همه را عين هم از دم تيغ مباركتان مي گذرانيد به شدت متشكريم! ما از اين همه خلاقيت بيچاره شده ايم، مانده ايم كه چه ژانگولري توي آستين مبارك داريد كه بلديد از هر جور فيلمي كه زير دستتان مي رود، محصولي جديد و صد البته بهتر و شاهكارتر بسازيد؟ اصلا فقط شماييد كه بلديد زمان فيلم هامون و يك قسمت سريال پرستاران را هم  اندازه كنيد. اي به قربانتان برويم! چه معني مي دهد وقتي شما لطف مي كنيد و فيلم هامون را توي سينما و ماوراء پخش مي كنيد و با قيچي نازنينتان سر و شكلي درست و حسابي تر به آن مي دهيد، آقاي مهرجويي به جاي نامة فدايت شوم بيايد برايتان شاكي بازي در بياورد و يك نامة سرگشاده برايتان بنويسد و بگويد چرا 40جاي فيلم را سانسور (منظور همان نوازش است) كرده ايد و اسم نامه را هم بگذارد نظارت بر نظارت ؟ اين سوسول بازي ها ديگر چيست؟ فيلم خودتان است اختيارش را داريد! مگر بين حميد هامون و مظفرخان فرقي هست؟ هر دو تا آدم اند، دو تا هم پا دارند! اين يك ذره نوازش اين همه گرد و خاك ندارد كه مجلة فيلم بيايد 20 صفحه درباره اين قيچي كاري و نامة مهرجويي مطلب برود. چه معني مي دهد يكي توي رسانة ملي جلوي اين همه آدم بگذارد صاف توي گوش زنش؟ چرا بايد نماز خواندن هامون كوچولو را ببينيم؟ مگر خودمان بلد نيستيم؟ اصلا رأي بگيريد ببينيد ملت دميان را بيشتر مي شناسند يا شوكت را؟ حذفش به كي بر مي خورد؟ آن سكانس طولاني مهشيد و هامون كه واقعا بدآموز بود! راستي چرا همة فيلم را حذف نكرديد؟ به نامة آقاي مهرجويي و اين شايعه هاي بي اساس كه مي گويند هامون يكي از بهترين هاي تاريخ ايران است، توجه نكنيد! به نوازش تان ادامه دهيد!
001929.jpg

معتمدآريا، بهترين بازيگر زن
ننه گيلانه، افتخار ايرانه

اين ننه گيلانه اين قدر بهرام رادان را اين  ور و آن ور كشيد و آن قدر قربان صدقه اش رفت تا بالاخره جايزه نيلوفر زرين جشنواره زنان فيلمساز را گرفت. به غير از معتمدآريا كه با ننه گيلانه اش، ماندگارترين نقش زن سينماي ايران را بازي كرد و نيلوفر گرفت، 5 نفر ديگر براي فيلم هايشان نيلوفر زرين، 4 نفر بعدي، نيلوفر سيمين و 4 نفر هم جوايز ويژه گرفتند. كل جايزه نقدي اين 14 نفر، 6 ميليون تومان بود كه همراه با كف زدن حضار در فرهنگسراي نياوران بين برنده ها تقسيم شد. محمدرضا جعفري جلوه، معاون سينمايي صفار هرندي، پيام خفني به اين ترتيب از خودش صادر كرد: در خانواده، هويت را مادر ديروز چونان امانتي به مادر امروز مي سپارد تا بر سبيل اصالت و فطرت، در آغوش واقعيت موجود و به اميد حقيقت موعود، مادر فردا را بپرورد. آن گونه كه دردانه زن عرصه هنر و هنرمندي معاصر ايران، پروين اعتصامي بزرگ، اصيل، عفيف، طبيبانه و معلم وار سرود و سپرد و رفت. باشد كه تا زنان هنرمند اين ديار، مادرانه و دلسوزانه بنگرند و به تصوير بكشند و بسرايند.
ترجمه: شما هم كارتان را بكنيد، و بسپريد و برويد. (سپردن و رفتن در جملة آخر پيام فوق، حذف به قرينه شده است.)
001935.jpg

كمدي فاخر هم رسيد
اويسي - جعفري، بار سوم

اين اپيدمي فاخريسم به همة اركان فرهنگي نفوذ كرده و هر كس هر كاري مي خواهد بكند، يك پسوند فاخر هم به ته آن مي بندد. نمونه اش سريالي است كه جواد افشار قرار است براي عيد نوروز براي شبكه تهران بسازد و به قول تهيه كننده اش يك كمدي فاخر است. جواد افشار كه پخش سريال فاخر روز رفتن  اش همين چند روز پيش تمام شد، مي خواهد كيش و مات را با بازي اكبر عبدي بسازد. اما شبكه دومي ها براي اين كه در ماراتن نوروزي از كمدي فاخر شبكه۵ و سريال مهدي مظلومي شبكه اول (با نام حبيب آقا با بازي سيروس گرجستاني) كم نياورند، سراغ فتحعلي اويسي و امير جعفري رفته اند تا سريال بايرام را بسازند. بايد ديد فتحعلي اويسي و امير جعفري كه در بدون شرح و كمربندها را محكم ببنديد، زوج موفقي بودند، در بار سوم هم موفق خواهند شد تماشاچي ها را وادار كنند شبكه دوم را براي ديدن انتخاب كنند يا نه. در پايان اميدواريم از اين مطلب فاخر، كمال لذت و بهره را برده باشيد.
001923.jpg

سي دي جديد رسيد
باغ مظفر، فضايي شد

اين روزها تا مي گوييم سي دي، فكر بعضي ها مي رود جاي ديگر. حالا كه نسبت به سي دي، اين تفكرات هست، ما به جاي اين واژة نامأنوس و از لوح فشرده استفاده كرده و خبر مي دهيم گروه باغ مظفري ها (برره سابق) شامل پيمان و مهراب قاسم خاني، امير مهدي ژوله، سيامك انصاري، ارژنگ اميرفضلي، سروش صحت و حميد برزگر، يك مجموعة هشت تايي لوح فشرده درست كرده اند كه قرار است ماهيانه در ويديوكلوپ ها توزيع شود. اين لوح هاي فشرده همان آيتم هاي جام جهاني است كه بهار و تابستان ساخته شده و در شماره هاي قبلي، پرونده اش را برايتان رفتيم و حالا به اسم فضانوردان مي آيند عرضه مي شوند. امير جعفري، رضا شفيعي جم، محمدرضا هدايتي، سيامك انصاري، سحر جعفري جوزاني، شقايق دهقان، نصرالله رادش، نادر سليماني و هادي كاظمي، تعدادي از بازيگرهاي اين الواح فشرده هستند. يادتان هست جعفري اداي علي دايي را در مي آورد و خود دايي هم كلي حال كرده بود؟ مي گويند چند تا آيتم اين الواح الان روي اينترنت و با كيفيت آينه وجود دارد كه مي توانيد بعد از دانلود و ديدن آن ها، گول خورده و نسبت به خريد اين الواح فشرده اقدام كنيد.

همة كارگردان ها در جشنوارة فيلم
فرش در فجر

امسال، بيشتر كارگردان هاي معروف در جشنوارة فجر حاضرند. حالا شايد فيلم بلند نداشته باشند، ولي حتما از اين فيلم هاي كوتاه كه دربارة فرش است دارند. ماجراي فيلم كوتاه فرش را كه مي دانيد؛ مركز ملي فرش با كمك فارابي و ميركريمي به آدم معروف ها، پول دادند تا هر كدام شان چند دقيقه براي فرش ايران، فيلم بسازند. تا به حال هم مجيد مجيدي، بهرام بيضايي، عباس كيارستمي، داريوش مهرجويي، رخشان بني اعتماد، خسرو سينائي، رضا ميركريمي، بهروز افخمي، نورالدين زرين كلك، بهمن فرمان آرا، سيف الله داد، مجبتي راعي، جعفر پناهي، كمال تبريزي و محمدرضا هنرمند، كارهايشان را رسانده اند.
بايد ببينيم اكران اين فيلم هاي كوتاه در جشنوارة فيلم فجر چطوري انجام مي شود. چون اين همه راه بكوبيم در سرما، خودمان را بچسبانيم تو سالن و 2دقيقه فيلم ببينيم خيلي ضايع است!
001947.jpg

بازگشت اينديانا جونز در سال۲۰۰۸
نچايي آقاي جونز!

انگار واقعا مد شده است، از وقتي كه اين بابا استالونه، دوباره پريده تو رينگ و در عين پيرمردي راكي بالبو آ را دوباره زنده كرده است (ماجرايش را در صفحه هاي همين شماره بخوانيد)، بقيه ستاره هاي پير و پاتال هاليوود هم پيش خودشان فكر كرده اند كه چي ما از اين يارو كمتر است؟ براي همين قرار است اسپيلبرگ، يك اينديانا جونز جديد را در سال۲۰۰۸ روي پرده بفرستد. هريسون فورد كه حالا حسابي از كت و كول افتاده و 64 ساله شده است هم دوباره همان دكتر جونز است و قرار است يك عالمه ژانگولر در بياورد و بومي هاي هندي را نفله كند. جورج لوكاس كه از عوامل اصلي توليد اين فيلم است، اعلام كرده كه فيلم نامة اين فيلم، 10سال طول كشيده (بابا دقت!) و به نظر او بهترين فيلم اين مجموعه خواهد بود. اولين باري كه دكتر جونز روي پرده دشمنان را به سيخ كشيد، در سال۱۹۸۰ بود. بعد از آن، دو فيلم ديگر هم اضافه شد و مجموعا 1/1 ميليارد دلار پول علف خرس را توي جيب آقايان ريخت. آن قدر زد و خورد توي اين فيلم جديد زياد است كه احتمال چاييدن هريسون فورد در سر صحنة فيلم برداري، بالاست!
001956.jpg

كريسمس و سيل فيلم هاي كمدي
دلقك ها روي پرده

و اين فصلي است كه كمپاني هاي هاليوودي شديدا مي كوشند تا نيشتان را تا بناگوش چاك بدهند! آري! كريسمس! اصولا اين آمريكايي ها عادت هاي عجيبي دارند. مثلا اگر توي اين فصل از اكران سينماها فيلمي تو مايه هاي ارباب حلقه ها اكران شود، كارش به التماس دعا مي كشد و هيچ كس صنار سه شاهي پول خرجش نمي كند! اما فيلم كمدي يعني تركيدن. شب در موزه هم كه يك فيلم كمدي درپيت است. به همين خاطر، صدرنشين جدل است؛ با فروش هفتگي 8/37. فيلم دوم هم كمدي است. فيلمي كه اگر توي ليست عوامل توليدش ذره بين هم بيندازيد، كسي دندان گيرتر از ويل اسميت (بازيگر سياه پوست) گيرتان نمي آيد. بازي اسميت توي در جست وجوي شادي باعث شده ملت كلي صفا كنند. داستان فيلم هم آن قدر ساده است كه 5 ساله ها هم با فيلم مي توانند ارتباط برقرار كنند. توي اين فيلم هاي سطحي و صرفا بفروش، يك فيلم هيجان انگيز هم اكران شده. چوپان خوب، آخرين فيلم رابرت دنيرو كه هم آن را كارگرداني كرده و هم توي آن بازي كرده است، يك فيلم تقريبا جنايي است كه منتقدان برايش كلي هورا كشيده اند. ديدن مت ديمون، آنجلينا جولي و دنيرو در يك فيلم به اندازة كافي هيجان انگيز است، چه برسد به اين كه بفهميم فيلم توي هفتة اول اكران، در رتبة چهارم جدول فروش جا خوش كرده است.

پيام هاي كوتاه
پيمان ابدي، بدلكار هشدار براي كبرا يازده، در سريال بوي گندم بدلكاري مي كند.
بهرام رادان به جمع بازيگران فيلم كارناوال مرگ رضا اعظميان پيوست.
تهمينه ميلاني ساخت فيلم تسويه حساب را شروع كرد.
فرزاد حسني در مجموعه تلويزيوني عبور از تاريخ كاظم لوچي حاضر خواهد بود.

002043.jpg

بدو دنبال سفير
سفير انگليس از ماشين پياده مي شود و به سمت ساختمان وزارت خارجه مي رود. خبرنگار تلويزيوني، دنبالش مي دود و مدام مي پرسد: براي چي احضار شديد؟ سفير كه از سماجت خبرنگار تعجب كرده مدام مي گويد: nothing (هيچي) و داخل ساختمان مي رود. 40دقيقه بعد وقتي سفير بيرون مي آيد باز هم خبرنگار دنبال او مي دود و مي پرسد: چي گفتند؟ سفير متعجب تر از دفعة قبل به سمت ماشين اش مي دود تا از شر خبرنگار گير خلاص شود. تمام اين لحظات را بخش 20:30 نشان داد كه هم بايد به آن ها گوي داد و هم به خبرنگار پايه اي كه ول كن قضيه نبود.

من ديسك كمر دارم
من، امروز چون ديسك كمرم از بين مهره۲و 3، فرتي زده بيرون، دراز كشيده برايتان قصه را مي گويم. خان مظفر هم كه اتفاقا اون هم ديسك كمر گرفته، چند قسمت نيست. اين زيركي مهران مديري كه حتي از ديسك كمرش هم براي خنده دار كردن برنامه استفاده مي كند، ارزش گوي دارد. اين در كنار پشتك زدن هاي منصور، نقش پيرزن بهنوش بختياري و تبليغ شركت گاز در قالب سرود و مسابقه باعث مي شود تا ما چند تا گوي پي در پي به باغ مظفري  ها بدهيم.

كنسرت پشت پرده
پخش زندة كنسرت نديده بوديم كه ديديم. در برنامة مثل ماه كه رشيدپور مجري آن است، هر شب يك خواننده را مي آورند تا با گروهش به طور زنده بخواند. اما مشكل اين جاست كه چون نمي توانند ادوات موسيقي را نشان بدهند، گروه اركستر را اين طرف و آن طرف سن  نشانده اند و هيچ تصويري از آن ها نشان نمي دهند. ولي رشيدپور هي مي آيد از آن ها تشكر مي كند و داغ دل ما را براي نديدن آن ها تازه مي كند! هر چند اين اجراها به ما مي فهماند خواننده ها بدون اكو و استوديو چند مرده حلاج هستند، ولي تا تمشك مان را به اين كارشان ندهيم، دلمان خنك نمي شود.

صداي شجريان در شب بم
شب سالگرد زلزلة بم است. ناگهان تلويزيون بدون اطلاع قبلي، سالن وزارت كشور و همان دكور كنسرت شجريان را نشان مي دهد. اجراي محمدرضا شجريان و گروهش شروع مي شود. صداي استاد و تصاويري كه به ويرانه هاي بم كات مي خورد، هم جلوي نمايش كمانچه و تار را مي گيرد و هم آدم را ياد بمي ها مي اندازد. اين كار جذاب و جالب تلويزيوني ها از تمام برنامه هاي ديگر كه به مناسبت زلزلة بم پخش شده باحال تر بود و يك گوي طلايي را از آن خود كرد.
002046.jpg

مصاحبه با مستندساز
مجلة تصويري خبر۲۱ است و موضوع دربارة مستند است. مجري مي گويد حالا حرف هاي كامران شيردل (يكي از مستندسازهاي قديمي و پركار) را مي شنويم، اما در تصوير، محمدرضا اصلاني كه يك مستندساز معروف ديگر است را مي بينيم و حرف هاي او را مي شنويم و جالب اين كه تا پايان مصاحبه، زير تصوير اصلاني نوشته شده بود؛ كامران شيردل! واقعا نبايد به اين حواس جمع بچه هاي خبر،۲۱ تمشك داد؟

چوب معلم و كتك والدين
حسين بس خواسته: در يكي از برنامه ها كه جواد خياباني مجري و مهدي اميرآبادي مهمان برنامه بود، اميرآبادي از اين كه به خاطر فوتبال از پدر و مادرش كتك خورده است، گفت و خياباني خيلي بي ربط گفت: چوب معلم اربود زمزمه محبتي، جمعه به مكتب آورد طفل گريزپاي را. آخر يكي نيست به جواد خان بگويد: معلم بي نوا چه ربطي به پدر و مادر اميرآبادي دارد. بعد آن درس معلم است كه جمعه، بچه را به مكتب مي آورد، نه چوبش. واقعا از اين سوتي هاي خياباني چه تمشكي به سر بريزيم؟
گوي و تمشك شما هم رسيد: شيدا كوهبناني، محمد هاشمي، سارا، هدي، آرش فرخي، حسن قاسمي، مصطفي عليزاده

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
ساختارشكني در تخت جمشيد
بامشاد به جاي داونه
مريم به هدفش مي رسد
رويدادهفته
تلويزيون
ميكروفن، حرمت دارد
خاطرات شيرين غمگين
ورزشي
اين كرسپوي زرد و جلف
ژنرال، حاج امير شد
ركورد اكبر اوتي
اكبرپور: دست خودم نيست، عصباني ام
رويدادهفته
اجتماعي
قدرخودش را نمي داند. ناداني از اين بيشتر؟
زندگي
خداحافظ پتو!
دلمان خنك نشد
خوارزمي كيه؟
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
سلوك در سكوت
سينما
مرثيه اي براي يك سنگين وزن
واقعا ناك اوت شد
مردِ كج و كوله
مشت هايي از روي نبوغ
دانش
كليپ به توان بي نهايت
افسانه سه برادر
موسيقي
من و علي انصاريان عين هم خل ايم!
صادقي، صميميت و ديگر هيچ
موج هاي كوتاه
روزها
هر كه من مولاي اويم
خبرنگاري كه مي خواست سوپرمن باشد!
تن تن و دوستان زبل
تن تن يا سندباد
ديگه ازت بدم مي ياد
رويدادها
جهان كوچك
آويزان در برابر تاريخ
تمام زندگي ديكتاتور
جنايت هشت ساله
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |
|  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |