- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۰۱ - شنبه ۱۶ دي ۱۳۸۵ - - Jan 6, 2007
docharkhe
از زندگي از اين همه تكرار
خسته ايد؟
دو كلمه حرف حساب با آن هايي كه دست و دلشان به هيچ كاري نمي رود و حال و حوصله هيچ كس و هيچ چيزي را ندارند
002457.jpg
طبق آخرين آمار سازمان بهداشت جهاني، خانم ها لااقل دو برابر آقايان به سندرم خستگي مزمن دچار مي شوند و جالب اين كه، اغلب اين خانم هاي مبتلا
جوان هستند

محمد كياسالار
تنبلي، لااقل توي اين متن، معنايش اين نيست كه كسي يكي دو روز يا حتي يكي دو هفته، حالا به هر دليلي، حال و حوصله نداشته باشد يا دست و دلش به هيچ كاري نرود. اسم چنين آدمي را، لااقل ما توي اين متن، نمي گذاريم تنبل. در تعريف تنبلي، دو چيز اهميت دارد: اول، زمان و دوم، اختلال در روند طبيعي كار و زندگي. خصوصيات تنبلي اعم از بي حوصلگي، احساس خستگي مفرط، فقدان انگيزه و عدم تمايل به كار و فعاليت بايد لااقل يك ماه در يك آدم دوام بياورد تا به خلق و خوي غالب اش تبديل شود و بشود اسمش را گذاشت: تنبلي. به همين دليل، بعضي  روان پزشكان احتياط مي كنند و براي اين كه اين تنبل هاي واقعي با آن تنبل هاي كاذب، يعني تنبل هاي هرازگاه و باري به هر جهت، اشتباه نشوند؛ به اين واقعي ها مي گويند: تنبل افراطي. دكتر لت آرگوس، روان پزشك سرشناس استراليايي، تنبلي افراطي را تب دنياي امروز مي داند و مي گويد: اين بيماري لااقل در ميان بزرگسالان استراليايي شيوعي نزديك به 20 درصد دارد و اين در حالي است كه اغلب اين بيماران دربارة علل بروز و چگونگي درمان بيماري شان اطلاع چنداني ندارند.

همين كه شما به يك پزشك بگوييد: چند وقتي است خسته و بي حوصله ام و دست و دلم به هيچ كاري نمي رود. كافي است تا ذهن آن پزشك را لااقل با ده بيماري مختلف، درگير كنيد و از اين جا به بعد، وظيفة اوست تا با سؤال و جواب هاي مكرر و احيانا انجام آزمايش هاي لازم، به تشخيص نهايي برسد. رسيدن به تشخيص نهايي نيز گاهي بسيار آسان، اما اغلب بسيار دشوار است. مثلا همين اظهار خستگي و بي حوصلگي ممكن است يك پزشك را خيلي زود به تشخيصي مانند كم خوني برساند، اما تشخيص ديگري مانند افسردگي، كمي ديرياب تر و دشوارتر است. يكي ديگر از تشخيص هاي ديرياب و نسبتا دشوار خستگي هم سندرم خستگي مزمن يا CFS است: (Chronic Fatigue Syndrome) يك بيماري مدرن در دنياي مدرن.
002448.jpg
خانم ها خسته ترند يا آقايان؟
ظاهرا خانم ها خسته ترند؛ طبق آخرين آمار سازمان بهداشت جهاني، خانم ها لااقل دو برابر آقايان به سندرم خستگي مزمن دچار مي شوند و جالب اين كه، اغلب اين خانم هاي مبتلا جوان هستند. يعني غالبا بين 25 تا 45 سال از عمرشان گذشته است. البته خستگي مزمن در سنين ديگر هم بروز مي كند و حتي موارد نادري از اين بيماري در كودكان هم گزارش شده است، اما از آن جا كه نمي شود هيچ علامت يا نشانة قطعي براي تشخيص اين سندرم قائل شد، لذا پزشك بايد حتي المقدور از انجام بررسي هاي پرهزينه اجتناب كند و پس از رد ساير تشخيص ها، بنا را بر سندرم خستگي مزمن بگذارد. شايد در يك كلام سندرم خستگي مزمن را بشود اين طور توصيف كرد: يك خستگي ناتوان كننده به همراه شكايت هاي پراكندة جسمي، مزاجي، عصبي و رواني.

خستگي داريم تا خستگي
خستگي در سندرم خستگي مزمن معيارهاي مشخصي دارد: خستگي مداوم يا عودكننده اي كه اخيرا شروع شده، ناشي از ورزش مداوم نبوده و با استراحت برطرف نمي شود، ملاك اصلي تشخيص است. اما براي قطعي شدن اين تشخيص، لااقل بايد چهار علامت از ميان اين هشت علامت هم در بيمار وجود داشته باشد: اختلال در تمركز و حافظة كوتاه مدت، گلودرد، دردناك شدن غدد لنفاوي گردني و زيربغلي، درد عضلاني، درد مفاصل، تب هاي خفيف به همراه سردرد، اختلال در الگوي خواب و احساس كسالت پس از ورزش مشروط بر اين كه لااقل 24 ساعت طول بكشد.
در مورد علل و عوامل اين بيماري هم، مثل خيلي بيماري هاي ديگر، اختلاف نظر است اما چند دورنماي مشترك در مورد اين سندرم وجود دارد: اين بيماري اغلب به دنبال عفونت ايجاد مي شود، با اختلال ايمني همراه است و به طور شايعي با افسردگي ديده مي شود.

اصول درمان سندرم خستگي مزمن
۱ـ مهم ترين نكته در درمان اين بيماري، جدي گرفتن شكايت هاي جسمي و روحي بيماران است. اگر حرف  بيماران به خوبي درك شود و اطلاع كافي در خصوص اين بيماري به آن ها داده شود، احساس امنيت و آرامش خواهند كرد.
۲ـ استراحت مطلق به هيچ وجه توصيه نمي شود.
۳ـ توصيه به اجراي يك برنامة ورزشي سبك يا متوسط، توصية مناسبي است اما از توصيه به ورزش سنگين بايد اجتناب كرد.
۴ـ مصرف غذاهاي سنگين و محرك ها به دليل اختلالاتي كه در الگوي خواب ايجاد مي كنند، بايد به شدت محدود شود.
۵ ـ درمان افسردگي خفيفي كه اغلب مبتلايان به سندرم خستگي مزمن از آن رنج مي برند، از اصول اساسي درمان اين بيماري است.
۶ ـ ساير دردهاي پراكندة بيمار هم بايد به صورت علامتي و با تجويز داروهاي مناسب تحت درمان قرار بگيرند.
... و اما تنبلي هاي كم خطر
تنبلي به جز دلايل طبي (نظير افسردگي، سندرم خستگي مزمن، كم خوني و...) ممكن است به دلايل غيرطبي و سادة ديگري نيز به وجود بيايد. مثلا نوع شغل، نوع تربيت خانوادگي، محيط كار و زندگي، خصوصيات اخلاقي دوستان و نزديكان و حتي عوامل محيطي نظير تغيير فصل.
تنبلي حتي ممكن است گ اهي به صورت كاملا طبيعي و واكنشي، به دنبال تحمل يك دورة طاقت فرساي كار و استرس (مثلا متعاقب يك سال درس خواندن براي كنكور) ديده شود. اين تنبلي هاي كم خطر معمولا به درمان هاي سادة زير جواب مي دهند.
002454.jpg
اصول درمان تنبلي هاي كم خطر
۱ـ توصيه به تغذية مناسب،  كليشه به نظر مي رسد اما كار مي كند. متخصصان تغذيه اصرار دارند كه با تغذية مناسب، مي توانند خُلقيات آدم  را تنظيم كنند. مثلا دكتر سينتيا ساس، سخنگوي انجمن رژيم درماني آمريكا (ADA) براي از بين بردن تنبلي، توصيه هايي دارد از اين قبيل: زياد آب بنوشيد چون دهيدره بودن در طول روز، آدم را سست، بي حال و تنبل مي  كند. سعي كنيد تغذيه تان متناسب باشد و از همة گروه هاي مواد غذايي استفاده كنيد. مصرف مواد غذايي محرك، به ويژه كافئين را محدود كنيد و در طول روز، بيشتر از يك فنجان قهوه ننوشيد و...
۲ـ براي يك آدم تنبل و بي حوصله، هيچ چيز بدتر از اين نيست كه با آدم هايي مثل خودش حشر و نشر داشته باشد. در انتخاب همنشينان تان وسواس به خرج بدهيد. بگرديد دنبال آدم هايي كه در زندگي شخصي و حرفه اي شان مثبت و فعال اند و خوب مي توانند به تان انرژي بدهند و ازتان حمايت كنند.
۳ ـ ورزش كنيد. كم تحركي، زمينه ساز بي حوصلگي و بي انگيزگي است. دكتر گلن گيسر، استاد دانشگاه ويرجينيا مي گويد: دقيقا همان هايي كه حس و حال ورزش كردن ندارند، بيشتر از بقيه به ورزش كردن نياز دارند. يك فعاليت ايروبيك ساده مثل پياده روي روزانه مي تواند واقعا مفيد باشد. گيسر مي گويد: اگر قرار باشد فقط يك نوع حركت ورزشي انجام بدهيد، توصيه مي كنم نرمش هاي كششي را ياد بگيريد و انجام بدهيد. طبيعي است كه شدت و حدت ورزش تان را هم بايد تنظيم كنيد. معيار گيسر اين است: اگر داريد آن قدر شديد ورزش مي كنيد كه در لابه لايش نمي توانيد صحبت كنيد، بدانيد كه براي شروع، داريد زياده روي مي كنيد. زياده روي، به ويژه در شروع فعاليت هاي ورزشي تان، بيشتر از آن چه به كمكتان بيايد، به تان ضربه مي زند.
۴ ـ بگرديد دنبال انگيزه. خيلي اوقات، تنبلي از يك نوع خستگي  مي آيد كه ريشه اش در بي علاقگي مفرط نسبت به شغل و كار هاي روزمره است. اگر برايتان مقدور است، حتي به تغيير شغلتان فكر كنيد. اگر فرزند يا برادر كوچكتان در انجام تكاليف اش تنبلي مي كند، برايش يك جايزه يا حق ويژه اي در ازاي انجام تكاليف اش قائل شويد كه يكنواختي را ازش بگيرد و تنبلي اش را بشكند. خودتان هم اگر احساس مي كنيد هدفي كه پيش رو داريد، خيلي بزرگ و دست نيافتني است، بهتر است آن را به هدف هاي كوچك تر و سهل الوصول تر تقسيم كنيد تا براي كار و تلاش بيشتر، انگيزه پيدا كنيد.
۵ ـ گاهي تنها يك تغيير ساده در برنامه هاي روزانه  تان جواب مي دهد. ترجيحا از تغييرات كوچك شروع كنيد، چيزي كه بتواند از يكنواختي خارج تان كند: موسيقي، فيلم، تئاتر، ديدار با يك دوست قديمي، كوهپيمايي، استخر،... و هر چيز ديگري كه حس مي كنيد مدتي است جايش در زندگي تان خالي است.
6 ـ بنويسيد. دكتر گلن گيسر پيشنهاد مي كند براي تخلية انرژي منفي درون تان دست به قلم شويد. آن قدر بنويسيد تا زبان نوشتارتا ن باز شود و بتوانيد با نوشتن احساس رضايت كنيد. براي اين كار، مي توانيد از مكاتبه و هم كلامي و همكاري با روزنامه يا مجلة محبوب تان (همشهري جوان!) شروع كنيد.

انسان بالقوه
002451.jpg
دكتر افشين يداللهي
فكر مي كنيد اگر از يك آدم تنبل بخواهند دربارة تنبلي مطلب بنويسد چه كار مي  كند؟ اولين كار اين است كه نوشتن آن را تا دقيقه آخر و حتي وقت اضافه، عقب مي اندازد (يعني همين كاري كه من كردم) بعد منتظر مي  ماند تا از اتفاق، گفت وگو، جرقة ذهني يا مطلبي كه از جايي مي شنود، سرنخ مطلب را پيدا كند، يعني همين كاري كه من كردم و در گفت وگوي تلفني با سفارش  دهندة مطلب در دقايق آخر، به ذهنم رسيد كه چطور شروع كنم و مسلما نوشتن آن را به وقت اضافه موكول كردم، ولي راستش از اين جا به بعد را نمي دانم چگونه ادامه دهم، فكر مي كنم بايد كمي فكر كنم، پس لطفا صبر كنيد...
براي اين كه كمي وقت بگذرد و صفحه هم پر شود بايد عرض كنم من اين مقاله را نه به عنوان يك روان پزشك بلكه به عنوان يك تنبل مي نويسم، راستش را بخواهيد خودم هم از اين بابت خيلي اذيت مي شوم. آن قدر كارهاي زيادي هست كه دوست دارم و مي توانم انجام بدهم و دست كم خودم لذت ببرم اما چون شروع برايم سخت است، هميشه با حسرت و از فاصله يك قدمي به آن ها نگاه مي كنم.
البته به يك نكته هم بايد اشاره كنم: طبق تجربيات من، تنبلي دو نوع است: تنبلي جسمي و تنبلي فكري. در دفاع از خود بايد عرض كنم من بيشتر به نوع اول مبتلا هستم. هر چند هر دوي اين ها به هم ارتباط دارند و بر هم تأثير مي گذارند.
فكر مي كنم تا اين جا به اندازه اي نوشته ام كه اگر گشادگشاد صفحه بندي شود، يك ستون را پُر كند به همين دليل سخنان خود را با يك جملة حكيمانه كه در حين نوشتن اين متن به ذهنم رسيد پايان مي دهم: انسان تنبل يك انسان بالقوه است!

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
ساختارشكني در تخت جمشيد
بامشاد به جاي داونه
مريم به هدفش مي رسد
رويدادهفته
تلويزيون
ميكروفن، حرمت دارد
خاطرات شيرين غمگين
ورزشي
اين كرسپوي زرد و جلف
ژنرال، حاج امير شد
ركورد اكبر اوتي
اكبرپور: دست خودم نيست، عصباني ام
رويدادهفته
اجتماعي
قدرخودش را نمي داند. ناداني از اين بيشتر؟
زندگي
خداحافظ پتو!
دلمان خنك نشد
خوارزمي كيه؟
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
سلوك در سكوت
سينما
مرثيه اي براي يك سنگين وزن
واقعا ناك اوت شد
مردِ كج و كوله
مشت هايي از روي نبوغ
دانش
كليپ به توان بي نهايت
افسانه سه برادر
موسيقي
من و علي انصاريان عين هم خل ايم!
صادقي، صميميت و ديگر هيچ
موج هاي كوتاه
روزها
هر كه من مولاي اويم
خبرنگاري كه مي خواست سوپرمن باشد!
تن تن و دوستان زبل
تن تن يا سندباد
ديگه ازت بدم مي ياد
رويدادها
جهان كوچك
آويزان در برابر تاريخ
تمام زندگي ديكتاتور
جنايت هشت ساله
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |
|  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |