دونده زن، مرد بود
آغاي قهرمان
خبر اين بود كه دوندة زن هندي كه در رشته 800 متر مسابقات آسيايي دوحه مدال نقره گرفته، پس از اعتراض رقبا و مشكوك شدن برگزاركنندگان مسابقات، مورد بازبيني(!) قرار گرفته و معلوم شده سركار خانم اصلا هم خانم نيست، بلكه كاملا هم آقاست. جالب اين كه اين مرد ناحسابي، پيش از اين در مسابقات بانوان در هند هم چند بار شركت كرده بوده و حتي موفق به كسب مدال طلا در چند دوره از مسابقات هم شده بوده. ما پس از اعلام اين خبر، ذكر چند مورد را لازم ديديم.
۱ - بر مسؤولان ورزش كشور، واجب است كه از اين پس براي حضور تيم هاي بانوان در مسابقات مختلف، دقت بيشتري به خرج بدهند. بالاخره ما داريم فرزندان چشم و گوش بستة اين مملكت را مي فرستيم اين ور، آن ور، مي فرستيم به سفر و اردو، آن وقت يك همچين افراد بي چشم و رو و بي همه چيزي پيدا مي شوند و خودشان را زن جا مي زنند و آن وقت... آدم كف دستش را كه بو نكرده است. دنيا پر از گرگ است. آدم چه مي داند چي ممكن است پيش بيايد.
۲ - ما حتي به آقاياني كه قصد ازدواج دارند، به خصوص اگر از وضع مالي مناسبي برخوردارند، توصيه مي كنيم بيشتر مواظب باشند. بالاخره اين همه جوان بيكار، اين همه آدم ناجور و پدر سوخته. وقتي يك هندي خدا نشناس مي تواند دست به چنين جنايتي بزند، هموطنانِ با استعداد و خوش ذوق خودمان كه در زمينة هرگونه نقش آفريني از هيچ كس كمتر نيستند. آن وقت است كه چشم باز مي كنيد، مي بينيد اي دل غافل. مي بينيد كار از كار گذشته است.
۳ - باز هم توضيح بدهيم، يا خودتان حواستان را جمع مي كنيد؟
خدايا شاغلام را از فوتبال نگير
تمرين يا مرده شورخانه
ما كه از شنيدن حرف هاي شاغلام سير نمي شويم. همه اش هم نگران ايم كه او خداي نكرده آخر اين فصل بخواهد به وعده اي كه داده عمل كند و با مربيگري خداحافظي كند. همه اش نگران ايم كه قند خونش برود بالا و برايش مشكلي پيش بيايد. واقعا فوتبال بدون مورينيوها، بدون شاغلام ها، چه لذتي دارد؟ شما همين يك تكه از مصاحبه را كه از او برايتان انتخاب كرده ايم، بخوانيد:
شاغلام، هر چي مي گرديم نمي توانيم شما را پيدا كنيم. چرا موبايل نمي خريد؟
خوش بود به نيستي، كه هر كجا باشي كس نگويد تو كيستي! (به جان خودم عين مطلب را نقل كردم.)
- حالا اگر خواستيم شما را پيدا كنيم، چه كار كنيم؟
من يا در تمرين هستم يا مرده شورخانه يا مجلس ترحيم!
- يعني چه؟
رفقاي زيادي دارم. اگر هفته اي يكي از آن ها هم بميرد، هر هفته در مراسم ختم و عزاداري هستم.
- مشكل شما با زمين حافظيه چيست؟
متأسفانه حافظيه را همان طور كه به تيم هاي خارج از استان نمي دهند، در اختيار ما هم قرار نمي دهند. ما در اين زمين غريب ايم و حتي امكان اين را نداريم كه در زمين حافظيه كه كيفيت خوبي هم ندارد، تمرين كنيم...
خدايا اين شاغلام را از ما نگير. الهي آمين!
خدايا شاغلام هاي فوتبال ما را بيشتر بگردان. الهي آمين!
قهرمان با كشتي خداحافظي كرد
ممنوع التشك!
ما گناه مردم را نمي شوريم. كسي كه اين خبر را به ما گفت، خودش با گوش هاي خودش از يكي از مسؤولان سازمان تربيت بدني شنيده بود. مي گفت آن كشتي گير مشهور، ديگر ممنوع الكشتي شده. مي گفت ديگر حق ندارد مسابقه بدهد. البته آقاي قهرمان قبلا هم آن قدر خوش سابقگي كرده بود كه وقتي اين حرف را درباره اش شنيديم، ترديد نكرديم كه حقيقت دارد. يعني بس كه كتك كاري كرده بود و با كف گرگي و تيزي و دو بامبي از خجالت اين و آن درآمده بود، اسمش كه مي آمد همه فقط صلوات مي فرستادند! حالا مي گويند در يكي از اردوهاي تيم ملي در همين اواخر در كرج توي ماشينش زهرماري پيدا شده. يك ليتر و دو ليتر هم نبوده. بعد هم كه نيروي انتظامي گير داده، آمده پايين و شهر را به هم ريخته. بعد هم از بالا گفته اند دور اين استاد را ديگر خيط بكشيد و ديگر لازم نيست دو بنده بپوشد بيايد روي تشك. ما هم كه حالا داريم اين خبر را مي نويسيم، عين بيد مي لرزيم و فكر مي كنيم پس فردا اگر در آسانسور باز شود حضرتش بيايد بيرون، درجا سكته را مي زنيم. اما فكر كنيم چند نفر هستند كه با حذف استاد خوشحال شده اند و با دمبشان گردو مي شكنند. يكي اش مجيد خدايي!
|
|
|
نشريات ورزشي را جدي بگيريد
راكي۷ يا 3 ميليون دلار
ما به همه توصيه مي كنيم تا جايي كه مي توانند، نشريات ورزشي را مطالعه كنند تا هم اطلاعات ورزشي شان بيشتر شود، هم سينمايي، هم فلسفه، هم اقتصاد، هم همه چيز. مثلا ما همين الان يك مجلة فوتبال جلويمان است كه فقط تيترهاي روي جلدش كافي است، برق از سه فاز آدم بپرد. مثلا يكي از تيترها اين است كه بوفون گفته از زنم نمي ترسم. يكي هم اين است كه زيدان در فيلم راكي۷ بازي مي كند! البته ما تا جايي كه خبر داريم، فيلم راكي۶ همين حالا در سينماهاي دنيا روي پرده است و سيلوستر استالون هم گفته اين آخرين فيلم راكي است و پرونده بسته شده. تازه سيلوستر خان در سن 60 سالگي اعلام كرده كه براي سال۲۰۰۸ مي خواهد آخرين فيلم رمبو را راهي سينماهاي جهان كند. البته اين كه زيدان قرار است در راكي۷ بازي كند، خبري است كه احتمالا به گوش سيلوستر خان نرسيده. اگر او هم مي توانست نشريات ورزشي ايران را بخواند، حتما در تصميمش مبني بر مختومه كردن پروندة راكي، تجديدنظر مي كرد و شرايطي فراهم مي كرد تا زيدان با اجراي چند تا كلة مشدي جلوي دوربين، گيشه هاي سينما را بتركاند. تازه همة اين ها در حالي است كه باشگاه القادسيه كويت هم به زيدان پيشنهاد داده تا 5/2 ميليون دلار بگيرد و براي سه تا بازي، خداحافظي اش را بي خيال شود. زيزو هم جوگير شده، گفته اگر سه ميليون بدهيد، با كله مي آيم. البته گويا اين ماجراي با كله آمدن زيدان يك مقدار كويتي ها را ترسانده و فعلا دست نگه داشته اند، منتظرند ببينند راكي۷ چي مي شود! آقا اين بچه هاي سينمايي آمده اند بالاي سرمان و با چشماني كه از آن آتش بيرون مي زند، دارند به خبر ما نگاه مي كنند. ما عذر مي خواهيم.
|
|
|
مقدماتي المپيك و نگراني هاي بيهوده
ما اروپا نيستيم
اگر يك كشور ديگر بود، اگر جايي مثل آلمان يا فرانسه يا ايتاليا بود، ما الان قبض روح شده بوديم. شوخي كه نيست، تيم المپيك دو ماه ديگر بايد در چهارچوب مسابقات المپيك۲۰۰۸ پكن با تيم استراليا بازي كند، آن وقت ما نه سرمربي مان معلوم است، نه بازيكنان مان مشخص اند، نه برنامه تداركاتي، نه اردو، نه هيچ چي. اما همان طور كه گفتيم، اين جا مملكت خودمان است و خيالمان عين بنز راحت است. شما هم خيالتان تخت باشد. هيچي نمي شود. بالاخره يك حالتش اين است كه محمود ياوري را مي آورند تيم را مي دهند دستش، بعد چند تا بازي مي كنيم مي بازيم، بعد مربي را عوض مي كنيم، بعد دو تا مساوي مي گيريم، اوت مي شويم و همه چيز فراموش مي شود. حالت ديگر اين است كه امير خان خودش تيم را مي گيرد دستش، بعد دو سه تا نتيجة بد مي آورد، تيم مي رود توي كما، ملت مي روند روي اعصاب سرمربي، بعد گير مي دهند كه مربي نبايد دو شغله باشد، بعد يك مربي خارجي مي آورند يك مساوي با يك باخت مي دهيم اوت مي شويم و همه چيز را فراموش مي كنيم. حالت ديگرش اين است كه يكهو يك مربي خارجي از توي قوطي يكي از دلال ها پيدا مي شود و دو هفته قبل از شروع بازي ها تيم را دستش مي گيرد، بعد مي رويم مي بازيم. روزنامه ها گير مي دهند مي گويند اين به درد نمي خورد، يارو هم مي گويد وقت كافي نبود، بعد اخراجش مي كنيم تيم را مي دهيم دست
محمد مايلي كهن، بعد اوت مي شويم و همه چيز را فراموش مي كنيم. اين وسط فقط عده اي هستند كه اعتقاد دارند صفايي فراهاني كه آمده فوتبال را دستش گرفته، ممكن است بزند زير همة كاسه كوزه ها و يك برنامه اي براي فوتبال جور كند. اما ما خيالمان راحت است كه نمي گذارند. بالاخره آقا مصطفوي هست، آقا ورزش هست، آقا دادكان هم كه بيرون ماجرا بيكار ننشسته. خيالتان راحت. هيچي نمي شود. اين جا كه اروپا نيست.
روزهاي بدون فوتبال
فيتيله، كريسمس تعطيله!
توي ايران كه يك بند برف مي بارد و مسابقات فوتبال را تعطيل مي كند. تو اروپا هم كه تعطيلات كريسمس آغاز شده و تمام ليگ ها كركره شان را كشيده اند پايين. با اين حساب براي هفتة آينده هيچ گزينه اي براي سرگرمي نداريم. فقط بايد اخبار مسافرت ستاره ها به سراسر دنيا را تعقيب كنيد تا بفهميد آن ها براي تعطيلات چه نقشه اي كشيده اند. بماند كه ستاره هاي خودمان هم تعطيلات را آغاز كرده اند. مهدوي كيا كه از ده روز پيش، ايران بود را هم سر بازي پاس - سايپا توي استاديوم ديديد. كريمي هم كه باز رفته شمال و نكونام فرصت كرده به بوتيكش در آرياشهر سر بزند.