يك راه حل جديد براي معافيت از سربازي
از كارافتادگي همسر
خدا را شكر. بالاخره يك راه حلي پيدا شد تا جوانان اين مرز و بوم، دست از سر دانشگاه بيچاره بردارند و به فكر رفتن به خدمت بيفتند. آخر تا ديروز، ملت هي فرت فرت واحد مي افتادند و درس را كش مي دادند كه نروند سربازي. ولي خب حالا كه يك راه حل مناسب براي گرفتن معافي پيدا شده، ديگر احتياجي به اين ادا و اصول ها نيست. اداره نظام وظيفه ظاهرا ابتكار زده و به جاي روش منسوخ و از كار افتادة طلاق صوري والدين ، به مشمولين اين امكان را داده تا با معلول كردن همسرانشان از زير بار خدمت رفتن فرار كنند. يعني كساني كه بعد از ازدواج، زنشان دچار معلوليت و از كارافتادگي بشود، به اين دليل كه خانم احتياج به مراقبت دارد، از رفتن به خدمت معاف اند. دست مسؤولان نظام وظيفه درد نكند. اين جوري، هم خيال پسرها راحت مي شود و هم اين كه آمار دخترهاي مجرد مي آيد پايين. خب پسرها براي گرفتن معافي مجبورند بروند زن بگيرند. البته بعدش بايد يك جوري خانم را ناقص كنند كه سازمان بهزيستي حاضر بشود گواهي از كارافتادگي بدهد. خوب است ديگر. ما كه اگر دختر بوديم، با سر مي رفتيم خانة شوهر. بالاخره از كار افتادن، بهتر از ترشيده شدن است.
۱۶هزار جاي خالي در دانشگاه ها
صندلي كه هست؛ بفرما
بابا اين همه جاي خالي. شما چرا بيرون ماندي عزيزم؟ بفرما تو. صندلي كه هست، بفرما! ما همين طور در عجب ايم از اين ملت! چرا همه چشم هايشان را به روي واقعيت بسته اند و نمي خواهند بعضي چيزها را ببينند؟ بابا جان توي دانشگاه هاي اين مملكت، همين جوري صندلي خالي ريخته. آن وقت شما رفته ايد ايستاده ايد توي صف كنكور كه چي بشود؟ قربان جان مرارت كشيده تان! خوشتان مي آيد با زجر و بدبختي به جايي برسيد؟ هلو توي گلويتان گير مي كند اين قدر زندگي را به كامتان تلخ نكنيد. اين قدر پول اين باباهاي بيچاره را نريزيد توي جوق آب. اصلا اگر حرف ما را قبول نداريد، حرف هاي اين حسين توكلي بنده خدا را بشنويد. ديگر كسي بهتر از معاون سازمان سنجش، جيك و پيك اين چيزها را مي داند؟ دكتر خودش مي گويد همين الان كه شما ولو شده ايد و پاهايتان را چسبانده ايد به شوفاژ وهـ .ج (همشهري جوان) مي خوانيد، 16 هزار و 900 تا جاي خالي در دانشگاه ها وجود دارد. كه 16 هزار تايش مال دانشگاه هاي غير انتفاعي است و 900 تاي ديگر مال خود دانشگاه هاي وزارت علوم. جناب معاون از ملت پشت كنكوري خواسته كه اين قدر كلاس نگذارند و بيايند براي تكميل ظرفيت ثبت نام كنند. هيچ شرايطي هم نمي خواهد. حتي اگر در كنكور، مجاز به انتخاب رشته هم نشده باشيد، عيب ندارد. آن مجله را بگذار كنار و بلند شو. دِ بلند شو مي گم!
|
|
|
در دانشگاه علامه برگزار شد
دختران آفتاب
هفتة پيش، جشنواره دختران آفتاب تمام شد. دختران آفتاب نه اسم يك فيلم چيني است و نه به دختران ژاپني اشاره دارد و نه حتي خيلي به آفتاب و خورشيد و اين حرف ها ارتباط دارد. دختران آفتاب، اسم جشنواره اي بود دربارة نحوة پوشش و لباس خانم ها و حجاب اسلامي دختران. ظاهرا در طول برگزاري جشنواره، يك غرفة فروش لباس هم راه افتاده بود كه حسابي تركاند. دليلش هم اين بود كه هم لباس ها، لباس هاي واقعا جذابي بودند و هم اين كه دبيرخانة جشنواره يك ابتكار خوب به خرج داد: روي لباس ها تخفيف زد كلي هم بن خريد لباس بين دانشجوها پخش كرد.
در كنار اين كارها تعدادي برنامة فرهنگي هم اجرا شد، از جمله اين كه به بر و بچ، بن خريد كتاب هديه دادند. جشنواره، هفتة پيش مراسم اختتاميه اش را در دانشگاه علامه طباطبايي برگزار كرد.
حق و حقوق شان را مي دهيم
روبات ها آدم مي شوند
وقتي گربه براي خودش حق و حقوق دارد، تو مي خواهي به روبات ها حق ندهي؟ تو كي هستي كه جرأت همچين كاري را به خودت بدهي؟ يادت باشد هميشه، تو آدمي بيش نيستي و نهايتا مي تواني مف خودت را بالا بكشي. اگر اين روبات ها ويژ ويژ كنار دستت كار نكنند كه سه سوته پژمرده مي شوي و مي ميري. پس به آن ها احترام بگذار. چون اگر يك وقت خسته بشوند، ممكن است ول بكنند و بروند و آن وقت ما انسان هاي دست و پا چلفتي خسته مي شويم. قرار است روبات ها تا 50 سال ديگر، داراي حق و حقوق بشوند. يعني يك گروه مطالعاتي در انگليس نشسته اند تحقيق كرده اند و فهميده اند كه اين آدم آهني ها تا حدود 50 سال ديگر، هم حق رأي پيدا خواهند كرد و هم ماليات مي پردازند. حتي ممكن است روبات هاي نو را بفرستند سربازي! آن وقت اين احتمال مي رود كه ما در آسايشگاهمان با يك روبات با درجه سرجوخه هم اتاق شويم. (شواهد نشان مي دهد درس ما تا 50 سال ديگر طول خواهد كشيد.) و همة اين اتفاق ها خوب است. حداقلش اين است كه كار روبات ها قابل پيش بيني است. يعني مي شود رويشان حساب كرد. چه توي انتخابات، چه در اداره ماليات و چه در سربازخانه !
|
|
|
رمال ها جمع آوري مي شوند
بخوابيد كه مردم بيدارند
ما نمي فهميم چرا بايد اين جا هي قلم فرسايي كنيم و مثل پدربزرگ ها نصيحت كنيم و برويم روي اعصاب شما؟ خوشبختانه مردم اصلا اهل خرافه و اين چيزها نيستند. بنابراين دليلي ندارد كه ما كلي مقدمه بچينيم و دست آخر خبر بدهيم كه فالگيري و رمالي و جن گيري، جرم است و اين ها را مي گيرند و مي اندازند زندان. مردم اين ها را مي دانند. براي ما واقعا سؤال است كه پليس زحمتكش، چرا اين قدر وقتش را صرف دستگيري اين ها مي كند؟ مگر الان كسي سراغ جن گير مي رود؟ مگر الان كه بلوتوث هست روي موبايل، كسي مي نشيند لب جوق تا فالش بگيرند؟ مگر الان كه اين همه فيلم از زار و زندگي مردم دست اين سي دي فروش ها است، كسي مي رود سراغ رمال تا آمار خواهر شوهرش را بگذارد كف دستش؟ فكر مي كنيد دليل اين كه هر روز هر روز هزاران رمال و جن گير، گوشة خيابان هاي اين مملكت در اثر سرما و گرسنگي مي ميرند، چيست؟ خوشي كه نزده زير دلشان. بيچاره ها از زور بي پولي مي ميرند. اين قدر كه كار و بارشان كساد است. اين قدر كه چشمشان خشك شد به اين عابرها بلكه يكي بيايد و دو زار بگذارد كف دستشان. نچ! مردم كارشان درست است. پليس ها بروند خانه با خيال راحت بخوابند كه مردم بيدارند!
|
|
|
گداها هم جمع آوري مي شوند
گدايي نكن، جرم است
در راستاي اين كه همه چيز الان خوب است و ما در خبرهاي قبلي هم اين را بارها اعلام كرديم، يك خبر شاد ديگر خدمتتان عرضه مي گردد. گدايي جرم است. گداها جمع آوري مي شوند. و ما باز از مسؤولان شهرداري و نيروي انتظامي مي پرسيم كه مگر توي خيابان گدا هست كه شما مي خواهيد جمع كنيد؟ پاسخ: همان طوري كه توي خيابان هاي پايتخت، نه خاك و خل هست نه نخاله نه آشغال و نه حتي برگ درختان زرد، گدا هم وجود ندارد. اين بندگان خدايي هم كه گاهي سر چهارراه آويزان آدم مي شوند و هي توي آن پاتيل اسپند فوت مي كنند، شغلشان اين است. يعني ساعت كاري دارند. صبح ها ساعت۷ از خواب بيدار مي شوند و تا بوقي از سگ، مدام سرپا هستند. اگر شغل آن ها جرم است كه خيلي مشاغل ديگر هستند كه بايد جرم اعلامشان كرد. اگر گداها را مي گيريد، پس تكليف اين عزيزان زورگير و شرخر و دلالي كه براي خودشان صنف هم دارند چه مي شود؟ چطور اين هايي را كه همه لاغر مردني هستند و اكثريت قريب به اتفاقشان يك لنگ و دو دست كم دارند مي گيريد و مي بريد و اين سبيل كلفت هاي نره غول را ول مي كنيد؟ هر كس راست مي گويد، اول برود سراغ زورگيرها. گدا كه ترس ندارد. ما از اين هايي كه هر شب سر كوچه خفتمان مي كنند، مي ترسيم.
|
|
|
سومين همايش اعطاي تنديس هاي فداكاري
فداكار باش پسر!
اين هفته به مناسبت فرا رسيدن صدمين شمارة انتشار نشرية وزين هـ .ج، همة خبرها شادند. اين يكي هم مثل بقيه، يك مايه هايي از انسان خوشحال و قدرشناس و گوگوري دارد. جريان اين است كه سومين همايش اعطاي تنديس ملي فداكاري به دانشجويان برگزار شد و در آن از دانشجويان از خود گذشته تقدير زياد به عمل آمد. از اول تابستان، جماعتي جمع شدند و دبيرخانه راه انداختند و از كلي نهاد دولتي، غير دولتي و ميان دولتي دعوت كردند. در كنارش يك كميتة گزينش دانشجوي فداكار هم تشكيل شد تا فداكاران را كشف كرده و تحويل دهد.خلاصه همه اين كارها انجام شد تا هفتة پيش، همايش برگزار شود. اتفاقا ريز علي خواجوي پدر همة فداكارهاي عالم را هم آورده بودند به عنوان مهمان ويژه.
جايتان خالي، يك فداكار بازاري بود كه نگو و نپرس!
با آمدن خودروي چري
پرايد بزن كنار!
آقا خيالتان راحت! نگران نباشيد بالاخره يكي از اين كارخانجات خودروسازي همت كرده و قرار است يك خودروي 6 ميليون توماني توليد كند تا شما ملت هميشه در صحنه، ديگر از ديدن روي مبارك ماشين هاي پرايد و پي كي بالا نياوريد. مدير عامل گروه صنعتي ايران خودرو خبر داده كه توليد خودروي چري در محدودة قيمت 6 ميليون تومان از سال۲۰۰۷ آغاز مي شود. اين يعني اين كه شما احتمالا حداكثر با داشتن 6 ميليون تومان براي خريد ماشين گزينة بهتري نسبت به پي كي و پرايد خواهيد داشت. اين طوري هم تنوعي در ماشين هاي موجود در شهر ايجاد خواهد شد و هم روي مبارك خيابان ها آسفالت تر مي شود. حالا شما خودتان حدس بزنيد اين خودرو جديد التأسيس مال كدام كشور صاحب مرده اي است كه اين قدر قيمت دارد؟ گفتيد چين؟ عجب آي كيويي داريد بابا!
۱۵۰ نماينده، خواستار شدند
اشد مجازات
اشد مجازات مي دانيد يعني چه؟ يعني اعدام، يعني مرگ. حالا براي كي؟ براي تهيه و توزيع كنندگان سي دي و نوارهاي ويديويي مبتذل و مستهجن. همان هايي كه توي خيابان ها و ميدان هاي شلوغ شهر مرتب در گوشمان پچ پچ مي كنند: عكس، سي دي، پاسور و... 150 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي تازگي ها در نامه اي به رئيس قوه قضائيه خواستار اشد مجازات براي تهيه و توزيع كنندگان چنين سي دي ها و نوارهايي شده اند. حالا كه كار به اين جا رسيد، قسمت هايي از اين نامه را با هم بخوانيم(!):
... با توجه به تحركات وسيع در جهت برنامه ريزي، تهيه و توزيع سي دي ها و نوارهاي مستهجن و مبتذل كه نسل جوان كشور ما را هدف قرار داده است و امنيت رواني و عاطفي بعضي از خانواده هاي ملت شريف ايران را به خطر انداخته است، به عنوان نمايندگان ملت از جناب عالي درخواست مي نماييم كه دستور رسيدگي و محاكمه عاجل و اجراي اشد مجازات را براي طراحان، تهيه و توزيع كنندگان صادر فرمايند.
قاچاق
انسان يا كالا؟
شرمندة روي مبارك تان هستيم اما هر چه كرديم تا همه چيزمان مثبت باشد و لااقل توي اين شماره صد خبر ناخوشايندي برايتان ننگاريم، نشد كه نشد. هفتة پيش نشستي توي تهران برگزار شد به نام بررسي تخصصي قاچاق زنان و كودكان در جهان كه نتايج جالب و تأثربرانگيزي به دنبال داشت. براي اين كه خاطر مبارك تان خيلي مكدر (يعني كدر و سياه) نشود، در اين جا فقط چند تا از اين نتايج و آمارها را مي آوريم:
ـ قاچاق زنان و دختران، سالانه بيش از 5 تا 7 ميليون دلار براي قاچاقچيان آن سود به همراه دارد.
ـ طي دو سال گذشته بين 250 تا 300 هزار نفر از اروپاي شرقي و كشورهاي تازه استقلال يافته به سمت اروپا قاچاق شده و ده ها بار در آن كشورها مورد خريد و فروش قرار گرفته اند.
ـ در مولداوي زنان 50 دلار و در ايتاليا نيز 5 هزار دلار فروخته مي شوند. بنابراين هر دختر قاچاق شده مجبور است در همان ماه اول، 25 هزار دلار براي صاحب خود كسب درآمد كند.