- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۰۰ - شنبه ۹ دي ۱۳۸۵ - - Dec 30, 2006
docharkhe
تقلب: صفر درصد
001185.jpg
نچ نچ، اصلا! تو بميري هيچي! تو بگو حتي يك مورد. به جان عزيزت همة بچه ها خوب بودند. نه بابا، نه بابا، آدم براي چي توي امتحان تقلب كند آخر؟ بعدش هم امسال همه چي توپ اجرا شد. خودمان هم از تعداد تقلب ها آمار گرفتيم. نتيجه همان چيزي بود كه فكر مي كرديم: يك صفر كله گنده. و ما الان به خود مي باليم كه از اين دو ميليون نفري كه امسال كنكور دادند، حتي يك نفر هم تقلب نكرد. و چه سازمان سنجش خوبي و اين ها... معاون سازمان سنجش كه استثنائا اين دفعه اسمش دكتر توكلي نيست، به تازگي اعلام كرده كه آمار تقلب در كنكور۸۵ به صفر درصد رسيده. آن هم به خاطر اجراي دقيق و مو به موي آيين نامة جديد تقلب بوده كه خود سازمان، امسال تصويبش كرد. دكتر محمد محمدي اقدم گفته پارسال 20 نفر گول شيطان را خوردند و تقلب كردند، ولي امسال هيچ گزارشي از تقلب از حوزه هاي مختلف نرسيده. او گفته كه پارسال سر جلسه 20هزار تا تلفن همراه از ملت گرفتند، اما امسال اين عدد فقط 20 تا بوده. از آن جايي كه ما هم مثل شما باور نمي كنيم كه جماعت همگي صاف و سالم رفته باشند سر جلسه و بي شيله پيله هم آمده باشند بيرون، حدس مي زنيم كه يك جاي كار مي لنگد. اين لنگي، دو تا دليل بيشتر نمي تواند داشته باشد:
۱ - مسؤولين سازمان سنجش واحد شمارش گوشي موبايل را عوض كرده اند و بر اساس اين تغيير، سه تا صفر سمت راست آمار خوانده نمي شود.
۲ - ميزان مرام و معرفت مراقب هاي جلسات كنكور به نسبت سال قبل 20برابر افزايش داشته است.

انرژي درماني؛ تعطيل
001281.jpg
خب ما الان چي بگوييم؟ آدم بايد خودش عاقل باشد. فيلم هندي است مگر يا دي جي مون؟ عزيزم دنيا هنوز اين قدر قشنگ نشده كه يكي بيايد دورت بگردد، قلپ قلپ انرژي بريزد به جانت و بعد هم تو هر چي درد و مرض داري از بين برود و بتواني روي دست هايت راه بروي و از در بروي بيرون. اين كارها مال سال۳۰۰۰ به بعد است. حالا مانده تا آن وقت ها. حالا شما هي برو صف بكش پشت در مطب آقاي دكتر (...) (نمي توانيم بنويسيم خب) با هزار اميد و آرزو. بله! البته من هم اگر 10 هزار تومان ويزيت مي دادم، مجبور بودم احساس شادي و سرزندگي كنم. بابا اين انرژي درمان ها صداي همه را درآورده اند. از آن بدبخت بيچاره هايي كه كلي پول خرج كرده  بودند و بعد فهميدند همة اين حرف ها كشكي بيش نيست، بگير تا دكترهايي كه 20 سال درس خوانده اند و حالا نانشان آجر شده. ظاهرا اين قدر به اعصاب اين موجودات زحمتكش فشار آمده كه طومار امضا كردند بلكه يكي پيدا شود و جلوي اين ها را بگيرد. قابل توجه دكترهاي عزيز عصباني: ما خودمان يك آمار خفني از اين انرژي درمان ها و اين ها داريم كه نگو و نپرس. ولي اصرار نكنيد؛ به هيچ كس نمي گوييم. دلتان بسوزد!

يك دختر دانشجوي معماري دانشگاه آزاد نفر اول شوراي شهر شيراز شد
مرحبا خانم هوشمند!
001176.jpg
اسماعيل رمضاني
همه را بدجور غافلگير كرد. هيچ كس حتي خودش در خواب هم نمي ديد كه يك دختر جوان 25 سالة مجرد و دانشجوي رشته معماري در دانشگاه آزاد، آن هم به طور مستقل و بدون حمايت احزاب و گروه هاي سياسي، نفر اول شوراي شهر شيراز شود. نام اين دختر جوان در صدر اسامي منتخبان چنين شهر بزرگي، براي كمتر كسي قابل تصور بود. اما فاطمه هوشمند با كسب 31 هزار و 130 رأي، حائز اكثريت آرا در انتخابات شوراي شهر شيراز شد. اين تعداد آرا، نه تنها او را بر صدر فهرست منتخبان دوره سوم شوراي شهر نشاند، بلكه در مقايسه با تعداد آراي نفرات اول دو دورة گذشته، ركورد جديدي را هم به ثبت رساند. در دور اول شورا، محمد جواد زيبايي نژاد با 23 هزار و 44 رأي و در دور دوم محمدرضا برزگر با 17 هزار و 872 رأي، حائز اكثريت آرا شده بودند. حالا او خوشحالي اش را از اين كه نفر اول شوراي شهر شده، نمي تواند پنهان كند. اما چه شد كه او تصميم گرفت براي انتخابات شوراي شهر شيراز، كانديد شود؟ خانم هوشمند در پاسخ به اين سؤال به خبرنگار فارس نگار، يكي از سايت  هاي خبري شهر شيراز مي گويد: من دانشجوي كارشناسي معماري دانشگاه آزاد هستم و از طرف ساير دانشجويان براي كانديدا شدن ترغيب شدم. با چند نفر از دوستانم تصميم گرفتيم اين اقدام را انجام دهيم، اما تنها من به اين تصميم عمل كردم. از زماني كه نتايج انتخابات شوراي شهر شيراز اعلام شد، حرف هايي بر سر زبان ها افتاد كه پوسترهاي جذاب خانم هوشمند باعث جلب آراي او شده تا جايي كه 30 هزار نفر را ترغيب كرده كه رأي خود را به نام او در صندوق بيندازند. اما او با رد اين صحبت ها مي گويد: من تنها از پنج هزار پوستر استفاده كردم كه اين رقم نشان مي دهد تعداد پوسترهاي تبليغاتي من نسبت به آرايي كه كسب كرده ام، بسيار پايين است. علاوه بر اين، تعداد پوسترهاي من نسبت به پوسترهاي بسياري از كانديداها كم بود و كساني كه مي گويند من به خاطر جذابيت پوسترهاي خود موفق شده ام، كم لطفي مي كنند.
خانم هوشمند معتقد است كه جلسات رودرروي او با مردم، بيشترين كمك را به راه يافتن اش به شوراي شهر كرده است. به گفتة خودش در هر جلسه بين 100 تا 150 نفر از مردم شركت مي كردند و سخنان او را در مورد برنامه هايش مي شنيدند. علاوه بر اين، حمايت دانشجويان مختلف دانشگاه هاي شيراز هم در جلب آراي او بي تأثير نبوده است: هنگامي كه من براي انتخابات كانديد بودم، دانشجوياني كه حتي برخي از آن ها را نمي شناختم، اعلام كردند از من حمايت مي كنند. با وجودي كه من دانشجوي دانشگاه آزاد بودم، اما در تمام دانشگاه هاي شيراز، دانشجوياني بودند كه از من حمايت و برايم تبليغ كردند، چرا كه موفقيت من به معناي موفقيت خود آن ها بود.
خانم هوشمند نفر اول شوراي شهر شيراز، حالا خودش را براي يك دورة چهار ساله آماده مي كند. او از همين الان با 50 نفر از متخصصان شهر و استان در زمينه هاي مختلف، گروه  هاي مشاوره اي تشكيل داده و مي خواهد تمام توانش را براي آباداني شهرش به كار ببندد.

رويدادهفته
يك راه حل جديد براي معافيت از سربازي
از كارافتادگي همسر

خدا را شكر. بالاخره يك راه حلي پيدا شد تا جوانان اين مرز و بوم، دست از سر دانشگاه بيچاره بردارند و به فكر رفتن به خدمت بيفتند. آخر تا ديروز، ملت هي فرت فرت واحد مي افتادند و درس را كش مي دادند كه نروند سربازي. ولي خب حالا كه يك راه حل مناسب براي گرفتن معافي پيدا شده، ديگر احتياجي به اين ادا و اصول ها نيست. اداره نظام وظيفه ظاهرا ابتكار زده و به جاي روش منسوخ و از كار افتادة طلاق صوري والدين ، به مشمولين اين امكان را داده تا با معلول كردن همسرانشان از زير بار خدمت رفتن فرار كنند. يعني كساني كه بعد از ازدواج، زنشان دچار معلوليت و از كارافتادگي بشود، به اين دليل كه خانم احتياج به مراقبت دارد، از رفتن به خدمت معاف اند. دست مسؤولان نظام وظيفه درد نكند. اين جوري، هم خيال پسرها راحت مي شود و هم اين كه آمار دخترهاي مجرد مي آيد پايين. خب پسرها براي گرفتن معافي مجبورند بروند زن بگيرند. البته بعدش بايد يك جوري خانم را ناقص كنند كه سازمان بهزيستي حاضر بشود گواهي از كارافتادگي بدهد. خوب است ديگر. ما كه اگر دختر بوديم، با سر مي رفتيم خانة شوهر. بالاخره از كار افتادن، بهتر از ترشيده شدن است.

۱۶هزار جاي خالي در دانشگاه ها
صندلي كه هست؛ بفرما

بابا اين همه جاي خالي. شما چرا بيرون ماندي عزيزم؟ بفرما تو. صندلي كه هست، بفرما! ما همين طور در عجب ايم از اين ملت! چرا همه چشم هايشان را به روي واقعيت بسته اند و نمي خواهند بعضي چيزها را ببينند؟ بابا جان توي دانشگاه هاي اين مملكت، همين جوري صندلي خالي ريخته. آن وقت شما رفته ايد ايستاده ايد توي صف كنكور كه چي بشود؟ قربان جان مرارت كشيده تان! خوشتان مي آيد با زجر و بدبختي به جايي برسيد؟ هلو توي گلويتان گير مي كند اين قدر زندگي را به كامتان تلخ نكنيد. اين قدر پول اين باباهاي بيچاره را نريزيد توي جوق آب. اصلا اگر حرف ما را قبول نداريد، حرف هاي اين حسين توكلي بنده خدا را بشنويد. ديگر كسي بهتر از معاون سازمان سنجش، جيك و پيك اين چيزها را مي داند؟ دكتر خودش مي گويد همين الان كه شما ولو شده ايد و پاهايتان را چسبانده ايد به شوفاژ وهـ .ج (همشهري جوان) مي خوانيد، 16 هزار و 900 تا جاي خالي در دانشگاه ها وجود دارد. كه 16 هزار تايش مال دانشگاه هاي غير انتفاعي است و 900 تاي ديگر مال خود دانشگاه هاي وزارت علوم. جناب معاون از ملت پشت كنكوري خواسته كه اين قدر كلاس نگذارند و بيايند براي تكميل ظرفيت ثبت نام كنند. هيچ شرايطي هم نمي خواهد. حتي اگر در كنكور، مجاز به انتخاب رشته هم نشده باشيد، عيب ندارد. آن مجله را بگذار كنار و بلند شو. دِ بلند شو مي گم!
001182.jpg
در دانشگاه علامه برگزار شد
دختران آفتاب

هفتة پيش، جشنواره دختران آفتاب تمام شد. دختران آفتاب نه اسم يك فيلم چيني است و نه به دختران ژاپني اشاره دارد و نه حتي خيلي به آفتاب و خورشيد و اين حرف ها ارتباط دارد. دختران آفتاب، اسم جشنواره اي بود دربارة نحوة پوشش و لباس خانم ها و حجاب اسلامي دختران. ظاهرا در طول برگزاري جشنواره، يك غرفة فروش لباس هم راه افتاده بود كه حسابي تركاند. دليلش هم اين بود كه هم لباس ها، لباس هاي واقعا جذابي بودند و هم اين كه دبيرخانة جشنواره يك ابتكار خوب به خرج داد: روي لباس ها تخفيف زد كلي هم بن خريد لباس بين دانشجوها پخش كرد.
در كنار اين كارها تعدادي برنامة فرهنگي هم اجرا شد، از جمله اين كه به بر و بچ، بن خريد كتاب هديه دادند. جشنواره، هفتة پيش مراسم اختتاميه اش را در دانشگاه علامه طباطبايي برگزار كرد.
001146.jpg
حق و حقوق شان را مي دهيم
روبات ها آدم مي شوند

وقتي گربه براي خودش حق و حقوق دارد، تو مي خواهي به روبات ها حق ندهي؟ تو كي هستي كه جرأت همچين كاري را به خودت بدهي؟ يادت باشد هميشه، تو آدمي بيش نيستي و نهايتا مي تواني مف خودت را بالا بكشي. اگر اين روبات ها ويژ ويژ كنار دستت كار نكنند كه سه سوته پژمرده مي شوي و مي ميري. پس به آن ها احترام بگذار. چون اگر يك وقت خسته بشوند، ممكن است ول بكنند و بروند و آن وقت ما انسان هاي دست و پا چلفتي خسته مي شويم. قرار است روبات ها تا 50 سال ديگر، داراي حق و حقوق بشوند. يعني يك گروه مطالعاتي در انگليس نشسته اند تحقيق كرده اند و فهميده اند كه اين آدم آهني ها تا حدود 50 سال ديگر، هم حق رأي پيدا خواهند كرد و هم ماليات مي پردازند. حتي ممكن است روبات هاي نو را بفرستند سربازي! آن وقت اين احتمال مي رود كه ما در آسايشگاهمان با يك روبات با درجه سرجوخه هم اتاق شويم. (شواهد نشان مي دهد درس ما تا 50 سال ديگر طول خواهد كشيد.) و همة اين اتفاق ها خوب است. حداقلش اين است كه كار روبات ها قابل پيش بيني است. يعني مي شود رويشان حساب كرد. چه توي انتخابات، چه در اداره ماليات و چه در سربازخانه !
001140.jpg
رمال ها جمع آوري مي شوند
بخوابيد كه مردم بيدارند

ما نمي فهميم چرا بايد اين جا هي قلم فرسايي كنيم و مثل پدربزرگ ها نصيحت كنيم و برويم روي اعصاب شما؟ خوشبختانه مردم اصلا اهل خرافه و اين چيزها نيستند. بنابراين دليلي ندارد كه ما كلي مقدمه بچينيم و دست آخر خبر بدهيم كه فالگيري و رمالي و جن گيري، جرم است و اين ها را مي گيرند و مي اندازند زندان. مردم اين ها را مي دانند. براي ما واقعا سؤال است كه پليس زحمتكش، چرا اين قدر وقتش را صرف دستگيري اين ها مي كند؟ مگر الان كسي سراغ جن گير مي رود؟ مگر الان كه بلوتوث هست روي موبايل، كسي مي نشيند لب جوق تا فالش بگيرند؟ مگر الان كه اين همه فيلم از زار و زندگي مردم دست اين سي دي فروش ها است، كسي مي رود سراغ رمال تا آمار خواهر شوهرش را بگذارد كف دستش؟ فكر مي كنيد دليل اين كه هر روز هر روز هزاران رمال و جن گير، گوشة خيابان  هاي اين مملكت در اثر سرما و گرسنگي مي ميرند، چيست؟ خوشي كه نزده زير دلشان. بيچاره ها از زور بي پولي مي ميرند. اين قدر كه كار و بارشان كساد است. اين قدر كه چشمشان خشك شد به اين عابرها بلكه يكي بيايد و دو زار بگذارد كف دستشان. نچ! مردم كارشان درست است. پليس ها بروند خانه با خيال راحت بخوابند كه مردم بيدارند!
001128.jpg
گداها هم جمع آوري مي شوند
گدايي نكن، جرم است

در راستاي اين كه همه چيز الان خوب است و ما در خبرهاي قبلي هم اين را بارها اعلام كرديم، يك خبر شاد ديگر خدمتتان عرضه مي گردد. گدايي جرم است. گداها جمع آوري مي شوند. و ما باز از مسؤولان شهرداري و نيروي انتظامي مي پرسيم كه مگر توي خيابان گدا هست كه شما مي خواهيد جمع كنيد؟ پاسخ: همان طوري كه توي خيابان هاي پايتخت، نه خاك و خل هست نه نخاله نه آشغال و نه حتي برگ درختان زرد، گدا هم وجود ندارد. اين بندگان خدايي هم كه گاهي سر چهارراه آويزان آدم مي شوند و هي توي آن پاتيل اسپند فوت مي كنند، شغلشان اين است. يعني ساعت كاري دارند. صبح ها ساعت۷ از خواب بيدار مي شوند و تا بوقي از سگ، مدام سرپا هستند. اگر شغل آن ها جرم است كه خيلي مشاغل ديگر هستند كه بايد جرم اعلامشان كرد. اگر گداها را مي گيريد، پس تكليف اين عزيزان زورگير و شرخر و دلالي كه براي خودشان صنف هم دارند چه مي شود؟ چطور اين هايي را كه همه لاغر مردني هستند و اكثريت قريب به اتفاقشان يك لنگ و دو دست كم دارند مي گيريد و مي بريد و اين سبيل كلفت هاي نره غول را ول مي كنيد؟ هر كس راست مي گويد، اول برود سراغ زورگيرها. گدا كه ترس ندارد. ما از اين هايي كه هر شب سر كوچه خفتمان مي كنند، مي ترسيم.
001173.jpg
سومين همايش اعطاي تنديس هاي فداكاري
فداكار باش پسر!

اين هفته به مناسبت فرا رسيدن صدمين شمارة انتشار نشرية وزين هـ .ج، همة خبرها شادند. اين يكي هم مثل بقيه، يك مايه هايي از انسان خوشحال و قدرشناس و گوگوري دارد. جريان اين است كه سومين همايش اعطاي تنديس ملي فداكاري به دانشجويان برگزار شد و در آن از دانشجويان از خود گذشته تقدير زياد به عمل آمد. از اول تابستان، جماعتي جمع شدند و دبيرخانه راه انداختند و از كلي نهاد دولتي، غير دولتي و ميان دولتي دعوت كردند. در كنارش يك كميتة گزينش دانشجوي فداكار هم تشكيل شد تا فداكاران را كشف كرده و تحويل دهد.خلاصه همه اين كارها انجام شد تا هفتة پيش، همايش برگزار شود. اتفاقا ريز علي خواجوي پدر همة فداكارهاي عالم را هم آورده بودند به عنوان مهمان ويژه.
جايتان خالي، يك فداكار بازاري بود كه نگو و نپرس!
001167.jpg
با آمدن خودروي چري
پرايد بزن كنار!

آقا خيالتان راحت! نگران نباشيد بالاخره يكي از اين كارخانجات خودروسازي همت كرده و قرار است يك خودروي 6 ميليون توماني توليد كند تا شما ملت هميشه در صحنه، ديگر از ديدن روي مبارك ماشين هاي پرايد و پي كي بالا نياوريد. مدير عامل گروه صنعتي ايران خودرو خبر داده كه توليد خودروي چري در محدودة قيمت 6 ميليون تومان از سال۲۰۰۷ آغاز مي شود. اين يعني اين كه شما احتمالا حداكثر با داشتن 6 ميليون تومان براي خريد ماشين گزينة بهتري نسبت به پي كي و پرايد خواهيد داشت. اين طوري هم تنوعي در ماشين هاي موجود در شهر ايجاد خواهد شد و هم روي مبارك خيابان ها آسفالت تر مي شود. حالا شما خودتان حدس بزنيد اين خودرو جديد التأسيس مال كدام كشور صاحب  مرده اي است كه اين قدر قيمت دارد؟ گفتيد چين؟ عجب آي كيويي داريد بابا!

۱۵۰ نماينده، خواستار شدند
اشد مجازات

اشد مجازات مي دانيد يعني چه؟ يعني اعدام، يعني مرگ. حالا براي كي؟ براي تهيه و توزيع كنندگان سي دي و نوارهاي ويديويي مبتذل و مستهجن. همان هايي كه توي خيابان ها و ميدان هاي شلوغ شهر مرتب در گوشمان پچ پچ مي كنند: عكس، سي دي، پاسور و... 150 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي تازگي ها در نامه اي به رئيس قوه قضائيه خواستار اشد مجازات براي تهيه و توزيع كنندگان چنين سي دي ها و نوارهايي شده اند. حالا كه كار به اين جا رسيد، قسمت هايي از اين نامه را با هم بخوانيم(!):
... با توجه به تحركات وسيع در جهت برنامه ريزي، تهيه و توزيع سي دي ها و نوارهاي مستهجن و مبتذل كه نسل جوان كشور ما را هدف قرار داده است و امنيت رواني و عاطفي بعضي از خانواده هاي ملت شريف ايران را به خطر انداخته است، به عنوان نمايندگان ملت از جناب عالي درخواست مي نماييم كه دستور رسيدگي و محاكمه عاجل و اجراي اشد مجازات را براي طراحان، تهيه و توزيع كنندگان صادر فرمايند.
001152.jpg
قاچاق
انسان يا كالا؟

شرمندة روي مبارك تان هستيم اما هر چه كرديم تا همه چيزمان مثبت باشد و لااقل توي اين شماره صد خبر ناخوشايندي برايتان ننگاريم، نشد كه نشد. هفتة پيش نشستي توي تهران برگزار شد به نام بررسي تخصصي قاچاق زنان و كودكان در جهان كه نتايج جالب و تأثربرانگيزي به دنبال داشت. براي اين كه خاطر مبارك تان خيلي مكدر (يعني كدر و سياه) نشود، در اين جا فقط چند تا از اين نتايج و آمارها را مي آوريم:
ـ قاچاق زنان و دختران، سالانه بيش از 5 تا 7 ميليون دلار براي قاچاقچيان آن سود به همراه دارد.
ـ طي دو سال گذشته بين 250 تا 300 هزار نفر از اروپاي شرقي و كشورهاي تازه استقلال يافته به سمت اروپا قاچاق شده و ده ها بار در آن كشورها مورد خريد و فروش قرار گرفته اند.
ـ در مولداوي زنان 50 دلار و در ايتاليا نيز 5 هزار دلار فروخته مي شوند. بنابراين هر دختر قاچاق شده مجبور است در همان ماه اول، 25 هزار دلار براي صاحب خود كسب درآمد كند.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
آشتي كنان در سالن
خداحافظ انگوري
درسري جديد هيچ مهماني پول نگرفت
رويدادهفته
تلويزيون
طنازهاي فوتباليست
ورزشي
شيشه بده اشك ببارم
همدلي جوراب هاي سفيد
زير آسمان برلين
عليرضا دبير: از مردم تعجب كردم!
رويدادهفته
ديوانه خانه اي به نام اينتر
منفور زنان
اجتماعي
بخشندگي، ميوه صميميت مي دهد
زندگي
تقلب: صفر درصد
انرژي درماني؛ تعطيل
مرحبا خانم هوشمند!
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
مرهمي بود زمان، به سال صفر
موسيقي
كلام مقدس عشق
روزها
اينك منم ميان دست هاي تو
طناب كشي غول ها
رويدادها
ويژه
خونه مون در داره در خونه مون كلون داره...
آن چه ما خواسته ايم
دلت شكسته؟ آي آي آي!
هامون كشي
خودكشي تارانتينو
همه عمر دير رسيديم
اسطورة بي خيالي
ريش سفيد كارتون ها
هزار داستان
سبزِ سبزم ريشه دارم
با قمه، با قاجار
باران ملخ
خداحافظ بيلي پيل گريم
مواظبم باش، آقاي هولدن
بوي جوي موليان
خدا فتوشاپ را ازما نگيرد!
عكسنده با دوربين
تنها جلد است كه مي ماند
يادداشت خوانندگان
نامه هاي شما را خوانديم
ترين هاي خوانندگان
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  موسيقي  |
|  روزها  |  ويژه  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  راهنما  |  گفت و گو  |  گزارش  |  يادداشت  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |