رضا مختاري
امروز چندم ماه است؟ يا در چه ماهي هستيم؟ اين روزها جواب دادن به اين سؤال ها، كار زياد سختي نيست. با نيم نگاهي به ساعت يا تقويم مي شود خيلي دقيق به اين سؤال ها جواب داد. اما مثلا سه هزار سال پيش چطور؟ به خصوص اين كه براي مردمان آن دوران، اندازه گيري زمان، گذشته از كاربردهاي روزمره، براي پديده هاي مقدسي مثل عيدها، جشن ها، عزاداري ها و آيين هاي مذهبي، ضروري بوده.
در گوشه و كنار ايران مي شود بناهايي را ديد كه كارشان تشخيص مبدأ و بخش هاي مختلف زماني مثل سال و ماه و فصل است. اين دو صفحه، برگرفته از گفت وگو با دكتر رضا مرادي غياث آبادي است و در آن سراغ 7 نمونه از اين بناها رفته ايم؛ با توجه به اين نكته كه خيلي از آن ها كاركردي به غير از تقويم هم داشته اند.
ايران دست كم با 45 بناي تقويمي، بيشترين پراكندگي تقويم هاي آفتابي را در دنيا دارد. در كشورهاي آمريكاي لاتين مانند مكزيك، هندوراس و نيكاراگوئه كه عموما محل سكونت اقوام مايا، اينكا و آزتك بوده، مي توان نمونه هاي زيادي از تقويم هاي آفتابي را ديد.
تعداد روزهاي سال، هيچ وقت كسري حقيقي از طول سال نمي شود. به همين خاطر، هر ملتي براي خودش به نوعي سال را تقسيم كرده و مبدأ خاص خودش را پيدا كرده است.
هميشه از چهار مبدأ براي تنظيم تقويم استفاده مي شده: اعتدال بهاري (اول بهار)، اعتدال پاييزي (اول پاييز)، انقلاب زمستاني (آغاز زمستان)، انقلاب تابستاني (اول تابستان)
ايراني ها براي هر كدام از مبدأها جشني داشته اند: جشن نوروز براي اعتدال بهاري، جشن مهرگان براي اعتدال پاييزي و جشن شب يلدا براي انقلاب زمستاني. امروزه در بعضي از مناطق ايران، اول تابستان جشن گرفته مي شود كه ظاهرا باقي ماندة يك سنت قديمي است.
بناهاي تقويمي دو نوع هستند. يكي آن هايي كه از ساية خورشيد استفاده مي كنند و يكي هم آن هايي كه با استفاده از نور خورشيد عمل مي كنند. چارتاقي نياسر يكي از نمونه هايي است كه در آن از مشاهدة خود خورشيد، مي توان مبدأ زماني را تشخيص داد.
حدود 42 چارتاقي در ايران هست كه به جز تفاوت هاي جزئي، كاركرد همه شان يكي است.
بد نيست محل بناهاي تقويمي اين دو صفحه را برايتان بگويم:
۱ - كوه خواجه: چهل كيلومتري غرب زابل
۲ - رصدخانه نقش رستم: هفت كيلومتري شمال تخت جمشيد
۳ - بازه هور: بين نيشابور و تربت حيدريه نزديك روستاي رباط سفيد
۴ - نياسر: سي كيلومتري غرب كاشان
۵ - رصدخانه نيمروز: چهل كيلومتري جنوب شرقي زابل نزديك روستاي ده رستم
۶ - چغاز نبيل: 30 كيلومتري جنوب شرقي شوش
براي خواندن مطالب بيشتر و ديدن جزئيات نماهاي شماتيك بناهاي تقويمي، مي توانيد كتاب بناهاي تقويمي و نجومي ايران نوشتة رضا مرادي غياث آبادي را ببينيد.
چارتاقي نياسرـ آغاز زمستان 85
در هيچ روزي از سال به جز يكي دو روز اول تابستان، نمي شود طلوع خورشيد را از اين روزنه ديد. يك نظريه وجود دارد كه مي گويد اين جا آتشكده است. اوايل قرن 20، هوتون شيلدر احتمالا براساس كتاب قم نامه حسن قمي (كه در آن به وجود يك آتشكده در نياسر اشاره كرده بود) اين نظريه را ارائه داده. اما اين نظر را مي توان رد كرد. اولا نمونه هاي شبيه اين بنا كه يك نوع چارتاقي است، در ايران زياد است و معماري آن ها كاملا با معماري آتشكده فرق دارد. دوم اين كه در آن هيچ نشانه اي از سوختن آتش مثلا دوده نيست. اين را هم بايد اضافه كرد كه با باز بودن چهارطرف اين بنا، از طرفي روشن نگه داشتن آتش در آن سخت بوده و از طرفي محل رفت و آمد حيوانات وحشي بوده كه با كاركرد مقدس يك آتشكده در تناقض است. البته بعيد نيست كه نيايشگاهي براي آيين زرواني نيز بوده. در اين آيين، زمان مقدس است و باد و حركت خورشيد، هر دو تجلي زمان اند
تصوير انقلاب زمستاني در چارتاقي نياسر در كنار نماي اين چارتاقي از بالا كه مسير پرتوهاي نور را نشان مي دهد
نقش رستم يا كعبه زرتشت
يكي از نمونه هاي بسيار دقيق تقويم آفتابي است. چهار حالت پنجره نمايي كه در سه طرف بنا قرار گرفته، كار آفتاب سنجي را انجام مي دهد. اول ماه هاي هر سال را مي شود از روي سايه هايي كه آفتاب سنج ها تشكيل مي دهند، تشخيص داد. همان طور كه مي بينيد، پنجره ها در هر مرحله نسبت به مرحلة ديگر عقب نشيني دارند. نقطه اي را نقطة صفر مي گيرند و حركت سايه را تعقيب مي كنند. در ماه بعد، دوباره از يك نقطة ديگر حركت سايه شروع مي شود
مسير پرتوهاي نور
در نقش رستم
چغازنبيل
اگر از راهنماي چغازنبيل، فلسفة اين نيم دايره را بپرسيد، مي گويد محلي بوده براي قرباني كردن دخترها در نيايشگاه. بعضي ها هم به خاطر شكل نيم دايره اش، مي گويند تريبون سخنراني بوده. نظر راهنما كه از آن قصه هاي جذاب توريست كش است. از آن طرف، نيم دايره است چون وقتي آن را بازسازي مي كرده اند، نصفش را ساخته اند. آفتاب روي لبة بيروني مي تابد و ساية لبة بيروني روي يكي از ضلع هاي روبه رو مي افتد. با توجه به اين سايه ها مسير حركت خورشيد و به دنبال آن زمان را تشخيص مي داده اند
رصدخانه نيمروز
كوه عجيبي است. يك دفعه تمام مي شود و ديگر هيچ چيزي دور و برش نيست. مثل يك ديواره كه دو طرفش را محدود كرده اند. براي ناظري كه داخل بنا مي ايستد، زاوية ابتدا و انتهاي اين كوه، برابر فاصلة شب يلدا و اول تابستان است. شب اول زمستان، خورشيد از ابتداي اين ديوارة سنگي طلوع مي كند و به مرور در ماه هاي سال جاي طلوع خورشيد عوض مي شود تا به انتهاي ديواره برسد. سال كه تمام شد، دوباره در جهت عكس خورشيد شروع به حركت مي كند. نكتة مهم اين جاست كه اين بنا را در فاصله اي ساخته اند كه وقتي داخل آن بايستي، اين حركت را مي بيني
نماي بازة هور از بالا
كوه خواجه
اين كوه، درست وسط درياچه هامون است و درياچه هامون وسط نيمكرة شرقي. به عبارتي ديگر، اين جا وسط جهان است. ايرانيان قديم در گذشته اين موقعيت جغرافيايي را تشخيص داده بودند. دور از ذهن نيست كه در ميانة جهان، يك تقويم آفتابي وجود داشته باشد. غياث آبادي مي گويد: در چند سفري كه به آن جا رفتم، خيلي دنبال نشانه هايي از يك بنا گشتم. چيزي پيدا نكردم. اما نكاتي برايم قابل توجه بود. آن جا تخته سنگ هايي هست كه كاملا طبيعي اند، اما تراش خورده اند. در هرحال كوه خواجه مبدأ زمان سنجي در جهان باستان بوده. چيزي شبيه گرينويچ
بازه هور
بازه هور يعني روزنة خورشيد. كاملا اسمش به كاركردش مي خورد. روزنه اي روي ديوار اين بنا درست كرده اند كه نور خورشيد از آن به داخل مي تابد. با حركت خورشيد، پرتو نور روي ديوار حركت مي كند و ماه هاي سال را نشان مي دهد. در نوروز نور به وسط مي تابد، بعد با حركت خورشيد، پرتو نور تا انتهاي پاييني مي رود. بعد دور مي زند و مسير را ادامه مي دهد تا به انتهاي آن در بالا برسد. اول هر ماه هم روي يكي از لبه ها قرار مي گيرد. در نتيجه شش ماه اول مي رود پايين و به مبدأ برمي گردد و در شش ماه بعد مي رود بالا و دوباره به مبدأ باز مي گردد. سي چهل سال پيش كه اين بنا را درست مي كردند، به تصور اين كه اين نمونه بخشي از تخريب هاي بناست، آن را پر كردند. البته قرار است ميراث فرهنگي استان خراسان آن را دوباره مرمت كند!
اگر از بالا به اين بنا نگاه كنيم، سير نور
به اين شكل مي شود