حسين عليزاده، نامزد گرمي شد
جهان در تار ايران
اصلا دنيا است و يك ايران. مگر مي شود بي خيال ايراني جماعت شد. هر چه قدر هم كه بخواهند ما را نديده بگيرند نمي توانند، ماشاءالله ما ايراني ها كه از هر انگشت دست و پايمان يك هنر بيرون مي زند. نمونه اش همين چند روز پيش اعلام شد كه استاد حسين عليزاده، يكي از گل هاي موسيقي ايران، استاد تار و سه تار و همراه سابق شجريان در كنسرت ها، نامزد جايزه گرمي شد. (ما نمي دانيم اين خارجي ها، چرا يك اسم از خودشان ندارند تا روي جشنواره هايشان بگذارند؛ آن از كَن كه اسمش را از كن سولقون برداشته اند و اين هم از اسم گرمي كه از گِرمي پارس آباد دشت مغان در استان اردبيل، كش رفته اند.)
اين جشنواره گِرمي يك چيزي تو مايه هاي اسكار ـ همان جشنواره فجر خودمان! ـ است كه هر سال در زمينة موسيقي و در رشته هاي مختلف در لس آنجلس برگزار مي شود. تا به حال هم دو بار محمدرضا شجريان و كيوان كلهر نامزد اين جشنواره شده بودند، ولي ناداوري ها، مانع كسب اين جايزه شد. (كلا ناداوري ها دارد همه جا پدر ما را در مي آورد.)
اما امسال عليزاده به خاطر آلبوم به تماشاي آب هاي سپيد ، در بخش بهترين آلبوم سنتي جهان كانديداست و رقيب سرسختي مثل ژيوان گاسپاريان، سازندة موسيقي فيلم گلادياتور را دارد. نتايج جشنواره چهل و نهم گرمي، يازده فوريه 2007 (22 بهمن) اعلام مي شود و نتايج آن هيچ تأثيري در ميزان ارادت ما به حسين عليزاده نخواهد داشت.
منتظر اولين سريال جيراني باشيد
قهوه و سيگار!
فريدون جيراني هم بالاخره پيچيد! كارگردان فيلم بفروش قرمز كه كلا خيلي تريپش سينمايي است و خيلي زياد حرف هاي روشنفكرانه بلد است، مي خواهد يك سريال تلويزيوني كار كند. اصلا هم فكر نكنيد كه دغدغه هاي مالي، جيراني را به سريال سازي وادار كرده ها! مگر حاتمي كيا و هنرمند و عياري و... كه از سينما زدند جاده خاكي، دغدغه مالي داشتند؟ اِ زبانتان را گاز بگيريد، بر و بچ كلا فقط فكر هنر هستند و بس! روده درازي بس است، توي اين سريال كه اسمش سفر به تاريكي است (اسمش كه نشان مي دهد جيراني هنوز هم خيلي حرف روشنفكري بلد است كه هنوز رو نكرده!)، دربارة يك نويسندة جوان به اسم مارال است (با بازي لادن مستوفي) كه بعد از انتشار نخستين رمانش گيتي به شهرت و اعتبار غيرمنتظره اي مي رسد، شهرتي كه زندگي خانوادگي اش را تحت تأثير قرار مي دهد... سطح سوژه را داريد كه، تريپ كتاب و قهوه و كافه و اين حرف هاست و كلا خيلي با نرگس توفير دارد، گفتيم كه بدانيد!
بازي دوبارة يك بازيگر قديمي
تو چه يادته!
بعد از بازگشت زردآفرين جناب قادري در فيلم آكواريوم و طلوع موزيكال بهمن مفيد و حضور مردانه و سبيل كلفتانة سعيد راد در دوئل و توي بوق كردن ازدواج به سبك ايراني گل پسري به اسم سعيد كنگراني، حالا دوباره زمزمه هاي بازگشت قيصر و رضا موتوري و آقا مجيد ظروفچي جوبچي اداره چي يا همان ب.و* به گوش مي رسد. آقاي ب.و (نه ب.ام.و) كه هنوز هم جزو هنرپيشه ترين آكتورهاي سينماي ما به حساب مي آيد، قرار است توي فيلم بهمن قبادي بازي كند. جالب است كه فيلم جديد قبادي به جاي كردستان توي نيويورك ساخته مي شود و زندگي دختر جواني در يك مجتمع فقيرنشين واقع در نيويورك را به تصوير مي كشد. در همسايگي دختر، پيرمردي زندگي مي كند كه برحسب اتفاق و براي كمك به دختر، با او آشنا مي شود. دختر كم كم متوجه مي شود كه پيرمرد هم مثل شخصيت واقعي آقاي ب.و در زمان هاي دور، بازيگر معروفي بوده. خبر خفن تر اين است كه شريك خارجي فيلم، كمپاني بزرگ Sony Picture است.
* جان خودتان، اصلا متوجه نشديد از چه كسي داريم حرف مي زنيم!
موريكونه هم بالاخره اسكاري شد
به خاطر يك مشت طلا
بالاخره اين اعضاي تعطيل المغز اسكار تصميم گرفتند كه يكي از آن مجسمه هاي طلايي كم اعتبار را به استاد موريكونه بدهند. البته از قديم رسم بوده كه حجم انبوهي از اسكارها را به درپيت ها بدهند و امثال موريكونه را كه با هر كدام از آهنگ هايش مي توان يك عمر زندگي كرد، كمتر تحويل بگيرند. واقعا چطوري توانسته اند تا حالا آهنگ خوب، بد، زشت ، مالنا ، سينما پاراديزو ، روزي روزگاري در آمريكا ، به خاطر يك مشت دلار ، تلفات جنگ و شب هاي عربي و ده ها فيلم ماندگار ديگر را ناديده بگيرند؟ خود استاد چند سال پيش به طعنه گفته بود: اگر دست خودم باشد، هر دو سال يك بار اسكار مي گيرم!
نامزدهاي گلدن گلاب اعلام شد
جشنواره ناكام ها
سرتان را با يك زاوية معقول رو به سقف خانه تان نگه داريد و بو بكشيد! بوي چي مي آيد؟ آفرين! صد بارك الله! بوي اسكار است! هميشه چند ماه مانده به دادن جوايز آكادمي، بر و بچ منتقد آمريكايي يك سري فيلم را در جشني موسوم به گلدن گلاب (ترجمه اش مي شود گوي طلايي، اسمش را از ستون بغل ما دزديده اند!) جايزه باران مي كنند. برو بچ اعتقاد دارند درصد نامزدي برنده هاي گلدن گلاب، در مراسم اسكار بالا مي رود. البته در بردن آن مجسمة طلايي هيچ تضميني نيست، طوري كه بيشتر مواقع جايزه بگيرهاي گلدن گلاب در مراسم اسكار ناكام مي مانند. نامزدهاي امسال گلدن گلاب هم اعلام شده است، و جايزه هاي اصلي اش، يك جورهايي بين سه فيلم سوپر گردن كلفت بابل ايناريتو، بازگشت آلمادوآر و مردگان اسكورسيزي تقس شده است، بابل در بخش بهترين فيلم، مردگان در بخش بهترين فيلم و بهترين بازيگر مرد و بازگشت در بخش بهترين فيلم خارجي و بهترين بازيگر زن نامزد شده اند. از قسمت هاي باحال امسال، نامزدي دي كاپريو براي بهترين بازي است كه دو فيلم را نامزد اين بخش كرده: الماس خون و مردگان . اين نشان از فاصله گرفتن دي كاپريو از نقش هاي مكش مرگ ما و رفتن تو جلد آدم هاي خفن تري است!
|
|
|
جدول فروش فيلم هاي خارجي
بي خانمان
مي گويند كمدين ها جزو غمگين ترين آدم هاي دنيا هستند و پشت هر خنده شان هزاران غم و بدبختي خوابيده. صدر جدول فروش اين هفته فيلمي قرار گرفته كه داستان اش دربارة بي خانمان هاست. كريس گراندر كه نقش اش را ويل اسميتِ كمدين بازي كرده، مرد باهوش و مستعدي است كه حالا از بدِ روزگار يك فروشندة دوره گرد شده. يكي از روزهايي كه كريس براي كار بيرون رفته بود، صاحبخانه خنزر پنزرهاي او و پسر پنج ساله اش را مي ريزد توي كوچه و آن ها را آوارة سانفرانسيسكو مي كند. نقش پسر كريس را پسر واقعي ويل اسميت، جِيدن، بازي مي كند. رابطة اين پدر و پسر به قدري خوب درآمده كه آتلانتا ژورنال نوشته: بهتر از آن چيزي بود كه فكر مي كرديم، واقعا بايد از ويل اسميت تشكر كرد. لحن تراژيك و دوست داشتني به دنبال خوشبختي به كارهاي قبلي اسميت نمي خورد. احتمالا قانون كمدين هاي غمگين، شامل او هم مي شود.
بعد از افتتاحيه 27ميليون دلاري فيلم اسميت، فانتزي آراگون است كه توي سه روز اول 24ميليون دلار فروخته. بازسازي انيميشن دهه هفتادي تار عنكبوت شارلوت هم با وجود تكراري بودن اش توي سه روز اول، 12ميليون فروش داشت و توي جدول سوم شد.
پيام هاي كوتاه
اصغر فرهادي، جايزة بهترين كارگرداني جشنواره هند را براي چهارشنبه سوري گرفت.
احمد اميني به زودي فيلم سينمايي اتاق ممنوع را مي سازد.
فيلم برداري فيلم بچه هاي ابدي پوران درخشنده تمام شد.
رضا كيانيان در فيلم كوتاه محمدرضا هنرمند دربارة فرش بازي كرد.
فيلم برداري فيلم جعبه موسيقي فرزاد مؤتمن ازنيمه گذشت.