نگهبان وظيفه شناس
كريم، غلام و لاله براي دزدي به خانه اي در شمال تهران مي روند. نگهبان خانه، درست جلوي در دارد با ماشين يك خانم كه خراب است، ور مي رود. اين سه نفر درست از پشت سر نگهبان مثلا يواشكي وارد مي شوند. انگار نگهبان كور و كر است، چون فاصلة آن ها با نگهبان آن قدر كم است كه راحت مي شود گيرشان انداخت. وقتي هم با كلي سر و صدا دزدي شان را مي كنند، و مي خواهند خارج شوند، اثري از نگهبان و ماشين خراب نيست. لابد نگهبان وظيفه شناس، آن خانم را با ماشين خراب به خانه اش رسانده، شايد هم آمده تا تمشك ما را براي بچه هاي روز رفتن ببرد.
خفاش شب۲
هو... آ... من خفاش شب شمارة۲ هستم. اژدهاي كوچولو در حالي كه زور مي زند تا خودش را ترسناك كند اين حرف ها را مي زند. كارتون مولان كه پنج شنبه هفتة پيش از تماشاخانة شبكه۵ پخش شد با دوبله اي كه معلوم بود براي انجمن گويندگان جوان است، حسابي چسبيد. به خصوص اژدهاي كوچولويي كه مي خواست زوركي خودش را مهم جلوه بدهد. اين هم گوي طلايي ما به دوبلة عالي اين كارتون.
يخ زدن امواج ماهواره
به دليل ريزش برفي كه در تهران شروع شده، امكان دريافت امواج ماهواره اي نيست، بنابراين نمي توانيم تصاويري از افتتاحية بازي هاي آسيايي دوحه نشان بدهيم. گويندة خبر ورزشي ساعت 9:30 جمعه شب، با گفتن اين جمله در حالي كه سعي مي كرد خودش را هم ناراحت نشان بدهد، قضية پخش زنده را ماستمالي كرد. اما 2 ساعت بعد وقتي ريزش برف، شديدتر شده بود، شبكه۳ ارتباط مستقيم با دوحه برقرار كرده بود و مزدك ميرزايي و پيمان يوسفي كنار هم نشسته بودند و از دوحه، قربان صدقة ما و ورزشكارها مي رفتند و گل مي گفتند و گل مي شنفتند. لابد در اين 2ساعت، امواج يخ زدة ماهواره آب شده بودند و به گيرندة صدا و سيما كه هم اندازة اين ساختمان آي تك است رسيده بودند. اگر قرار بود به خاطر برف، ماهواره ها قطع شود كه اروپايي ها، 6 ماه زمستان و پاييز بايد بي خيال تلويزيون شوند. اين هم تمشك زمستاني ما تقديم به خبرورزشي شبكة خبر با اين ماستمالي ضايع شان.
پرويز پرستويي در هزار راه نرفته
دختر رو به دوربين نشسته: ازش خوشم نيومد، ازش جدا شدم. تصوير كات مي خورد به پرويز پرستويي، چشمانمان گرد مي شود پرستويي چه ربطي به هزار راه نرفته دارد. پرستويي دربارة دوستي خياباني حرفي مي زند، تصوير به داريوش كاردان مي رسد، او هم نظرش را مي گويد. بعد نوبت به منوچهر احترامي مي رسد و همين طور چهره هاي جورواجور، نظراتشان را راجع به دوستي خياباني مي گويند، يك گوي طلايي به بچه هاي هزار راه نرفته كه در سري جديد، چيزهاي جديدي را رو كردند.
Javan-CinemaTV@ Hamshahri.org
واريز كردن شهريه
زهرا گل محمدي: پدر در خيابان است دخترش به او زنگ مي زند: بابا امروز آخرين مهلت واريز شهريه است. بانك ها هم بسته اند حالا چي كار كنم؟ وقتي بانك ها بسته اند، مي خواهد كجا واريز كند.
گوي و تمشك شما هم رسيد: فاطمه بزرگي، محمدصادق يعقوب زاده، اژدر عباسي، سعيد بهمني