ويژه كارتون - هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۹۷ - شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵ - - Dec 9, 2006
docharkhe
دورزدن ممنوع!
015726.jpg
پسرم! زندگي موانع زيادي دارد و تو چون مردي بايد از روي اين موانع جفت پا بپري و نق و نوق نكني و همه اش توي ذهنت باشد كه مرد آن است كه خود بگويد و سنگ زيرين آسياب و اين ها! و سربازي يكي از آن موانع است. مانع كه چه عرض كنيم، 20 ماه آش خوري، حتي از سوار شدن مترو در ايستگاه امام خميني هم سخت تر است! براي همين است كه ما پسرها، در جهت دور زدن موانع بر مي آييم و بعد از گرفتن مدارك كشكي از دانشگاه هاوايي، مي رويم سراغ فرار از خدمت. ولي خب سعادت دور زدن اين يك مانع، نصيب هر كسي نمي شود. چون دست بر قضا اين يك جا براي خودش قانون هاي سفت و سختي دارد و به همين راحتي ها به كسي معافي نمي دهند. به هر حال قابل توجه همة آقايان منتظر به خدمت ، شرايط جديد گرفتن معافي از سوي ادارة نظام وظيفه اعلام شده. البته لطفا دلتان را خوش نكنيد، چون تغيير خاصي رخ نداده. موارد همان قبلي ها است. تازه با يك كمي سختگيري بيشتر. بنابراين به كلية كساني كه به معجزه اعتقاد دارند و منتظرند كه ادارة نظام وظيفه كارت معافي شان را بفرستد دم در، اكيدا توصيه مي شود كه هر چه سريع تر به آرايشگاه محل مراجعه و پس از تراشيدن سر با نمره 4، خود را به اين اداره معرفي نموده و آمادگي خود را جهت خوردن آش و عدسي اعلام نمايند.
در ضمن از كلية كساني كه به هر دليل موفق به اخذ معافي شده اند تقاضا مي شود، دست راستشان را بگذارند روي سر ما. راستي در مورد شرايطي كه سردار كمالي دربارة انواع معافيت هاي سربازي اعلام كرده، حرفي نمي زنيم. چون اين قدر حجمش زياد است كه خودشان در قالب دفترچه همه اش را نوشته اند و شما مي توانيد برويد پست و تهيه اش كنيد و هم اين كه اصلا اعصاب نوشتنش را نداشتيم.

اين هم كتاب بر روي موبايل. ديگر براي كتاب نخواندن چه بهانه اي داريد؟
همراه مهربان
015732.jpg
رضا پيرهادي
نادري و همكارانش كاري كرده اند كارستان! كار آن ها شايد بتواند تحولي را در كتابخواني ما ايراني هاي كتاب نخوان ايجاد كند. براي اين كه با نرم افزار ابتكاري اين جوانان ايراني بيشتر آشنا شويد، گفت و گوي زير را بخوانيد.
آقاي نادري بگوييد كه چه طراحي كرده ايد؟
من و چهار همكار ديگرم پس از اين كه متوجه شديم سرانة مطالعه در ايران 8 دقيقه است، به اين انديشيديم كه نرم افزاري را طراحي كنيم كه در موبايل، قابليت اجرا داشته باشد. نرم افزارمان كتيبه نام دارد و در واقع، نوعي كتابخانه سيار به شمار مي رود.
چه شد سراغ تلفن همراه رفتيد؟
اين روزها موبايل يك رسانه شده و هميشه همراهمان است. پس بايد از اين همراه هميشگي، نهايت استفاده را برد.
از كتيبة شما استقبال هم شده است؟
طراحي و توليد اين نرم افزار، بيش از 7ماه زمان برده است. در اين مدت، اكثر هزينه ها را خودمان پرداخت كرده ايم. در حال حاضر به دنبال رايزني با سازمان هاي مرتبط و توجيه آن ها براي حمايت از اين نرم افزار هستيم. گرچه طي اين مدت، از حمايت هاي رئيس مركز تحقيقات اطلاعات و ارتباطات پيشرفتة دانشگاه صنعتي شريف نهايت استفاده را برده ايم، طوري كه اگر اين حمايت ها نبود، شايد كارمان به نتيجه نمي رسيد.
از كتيبه و كاركردش برايمان بيشتر بگوييد.
اين نرم افزار، ظرف مدت 5دقيقه متن كتاب را كه به صورت فايلWord است، به يك فايل اجرايي، معروف به Jar تبديل مي كند. اين فايل بر روي موبايل ها قابل اجراست. در مدت زمان كمي مي توان تعداد زيادي كتاب را روي موبايل قرار داد. كتيبه روي موبايل هايي كه قابليت دريافت برنامه داشته باشند، قابل نصب است. ويژگي خاص كتيبه اين است كه روي موبايل هايي كه برنامة فارسي ساز ندارند هم نصب مي شود.
فايل هاي كتيبه چه حجمي را در موبايل اشغال مي كند؟
ميزان فضاي اشغال شده بستگي به حجم كتاب دارد. كتيبه در مقايسه با نرم افزارهاي مشابه طوري طراحي شده است كه براي حروف فونت هاي لازم را ساخته ايم، در حالي كه در ساير نرم افزارها از فونت و يا صفحات كتاب عكس مي گيرند. به همين دليل، فضاي زيادي را اشغال مي كند.
نمونة مشابهي از كتيبه وجود دارد؟
نمونة اينچنيني وجود ندارد. شنيده ام كه در روسيه امكان مطالعة كتاب در موبايل وجود دارد، اما فكر نمي كنم كاركردش مانند كتيبه باشد. نرم افزار ما اين قابليت را دارد كه اكثر زبان هاي دنيا را پشتيباني مي كند و هر زباني را به كتاب تبديل مي كند. به همين دليل، دنبال صادرات كتيبه هم هستيم.
مشكلات و موانعي هم در اين راه داشته ايد؟
از ما حمايت و پشتيباني مالي و معنوي به  عمل نيامده است. براي تبديل كتاب ها، نياز به اجازة ناشران داريم كه اين موضوع، زمان زيادي مي برد.
تا به حال كتابي هم توليد كرده ايد؟
كتيبة شازده كوچولو را پس از كسب اجازه آماده كرده ايم.

تاكسي... تاكسي!
015693.jpg
فكرش را بكنيد، سوار يك تاكسي بشويد ببينيد تاكسي عينهو سينما فرهنگ، مبله شده است و يك مانيتور هم جلويتان است كه روشن است و دارد گل و بلبل نشان مي دهد. يك مدت كه مي گذرد، راننده مثل منتقدان خاص سينمايي، بحثي را دربارة مستهجنيات مطرح مي كند، ولي چون هنوز در هپروت هستيد به حرف هايش وقعي نمي نهيد (يعني محل سگ نمي گذاريد)، راننده هم سكوت شما را حمل بر موافقت شما با حرف هايش مي كند و براي نمايش عملي اين حرف ها، چند نمايش مورد دار را روي صحنة مانيتور مي برد. شما اول فكر مي كنيد توهم برتان داشته و اشتباهي سوار تاكسي خارجي شده ايد و به جاي پيچ شمرون داريد مي رويد بانكوك. چشم و گوشتان ناگهان باز مي شود و مي بينيد اي دل غافل تا حلقوم در لجن و تعفن ضداخلاقيات فرو رفته ايد. سطور بالا، شطحيات نويسنده نيست، ماجراي واقعي است كه در يكي از تاكسي نماهاي تهران اتفاق افتاده، يعني يك راننده براي مسافرانش فيلم هاي مستهجن پخش مي كرده است كه توسط يكي از مسافران لو مي رود و در بزرگراه آزادگان توسط نيروي انتظامي دستگير مي شود.يكي از اهداف اين رانندة مستهجن پخش كن، اغفال زنان اعلام شده، ولي ما بعيد مي دانيم جمعيت نسوان فرهيخته با ديدن اين فيلم ها، به دام بيفتند. مگر سي دي مستهجن، آب  نبات يا سرويس جواهر است. يك صداي بي صاحب: حيف شد من مي خواستم با اين تاكسي، دربست از بازرگان تا زاهدان بروم.

زندگي
پايان نامه فروشي!
كپ نزنيد، جرم است

در دانشگاه هاي اين دوره و زمانه كسي حس و حال درس خواندن و سر كلاس رفتن و نشريه چاپ كردن را ندارد چه رسد به اين كه بخواهد براي گرفتن مدركش پايان نامه هم بنويسد، اين هوا! براي همين است كه ملت سه سوت مي روند آن ور خيابان و چند هزار تومان پول مي گذارند كف دست ممد آقا و يك پايان نامة شيك و تر و تميز به اسم خودشان مي خرند و مي برند خدمت استاد. اتفاقا استادهاي اين دوره و زمانه هم حس و حال سر و كله زدن با دانشجو را ندارند و روي اين اصل، قطعا پايان نامة شما را نخواهند خواند و تنها به ديدن عكس هاي آن بسنده خواهند كرد. و اين جوري، مهندس است كه مي ريزد توي خيابان و همه شاد و خوشحال به زندگي شان ادامه مي دهند.ولي ظاهرا توي وزارت علوم هنوز آدم هايي هستند كه حوصلة پيگيري بعضي چيزها را دارند.
نمونه اش همين معاون حقوقي آقاي وزير كه دربه در دنبال اين است كه يك كاري بكند تا كپ زدن پايان نامه جرم تلقي شود و برايش مجازات شخصي هم در نظر بگيرند. تازه آقاي دكتر بعضي  جاها سرك كشيده و ته و توي جريان را درآورده كه بله! خيلي از مديران اجرايي مملكت، اين قدر كه گرفتاري دارند، نمي رسند بروند دنبال پايان نامه هايشان و براي اين پول مي دهند از همان ممد آقاي دانشگاه شان پروژة قلمبه مي خرند.
خب بابا بيچاره ها چه كار كنند؟ شما مي گوييد زندگي شان را ول كنند و آويزان استاد بشوند؟ باباجان اين مردم كارهاي مهم تر از درس خواندن هم دارند. تازه از همه مهم تر! ممد آقا ها هم بايد يك جوري شكم زن و بچه شان را سير كنند يا نه؟

مدركتان را بگذاريد در كوزه
هاوايي لاي باقالي 

يك مدرك ديگر هم به فهرست مدرك هايي كه بايد گذاشتشان در كوزه و آبشان را خورد اضافه شد. البته از اول هم مي شد حدس زد كه اين مدرك ها همه در كوزه اي اند، فقط بايد صبر مي كرديم تا تكليف دعواي دانشگاه و قوه قضائيه مشخص مي شد كه خدا را صد هزار مرتبه شكر تمام شد. و حالا اي آن هايي كه به اسم دكتر و مهندس روي صندلي هاي راحتي مديرعاملي لم داده ايد، بدانيد و آگاه باشيد كه مدارك صادر شده از طرف دانشگاه ملعون هاوايي دوزار ارزش ندارد و بهتر است تا آبدارچي شركت به تان گير نداده، آن قاب هاي خوشگل روي ديوار كه به مهر اين دانشگاه ممهور شده را بياوريد پايين و تا دير نشده به نزديك ترين رايانة محل مراجعه كنيد و ترتيب ثبت نام در آزمون سراسري را بدهيد و مثل بچه هاي آدم مدرك بگيريد.
در ضمن به اطلاع آن جنابان مي رساند كه بنا به دستور شخص رئيس قوه قضائيه، پروندة دانشگاه هاوايي كه قبلا يك بار از دادگاه حكم برائت گرفته بود، مجددا بررسي شد و آن ها الان در تعطيلي مطلق به سر مي برند. تازه وزير دادگستري گزارش بررسي پرونده را به مجلس داده و ديگر مو لاي درز جريان نمي رود.
015723.jpg
باشگاهي براي دختران
حظ ببريد

بچه را بايد از بچگي آدم كرد. اگر ولش كني و بگذاري بزرگ بشود، باقالي بار مي آيد و بخاري ازش بلند نمي شود. ما را هم كه مي بينيد اين قدر آدم هاي بااستعداد و فوق العاده اي هستيم به اين خاطر است كه از بچگي حواسمان به خودمان بوده و بسيار كارها كرده ايم كه باعث شده الان اين جوري شكوفا باشيم. ظاهرا آموزش و پرورش هم با ما هم عقيده است. چون از يكي دو سال پيش براي بچه ها باشگاه هاي ورزشي درست كرده و آن ها را مي برد توي سالن كه تكاني به خودشان بدهند. البته آن موقع ها فقط پسرها باشگاه داشتند، ولي گوش شيطان كر از امسال دخترها هم سالن دار شده اند و مي توانند در باشگاه هاي ورزشي حضور به هم برسانند و دو به دو، چهار به چهار و يا حتي شش به شش با هم واليبال، بدمينتون، هندبال و تنيس روي ميز بازي كنند و حظ وافر ببرند. البته از آن جايي كه اين امكان مثل بقية امكانات روي زمين محدود است، دانش آموزها بايد توي آزمون هاي استعداديابي شركت كنند و اگر قبول شدند مي توانند هفته اي سه روز بروند باشگاه.
به هر حال توصية ما اين است كه آموزش و پرورش براي اين ها باشگاه فكري هم راه بيندازد تا مغز بچه ها پرورده شود كه خداي نكرده فردا روز، ما در زمينة تربيت موجودات نخبه و المپيادي مشكلي نداشته باشيم. ذكر اين نكته در مورد ما اهميت دارد، زماني كه ما بچه مدرسه اي بوديم هيچ نگراني از بابت تربيت جسم وجود نداشت و آدميان آن روزگار تنها به شكوفايي ذهن كودكانشان اهميت مي دادند. فلذا به همين دليل است كه ما الان در عين شكوفا بودن، گِرد هم هستيم!
015729.jpg
فقط تا 7دي فرصت داريد
برف، كنكور، اينترنت

خزان است، از آسمان برف مي بارد. من پشت پنجرة سرد اتاقم بارش را ديد مي زنم. من به اين جا تبعيد شده ام. تبعيد شده ام پشت اين ميز و بايد تست بزنم. بايد كتاب ها را روي هم بچينم. بايد توي اين مغز شلوغم فرو كنم كه كل مفعول منصوب ! من كنكوري ام. الان آذرماه است. من تيرماه كه تابستان بشود و درخت ها ميوه بدهند يك امتحان لعنتي دارم.
من 16آذر كه روز دانشجو است بايد بروم ثبت نام كنم در كنكور. من ديگر يك پشت كنكوري مدرن هستم. به ما ديگر نه دفترچه مي دهند، نه پاكت. ما امروزي هستيم، بايد اينترنتي ثبت نام كنيم. بايد برويم سايت سازمان سنجش و اگر فيلتر نبود اسممان را آن تو تايپ كنيم. فقط تا 7دي فرصت داريم.
ديالوگ: آه پدر! من براي ثبت نام اينترنتي رايانه مي خواهم! فرزند! ديروز در تلويزيون گفت كه باجه هاي پستي بعضي از فرهنگسراها و مدارس هم ثبت نام اينترنتي مي كنند.
پستخانه كه هميشه صف است. مدرسة ما همين جوري اش هم كامپيوتر ندارد پدر! فرهنگسرا ديگر چيست؟ پدر مي گويد،  هر چيزي سختي دارد. در عوض سازمان عزيز سنجش حواسش به ما هست. اگر ما بچه هاي خوبي باشيم و برويم توي اداره پست و زيردست و پا له شويم و ثبت نام كنيم، آقاي سنجش به مان جايزه مي دهد. به خدا خودشان گفته اند.
به ششصد تا از بچه هاي خوب، رايانه و ماشين حساب پيشرفته و كتاب تست و اين ها مي دهند.همه چيز براي افسرده شدن مهيا است. تنها دلخوشي ما اين است كه كنكور امسال با سال هاي قبل فرق نمي كند.
هر چند قرار است 15درصد نمرة كل ما، نمره هاي ناپلئوني سال سوم دبيرستان باشد. و اسم كنكور كه مي آيد افسرده مي شويم، پس اي برف براي خودت ببار كه من درس دارم.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
واكنش در باغ مظفر!
سينمايي
ورزشي
و به هر حال...
من بائو هستم!
ورزشي
سرهنگ كريمي هيپنوتيزم مي كند!
اجتماعي
خدا گفت: مردم، خانواده من هستند. هركس با آن ها مهربان تر باشد، من او را بيشتر دوست مي دارم
زندگي
دورزدن ممنوع!
همراه مهربان
تاكسي... تاكسي!
زندگي
كارتون هاي ايراني
هزار برگ و هزار رنگ
غير كارتوني ها
دراكوتا تا به تا
عروسك ها و مجري ها
وقتي بابا كوچك بود
چهره هاي ماندگار پويانمايي ايراني
موسيقي
خاطره ساز به خاطره ها  پيوست
ظهر يك شنبه من جدول نيمه تموم
روزها
رويدادها
كارتون هاي ژاپني
چشم گنده هاي دوست داشتني
اتفاق هاي مهم
راه  هاي دودره كردن
و نيپون متولد شد ...
زنبور بي  عمل
دور دنيا با هشتاد جانور
كوهستان سرد
كاش لنگ همة باباها دراز بود
جودي عزيز من!
ديگر كارتون هاي نيپون
سنجاب زنگوله پا
جغدي كه آدم شد
چند شب ديگر از هزار و يك شب
خرسِ روسي
كشتي شكستگان
سوار بر سبد
گربه هاي نقاشي
يك والس غمگين
انريكو، انريكوي عزيز
آدم شدن در 52 قسمت!
دروغگوي قديمي، سلام پينوكيو!
چوب معلم گُله
همسران خوب
دختران امروز، مادران فردا!
كاراكترها
مادر مرده
تصويرمخوف واقعيت
دودِ دودكش
يك مرد، يك رؤيا
سوپرمن كوچولو
برزخ
چه سرسبز بود جنگل ما
چشم هايش!
ديگر كارتون هاي تاتسونوكو
بي پدر و مادرها
چشم درشت ها وارد مي شوند
مانگاشناسي در سه سوت
كوتوله ها به دنبال آواي موسيقي
اي كيو ربطي به آي كيو ندارد
كاراكترها
كاپيتان ماجد!
كاشيرو ـ چند سال بعد
همه آن مشق هاي ننوشته
سياستمدار محبوب
كسي هست نخوانده باشد؟
راسوي شهر اُز
دايناسور صورتي
يونيكو از كجا آمد؟
تك شاخِ موقرمزي
ماركوپولوي ما
چگونه توشي  شان عاقبت به خير شد؟
مادري با سنجاق سرآبي
كارتوني كه سياه بود!
شصت كارتون با يك بليت
بينوايان، ما بوديم
جيغ
وحشت در پياده رو
ديگر كارتون هاي ژاپني
كارتون هاي هاليوودي
زادگاه گوريل انگوري و رفقا
لي لي پوت دهه شصتي ها!
كارتون هاي مهم هانا- باربرا
تاندركتز عليه يوگي و دوستان!
هانا و باربرا چگونه هانا-باربرا شدند؟
موسيقي متال
موش ها و آدم ها
كاراكترها
ماجراها
ناكجا آباد آق يوگي!
كاراكترها
من نمي دونم!
گاوچران تنها رو به غروب
انگوري انگوري!
شنبه صبح ها چه خبر؟
آوازه خوان هاي پاپ
ديگر كارتون ها
روياساز
ديزني لند و تلويزيون
آقاي ووپي شما فوق العاده ايد!
اصالت شكست
يك عصرانة لذيذ
سوراخ فوري!
صورتي ،چشم پيرمرد بود
دنياي صورتي صورتي
گربه سياه لج درآر!
سه گانه دم صبح
خون آشام گياه خوار
كاشفان فروتن اسفناج
ديگر كارتون هاي هاليوودي
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  كارتون هاي ايراني  |  موسيقي  |  روزها  |
|  كارتون هاي ژاپني  |  شناسنامه  |  كارتون هاي هاليوودي  |  كارتون هاي اروپايي  |  سبك زندگي  |  گزارش  |  كارتون هاي عروسكي  |  يادداشت  |
|  گالري  |  كارتون  |  گويندگان كارتون  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |