جوك تعريف كردن شباهت عجيبي با تئاتر بازي كردن دارد. در هر دوي آن ها كيفيت اجرا بسيار مهم است. همان طور كه اجراي ضعيف و مزخرف يك نمايشنامة عالي از مثلا شكسپير يا بكت مي تواند متن را نابود كند، تعريف كردن آبكي يك جوك فوق بامزه هم مي تواند آن را به خاك فنا بدهد! رموز و فنون تعريف جوك آنچنان ظريف و پيچيده است كه آيزاك آسيموف آمريكايي (همان اسحاق عاصم اف روسي) در كتابي تحت عنوان گنجينة شوخي ها به تشريح آن پرداخته و در مورد نحوة تعريف كردن، انتخاب درست مخاطب و چگونگي جلب توجه او توصيه هاي به دردبخوري كرده است. (راستي كسي مي داند اين بشر در مورد چه موضوعي هنوز كتاب ننوشته؟!) ما هم اين جا چند تا از كليدي ترين دستورالعمل هاي اين كار خطير را به آگاهي شما مي رسانيم.
باور كنيد كه جوك تان بامزه است
وقتي شما به عنوان متولي تعريف جوك، بامزگي آن را قبول نداشته يا به آن شك داشته باشيد، چطور از مخاطب توقع داريد كه به آن بخندد؟ توصيه مي كنيم كه اساسا چنين جوكي را تعريف نكنيد يا به دستور شمارة دوازده مراجعه كنيد. ايمان شما به بامزگي جوك، اعتماد به نفستان را براي تعريفش بالا مي برد.
شعور و سليقة مخاطب را در نظر بگير يد
اهميت اين مسأله در هنگام انتخاب جوك هويدا مي شود. چرا كه بعضي جوك ها براي هر جمعي بامزه نيستند. قطعا بايد بين جوكي كه براي همسرتان تعريف مي كنيد با جوكي كه در پادگان براي هم خدمتي يا در دانشگاه براي هم كلاسي تان مي گوييد تفاوت هايي باشد. سعي كنيد سليقة عمومي و خصوصي مخاطب را حدس و جوك را بر مبناي آن برگزينيد.
مطمئن شويد كه جوك تان براي جمع تكراري نيست
هيچ چيز بدتر از تعريف كردن جوك تكراري براي جمع نيست. اگر با شما رودربايستي نداشته باشند ضايع تان مي كنند و اگر خيلي باهاتان راحت نباشند، به هم نگاه هاي معني داري مي اندازند و پوزخندهايي مي زنند كه از فحش بدتر است! حتما قبلش جملة معروف قضية اون يارو كه مي خواست فلان كارو بكنه شنيدين؟ را بگوييد و اگر پاسخ همه يا قاطبة جمع منفي بود، جوك تان را تعريف كنيد.
تذكر 1: در مورد جوك هاي بسيار كوتاه كه نهايتا يك يا دو جملة كوچك دارند، بهتر است با حالتي نسبتا بي تفاوت و خونسرد همة جوك را در همان جملة سؤالي تعريف كنيد. اين طوري اگر مخاطب جوك را نشنيده باشد، فرم تعريف كردن جوك، غافلگيري و خندة بعد از آن را بيشتر مي كند. اگر هم شنيده باشد، چيز خاصي را از دست نمي دهيد.
تذكر 2: خود فرم اين سؤال به الگوي بعضي جوك هاي نسبتا لوس تبديل شده است. مثلا قضية اون يارو رو شنيدي كه تاكسي گيرش نمي اومد؟ نه. منم نشنيدم!
موقعيت سنجي كنيد
مرحوم حافظ مي فرمايد: هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد. اين حرف در مورد جوك گفتن هم صادق است. زمان هايي مثل بعد از امتحان مردافكن پايان ترم يا خراب شدن پنالتي سرنوشت ساز تيم محبوب جمع يا جريمه شدن توسط افسر راهنمايي يا سر سفرة شام خانوادگي وقت مناسبي براي اين كار نيست. سنگين باشيد و شأن خودتان را حفظ كنيد.
جوك را يك بار در ذهنتان مرور كنيد
يكي از فجايعي كه ممكن است گريبان فرد جوك تعريف كن را بگيرد، اين است كه وسط كار دچار فراموشي كوتاه يا بلندمدت شود و باقي جوك را يادش برود. در اين حالت، جمع بسته به ميزان راحتي اش با او، يكي از دو عكس العمل دستور شمارة دو را نشان مي دهد. حتما اول و وسط و آخر جوك را يك بار توي ذهنتان مرور كنيد و اگر جوكي را كامل يادتان نيامد، تعريفش نكنيد.
ايجاز را حتما مراعات كنيد: هر چه جوك كوتاه تر، خندة بعد آن بيشتر. بيخودي جوك را طولاني نكنيد و لذت شنيدنش را از بين نبريد. اين مسأله به خصوص در مورد كساني كه با لحن كشدار و مثل گرامافون هاي دهه سي و چهل شمسي حرف مي زنند اهميت پيدا مي كند. اگر بتوانيد جوك را اين قدر كوتاه تعريف كنيد كه مخاطب چند ثانيه اي بعد از تمام شدن آن بفهمد كه چه اتفاقي افتاده است، شاهكار كرده ايد.
تذكر 1: كوتاهي جوك نبايد به سلامت بيان شما لطمه اي وارد كند. به خصوص يكي دو جملة آخر كه در حكم شليك نهايي است، كاملا بايد صحيح ادا شوند.
تذكر 2: تعريف كردن جوك هاي طولاني، مربوط به سطح۲ يا پيشرفته است و در اين مقال نمي گنجد.
به جزئيات اهميت بدهيد
تصويرسازي در جوك خيلي مهم است. به خصوص در جوك هاي طولاني. سعي كنيد در كنار كليات بي اهميت، روي بعضي جزئيات هم ريز و دقيق شويد. با كمك شخصيت هاي داستاني يا آدم هايي كه مي شناسيد، شخصيت هاي جوك را خلق كنيد يا براي توصيف موقعيت از تجربه هاي مشترك تان كمك بگيريد.
تذكر: قبول داريم. جمع اين دستور و دستور شمارة 6، كار هر كسي نيست.
به هيچ عنوان نخنديد
يك رهنمود بودايي مي گويد: از دو چيز بپرهيز: سم دادن به جوجه اردك شش روزه و خنديدن موقع تعريف جوك. مهلك بودن اين كار براي جوك را مي شود از همين رهنمود فهميد. سعي كنيد در عين حال كه چهره اي متبسم و بشاش به خود مي گيريد، اصلا نخنديد تا نگويند: جوكش لوسه، فكر مي كنه با اين كارا خنده مون مي گيره.
تذكر: تعريف كردن جوك با قيافة سنگي باستر كيتوني در بعضي جمع هاي روشنفكري جواب مي دهد.
(تأكيدمي كنيم فقط بعضي جمع ها)
لهجه ها فراموش نشود
اگر شخصيت خاصي در جوك تان هست كه با لحن يا لهجة خاصي حرف مي زند (مثلا كودك يا پيرزن است، توك زباني حرف مي زند يا مال قوم خاصي است) بايد بتوانيد ادايش را درآوريد. البته بعضي ها معتقدند اين مهارت چندان اكتسابي نيست. ما زياد موافق نيستيم. آزمايش كنيد. اما اگر ديديد از پس آن برنمي آييد ادامه ندهيد و براي دفعات بعدي، ضمن عذرخواهي، جوك را بدون لهجه تعريف كنيد.
پيوستگي را موقع تعريف حفظ كنيد
وقفه هاي گاه و بي گاه وسط تعريف جوك آن را نابود مي كند. بيخودي با كارهايي مثل آجيل خوردن يا ميوه پوست گرفتن وقت خودتان و بقيه را تلف نكنيد. زود جوك تان را بگوييد و برويد پي كارتان. ضمنا حواستان هم باشد، اگر زمان زيادي به شروع دربي بزرگ پايتخت نمانده جوكي را شروع نكنيد تا مجبور نشويد آخرش را بين دونيمه و بين پيام هاي بازرگاني تعريف كنيد.
جمع را مديريت كنيد
ممكن است بقيه موقع تعريف كردن جوك تان با خودشان حرف بزنند يا تكه بپرانند. امكان دارد اين حرف ها در جهت حمايت يا ضايع كردن شما باشد. بي مزه يا بامزه باشد و... ولي به هر حال يك تهديد است براي نابودي جوك شما. يك جوك تعريف كن خوب، تهديدها را به فرصت تبديل مي كند. حرف هايي كه فكر مي كنيد به درد مي خورند را بزرگ كنيد و باقي را ناديده بگيريد. در عين حال هميشه بايد بر جمع مسلط باشيد.
به موقع لايي بكشيد
لابد مي پرسيد لايي كشيدن يعني چه؟ لايي كشيدن عبارت است از تعريف كردن جوك هاي كمتر بامزه يا اصلا بي مزه در وسط جوك هاي بامزه. وقتي حس كرديد جمع خوب تحت تأثير جوك هاي شما قرار گرفته و حسابي به خنده افتاده، مي شود اين جوك ها را هم تعريف كرد و خندة بيشتري ازشان گرفت. اين طور جوك ها را براي اين لحظه هاي طلايي نگه داريد.
اصل غافلگيري را فراموش نكنيد
اين يك توصية كلي و البته مهم ترين آن هاست. هر عمل يا واكنشي كه فكر مي كنيد غافلگيري مخاطبان تان را افزون مي كند از ياد نبريد. هانري كارتيه برسون مي گويد: عكسي را كه نمي توانيد با رعايت اصول عكاسي بگيريد، اصلا نگيريد. هر چقدر هم كه سوژه اش خوب باشد. اين حرف در مورد جوك گفتن هم صادق است. اگر نمي توانيد با جوك تان ملت را غافلگير كنيد، بهتر است تعريف كردنش را براي اهل فن بگذاريد.