|
ستاره ها آخر صف
ده سال پيش موسيقي پاپ جديد با چند خواننده جوان و با استعداد متولد شداز خيلي از آن ها اين روزها خبري نيست
|
|
|
ماني رهنما اين روزها مشغول تدريس آواز است مافياي پخش به آلبوم هايي از جنس آثار او روي خوش نشان نمي دهد
مجيد رئوفي
نسل اول اين روزها چه مي كنند؟ نسل اول موسيقي پاپ، الان پس از حدود 10 سال از تولد مجدد اين موسيقي در كجاي جدول ايستاده اند؟ كدام ها هستند و كدام ها كنار كشيده اند؟ حالا هر كسي كه پول دارد، مي تواند خواننده شود. اگر رسمي نشده مي تواند حداقل چند كليپ بسازد و شهرتي به هم بزند. اما آن زمان اين گونه نبود. حداقل استانداردي براي حضور در عرصة موسيقي پاپ الزامي بود.
خوانندگان نسل اول پاپ كه با صداهاي استاندارد وارد عرصه شده بودند كمابيش اين روزها جايگاه اوليه را از دست داده اند. در واقع، موسيقي پاپ است كه جايگاه سابق را ندارد. موسيقي پاپ تبديل شده به تعدادي آهنگ تقليدي عربي و تركي و يا تعدادي ريتم. نه خبري از آن ملودي هاي جادويي است، نه نشاني از آن ترانه هاي سطح بالا و متعالي.
خشايار اعتمادي پرچمدار اين نسل بود. او پس از يكي دو تجربة تقريبا ناموفق مثل خاتون و يادته، آلبومي ارائه داده به نام عاشقي هركي هركي شد . خشايار كه زماني ترانة داش آكل را حتي به سبك فرهاد و با اداي دين به او اجرا كرده بود، در كليپي ظاهر شد كه بسياري از هوادارانش را شوكه كرد. كليپي به كارگرداني حميد شفيع زاده كارگردان مشهور كليپ هاي آنچناني خوش آب و رنگ. او كه زماني سردمدار موسيقي پاپ كشور بود، براي عقب نماندن از قافلة موسيقي هاي آنچناني و كليپ هاي پرزرق و برق، به اين سمت كشيده شد.
محمد اصفهاني، از هيچ تجربه اي ابا نكرد. از آهنگ هاي ترنس تا بازخواني آثار قديمي و از نون و دلقك تا ماه غريبستان . او سعي كرد با تهية سالاد موزيك هايش، هر سليقه اي را راضي كند و همه جور مخاطبي به دست آورد.
قاسم افشار كه از وقف پرنده ها به قرمزته و بازيگر تنزل پيدا كرده بود، سقوط آزادش را با كنسرت هايي به سبك و نمونة لس آنجلسي ادامه داد تا جايي كه امروز هيچ نامي از او در عرصة موسيقي پاپ نمي شنويم. صداي تخت و تك بعدي او كه هيچ تكنيكي را به عنوان چاشني به آن نمي افزود، به همراه موسيقي هاي تكراري، هر روز از تعداد طرفداران و خريداران آثار او كاست. حالا كسي حتي يادش نمي آيد كه چنين خواننده اي هم بوده كه زماني هوادارانش براي شنيدن صدايش غش مي كردند.
حسين زمان با صدايي دلنشين و موسيقي قابل قبول كه زماني تنه اش به تنة سياسي ها خورد، بر اثر يك اشتباه استراتژيك، جايگاه اش را در عرصة موسيقي از دست داد. او پس از چهار، پنج سال، آلبومي آمادة انتشار دارد كه به زودي از طرف سروش به بازار ارائه مي شود. كنايه آميز آن جاست؛ مشكلي كه باعث كم رنگ تر شدن حسين زمان شد، اظهارنظر تاريخي او دربارة پخش آثارش در صدا و سيما بود.
او در روزگاري كه انتقاد به صدا و سيما به يك اپيدمي تبديل شده بود، گفت: اجازه نمي دهم آثارم در صدا و سيما پخش شود. و اينچنين مسؤولان صدا و سيما نام و آثار او را از فهرست پخش حذف كردند و زمان، يكي از مهم ترين و بهترين تابلوهاي تبليغاتي اش را از دست داد. البته پافشاري او بر موسيقي دلخواه اش در حالي كه موسيقي هاي شاد و ريتميك در حال گرفتن فضا بودند، نيز باعث كناره گيري و عزلت نشيني اجباري او شد.
علي خلج با صدا و ايده هاي خوب هم از اين قاعده مستثنا نبود. او با آهنگ خوش ركاب كه ترانه اش را دكتر افشين يداللهي سروده بود، ميان مردم محبوبيتي كسب كرده بود، اما آلبومي كه با همين عنوان منتشر كرد، چندان با استقبال خوبي مواجه نشد.
ماني رهنما كه با پرنده نمونة يك كار پاپ كلاسيك عالي را ارائه كرده بود، دو آلبوم ديگر به سبك خودش به نام هاي آخرين غزل و تمام شد ترانه ارائه كرد. ماني رهنما با امضاي خودش آثارش را ارائه داد و در حالي كه مافياي پخش آلبوم ها، به آلبوم هايي از جنس آثار او روي خوش نشان نمي دهند، اين روزها در منزلش مشغول تدريس آواز به هنرجويانش است. او تعداد زيادي آهنگ آماده دارد كه هنوز قصد نكرده آن ها را منتشر كند. او دلزده از بازي مافياي موسيقي، گوشة عزلت گزيده و سعي مي كند عشق زندگي اش را به هنرجويانش منتقل كند.
كي باورش مي شود؟ روزگاري بود كه هر وقت تلويزيون، يك آهنگ پاپ پخش مي كرد، همه ساكت مي نشستند و سراپا گوش مي شدند. روي هم رفته پنج شش آهنگ پخش مي شد.
من و تو، درخت و بارون با شعري از احمد شاملو، آهنگي از شادمهر عقيلي و با صداي خشايار اعتمادي كه هم آهنگ، بسيار زيبا و دلنشين بود و هم از گشاده دستي صدا و سيما حكايت مي كرد؛ وقف پرنده ها با شعري از اكبر آزاد و با صداي قاسم افشار؛ دريا با آهنگي از فريد شب خيز و با صداي بيژن خاوري؛ و يكي دو ترانة ديگر از حسين زمان، بهنام طاهرزاده، حميد غلامعلي و تقريبا همين.
چفت و بست آهنگ ها، مناسب بود و فضاي كارها دلنشين. همه راضي بودند. صداها استاندارد بودند؛ با وجود اين كه كيفيت ضبط صداها در حد مناسبي قرار نداشت. آهنگ ها در حوزة پاپ كلاسيك بودند و اشعار مناسبي هم انتخاب شده بود.
پس از مدتي، ترانه هاي جديدتري هم به مجموعه موسيقي هاي پاپ صدا و سيما اضافه شد. ترانة آخرين منجي از خشايار اعتمادي در مدح حضرت مهدي(عج) با آهنگي از مرحوم بابك بيات كه هر هفته جمعه ها از شبكه۳ پخش مي شد و خيلي ها ساعت 11صبح پاي تلويزيون مي نشستند تا اين ترانه را به همراه ويديو كليپي كه از جاده هاي مه گرفتة جنگلي ساخته شده بود ببينند و لذت ببرند. پس از آن، ترانه هايي از محمد اصفهاني و علي خلج اجازة پخش گرفتند تا اين كه مجوز ساخت و پخش ويديو كليپ در تلويزيون صادر شد. بدون شك از اين جا به بعد كارها متنوع تر شدند و انتشار آلبوم ها هم آغاز شد.
اولين آلبوم پاپي كه در اين فضا منتشر شد، دلشوره بود. آلبومي از خشايار اعتمادي كه با آهنگ هاي مرحوم بابك بيات و تنظيم فؤاد حجازي منتشر شد و با استقبال بسيار گستردة مردم مواجه شد. پوسترهاي آلبوم دلشوره در تمام مراكز موسيقي كشور ديده مي شد و مردم هم اولين آلبوم پاپ پس از انقلاب را خريدند و در ضبط ها گذاشتند. آلبوم دلشوره با 6 ترانه كه حداقل تعداد ترانه ها در استاندارد تهية يك آلبوم است، منتشر شد كه ترانة مشهور آخرين منجي هم در آن قرار داشت. فروش آلبوم به حدود يك ميليون نسخه رسيد تا عطش مردم به موسيقي جديد را نمايش دهد. ترانه ها سنگين بودند و آهنگ ها ثقيل. به همين دليل، كاست دلشوره به كاست فراگير شهر تبديل نشد. علاوه بر آن، آهنگ ها هم شمايل آهنگ هاي فراگير را نداشتند. پس دلشوره نتوانست آنچنان كه بايد، تشنگان موسيقي پاپ را علي رغم فروش بالايش سيراب كند. به همين دليل، آلبوم دلشوره ماندگار هم نشد.
البته نمي شد از اولين موسيقي پاپ كشور، انتظار بالايي داشت. در آن فضا، اولين بودن طبيعتا ملاحظات زيادي را مي طلبيد.
آلبوم خواب گريه ها اثر قاسم افشار هم منهاي يك آهنگ نتوانست هواداران صداي او را راضي كند. ترانه ها ترانه نبودند، شعر بودند. مثلا اولين ترانة اين آلبوم اين گونه آغاز مي شد: بي تو تعبيري براي خواب خيس گريه ها نيست . آلبوم قاسم افشار نتوانست موفقيت آلبوم اعتمادي را تكرار كند، ولي فروش نسبتا خوبي داشت. نكته اين جا بود كه اعتمادي، افشار و حتي حسين زمان به عنوان مشابه خوان هاي خوانندگان مقيم لس آنجلس مطرح شده بودند. در هفته نامة مهر كه آن زمان ها منتشر مي شد، بر اين موضوع تأكيد مي شد و مردم در صحبت هاي روزانه دربارة هر يك از اين خوانندگان، با عنوان لس آنجلسي شان صحبت مي كردند. خيلي ها هم اعتقاد داشتند كه اين عناوين، باعث شهرت روزافزون اين خوانندگان شد.
در همين حال و هوا بود كه پخش ويديو كليپ هاي تلويزيوني آغاز شد و ترانة حسرت محمد اصفهاني به آهنگ محبوب خانواده هاي ايراني تبديل شد. محمد اصفهاني سريعا دست به كار شد و آلبومي با عنوان حسرت آماده كرد كه منهاي ترانة حسرت، بقية آهنگ ها چنگي به دل نمي زدند. اما انتشار اين آلبوم با اين سرعت، شم بالاي اصفهاني را ثابت مي كرد. پيش از آن، اصفهاني تنها يك آلبوم سنتي به نام گلچين منتشر كرده بود. فروش ميليوني آلبوم حسرت اوضاع عالي موسيقي پاپ را نشان مي داد. اوضاعي كه اين روزها، بدتر از بد است.
|