- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۹۵ - شنبه ۴ آذر ۱۳۸۵ - - Nov 25, 2006
docharkhe
عروسي مديري در باغ قلهك
014619.jpg
عكس: بابك برزويه
بالاخره مهران مديري براي كارش اسم باغ مظفر را انتخاب كرد. او هفتة پيش، مراسم عروسي اي در باغ قلهك گرفت تا با سر و صدا كارش را ادامه بدهد. اما جواد رضويان كه تا به حال جلوي دوربين نرفته در گفت وگو با روزنامة امتياز تا 10 آذر به مديري فرصت داد تا از او استفاده كند، چون از 11 آذر بايد در فيلم كلاهي در باران بازي كند و بعد هم به گفتة خودش مي خواهد سريالي براي نوروز بسازد.
اما در ادامة خبرهاي فوق اختصاصي از پروژة مديري، يكي از غازهاي باغ با اعلام انزجار از حركات وحشيانة سمور مقيم باغ كه منجر به هلاكت تعدادي از همنوعانش شد و ضمن ابراز تشكر از همسايگان و عوامل كه با تكه هاي نان و برنج مانده، آن ها را سير مي كنند، گفت: در اطراف باغ چند مدرسه قرار دارد كه وقتي زنگ تفريح شان مي خورد، ناظم آن ها در بلندگوها هوار مي كشد و هر گونه صدابرداري را مختل مي كند همين طور در كنار باغ، ساخت و ساز شروع شده و جرثقيلي هيولايي با صداي ناهنجار به طور شبانه روزي مشغول فعاليت است. با اين تفاسير پدر عوامل درآمده و فيلم برداري سكانس ها به شب افتاده است. اين حيوان در پايان اشاره اي به نقش و زمان پايان قراردادش نكرد.

سهم هر زن، 7 ثانيه
014595.jpg
اين فرانسوي ها هم عجب سوسول بازي هايي درمي آورند. به بهانة شصتمين سال جشنواره كن به كارگردان هايي كه نخل طلاي اين جشنواره را برده اند گفته اند فيلمي سه دقيقه اي دربارة سينما بسازيد. عباس كيارستمي هم در فيلمش سراغ 24 بازيگر زن ايران رفته است. اين 24 تا مثلا دارند يك فيلم عاشقانه مي بينند و هر كدام 7 ثانيه وقت داشتند خودشان را نشان بدهند.
شهلا رياحي، گلشيفته فراهاني، هديه تهراني، فاطمه معتمدآريا، نيكي كريمي، مهتاب كرامتي، مهناز افشار، باران كوثري، مريلا زارعي، ترانه عليدوستي، رؤيا نونهالي، پانته آ بهرام، نيكو خردمند، پگاه آهنگراني، هانيه توسلي، آتنه فقيه نصيري، بهناز جعفري، بيتا فرهي هم از جمله بازيگران اين فيلم هستند.
جالب اين  جاست كيارستمي هنوز فيلمي را كه مثلا اين بازيگرها ديده اند انتخاب نكرده و معلوم نيست آن ها نسبت به چه چيزي عكس العمل نشان داده اند. ما پيشنهاد مي كنيم عباس آقا، قسمتي از سريال نرگس را كه شوكت بدجنسي مي كند، انتخاب كند. قول مي  دهيم توي كن حتما بتركاند!

امسال باز هم يك دوبلور چهره ماندگار شد
صدايي براي تمام فصول
014616.jpg
نويد غضنفري
برگزاركنندگان مراسم سالانه چهره هاي ماندگار بالاخره دارند صداپيشگي را هم قاتي ساير حرفه هاي هنري به حساب مي آورند و حالا دو سالي است، ميان صداهاي ماندگار هم چهرة ماندگار داريم (يا برعكس!)، پارسال نام پرويز بهرام ميان چهره ها بود و امسال نوبت به احمد رسول زاده رسيد. حتي اگر اهل دنبال كردن سينماي جهان نباشيد، مطمئنا عمرمختار‎/ شير صحرا را كه چندين بار از شبكه هاي مختلف پخش شده، ديده ايد و چهرة متفاوت آنتوني كوئين را در نقش عمرمختار به ياد داريد، به خاطرِ اين نقش متفاوت كوئين، در نسخة دوبله هم از صداي دوبلور هميشگي اش، يعني منوچهر اسماعيلي استفاده نشد و احمد رسول زاده كه در اوايل دهه۶۰ مديريت دوبلاژ اين فيلم را به عهده داشت، خودش اين تيپ و نقش متفاوت را با لحن محكم و مصممِ يك پيرِ دلاورِ مسلمان، گفت.
احمد رسول زاده متولد۱۳۰۹ در تبريز است، فعاليت هاي هنري اش را از بازيگري در تئاتر شروع كرد، بعد از مدتي وارد عرصة سينما شد، اما اين حضور دوامي نداشت و به جايش از حدود سال۱۳۳۵ به صورت حرفه اي وارد دنياي گويندگي شد و طولي نكشيد تا توانايي هايش در عرصة مديريت دوبلاژ را به مسؤولان دوبله ثابت كند. او دوبله هاي ماندگاري مثل بن هور ، بر باد رفته (دوبله اول آن، منظور اين نسخه ويديوئي، در دسترس نيست)، پدرخوانده (دوبله اول)، فرار بزرگ و عمر مختار را مديريت كرده و دوبلور ثابت بازيگراني مثل جيمز ميسون و اورسن ولز بوده. بعيد است كه كسي نسخة دوبله مردي براي تمام فصول را ببيند و كل كل هاي لج بازانة رسول زاده را در نقش كاردينال ولزي (اورسن ولز) با سر تامس مور (پل اسكافيلد با صداي منوچهر اسماعيلي) فراموش كند. احمد رسول زاده خدمت بزرگ ديگري هم به دوبلة ايران كرده و باعث شده برادر زنش، خسرو خسروشاهي به عرصة دوبله معرفي شود.
جالب است كه برگزاركنندگان مراسم چهره هاي ماندگار طي دو سال متوالي، به ترتيب دو گوينده اي را به عنوان چهرة سال برگزيده اند كه راوي مستند معروف جاده ابريشم بوده اند، حدود پانزده قسمت از اين مستند، با گويندگي احمد رسول زاده است. سال پيش در جشنوارة يادگار هم به خاطر گويندگي متن مستندها از او تقدير شد.

رويدادهفته
در فيلم نامة كامبوزيا پرتوي
شون پن، دنبال حسن مي گردد

سينماي جهان روي كاكل  ايران مي چرخد، نمونه اش همين كه كامبوزيا پرتوي اين روزها دارد فيلم نامه اي را براي يك شركت فيلمسازي آمريكايي مي سازد كه قرار است شون پن نقش اول را بازي كند.
اسم فيلم در جست وجوي حسن است، نخنديد اسم واقعي خارجي اش هم همين است. ايناهاش searching for hassan حالا راضي شديد. فيلم نامه از روي داستاني به همين نام دارد نوشته مي شود و ماجراي خانواده   اي آمريكايي است كه قبل از انقلاب به ايران مي آيند. آن ها آشپزي به نام حسن دارند كه بعد از پيروزي انقلاب و خروج از ايران از او خبري ندارند. 30 سال مي گذرد و پسر خانواده براي پيدا كردن حسن به ايران مي آيد.
مسؤولان اين شركت فيلمسازي به تهران، اصفهان و شيراز هم سر زده اند تا لوكيشن هاي مناسبي براي فيلمشان انتخاب كنند. آن وقت شون پن براي دومين بار به ايران مي آيد. راستي به غير از شون پن، هيچ كدام از عوامل حتي كارگردان هم مشخص نيست. خسته نباشند!

اشتباه دوباره خارجي ها
بدبخت ها! خاك بر سرتان!

اين خارجي ها را رو بدهي آستر هم مي خواهند. از يك طرف دارند هورت هورت نفت مان را مي مكند. پسته و خاويارمان را مي ريزند داخل خندق بلا (شكم سابق) و از طرف ديگر بند كرده اند به اين كه شما با انرژي هسته اي  تان مي  خواهيد بمب اتم درست كنيد.
حالا قبلا اين خاوير سولانا و بچه  پرروهاي اروپايي و آمريكايي توي مذاكراتشان در پشت درهاي بسته، سنگ اندازي مي كردند مشكلي نبود، اين علي لاريجاني از پسشان برمي آمد و به قول معروف هر چي بود پشت پرده بود. اما هفتة پيش شبكة ديسكاوري آمريكا مستند ايران، خطرناك ترين كشور دنيا را دربارة برنامة هسته اي ما، پخش كرده است كه هر كي ديده، حسابي شاكي شده است. يكي نيست بگويد آخر بدبخت ها موقعي كه شما داشتيد دانشمندان تان را به بهانة جادوگري به سيخ مي كشيديد و كباب مي كرديد ما اين جا داشتيم مرض گواتر، درمان مي كرديم. همين الان هم كه كثافت از سر و رويتان بالا مي رود. دست به آب هايتان هم كه آب ندارد، خاك بر سرتان!
014598.jpg
ركورد جوان ترين كارگردان شكست
نوزاد پشت دوربين

هميشه كه براي وارد شدن به كتاب ركوردهاي گينس لازم نيست هفتاد كيلو سوسيس خورد يا هشتصد شبانه روز كله معلق زد و كلة مار كبري را تا حلق فرو برد. راه هاي ساده تر هم هست. نمونه اش همين بغل گوشمان در هندوستان. يك بچة 10 ساله رفته پشت دوربين ايستاده و شده جوان ترين كارگردان سينماي جهان. تازه اين فسقلي 2 جايزة سينماي هند را براي همين يك فيلمي كه ساخته گرفته است. ببينيد سينماي هند عجب فيل تو فيلي است كه بچة نيم وجبي در آن جايزه هم مي گيرد. البته اين لقب چند سال پيش در دست خاندان مخملباف بين سميرا، ميثم و حنا جابه جا مي شد.
ما هم مي خواهيم براي زدن ركورد اين بچة هندي، فردا دست خواهرزادة 6 ماهه مان را بگيريم و ببريم پشت دوربين نگه اش داريم. يك آقوم با قومي بكند و با جيغ بنفشش، كات بدهد. اسمش در كتاب گينس مي آيد كه هيچي، خدا را چه ديديد شايد در جشنوارة فجر هم چند تا سيمرغ بلورين نصيبش شد.
014622.jpg
جشنواره فيلم كوتاه نمي رويد!
بزرگ  فيلمِ كوچك

كدام را ترجيح مي دهيد: اين كه توي يك ساعت و نيم الي دو ساعت يك فيلم معلوم نيست چي چي را با بليت 2000 توماني ببيني و آخر سر هم وقتي از سينما بيرون مي آييد در 90 درصد حالات فحش و بدو بيراه نثار كارگردان بيچاره كني و اعصاب خودت را كشمشي كني، يا اين كه با دويست تا تك توماني توي 90 دقيقه شش هفت تا فيلم كوتاه ببيني كه مطمئن باشي حداقل يكي اش آن قدر خوب است كه ايده اش تو را به اندازة ديدنِ يك فيلم بلند درست و حسابي به وجد مي آورد؟ اگر با اولي حال مي كنيد سر و كارتان مي افتد با جشنواره فجر و انبوه فيلم هاي متوسط اش، ولي اگر يك كم روحية جواني تان قلقلك تان مي دهد و حالت دوم را انتخاب مي كنيد حتما بايد بدانيد كه اين روزها جشنوارة فيلم كوتاه شروع شده و هر روز n جور فيلم در حد تيم ملي دارد نشان مي دهد. مي توانيد اين روزها يك سري به سينما فلسطين و قيام بزنيد، مطمئن باشيد كه اگر يك روز برويد، براي هميشه مشتري مي شويد.
014613.jpg
تبليغات فيلم جديد ديويد لينچ
مرد گاو نما

هفتة پيش زير نخل هاي سر به هوا كشيدة بلوار سانست (بلوار معروف هاليوود)، همه شاهد بودند كه يك پيرمردِ غريبة شصت و خرده اي ساله با يك گاو، مدام پرسه مي زند. كاشف به عمل آمد كه اين آقا ديويد لينچ است و قصد دارد كه توي اين خيابان براي فيلم جديدش اينلند امپاير تبليغ كند. براي همين هم يك گاو زنده خريده و رويش يك پرچم چسبانده تا توي خيابان و جلوي خانة بر و بچ آكادمي راه برود و فيلم جديدش را معرفي كند.
لينچ به روزنامة ورايتي گفت: من اين  جا هستم چون فكر مي كنم كه شما (يعني آن هاليوودي هايي كه توي خانه هاي بلوار سانست روي مبل ولو شده اند و قهوه مي خورند) هم مثل من موافق ايد كه لورا درن توي اين فيلمم بهترين بازي عمرش را ارائه داده... فكر كنم كه اعضاي آكادمي عاشق كارهاي نمايشي اند... اين هم يك كار نمايشي است ديگر. اين را هم داشته باشيد كه لورا درن چند وقت پيش گفته بود: من اصلا نفهميدم چي بازي كردم... سرگرمي ام اين شده كه توي اكران فيلم بروم و دوباره تماشايش كنم، شايد كه بتوانم از داستانش سر در بياورم!
014601.jpg
پيشنهادي كه نمي توان رد كرد
كورلئونه چهارم

پدرخوانده و كورلئونه ها و ماريو پوزو بحث اش فرق مي كند. براي خيلي ها اين قضيه حتي از كالت (فيلم هايي با طرفداران خاص) هم رد شده. مي گويند توي اكثر خيابان ها و مغازه هاي ايتاليا پوستر بزرگ دون كورلئونه زده شده. بنابراين خيلي عجيب نيست كه خبر ساخته شدن قسمت چهارم پدرخوانده را مهم ترين خبر هفتة پيش بدانيم. هر چند كه به عقيدة خبرگزاري ها برگزاري مراسم رسمي ازدواج جنجالي تام كروز و خانم كتي هلمز، تازه آن هم بعد از خبر نامزد شدن آن ها و اين كه چند ماهي از به دنيا آمدن بچه شان مي گذرد، مهم ترين اتفاق ژورناليستي بوده (احتمالا پول گرفتن عروسي را نداشته اين تام كروز بيچاره!)
پارامونت منتظر است كه كتاب جديد ماركر وينگرادنر، بازگشت پدرخوانده تمام شود تا بتواند از رويش قسمت چهارم را بسازد. شخصيت هاي كتاب وينگرادنر همان شخصيت هاي سه گانة ماريو پوزو (نويسنده اصلي پدرخوانده) است و داستانش هم دربارة مهاجرت مايكل و بقية خانواده از شيكاگو به غرب است. مايكل فكر مي كند كه با اين كار مي تواند اصالت خانواده را حفظ كند. شايعه شده كه اندي گارسيا كه قبلا توي قسمت سوم نقش ويني كورلئونه را بازي كرده، براي بازي توي قسمت چهارم هم انتخاب شده. گارسيا لو داده كه لئوناردو دي كاپريو هم انتخاب شده. از همين الان معلوم است كه هيچ كدام براندو و پاچينو نمي شوند.
014610.jpg
جدول فروش فيلم ها
باندم، جيمز باند

بيست و يكمين فيلم جيمز باند با نام كازينو رويال اكران شد و با افتتاحيه 40 ميليوني اش فعلا پرت شده به رديف دوم جدول. آتلانتا ژورنال نوشته كه اين بهترين جيمز باند بعد از شون كانري است ، منظورشان هم بيشتر بازي دانيل كراگ در نقش آقاي باند بوده كه ظاهرا هيچ شباهتي هم به باندهاي قبلي ندارد. باندِ اين فيلم به جاي رفتن روي زخم هاي مردم به ماداگاسكار مي رود تا با شگردهاي خاص جاسوسي اش از كار يك تروريست معروف به اسمِ مولاكار سر در بياورد. جيمز باند از معدود كاراكترهايي است كه اين قدر توي سينما دوام آورده و هنوز هم جذابيت همان سال هاي اوليه اش را دارد.
رديف اول جدول هم به انيميشن پاهاي خوشحال و فروش 42 ميليوني اش اختصاص دارد كه فضايش يك جورهايي كپي مستندِ رژه پنگوئن ها است. مي گويند اين كارتون يك سري شوخي هاي نژادپرستانه هم دارد كه به زبان بعضي از تماشاچي ها شيرين نيامده. در همين راستا بايد گفت كه بابل همچنان توي رديف ششم جدول است و جدا افتاده اسكورسيزي هم توي اين هفت هفته 112 ميليون فروخته.

پيام هاي كوتاه
سريال مستانه با بازي امين زندگاني و محمد كاسبي براي شبكه۵ ساخته مي شود.
فيلم برداري فيلم بچه هاي ابدي پوران درخشنده از نيمه گذشت.
محسن قاضي مرادي به جمع بازيگران سريال حبيب آقا ي مهدي مظلومي پيوست.
فيلم چهارشنبه سوري اصغر فرهادي در جشنواره فيلم يونان اكران شد.

014718.jpg
ما براي آن كه ايران
ما براي آن كه ايران، خانة خوبان شود، رنج دوران برده ايم‎/ ما براي آن كه ايران، گوهري تابان شود، خون دل ها خورده ايم. محمد نوري در همايش چهره هاي ماندگار با احساس، اين ابيات نادر ابراهيمي را مي خواند. از فرداي اين اجراي زنده، شبكه هاي مختلف بارها اين اجرا را با نام سفر براي وطن به طور كامل پخش كردند. اين كار باسليقة صداوسيما براي زنده تر كردن روحية ايران دوستي و تقويت وحدت ملي، ارزش يكي از طلايي ترين گوي هاي طلايي را دارد.

بعضي ها رانت دارند
يك سري در تلويزيون، رانت دارند و كارهايشان پخش مي شود، اما چند نفر كه آلبوم مجاز هم دارند، اجازة كار در تلويزيون ندارند. اين يك نمونه از حرف هاي جسورانة بهروز صفاريان (آهنگساز) بود كه در برنامة عبور شيشه اي زد. گفت وگوي بي پردة رشيدپور با او، با وجود تلاش رشيدپور براي ماستمالي بعضي جاها و حمايت از تلويزيون چسبيد. مثل گفت وگو با قاسم افشار و ماجراي تقليد صداي خواننده هاي وطني از آن طرف آبي ها. اين جسارت در گفت وگو باعث شد بچه هاي عبور شيشه اي صاحب گوي طلايي شوند.

تيتراژي كه قصه را لو داد
اين سريال زيرتيغ هر چي بازي هايش ارزش گوي دارد، تيتراژ ابتدايي آن تمشك خور است. در تيتراژ ابتدايي، تا اواسط داستان لو مي رود. ما در تصاويري كه به هم كات مي خورد، صحنه هاي عزاداري براي مرگ جعفر را مي بينيم. هيچ كجاي دنيا همان اول، ماجرا را لو نمي دهند كه زيرتيغي ها اين كار را كرده اند آن هم در تيتراژ اول سريال. شايد هم ترسيده اند زياد گوي نصيبشان شود، همچين سوتي تمشك خوري داده اند!

زد. زد. زد
مرد بين چند نفر ايستاده و با هيجان مي گويد: ديشب يك فيلم خوب ديدم. مرد اومد. اومد. اومد. دستش را بالا برد. بالا برد. بالا برد. زد. زد. زد. و سه بار دستش را بالا و پايين مي آورد. همه با تعجب نگاه اش مي كنند. چند لحظه بعد، متوجه مي شويم اين بخشي از تبليغ يك شركت توزيع فيلم ويديويي است و با اين تصاوير مي خواهد بگويد فيلم هاي بدون علامت شركت و خياباني را نخريد. چون تصاويرش خراب است و ممكن است سي دي و دي وي دي، غيرمجاز و بي كيفيت باشد. استفاده از اين ايدة جديد، گوي خوبي را نصيب سازنده هاي اين آگهي مي كند.
014715.jpg
Javan-CinemaTV@ Hamshahri.org
تماشاگران پرشور
محمدصادق يعقوب زاده:پسر محمود دارد در پيست دوچرخه سواري آزادي با عده اي ديگر تمرين مي كند تا خودش را براي مسابقات انتخابي تيم ملي آماده كند، عدة زيادي تماشاچي دارند با شور و هيجان وصف نشدني، با بوق و پرچم هاي رنگ وارنگ دوچرخه سوارها را تشويق مي كنند. اين در حالي است كه عدم استقبال تماشاچيان از مسابقات فوتبال ليگ برتر معضلي شده است. واقعا خوش به حال آن ها كه براي تمرين شان اين همه آدم مي آيد و خوش به حال سيروس مقدم كه همين اول كاري يك تمشك براي پرواز در حباب دشت كرد.
گوي و تمشك شما رسيد: مهران احمديان، اسدالله عسكرپور، حميد صبوري زاده، مرجان كريمي، مهدي حسن لو، فرزانه محمدي.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
عروسي مديري در باغ قلهك
سهم هر زن، 7 ثانيه
صدايي براي تمام فصول
رويدادهفته
ورزشي
وقت خوب High League شدن!
ننجون در VIP!
امير اين جا، امير آن جا!
فينال دوحه ردخور ندارد
رويدادهفته
آقاي اراده در بهار 38 سالگي
ببخشيد فعلا خسته نيستم!
كريمي حالش از فوتبال به هم مي خورد !
سرقت ايتاليايي
ديگران چه مي گويند
آنري: در حسرت توپ طلا نيستم
رونالدينيو: دكو، اتوئو ، آنري و من
اجتماعي
دختر رازت را عروس هر خواستگاري نكن
زندگي
صله رحم با اعمال شاقه
گيس كشي در دانشگاه آزاد
ما گيلاس ايم!
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
از كُركُري تا قوچ سنگي
سينما
چه كسي از كشتن مي ترسد؟
فيلم با پفك فرق دارد
دانش
مأموران مادر آسمان
تاريخچه و كاربرد هواپيما هاي بدون سرنشين
موسيقي
آرامش درختان را به هم مي زنم
زيرگذر سنت - مدرنيته
روزها
وقتي اشغال بوديم
روز بزرگ شهر ما
مرد بدون پيروزي
رويدادها
جهان كوچك
امپراتوري يك چشم ها
پاتوق دزدها كجا بوده؟
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |