عكس ها: جواد منتظري
مطمئنا فكر نمي كرديد اين يكي تيزرساز باشد. رامبد جوان را همه با خانه سبز مي شناسند. با نوعي ديگر با صورتي و با اسپاگتي در 8 دقيقه . رامبد اما يكي از تيزرسازهاي قديمي است. اولين سري تبليغات سمند ايران خودرو كار او بود. شوكو پارس، آب معدني داماش، تبليغات بانك هاي سپه و ملت و...
چند تا تيزر ساختي تا حالا؟
بالاي چهارصد و پنجاه تا.
اي ول! پس خيلي وقت است مشغولي.
از فروردين 76. خانه سبز تازه تمام شده بود.
آن روزها خيلي توي بورس بودي. چهره بودن چقدر در گرفتن كار تبليغاتي تأثير داشت؟
بي تأثير نبود.
هر تيزري كه مي سازي چقدر كار مي برد؟
هر تيزر معمولا در يك روز فيلم برداري مي شود. دو روز هم بگذار براي پيش توليد و پس توليد، مجموعا پنج روز.
چي شد به فكر تيزر ساختن افتادي؟
همان سال هاي 76 ـ 75 فهميدم كه بازيگري كار خطرناكي است براي گذران زندگي. عمدة دليلش درآمدزايي بود. البته به هر حال به رشتة من هم مربوط مي شد. تيزرسازي تمرين خوبي است براي فيلمسازي؛ تروكاژ، ديوانه بازي، اين ها همه اش تجربه هاي جذابي است.
پس اين يك كاري است كنار بازيگري؟
تصميم اين بود كه يك حرفه اي داشته باشم كه از طريقش پول در بياورم. تا مجبور نشوم براي پول درآوردن و زندگي كردن توي هر فيلمي بازي كنم. در سال مگر چند تا كار خوب ساخته مي شود؟ نهايتا سالي دو تا كار خوب بتواني بكني. تازه اگر خوش شانس باشي. اگر نخواهي اين كار را بكني بايد بروي توي همة فيلم هاي درپيت بازي كني. اين طوري هم اعصاب خودت خرد مي شود هم تماشاچي ات را از دست مي دهي.
حالا درآمد تيزرسازي اين قدر خوب است كه ديگر اعصابت خرد نشود؟
آن موقع ها كه خيلي خوب بود. تا اوايل سال 80 هم خوب بود. ولي الان اين قدر شركت زياد شده كه كار را خراب كرده. براي همين دو، سه سال است كه كم تيزر مي سازم.
براي هر تيزر چقدر پول مي گيري؟
حداقل قيمت من 3 تا 5/3 ميليون تومان است.
شما گروهي كار مي كنيد؟
تا سال 81 خودمان شركت داشتيم، بعدش تيمي كار كردم. لابه لاي كارهايم هم با شركت ها كار مي كنم و هم مستقيم با خود مشتري.
توي اين گروه، تيم ايده پرداز هم داري؟
آره. يك سري جوان هستند كه مي نشينند و حرف مي زنند و ايده ها در مي آيد. توي گروه ايده پردازي آهنگساز داريم، گرافيست داريم، حتي دانشجوي شهرسازي هم داريم.
توي تبليغ هاي ايراني كدام را دوست داري؟
كارهاي نيما بانكي، تبليغات سامسونگ. موتورسيكلت هوندا هم خوب بود. البته صدايش صداي خودم بود. اسنوا هم تبليغ خوبي دارد.
چند درصد كارهايت مجوز پخش مي گيرند؟
نصف تيزرهايم رد شده اند. شوراي بازرگاني تلويزيون يك دوره اي خيلي به اين كار آسيب زد. يك بار يك تبليغ متفاوت با فضاي طنز براي بانك ملت ساختم. خود بانك تيزر را تأييد كرد ولي تلويزيون ردش كرد. گفتند شما با بانك شوخي كرديد. گفتم مگر بانك جاي مقدسي است كه نشود باهاش شوخي كرد. گفتند نه، بانك جاي آرامي است، من هم گفتم نه خير آقاجان، آن جايي كه آرام است C.C.U است نه بانك!
پس تو هم از اين مشكلات داشتي.
آره، حسابي. يكي از مسؤولان شوراي بازرگاني يك بار به من گفت كارهايي كه تو مي آوري خيلي وقت شورا را مي گيرد، نامتعارف است، براي دو سال ديگر خوب است!
الان كه با هم حرف مي زنيم حس مي كنم اين كار خيلي راضي ات نمي كند، درست است؟
آره.
ايده آل ات چيست؟
يك استوديوي بزرگ استاندارد كه تويش همه كاري انجام بدهي. تكنولوژي درجه يك دنيا.
پس موافقي كه يك دليل جذاب نبودن تبليغات ما نداشتن امكانات است؟
آره، البته مشكل ديگر غير از ابزار و وسايل اين است كه ما خنگ هم هستيم. چون هميشه فكرمان به جاي اصل موضوع، پي حاشيه است، مي شود باز هم شكايت كنم؟
آره، بگو!
من هشت تا تيزر براي كميتة كاهش تقاضاي موادمخدر سازمان ملل ساختم، ده تا هم براي ستاد كاهش تقاضاي خودمان، هيچ كدامشان پخش نشد. اين را هم بنويس!