رانندگان پرخطر
رالي بازها در حبس
شما فكر مي كني اين جوان مي آيد عبرت بگيرد؟ مي آيد متنبه شود؟ مثلا اگر يك بار تصادف كند مي آيد ديگر مثل آدميزاد رانندگي كند؟ اگر با 18 چرخ شاخ به شاخ شد يا بر اثر سرعت زياد معلق وارو زد، كرك و پرش مي ريزد و ديگر از 80 تا بالاتر نمي رود؟ نه خير! نه تنها اين كار را نمي كند كه اصلا ترسش هم مي ريزد و مي گويد بالاتر از چپ كردن كه ديگر خطري نيست، پس حالا اين يكي تيريپ رو داشته باش!
بيخود نيست كه مي آيند در انگليس براي سرعت زياد، حبس مي بُرند كه. سردار رويانيان مي گويد: رانندگان ايراني سال گذشته 40 ميليون برگ جريمه دريافت كرده اند. 40 ميليون برگ! در حالي كه انگار ديگر بازدارندگي سابق را هم ندارد. سردار مي گويد: گاهي جريمه كردن از بازدارندگي لازم جهت جلوگيري از تخلف برخوردار نيست و بايد اقدامات جدي تري صورت گيرد تا يك رانندة خاطي با انجام رانندگي پرخطر جان تعداد زيادي را به خطر نيندازد. در همين راستا هم قرار است در صورت موافقت رئيس قوه قضاييه، رانندگاني كه تخلفات پرخطر دارند و زيادي خوشحال مي زنند از سوي پليس بازداشت و به دادگاه معرفي شوند.
دوربين را در اتوبان كار مي گذارند كه غلاف كني، آن وقت مي آيي با 200 تا سرعت از جلويش رد مي شوي و تازه نيش مربوطه را هم تا بناگوش باز مي كني؟!
شرايط مانتوهاي دانشجويي اعلام شد
تا زير زانو، بدون چاك
چند وقت پيش بود كه رئيس نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه ها گفت: دانشگاه ها به سالن مد تبديل شده اند. آقاي محمديان در عين حال كه گفته بود بايد با اين مسائل برخورد جدي شود، تأكيد هم كرده بود كه البته از ميان 100نفر با يك يا دو نفر برخورد انضباطي مي شود و اكثر افراد با تذكر راه خود را عوض مي كنند.
با توجه به اين كه بعضي ها را هر چقدر هم كه تذكر مي دهي نه تنها راه شان عوض نمي شود بلكه بدتر هم مي شوند و هر روز چهره و سر و شكلشان رنگ به رنگ مي شود، معاون دانشگاه تربيت مدرس از اجراي طرح جلوگيري از ورود دانشجويان دختر با پوشش نامناسب به دانشگاه از اول دي ماه خبر داده است.
حسين يادگاري ملاك هاي اين طرح را اين طوري اعلام كرده است:
اولا: پوشش اسلامي در درجة اول چادر
دوما: در درجه دوم استفاده از مانتوي بلند
- تبصره براي شرايط مانتوي بلند: تا زير زانو بدون چاك بلند
سوما: پوشش كامل و تمام و كمال موي سر
چهارم هم: عدم استفاده از هرگونه لوازم آرايشي و بزك دوزك.
اين مورد آخري را پسرها هم جدي بگيرند وگرنه طي هفته هاي آتي، طرح جلوگيري از ورود دانشجويان پسر ضايع هم اجرا مي شودها! حالا ما گفتيم.
خواب كه مرگ نيست
من مي خوابم، پس تيك نمي زنم
طرف مي رود پيش دكتر مي گويد آقاي دكتر! موهاي من درد مي كند. دكتر مي گويد بگو ببينم شام چي خوردي؟ سوژة موردنظر هم مي گويد: نان و يخ. دكتر هم در حالي كه يك عدد مجلة همشهري جوان دست طرف مي داده به اش مي گويد: شماها نه نوشتنتان به آدميزاد رفته است نه غذا خوردنتان و نه درد و مرضتان!
اين نسلي كه مي گويند فاز و نولشان با هم قاتي دارد، بيخود اين طوري نشده كه. هيچ چيزمان به آدميزاد نرفته، نه زندگي مان، نه خواب و خوراكمان نه پوشيدنمان و نه هيچ چي.
شب تا صبح مي نشينيم پاي اينترنت و چه مي دانم شب زنده داري، آن وقت انتظار داريم صبح توي خيابان و سر كلاس و محل كار، تيك عصبي نزنيم! اين در حالي است كه رئيس انجمن علمي اختلالات خواب معتقد است: با توجه به اين كه يك سوم از عمر انسان در خواب مي گذرد، خواب يك حالت فعالي از زندگي است كه دو سوم ديگر را كه بيداري است تحت تأثير قرار مي دهد. نشان به اين نشان كه آمارش درآمده كه 80 درصد پرستاران، ياور قسمت خواب مخشان استاد شده و بگي نگي مختل مي زنند!
اين كه مي بينيم مثل جنتلمن ها پشت چراغ قرمز ايستاده اي و يكي از پشت مي آيد زارت مي زند عقب بندي ماشينت را مي آورد پايين هم همچين بي ربط به اين قضيه نيست. يك سوم حوادث رانندگي هم به خاطر كم خوابي و اختلالات خواب است. كجاي كاريد اصلا؟ دكتر فرهادي، رئيس انجمن علمي اختلالات خواب گفته: بايد توجه داشت كه خواب مثل مرگ نيست و بسيار حائز اهميت است!
بياييد آدم شويم
برج الغيرت
از يك بنده خدايي سؤال كردند: چطور مي توان آدم شد؟ گفت: اگر شنيديد عاقلي جايي صحبت مي كند درست گوش بدهيد و استفاده كنيد. اگر در جايي ديديد به حرف شما گوش مي دهند گوش خودتان هم به آن حرف باشد!
حالا شما گير ندهيد كه چه ربطي داشت! ولي ما نمي دانيم بعضي از اين سرمايه داران اماراتي و مايه داران در ديگر كشورهاي حوزه خليج فارس چرا به خودشان نمي آيند؟
چرا به حرف گوش نمي كنند؟ چرا آدم نمي شوند؟ چرا متوجه نمي شوند كه سلاطين و قهرمانان ورزشي ما جز در مواردي خاص به هر كسي يا علي نمي گويند. چرا نمي فهمند با پول نمي شود با آن ها دست يا علي داد.
حالا فوتباليست هاي كلاس جهاني ما همه شان شال و كلاه كرده اند آمده اند وَر دل شما، فكر كرده ايد بقيه را هم مي توانيد قاب بزنيد؟ مرديد بياييد حسين رضازاده را بلند كنيد ببريد. عمرا اگر با هر مبلغي بيايد حتي يك فيگور هم براي شما بگيرد يا مثلا همين پيمان ابدي. فكر كرده اي مي تواني با پيشنهاد كلان مالي بگويي بيا به جاي برج ميلاد برو از برج العرب بپر پايين؟ فرورتيش رضوانيه، مدير برنامة بدلكاران ايراني، گفته است در پي مطرح شدن اين پيشنهادها به گروه بدلكاران، آن ها را رد كرده اند، زيرا اين گروه فقط با پرچم ايران برنامه اجرا مي كنند. ضمنا درآمد حاصل از اين برنامه هم خرج ايتام مي شود. پيمان جان! درد و بلات بخوره توي سر اون سمير بي جيگر!
بادها و احساس ها
برو طعمه گور شو
همة خبرها كه نبايد حاكي از چنبرة مشكلات بر زندگي باشد. همه اش كه نبايد به هر موضوعي كليد كرد. يك مقدار هم بايد صحبت از گل و بلبل و باقالي نمود. باقالي داغ كثيف وقتي كه كنار خيابان ايستاده اي و گاري چي موردنظر مي گويد: 200 تومان؟ برو داداش! زير هزار تومان نداريم!
بايد يك مقدار هم صحبت از يك چيزهايي كرد كه دستگاه تنفسي و شش جوانان حال بيايد. نمونه اش خبر به اين باقلوايي: آلودگي هواي تهران، در صورت عدم تغييرات جوي خطري خواهد شد! اين خبر را تقديم مي كنيم به همة دانش آموزان خوشحال كشور و اعلام مي كنيم كه يك بار ديگر، همه با هم دست به دعا برمي داريم براي جلوگيري از وزش هر گونه باد و يا هر گونه تغيير جوي.
چرا كه مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران مي گويد: تنها وزش باد است كه مي تواند از تعطيلي مدارس جلوگيري كند. يوسف جان رشيدي مژده داده است(!) در صورت قطع شدن باد و با توجه به سردتر شدن هوا، و با وقوع وارونگي و پايداري دما و افزايش انباشت آلاينده ها، امكان تعطيلي مدارس طي روزهاي آينده وجود دارد. اي وقوع وارونگي! اي افزايش انباشت آلاينده ها! اي هواي سرد كثيف! قربان شما برويم. اي باد! برو دور شو، برو طعمة گور شو!
تحصيل در زندان
بازداشت كالج
آقا! اين دانشجوياني كه گه گاه سر از زندان درمي آورند، بيخودي شلوغش مي كنند كه از درس و زندگي شان مي مانند. اولا كه اگر خوب بگردند، چه بسا همان جا استادان مجربي هم پيدا كنند و از حضورشان استفاده كنند.
ثانيا، رئيس سازمان زندان هاي استان تهران وعده داده كه بر و بچ زندان مي توانند تا مقطع دكترا هم در زندان ادامة تحصيل بدهند. سليماني مي گويد: سازمان زندان ها با 3 دانشگاه معتبر كشور قرارداد همكاري براي ادامه تحصيل زندانيان امضا كرده است و تمامي زندانيان در صورتي كه مايل به ادامة تحصيل باشند، مي توانند در داخل زندان در كلاس هاي آموزشي اين دانشگاه ها شركت و در صورت قبولي در آزمون ها تا مقطع دكترا ادامة تحصيل دهند. بعيد هم مي دانيم كه در زندان، ديگر دانشجويان ستاره بندي شوند و از تحصيل باز بمانند. يك خبر ديگر از زندان هاي تهران هم اين كه 300 زنداني زير 18 سال در تهران وجود دارد كه به خاطر رعايت برخي مسائل، از زندانيان بزرگسال جدا شده و در كانون هاي اصلاح و تربيت مشغول بازي كردن هستند!
كاسه هايي كه زير نيم كاسه مي روند
باز هم آمارهاي عجيب
جان من يك لحظه دقت كنيد! خوب به اطرافتان توجه كنيد. آيا صداي كاسه اي را نمي شنويد كه زير نيم كاسة ديگري دارد جاساز مي شود؟ اگر طي چند هفتة اخير همين صفحات را پيگيري كرده باشيد، حتما تا به حال به قضيه پي برده ايد. آن از آن قضيه كه دانشگاه هايمان بين 200 تا كه هيچ، توي 500 دانشگاه برتر جهان هم نبودند. آن هم از قضية نزول در رده بندي فساد مالي مسؤولين، اين هم از طرح پرلز 2006. پرلز، يك نوع آزمون است براي تعيين سطح سوادِ خواندني ميان دانش آموزان كشورها. حالا هم برداشته اند براساس نتايج اين آزمون، بامبول درآورده اند و انگ زده اند به بچه هاي دبستاني ما. كه چه مي دانيم! در جدول سوادِ خواندن در ميان كشورهاي جهان از آخر چهارم شده ايم! و تنها يك درصد از دانش آموزان پايه چهارم ما حد نصاب را آورده اند. كه دانش آموزان ايران، داراي بالاترين تفاوت بين پاسخ هاي حفظي و استنباطي هستند. كه تنها 16 درصد از دانش آموزان، متعلق به خانواده هايي هستند كه بيش از 25 جلد كتاب كودكان در خانه شان يافت مي شود. آقا! در اين آزمون تيمزي كه هفتة پيش خبرش را رفتيم شركت نكنيد! باز آقايان آماري ازش در مي آورند وصله مي كنند به ما.
|
|
|
سفرهاي ميلياردي ـ تخيلي
هزينه رفت و آمد به فضا
هزينة رفت و آمد معتادان براي خريد موادمخدر اعلام شد! بر اين اساس سالانه بيشتر از 29 ميليارد تومان هزينة گز كردن اين عزيزان مي شود براي رسيدن به ساقي مربوطه و رد و بدل كردن پول با جنس و سپس برگشتن به محيطي امن جهت رفتن به فضا!
اگر بخواهي با هزينة فضانوردي خانم انصاري مقايسه كني كه اصلا 29 ميليارد تومان رقمي نيست. ولي مثلا اگر بخواهي از فضا برگردي روي زمين و با خرج و مخارج خودمان مقايسه كني، جيغ بنفش هم كشيدي، كشيدي! اين رقم دقيقا رقمي است كه مسؤولين دانشگاه تهران با آن عظمت و قدمت، بال بال مي زنند كه بگيرند تا دانشگاه را بازسازي كنند كه راه به راه آتش نگيرد و چه مي دانيم، يكهو آوار نشود روي سر بر و بچ.
حالا رقمي كه گفتيم، رقم سالانه بود. حدس بزنيد هزينه اي كه روزانه صرف تأمين مواد و عمل عزيزان مي شود چقدر است؟ روزانه 500 ميليون تومان؟ 900 تا 2 ميليارد تومان؟ 6 ميليارد تومان؟ صفحه تمام شد! چقدر؟ اصلا بي خيال. خودمان مي گوييم. روزانه بيش از 11 ميليارد تومان صرف تأمين مواد آقايان مي شود.
صرفه جويي در شاخ غول
جامعه شناس فوري
جداً هم طرح خوبي است. اين برداشتن كنكور را مي گوييم. قرار است براي دانشگاه هاي پيام نور و غير انتفاعي كلا بي خيال كنكور بشوند و ملت بروند پول بدهند و مدرك بگيرند.
بالاخره آن هايي كه مايه داري حال مي كنند چه اين جا پول بدهند و مدرك بخرند، چه بروند ارمنستان و ازبكستان و دانشگاه هاي پولكي - درپيت كشورهاي همسايه. اين طوري هم در مصرف ارز صرفه جويي مي شود و هم اين كه بالاخره شيطان است ديگر! آمديم سالم رفتند و اسقاطي برگشتند! اگر چند سالي است كه پشت كنكوري هستيد و هر كاري مي كنيد شاخ غول، آخ هم نمي گويد، 2 سال برويد براي خودتان بچرخيد و صفا كنيد! تا 2 سال ديگر همه چيز حل است. معاون آموزش وزارت علوم مي گويد تا 2 سال ديگر ظرفيت دانشگاه ها و تعداد متقاضيان ورود به دانشگاه برابر مي شود. فكرش را بكنيد. داري پف فيل مي خوري و از جلوي يك دانشگاه رد مي شوي، يكهو هوس مي كني بروي بشوي جامعه شناس! همين طوري فرتي مي روي تو و مي شي دانشجو!