|
نامه ها
javan@Hamshahri.org
مهدي كرباسي
كم كم داريد به شماره صد نزديك مي شويد. گرفتيد كه چي مي گويم!
(ما به فكر هستيم. قرار هم هست كه براي شماره،۱۰۰ صفحة يادداشت خوانندگان داشته باشيم. از همين جا از همة شما دعوت مي كنيم براي اين صفحه، يادداشت بنويسيد و تا۱۵آذر هم وقت داريد.)
زهرا روحاني
مي خواستم بابت شماره۹۲ يك تشكر خاص بكنم. عنواني كه براي صفحة ورزش انتخاب كرده بوديد، واقعا جالب بود و به ذهن كمتر كسي مي رسيد كه تعداد برادرهاي حضرت يوسف با بازيكنان زمين فوتبال يكي باشد. به تان تبريك مي گويم و منتظر هستم كه دوباره ذوق مرگم كنيد.
عباس رادمرد
اول از همه اين كه تصاوير روي جلد شماره هاي 88 و 90 خيلي توي ذوق مي زد. مجبور مي شدم توي جمع قايمشان كنم. خوشبختانه ديگر از تبليغات داخل مجله خبري نيست. دستتان درد نكند. ويژه نامه شماره۸۷ كه به دستم نرسيد. آخر 128 صفحه به چه قيمتي؟ به قيمت اين كه تيراژ را نصف كنيد و بازار سياه راه بيندازيد؟ اين به دور از جوانمردي است! يك سؤال: رويداد در هفته را آقاي رحماني مي نويسد؟ اگر پاي ثابت صفحة يادداشت هم بشود، مي تركاند.
(هيجان ورزشي رويداد در هفته، زير سر سيامك است اما بقيه صفحات رويداد در هفته نويسندگان ديگري دارد.)
ميرشاهين حسام ساداتي
مي خواهم با اين كه هفت هشت ماه بيشتر از آشنايي من با تو نمي گذرد رفيق صدايت كنم. درست يادم هست با اين كه كنكور داشتم ولي نمايشگاه آمدم، وقتي غرفة همشهري را ديدم، خواستم زود رد شوم كه خانمي شماره 53 ات را به ام هديه داد. اول اصلا آن را نخواندم ولي بعد از مدتي كه يك نگاه ساده به تو انداختم، با تو آشنا شدم.
حالا بعد از هفت ماه، نه تنها همة شماره هايت را خوانده ام بلكه به بيشتر دوستانم هم تو را هديه داده ام. همة صفحاتت خواندني و جذاب است حتي تبليغاتت. همه چيز تمام، يك رفيق با حال. اين هفته هم با نجف زاده تركانديد. از همه چيزت تشكر مي كنم.
مهديه معيني
يعني من حال مي كنم. لذت مي برم. كيفور مي شوم. كي؟
وقتي مي بينم شما آقايان (خصوصا آقايان روزها) خودتان را به هر دري مي زنيد كه يك مطلب بنويسيد. خيال مي كنيد با چهار تا كلمة زاقارت و ضايع و از اين كلمه ها مي توانيد مطلب تان را جذاب كنيد، ولي در عوض يك خانم آن جا حال همة شما را استاد مي كند. منظورم مطلب صفحة ادبيات خانم جعفريان است. محشر بود، هم متن خوب بود هم اطلاعات داده شده معلوم بود. اطلاعات يك آدم با اطلاع، نه اين كه يك متن تاريخي را با چهار تا كلمة لمپني به روز كني. واقعا شورش را درآورديد. ما جوان ها جذب شده ايم. بس است ديگر. باور كنيد ما هم تهران زندگي مي كنيم، ما هم تلويزيون مي بينيم، ولي ديگر اين طوري نه. ادبيات اين مملكت مثل بقية چيزها در حال فناست. لطفا آن را تسريع نكنيد. من خودم هم ضايع حرف مي زنم (متأسفانه) ولي شما روي همه را سفيد كرده ايد. دست مريزاد. ناراحت نشويد، فحش بدهيد لطفا.
(ما نفهميديم شما از چي ناراحت ايد. از آقايان؟ از صفحه روزها؟ از جمله ها؟ به هر حال حبيبه جعفريان خوشحال شد، كسي هم ناراحت نشد، فحش هم نمي دهيم.)
توضيح
توي شماره 92 مجله، خبري كار كرده بوديم كه ماجراي به ايران آمدن ويگو مورتنسن و ملاقاتش با خانم سارا صولتي را روايت مي كرد. از طرف وكيل ايشان توضيحي دربارة اين خبر داده شده كه عينا اين جا مي آوريم:
سارا صولتي كه فيلمسازي را از سن 13 سالگي شروع كرده در كارنامة خود آثار متعددي دارد كه از جملة آن ها مي توان به فيلم بلند بازگشت به خانه و سريالي با همين نام (در سن 15 سالگي) و همچنين فيلم كمين با بازي متين عزيزپور اشاره كرد.
سارا صولتي سه سال است كه دست به كار نگارش رماني بسيار بلند با نام سي جي ام است كه تاكنون نه هزار صفحه از آن را به رشته تحرير درآورده است. او در اين كار از تلفيق فضاي رئال و سوررئال به متني پيچيده و تخيلي رسيده است.
اوايل تابستان امسال كه خانم سارا صولتي نويسنده و سينماگر جوان بر اثر يك حادثة تصادف در بيمارستان بستري بودند، ويگو مورتنسن، بازيگر نقش آراگورن در سه گانة ارباب حلقه ها براي عيادت از وي و اداي احترام به حرفه و يك همكار جوان در سفري يك روزه به ايران آمد و در بيمارستان از وي عيادت به عمل آورد.
ويگو مورتنسن كه علاوه بر حرفة بازيگري شاعر و نقاش قابلي نيز هست، عقايدش ضد بوش و احترام خاصي براي مسلمانان قائل است.
نامه هاي شما رسيد:
محمد كربلايي جعفر (شك نكن خود ما هم از آن لينك ها خبر داشتيم. ايضا از اين كه ديگر جواب نمي دهد)، امان نياز نديمي (آن تصوير، يك طنز تصويري مربوط به مطلب داشت)، بهنام زيرك كار، ياسمين، احسان ريحاني منش (يادداشت)، زهرا روحاني، غلامعلي دهقان، آيلين لازمي (با دفتر مجله تماس بگيريد، شايد موجود باشد)، فرزانه شريفيان، شقايق (خواننده بايد عاقل باشد!)، بهراد دلاوري (ما دربارة تنيس مطلب زياد كار كرديم و باز هم به مناسبت اش كار مي كنيم)، شيما روحاني، سيدامير شيرخدايي، سيدميلاد صفويان (فكر كنم اگر آدم كمي به كارهايي كه اين آقا كرده فكر كند، دليلي براي شيفتگي اش نداشته باشد)، آوا شايان فر (اميدواريم سال بعد هم برايتان پر از موفقيت و خاطره هاي خوب باشد)
مريم زاهدي
از شماره۸۷ تا به حال، فقط جلدهاي همان شماره۸۷ (امين حيايي در حالت هاي مختلف) و اين آخرين شماره، 91 (آن پسر روي بال هواپيما) به دل من نشسته و بقيه به نظرم مثل جلدهاي هميشگي تان نبوده است.
صفحة بسم الله كمي افت كرده. قبلا عكس ها خيلي مرتبط تر با حديث و جذاب تر بود.
يادداشت هايتان كماكان از خواندني ترين صفحات مجله است. من به خصوص از يادداشت هاي ايمان جليلي دربارة گوسفند شبيه سازي شده (90)، يادداشت سودو كو حسين شريف (91)، يادداشت احسان عمادي با عنوان امسال، همين امسال (91) و يادداشت آخري احسان رضايي با سوژة سرخ پوست ها (92) خيلي خيلي خوشم آمد. واقعا شماها چطور مي توانيد با هر موضوعي، اين قدر خوب بنويسيد؟
صفحه رويداد در هفته همچنان خوب و خواندني است. كاش در تلويزيون هم يك بخش خبري بود كه مثل شما خبرها را مي گفت.
گزارش هايتان به وضوح خيلي بهتر شده و سراغ موضوعات بهتري هم مي رود. توي اين چند شماره، گزارش وسواس (89)، مصاحبه با آن جاهل (90)، گزارش خالكوبي (91) و تمام گزارش هاي اين شمارة آخر (91) خواندني و دست اول بودند. همين طور گزارش مدل هاي جديد مو، در شماره۸۷ كه راست كار خود همشهري جوان بود.
صفحة سينمايي مصاحبه هاي خوبي دارد. مثل مصاحبه با حسام نواب صفوي (89) و رسول ملاقلي پور (91). ولي عجيب است كه همين سرويس، گاهي مصاحبه هاي نچسب و غيرخواندني مي گيرد، مثل مصاحبة باران كوثري (88) و يا مصاحبه هاي فيلم جديد ده نمكي (90) كه اصلا به نظر من ارزش چهار صفحه مطلب را نداشت.
هر چند مطالب ويژة صاحبدلان تان خوب نبود، اما مجموعة مطالب راجع به سريال هاي ماه رمضان (شماره 90) خيلي خوب بود. به خصوص با آن تقسيم بندي كه هر كدام از اين سريال ها چه شيوه اي براي انتقال مفاهيم مذهبي دارند.
معمولا هر شماره، 2 صفحه دربارة فيلم هاي خارجي داريد. اما سطح اين مطالب خيلي بالاست و من كه خودم خيلي هم فيلم مي بينم، خيلي از مطالب اين صفحات را متوجه نمي شوم. مثل آن مطلب برايان دي پالما (شماره 87). تنها مطلب سينمايي خارجي بود كه من دوست داشتم، مطلب آخرين فيلم جت لي (شماره 88) و خانواده هاي هاليوودي (در همين شماره آخر) بود. هرچند همين دو تا هم كلي عبارت و حرف قلمبه سلمبه داشت.
صفحات سبك زندگي خوب است. اما گاهي وقت ها يك چيزهايي توي آن مي آيد كه خودمان هم بلديم و هيچ نكتة جديد و جالبي ندارد، مثل سبك زندگي دعا (شماره 88). توي اين چند شماره، فقط سبك زندگي هاي تسبيح (87)، شب قدر (89) و خلباني (91) خوب بودند.
صفحة ادبيات خيلي خوب شده است. هر دفعه اش به يك پروندة كوچولو شبيه است. مثنوي (شماره 87)، عمران صلاحي (89)، برندة نوبل امسال (90) و جين آستين (92) حرف نداشت. فقط لطفا باز هم سراغ كتاب هاي قديمي خودمان برويد.
صفحة موسيقي هم مثل صفحة سينماي خارجي، تخصصي شده و بعضي شماره هايش مثل باب ديلن (90) يا گروه فانوس (91) را اصلا نمي شود فهميد. (به خصوص من مي خواستم ببينم اين باب ديلن كي هست كه اين همه معروف شده كه نفهميدم.) فقط مصاحبه با آريا عظيمي نژاد (89)، خوب و خواندني و قابل فهم بود.
صفحات ورزشي تان خيلي خوب است. آن گزارش دوپينگ وزنه برداران (شماره 90) محشر بود. براي من كه قبلا هيچ علاقه اي به دنياي ورزش نداشتم، اين صفحات شما خيلي خواندني است. شمارة پيش (91) كه از ورزش بانوان نوشته بوديد هم، خيلي خوب بود و جاي تشكر دارد كه به ما كه اين قدر با سختي مي توانيم ورزش بكنيم و اصلا امكانات آقايان در اختيارمان نيست، پرداخته بوديد. يك نكتة كوچك ديگر هم دارم. آن مطالب خوب در مورد كاناوارو (89) و آرسن ونگر (90) را در مورد بازيكن ها و مربي هاي ايراني هم داشته باشيد. مثل گزارش افطاري علي پروين (89) كه خيلي خواندني بود.
صفحات جهان خيلي خوب و خواندني است و به خصوص قلم احسان ناظم بكايي هم خيلي خوب است. (شما چقدر احسان داريد!)
فكر مي كنم نقطه ضعف نشريه، صفحات دانش باشد. اين صفحات يك سر و گردن از تمام نشريه پايين تر است. حتي گرافيك و شكلش هم خيلي با بقية مجله فرق دارد. از شما كه هميشه خيلي زود يك پروندة كامل براي هر موضوعي داريد مثل برندة نوبل ادبيات (90) يا قضية تكثير فيلم هاي خصوصي (92)، توقع داشتم در مورد تولد گوسفند شبيه سازي شدة ايراني، يك پروندة كامل بنويسيد يا در مورد سفر انوشه انصاري به فضا، شما چه مطلبي داشتيد؟ همين طور آن مطلب ديدن هلال ماه نو (شماره۹۰) با اين كه به موقع بود، ولي زياد خواندني نبود.
اين بخش در شماره هاي بعدي بخوانيد و طنزش خيلي خوب است. كاش حجم بيشتري را به گزارش پشت صحنة مجله اختصاص بدهيد.
روزها هميشه خوب است، ولي بعضي شماره هايش عالي است. مثل شماره۸۹ كه يك مطلب عالي از نهج البلاغه انتخاب كرده بوديد كه آدم را شاكي مي كرد و نقشة زندگي امام علي(ع) را هم داشتيد كه از آن كارهاي به خصوص همشهري جواني بود. شماره۹۱ و پروندة جنگ هاي صليبي با آن متن طنز محشر برايم خيلي جالب بود كه هر دو تاي اين مناسبت ها را پارسال هم داشتيد و مطالب امسالتان اصلا هيچ شباهتي به آن پارسالي ها نداشت. من منتظرم ببينم سال بعد براي شهادت امام علي چه كاري مي خواهيد بكنيد.
اين را قبلا هم نوشته ام و هيچ توجهي نكرده ايد. پس دوباره مي نويسم: براي صفحات راهنما نمي خواهيد هيچ فكري بكنيد؟ چرا اين همه مطلب خوب را به زور و ريز ريز در يك حجم كم جا مي دهيد؟
صفحات موفقيت را نمي خوانم؛ مگر مطلب خاصي داشته باشد. مثل اين شماره (92) كه مصاحبه با نويسندة كتاب قورباغه ات را قورت بده بود و آدم مي توانست بفهمد ماجراي خود اين كتاب چي هست.
رازهاي سرزمين من، همچنان جذاب و جالب است. از صفحات گالري هم خيلي لذت مي برم. به خصوص اين شماره كه كارهاي محمدرضا دوست محمدي بود. آن مجموعه كارهاي بسم الله (شماره 89) هم خيلي خوب بود. چون به آدم ايده مي داد.
مهمان هفته ها، چند وقتي است كه يكنواخت شده. يك آدم مي آيد و از خاطراتش كه هيچ كدام هم جالب يا بامزه نيستند، تعريف مي كند. همين. لطفا يك فكري به حال اين صفحه بكنيد.
|
|
|
|
|
فهرست
يادداشت
يادداشت بچه هاي تحريريه همشهري جوان
گزارش
قرباني بعدي كيست؟/پرونده اي درباره حريم خصوصي
و اخلاق عمومي
تهران 1400 / 15 سال آينده پايتخت چه جذابيت هايي
براي تماشا خواهد داشت
كل كل آكادميك! / هيچ دانشگاه ايراني در جهان
رتبه اي ندارد
سينما و تلويزيون
تا تراول چك نگيرند، نمي آيند / گفت و گو با رضا رشيدپور،
مجري برنامة عبور شيشه اي
پيتزا كِشي در پيچ شمرون / گزارشي از پشت صحنه سريال
توي گوش سالمم زمزمه كن
داستان هاي عامه نپسند / روايت هاي متفاوت سينمايي
به بهانه فيلم هاي تقاطع و كافه ستاره
ادبيات
راز دن براون / دن براون نويسنده آمريكايي و چهار رمان او
كه جزء پر فروش هاي آمريكاست
موسيقي
يك فنجان ديگر با يوسف اسلام / كت استيونس
پس از سه دهه آلبوم جديدش را روانه بازار كرد
سبك زندگي
رسيدن به قله در 3 سوت / مهارت هاي رواني
ورزش
سلاطين پابرهنه فوتبال / گزارشي از پشت پرده حضور ايران
در جام جهاني فوتبال ساحلي
عباس در سرزمين عجايب! / داستان سفر عباس رزاقي
به دور دنيا با دوچرخه
مصائب يك عاشق ميلياردر / تمام چيزهايي كه در مورد
آنري نشنيده ايد
دانش
كشتار با انرژي / سلاح هاي ليزري به زودي شيوه جنگيدن را
تغيير مي دهند
جهان
جايت خالي بود، رفيق / مطالبي در استقبال از بازگشت اورتگا
به قدرت در نيكاراگوئه
موفقيت
شوخي ها و آدم ها / آيا شوخ طبع ها از نظر روان شناختي
سالم ترند؟
رازهاي سرزمين من
جواهر لعل الماس / خزانه جواهرات ملي، گنجينه اي پر از
ذوق و هنر ايراني
گالري
آن رنگ در باران آمد / آثار تصويرگران كتاب كودك
مهمان هفته
وطنم يك دنياست / يادداشتي از محمد علي اينانلو
مجري برنامه مردم ايران سلام
روزها
عزل اميركبير از صدارت
نخستين نمايش فيلم دختر لر
درگذشت محمد بن جرير طبري
درگذشت غلامحسين خان درويش
صلح ديتون، پايان جنگ بوسني
درگذشت پروفسور عبدالسلام
تولد كارلو كلودي (خالق پينوكيو)
درگذشت جك لندن
تولد تيپو سلطان
تولد ولتر
تولد رنه ماگريت، نقاش سوررئال
آرامش در طوفان / انقراض خلافت اموي و رشد انواع و اقسام فرقه ها
رويداد هفته
زندگي
سينمايي
ورزشي
راهنما
سينما/تلويزيون
كتاب/هنر
رايانه/بازي
|
|
|
|
|
|