- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۹۴ - شنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۵ - - Nov 18, 2006
docharkhe
جيمز باند در سولقون!
014082.jpg
ببينيد كِي است اين را داريم مي گوييم. اين تاريخ را يادداشت كنيد. شنبه بيست و هفتم آبان ماه هزار و سيصد و هشتاد و پنج، اينجانبان نويسندگان هفته نامه معظم همشهري جوان پيش بيني مي نماييم كه به زودي جوانان غيور ايراني، ركوردهاي دوهاي امدادي را در تمامي رشته ها يعني از چهار در صد متر گرفته تا چهار در چهارصد متر و حتي در چهار در ماراتن، شكسته و ركوردهاي تازه اي در جهان ورزش از خود به جا خواهند گذاشت. ما همين حالا هم كه داريم اين ها را مي نويسيم، انگشت حيرت به دندان گزيده ايم كه چه شده كه اين ركوردها تا حالا توسط هموطنان ما شكسته نشده. اگر نه ما در ميادين مختلف ثابت كرده ايم كه چنين استعدادي دارد توي خون ما غلغل مي كند. فقط يك بار ديگر مراسم قهرماني تيم هاي فوتبالمان را در سال هاي اخير به ياد بياوريد. آن بغل زدن جام هاي قهرماني و آن فرارهاي تاريخي كه در صورت ثبت ركورد بايد جهاني مي شد. اين اتفاقي بود كه هفتة پيش موقع گرداندن مشعل بازي هاي آسيايي دوحه هم با آن مواجه شد. ماجرا هم از اين قرار بود كه تقريبا تمامي ملت ايران كه هر كدام نمايندة بخشي از جامعة ورزش ما بودند(!) دست به دست هم دادند و هر كدام كه مشعل به دستشان رسيد، دست به يك فرار تماشايي زدند . يكي اش عمة ما كه به نمايندگي از جامعة عمه هاي ورزشكار كشور چند كيلومتر با مشعل بازي هاي قطر در يكي از پيست هاي اسكي كشور دوندگي كرد. بچه هاي سرويس سينمايي مي گويند با توجه به اين كه مشعل بازي ها در مناطق مختلف از قبيل تله كابين توچال، درياي عمان، كوير لوت، رودخانه جاجرود، پيست شمشك، زير آب، روي آب، توي مترو و انواع و اقسام محيط ها به شكلي تماشايي محلي شده است، جيمز باند وسوسه شده كه فيلم بعدي خود را در لوكيشن هايي مانند سولقون، اوشون فشم، دروازه دولاب، ورزشگاه شهيد دستگردي، شهرك غزالي و اين ها بازي كند.

از هميشه آماده ترم
014058.jpg
براي بازي ايران ـ كره جنوبي طبق معمول بيست، بيست و پنج نفر به تيم ملي دعوت شدند و طبق معمول شصت هفتاد نفر كه خود را لايق حضور در تيم ملي مي دانستند دعوت نشدند. چون اين اتفاقي است كه از زمان خورده شدن سيب توسط ننه حوا تا قيام قيامت همين طور تكرار خواهد شد و چون مصاحبه هايي كه اين بازيكنان انجام مي دهند هميشة خدا عين همديگر است، ما يك مصاحبه با يك بازيكن فرضي انجام مي  دهيم. شما مي توانيد آن را به هر وقت كه دلتان خواست و به هر كه دلتان خواست تعميم بدهيد.
آقاي فلان، اسامي تيم ملي هم اعلام شد، اما باز هم اسم شما نيست، مي دانستيد؟
واقعا مي گوييد. نمي دانستم، دارم از شما مي شنوم.
نظرتان دربارة فهرست اعلام شده چيست؟
چي بايد بگويم. مطمئن بودم كه اين بار دعوت مي  شوم. اما آقايان نظر ديگري دارند كه دلايل اش كاملا برايم روشن است.
فكر مي كنيد چرا دعوت نشده ايد؟
من در هفته  هاي گذشته بهترين بازي هايم را كرده ام و هيچ وقت اين قدر آماده نبوده ام، بقيه اش را نمي دانم.
اما شما چند سال است كه به تيم ملي دعوت نمي شويد.
هميشه در آخرين لحظه اسمم ازليست در مي آيد. مردم خودشان قضاوت مي كنند.
اعتراضي نداريد؟
نه. چه اعتراضي. من حقم را از خدا مي گيرم. اين ها كه كسي نيستند...
بقيه اش را هم بنويسيم يا خودتان مي دانيد.

دادكان سه روز مانده به پايان مهلت فيفا استعفا داد
بامرام بازي در ثانيه آخر
014085.jpg
مهدي امير پور
با اين كه همه تصور مي كنند با استعفاي محمد دادكان خطر تعليق فدراسيون از سر فوتبال ايران باز شده، اما هنوز هم خطري رفع نشده. مشكل ايران در فيفا چندان ارتباطي به استعفاي محمد دادكان ندارد. اصل ماجرا بر مي گردد به اساسنامة فدراسيون فوتبال ايران كه در آن براي رئيس سازمان تربيت بدني، حق عزل رئيس  فدراسيون فوتبال را در نظر گرفته و اين به معناي دخالت دولت در كار فوتبال است.
با وجود اين، كنفرانس مطبوعاتي دادكان در دفتر كارش در ميدان كتابي تهران در فهرست مهم ترين اتفاقات چند روز گذشتة فوتبال ايران قرار مي گيرد. كنفرانسي كه در آن، دادكان حرف هايي تكراري زد كه در بين آن ها اتهام به رسانه ها بابت رشوه گرفتن، افتخار به اين كه علي آبادي بركنارش كرده، توپيدن به منتقدان فدراسيون در زمان خودش و دفاع از درودگر، مجد و غياثي، بيشتر حس شد. البته جالب تر، اين بود كه دادكان اصلا دربارة اتهاماتي كه در اين مدت به فدراسيون فوتبال در دورة او زده شده، هيچ جوابي نداد. نه از فروش اتومبيل هاي آردي پاداشي رياست جمهوري حرفي زد، نه از افتضاحي كه بابت پروندة نفت و راه آهن در دورة رياست او رخ داده بود.
هر چند كه او مهم ترين حرفي را كه بايد مي زد، به زبان آورد: به خاطر مردم ايران، از سمت رياست فدراسيون فوتبال استعفا مي كنم. و البته دكتر در توضيح اين كه چرا 5 ماه پس از گذشت مسابقات جام جهاني، اين حرف را مي زند، گفت: كسي از من نخواسته بود استعفا بدهم. همه اش مي گفتند لازم نيست استعفا بدهيد. ما خودمان مشكل را حل مي كنيم. هر چند كه داريوش مصطفوي در يك جملة تاريخي، موضع خودش را دربارة اين كنفرانس اعلام كرد و گفت: ديد چيزي نصيبش نمي شود، استعفا داد.
به هر حال با اين كه پيش بيني مي شد با استعفاي دادكان، مشكلات فوتبال ايران حل شود، اما با استعفاي دادكان، نه تنها مشكلي از مشكلات فوتبال ايران حل نشد، بلكه چند تا مشكل ديگر هم اضافه شد.

دعواي حجازي و قلعه نويي اين بار
به محروميت ناصرخان كشيده شد
فعلا نيمكت بي نيمكت!
014049.jpg
ليلي خرسند
دعواي بين امير قلعه نويي و ناصر حجازي را بايد جنبشي از تاريخ معاصر فوتبال ايران به حساب آورد. الان ده سالي مي شود كه اين دو نفر به پر و پاي هم مي پيچند و تا حالا كسي توي اين گيس كشي كوتاه نيامده. از سال۷۶ كه فتح الله زاده مدير وقت استقلال، قلعه نويي را به يك كلاس آموزش مربيگري در آلمان فرستاد و امير پس از بازگشت، دستيار ناصر حجازي شد، آب اين دو نفر توي يك جوي نرفته؛ تا حالا كه قلعه نويي ديگر سرمربي استقلال به حساب مي آيد و ناصرخان روي نيمكت نساجي مي نشيند. هر چند كه پس از حرف هاي تند حجازي به قلعه نويي و شكايت امير از ناصر و احضار حجازي به كميته انضباطي و نرفتن ناصر خان به آن جا، او ديگر حق نشستن روي نيمكت نساجي را هم ندارد. اتفاقي كه باعث شد در آخرين مسابقه نساجي، در ليگ دسته اول ايران، تماشاگران قائمشهري حسابي از خجالت سرمربي تيم ملي در بيايند. با اين كه قلعه نويي اين شكايت را حق طبيعي خودش مي داند و براي توجيه آن، بحث دفاع از شخصيت سرمربي تيم ملي را پيش كشيده، اما همه مي دانند كه اين اختلاف، ريشة عميق تري دارد. در واقع، ريشة اين اختلاف را مي توان در نگنجيدن دو پادشاه در يك اقليم دنبال كرد. به هر حال تا همين چند سال پيش، حجازي مي توانست جايگزيني براي هر يك از مربيان وقت استقلال باشد و هر وقت تيم مي باخت، تماشاگران با شعار دواي درد آبي... فقط ناصر حجازي نامش را توي سر مدير مي كوبيدند. اما پس از سه سالي كه قلعه نويي سرمربي تيم بود، حالا ديگر همه حجازي را فراموش كرده اند و امير خان جاي حجازي را در بين تماشاگران گرفته. نبايد شك كرد كه اين كنار رفتن، براي حجازي گران تمام شده. وقتي او به قائمشهر رفت، قابل پيش بيني بود كه او ديگر چشمي به نيمكت تيم ندارد. حتي وقتي هم مقداد نجف نژاد مدير استقلال شد، او تمام انرژي خودش را براي بازگشت خرج كرد، اما گويا تمام راه ها بسته بود.
به هر حال، فعلا حجازي با وعده هاي از ايران مي روم و قلعه نويي را كوچك تر از آن مي بينم كه جوابش را بدهم سرگرم است، اما محروميت او پا برجاست. محروميتي كه بخشي از آن را هم بايد به گردن خود حجازي گذاشت. او هيچ قراردادي با نساجي امضا نكرده و اين اتفاق در ليگ دسته اول، غـــيرقــانوني است.

رويدادهفته
پرسپوليس فيلم مي شود!
فرشيد كريمي در فتح بهشت

هفتة گذشته يكي از دوستان طي يك sms شديد اللحن به ما اعلام فرموده بودند كه تيم پرسپوليس براي بازي در يك فيلم سينمايي قرارداد بسته. كليد كرده بودند كه نام فيلم، كارگردان، موضوع فيلم و غيره را بدانند. ما هر چي اين در و آن در زديم هيچ كس اين خبر را تأييد نكرد. اما يك منبع موثق به نام محمد جباري دبير سرويس سينمايي مجله وقتي مورد پرسش واقع شد در كمال تواضع تأييد كرد كه تا امروز كه چنين خبري نبوده اما شايد بعدا يك خبري بشود!
ما با وجود اين كه خبر فوق الذكر تا اين لحظه از سوي هيچ منبع مستقلي تأييد نشده، توانايي هاي بازيكنان پرسپوليس را بين بچه هاي تحريريه به نظرخواهي گذاشتيم و بچه ها چند بازيكن پرسپوليسي را براي ايفاي نقش هاي زير مناسب تشخيص دادند.
فرشيد كريمي به جاي ژرارد پارديو در فيلم فتح بهشت
الونگ الونگ به جاي ويل اسميت در فيلم مردان سياه پوش
رابرت ساها به جاي شارون استون در فيلم متخصص (بقيه فيلم هايش را يادمان نيامد)
مهرزاد معدنچي به جاي پيترسلرز در فيلم پلنگ صورتي
مهرداد اولادي به جاي برت لنكستر در فيلم بندباز (حالا!)
بقيه شان را هم مي خواستيم بنويسيم، اما گفتيم خودتان هم كمي خلاقيت به خرج بدهيد!
014040.jpg
پاسخ به نامه  هاي شما
پيمان آمد، سرهنگ نيست

در رابطه و در راستاي اين كه ما باز يك هفته پاسخ به نامه ها نداشتيم، كلي سؤال تلنبار شد و خوانندگان شروع كردند به تلفن زدن و چانه زني از بالا، فشار از پايين تا ما را وادار كنند به اين پرسش  ها جواب بدهيم، اين هفته چند تا از سؤال هاي شما را پاسخ داده ايم.
آقاي ميم روانبخش از استان مازندران. در مورد دوستمان پيمان يوسفي بله حق با شماست. ايشان دوباره گزارش هايشان را شروع كرده اند و گويا آن موضوع برطرف شده است. در مورد اين كه پرسيده ايد چرا آقاي عليفر ديگر گزارش نمي كند هم ما يك چيزهايي شنيده ايم ولي چون مطمئن نيستيم نمي نويسيم. ولي ارتباط اين ممنوعيت با مصاحبة ايشان در همشهري جوان را تكذيب مي كنيم.
خانم رزم آرا از تهران. نگران نباشيد ماجراي فدراسيون فوتبال و محروميت از طرف فيفا زيادي جدي نيست. با يك مسؤولي در يك جايي صحبت مي كرديم مي گفت: آقاي (...) بيجا مي كند. مگر دست خودش است كوتاه نيايد. مملكت كه مسخرة ايشان نيست. يك ويشگون ازش بگيرند زير صد تا عذرخواهي را امضا مي كند! باز هم توضيح بدهيم؟
احسان شاد. نه خير ما خبر نداريم بازيكني به نام غنچه عراقي كه در تيم آقاي فيروز كريمي بازي مي كرد، الان عضو كدام تيم است.
بعدش هم، راجع به چي با اين بازيكن مصاحبه كنيم؟ شاد هستيد ديگر. چي بگوييم!
014034.jpg
گسترش گلف در مدارس
چشم و چار هم را در نياوريد

براي اطلاع تمام كساني كه فكر مي كنند اغلب مدارس كشور آبخوري درست و حسابي ندارد، و بخاري ها خراب است، بچه هاي مردم سرما مي خورند آب بيني شان عين يويو مي شود، بايد بگوييم زهي خيال باطل. زهي منفي بافي. براي همة كساني كه فكر مي كنند زنگ ورزش يعني اين كه معلم بيايد حاضر و غايب كند، بعد چهار نفر بروند گل كوچك بازي كنند، بقيه هم بروند سراغ بوفه، ساندويچ بخورند، بايد بگوييم زهي خالي بندي.
شما فقط اين خبر را بخوانيد: اعضاي هيأت رئيسة فدراسيون گلف در آخرين نشست خود تصميم گرفتند شرايطي فراهم شود كه گلف در مدارس ايران آموزش داده شود. در اين جلسة آموزش گلف در سطح مدارس و عمومي كردن اين ورزش بين دانش آموزان به عنوان يكي از مسائل مورد بحث هيأت رئيسه مطرح شد... ما با ابراز شادماني از چنين تصميم مهمي كه مطمئنا به تحولي عظيم در ورزش ما خواهد انجاميد و به گلف ما ابعادي جهاني خواهد داد مي خواستيم چند توصية كوچك به دانش آموزان عزيز داشته باشيم:
۱ ـ از زدن ضربات گلف به سمت پنجرة خانه هاي همسايه به شدت پرهيز كنيد.
۲ ـ مواظب باشيد با چوب گلف، شمشيربازي نكنيد تا توي چشمتان بخورد.
۳ ـ آوردن توپ را از خيابان بهانه نكرده، از كلاس ها جيم نشويد. ديگر هم مورد خاصي نمي بينيم. موفق باشيد.
014091.jpg
امير قلعه نويي و مرغ يك پا
كره جنوبي با تمام قوا

يكي از اساسي ترين نكات در مورد بازي ايران - كره، اطلاعات دسته اول امير قلعه نويي، سرمربي تيم ملي دربارة تيم كره بود. اميرخان كه براي گرفتن فيلم بازي كره چند روز به آرشيو شبكه سه دخيل بسته بود در هفتة گذشته چنان چيزهايي دربارة تيم كره مي گفت كه الان چند روز است مدهوش افتاده ايم. سناريويي كه مي خواهيم بنويسيم بر اساس يك داستان كاملا واقعي است، اما چون نمي توانيم منابع مان را فاش كنيم، شما فكر كنيد خيالي است.
شنبه صبح امير قلعه نويي: تيم كره با تمام بازيكنانش به تهران مي آيد.
شنبه عصر - يك منبع موثق در تماس تلفني: امير خان شما از كجا مي دانيد تيم كامل شان مي آيد. مربي شان گفته لژيونرها را نمي آورد. امير خان: پس اين مرتيكه كي رو دعوت كرده.
منبع: همة بازيكن ها زير 23 سال هستند كه البته هفت هشت تاشون در تيم جام جهاني كره هم عضو بودن.
يك شنبه صبح - امير قلعه نويي: كره با همان بازيكنان جام جهاني اش به تهران مي آيد! من اين را از يك منبع موثق شنيده ام.
يك شنبه عصر - منبع موثق، تماس تلفني: امير خان من كي گفتم؟ گفتم هفت هشت بازيكن كه اغلب هم در جام جهاني ذخيره بوده اند. لژيونرها هم نمي آيند. عين بازي ايران - كره كه در كره انجام شد.
امير خان: چه فرقي مي كند؟
دوشنبه صبح - امير قلعه نويي: همان طور كه گفته بودم كره با تمام نفراتش به تهران مي آيد، اما به دروغ گفته اند تيم كامل شان را نمي آورند. همان كلكي كه در كره هم مي خواستند به ما بزنند! من اين را از يك منبع موثق شنيده ام.
اين داستان نزديك به دو هفته ادامه پيدا كرد...!
014070.jpg
خطر در كمين محبوب ترين مربي ليگ برتر
قرص فشار خون در جيب شاغلام

كافي است مسابقات ليگ برتر ايران را دنبال كنيد تا بدانيد فجر با سرمربيگري غلام پيرواني، با 15 امتياز از هفت مسابقه تنها بالاتر از راه آهن پانزدهمين تيم ليگ برتر به حساب مي آيد. البته اين براي همة ما عادي شده كه فجر در بازي هاي ابتدايي خودش در هر سال، افتضاح به بار بياورد و در نيم فصل دوم، وقتي كه بازيكنان جوان تيم به ليگ برتر عادت كردند، شگفتي ساز بشوند. با وجود اين، شاغلام اصلا به اين ماجرا راضي نيست. كساني كه مسابقات فجر را از نزديك تماشا مي كنند، ديده اند كه شاغلام پس از گل خوردن فجر، چيزي بالا مي اندازد و بطري آب را بالا مي رود. اين هفته يكي از خبرنگاران از او دربارة اين پرسيده و شاغلام جواب داده: «نخودچي كشمش است. مي خورم كه توي اين بازي هاي كسل، خوابم نبرد.» اما گويا چيزي كه شاغلام بالا مي اندازد، قرص فشار خون است. حالا يكي نيست به شاغلام بگويد كه استاد اين قدر زندگي را سخت نگير. هفت سال تيم را در ليگ برتر نگه داشتي، امسال هم مي تواني!
014061.jpg
روز پنجم مرحله گروهي ليگ قهرمانان
جنگ بارسا براي صعود

حالا كه فن نيستلروي در آخرين بازي رئال مادريد، چهار گل براي تيمش زده و رونالدينيو در مسابقة بارسلونا - ساراگوسا دو تا گل زده و يك پاس گل داده، ديگر همه به عمق حساسيت رقابت بين بارسلونا و رئال مادريد پي برده اند. وردربرمن و شالكه و اشتوتگارت هم در بوندس ليگا براي خودشان غوغا كرده اند و در ليگ برتر، چلسي و منچستر و آرسنال يكه تازي مي كنند. در ايتاليا هم كه فعلا اينتر براي خودش جولان مي دهد. با اين حساب اصلا نبايد رضايت بدهيد كه مسابقات اين هفتة باشگاه هاي اروپا را از دست بدهيد. از سمت ديگر، مسابقات ليگ قهرمانان اروپا هم بكوب پيش مي رود. از بارسلونا كه كار صعودش به اما و اگر كشيده، بگيريد تا چلسي كه از حالا صعودش قطعي شده.
014013.jpg


سلاطين پابرهنه فوتبال
جام جهاني فوتبال براي ايران خاطره اي ناخوشايند بود. اگر چه خاطره ها هميشه آخرش شيرين مي شوند
014229.jpg

احمدزاده بهترين بازيكن ايران در مسابقات كه در بازي با كانادا پنالتي را از دست داد در مسابقه با اسپانياهم چندان چشمگير بازي نكرد
014223.jpg

عكس يادگاري تيم ملي ايران با تيم فرانسه با حضور سلطان اريك به يك اتفاق تاريخي بدل شد
014220.jpg

فرشاد فلاحت زاده، بازيكن سابق تيم ملي و استقلال و عضو كنوني تيم فوتبال ساحلي از كانتوناي بزرگ به عنوان منظره براي عكس انداختن استفاده مي برد!
014217.jpg

ديدار ايران -فرانسه با وجود شرايط نابرابر و مشكلات بچه هاي ما، چندان هم آبروريزي نبود
014226.jpg

طبيعي است كه كميته فوتبال ساحلي ، از حالا به دنبال ساخت زمين در جزيره كيش باشد. چون ماسة آن، شباهت زيادي به ماسة ساحل هاي برزيل دارد
مهدي اميرپور
شايد براي شما سر و ته جام جهاني فوتبال ساحلي با سه تا خبر به هم آمده باشد؛ سه تا خبر كه هر سه هم به باخت تيم ملي ايران بر مي گشت. يكي باخت به كانادا، ديگري شكست از اسپانيا و سومي هم باخت به فرانسه. با وجود اين، داستان حضور تيم ملي ايران در اين مسابقات، به قدر كافي جذاب است. تيمي كه تنها دو ماه پس از آغاز به كارش، به جام جهاني فوتبال ساحلي صعود كرد و بدون اين كه كسي بفهمد، روي شن هاي داغ ساحل ريودوژانيرو هنرنمايي مي كرد.
ارديبهشت امسال، زماني كه تمام تماشاگران فوتبال ايراني در عطش جام جهاني۲۰۰۶ بودند، يك تيم، بي سر و صدا به امارات رفت تا در مسابقات مقدماتي جام جهاني فوتبال ساحلي شركت كند. در اين تيم، بهزاد داداش زاده، رضا حسن زاده، فرشاد فلاحت زاده، محمدرضا مهرانپور و چند بازيكن بازنشستة ديگر بازي مي كردند.
دست آخر هم با اين كه تيم از ژاپن و بحرين باخت، اما با شكست دادن چين و امارات، به عنوان تيم سوم آسيا براي اولين بار به مسابقات جام جهاني فوتبال ساحلي صعود كرد.
اما پس از اين كه محمد دادكان از رياست فدراسيون فوتبال كنار رفت، سياست هاي فدراسيون فوتبال ساحلي هم عوض شد. سياست استفاده از بازيكنان بازنشسته كه حتي توصية فيفا به كشورهاي تازه وارد دنياي فوتبال ساحلي است، جاي خودش را به حضور بازيكنان جوان در تيم ملي داد. براي همين، يك سري مسابقات قهرماني كشور در ايران انجام شد كه پس از پايان آن، 40 بازيكن براي اردوي اولية فوتبال ساحلي ايران انتخاب شدند. فرشاد فلاحت زاده و بهزاد داداش زاده هم كه تا پيش از اين، بازيكنان تيم ملي به حساب مي آمدند، شدند مربي تيم ملي فوتبال ساحلي ايران.

سفر با هفت بازيكن!
اما اين، تازه آغاز مشكلات بود. تيم فوتبال ساحلي، پول چنداني براي اردو زدن در شهرهاي ساحلي ايران نداشت و در تهران هم هيچ زميني براي فوتبال ساحلي وجود ندارد. حتي بحث اين كه چند كاميون ماسه از ساحل درياي جنوب به تهران بياورند تا در اين جا زمين بسازند هم به خاطر هزينه هاي بالا جدي گرفته نشد. تا اين كه بالاخره زمين واليبال ساحلي را پيدا كردند كه سايز آن هم خيلي كوچك تر از اندازة زمين فوتبال ساحلي بود، اما چاره اي جز تمرين در آن نبود. براي همين، هر روز بازيكنان بايد تا كيلومتر 10 اتوبان
تهران - كرج براي تمرين مي رفتند. به هر حال، يكي دو ماهي با اين چهل نفر كار كردند تا اين كه بالاخره دوازده نفر نهايي تيم ملي فوتبال ساحلي ايران انتخاب شد. چند روز پس از انتشار اين فهرست، داريوش مصطفوي دبير موقت فدراسيون فوتبال به كريم مقدم دبير كميتة فوتبال ساحلي ايران نامه نوشت كه براي كاهش هزينه ها لازم نيست دوازده نفر را با خود به برزيل ببرد و دو نفر ديگر را هم خط بزند. از سوي ديگر، فيفا هم دفترچة قانون هاي مسابقات فوتبال ساحلي را براي ايران فرستاد كه در يكي از صفحات آن، از آزمايش دوپينگ هنگام مسابقات جهاني فوتبال ساحلي نوشته بود و حتي نام داروهاي غير مجاز را هم آورده بود.
اين اتفاق، تنها ده روز پيش از آغاز مسابقات جام جهاني افتاد و وقت كافي براي آزمايش دوپينگ از بازيكنان تيم نبود. نمونه گيري از بازيكنان و فرستادن نمونه ها به آزمايشگاه كلن و رسيدن جواب نمونه ها به تهران، بيش از دو ماه وقت مي برد.
از سوي ديگر هم جاي هيچ ريسكي نبود و ايران نبايد در اولين حضورش در مسابقات جهاني ساحلي، حتي يك بازيكن دوپينگي به همراه مي برد. پس چاره اي نبود جز اعتماد كردن به بازيكنان. هر 12 بازيكن نهايي تيم ملي به فدراسيون فوتبال دعوت شدند تا اعتراف كنند كه در اين مدت، دوپينگ كرده اند يا نه. البته هيچ يك از آن ها چنين اعترافي نكردند و به جاي آن، چهار نفر از بازيكنان فقط به استفاده از استامينوفن كدئين و بتامتازون اقرار كردند كه در تست دوپينگ، جواب آزمايش را مثبت مي كند. اين چهار نفر به همين راحتي از فهرست كنار گذاشته شدند و جالب اين كه در بين آن ها حامد قربان پور، بهترين دروازه بان و علي خسروي، بهترين بازيكن مسابقات انتخابي آسيا بودند. با اين حساب، ايران دو ستارة اصلي خود را از دست مي داد. بماند اين كه مربيان به يكي ديگر از بازيكنان هم شك كردند و او را هم خط زدند تا دست آخر فقط هفت بازيكن باقي بماند. تنها 5 روز به آغاز مسابقات باقي مانده بود و حتي پيدا كردن باقي بازيكنان ساحلي ايران كه تعداد زيادي از آن ها در روستاهاي شمال كشور بازي مي كردند، بالاي پنج روز وقت مي برد. نبايد از قلم انداخت كه در فهرست هفت نفري ايران، تنها يك دروازه بان وجود داشت. از بين شش نفر ديگر، چهار نفر بايد فيكس در جام جهاني بازي مي كردند و تنها دو نيمكت نشين براي تيم باقي مي ماند. در واقع، بار ديگر كميتة فوتبال، لاي منگنه گير كرده بود و اين بار هم با دم دستي ترين راه به دنبال حل كردن مشكل رفتند. نام داداش زاده و فلاحت زاده كه مربيان تيم بودند، در فهرست بازيكنان رد شد تا اگر در ريودوژانيرو تيم به مشكلي خورد، اين دو نفر بتوانند براي تيم ملي بازي كنند. با اين مشكلات، تيم به برزيل سفر كرد. البته پيش از سفر، هر يك از بازيكنان تيم ساحلي مجبور بودند 50 ميليون تومان سفته در كميتة فوتبال ساحلي ايران بگذارند. كريم مقدم دبير كميته مي گويد: اين وثيقه را گرفتيم تا اگر كسي دوپينگ كرده بود و به من نگفته بود، نتواند از آخرين خوان بگذرد. هر چند كه گويا در اين بين، بحث پناهندگي بازيكنان تيم ساحلي ايران در برزيل هم چندان بي تأثير نبوده!
چهل ساعت پرواز!
فيفا بليت سفر بازيكنان ايران را براي فدراسيون فوتبال فرستاد. آن ها بايد از تهران به فرانكفورت مي رفتند. از فرانكفورت به مونيخ، از مونيخ به سائوپائولو و از سائوپائولو به ريودوژانيرو. پس به خاطر اين كه تيم ساحلي بايد در خاك آلمان از فرانكفورت به مونيخ پرواز مي كرد، به ويزاي آلمان نياز داشتند. اما سفارت آلمان در ايران فقط سنگ اندازي مي كرد تا اين كه بالاخره پس از چند روز دوندگي، مسير سفر عوض شد.
تهران - فرانكفورت، فرانكفورت - سائوپائولو. البته با اين شرط كه بازيكنان ايران پس از پرواز هفت ساعتة تهران - فرانكفورت، بايد هفده ساعت در فرودگاه فرانكفورت مي ماندند تا پس از آن به مدت سيزده ساعت براي رسيدن به سائوپائولو در سفر باشند. پس از آن هم بايد چند ساعتي را بين سائوپائولو و ريودو ژانيرو سفر مي كردند.
عبداللهي، دارا، هاشم پور، رضايي پور، داداش زاده، فلاحت زاده، احمدزاده، وجدي و ميرزا استواري وقتي پس از يك سفر چهل ساعته به ريودوژانيرو رسيدند، شگفت زده شدند. آن ها در اولين تمرين خود در ساحل درياي ريودو ژانيرو فهميدند ماسة آن جا به ماسه اي كه در تهران، دو ماه روي آن تمرين كرده بودند، هيچ شباهتي ندارد. غير از اين، هواي ريودو ژانيرو در تمام مسابقات باراني بود كه باز هم بازيكنان ايراني آشنايي زيادي به بازي در آن آب و هوا نداشتند.
با اين مشكلات، ايران اولين مسابقة خود را در مقابل كانادا انجام داد. ايران تا سه دقيقه مانده به پايان مسابقه، پنج بر سه از رقيب جلو بود و حتي هفت ثانيه مانده به سوت پايان بازي، شش بر پنج كانادا را شكست داده بود. اما در ثانيه هاي پاياني، يك اشتباه، بازي را شش بر شش كرد. در سه دقيقة وقت اضافه هم كار به جايي نرسيد تا سرنوشت برنده به ضربات پنالتي بكشد. در پنالتي، احمدزاده بهترين بازيكن ايران، اولين پنالتي را خراب كرد و اولين ضربة كانادا گل شد. پس از اين گل، بازيكنان ايران مي خواستند خودشان را براي ضربات بعدي آماده كنند كه تازه فهميدند قانون عوض شده و پنالتي تك تك زده مي شود. با اين بد شانسي، ايران اولين و راحت ترين بازي خود را باخت.

وقتي كه كانتونا به هوا پريد
بازي دوم ايران ـ اسپانيا بود. ديداري كه به خاطر اخراج يكي از بازيكنان در مسابقه با كانادا، روي نيمكت ايران تنها دو بازيكن ذخيره و يك دروازه بان ذخيره نشسته بودند. چنين چيزي در فوتبال ساحلي كه به خاطر سنگيني مسابقه، هر چند دقيقه يك بار بازيكنان تعويض مي شوند، فاجعه به حساب مي آيد. البته فلاحت زاده هم كه يكي از ذخيره ها بود، به خاطر سن و سال بالا، ديگر نفس بازي نداشت و فقط در زمين راه مي رفت. با اين حساب، اصلا عجيب نبود كه ايران يك به شش بازي را به اسپانيا ببازد.
اما در بازي سوم، وضع ايران چندان بد نبود. با اين كه ايران بايد با قهرمان پارسال مسابقات بازي مي كرد و اريك كانتونا روي نيمكت آن ها مي نشست، اما نمايش تيم، برابر فرانسه، كاملا آبرومندانه بود. تيم در وقت اول، سه گل از رقيب خورد، اما در وقت دوم، ايران سه گل زد و در عوض، تنها يك گل خورد. نهايتا هم در دوازده دقيقة سوم با دو گلي كه از فرانسه خورد، بازي را سه به شش باخت. وقتي كانتونا پس از گل ششم به هوا پريد و فرياد زد، همه فهميدند كه ايران نمايش جالبي داشته. البته در استاديوم 10 هزار نفري ريودو ژانيرو تمام تماشاگران به خاطر كانتونا، فرانسه را تشويق مي كردند. در مقابل فقط 10 ايراني براي تيم ملي بوق مي زدند. البته فلاحت زاده اصلا از نمايش تيم راضي نيست. عبداللهي و دارا در اين سه بازي، بسيار ضعيف تر از خودشان بودند. رضايي پور هم كه در مسابقات قهرماني ايران، بهترين بازيكن تيم به حساب مي آيد، در ريودو ژانيرو حسابي حواسش پرت بوده!

بكوب براي سال بعد
اما اين، پايان كار نيست. مسابقات جهاني ساحلي كه هر سال انجام مي شود، سال آينده باز هم در برزيل است. مسابقات مقدماتي آن هم در چند ماه آينده در بحرين آغاز مي شود و كميتة فوتبال ساحلي از حالا به دنبال فرستادن تيم قوي تري به اين مسابقات است. كره جنوبي، استراليا، كويت و چند كشور عربي ديگر مي خواهند با توپ پر به مسابقات بيايند و ژاپن هم كه مثل پارسال مدعي است. بحرين هم كه امسال به جمع هشت تيم برتر دنيا صعود كرد، حالا لقب پر افتخارترين تيم قاره را مال خودش كرده. پس طبيعي است كه كميته فوتبال ساحلي ايران، از حالا به دنبال ساخت چند زمين در جزيره كيش باشد. جزيره اي كه ماسة آن، شباهت زيادي به ماسة ساحل هاي برزيل دارد. البته اين سرمايه گذاري، با پولي كه در بحرين براي اين ورزش خرج مي شود، قابل مقايسه نيست. بحرين امسال فقط براي تغيير تابعيت يك برزيلي، صد هزار دلار خرج كرد تا او در تيم ملي بحرين بازي كند. به هر حال، مسابقاتي كه ميانگين گل زده در هر مسابقه اش، بالاي هشت تا است و مسابقات جهاني آن در 150 كشور، مستقيم پخش مي شود، جذابيت  هاي زيادي دارد كه فعلا در ايران ناشناخته مانده.

قوانين ورزشي كه يكي از جذاب ترين مسابقات دنياست
ورزش پا برهنه ها!
اگر احساس مي كنيد با لگد زدن به توپ چهل تكه توي ساحل شني درياي خزر، مي توانيد خودتان را فوتباليست ساحلي به حساب بياوريد، سخت در اشتباه ايد. فوتبال ساحلي با اين كه تنها ده پانزده سالي است كه رسما راه افتاده، اما رسوم خودش را دارد. ابتدايي ترين رسم، اندازه ها و ابعاد است كه مي تواند چند متري هم بالا و پايين بشود. اندازة زمين فوتبال ساحلي، 37 متر در 28 متر است كه اگر يكي دو متري هم كم و زياد باشد، به جايي بر نمي خورد. عرض دروازه هم 5/5 متر است و ارتفاع تيرك افقي آن، از سطح زمين را 2/2 متر گرفته اند تا با چنين دروازة بزرگي، مسابقات پر گل تر از آب در بيايد.
فوتبال ساحلي، قانون هاي عجيبي دارد. يكي از آن ها محوطة جريمه است. دروازه بان ها در اين بازي فقط تا 9 متر جلوتر از خط اوت مي توانند توپ را با دست بگيرند. اما جالب اين جاست كه اين محوطه تا خط كناري اوت هم وجود دارد تا دروازه بان ها در تمام عرض زمين بتوانند توپ را با دست بگيرند. فقط با اين شرط كه بيش از 9 متر از خط اوت پشت دروازه دور نشوند. در فوتبال ساحلي، كسي كفش نمي پوشد و به همين خاطر، در قانون ها فكري هم به حال ناخن هاي هميشه شكسته و سياه شدة فوتباليست ها شده. وزن توپ بازي را تا 400 گرم پايين آورده اند كه اصلا با وزن و سختي توپ فوتبال چمني، قابل مقايسه نيست.
مسابقه در سه وقت 12 دقيقه اي مفيد انجام مي شود كه اين يكي هم جزو اتفاقات نادر دنياي ورزش به حساب مي آيد. هيچ ورزش ديگري، چنين تقسيم بندي زماني اي ندارد. استفاده از كارت زرد و قرمز در فوتبال ساحلي، شباهت زيادي به فوتسال دارد. براي هر خطاي سنگين، كارت زرد و براي خطاهاي خشن، كارت قرمز. با اين تفاوت كه وقتي از تيمي كسي اخراج مي شود، تيم دو دقيقه با يك بازيكن كمتر بازي مي كند و پس از آن، يك يار ديگر جايگزين بازيكن اخراجي مي شود.
هر يك از دو تيم، 5 بازيكن در زمين دارند كه يكي از آن ها دروازه بان است. روي نيمكت هم 5 بازيكن مي نشينند كه آن  جا هم يكي از آن ها دروازه بان به حساب مي آيد. مربي بين اين دو گروه مي تواند بدون هيچ محدوديتي تعويض كند تا بازي را ببرد. فوتبال ساحلي از آن ورزش هايي است كه در هر حالتي، برنده دارند. اگر يك بازي در سه وقت قانوني مساوي به پايان برسد، در يك وقت اضافه سه دقيقه اي، دو تيم به دنبال گل برتري مي دوند. اما اگر در آن هم به گل نرسند، كار به ضربات پنالتي مي كشد كه هر دو تيم، تك تك مي زنند. با اولين ضربه اي كه يكي از تيم ها خراب كند و با گل شدن ضربه تيم رقيب، بازي به پايان مي رسد.

عباس در سرزمين عجايب!
جوان برتر دوهاي استقامت در سال هاي قبل از جنگ، به دليل مصدوميت، مجبور به استفاده از وسيله اي ديگر براي ادامه ورزش مي شود. وسيله اي كه او را به دنيايي تازه مي رساند
014208.jpg
به يادگار با پل درياچة پارانوا ـ شهر برازيليا (برزيل)
014214.jpg
پايان برنامه در محل كميتة ملي المپيك (تهران)
014205.jpg
دوچرخه و برج ايفل (پاريس)
014211.jpg
به يادگار با بناي مزار هوشي مينه ، شهر هانوي (ويتنام)
بار اولي كه به بيماري مالاريا مبتلا شدم، خودم اميد به زنده ماندن نداشتم، آدم به وضعيتي مي رسد كه به جز گريه كردن، راه ديگري ندارد
محمد آقامحمدي
در فرهنگ فارسي مرحوم دكتر محمد معين دوچرخه اين گونه تعريف شده است: دستگاهي از وسايل نقليه كه با چرخ هاي دندانه دار به وسيلة گردش زنجيري به حركت آيد. تعريفي كه حداقل در زمان كنوني ناقص به نظر مي رسد و كاركردهاي گوناگون آن ناديده گرفته شده است. دكتر معين، اگر در عصر حاضر به سر مي برد بدون شك واژه هايي مانند ورزش، ركاب زدن، ركورد، پيام صلح و دوستي، مبارزه با آلودگي هوا و ترافيك را نيز به تعريف فوق اضافه مي كرد. دكتر معين هيچ وقت فكر نمي كرد با اين چرخ هاي دندانه دار به كجاها مي شود سفر كرد و چه مي توان ديد. فرهنگنامه ها چقدر پر از حرف هاي نگفته اند. عباس رزاقي، متولد 1339 و ساكن يكي از محله هاي جنوب تهران است، اما قهرمان و دوچرخه سوار مسافت هاي طولاني به هيچ عنوان نشاني از افراد 46 ساله ندارد. او شاداب و سرزنده از اهدافي كه در سر داشته و دارد حرف مي زند و جزءبه جزءِ مسيرهايي كه ركاب زده است را با علاقة فراوان تعريف مي كند. سال گذشته، عباس پس از طي مسافتي بيش از 33 هزار كيلومتر، نام ايران را بر سر زبان ها انداخت و با عبور از 23 كشور جهان موفق شد دور دنيا را در مدت 616 روز با دوچرخه طي كند. مسيرهايي كه كم و بيش خطراتي را نيز براي او به همراه داشته است و نيز خاطراتي فراموش ناشدني. كتاب و كتابخواني و ورزش براي او در درجه اول اهميت قرار دارند و هيچ وقت از آن ها جدا نبوده است. جوان برتر دوهاي استقامت در سال هاي قبل از جنگ، به دليل مصدوميت، مجبور به استفاده از وسيله اي ديگر براي ادامة فعاليت هاي استقامتي خود مي شود، وسيله اي كه داستان هايي ديگر دارد: از دوچرخة كرايه اي براي زيارت گرفته تا گرفتن مالاريا در آفريقا. از كم توجهي مسؤولان داخلي تا بي  تفاوتي سفارتخانه هاي ايران در اقصا نقاط جهان. از تأسيس فرهنگسراي كوبه تا فروش گنجينه هاي خودش.
شايد هنگامي كه ژول ورن، كتاب دور دنيا در هشتاد روز را مي نوشت، فكر نمي كرد كه كسي دور دنيا را با دوچرخه طي كند، وسيله اي كه هر لحظه امكان روبه روشدن با مشكلات و موانع را دارد و شايع ترين مشكل آن پنچري است. پنچري دوچرخه، بزرگ ترين مشكل دوچرخه سواران است كه هيچ موقع قابل پيش بيني نيست و با تمام پيشرفت هايي كه علم كرده است هنوز راه حل مؤثري براي مقابله با پنچري پيدا نشده است. عباس در سال هاي قبل از انقلاب، كتاب 80 روز دور دنيا اثر ژول ورن را با اشتياق تمام مي خواند، اثري كه تأثيري مثبت روي او گذاشته و ادامة ورزش و زندگي او را رقم زد. او در 16 سالگي با دوچرخه اي كه كرايه مي كند به قصد زيارت به حرم شاه عبدالعظيم حسني كه مسير زيادي است مي رود و دير هنگام بازمي گردد، اگر چه با دعوا و پرداخت هزينه اي سنگين روبه رو مي شود، ولي به نكات و اهداف تازه اي دست يافته و آن آموخته ها را در مسيرهاي بعدي زندگي به كار مي برد. 30 سال پس از جريان شاه عبدالعظيم، مدالي از فرانسه به دست او مي رسد كه مختص قهرمانان ملي فرانسه است و در نامه اي كه همراه مدال براي او فرستاده شده نيز آمده: اين مدال به قهرمانان ملي فرانسه اختصاص دارد، ولي به پاس زحمات بي پايان و كار ارجمند شما تقديمتان مي شود...

از اولين گام ها تا سرزمين ماراتن
از سال 1360، نخستين حركت ها و برنامه هاي عباس شروع مي شود و در طول پنج سال به ركاب زني بين شهرهاي داخلي مي پردازد. در سال 65، برنامة دور ايران را با بيش از 10 هزار كيلومتر و با موفقيت كامل به پايان مي رساند و به ركورد 9 هزار كيلومتري ايران كه در مسير تهران به لندن و در سال 1329 به دست آمده بود پايان مي بخشد. اگرچه عده اي آن را به رسميت نشناخته و اعلام مي كنند كه ركورد داخلي با ركورد برون مرزي متفاوت است. ولي عباس رزاقي، اهداف مهم تر و بزرگ تري در سر مي پروراند. سال 67، مسير تهران ـ استانبول  ـ  تهران با بيش از 5500 كيلومتر، مقدمه اي مي شود براي سال 68 كه مسير
تهران ـ آتن ـ تهران را طي مي كند و ركورد 10 هزار كيلومتري را از خود بر جاي مي گذارد: در اين مسير عده اي از دانشجويان يوناني پس از آگاهي از حركت دوچرخه سوار ايراني و محاسبة اين كه در چه روزي به كدام منطقه خواهم رسيد مرا غافلگير كردند و من فهميدم كه افرادي نيز هستند كه در حال پيگيري برنامه هايي اينچنيني هستند.
بدين ترتيب عباس با حركت خود از ايران به يونان، تاريخ را به گونه اي ديگر رقم مي زند و نوعي ديگر از برخورد را به معرض نمايش مي گذارد، او با طي مسير 10 هزار كيلومتري، جنگ خشايارشاه با يونانيان و واقعة ماراتن را تداعي مي كند و رنگ و بويي ديگر به آن مي بخشد. پيام رسان صلح و دوستي به تمام جهانيان اعلام مي كند كه من به عنوان يك ايراني از جنگ و كشتارهاي آن بيزارم.

از بيماري مالاريا تا دور دنيا
سال۱۳۶۹ عباس به ركورد تازه اي دست مي يابد و اروپا را با بيش از 14 هزار و 750 كيلومتر طي مي كند. اگرچه با ناملايمات دوست و غريبه روبه رو مي شود، از سفير ايراني وقت گرفته كه ديدار با يك نويسندة غربي را مهم تر از رسيدگي به برنامه هاي قهرمان ايراني مي داند تا افسران سوئيسي كه به خاطر گذشتن 2 روز از مهلت ويزا او را مجبور به برگشتن مي كنند و بسياري اتفاقات ناخوشايند كه به طور عمدي اجرا مي شدند. اگرچه خودش مي گويد: كاري كه من شروع كرده بودم آگاهانه و از روي شناخت بود و به طور طبيعي اين كار همانند زندگي روزمره داراي نوسانات زيادي است و تلخي و شيريني را با هم داراست. پس از بازگشت از اروپا سفرنامة دور اروپا را به رشتة تحرير درآورد. پس از 7 سال از سفر دور اروپا، مسافت 4 هزار كيلومتري تهران - آتن را ركاب مي زند و در سال۱۳۷۸ به سرزميني قدم مي گذارد كه با تمام سختي ها و مشكلاتي كه ديده و كشيده، بهترين كار خود مي داند: كار آفريقا را خيلي دوست دارم، مردمان خونگرم، طبيعت سرسبز و بكر. آفريقا، با مسيرهايي ناشناخته هر انساني را شيفتة خود مي سازد. اگرچه عباس در آفريقا سهولت راه هاي اروپا را نمي ديد و سه بار به بيماري خطرناك مالاريا مبتلا شد، ولي باز از آفريقا به نيكي ياد مي كند: بار اولي كه به بيماري مالاريا مبتلا شدم، خودم اميد به زنده ماندن نداشتم. خدا نصيب هيچ كس نكند. آدم به وضعيتي مي رسد كه به جز گريه كردن، راه ديگري ندارد... عباس كار آفريقا را كار شاخص خودش مي داند؛ به خاطر مرارت هايي كه كشيده. او دل كندن از آفريقا و مردمانش را بسيار سخت توصيف مي كند. در سال هاي 79 و 80 مسير تهران ـ آنكارا و تهران ـ صوفيا را با بيش از 8600 كيلومتر طي مي كند و آمادة بزرگ ترين برنامة خود يعني دور دنيا مي شود.

از فرهنگسراي كوبه تا فروش گنجينه
سه شنبه 18 فروردين،۸۳ حركت عباس رزاقي، دوچرخه سوار شناخته شدة ايراني به دور دنيا شروع مي شود. مسيري كه پيمودن آن حدود 20 ماه طول مي كشد.او در اين مسير از 23 كشور جهان عبور كرد. عباس بي اعتنا به مشكلات به راه خود ادامه مي دهد. از تركيه عبور كرده وارد يونان و سپس ايتاليا مي شود، تغييراتي در سيستم داخلي به وقوع مي پيوندد و قول و قرارها به فراموشي مي پيوندد. يا بايد باز گردد و يا... راه دوم را انتخاب مي كند. فروش مجموعه هاي نفيس خود را بدون كوچك ترين ترديدي انجام مي دهد. مجموعه هايي كه قرار بود تبديل به فرهنگسرا شوند. عباس مجموعه و كلكسيوني از كوبه هاي قديمي ايراني كه در مسيرهاي خود از شهرهاي مختلف ايران جمع آوري كرده بود را به همراه دورة كامل مجموعة صحافي شده 69ساله مجلة ورزشي، براي ادامة مسير و هدف بزرگ تري كه داشت به چوب حراج مي گذارد و به راه خود ادامه مي دهد. اتريش، آلمان، هلند، بلژيك، فرانسه، كانادا، برزيل، اروگوئه، استراليا، مالزي، تايلند، لائوس، ويتنام، بنگلادش، هندوستان، تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان، آذربايجان و سرانجام ايران شاهد برتري ارادة يك انسان بر مشكلات مادي و راه هاي رسيدن به آن مي شوند. 616 روزي كه عباس مسير دور دنيا را ركاب زد، هر كدام خاطراتي فراموش نشدني به شمار مي روند. خاطراتي كه خطرات زيادي نيز به دنبال داشته است. امثال عباس رزاقي را در ايران بسيار كم داريم، قدر آن ها را بيشتر بدانيم. اگرچه خود او مي گويد: من به آن چيزي كه مي خواستم رسيدم.

بيش از 90 هزار كيلومتر ركاب زني
برنامة هدفمند عباس رزاقي براي ركاب زني مسيرهاي بين شهري از سال۱۳۶۰ شروع شد:
در سال۱۳۶۵ برنامة دور ايران با بيش از 10 هزار كيلومتر
سال۱۳۶۷ مسير تهران ـ استانبول ـ تهران با 5500 كيلومتر
سال۱۳۶۸ مسير تهران ـ آتن ـ تهران با 10 هزار كيلومتر
سال۱۳۶۹ دور اروپا با بيش از 14750 كيلومتر
سال۱۳۷۶ تهران ـ آتن در حدود 4 هزار كيلومتر
سال 1378 دور آفريقا با بيش از 7500 كيلومتر
سال۱۳۷۹ تهران ـ آنكارا ـ تهران با 4300 كيلومتر
سال۱۳۸۰ تهران تا صوفيا با بيش از 4300 كيلومتر
سال هاي 84 و 1383 دور دنيا با بيش از 33320 كيلومتر
مسير برنامه دور دنيا
برنامة دور دنيا در 616 روز و در 23 كشور دنيا اجرا شد:
ايران - تركيه - يونان - ايتاليا - اتريش - آلمان - هلند - بلژيك - فرانسه - كانادا - برزيل - اروگوئه - استراليا - مالزي - تايلند - لائوس - ويتنام - بنگلادش- هندوستان - تاجيكستان - ازبكستان - تركمنستان - آذربايجان و ايران

مسيرهاي فرانسه - كانادا ،
كانادا - برزيل ، اروگوئه - استراليا و استراليا - مالزي به دليل وجود مرزهاي آبي و مشكلات سياسي، با هواپيما طي شده است.

مصائب يك عاشق ميلياردر
او نياز به معرفي دارد؟ بله و نه. آنري را همه مي شناسند اما اين فقط نصف ماجرا است هنوز چيزهاي زيادي هست كه در موردش نشنيده ايد
014193.jpg
آنري مي گويد: چند سال ديگر، وقتي كفش هايم را آويزان كردم، مي خواهم فوتبال را با خيال راحت و بدون شنيدن جمله اي نژادپرستانه ببينم.
ترجمه: نيما عليزاده
او يكي از كامل ترين مهاجمان جهان است. البته آنري خودش مي گويد كه هنوز چيزهاي خيلي زيادي را بايد ياد بگيرد. در تابستان گذشته به راحتي مي توانست به باشگاه هاي بزرگ اروپا نقل مكان كند، اما ترجيح داد در آرسنال به كارش ادامه بدهد. در لندن احساس مي كند كه در خانه اش است و اين جا هنوز كارهايي دارد كه بايد تمام كند. طرفداران فوتبال در ايتاليا، نوامبر 2003 را هيچ وقت از ياد نمي برند: پيروزي پنج بر يك آرسنال مقابل اينترميلان در سن سيرو، تيري آنري با دو گل فوق العاده اي كه در اين مسابقه به ثمر رساند، باعث شد تا اين پيروزي با ارزش به او تعلق پيدا كند. درست يك روز بعد از اين مسابقه، روزنامة گاتزتادلااسپرت در يك كار غيرمعمول به جاي چاپ عكس و گزارش بازي، يك كار هنري كرد. اين روزنامه با چاپ اثر معروف فرياد از نقاش نروژي، ادوارد دوخچ، بر روي كاغذهاي صورتي روزنامه، فرياد كشيد! معني اين نقاشي حتي از نوشتن ده هزار كلمه هم كامل تر و واضح تر بود. آنري و آرسنال با فوتبال فوق العاده زيبايي كه به نمايش گذاشتند، باعث به وجود آمدن ترس و وحشت ميان ايتاليايي ها شدند و واقعا هم چاپ نقاشي فرياد برازندة بازي حيرت انگيز شاگردان آرسن ونگر بود. آنري طبق آمار تا ماه اكتبر در 285 مسابقه، 208 گل براي لندني ها به ثمر رسانده است كه هر يك زيباتر از ديگري بود. او همانند تيمش كه بازيكن بداخلاق تربيت نمي كند، كمتر گل هاي نازيبا به ثمر رسانده.
آنري 29 ساله با داشتن خصوصياتي چون سرعت،  ظرافت و چابكي،  بازيكن محبوب ونگر است. آنري مي گويد: وقتي روي فرم ايده آل ام باشم و با يك ريتم درست، پا به توپ بشوم، هيچ كس به پايم نمي رسد. آنري با وجود سرعت بالايي كه دارد، مي تواند حركت هاي دروازه بان حريف را به خوبي زير نظر بگيرد. به همين دليل است كه احتياج به زدن ضربات محكم ندارد و با يــك بغـــل پــاي آرام و ساده، گل هاي زيبايي هم به ثمر مي رساند. آلن اسميت مهاجم سابق آرسنال مي گويد: بازي هايي را به ياد دارم كه آنري براي مدافعان حريف، قابل دسترسي نبود. اگر از يك آهنگساز دربارة نوع كارش سؤال كنيم، مي گويد: قبل از ساختن آهنگ، آواي آن وجود دارد و يك آهنگساز فقط باعث به جريان افتادن آهنگ مي شود. فوتبال آنري هم دقيقا همين طور است. او وقتي در يك روز خوب در منطقة چپ زمين پا به توپ مي شود و مدافعان حريف را حيرت زده مي كند، اين احساس به وجود مي آيد كه فوتبال را بازي نمي كند، بلكه اين فوتبال است كه او را بازي مي كند. ارتباط آنري با توپ واقعا عجيب است: قبلا هر كاري كه دلم مي خواست انجام مي دادم، ولي حالا آن انتظاري كه بازي از من دارد را برآورده مي كنم.
خشم بي پايان
شهر لندن، ماه آگوست، كدام آنري امروز سخنراني مي كند؟ اين سؤالي است كه خبرنگاران در مراسم معرفي حامي مالي جديد بازيكن آرسنال از خود مي پرسند. مراسم در يك فروشگاه محصولات موسيقي برگزار مي شود. آنري قرار است در اين مراسم از خودش و دنياي فوتبال بگويد. او با هدف خاصي اين مكان را انتخاب كرده، زيرا آنري مثل بسياري از فوتباليست هاي بزرگ، ستارة پاپ است و اعتقادات عجيبي هم به موسيقي دارد، به طوري كه در روزهاي اول، در انگليس همه به او مي خنديدند، اما بعد از مدتي خيلي ها از او الگو گرفتند. ملي پوش اهل فرانسه، خصوصيات اخلاقي منحصر به فردي دارد. خودش مي گويد براي جلب توجه، فوتبال بازي نمي كند. مي گويد همين كه هر پسر 14 ساله اي در جهان او را مي شناسد و دوست دارد روزي مثل او بشود، برايش بسيار باارزش است.
آنري در مراسم معرفي حامي مالي جديدش با خبرنگاران دربارة رمز موفقيت اش صحبت كرد. خشم، عاطفه و شور و شوق، سه عامل اصلي در زندگي من است كه باعث به وجود آمدن انگيزة بالايي در من مي شود. اما چرا خشم؟ آنري مي گويد: نبايد از خشم ترسيد. بايد چيزهاي خوبي را از آن ياد گرفت تا بتواني به درستي از آن ها استفاده كني. مثل يك بوكسور كه اگر خشم نداشته باشد، هنگام مبارزه كشته مي شود. من معتقدم در زندگي هر انساني، خشم بايد وجود داشته باشد و اصلا هم از گفتن اين جملات نمي ترسم، چون اعتماد به نفس بالايي دارم. آنري را در آرسنال تيتي خطاب مي كنند. او صاحب يك خانة ويلايي بسيار زيبا در منطقة همپستد (Hampstead) شهر لندن است. آنري، همسر و يك دختر كوچك دارد و علاقة بسياري هم به اتومبيل 250هزار يورويي اش آستون مارتين دارد. فقط كسي كه حقوق ساليانه اش 25/9 ميليون يورو است، مي تواند چنين اتومبيلي را سوار شود. بازيكني با حقوق ساليانة او را در تاريخ آرسنال سراغ نداريم. با اين حال، كمتر پيش مي آيد كه او را چه در زمين و چه بيرون از زمين فوتبال، خندان ببينيم. او حتي بعد از زدن گل هاي حساس هم آن طور كه بايد و شايد، شادي نمي كند. دوستانش مي گويند او هيچ وقت كاملا از زندگي اش راضي نيست. آنري دربارة خشم مي گويد: همه دربارة لبخند رونالدينيو در داخل زمين صحبت مي كنند، اما باور كنيد حتي درون وجودش هم خنده اي وجود ندارد. برايم خيلي سخت است كه در اين باره صحبت كنم، اما اگر اين خشم را نداشتم، نمي توانستم بازيكن موفقي بشوم. وقتي هنگام مسابقه نمي توانم انتظارات خودم و ديگران را برآورده كنم، از عصبانيت در آستانة انفجار قرار مي گيرم. همين باعث مي شود اشتباهاتم را برطرف كنم و در مسابقة بعدي بهتر بازي كنم. همين مسأله در گذشتة تلخم خيلي به من كمك كرد.

به سرانجام مي رسد
گذشتة تلخ آنري، از لس اوليس آغاز شد؛ منطقه اي در جنوب شهر پاريس كه نزديك فرودگاه اورلي است. افسردگي، بيكاري و خشونت، در ساختمان هاي بلند اين منطقه حرف اول را مي زند. نوامبر سال گذشته بود كه مردم اين منطقه، اتومبيل ها را به آتش مي كشيدند. ولي آنتوني آنري، زندگي ديگري را براي پسرش تيري مي خواست. به همين خاطر، ورزش براي فرار از اين مشكلات، بهترين گزينه بود. اما يك مشكل وجود داشت: آنري پدر، هيچ علاقه اي به فوتبال نداشت.
تيري مي گويد: اين كه مثل همه بگويم كه پدرم مشوق بزرگي برايم در فوتبال بوده، دروغ محض است. زيرا زماني كه به بچگي ام فكر مي كنم، توپ و پدرم را به ياد دارم كه هميشه سر من فرياد مي زد. وقتي هم هفت ساله بودم، بيشترين سختي را به خاطر فشارهاي پدرم تحمل كردم. پدر تيري وقتي ديد پسرش بااستعداد است، مجبور شد با اين مسأله كنار بيايد. او حتي شغل نگهباني اش را از دست داد، چون به خاطر حضور سر تمرين پسرش، دير به سر كار رسيده بود. تيري در سن هشت سالگي در تيم خردسالان لس لوليس بازي مي كرد و مجبور بود با آفريقايي هاي زيادي كه با پاسپورت هاي تقلبي در آن جا زندگي مي كردند،  رقابت كند. وقتي در يك مسابقه دو گل مي زدم و واقعا از ته دلم خوشحالي مي كردم، پدرم مي گفت كه اصلا خوب نيستم و اين طوري آينده اي در فوتبال نخواهم داشت. او خيلي به من سخت مي گرفت. هنوز هم بعضي وقت ها احساس مي كنم كنار زمين ايستاده. به همين دليل است كه چهره اي ناراحت دارم. چون مي ترسم و ترس هم باعث به وجود آمدن آدرنالين مي شود. آنري در 16 سالگي، نزديك بود امكان حضور در آكادمي فوتبال كلرفونتن را به خاطر نمرات بد درسي از دست بدهد. از طرفي، فوتبال خوبش، مدير اين آموزشگاه را سردرگم كرده بود. بالاخره هم چاره اي جز پذيرش او برايش نماند. تيري هر گلي كه مي زد، هم براي پدرش بود و هم عليه او كه هيچ وقت راضي نمي شد. روان شــــناسان مـــي توانند كتاب هاي جالبي دربارة تيري بنويسنـــد، چون او درست مثل پدرش شـــده. حرف هايي كه آنري دربارة فوتبالش مي زند، بسيار ناراحت كننده است. بعد از هر بازي به اشتباهاتم فكر مي كنم. به ياد مي آورم يك روز بعد از مسابقه، به لحظه اي فكر كردم كه به جاي اين كه توپ را نزد خودم نگه دارم اگر به سمت چپ حركت مي كردم، نتيجة بهتري به دست مي آوردم. به همين خاطر، از خودم متنفر شدم.
در فروشگاه موسيقي، خبرنگاري از آنري پرسيد كه اگر روزي پادشاه مي شد چه كاري انجام مي داد و او گفت: تمام روز را فقط فوتبال بازي مي كردم. آن هم نه به اين خاطر كه از اين كار لذت مي برد، بلكه چون مي خواهد اشكالاتش را برطرف كند! او معتقد است يك مهاجم حق ندارد در هر موقعيتي به فكر گلزني باشد، بلكه بايد اول به فكر ساختن گل براي ديگران باشد. وقتي در خانه مشغول ديدن فوتبال هستم و مهاجماني را كه تحت هر شرايطي مي خواهند گل بزنند مي بينم، ديوانه مي شوم.
يكي ديگر از كارهاي مهاجم آرسنال، مبارزه با نژادپرستي است. آنري مي گويد: چند سال ديگر، وقتي كفش هايم را آويزان كردم، مي خواهم فوتبال را با خيال راحت و بدون شنيدن جمله اي نژادپرستانه ببينم. آرزوي من براي نسل آيندة فوتبال، دوري از هرگونه اعتقادات نژادي است و اميدوارم روزي بتوانم محبت هاي فوتبال به خودم را جبران كنم.
آنري هميشه در زمين، اولين كسي است كه بالاي سر بازيكن مصدوم مي رود. خودي و غير خودي هم فرقي برايش نمي كند. او در ماه مارس گذشته در ديدار مقابل فولام، دو گل پيروزي تيمش را به ثمر رساند. بعد هم بين دو نيمه، ميان هم تيمي اش و بازيكن حريف كه با يكديگر مشكل داشتند، ميانجي گري كرد تا با هم آشتي كنند. اگر روزي او را رئيس سازمان ملل ديديد، خيلي تعجب نكنيد!

مصائب يك عاشق
در حالي كه اكثر بازيكنان بعد از تمرينات روزانه، حتي اسم فوتبال را هم نمي خواهند بشنوند، آنري تا آن جا كه وقت داشته باشد، براي ديدن آن وقت صرف مي كند. او حتي مسخره ترين مسابقات فوتبال را هم تماشا مي كند، زيرا معتقد است كه دانشجوي فوتبال است: حتي در ليگ دستة دوم فرانسه هم مي تواني بازي هاي جذاب و بازيكنان با استعدادي را مشاهده كني. من هم هميشه سعي مي كنم چيزهاي جديدي را ياد بگيرم. آنري چند وقت پيش اعتراف كرده بود كه اعتقاد زيادي به بازي پائول ديكوف مهاجم تيم منچستر سيتي دارد و بايد هميشه بازي هاي او را ببيند. اين شد كه يكي از روزنامه هاي عامه پسند در شهر لندن با تيتر درشتي از قول آنري نوشت: ديكوف قهرمان من است كه البته باعث ناراحتي زياد مهاجم آرسنال شد.
فصل گذشته، بعد از رفتن پاتريك ويه را كاپيتان آرسنال از تيم، جاي خالي او كاملا محسوس شد، به طوري كه تيم جوان ونگر در ليگ برتر، با مشكل مواجه شد. به همين خاطر بود كه ونگر رهبري و كاپيتاني آرسنال را به آنري سپرد. در آن روزها، صحبت از رفتن آنري به بارسلونا بسيار جدي بود. حتي گفته مي شد صحبت هاي نهايي هم ميان او و مسؤولان بارسلونا انجام شده. اما يك مسابقه، ناگهان نظر آنري را تغيير داد. وقتي در فينال ليگ قهرمانان اروپا آرسنال مقابل بارسلونا شكست خورد، آنري خطاب به رسانه ها و هوادارانش گفت: به مسائل زيادي فكر مي كنم، اما بايد به خواستة قلبم گوش كنم. به همين دليل مي خواهم در باشگاهي كه دوستش دارم بمانم. از طرفي، محبت هواداران به من، به قدري است كه نمي توانم آن ها را ناراحت كنم. با بازي اي كه در فينال ليگ قهرمانان ارائه داديم، مطمئن ام آيندة خوبي در انتظار آرسنال است و دوست دارم در آن سهيم باشم.
البته در تصميمي كه آنري براي ماندنش در آرسنال گرفت، حرف هاي همسر انگليسي اش نيكول هم بي تأثير نبود، زيرا او به هيچ وجه نمي خواست لندن را ترك كند. تيري از طرفي مي دانست اگر به بارسلونا برود، ديگر تنها ستارة تيم نخواهد بود و همه چيز روي او متمركز نمي شود. او يكي از چند ستارة بارسلونا مي شد و شانسي هم براي كاپيتاني تيم پيدا نمي كرد. بارسلونا بدون آنري قهرمان اروپا شد. اما مهاجم آرسنال مي خواهد اين عنوان را با تيم محبوبش به دست آورد. او خطاب به هم تيمي هايش مي گويد: فقط منتظر نباشيد ببينيد من چه كار مي كنم. براي موفقيت تيم به كمك شماها احتياج دارم و تنهايي از دستم كاري بر نمي آيد. من كه سوپر من نيستم.
البته با كمي شانس مي تواند سوپرمن هم باشد. او در ساية زيدان، توانست قهرماني جهان و اروپا را به دست آورد. حتي در فينال جام جهاني 2006 هم توجه به زيدان، بيشتر از آنري بود. فقط جاي قهرماني در اروپا به همراه يك باشگاه، در ويترين افتخاراتش خالي است. او براي اين كه شانس انتخاب براي عنوان بهترين بازيكن جهان را داشته باشد، حتما به يك قهرماني در اروپا احتياج دارد. اگر آنري نتواند روزي عنوان بهترين بازيكن جهان را تصاحب كند، شايد از گفتن اين جمله كه آرسنال بهشت من است پشيمان شود، زيرا پيوستن او به بارسلونا قطعي بود. هواداران فوتبال در آرسنال اميدوارند اين فصل، با داشتن بازيكنان جواني چون سسك فابرگاس،  آلكساندر هلب، تئو والكات و با كمك تجربة آنري بتوانند بالاخره قهرماني در اروپا را به دست آورند.

پدري به نام ونسن
دربارة ارتباط آنري و آرسن ونگر هم بايد گفت كه مثل پدر و پسر مي مانند. مهاجم آرسنال معتقد است ونگر پدر دوم اوست، چون هميشه در بزرگ ترين مشكلات كنارش بوده و با حوصله به حرف هايش گوش كرده. به جرأت مي توان گفت آنتوني آنري نبود كه پسرش را موفق كرد، بلكه آرسن ونگر از پسر او يك تيري آنري بزرگ ساخته. همه دوران حضور تيري در يوونتوس را به ياد دارند؛ زماني كه در منطقة چپ خط مياني، اين تيم تبديل به يك مهرة بي  اثر شده بود. اما از آگوست سال 1999 وقتي به آرسنال پيوست، توانايي هايش آشكار شد. ونگر كه در تيم موناكو سابقة كار با آنري هفده ساله را داشته، به خاطر اعتقاد زيادش به اين بازيكن، خواهان پيوستن او به آرسنال شد. آنري مي گويد: ونگر فوق العاده است و من تمام دوران فوتبالم را مديون او هستم. به خاطر درخشش اين مربي و بازيكن بود كه تيم نه چندان شناخته شدة آرسنال، شهرت جهاني پيدا كرد تا جايي كه مسؤولان باشگاه مجبور شدند با حمايت مالي شركت هواپيمايي امارات، ورزشگاه جديدي با گنجايش 66 هزار نفر بسازند. در حال حاضر، همه از فوتبال زيبا، تهاجمي و ناب آرسنال لذت مي برند و آنري گاهي اوقات از تحسين فوتبال دوستاني كه حتي طرفدار آرسنال هم نيستند، خوشحال مي شود. منتقدانش معتقد بودند مهاجم آرسنال در بازي هاي مهم اروپايي نمي تواند بدرخشد. اما او با گل هايي كه در بازي مقابل اينتر و رئال مادريد به ثمر رساند، جواب آن ها را داد. تنها يك چيز باقي مانده: قهرماني لعنتي در اروپا. اين  آخرين هدف آنري در فوتبال است. همه مي خواهند بدانند اگر اين اتفاق رخ بدهد، چه مي شود؟ خوشبخت ترين آدم روي زمين مي شوم. اما آيا بالاخره آنري راضي مي شود؟ نمي دانم!

آمار و ارقام از آنري مي گويد
014199.jpg
تيري آنري تنها بازيكن در تاريخ ليگ برتر انگليس است كه موفق شد در يك ورزشگاه (هايبري) 100 گل به ثمر برساند.
آنري در فصل 2006 ـ 2005 به تنهايي 27 گل زد كه بيش از گل زدة كل تيم ساندرلند در آن فصل بود (26 گل).
در چهار فصل از پنج فصل گذشتة مسابقات ليگ برتر، آنري عنوان آقاي گلي را به دست آورده. تاكنون در تاريخ اين رقابت ها هيچ بازيكني به اين ركورد دست نيافته بود.
در فصل 2003 ـ 2002، با 20 پاس گل، بهترين گلساز فصل لقب گرفت.
فصل گذشته هم آنري 27 گل به ثمر رساند كه از اين تعداد، تنها سه تايش پنالتي بوده.

باشگاه هاي آنري
موناكو: 1994 تا 1999
يوونتوس: ژانويه 1999 تا آگوست 1999
آرسنال: آگوست 1999 تا ؟ (قرارداد آنري با باشگاه تا 2010 است)
افتخارات
قهرمان جهان در سال 1998
نايب قهرمان جهان در سال 2006
قهرمان جام ملت هاي اروپا در سال۲۰۰۰
قهرمان جام ملت هاي اروپا به همراه تيم ملي زير 18 ساله ها در سال 1996
قهرمان جام كنفدراسيون ها 2001 و 2003
قهرمان ليگ فرانسه، 1997
قهرمان ليگ برتر 2002 و 2004
قهرمان جام حذفي انگليس 2002، 2003 و 2005
بهترين بازيكن سال فرانسه در سال هاي 2000، 2003، 2004 و 2005
بهترين بازيكن سال انگليس 2003، 2004 و 2006

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
به جيگر ما رحم كن!
باز هم خون و وحشت و روده
مي خواستند با ماشين زيرم بگيرند
رويدادهفته
تلويزيون
تاتراول چك نگيرند،نمي آيند
پيتزاكشي در پيچ شمرون!
لبه تيغ
ورزشي
جيمز باند در سولقون!
از هميشه آماده ترم
بامرام بازي در ثانيه آخر
فعلا نيمكت بي نيمكت!
رويدادهفته
سلاطين پابرهنه فوتبال
ورزش پا برهنه ها!
عباس در سرزمين عجايب!
بيش از 90 هزار كيلومتر ركاب زني
مصائب يك عاشق ميلياردر
آمار و ارقام از آنري مي گويد
اجتماعي
همه محبت ات را نثار دوست كن، اما همه اطمينانت را به پاي او نريز
زندگي
دكتراي فلافل
پياده روهاي جهنمي
بهتر از هيچي است!
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
جواهر لعل الماس
سينما
داستان هاي عامه نپسند
دانش
فراتر از گلوله
يك ميدان جنگ در 2015
كشتار با انرژي
موسيقي
يك فنجان ديگر با يوسف اسلام
يوسف اسلام در اينترنت
يوسف اسلام و نوبل
تبديل كت استيونس به يوسف اسلام
موسيقي و اسلام
روزها
جرأت داشت
آرامش در طوفان
ايستاده با خداوند
رويدادها
جهان كوچك
جايت خالي بود، رفيق!
شعر تازه چي داري، فرمانده؟
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |
|  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |