گيس و گيس كشي سريال هاي دم عيد
جواد تو پوست خفن
دوستان عزيز! خبردار شديم كه دوز سريال خونتان پايين آمده، نه؟ در همين راستا مي خواهيم تعدادي خبر خوشحال كننده خدمتتان عرض بفرماييم؛ آقا رضاي عطاران به همراه سروش خان صحت مي خواهند غش غش بخندانندتان. اين دوستان، كه انگار قرار است كل زندگي شان را به خنداندن مردم شريف بگذرانند، قرار است سياه زمستان، كار يك مجموعة طنز جديد را شروع كنند. البته قرار شده است كه سروش صحت بنويسد و رضا عطاران بپرد پشت دوربين و سر و ته كار را يك جورهايي جمع كند. آن طور كه كلاغ ها براي ما خبر آورده اند، اين سريال هم قرار است حال و هواي خانه به دوش و متهم گريخت را داشته باشد. انگار اين رضا عطاران هم ول كن معامله نيست و مي خواهد به هر زوري شده ژانر آقاماشالا يي را وارد ژانرهاي سينمايي كند! از آن طرف براي اكران طلايي نوروز تلويزيون، چند تا رقيب براي اين بر و بچ شاد و شنگول درست شده است. محمد صدري تهيه كنندة كاري است كه عيد قرار است بتركاند و ما را يك راست ببرد دوبي. هيچ كدام از عوامل كار، شاخص نيستند و فقط تهيه كننده قول داده همه را به دوبي ببرد! چه آدم باحالي! البته سريال فروشگاه بزرگ كه يك جورهايي بر اساس فيلم فروشگاه بزرگ برادران ماركس ساخته مي شود، يك سورپريز هم دارد. احتمالا جواد رضويان را در يك نقش خفن خواهيم ديد. خود جواد به اندازة كافي نيش آدم را تا بناگوش چاك مي دهد چه برسد به جوادي كه تو پوست يك آدم خفن است. خدا به خير كند!
|
|
|
شكايت تماشاچي ها از فيلم
پولم را پس بده
اين اكران پاييزي هم براي خودش ماجراهايي دارد. آن از فيلم مصيبت بار ميم مثل مادر كه ملت از فرط گريه و زاري جگرشان از حلقشان مي ريزد بيرون، آن هم از وقتي همه خواب بودند كه پنج مادر و پنج مادربزرگ تماشاگر را به قيد قرعه به سفر مي فرستد و باعث شده جوان ها، ننه بزرگ هايشان را كشان كشان از خانة سالمندان به سالن سينما ببرند. اما بامزه ترين اتفاقات را فيلم چه كسي امير را كشت ايجاد كرده. تماشاگرها در سينما آفريقا، وسط فيلم بلند شده اند و صاحب سينما را خفت كرده اند كه اين چه فيلمي است، پولمان را پس بده. بعد كار بيخ پيدا كرده و به آژان كشي كشيده است. تماشاچي ها به پليس 110 زنگ زده اند و از مسؤولان سينما شكايت كرده اند و گفته اند: آن ها ما را اغفال كرده اند، پول فيلم سينمايي را از ما گرفته اند و مصاحبة بازيگرها را تحويلمان دادند. مهدي كرم پور كارگردان اين فيلم كه خيلي از اين عكس العمل ها به وجد آمده است گفت: هر كي مي خواهد براي تفريح و سرگرمي به سينما برود، اين فيلم را نبيند. حتي سر در سينماها هم نوشته شده اين فيلم براي سرگرمي نيست. البته اين حرف ها مثل هميشه نتيجة معكوس مي دهد و همه كنجكاو مي شوند ببينند اين چي است كه سرگرمي نيست. خب، پدر جان به شما چه ربطي دارد چه كسي امير را كشته؟ بي خيال شويد تا كار به آژان كشي نكشد.
|
|
|
به نام پدر در ويديو كلوپ
سينماها را تعطيل كنيد
واقعا براي ما سؤال است كه چرا هر از چندگاهي اين بچه هاي تحريريه بلند مي شوند و مي روند سينما و فيلم مي بينند و خوشحال اند در حالي كه واقعيت اين است كه 2 ساعت از عمر و 2 هزار تومان پول بليت از كفشان پريده. اما ما مي گذاريم يك مدت كه گذشت مي رويم ويديو كلوپ محل و فيلم موردنظر را با 300 تومان مي گيريم، خانوادگي جلوي تلويزيون ولو مي شويم و كنترل را دستمان مي گيريم و هر جا حال نكرديم فيلم را مي زنيم جلو. الان هم به نام پدر حاتمي كيا را كه همين ماه پيش اين جوانان با هزار شور و علاقه در صف و سالن سينما ديدند، ديشب از ويديو كلوپ محلمان با برچسب مجوز دار گرفتيم. بله، به همين زودي به ويديو كلوپ آمده. تنها فرقش هم اين بود كه هر وقت تلفن همراه زنگ مي خورد، تصاوير خيلي ضايع مي پريد. ما اصلا در اين فيلم، نشانه اي از اين كه حاتمي كيا، موبايل س را تبليغ كرده باشد نديديم. انگار مسؤولان شركت س براي پخش ويديويي به نام پدر به ويديويي ها حال نداده اند. اما حالا كه به سراغ حاتمي كيا رفته ايم، جالب است بدانيد حاتمي كيا مي خواهد اين فيلم به رنگ ارغوان اش را كه روي دستش باد كرده است در جشنوارة پليس نمايش بدهد. جشنواره اي كه رقيب سرسختي مثل فيلم مجيد توكلي با بازي پژمان بازغي در آن حضور دارد. البته حاتمي كيا فعلا فقط فرم جشنواره را پر كرده است و همه چيز منوط به دادن مجوز از طرف مقامات بالاست و مجيد توكلي مي تواند فعلا خيالش كمي تا قسمتي راحت باشد!
|
|
|
يك قانون جديد در تلويزيون
پرده اي نداريم
براي اين كه كسي ديگر هوس نكند از اين دي وي دي فروش هاي كنار خيابان نسخة بد كيفيت و پرده اي فيلم خفن را بخرد و ببرد توي ساختمان جام جم و چند روز بعد به بهانة عيدي تلويزيون به مردم، توي عيد فطر پخش كند، صداوسيما يك قانون تصويب كرد: فيلم هاي سينمايي مطرح جهان بايد پس از خريد رايت وارد شبكة نمايش خانگي شده و سپس براي پخش از رسانة ملي در اختيار سازمان صداوسيما قرار گيرند. البته شما نشنيده بگيريد كه تا حالا شبكه 5 به اسم شبكة محلي، nجور فيلم جديد و قديمي را بدون خريد حق كپي رايت پخش كرده و توي دوبله هر بلايي خواسته اند سر كينگ كنگ آورده اند و موسيقي راننده تاكسيِ اسكورسيزي را روي صد جور فيلم به زور چپانده اند و دزدان دريايي كارائيب 2 و مأموريت غيرممكن۳ را با كيفيت فوق صوتي پرده اي پخش كرده اند. به هر حال ديگر ديدن فيلم هاي روز جهان با كيفيت پرده اي در تلويزيون را به زباله دان تاريخ بسپاريد. البته ما كه چشممان آب نمي خورد، پس نسپاريد!
بزن بزن با تام كروز
ديوانه ها را عشق است
ميكي رورك، همان آدم خفنه كه توي شهر گناه صورتش چسب مالي شده بود، هفتة پيش تام كروز را كرد توي ماشين لباسشويي و بعدش هم چلاندش و انداختش روي بند رخت تا خشك شود. قضيه برمي گردد به حرف هاي توهين آميزي كه آقاي تام در مورد آدمي كه به خاطر افسردگي از قرص استفاده مي كرد، زده بود. رورك هم كه از نظر هاليوودي ها كلا وضعيت رواني متعادلي ندارد و الان سال هاست كه پاشنة در مطب روانكاوها را از جا در آورده، يك موقعيتي پيدا كرد كه عقده اش را خالي كند: آدم ها به قرص و دكتر و روان شناس نيازمندند. بهتر است بگذاريم كساني مثل كروز در دنياي خودشان زندگي كنند. حالا خدا را شكر كه روان شناسِ رورك توانسته كه يك كمي متعادل اش كند وگرنه كما في السابق نسبت به بعضي از بازيگرها نفرت داشت و براي همين مثل قديم بيكار و علاف باقي مي ماند.
بازيگر اسكاري مرد
فك پايين آور!
نه كم سن و سال بود نه كور و نابينا، ولي وقتي از اين دنيا رفت تقريبا هيچ كدام از 127 فيلمش را نديده بود. خبرگزاري ها نوشتند كه بازيگر اسكاري، جك پالانس كه توي وسترن دوست داشتنيِ شين نقش جك والانس را بازي مي كرد در سن 87 سالگي از دنيا رفت. اوايل دهه چهل، از اين دستكش قرمزها دستش مي كرد و نان و آب زندگي اش را از توي رينگ هاي بوكس پيدا مي كرد. اواخر همان دهه بالاخره توانست فارغ التحصيل رشتة نمايش دانشگاه استانفورد بشود و وارد دنياي وسترن هاي دهه۵۰ و 60 شود. پالانس به شش زبان مسلط بود. شيوة بازيگري اش توي هاليوود خيلي طرفدار نداشت، چون زياد از حد توي نقش ها غرق مي شد. يك بار توي يك صحنة دعوا واقعا با مشت فكِ برت لنكستر را پايين آورد و باعث شد كه از دهانش خون فواره بزند بيرون، يك كتك كاري خفن راه انداخت و بعد از آن ديگر باهاش همبازي نشد. درست است كه الان به بهانة مرگ پالانس يك چيزهايي درباره اش نوشتيم، ولي خود پالانس يك بار گفته بود: واقعا حيرت مي كنم كه مردم اين چرنديات را دربارة ما مي خوانند.
جدول فروش فيلم هاي خارجي
چهارپاره بابلي
بالاخره يكي از بهترين فيلم هاي امسال اكران شد. فيلمي كه بدون شك تا چند ماه آينده همچنان درباره اش حرف زده مي شود و پشت سر هم توي روزنامه ها و مجلات به خاطر روايت نامتعارف اش مقاله و نقد مي نويسند. بابل ، همان فيلمي است كه چند وقت پيش نخل طلاي كارگرداني را از آنِ ايناريتو كرد و حالا توي سه روز اول اكرانش در آمريكا حدود 5/7 ميليون دلار فروخته. درست است كه فروش فيلم در مقايسه با فروش خفنِ بورات (با فروش 67 ميليون دلار در 10روز) و انيميشن توالت رفته (با فروش 39ميليون دلار در 10 روز) زياد نيست، ولي در مقايسه با افتتاحيه 274 هزار دلاري 21 گرم ، فيلم قبلي ايناريتو، يك موفقيت به حساب مي آيد. بابل چهار داستان مختلف را در چهار نقطة جهان به صورت موازي روايت مي كند، داستان هايي كه نشان مي دهند چطوري اشتباهات كوچك آدم ها در قضاوت هايشان مي تواند نتايج تراژيكي به وجود بياورد. خود ايناريتو گفته بود: دوست دارم مخاطب ام را درگير لحظات احساسي فيلم كنم. رولينگ استونز نوشت: براد پيت با بازي احساساتي و كوبنده اش، بهترين اجراي تمام عمرش را ارائه مي دهد. مايكل ويلمينگتون، منتقد مشهور هم نوشته: فيلم، شما را در يك جريان سينمايي عجيب و درامي فوق العاده قوي درگير مي كند. نيويورك پست هم صفت يكي از قله هاي درام نويسي را به فيلم داد و آتلانتا ژورنال، بابل را چرنديات با معني دانست. به قول يكي از كاربران سايت ياهو حيف كه مردم به ديدن اين روايت هاي غيرخطي عادت ندارند، وگرنه مي فهميدند كه بابل چه فيلم بزرگي است.
پيام هاي كوتاه
مينا لاكاني به جمع بازيگران فيلم تلويزيوني ساعت 25 پيوست.
كيومرث ملك مطيعي در سريال طبقه دوم شاهين باباپور بازي مي كند.
بهنوش بختياري در فيلم تلويزيوني روزي زنجيرت را پاره مي كني شهاب عباسي بازي خواهد كرد.
مجيد مجيدي كار ساخت مستندش دربارة المپيك را در پكن آغاز كرد.