۱۳پله سقوط كرديم
ما و فساد مالي
آقا! اين خبرگزاري فارس برداشته در يك زمينة خيلي تابلويي شفاف سازي كرده است كه ما نمي دانيم با چه رويي منعكس اش كنيم. البته نه اين كه خود اين خبرگزاري برداشته باشد شفاف سازي كرده باشد. نه خير! به عبارت دقيق تر برداشته گزارش سال 2006 سازمان بين المللي شفاف سازي را منتشر كرده است.
براساس اين گزارش كه به احتمال 60 درصد و شايد هم بيشتر (اين درصد را از خودمان درآورديم) ردي از توطئه در كار است، ايران با كسب رتبة 106 در شاخص فساد مسؤولان دولتي، 13 پله تنزل كرده است. به اين ترتيب كه در ميان 163 كشور جهان، ايران در شاخص فسادگريزي مسؤولان دولتي و سياسي (سلامت اقتصادي) رتبة 106 را كسب كرده و اين در حالي است كه سال گذشته رتبة 93 در اختيار ما بوده؛ اين يعني 13 پله سقوط. سال۲۰۰۴ هم ما در رتبة 88 قرار داشتيم.
سازمان بين المللي شفاف سازي، مبارزه با فساد را در كشورها از يك تا 10 مشخص مي كند كه نمره 10 نشان دهندة كمترين فساد و نمرة يك نشان دهندة بيشترين فساد است. ايران در گزارش سال 2006 نمره 7/2 را از 10 كسب كرده و وضعيتش درخصوص مبارزه با مفاسد بدتر شده است. وضعيت مبارزه با فساد در كشورهاي آمريكا، برزيل، كوبا، رژيم صهيونيستي، اردن، لائوس، سيشل، ترينيداد و توباگو و تونس در مقايسه با سال قبل بسيار بدتر شده است و در عوض كشورهاي الجزاير، چك، هند، ژاپن، لبنان، پاراگوئه، تركيه، تركمنستان و اروگوئه رتبة بهتري را در مقايسه با سال گذشته كسب كردند.
آموزشگاه هايي كه پلمپ مي شوند
فشار از پايين، چانه زني از بالا
يك زماني بود هر كس با والده اش مشاجره مي كرد، در را پشت سرش محكم مي كوبيد و مي آمد توي خيابان. يك نگاه به اين طرف مي كرد، يك نگاه به آن طرف و ناگهان مي رفت آموزشگاه كنكور مي زد! به اطلاع همة اين عزيزان مي رسانيم كه به قول شاعر گفتني آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت . در همين راستا قرار است از اين به بعد كلية آموزشگاه هاي كنكور دو بار و آموزشگاه هاي زبان 4 بار در سال توسط ناظرين آموزش و پرورش مورد بازديد قرار بگيرند. اين بازديدها يلخي نيست و مدتي است دارد انجام مي شود. براي مثال در 6 ماهه اول سال جاري از 750 مورد بازديد در سطح مناطق تهران، حدود 200 آموزشگاه غيرمجاز شناسايي شده است. به اين 200 تا آموزشگاه اخطار داده اند كه حدود 50 تاي آن ها، قضيه را كشك محسوب كرده اند و در همين راستا الان پلمپ هستند. براي 50 تاي ديگر هم پيشنهاد انحلال داده شده و 32 مورد هم به دادگاه معرفي شده اند.
دانشگاه تهران آتش گرفتني است
عمق حادثه را به خاطر بسپار
حالا ما يك بار آمديم در اين صفحات گفتيم فلاني گفته براي رفع فلان مشكل، فلان قدر بودجه لازم داريم، حالا هي مي آيند اين تيپي صحبت مي كنند كه ما بياييم در اين جا منعكس كنيم. نه اين كه اين صفحات شبيه مرده شورخانه هم هست، انتظار دارند هر نوع برآورد هزينه اي را هم اين جا اعلام كنيم. آن از هفتة پيش كه اعلام شد براي ريشه كني شپش در مدارس، 18 ميليون تومان بودجه نياز است، اين هم از اين هفته كه رفته ايم ببينيم قضية اين آتش سوزي هاي سريالي در دانشگاه تهران چيست، برگشته اند مي گويند براي بازسازي قسمت هاي فرسوده دانشگاه و راه اندازي ادارة امور ايمني، 30 ميليارد تومان بودجه لازم است. از آن طرف مدير روابط عمومي دانشگاه تهران هم از دست ما شاكي است و با اعلام اين كه حتي يك برگ كتاب هم آتش نگرفته، گفته انتظار داشته است كه خبرنگاران با حضور در محل حادثة اخير دانشگاه تهران و مشاهدة عمق كم آتش سوزي، خبر صحيح را ارسال مي كردند. آقا! حالا اگر عمق قضيه را بي خيال شويم، با توجه به اين كه دانشگاه تهران كلا فرسوده است و 30 ميليارد هم پولي نيست كه به اين زودي ها وصول شود، هر خبرگزاري يا روزنامه، بهتر است يك خبرنگار ويژة حوزة دانشگاه تهران (مثل خبرنگارهاي حوزة مجلس) به صورت ثابت در اين دانشگاه داشته باشند و با مشاهدة دقيق عمق قضايا، به صورت آنلاين براي صفحات حوادث خود مطلب ارسال كنند.
|
|
|
برو كه بريم
تيمز در ايران
ما ايراني ها اين مدلي هستيم. يعني يا كاري را شروع نمي كنيم يا اگر شروع كرديم تا ته اش مي رويم. مثلا تغيير ساعت كار بانك ها. حالا خوب يا بد، كاري است كه شروع كرده ايم و بايد تا ته اش برويم. يا مثلا اگر قرار باشد كاري را راست و ريس كنيم و بتركانيم، حسابي مي تركانيم و اگر قرار باشد چيزي را خراب كنيم، طوري خراب مي كنيم كه كف عالم و آدم ببرد! حالا هم گير داده ايم كه در زمينة آموزش و پرورش، يك تغيير و تحولات اساسي بدهيم. يعني سيستم نمره دهي را (در دورة ابتدايي) بفرستيم لاي باقالي ها و بر و بچه ها را براساس كليات عملكرد شان در طول سال تحصيلي بسنجيم. اسمش را هم گذاشته ايم سيستم توصيفي. حالا و در راستاي اين كه اگر كاري را شروع كنيم و بنا به تركاندن باشد، بايد تا ته قضيه برويم، قرار است همزمان با 60 كشور جهان، آزمون تيمز را هم برگزار كنيم. آزمون تيمز، آزموني است كه در سطح جهاني و با هدف ارزشيابي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان انجام مي شود. بر و بچه هاي پايه چهارم ابتدايي و سوم راهنمايي، اواخر اسفندماه امسال يا اوايل فروردين ماه سال 86 تيمزي مي شوند!
رمز موفقيت در زندگي
انسان دودره اي نباش
رمز موفقيت در زندگي اين است كه كلا انسان دودره اي نباش! تجربة بشريت در زمينه هاي مختلف ثابت كرده است كه دودره بازي، آخر و عاقبت خوشي نداشته و سربزنگاه حالتان اخذ مي شود. مثلا قضية خدمت سربازي. اگر به اين اصل معتقد باشي كه اين شتر، لاجرم در محل موردنظر فرود خواهد آمد، فكر پيچاندن قضيه به ذهنت نمي رسد. بر فرض هم كه پيچاندي و نرفتي يا مثلا با يك سال و يا حتي يك ماه تأخير اين كار را كردي، با همين غيبت يك ماهه خيلي چيزها از كفت پريده. مثلا اين كه بحث هر گونه امريه گرفتن (بخوانيد پارتي بازي) منتفي است. يعني ديگر هر جايي كه فك و فاميل محترم اراده كنند، نمي تواني مشغول به خدمت بشوي. يا مثلا بحث استفاده از معافيت براي كنكور، ماليده مي شود! يا مثلا همين كه سردار كارگر گفته: مشمولاني كه در آزمون سراسري سال 85 رتبة يك تا سه هزار را كسب كرده اند، چنانچه در رشتة دلخواه خود پذيرفته نشده باشند، مي توانند درخواست تعويق يك سالة اعزام به خدمت داشته باشند.
البته به شرط اين كه قضيه را نپيچانده و غيبت نكرده باشند، در غير اين صورت يا بايد به غيبتشان ادامه دهند(!) يا اين كه بروند پا بكوبند.
دانشجويان از دانشگاه آزاد طلبكار مي شوند
جل الخالق
آقا! منتظر باشيد تا به زودي شاهد يكي از حوادث و رخدادهاي نادر روزگار باشيد. اصلا هم بحث خداحافظي علي دايي از فوتبال و يا كوتاه آمدن مهندس علي آبادي و يا دكتر نيست. (البته استثنائا اين يك مورد اتفاق افتاده) صحبت از اين است كه براي اولين بار در طول تاريخ تأسيس دانشگاه آزاد، اين دانشجويان نيستند كه به دانشگاه بدهكار مي شوند بلكه ممكن است دري به تخته بخورد و دانشگاه به دانشجوها بدهكار بشود. قدر مسلم هم خشكه با شما حساب نمي كنند و مي زنند به حسابتان.
پس از تهديد به انجام حركت هاي خفن و انقلابي از سوي رئيس جمهور، هيأت امناي دانشگاه آزاد تشكيل جلسه داده و كميته اي تشكيل داده است به اسم كميتة طراحي مدل تعيين شهرية دانشجويي . قرار هم هست ظرف 2 ماه براساس مدلي كه توسط اين كميته طراحي مي شود، شهرية دانشگاه آزاد مشخص شود. نكتة قضيه هم اين جاست كه در صورتي كه هزينة تعيين شده يك واحد دانشگاهي بيشتر از شهرية دريافتي دانشگاه باشد، مابه التفاوت آن به دانشجو عودت داده خواهد شد. (جل الخالق!) البته اين طرح تنها براي ترم اول سال 85 اجرايي مي شود. فرق نمي كند، باز هم به حق چيزهاي نديده!
يك خبر براي ناشنوايان
[...] و [برق!]
تلفن ناشنوايان در كشور راه اندازي مي شود. به اين ترتيب كه [...] و [برق]! اين تكه را براي ناشنوايان آمديم و منظورمان هم اين بود كه تلفن ناشنوايان با اتصال دستگاه تلفن به پريز برق كار مي كند.اين تلفن دو صفحه كليد دارد كه روي الفباي ناشنوايان به صورت حركت دست و دهان در نظر گرفته شده است. خداييش انتظار نداريد در خبر برايتان شكلك هم در بياوريم كه؟! همين! مي خواستيم همين را بگوييم و تأكيد كنيم كه استثنائا اين خبر را همين شكلي تا ته اش بخوانيد برود! رضوان خوش اندام، مخترع اين تلفن مي گويد با استفاده از تصاوير و حروف اين تلفن، فرد ناشنوا با فشردن دگمه هايي كه روي تلفن قرار دارد، كلمة مورد نظرش را تايپ مي كند و شخص مقابل آن مي تواند ثانيه اي بعد، آن را بخواند. هنگام نوشتن كلمه، كلمة تصويري كه روي صفحة كليد ديگر قرار دارد، با لب و دست فرد ناشنوا حركت مي كند. اين طور كه مخترعش مي گويد اين دستگاه كركرة sms و چت را هم پايين مي كشد.
ما همه مترجم ايم
Akhaersh Chand,Lotfan
اين متخصصان ما يك نرم افزاري طراحي كرده اند كه هر كدام از ملت را تبديل مي كند به يك مترجم سر خود! منظورمان هم از متخصصان ما، بر و بچه هاي متخصص همشهري جوان نيست، بلكه متخصصان كشور است. فكرش را بكنيد در حالي كه در زبان انگليسي و يا عربي (با عرض معذرت) هِر را از بِر تشخيص نمي دهيد، يك عدد رايانه مي زنيد زير بغلتان و مثلا در بازارهاي دوبي شروع مي كنيد به قدم زدن. بعد از يك چيزي خوشتان مي آيد و برمي گرديد به رايانه مي گوييد: به اين يارو بگو اين چنده؟ ضمنا به اش بگو آخرش چند؟! بعد رايانه كمي فكر مي كند و همين ها را با زبان سادة انگليسي يا عربي تحويل طرف مي دهد. باقر باباعلي، دانشجوي دكتراي كامپيوتر شريف و مدير بخش تحقيقات شركت سازندة اين نرم افزار قول داده است كه: به كمك اين نرم افزار افراد مي توانند بدون دانستن زبان خارجي نيازهاي ابتدايي خود را برآورده كنند. براي مثال براي پرسيدن ساعت صبحانه، مراكز خريد، يك رستوران خوب يا قيمت لباس مي توان به زبان فارسي صحبت كرد و رايانه بعد از درك كلمه، معادل آن در زبان مقصد را بيان مي كند. اين نرم افزار الان مثل يك كودك معصوم مي ماند كه حرف زدن هم بلد نيست. خداوكيلي فردا نياييم ببينيم حرف هاي نامربوط دارد از بلندگويش خارج مي شود!
|
|
|
اوقات فراغت كجا خوش مي گذره؟
داور دقت كن!
اگر به خود جوان باشد، همه اش دوست دارد برود جاده چالوس. همه اش دوست دارد برود پارك جنگلي، برود قهوه خانه يا چه مي دانيم. جاهاي اين تريپي! به جوان باشد، دوست دارد برود استاديوم و حرف هاي نامربوط بزند. هي سراغ فك و فاميل بازيكنان و داور را بگيرد و از اين صحبت ها. يك طوري بايد با اين ها برخورد كرد كه از دفعة بعد اگر داور به جاي دروازه بان، توپ را هم از دروازة حريف درآورد، جوانان فرياد بزنند: داور دقت كن! يا حتي بگويند: داور متشكريم! در همين راستا، در خصوص اوقات فراغت هم بايد يك كارهايي انجام بشود كه جوانان به فكر رفتن به هر جايي نيفتند.
در همين رابطه است كه معاون طرح و برنامه ريزي سازمان ملي جوانان مي گويد: زماني كه جوانان به ما مراجعه مي كنند و خواستار اعزام تيمي خود به منطقة ديگري هستند، ما به آن ها كمك بيشتري مي كنيم. حالا اين كه كمكشان مي كنند كه بروند همان جايي كه خودشان مي خواهند، يا بروند جايي كه آقايان تشخيص مي دهند را سعي مي كنيم بپرسيم و به شما هم اطلاع بدهيم. ضمنا اولويت هاي برنامه هاي اوقات فراغت جوانان اعلام شده است و شامل اردوهاي بهاري نهضت كتابخواني / گردشگري، مهارت آموزي و مسابقات ورزشي مي شود.