- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۹۴ - شنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۵ - - Nov 18, 2006
docharkhe
واقعا آيا همه شوخ طبع ها، از نظر روان شناختي سالم ترند؟
شوخي ها و آدم ها
014340.jpg
مردان عمدتا براي رقابت با ساير مردان از شوخي استفاده مي كنند اما زنان اغلب براي پيوند با زنان ديگر
سعيد بي نياز
تا ده پانزده سال پيش، همة رويكردهاي روان شناسي اصرار داشتند كه شوخ طبعي روي سلامت روان اثر مثبت دارد. روانكاوان پيرو فرويد، شوخي را يك شيوة دفاعي پخته و متمدن مي دانستند كه ما آدم ها در مقابل اضطراب به كار مي گيريم، البته ناخودآگاه! گروهي به نام شناخت گراها مي گفتند شوخي يك توانايي شناختي  است؛ توانايي فهميدن، بازسازي، به ياد آوردن و البته خلق لطيفه  ها. عده اي مثل رفتارگراها آن را در حد يك عادت پايين  آوردند و در مقابل، انسان گراها شوخي را به اندازة يك نگاه ويژه به جهان، بالا مي بردند. اما همة اين گروه ها در يك چيز موافق بودند: شوخي چيز خوبي است!
شوخي از نگاه مارتين
همة استادان كه نظرشان را دادند، كم كم  عده اي شروع كردند براي شوخي تست درست كردن. يكي از اين جديدترها به نام رُد. اي. مارتين (Rod A.Martin) هم مثل بقيه مشغول شد. مارتين اولش از پر و پا قرص ترين طرفدارهاي شوخ طبعي بود. او فكر مي كرد شوخي در مقابل استرس معجزه مي كند. تست هاي اولش را هم بر همين پايه ساخت. اما در سال هاي آخر قرن بيستم (1998 تا 2000) كشف كرد كه يك جاي كار مي لنگد. او و همكارش كوپر دريافتند كه شوخي در بهترين حالت، رابطة بسيار ضعيفي با سلامت روان دارد.

شوخي ها، انواع و اقسام
مارتين در ادامة تحقيقاتش در سال 2003 اعلام كرد كه چهار سبك شوخي را تشخيص داده است و فهميده است كدامشان سالم اند و كدامشان ناسالم. اين سبك  ها عبارت اند از:
۱ ـ شوخي خودفزاينده (self - enhancing)
ما با اين شوخي ها خودمان را بالاتر از حد واقعي مي بريم بدون اين كه ديگران را تحقير كنيم. مثلا يك فرد با قيافة معمولي به دوستش مي گويد: لامسب اين خوش تيپي هم شده دردسر براي ما!
۲ ـ شوخي پيونددهنده (af f iliative)
اين شوخي، بدون اين كه ما يا ديگران را بالا و پايين ببرد، رابطه را محكم تر مي كند. مثلا وقتي از دو هنرپيشة مرد كه زياد با همديگر همبازي شده اند با شيطنت به يك زوج سينمايي تعبير مي كنيم، از اين شوخي استفاده كرده ايم.
۳ ـ شوخي پرخاشگرانه (aggressive)
شوخي هايي كه با به كاربردنش طرف مقابل را تحقير مي كنيم. مثال هايش متأسفانه زيادند. وقتي توي يك جمع، كسي به شما مي گويد گدا و بعد كه ناراحت مي شويد مي گويد شوخي كردم بي جنبه! ، دو بار از شوخي پرخاشگرانه استفاده كرده است.
۴ ـ شوخي  خودشكنانه (self -defeating)
با استفاده از اين شوخي ها ما خودمان را تحقير مي كنيم تا ديگران لبخند بزنند. مثلا: ما سگ شما نيستيم دوستان!
مي شود حدس زد كه شوخي هاي اول و دوم، شوخي هاي سالم و سومي و چهارمي ناسالم هستند. و البته مي شود با توجه به اين دسته بندي آدم ها را هم روان شناسي كرد:

شوخي هاي خودفزاينده: اين آدم ها نگاه شوخ طبعانه به زندگي دارند. از شوخي براي مقابله با استرس و غمگيني استفاده مي كنند. اضطراب كمتري دارند. برون گرا، صادق، سرزنده، داراي عزت نفس بالا و البته خوش بين هستند.

شوخي  هاي پيونددهنده: اين آدم ها، هم خوب شوخي مي كنند هم زياد! بيشتر از ديگران لطيفه مي گويند. دوست دارند جمع را سرگرم كنند. اين آد م ها هم اضطراب و افسردگي كمتري دارند. و البته برون گرايي، صداقت، سرزندگي، عزت نفس و خوش بيني بالا را هم كپي كنيد!

شوخي هاي پرخاشگرانه: اين آدم ها توي جنبه هاي ديگر زندگي شان هم پرخاشگري و خصومت را بروز مي دهند. اين موجودات، صميميت و درستكاري كمي دارند. روابط دوستانه را خراب مي كنند و كمتر مورد پذيرش ديگران قرار مي گيرند.

شوخي هاي خودشكنانه: آدم هايي كه با شوخي خودشان را تحقير مي كنند، افسردگي و اضطراب بيشتر دارند. جالب است كه اين آدم ها خصومت و پرخاشگري را هم بيشتر تجربه مي كنند، البته احتمالا به صورت پنهان. اين افراد، عزت نفس و صميمت پايين تري دارند و از حجم حمايت اطرافيان، چندان راضي نيستند. (رجوع كنيد به ستون شوخي روي نمودار )

شوخي ايراني: مي دانيد چند تحقيق عميق و واقعي در مورد روان شناسي شوخي در ايران انجام شده است؟ دقيقا هيچي! اين در حالي است كه يك مجلة معتبر علمي به نام نشرية بين المللي تحقيقات شوخي در دنيا وجود دارد. تنها اشاره اي كه به شوخي در تحقيقات ايراني شده است، مربوط به هيجان جويي دانشجويان تهراني در خوابگاه است. هم دختران و هم پسران دانشجو، در ده اولويت اول هيجان جويي شان، از شوخي با يكديگر نام برده بودند.
ما ايراني ها آستانة خنديدن بالاتري نسبت به كشورهاي غربي داريم. يعني ما را ديرتر و دشوارتر مي توان خنداند. زبان فارسي كه به گفتة
دكتر نجم آبادي تبديل به يك زبان ادبي و پر از ايهام شده است، بستر مناسبي براي استفاده و سوءاستفاده در قالب شوخي است. مي گويند از هر صد جملة فارسي، شصت جمله كژتابي دارد، يعني مي توان از آن برداشت هاي گوناگون كرد.
كاري كه مارتين و همكارانش در غرب انجام دادند، مبتني بر روشي آماري به نام تحليل عوامل بود. آن ها با مراجعه به فرهنگ عامة مردم و جمع آوري شوخي ها از پرسشنامه هاي بسيار طولاني، به اين 4نوع شوخي اصلي رسيدند. چه بسا اگر چنين كاري در ايران انجام شود، ما به انواع ديگر شوخي هم دست پيدا كنيم. مي توان حدس زد كه متأسفانه طعنه به عنوان يك شوخي، هم عرض با شوخي پرخاشگرانه به شدت بين ما رواج دارد. شوخي كنايه آميز شايد پيچيده ترين نوع شوخي باشد. ما در كلماتمان ديگران را بالا مي بريم اما در واقع، هدفمان تحقير طرف مقابل است. وقتي ما به دوستمان كه تازگي ها مشروط شده است مي گوييم دكتر! هدفي جز تحقيرش نداريم.(رجوع كنيد به نمودار شوخي طعنه آميز )

شوخي هاي زنانه، شوخي ها ي مردانه
همان طور كه حدس مي زنيد، مردها بيشتر از شوخي هاي پرخاشگرانه استفاده مي كنند و همان طور كه حدسش را نمي زنيد شوخي خودشكنانه هم در مردها شايع تر است، اما در شوخي هاي ديگر تفاوت چنداني بين زن و مرد وجود ندارد. اين ها نتايج تحقيقات مارتين است، اما محققان ديگر هم بيكار نبوده اند و در بحث شوخي به نتايج جالبي رسيده اند؛ مثلا اريك برسلر روان شناس دانشگاه مك مستر كانادا، دريافت كه خانم ها و آقايان براي شوخي هاي مشابه، معناي مشابهي قائل نيستند. او در پژوهش هايش از زنان و مردان متعددي درخواست كرد به پرسش نامه اي جواب بدهند كه تمايل به انواع شوخي را در فرد مقابل مي سنجيد و نتيجه اين شد كه: زنان عمدتا دوست دارند كه مردان، مولد يا آغازگر شوخي باشند و مردان عمدتا دوست دارند كه زن ها پذيرندة شوخي هايشان باشند.
جان مورال، استاد روان شناسي باليني در كالج ويليامزبورگ ايالت ويرجينيا هم تحقيقاتي با موضوع شوخي داشته است. او مي گويد: مردها گاهي براي تحقير ديگران از شوخي استفاده مي كنند؛ يعني گاهي شوخي را ابزاري براي يك توهين خودماني مي دانند، چيزي شبيه شوخي هاي پرخاشگرانة خودمان، اما به ندرت از شوخي براي تحقير ديگران استفاده مي كنند. به نظر او، اين يك تفاوت پايه اي بين مردان و زنان است كه مردان عمدتا براي رقابت با ساير مردان از شوخي استفاده مي كنند، اما زنان عمدتا براي پيوند با زنان ديگر.
مردان بامزه جذاب ترند. اين جمله بديهي را هم نيلسون به زبان علمي تبيين كرده است. او مي گويد مردان شوخ طبع دو ويژگي مهم دارند: اول اين كه، خلاق هستند و دوم اين كه، چشم انداز مضاعفي دارند. يعني هم از ديد خودشان به قضايا نگاه مي كنند و هم از ديد شوخي شونده. نيلسون تأكيد دارد كه: اين دو صفت به ويژه براي زنان بسيار جذاب است.
جالب است بدانيد كه در يكي از روش هاي رايج درمان افسردگي، موسوم به شناخت درماني، يكي از اهداف مهم درمانگر، ايجاد تغيير در نوع نگاه فرد افسرده به جهان است. شناخت  درمانگران از شوخي براي تأمين اين منظور استفاده مي كنند.

شناخت آدم ها بر مبناي شوخي هايشان
گروهي از روان شناسان از حدود شصت سال پيش شروع كردند به جست و جوي صفات عمدة شخصيتي افراد. روش آن ها اين بود كه
لغت نامه ها را ورق مي زدند، صفات انساني را انتخاب مي كردند و آن ها را تبديل مي كردند به پرسشنامه. بعد آن ها را روي يك گروه از آدم ها كه نمايندة جامعه محسوب مي شدند اجرا مي كردند و در نهايت يك سري فرايندهاي پيچيدة آماري انجام مي دادند تا برسند به چند صفت عمده. جديدترين و پذيرفته شده ترين اين صفات، پنج عامل بزرگ شخصيت هستند كه آقايان مك كرا و كوستا آن ها را كشف كرده اند. اين پنج صفت عبارت اند از:
روان نژندگرايي ، يعني اين كه شما چقدر هيجان هايتان پايدار است؟ برون گرايي ، يعني اين كه شما چقدر دوست داريد با جمع باشيد و در گروه ها فعاليت كنيد؟، پذيرا بودن در مقابل تجارب جديد ، يعني اين كه شما چقدر دوست داريد با عقايد جديد، جاهاي جديد، هنرهاي جديد و كلا موقعيت هاي جديد آشنا شويد؟، توافق پذيري ،يعني اين كه شما وقتي در يك جمع قرار مي گيريد چقدر با آن جمع همرنگ مي شويد و فروتنانه قوانينش را مي پذيريد؟ و بالاخره وظيفه شناسي ، كه منظم بودن، با وجدان بودن و دقيق بودن شما را مي سنجد.
اين مقدمة بلند به اين خاطر بود كه بگوييم آن سبك هاي شوخي كه به آن ها اشاره كرديم، با اين عوامل شخصيتي رابطه دارند؛ بدين ترتيب كه:
- كساني كه عمدتا از شوخي هاي خودفزاينده استفاده مي كنند، هيجانات پايدارتري دارند و به قول معروف دمدمي مزاج نيستند. اين افراد غالبا برون گراترند و نسبت به تجربه هاي جديد هم پذيراترند. بد نيست بدانيد كه اين گروه معمولا صفات مردانة بيشتري هم دارند، چه زن باشند و چه مرد.
- كساني كه عمدتا از شوخي هاي پيونددهنده استفاده مي كنند، بيشتر تمايل دارند كه با جمع باشند يعني برون گراترند و مثل خودفزاينده ها به حضور در موقعيت هاي جديد هم تمايل دارند اما اين افراد بر عكس خودفزاينده ها صفات زنانة بيشتري دارند.
- كساني كه از شوخي هاي پرخاشگرانه استفاده مي كنند، پايداري هيجاني شان پايين تر است، يعني دمدمي  مزاج ترند و زودتر از كوره در مي روند. آن ها وقتي در جمعي قرار مي گيرند معمولا ساز خودشان را مي زنند يعني توافق پذيري پاييني دارند و بالاخره اين كه اين گروه معمولا آدم هاي وظيفه شناسي نيستند. قابل حدس است كه شوخي هاي پرخاشگرانه را هم بايد جزو شوخي هاي مردانه محسوب كرد.
- كساني كه از شوخي هاي خودشكنانه استفاده مي كنند، پايداري هيجاني شان به شدت پايين است و به همين خاطر نمرات اضطراب و افسردگي شان بالاست. آن ها هم مثل پرخاشگرها در جمع، توافق پذيري پاييني دارند و آدم هاي چندان با وجداني نيستند و جالب تر اين كه اين شوخ طبعي هم با صفات مردانه تر رابطه دارد.

شوخي، نوعي ديگر
به خودتان اجازه بدهيد كه راحت تر بخنديد. اين را هم در محدودة باورهايتان وارد كنيد، هم در محدودة رفتارهايتان. به زندگي  به چشم يك كمدي رمانتيك نگاه كنيد، نه يك تراژدي وحشتناك.
عادت هاي ناخوشايندتان را با قصد متناقض نابود كنيد! مثلا اگر مي ترسيد در حضور جمع صحبت كنيد مبادا نامناسب ارزيابي شويد، عمدا در به وجود آمدن اين فاجعه مبالغه كنيد. عمدا همان كار را انجام بدهيد تا بر ترستان غالب شويد. مثلا مي توانيد در مورد آن موقعيت، مطلب بنويسيد: شما به شدت عرق كرده ايد، طوري كه از پيشاني تان فواره هاي عرق بيرون مي زند. از اين بدتر كه نمي شود!
در مورد كلماتي كه استفاده مي كنيد حساس باشيد. ممكن است به مرور زمان نوع خاصي از كلمات در صحبت هاي شما رسوب كرده باشند. مي توانيد با افكارتان آن ها را تغيير دهيد.
با دوست يا همسرتان در مورد شوخي ها يك واژه شناسي خلق كنيد. اين باعث مي شود كه بتوانيد از تفسيرهاي همديگر در مورد شوخي ها آگاه شويد، در صورت لازم آن ها را تغيير دهيد و ارزيابي كنيد كه كدام يك از آن ها واقعا بهترند.

جمله هاي داغ
رابرت فراست: شوخي، دلنشين ترين نوع بزدلي است.
مارك تواين: شوخي، ريشه اش شادي نيست. ريشه اش غم است. گمان نمي كنم توي بهشت، خبري از شوخي باشد!
ارسطو: ريشة شوخي، شگفتي است.
فرانسيس بيكن: تخيل، اين امكان را به آدم مي دهد كه خودش را در موقعيت هاي غير واقعي تصور كند و شوخي، اين امكان را به آدم مي دهد كه موقعيت هاي واقعي زندگي را قابل  تحمل كند.
ويليام جيمز: شوخي همان شعور است، با سرعت غيرمجاز. شعوري كه به جاي راه رفتن، مي رقصد.
گروچو ماركز: شوخي، عقلي است كه زده باشد به سرش.

شوخي روي نمودار
014325.jpg

014328.jpg

نمودار شوخي طعنه آميز
014331.jpg


فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
به جيگر ما رحم كن!
باز هم خون و وحشت و روده
مي خواستند با ماشين زيرم بگيرند
رويدادهفته
تلويزيون
تاتراول چك نگيرند،نمي آيند
پيتزاكشي در پيچ شمرون!
لبه تيغ
ورزشي
جيمز باند در سولقون!
از هميشه آماده ترم
بامرام بازي در ثانيه آخر
فعلا نيمكت بي نيمكت!
رويدادهفته
سلاطين پابرهنه فوتبال
ورزش پا برهنه ها!
عباس در سرزمين عجايب!
بيش از 90 هزار كيلومتر ركاب زني
مصائب يك عاشق ميلياردر
آمار و ارقام از آنري مي گويد
اجتماعي
همه محبت ات را نثار دوست كن، اما همه اطمينانت را به پاي او نريز
زندگي
دكتراي فلافل
پياده روهاي جهنمي
بهتر از هيچي است!
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
جواهر لعل الماس
سينما
داستان هاي عامه نپسند
دانش
فراتر از گلوله
يك ميدان جنگ در 2015
كشتار با انرژي
موسيقي
يك فنجان ديگر با يوسف اسلام
يوسف اسلام در اينترنت
يوسف اسلام و نوبل
تبديل كت استيونس به يوسف اسلام
موسيقي و اسلام
روزها
جرأت داشت
آرامش در طوفان
ايستاده با خداوند
رويدادها
جهان كوچك
جايت خالي بود، رفيق!
شعر تازه چي داري، فرمانده؟
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |
|  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |