براي كنترل يا پيشگيري چنين وقايعي سه راه حل وجود دارد كه همديگر را كامل مي كند. يكي اين كه اصلا شرايط سوء استفاده بوجود نيايد. دوم اينكه چهره ها و آدم ها احتياط هاي لازم را بكنند و سوم قانوني كارآمد و بازدارنده براي مجازات سوءاستفاده كننده ها
ايمان جليلي
آدم ها حريم خصوصي دارند؟ ندارند؟ پس چي دارند؟ من مي توانم با پيژامه، با خيال راحت، با دمپايي، با فراغ بال، تو حياط خانه ام راه بروم؟ مي توانم نگران چشم چراني هاي همسايه نباشم؟ نمي توانم؟ چرا؟حريم خصوصي من كجا است؟ اگر من دور خودم خط بكشم، تو قول مي دهي نيايي اين طرف؟ قول مي دهي از روي من رد نشوي؟ من خيالم راحت باشد؟ مي شود روي قولت حساب كرد؟ در اين باره با كي مي شود حرف زد. زنگ بزنيم به فلان آدم معروف بگوييم چي؟ با كدام مسؤول مصاحبه كنيم كه چيزي از تويش در بيايد؟ براي اين كه آدم با خيال راحت حرف بزند چه كار بايد كرد؟
اين يك ميزگرد است. عنوانش را گذاشته ايم «حدود حريم خصوصي». اتفاقاتي كه تازه افتاده را بهانه كرده ايم تا دربارة حدود روابط آدم ها حرف بزنيم. تا ببينيم چه مي شود كه فيلم هاي خصوصي، به اين راحتي همه جا را پُر مي كند و كسي به كسي نيست. ميزگرد ما 5 نفر شركت كننده دارد: جواد رسولي، سيامك رحماني، احسان رضايي، رضا مختاري و محمد جباري.
جواد رسولي: من براي اين كه راحت جلو برويم، بحث را دسته بندي مي كنم تا بدانيم دربارة چه چيزهايي بايد حرف بزنيم. در مورد اين سي دي ها كه مي آيند بيرون و وارد حريم خصوصي زندگي آدم ها مي شوند، يك زاوية ديد، شايد اين باشد كه آدم ها بگويند، تقصير خود سوژه ها است. چرا كسي بايد دست به چنين كاري بزند كه تكثير و توزيعش باعث به فساد كشيده شدن يك عدة ديگر بشود. يك زاوية ديد ديگر هم مقابل اين وجود دارد كه مي گويد، نه! اين چه حرفي است. طرف در چهارچوب حريم خصوصي خودش كاري را انجام داده و يك چشم سومي بدون اين كه محرم باشد، اين بخش را در مقياس زياد پخش كرده و خب گناهكار است.
سيامك رحماني: يك بحث هم اين طرف قضيه است. آن هم اين است كه، عكس العملي كه جامعه به اين چيزهايي كه بيرون مي آيد نشان مي دهد، منشاء اش چي است و چقدر اخلاقي يا غيراخلاقي است.
احسان رضايي: من مي گويم تا حدي رياكارانه است اين برخوردها. منظورم برخوردي است كه جامعه با اين پديده ها مي كند.
س.ر: منظور احسان اين است كه در عين حال كه جامعه دارد آن اتفاق را نقض مي كند، در عين حال استقبال هم مي كند.
رضا مختاري: اين هم براي خودش نكته اي است كه چرا مردم به شكل اخلاقي فكر مي كنند كه اين فيلم ها نبايد تكثير شود و نبايد ديده شود. من فكر مي كنم اين، يك اتفاق خيلي طبيعي است. مثلا در مورد آدم هايي كه چهره مي شوند، ما خيلي دوست داريم كه يك سري چيزهايي به غير از آن تصويري كه وجود دارد را ببينيم. دوست داريم ببينيم كه در زندگي شخصي يك هنرپيشه چه اتفاقي مي افتد.
س.ر: اين همه جاي دنيا هم هست ديگر.
ر.م: آره! مثلا من دوست دارم ببينيم چه كتابي مي خواند، تو دوست داري ببيني غذاي مورد علاقه اش چيست و اين اشتياق، جزئي تر و جزئي تر مي شود.
ج.ر: يعني منظورت اين است كه اين يك ميل انساني طبيعي است.
ر.م: آره، ولي يك نكته اي وجود دارد. من فكر مي كنم در اين مورد اين سؤال بدي نباشد كه چرا به عنوان يك انسان، هيچ كسي با قرباني هاي اين فيلم ها همذات پنداري نمي كند. مصداق همان حرف معروف كه «آن چه براي خودت نمي پسندي براي ديگران هم نپسند.»
ا.ر: من يك نكته هم راجع به حرفي كه جواد زد دارم. اين كه گفتي اين يك اتفاق طبيعي است كه مردم دوست دارند يك چيزهايي را بدانند. اين يك كنجكاوي طبيعي هست ولي آيا اين طبيعي، اخلاقي هم هست يا نه. ما مكانيزم هاي زيادي داريم كه طبيعي اند، ولي هميشه يك حريم و كنترلي روي آن فرايند طبيعي براي خودمان داريم. اين جا هم همين طوري است. من دلم مي خواهد بيشتر راجع به فلان آدم بدانم ولي اين چهارچوب اش كجاست؟ تا كجا اخلاقي است و از كجا به بعدش غيراخلاقي؟
س.ر: در مورد اين حرفي كه احسان مي زند كه اخلاقي است يا نه، من مي گويم كه به هر حال اين ماجرا هم مثل آن مكانيزم هايي كه مي گويد، تا يك حدي تعريف شده است. حالا شايد اين داستان در ايران به خاطر اين كه چنين مواردي تا حالا اين قدر رونيامده بوده و همه چيز خيلي مبهم و پوشيده گذشته، رسانه اي نشده بود. اين قضية اخلاقي يا غيراخلاقي بودن به اين خاطر براي ما مهم شده كه ماجرا الان به شكل رسانه اي باز شده. بنابراين حالا بايد بپردازيم به اين كه بايد برايش قانون بگذاريم. يعني اين كه بقيه تا كجا مجازند كه بروند توي حريم خصوصي بقيه و... اتفاقي كه در كشورهايي كه تا حدي از نظر رسانه اي پيشرفته ترند قبلا افتاده. وگرنه آن جا هم هميشه پاپاراتزي بازي بوده. اين كه خبرنگار برود از زندگي خصوصي يك چهره گزارش تهيه كند، بعد آن را بفروشد به طرف. ولي آن ها الان تقريبا دارند اين موضوع را مي بندند. مگر جاهايي كه به زندگي خصوصي آدم ها ربط پيدا نمي كند.
ا.ر: آره! مثلا يك كتاب از زندگي خصوصي سلينجر درآمد و او پخشش را متوقف كرد. يعني اين اجازه را داشت كه اين كار را بكند.
س.ر: ببين 99 درصد فيلم هاي خصوصي كه از طريق بلوتوث درمي آيد و آن آدم هايي كه توي فيلم اند عكس العمل نشان مي دهند، به خاطر اين است كه از اولش نمي دانند كه بابا الان كه از تو دارند فيلم برداري مي كنند بعدا چه اتفاقي ممكن است براي اين فيلم بيفتد. مي داني؟ ناآگاهي وجود دارد.با وجود همة سي دي هايي كه از عروسي ها، از خوابگاه هاي دانشجويي و از اين ها پخش شده. جريان اين قدر در جامعه بازگويي نمي شده به خاطر حجب و حيا، اخلاق گرايي بي مورد افراطي يا هر چيز ديگر حتي به مردم گفته نمي شده كه بابا اگر موبايلتان را مي خواهيد بدهيد تعمير، حواستان باشد كه چيزهاي شخصي تان را پاك كنيد. اول بايد موضوع به طور شفاف بيان شود و بعد برايش راهكارهاي قانوني در نظر گرفته شود! ما وقتي نتوانيم جريان را بگوييم، چه جوري مي خواهيم برايش حدود تعريف كنيم.
با قانون مي شود جلوي چيزي را گرفت؟
ر.م: نگاه كنيد! عموما سه مرحله در چنين اتفاقي وجود دارد. يكي اين كه اصلا شرايط به وجود آمدن سوءاستفاده به وجود نيايد. دوم اين كه آدمي كه به عنوان سوژه مطرح است، احتياط هاي لازم را بكند. نكته سوم هم اين است كه اگر اتفاقي افتاد، قانون، برخورد خيلي بازدارنده و شديدي بكند كه اين اتفاق دوباره نيفتد.
محمد جباري: قبول دارم. قانون لازم است ولي جلوي كار را نمي گيرد. مثل قضية قاچاق موادمخدر است. براي قاچاقچي مجازات اعدام گذاشته اند، اما مگر جلوي توزيع موادمخدر گرفته شد؟
ا.ر: ما اصلا بحث قانون را بگذاريم كنار. قانون حداقل چيزي است كه بايد رعايت شود. اخلاق حداكثر چيزي است كه بايد رعايت شود. ما آن حداقل را نداريم. الان اين توزيع كننده ها را بگيرند، چه كارشان بايد بكنند؟ من مي گويم اخلاق بايد باشد، اين قانون هم باشد. قانون يك چيز حداقلي است، اخلاق يك چيز حداكثر. قانون را همه قبول مي كنند ولي همه به اخلاق نمي رسند.
م.ج: من هم مي گويم با قانون نمي شود جلوي حركت غيراخلاقي را گرفت.
س.ر: ما چه معياري داريم براي قبول كردن يا نكردن اخلاق؟
م.ج: ما الان يك قانون مي گذاريم كه آقا كسي كه تصويرهاي خصوصي را بلوتوث كند، او را مجازات مي كنيم. اين قانون چطوري اصلا مي تواند اجرا شود؟ جلوي چه چيزي را مي خواهد بگيرد؟ تا وقتي اخلاق نباشد، اين اتفاق مي افتد. با هيچ قانوني هم نمي شود جلويش را گرفت. البته سوء تفاهم نشود، نمي گويم كه قانون لازم نداريم.
س.ر: وقتي با قانوني كه مجري دارد نمي شود به نتيجه رسيد، محول كردن اين ماجرا به اصول اخلاقي آدم ها چقدر مفيد است؟
ا.ر: ما نياز به آموزش داريم. بعد از آن نياز به قانون داريم بعدش هم بله، محيط جامعه بايد درست باشد. هيچ وقت نمي شود اين جور اتفاقات را به كلي از بين برد ولي مي شود محدودش كرد.
م.ج: مشكل من با كساني نيست كه فيلم را توزيع كردند. تكليف آن ها معلوم است. چيزي كه با قانون نمي شود جلويش را گرفت، اين رفتاري است كه بين ما اتفاق افتاد. اين كه اين جور فيلم ها به هر طريقي به دست ما مي رسد و ما جلويش نمي ايستيم. خودمان مي شويم عامل توزيع.
ر.م: محمد داردمي گويد كه چرا واكنش مردم در اين اتفاق، همراه با احساس مسؤوليت نبود.
س.ر: اين جا به نظرم ماجرا، تفاوت جرم و گناه است. اين اتفاقي كه در مورد بي مسؤوليتي مردم افتاده بيشتر گناه است.
م.ج: آبرو بردن جرم است!
س.ر: انتشارش بله، ولي بحث شخصي اش گناه است نه جرم.
م.ج: من نمي گويم قانون هيچ كاره است، ولي مطمئن ام كه اگر يك سال ديگر دوباره از اين فيلم ها دربيايد، باز هم در همين ابعاد گسترش پيدا مي كند.
ر.م: بچه ها بياييد سؤالي اش كنيم. اگر يك سال ديگر چنين اتفاقي بيفتد، قانون هم مجازات شديدتري برايش در نظر گرفته باشد، واكنش مردم نسبت به الان فرقي مي كند؟
م.ج: زماني واكنش ها فرق مي كند كه رسانه ها يك فرهنگسازي خيلي وسيع و رؤيايي بكنند. يك كار تربيتي 100 ساله مي خواهد كه مثلا نتيجه هاي ما، 100 سال ديگر وقتي چنين فيلمي به دستشان رسيد فكر كنند كه آياتماشايش بكنند يا نه؟ اين اتفاق با قانون نمي افتد.
مردم چرا اين جوري كردند؟
س.ر: بياييد راجع به اين كه چرا مردم اين جوري با قضيه برخورد كردند صحبت كنيم. يعني ريشه هاي اين جور برخورد و اين اخلاقي كه حاكم است چي است؟
ر.م: به نظر من مردم عملا نمي خواهند با مشكلات بقيه شريك شوند.
س.ر: و از اين كه آن مشكل سرخودشان نيامده، حتي احساس امنيت خاطر هم مي كنند.
ر.م: من اين را همجنس دعواي خياباني مي دانم، وقتي كه مردم بي تفاوت مي ايستند و نگاه مي كنند. يعني تو يك آدم جداگانه اي و فقط مي خواهي موقعيت خودت را حفظ كني. مشكلي هم كه براي بقيه پيش آمده، به تو هيچ ربطي ندارد.
س.ر: اگر بخواهيم دقيق تر بگوييم اين ماجرا همان قضيه است كه به خواهر من چيزي نگو به هر كي خواستي بگو!
ر.م: چرا هيچ كس فكر نمي كند به آدم ديگر.
ا.ر: نه تنها فكر نمي كند، كه معترض هم مي شود!
م.ج: تازه كلي هم ادعا داريم. وقتي جشن عاطفه ها مي شود همه مدعي هستيم كه به هم كمك مي كنيم. ظاهرا بحث اخلاق در اين قضيه فراموش شده، بحث نمايش برايمان مهم شده!
ا.ر: اين همان بحث آموزش است. مردم بايد آموزش ببينند كه اين اتفاق ممكن است براي تو هم بيفتد. يكي بيايد با موبايل علت را بگيرد و تبعاتش دامنگير خودت و خانواده ات شود.
ر.م: من يك نكتة جديد به ذهنم مي رسد. واكنشي كه مردم ما در اين مورد اخير نشان دادند، چقدر طبيعي بود؟ يعني در اين قضيه، مردم ما چقدر اخلاقي عمل كردند.
م.ج: به نظرم الان مرزهاي اخلاقي از دو طرف كم رنگ تر شده. يعني حساسيت ها هم از سوي خانم ها كم شده و هم از سوي آقايان. براي همين هم طبيعتا چنين اتفاقي افتاده، يعني خانم هايي پيدا مي شوند كه اجازه مي دهند ازشان فيلم بگيرند و از آن طرف هم آقاياني هستند كه فيلم را توزيع مي كند. اين جريان توي كافي شاپ يا حتي ميهماني ها هم مي افتد. چرا؟ چون اصلا براي طرف مهم نيست!
ر.م: نه! چون هنوز تبعاتش را نديده. يعني آن آدم هاي سنتي حالا سبك زندگي شان را تغيير داده اند يا اصلا نگاه شان را به قضيه عوض كرده اند، ولي هنوز نمي فهمند كه چه اتفاق هايي ممكن است به سرشان بيايد. ما الان داريم آن اتفاق ها را خرده خرده تجربه مي كنيم.