كنار هم قرار گرفتن كلمات براي نوشتن اسماء الحسني يا اسامي ائمه را ديده ايم اين جا اما طراح حروف تازه تري را به كار گرفته. هو در مركز و نقطه هاي سفيد و سبز هم خوب به كار گرفته شده. اين كار اثر محمدرضا عبداللهي است كه برندة جايزه دوم جشنواره شد
خطوط زمينه، حروفي هستند كه بزرگنمايي شده اند. عبارات يا ذوالجلال و الاكرام لاية رويي است، ولي ارتباط فقط در فرم خطوط بين دو بخش برقرار شده و احساس مي كني زمينه از لاية رويي قوي تر است. اين اثر كار حسين يوزباشي است
الله. اسمي منحصر به فرد از اسماء الهي. وسط خطوط چشم آزار موازي، كلمة الله نشسته. انگار خطوط از الله ناشي مي شوند و خط هاي موازي فقط خط اند و فقط خطوط الله است كه معني دارد. كار متفاوتي است ولي توقعات مفهومي بيشتري مي توان از آن داشت. اين اثر كار زينب شهيدي است و جايزة اول جشنواره را برده
ودود، مهربان، دوست. شايد همشكلي حروف ودود، باعث انتخاب اين اسم توسط طراح شده. بافت زمينه به حرف ، بُعد داده. روي هم افتادن حرف و تصور يكي بودن آن ها به تمركز كلمه كمك كرده و حتي انگار تشديد يا رزونانسي كه در موسيقي كلمه هست به لحاظ تصويري اجرا شده. اين كار اثر محمد عابديني است كه از آن تقدير شد
الله. اثر ايمان صفايي. از آن كارهاي ساده و متفاوت گرافيكي است. اثر، يك تجربة تازه است اما دغدغة محتوا داشتن، براي همچين موضوعي طبيعي است و اين به ذهن مي رسد كه پيدا كردن الله در اجتماع حروف را چطور مي شود تعبير كرد؟ لي اوت اثر هم جالب توجه است. هم به برجسته شدن الله كمك كرده و هم حرفش را زده. ايمان صفايي نفر سوم جشنواره شد
لا اله الا الله. اثر حامد عدالتي. ظاهرا عبارت محمدرسول الله در بالاي كار، قرار است به ما كمك كند
تا عبارت لا اله الا الله را بخوانيم. يك كار حداقل گرا
در نوشتن لا اله الا الله. ولي خب درك تلقي طراح
از موضوع كمي سخت است.از اين كار تقدير شد
در حروف نگاري گاهي وقت ها حروف فراتر از يك شكل سادة هندسي، يك تصوير عيني را شكل مي دهند. در اين جا يك برگ اين شكل را به وجود آورده. آن هم برگي كه در حروف نگاري سنتي ما بعيد مي دانم آن را ببينيم. شكل حروف هم چندان هندسي خشك نيست و بافت ها و رنگ ها برگ را پركرده اند. اين كار هم اثر اميرحسين قوچي بيگ است و از آن تقدير شد
حي. به معناي زنده؛ هميشه زنده. آهنگ كوبنده و ممتدي دارد اين اسم. در كنار هو، حق، رب و بر از معدود اسماء دوحرفي است. سه نوار موازي سياه بالاي تصوير در ساده ترين شكل ممكن حي را نشان مي دهند. اين اسم در زمينة سفيد، قدرت پيدا مي كند، اما قصه هنوز ادامه دارد. دايرة فيروزه اي پايين به سادگي حي عمق مي دهد. و حتي انگار لاية سفيد روي دايره است. عنصر بعدي بخش هايي از دعاي جوشن كبير است كه حي در آن مدام تكرار مي شود. اين جا ديگر حي از فرم ساده و انتزاعي خود به شكلي از نستعليق مي رود. مستطيل بالا در فرمي ديگر تكرار مي شود و حي را توضيح مي دهد و عبارت آخر هم دايره را به شكلي تكرار مي كند و باز حي را به فارسي معني مي كند. اين پوستر اثر علي رفيعي است كه از آن تقدير شد
اول و آخر. اگر ال عربي روي حروف بود، چندان اثر متفاوتي نمي شد. يك جورهايي حس فارسي بودن حروف را ايجاد مي كند. فقط كاش اين سطر پاييني، كمي ريز تر بود يا فاصله اش با اول و آخري پايين كمتر.از اين كار اثر ماني مهرورز تقدير شد
رضامختاري
دلالت اسم ها و صفت ها بر آدم ها و چيزها، چندان پيچيده نيست. به راحتي مي شود به لحاظ زبان شناسي دربارة ارتباط كلمات با تصوير ذهني يا نمونة بيروني كلمات حرف زد. اما قصة اسماء الحسني، پيچيدگي هاي زيادي دارد، كلماتي كه محل ارجاعشان خداوند است.
جهان اعتقادي هنرمندان سنتي ما قدسي و از تجسم و تجسد دور است و به همين خاطر، خط و فرم هاي انتزاعي براي نشان دادن احساس معنوي او جاي ويژه اي پيدا كرده و باعث ارادت به خوشنويسي و كار با خطوط به جاي توجه به تجسم و تصويرهاي عيني شده است. خطوط اين هنرمند به دلش متصل است و دلش يكرنگ اعتقادش است. او به هنرش به عنوان وديعه اي الهي نگاه مي كند و خودش را تنها واسطه مي داند، آن قدر كه يا امضا نمي كند يا خودش را الاحقر مي نامد كه با شرم، نامش كنار اثر مي آيد. حكايت هنرمند امروز، قصة متفاوتي است. تجربه هاي تصويري و زيستي هنرمند امروز، بيشتر است و دامنة رسانه اي كه او هنرش را با آن ايجاد مي كند بيشتر شده. به اضافة اين كه براي هنرمند امروزي فرديت و من اش بسيار اهميت دارد. بازتوليد هنر ديروز، كار بيهوده اي است. هنرمند امروز با توجه به تجربة امروزي اش مي تواند راه تازه اي براي اين محتواي قدسي پيدا كند. و اين جا و آن جا تجربه هاي مختلفي براي نشان دادن روايت امروزي از اين مفاهيم به چشم مي خورد. نمايشگاه سالانة حروف نگاري پوستر اسماء الحسني، يكي از نمونه هاي اين رويكرد است.
۲۲مهرماه امسال دومين نمايشگاه اين سالانه در خانة هنرمندان به پايان رسيد. رضا عابديني، سيد حسن موسي زاده، سيد علي ميرفتاح، مصطفي ندرلو و علي وزيريان هيأت انتخاب اين نمايشگاه را تشكيل داده بودند و سيد محمد احصايي، صداقت جباري، عبدالمجيد حسيني راد، رضا عابديني، سيدعلي ميرفتاح، مصطفي ندرلو و علي وزيريان هم كارها را براي مرحلة نهايي داوري كردند. داوران اين جشنواره دربارة داوري شان گفته اند كه بعضي از آثار كه به خوشنويسي صرف تمايل داشتند و بيشتر از آن كه يك اثر گرافيكي باشند، يك كاليگرافي چشم نواز بودند از داوري كنار گذاشته شدند، در رده بندي آثار نيز علاوه بر معيارهاي متداول، براي خلاقيت، پروراندن ايده هاي بكر و نحوة اجراي متناسب با موضوع امتيازات خاصي در نظر گرفته شده است.
برندگان اول تا سوم اين جشنواره به ترتيب، زينب شهيدي، محمدرضا عبدالعلي و ايمان صفايي بودند و از مهدي حاجي محمدي فريماني، علي رفيعي، محمد عابديني، حامد عدالتي، امير حسين قوچي بيگ، هادي معزي و ماني مهرورز تقدير شد. ديپلم افتخار مجمع طراحان مستقل ايران هم به آثار حسين درخشاني داده شد.