عكس العمل به خبر هفته پيش ما
به همشهري جوان ايمان بياوريد!
ما بارها گفته ايم كه اين صفحات رويداد در هفته با وجود بي مهري ها، نقشي اساسي و چه بسا تكان دهنده در عالم بشريت دارد. و تمامي پيشگويي هاي ما تعبير مي شود و اكثر نيشگون هاي ما به هدف دلخواه مي رسد. هيچ وقت نبايد اين خبرها را سرسري بگيريد. نمونه اش هفتة پيش كه اعلام كرديم هندي ها مي خواهند يك خال هندي روي پيشاني مولوي بگذارند و او را لاي درخت و ستون بچرخانند و فيلم بسازند و به جميع خلق الله اثبات كنند مولوي بيشتر از آن كه ترك باشد، هندي است. (فارسي بودنش پيشكش!)
يك هفته نگذشت كه محمد سرافراز، معاون عزت الله ضرغامي اعلام كرد داريم فيلم نامة سريال مولوي را مي نويسيم. فقط محض اطلاع، به عزيزاني كه دارند اين فيلم نامه را مي نويسند عرض مي كنيم دو ماه ديگر، سال 2007 شروع مي شود. يونسكو سال 2007 را سال مولوي اعلام كرده است. (ذوق زده نشويد. اين نام گذاري هم به همت برادران تركيه اي انجام شده.) بنابراين بهتر است دست بجنبانيد و يك چيزي بنويسيد و بسازيد. اين درست كه مولوي بين اين همه كتاب هايش، يك بيت تركي و عربي ندارد. ولي آن ها آن قدر مولوي مولوي كردند كه بقيه باورشان شده مولوي يا ترك است يا هندي. پس لطفا بجنبيد!
بعد از سفر نيكول كيدمن به كوزوو
مهتاب كرامتي با HIV
هفتة پيش در همين صفحات خوانديد كه نيكول كيدمن رفته كوزوو و مثل نديد بديدهاي غربت نديده، سخناني در باب خوبي هاي مردم آن جا گفته و خلاصه حسابي رمانتيك بازي درآورده. در آن جا ما گفتيم مهتاب كرامتي هم كه مثل نيكول، سفير يونيسف است. فردا پس فردا بلند مي شود مي رود كوزوو تا روي نيكول را كم كند و در اين زمينه هم هنرمندان ما از اجانب كم نياورند.
اما اين هفته، خبر رسيد كه مهتاب كرامتي نه تنها كوزوو نرفته بلكه در همين ايران خودمان، در يك مستند دربارة ايدز بازي كرده است. مستند سرخ را شبكه چهارمي ها تهيه كرده اند و كيوان علي محمدي و اميد بنكدار، آن را كارگرداني كرده اند. البته اين مستند، يكي از مستندهاي مجموعه بيست شب است. مدتي قبل هم بهرام رادان در يكي از قسمت هاي بيست شب كه دربارة قرص هاي روان گردان بود، بازي كرده بود. اين هم از يك دستي مهتاب خانم به نيكول. ببينيم هفتة بعد، نيكول چه پاتكي به اين تك كرامتي مي زند. نبرد سفيران يونيسف در همة ابعاد ادامه دارد. بايد ديد كي كار به گيس و گيس كشي مي كشد!
حرف هاي جنجالي ميلاني در آلمان
از اين سو به آن سو!
اين ورزشي ها، آن اوايل چند بار جواني كردند و قاتي خبرهاي ورزشي شان به ساحت بانوان محترمه اسائه ادب كردند و گفتند آن ها مقداري خشن، كمربند مشكي خاله زنك و فول كنتاكت هستند. جايتان خالي نبود ببينيد چه خبر شد. از آن بلايي كه سيدخليل مي گفت، بدتر سر ورزشي ها آمد. نامه هاي تهديدآميز پشت سر هم مي آمد. لنگه كفش و چنگال بود كه پرتاب مي شد. جاي سالم بر بدن بچه هاي ورزشي نمانده بود. بگذريم. حالا شما خانم هاي مكرمه، آن بلا را سر سرويس ورزشي آورديد، بگذاريد يك چيزي از تهمينه خانم ميلاني برايتان بگوييم. ميلاني وقتي جشنواره فيلم كلن آلمان تمام شده، جلوي چشم اجانب گفته در ايران فاصلة نسل ها دارد روز به روز بيشتر مي شود و نسل جوان، پدر و مادرشان را به عنوان ريش سفيد قبول ندارند. نسل جوان دارد همين طوري به اين سو و آن سو مي خورد و متأسفانه نسل جوان دختر ما، در برخي موارد بي پروا و وحشي و بد شده است.
جملة آخر را كه داريد! اين هم از تهمينه ميلاني كه مي رفتيد فيلم هاي فمينيستي اش را مي ديديد تا فروش كند. اين هم از كارگرداني كه در فيلم هايش آتيلا پسياني و هاشم پور و گلزار بدجنس و جنايتكار، پدر نيكي كريمي و مريلا زارعي و مهناز افشار فرهيخته و حيوونكي را در مي آورند. ديديد آخرش آب پاكي را ريخت روي دستتان؟ حال ببينيم شما نسوان غيور كه يد طولايي در پرچم كردن ضد فمينيست ها داريد، چطور اين اسائه ادب را كه در مجامع آلماني هم بيان شده، جواب مي دهيد. فقط جان مادرتان بي خيال ما شويد. ما فقط راوي خبر هستيم. اصلا ما گيلاس ايم.
ليگ سريال رمضان تمام شد
دينا و فرج در صدر جدول
ليگ سريال هاي ماه رمضان هم تمام شد. زيرزمين و صاحبدلان با اختلاف زيادي در صدر جدول قرار گرفتند و توانستند آخرين گناه را كه در هفتة اول رمضان به خاطر جنگولك بازي دست خوري و گرگ شدن، در صدر بود، پايين بكشند. بوي خوش زندگي هم باوجود حضور مجيدصالحي به خاطر ارائة يك بازي تكراري و حوصله سربر، در قعر جدول رده بندي قرار گرفت. جالب اين كه خانه به دوش با اين كه براي بار دوم و در نيمه شب پخش مي شد، ولي توانست خودش را تا ميانة جدول بالا بكشد. به اين ترتيب، عليرضا افخمي سرمربي زيرزمين به قولي كه در ابتداي فصل داده بود عمل كرد و تيمش را به صدر آورد. لطيفي هم كه عليرضا طالب زاده را روي نيمكت داشت، به واسطة بازي گروهي فوق العادة صاحبدلان، در كورس قهرماني باقي ماند.لطيفي و افخمي با اين موفقيت، در صد سرمربيگري (كارگرداني) خود را در رمضان سال بعد افزايش دادند.
فيلم هاي خارجي اين هفته
بازگشت تيم برتون
هي ما مي گوييم گردن اين كلينت ايستوود توي اسكار و هاليوود خيلي كلفت است، كسي باور نمي كند. هر سال درست همين موقع ها يك فيلم از حضرت آقا اكران مي شود كه دل همة بروبچ گلدن گلوب و آكادمي را با خودش مي برد. پرچم هاي پدران ما هم شاهكار امسال استاد است كه فيلم نامه نويس اش برندة اسكار بهترين فيلم و فيلم نامة سال پيش، پل هگيس است. فيلمساز جشنواره اي كه ديگر شاخ و دم ندارد! فيلم زندگي نامة ملكة افسانه اي فرانسه ماري آنتوانت كه توسط سوفيا كاپولاي با استعداد ساخته شده، شايد بحث انگيزترين فيلم اين هفته باشد. با اين كه داستان فيلم توي انقلاب فرانسه مي گذرد، ولي كاپولا براي موسيقي فيلم از قطعات راك و پاپ دهه 80 استفاده كرده. هر چي باشد بايد يك كمي از خل بازي هاي بابايش را به ارث ببرد. بعد از اكران اين فيلم در جشنواره كن، منتقدها احتمال دادند كه در آينده ماري آنتوانت به يكي از بهترين فيلم هاي زندگي نامه اي تاريخ سينما تبديل شود. همين جا يك گوي درست و حسابي هم به آدم هاي خوش ذوقي مي دهيم كه درست چند روز قبل از هالووين تصميم گرفتند كه انيميشن فوق العاده كابوس قبل از كريسمسِ تيم برتون و هنري سليك را كه سال 93 ساخته بودند دوباره اكران كنند. احتمالا اره۳ هم اين هفته اكران مي شود و گيشه ها را حسابي مي تركاند! راستي تركاندن معني موفقيت مي داد؟
|
|
|
فيلم جديد تورناتوره در جشنواره رم
سينما پاراديزوي جديد
شنيدن خبر فيلم جديد تورناتوره بيشتر شبيه يك رؤياست. از تصاوير نوستالژيك سينما پاراديزو هفده سال مي گذرد. حتي الان هم كه براي بار دهم كاست درب و داغان سينما پاراديزو توي ويديو مي رود تا باز آهنگ رؤيايي انيو موريكونه روي حرف هاي طلايي آلفردو شنيده شود، باز هم حال و هواي ايتاليا دل آدم را با خود مي برد. تورناتوره دوباره برگشته، اين بار با فيلمي به اسم ناشناخته كه داستان يك زن مهاجر اوكرايني (ماگريتا باي) را روايت مي كند. او هم مثل خيلي از زنان اروپاي شرقي براي پيدا كردن زندگي بهتر به ايتاليا مي رود، اما از شانس بدش پايش توي يك ماجراي پيچيده كشيده مي شود؛ ماجرايي كه به مرور، ذره ذرة روح و جسمش را از بين مي برد. حال و هواي ناشناخته هم مثل اكثر كارهاي تورناتوره، نوستالژيك و تا حدودي رؤيايي است. دوست نداشتم فيلمم كسي را متهم كند. ..ول تحقيقاتي دربارة زن هاي مهاجر و نحوة زندگي شان انجام دادم. ديدم كه سينماي سفارشي ما اين چيزها را نشان نمي دهد، براي همين نخواستم من هم آن كار را بكنم.
پيش بيني هاي اسكاري
پيروزي ملكه
پيش بيني هاي اسكاري و دل دل كردن كارگردان ها و تهيه كننده ها و بازيگرها براي قاپيدن مجسمة طلايي دوباره شروع شد. با اين كه چو افتاده كه شانس اول اسكار بازيگري امسال هلن ميرن به خاطر بازي توي نقش ملكة اليزابت دوم است، ولي كار فوق العاده پنه لوپه كروز توي بازگشتِ آلمودووار را هم نمي شود نديده گرفت. تازه خودِ بازگشت هم بين شصت و يك فيلمي كه از كشورهاي مختلف براي شركت توي بخش خارجي فرستاده شده اند هم يك سر و گردن از همه بالاتر است. معمولا فيلم هاي خوبي كه توي كن تحويل گرفته نمي شود توي اسكار حلواحلوا مي شوند، براي همين طبيعي است كه آلمودووار امسال هم با مجسمة طلايي به كشورش، اسپانيا برگردد. احتمالا جدا افتادة اسكورسيزي هم با خوبي هايش، به روال سال هاي گذشته، جلوي فيلم ايستوود قافيه را ببازد و جايزه هاي فني هم به دزدان دريايي كارائيب۲ برسد. نفرين گل طلايي (ژانگ ييمو ـ ژاپن)، لابيرنت پان (گيرمو دل تورو ـ مكزيك)، زندگي ديگران (فلورين هنكل ـ آلمان)
و صد البته كافه ترانزيتِ كامبوزيا پرتوي مهم ترين رقباي بازگشت توي بخش خارجي به حساب مي آيند.
پيام هاي كوتاه
هادي كاظمي، به جمع بازيگران مجموعه مهران مديري پيوست.
بهرام رادان در فيلم چهار انگشتي سعيد سهيلي بازي مي كند.
رئيس قوه قضائيه از برنامه تلويزيوني الفباي مهرباني تقدير كرد.
امير قادري، دارد مستندي درباره مسعود كيميايي مي سازد.