- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۹۱ - شنبه ۶ آبان ۱۳۸۵ - - Oct 28, 2006
docharkhe
اين شماره: دريافت انرژي از طبيعت
چه سر سبز است، دره من
از نگراني دست برداريد، بزنيد به يك جايي بيرون از شهر، بدون ماسماسك هاي الكترونيك مزاحم
012675.jpg
محمد سرابي
طبيعت، انرژي آرامش بخش و فوق العاده اي داردكه در زندگي شهري خبري ازش نيست. جداي از چه چه پرنده ها و شرشر آب و هو هوي جغدها. ما در خانه هاي جعبه مانندي زندگي مي كنيم و با قوطي هاي فلزي چرخ دار ، اين طرف و آن طرف مي رويم. روي تركيب قير،  ماسه و سنگ قدم مي زنيم، با تلفن همراه، پست الكترونيك و پيام كوتاه، ارتباط برقرار مي كنيم و وقتي نياز به تفريح پيدا مي كنيم، سراغ تلويزيون و لوح هاي فشرده(!) مي رويم. صبح ها خواب آلود و آويزان از ميله هاي اتوبوس و مترو به محل كار مي رسيم و عصرها خسته و در حال چرت زدن به خانه بر مي گرديم. بعد از بلعيدن غذاي غرق در روغن به همراه چند ليوان نوشابة گازدار در مقابل تلويزيون كه برنامة مسابقة تلفني نشان مي دهد، لم مي دهيم. اضطراب و تشويش، جزئي از زندگي تكراري هر روزمان شده است. شب با قرص هاي مسكن، خود را بيهوش مي كنيم تا به خواب برويم و صبح چاي و قهوه مي نوشيم تا خواب از سرمان بپرد. اين زندگي شهري است.
چاره اي جز اين هم نداريم، ولي در بيرون از اين شهرهاي سياه و تنگ هنوز هم پاره هاي بسيار كوچكي از طبيعت باقي مانده است و هنوز هم نقاطي وجود دارد كه صداي زيباي زندگي طبيعي در آن جا به گوش مي رسد. ما مردم نمي توانيم در اين جريان انرژي، طبيعي زندگي كنيم، ولي مي توانيم لحظاتي از آن بهره مند شويم. مي توانيم لحظه اي از شهر دور شويم و ذهن و جسم خود را در جريان انرژي طبيعت شست و شو دهيم. مي توانيم به طبيعت پناه ببريم. احساس و دريافت شما از يك شب خوابيدن زير سقف آسمان به خود شما و سابقه و تجربه اي كه از انرژي طبيعي داريد بستگي دارد. خيلي از كساني كه به سراغ آرامش در طبيعت مي روند سابقه اي در كوهنوردي يا گشت هاي زيست محيطي دارند.

چه چيزهايي ببريم؟
جمع كردن باروبنه 
آدم هايي كه اهل طبيعت هستند، وسايل لازم براي زدن به دل كوه و كمر را هم دارند. اين فقط براي يادآوري است كه حتما موضوع وسايل را جدي بگيريد؛ مخصوصا اگر دفعة اولتان است. در اين جا فهرستي از چيزهايي كه لازم داريد را آورده ايم. با چند تا نشاني كه بيشتر به درد مركزنشين ها مي خورد:
كوله پشتي: از 40 تا 50 هزار تومان به بالا پيدا مي  شود. شايد ارزان تر و دست دوم هم پيدا كنيد، ولي بدون كوله پشتي امكان ندارد بتوانيد از اين كارها كنيد، چون با هيچ وسيلة ديگري نمي توانيد اين همه بار را اين طرف و آن طرف ببريد. در تهران، خيابان ولي عصر از تقاطع جمهوري تا ميدان منيريه، بازار خريد وسايل كوهنوردي و ورزشي است. آن جا وسايل، قيمت اصلي بازار را دارند.

زيرانداز: حصير و پتو يا فوم پوشش دار و بدون پوشش. با كمتر از ده هزار تومان مي توان آن ها را تهيه كرد. پتوهاي سربازي در مناطقي كه لوازم خدمت نظام وظيفه را مي فروشند، بيشتر پيدا مي  شود.
ممكن است مجبور شويد در جايي نه چندان هموار بخوابيد و براي بي اثر كردن فشار قلوه سنگ ها به زيرانداز نرم احتياج پيدا كنيد.

چادر: چادرهاي فنردار بعد از جمع كردن به شكل استوانه درمي آيند، به قيمت 50 تا 60 هزار تومان در بازار موجود هستند. مغازه هايي كه روكش ماشين مي دوزند هم از اين نوع چادرها دارند. ميدان سپاه (عشرت آباد) هم يكي از مراكز چادر مسافرتي است كه اخيرا مورد توجه مسافران شهري و خانوادگي هم قرار گرفته. اگر چادر برزنتي و ستون دار باشد، با ارتفاع بهتري برپا مي شود و محكم تر است، ولي كاشت و برداشت و حمل آن سخت تر است. اگر هم فنرهاي حلقه اي داشته باشد، ارتفاع كمي دارد. كوهنوردان حرفه اي از آن استفاده مي كنند.

چكمه: در كوهنوردي از ابزارهاي اصلي محسوب مي شود و قيمت هاي بسيار متفاوتي دارد. ولي شما كه براي فتح يك قلة يخ زده به كوهستان نمي رويد. پس با يك ده بيست توماني اش هم مي توانيد كنار بياييد.

كيسه خواب: در فصل گرم بدون آن هم مي شود با يك پتوي گرم خوابيد. اگرچه كنار خيابان هم آن را مي فروشند، ولي بهتر است از مغازه ها تهيه كنيد. هر كسي كه كيسة خواب آمريكايي به شما معرفي كرد، باور نكنيد. چون تمام آن ها در ايران دوخته شده اند و بين 10 تا 20 هزار تومان قيمت دارند. كيسه خواب هاي خارجي يا حرفه اي، قيمت هاي بيشتري دارند و براي صعود زمستاني كوهنوردان استفاده مي شود. انواع كيسه خواب در ميدان گمرك يافت مي  شود.

خوردني و آشاميدني: فرمول اصلي آن، انرژي زياد در حجم كم است. كنسرو ماهي يا ديگر غذاهاي بسته بندي شده، بيشتر استفاده مي شود. پودر سوپ خشك هم به سادگي قابل آماده كردن است. نان هاي ورقه اي به نسبت نان  هاي حجمي، بيشتر سير مي كنند ولي زودتر خشك مي شوند. ميوه ها را در همان روزهاي اول مصرف كنيد و آبميوه ها را نگه داريد. بطري هاي آب را فراموش نكنيد و در استفاده از آن به ياد داشته باشيد كه صرفه جويي، هنر است.

خرده ريزه ها: به اندازة بقية لوازم، مورد استفاده قرار مي گيرند.
چراغ قوه، كيسه هاي پلاستيكي، كارد، قوطي بازكن، قاشق، قوري و قابلمة سفري، چسب زخم، يك محلول ضدعفوني كننده به همراه باند، قرص سرماخوردگي و ضد آلرژي، ابزار روشن كردن آتش (الكل جامد يا چراغ گاز سفري)، دستمال كاغذي، دمپايي، كلاه، چفيه يا دستمال بزرگ پنبه اي، كرم ضد آفتاب،...

چقدر خرج كنيم؟
چندچوق آب مي خورد
قبل از اين كه راه بيافتيم و بزنيم بيرون، بهتر است بدانيم چه جور خرج هايي براي تان پيش خواهد آمد.اين طوري مي توانيد از قبل برنامه ريزي كنيد و لااقل چند روز آخر بي پول و پله نمانيد.
وسايل ثابت (كوله پشتي + كيسه خواب + چادر + چكمه + زيرانداز): براي هر نفر مجموعا كمتر از 150 تا 200 هزار تومان قيمت دارد. هر دو يا سه نفر از يك چادر استفاده مي كنند. يادتان باشد كه چادرهاي چهار نفره براي چهار نفر به صورت فشرده و ساندويچي ظرفيت دارد نه بيشتر.

حمل و نقل: تا قسمت هايي از جادة اصلي را مي توان با اتوبوس يا ميني بوس هاي بين شهري رفت، ولي براي رسيدن به فرعي ها بايد ماشين كرايه كنيد. يك روش چريكي هم اين است كه يكي از دوستان، گروه را به محل موردنظر مي رساند و چند روز بعد براي برگرداندن گروه مي آيد. كراية خودروها در مسير سنگلاخ و خاكي، بالاتر از خيابان آسفالت است. شايد بتوانيد براي رفتن، يك وانت نيسان هم گير بياوريد. تا مي توانيد، چانه بزنيد. اين قيمت ها در جاده هاي روستايي، تا 30 درصد كاهش پيدا مي كند. (براي رعايت احتياط، اولا دستة اسكناس را در مقابل چشم همه بيرون نياوريد و دوم اين كه به راننده دقيقا نگوييد كه كجا مي رويد.)

خورد و خوراك: بسيار متغير است و نمي توان قيمتي براي آن ها تعيين كرد. بعضي ها اعتقاد دارند براي پاكسازي روح بايد غذاهاي بسيار ساده  اي مصرف كرد. ولي شما در دفعات اول، اين كار را نكنيد، چون ممكن است دوام نياوريد. مخارج برنامه هاي يك روزه را يادداشت كنيد تا بتوانيد هزينة چند روز را حدس بزنيد.

كجاها برويم؟
خداحافظ شهر خاكستري
جايي را كه قرار است چندوقتي در آن بمانيد و به اصطلاح از طبيعت انرژي دريافت كنيد دست كم نگيريد. بهتر است به اين يكي خيلي حواستان جمع باشد. جايي را شناسايي كنيد كه از همه لحاظ برايتان مناسب است. با پوزش از همة شهرستاني هاي خوش سفر. اين جا بيشتر سفارش ها را به پايتخت نشين ها اختصاص داديم كه دارند توي دود و غبار هلاك مي شوند.
براي شروع مي توانيد از دركه، دربند، كلك چال و... آغاز كنيد تا هر لحظه كه خواستيد، بتوانيد برگرديد. بايد هر كدام از اين مسيرها را آن قدر طي كنيد تا از شر شلوغي آدم هايي كه سرگرم تفريح هستند، خارج شويد. بعد مسيري عمود بر محور اصلي را پيدا كنيد و از راه پاكوب شده دور شويد. بعد از طي كردن يكي دو پستي و بلندي، از هياهوي مردم جدا خواهيد شد. مسير عبور و مرور نبايد در ديد مستقيم شما باشد وگرنه در جريان ارتباط با طبيعت (باقي ماندة طبيعت!) خدشه  ايجاد مي كند. در يك جاي صاف، چادر را برپا كنيد و به انتظار سكوت شب بمانيد.
سمت شرق البرز مركزي از دو رشته كوه ساخته شده است كه درياچة سد لار و سد لتيان در آن قرار دارد. اين منطقه كه به نام دشت لار شناخته مي شود، از مناسب ترين مناطق براي استفاده از جريان انرژي طبيعت است. از جادة هراز مي توانيد ماشين كرايه كنيد و تا دشت پيش برويد. مسير برگشت هم چندان خالي از رفت و آمد نيست. (درياچه در بعضي از فصل ها تعطيل است، ولي كوهستان و تپه ها هميشه باز هستند.)
جاده هاي دورتر را هم در مراحل بعدي امتحان كنيد. جادة الموت با مسيرهاي كوهستاني زنجان و همدان، فضاهاي آماده اي دارند. حتي در همين اطراف جاده چالوس، جاده فرحزاد، جاده سولقان، جاده اوشان و... هم اگرچه با ويلاسازي نابوده شده  اند و الان بيشتر شبيه يك خيابان وسط شهر هستند، ولي شايد تكه اي از باقي ماندة طبيعت را در آن ها كشف كرديد.
حتما از تجربة كوهنوردان و مشتاقان طبيعت گردي يا راهنماي تورها استفاده كنيد تا از سفرهاي خود، خاطرة خوشي داشته باشيد.

قوانين برخوردنزديك با طبيعت
شكوه علفزار
012642.jpg
الگوي كلي به اين شكل است كه در يك گروه سه يا پنج نفري، با كوله پشتي و لوازم اقامت در طبيعت از شهر خارج مي شويد تا به منطقة موردنظر برسيد و بعد از گذراندن يكي دو شب به خانه بر مي گرديد. اين كه در پناه بردن به طبيعت چه عنصري نهفته است به نسبت تجربة شخصي هر كس تفاوت دارد، ولي وجه مشترك تمام آن ها شست و شوي ذهن از آلودگي زندگي مكانيكي و سريع و خشك شهر است.همينطوري هم مي توانيد برويد مسافرت و برگرديد؛ تمام مدت از توي ماشين به منظره ها نگاه كنيد. يك لحظه هم هدفونmp3 پليرتان را از گوشتان درنياوريد. ولي خب، يك جور ديگرش هم هست. به اين توصيه ها اگر عمل كنيد، اتفاق ديگري مي افتد...خودتان خواهيد فهميد!

موبايل بي موبايل
وقتي وارد منطقه مي شويد، تلفن همراهتان را خاموش كنيد. ولي قبل از آن، مسير موقعيت، مدت زمان و همراهان را به كسي كه از برنامة شما خبر دارد اطلاع دهيد تا اگر نياز شد قابل رديابي باشيد.

زمان را از دست ندهيد!
از ساعت استفاده نكنيد. ما به دليل زندگي در ميان ديوارهاي آپارتمان هايمان ارتباط خود را با خورشيد و ماه و ستارگان از دست داده ايم. اگر وقتي هوا تاريك مي شود به فكر خواب باشيد، صبح قبل از اولين روشني شرق بيدار خواهيد شد. تماشاي روشن شدن هوا را اصلا از دست ندهيد. اين تصوير بسيار زيبايي است كه در شهرها هرگز پيدا نخواهيد كرد.

سكوت را رعايت كنيد
زياد حرف نزنيد. تعريف كردن مسابقة فوتبال، بحث سياسي، خاطرة عاشقانه، تعيين قيمت شلوار لي و روش هك كردن رايانه را كنار بگذاريد. براي آدم هاي پر حرف، سكوت كردن بسيار دشوار است ولي به تأثيرش مي ارزد. بعد از مدتي به حرف نزدن عادت مي كنيد انگار كه لب هايتان به هم چسبيده است.

موزيك ممنوع
به صداي آواز طبيعت گوش كنيد، نه به موسيقي الكترونيك. استفاده از هرگونه دستگاهي كه موزيك پخش كند ممنوع است. حتي نواختن گيتار و ساز دهني و ته قابلمه هم محدوديت دارد. بعضي ها از موسيقي آرامش بخش براي آماده سازي استفاده مي كنند، ولي در نهايت تنها بايد صداي باد، آب، پرندگان حركت شاخه هاي گياهان و... را شنيد.

قدرجانورها را بدانيد
به تمام موجودات اطراف مثل پرنده ها، حشرات و گياهان با دقت نگاه كنيد. يك برگ كوچك، رگبرگ هاي نازكي دارد كه در زير نور خورشيد تصوير زيبايي مي سازند. خط عبور مورچه ها، پرندگاني كه مرتب جست و خيز مي كنند و سنجاقكي كه بال هاي رنگي دارد. فكرش را بكنيد.

آينه ها را بشكنيد
اگر يك شب بدون آينه و شانه و خودآرايي زندگي كنيد فاجعه اي اتفاق نمي افتد. فقط وقتي به خانه بر مي گرديد، چهره اي كه توي آينة دستشويي مي بينيد كمي فرق كرده است. (كرم ضد آفتاب و مسواك جزو لوازم زيبايي حساب نمي شوند.)

سقف ها را خراب كنيد
خوابيدن در فضاي باز بهتر از خوابيدن در چادر است، ولي دفعات اول، چادر داشته باشيد، بد نيست. مي توانيد چادر بزنيد و بيرون بخوابيد تا اگر خوابتان نبرد نيمه شب جايي براي رفتن داشته باشيد. آپارتمان نشين ها به دليل اين كه از بچگي در فضاهاي بسته خوابيده اند از آسمان شب هراس دارند. ولي باور كنيد در آسمان خبر بدي نيست.

در طبيعت حل نشويد
آن قدر با طبيعت يكي نشويد كه از آب هاي مشكوك بخوريد. اگر به آب معدني پاستوريزه عادت نكرده باشيد، آب خيلي از رودخانه ها و جوي هايي كه در ارتفاعات جريان دارد گوارا و دلچسب است، ولي از بركه ها يا جوي هايي كه جريان خيلي آرام دارند يا به منطقة پر رفت و آمد و احيانا مسكوني نزديك هستند دوري كنيد. اين آب ها را بايد حتما بجوشانيد وگرنه خطرناك است.

خودتان را سورپريز كنيد
عكس زياد بگيريد. ولي با عكس هاي حافظة دوربين ديجيتال بازي نكنيد. مزيت دوربين هاي آنالوگ در اين است كه بايد تا برگشتن به شهر و چاپ شدن آن ها انتظار بكشيد تا بعدا از ديدن آن ها ذوق زده و هيجان زده شويد.

دست به قلم باشيد
فكر نوشتن چيز خوبي براي اين گونه مواقع است. مخصوصا اگر طبع شاعري و نويسندگي هم داريد حتما كاغذ و قلم همراه داشته باشيد. به ويژه اگر قرار است مدت زيادي در يك منطقه بمانيد. ولي خواندن، حسابش جداست. تحليل هاي ورزشي يا داستان هاي باند دختران فراري تمام طبيعت را به باد مي دهند. (فقط خواندن شعر در مواردي مجاز است.)

مشكلات را با خود نياوريد
اگر درگيري شديد ذهني مشخصي داريد، سفر به دل طبيعت، آرامش بخش خواهد بود. حتي اگر به نتيجة مورد نياز نرسيد. ولي بهتر است در حالتي كه مدام با خود حرف مي زنيد و به انسان هاي خيالي پاسخ مي دهيد به طبيعت نرويد. اگر يك مشكل حياتي حل نشده را در شهر رها كنيد، او به دنبال شما خواهد آمد.

جاومكان را بشناسيد
راجع به زمان و محلي كه مي خواهيد در آن اقامت كنيد اطلاعات كافي به دست بياوريد. ممكن است جايي كه مي رويد يك تفريحگاه كاملا شناخته شدة مردمي باشد و ناگهان با سيل جمعيتي رو به رو شويد كه با فلاسك، گاز پيك نيكي، هندوانه، زغال و توپ واليبال به اطراف هجوم مي برند و همه جا را پر از زباله و آشغال مي كنند.

خيلي ورجه ورجه نكنيد
زياد گردش نكنيد. هدف اصلي، سپردن خودتان به جريان انرژي طبيعت است، نه مسابقة جاده نوردي. اگر در يك محل مناسب چهار زانو بنشينيد يا روي زمين صاف دراز بكشيد، خيلي بهتر از بالا رفتن از صخره ها و پياده روي در كوره راه ها است. البته براي اين كه شب، راحت بخوابيد بايد در طول روز خسته شده باشيد.

هواشناس باشيد
از وضعيت هوا اطلاعات كاملي داشته باشيد. آفتاب سوزان يا باد و كولاك شبانه، برنامة شما را به هم خواهد ريخت. براي دفعات اول از نقاطي كه مي شناسيد و به آن اطمينان داريد شروع كنيد. اگر تجربة طبيعت گردي نداريد از يك راهنماي باتجربه كمك بخواهيد.

با شخصيت باشيد
زباله نريزيد، اين جا كوچه و خيابان و مدرسه و استاديوم نيست. اين جا طبيعت است، آشغال نريزيد تا آن جاي سرسبز و زيبا مثل قبلش باقي بماند و شبيه شهرها و خيابان هاي بدريختش نشود.

يك چشمتان به آسمان بالاي سرتان باشد يك گوشتان به گزارش هواشناسي
برف و آفتاب
در تمام فصل  ها مي توان در طبيعت گردش كرد. جريان انرژي طبيعي در هر فصلي با بسامد مخصوصي منتشر مي شود و به همان نسبت، تأثير متفاوتي مي گذارد. براي استفاده از آن در هر فصل بايد مراقب يك مشكل اصلي و چندين مشكل فرعي و محلي باشيد.مثلا يك نمونه مشكل محلي اين است كه تنگه واشي تنها در ايام خاصي در تابستان، قابل دسترسي است و در فصل هاي ديگر، پر از آب مي شود.

بهار، باران
وقتي بارندگي شروع شد، فورا پناه بگيريد، چون در صورت كوتاهي كاملا خيس خواهيد شد. خاصيت باران بهاري، غافل گير كردن آدم ها و گل كردن زمين است.

تابستان، آفتاب
روي تهران بزرگ را يك لاية محافظ پوشانده كه نه از جنس ازن بلكه از دود ساخته شده است. در خارج از شهر، آفتاب تابستان مستقيما به پوست مي  خورد و ممكن است ما آدم هاي نور نديده نتوانيم آن را تحمل كنيم.

پاييز، سرما
تنها خطر جدي در پاييز اتفاق مي افتد. امواج سرما كه در گزارش هاي هواشناسي پيدا مي شوند، در طبيعت چند برابر شهر خود را نشان مي دهند. ولي باز خيلي بستگي دارد كه در اين فصل كجا را انتخاب مي كنيد. نواحي مركز و جنوب ايران جاهاي خوبي براي اين فصل دارند.

زمستان، يخ
اگر در مناطق جنوبي كشور سكونت داريد، زمستان بهترين وقت براي استفاده از طبيعت است. ولي به طور كلي، ماندن در دامان يخ زدة طبيعت، نياز به تجربيات و تجهيزات حرفه  اي دارد. بد نيست بدانيد كساني كه دنياي پر از برف سفيد را حس كرده اند، از يك جريان آرام و بزرگ انرژي خبر داده اند كه با طلوع خورشيد آغاز مي  شود.

جريان انرژي طبيعت ديگر چه صيغه اي است؟
حجم سبز
به سادگي نمي توان از جريان انرژي طبيعت صحبت كرد، ولي كسي كه اين جريان را تجربه كرده باشد مفهوم آن را درك مي كند. ساده ترين تجربه آن وقتي است كه پس از يك مدت طولاني و به تنهايي كنار ساحل دريا مي رويد، يا در يك مسافرت با اتوبوس، نيمه شب بيدار مي شويد و ستاره هاي درخشان كوير را مي بينيد. اين ها درجاتي از ارتباط با انرژي طبيعي هستند. اگر يك طبيعت گراي حرفه اي باشيد مي توانيد در هر محلي كانون هاي انرژي را شناسايي كنيد. اين حرفه اي بودن به تجربيات شما بستگي دارد. ممكن است درخت بزرگ بلوطي را در جنگل هاي سيسنگان ببينيد كه از خودش انرژي ساطع مي كند. در اطراف آن ، درختان ديگري هم هستند، ولي اين درخت صاف و بزرگ بلوط، كانون بزرگي از انرژي طبيعي است كه هر چقدر به آن نزديك تر مي شويد، شدت انرژي هم بيشتر مي شود. مثلا مدتي بعد در ارتفاعات عباس آباد بهشهر به صخرة بزرگي برخورد مي كنيد كه در بالاي مسير رفت و آمد، مخفي شده است. صخره به طرز واضحي انرژي ساطع مي كند. دست آخر يك بار هم در زمين ماسه اي و صاف خوزستان احساس  كنيد كه از لابه لاي ماسه ها انرژي به بيرون ساطع مي شود. گياهان كوچك ولي سرحالي درون ماسه ها رشد كرده اند و ريشه هاي كوتاهي دارند. هوا معتدل است و به نظر مي آيد كه تمام ماسه ها يك پيكر بزرگِ پيوسته هستند. دربسياري از كشورهاي اروپايي ويا حتي كشور هايي مثل كانادا شركت هاي گردشگري مشغول به كار هستند كه سطح تورهاي طبيعت گردي( Eco tour) را بالاتر برده و به ارتباط با روح طبيعت( Spirit of the Nature )رسانده اند. اگر با اين شركت ها و برنامه هايشان همراه شويد، در طول زماني كه بعضا از يك هفته هم بيشتر خواهد بود، ضمن گردش در طبيعت (جنگل، كوهستان، دشت، ...) با انواعي ازروش هاي ارتباط و درآميختن با طبيعت هم آشنا خواهيد شد. (مثل بعضي از تعاليم عرفان سرخ پوستي ) هزينة سفر با اين شركت ها نسبتا بالا است و بازارياب ها در ميان مديران پرمشغله به دنبال مشتري مي گردند.

بيا بريم كوه
محسن امين
انگار نذر كرده بوديم بايد هر سال سرمي گذاشتيم به كوه! زمستان و پاييز هم نداشت. اگر جمع و جور مي شد و دست و پاي همه هم سالم بود، مي انداختيم توي سينه كش رشته كوه هاي اشترانكوه و توي دره هاي آلپ ايران صفايي مي كرديم. نقطة اوج اين لذت، وقتي بود كه به اوج خود كوه مي رسيدم. قله، جايي كه همه چيز زير پايت بود. عين پادشاه ها(!) همه چيز. دنيايي كه از آن آمده بودي، آن قدر از آن بالا كوچك اما قشنگ به چشم مي آمد، كه هم مردد مي شدي به اين دنياي كوچكت برگردي، هم دلت نمي آمد بي خيال اش شوي. دست آخر، از همان بالا سرازير مي شدي به سمتش. زندگي، بعد از آن، تا چند وقتي به سرعت به سوي پايين آمدن از كوه بود. يك چيزي مثل جاذبة زمين به جلو مي كشيدت.
وقتي كه يا دست و پاي سالمي نبود، يا پاية درست و حسابي، مي انداختيم توي جاده كفي. مي رفتيم براي فراموشي و خوش نشيني. يك چند شبي لوسترمان، ستاره هاي آسمان بود، حوض خانه مان، درياچه گهر با آكواريومي از ماهي هاي قزل آلا. استخر هم به راه بود، البته اگر جرأت مي كردي تن به آبش كه از چشمه بود، بزني. تمام تخت و رختخواب مان هم يك كيسه خواب بود. چراغ خواب، آتشي بود كه يك نفر بايد نوبتي بالاي سرش مي ماند تا روشن بماند. كوه بود، يك دفعه اگر گرگي، خرسي، گربة وحشي اي مي آمد بچة مردم را مي برد، مي خورد، جواب كي را بايد مي داديم؟
درياچه پشت قلة اشترانكوه در ارتفاع 2350 متري بود. براي رسيدن به آن جا بايد رشته كوه اشترانكوه را دور مي زدي. يا از سمت دورود يا اليگودرز. تا چند سال پيش، 5 ساعت پياده روي، آن هم با يك گروه سر حال روي شاخش بود. هنوز كه هنوز است، پاي هيچ جنبندة موتوري آن جا باز نشده. طبيعت اش بكر است و به تكنولوژي راه نمي دهد. به دليل همين سختي رفت و آمد، هتل را حداقل 3 شبه رزرو مي كرديم. خورد و خوراك هم با خودمان بود. نفري يك كوله پشتي 30 كيلويي مي انداختيم پشتمان. از زغال و كبريت و الكل جامد مي برديم تا كاسه بشقاب و انواع كنسرو. سنتي ها، مرغ و حتي گوسفند زنده با خودشان راه مي انداختند و آن جا ترتيبش را مي دادند. باكلاس ترها هم، 1500 توماني مي دادند و جواز صيد با قلاب قزل آلا را مي گرفتند و اگر حريف ماهي مي شدند، سفرشان مي شد از توليد به مصرف.
درياچه بين آدم ها و ماهي ها نوبتي بود. روز، آدم ها شنا مي كردند و بالا و پايين مي پريدند، دم دماي غروب كه مزاحم كم مي شد، ماهي ها مي آمدند روي آب و قدرت پرش شان را امتحان مي كردند. و تو، مسخ مي شدي در آرامش درياچه و صداي جيرجيرك ها و تالاپ تالاپ ماهي ها. نه از زنگ قشنگ موبايل خبري بود، نه sms بامزه. تنها مزاحم، آن هم اگر خودت وسوسه مي شدي، واكمن بود و امواج راديويي.جاي هتل، بي حساب و كتاب بود و مجاني. فقط وقتي مجبور مي شدي آن جا را ترك كني، كه آذوقه ات تمام مي شد. بعد، دوباره همه، كوله پشتي هاي اين بار پانزده كيلويي را مي انداختيم پشتمان و راه مي افتاديم به سمت تمدن(!) وقتي مي رسيديم، ملت مثل ماكسي ميليانوس نگاه مان مي كردند. نفهميدي فلاني بابا شد؟ آمريكا حمله كرد به عراق؟ ايتاليا قهرمان شد؟ و... دوباره مجبور بودي مغزت را پر كني از اين خبرها و به سرت مي زد دوباره بزني به كوه. اما نه دست و پايي مانده بود، نه پولي، نه وقتي و نه رفيق پايه سفري. مي رفت براي يك سال بعد.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
بهرام، چشم خورد
عزت، حرف دل ما را زد
آن طور كه فكر مي كردم،  نشد
رويدادهفته
ورزشي
ببر خيزان؛ دختر ايران
شيتيل ما فراموش نشود!
كريس دي برگ در اردوي وزنه برداري
جا مانده هاي دوحه
نيمروز پاييزي با تالوكاران ملي پوش
آرزوهاي مربي چيني براي تيمش
آن 6 تاي ابدي
و تاج اين گونه خرد شد!
به دليل دنيزلي!
پرسپوليس دوپينگ كرده بود!
گيرم پدر تو بود فاضل
زماني براي عشق ورزي با فوتبال
مرغ يا تخم مرغ؟
خانواده اي مثل شهر
بايد درسم را بخوانم
رويدادهفته
اجتماعي
دل ها هم مثل بدن خسته مي شوند. با حكمت هاي لطيف، دوباره دل ها را تازه كنيد
زندگي
زن ها برابرتر از مردها
روي دوبي كم شد
خيابان گردي ممنوع!
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
ايراني به سبك يوناني
سينما
لوطي ها مي جنگند
ستاره ها
نيامده ام كه جاي ديگران را تنگ كنم
مي گفتند با ده نمكي كار نكن
نويسنده هاي هفت هزار توماني
پربيننده ترين فيلم سال 86
فرمانده سوپراستارها هستم
خدا مي داند
شوكت مي مرد
عالي است
مگر چند تا پيشنهاد داريم؟
شب مردگان زنده
دانش
پيش به سوي مريخ
ما را به مريخ برد
موسيقي
چه كسي بود صدا زد سهراب؟
جغد در باغ معلق مي خواند
از كاشان تا اسكانديناوي
روزها
آخرين جنگ صليبي است
رويدادها
بار ديگر شهري كه دوست مي داشتيم
شمشير، برف و گلابي
بازيگران عصر صليبي
شهرهاي صليبي
ماجراهاي صليبي
غنيمت هاي صليبي
جهان كوچك
آبي، نقره اي، قرمز
مرگ در مي زند
آل پاچينو عليه سيگار
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |