تورج بخشايش
هفتاد كيلومتر كه در جاده قم ـ اصفهان بروي، به روستاي دودهك مي رسي و از آن جا تا خورهه فقط دوازده كيلومتر راه است. نزديك اين روستا دو ستون بلند در وسط يك ويرانه، خبر از بنايي مربوط به دوران اشكانيان مي دهد. در گذشته، باستان شناسان معتقد بودند بناي خورهه مربوط به دورة سلوكي است كه به سبك بناهاي يوناني و به دست يونانيان ساخته شده. اما در كاوش هاي جديد باستان شناسي، اين نظر رد شد و كارشناسان، اين محوطة سه هزار متر مربعي را ويرانه هاي يك خانة اربابي به جا مانده از دوران اشكاني تشخيص داده اند. خورهه تنها بناي غيرمذهبي باقي مانده از آن دوران است.
خورهه جزو استان مركزي و از بخش هاي شهرستان محلات است.
اين بنا در دورة ساساني، مرمت و نوسازي شد و بعدها در دورة اسلامي به عنوان گورستان از آن استفاده شد.
اين بنا دو بخش اندروني و بيروني با دو ورودي كاملا مجزا دارد. وجود بخش هاي اندروني و بيروني، از نشانه هاي مهم معماري اشكاني است.
باستان شناسان بزرگي مثل هرتسفلد، گريشمن و واندنبرگ از خورهه بازديد كرده اند و هر كدام نظر متفاوتي دربارة آن داده اند.
اولين كاوش هاي علمي خورهه را شادروان علي حاكمي در سال 1335 انجام داد. بعد از آن در سال هاي 55، 75 و 79 دكتر رهبر، حفاري هاي ديگري در اين منطقه انجام داد.
به گفته دكتر رهبر و بر اساس كاوش هاي انجام شده، در خورهه سه دورة تاريخي اشكاني، ساساني و ايلخاني ديده مي شود.
گفته مي شود اين بنا را هنرمندان درجه دوم ـ سوم سلوكي، در دورة اشكاني ساخته اند. جالب است بدانيم كه در بناي خورهه هيچ اثري از پنجره نيست و ظاهرا نورگيري از راه سقف بوده.
طرز چيده شدن وسايل و ظروف نشان مي دهد كه ساكنان خورهه، اين بنا را با عجله ترك كرده اند و ديگر هرگز بازنگشته اند.
اين امام زاده نزديك ترين بنايي است كه مي توان در كنار بناي خورهه پيدا كرد. اين بنا در شرق محوطة تاريخي خورهه است و به نظر مي رسد مربوط به دوران تيموري باشد. بنا تا به حال در چند نوبت مرمت شده است. در يكي از مرمت ها گنبد كاشي بنا به طور كلي نوسازي شد و به بهانة مرمت، اصالت بنا به كلي از بين رفت. اين اما م زاده هنوز هم دارد مرمت مي شود، ولي به صورت كاملا غيرعلمي تا حدي كه كارگران ساختماني عادي، مشغول مرمت اين بناي به جا مانده از دوران تيموري هستند
اين دو سنگ قبر، متعلق به دو برادري است كه 400 سال پيش از دنيا رفته اند. هر دو سنگ در كنار هم و در چند قدمي امام زاده قرار گرفته اند. جنس سنگ ها يكسان است. هر دو به صورت مكعب مستطيل اند و با سرو بلندي تزئين شده اند. در دو طرف هر سنگ، كتيبه اي به چشم مي خورد كه تاريخ 1031 و 1034 قمري را نشان مي دهد
اين عكس، قديمي ترين عكس خورهه است و در سفر ناصرالدين شاه به محلات، گرفته شده. ناصرالدين شاه، اولين آسيب هاي جبران ناپذير را به بناي خورهه زد. او به بهانة كاوش علمي ولي به هواي يافتن گنج، بسياري از سنگ هاي بنا را جابه جا كرد و آثار زيادي را از بين برد. در حال حاضر، بخش هاي بسياري از خورهه طي سال ها تخريب شده و به زمين كشاورزي تبديل شده است
اين دو ستون، تنها نشانه هايي هستند كه از دور مي شود در خورهه ديد. نشانه هايي كه سال هاست ايستاده اند و به ياد هر بيننده اي مي اندازند كه قرن ها پيش، اين جا خبري بوده است
در كاوش هاي دكتر رهبر، قبرهاي بسيار زيادي به دست آمده است. اين قبرها مربوط به دورة اسلامي هستند و نشان مي دهند كه در دورة اسلامي، محوطة اين بنا گورستان بوده. معمولا در محل دفن، قطعه اي سنگ سبزرنگ در جلو يا پشت سر جسد پيدا مي شود. آگاهي ما از دوران اسلامي خورهه، به همين آثار برمي گردد كه به طور پراكنده، هم در دشت خورهه و هم حول و حوش بناي تاريخي ديده مي شوند
اين سر ستون ها كه به شيوة يوناني ساخته شده اند، مهم ترين دلايل اشتباه باستان شناسان در مورد تاريخ خورهه هستند. سرستون هاي خورهه به شيوة ايونيك در هنر يونان ساخته شده اند. آن ها از هر طرف، دو مخروط ناقص دارند كه از طرف قاعدة كوچك به هم چسبيده اند. قاعده هاي بزرگ تر هم كه در سطح، شيارهاي حلزوني نسبتا گرد دارند، به طرف خارج قرار مي گيرند. بين دو سر مخروط هم عنصر تزئيني ضربدر مانندي هست كه به صورت برجسته كار شده است
اين، كوه خورزن است. حسن قمي دربارة كوه خورزن مي نويسد: اسكندر بر آن كوه بلند كه هيچ كس قادر نيست بر بالاي آن رود، جوسقي بنا كرده است مثل مناره. درازاي آن سي گز و بر سر آن نيزه اي دراز نشانده است و بر سر آن دو مورَش آويخته است كه يكي منع برق و سرما كند و يكي دفع بادها. خورزن و كوه هاي زياد ديگري، دره اي كه خورهه در آن قرار دارد را فرا گرفته اند
سفال ها، خمره ها و تيغه هاي فلزي زيادي در حفاري هاي خورهه به دست آمده است كه نشان مي دهد تاريخ اين منطقه به 150 سال پيش از ميلاد مي رسد. بررسي باستان شناسان، معماري اين مجموعه را شبيه معماري بناي اشكاني ابوقبور بغداد مي داند.
اين بنا، 45 درجه به سمت شمال شرقي انحراف پيدا كرده و از اين لحاظ، به چغازنبيل و معابد بزرگ ديگري مثل اور شباهت دارد. دكتر رهبر مي گويد: در كاوش ها تعداد زيادي سفال كشف شده كه از نوع سفال هاي كلينكي (سفال هاي ظريف و بادوام) هستند. وجود اين نوع سفال، ثابت مي كند كه اين بنا يك عمارت اربابي بوده است. هرتسفلد، خورهه را يك معبد سلوكي مربوط به ديونيسوس، خداي يونان قديم مي داند. اما سفال ها و تيغه هاي فلزي كشف شده و همچنين يك سكة اشكاني، پارتي بودن اين بنا را نشان مي دهند