- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۹۱ - شنبه ۶ آبان ۱۳۸۵ - - Oct 28, 2006
docharkhe
بكش و خوشگلم كن
خالكوبي و سوراخ كاري اين روزها بين گروهي از دخترها و پسرها طرفدار پيدا كرده يعني براي آب ورنگ بيشتر بايد هر بلايي سر خودمان بياوريم؟!
012423.jpg
آدميزاد عاشق دنگ و فنگ است! يعني خوشش مي آيد هي خودش را بزك دوزك كند تا ببيند چه جوري خوشگل تر مي شود. اصلا آرايشگاه و پيرايشگاه و مزون و فلان و فلان براي همين اختراع شده اند. براساس همان اصل دنگ و فنگ هر روز يك پديدة تازه اي پيدا مي شود و يك عده آدم منتظر را مجذوب خودش مي كند. كساني را كه از نگاه كردن هر روز توي  آينه، خسته شده اند و نمي دانند چه جوري مي شود اين قيافة روزمره را يك تغييراتي داد. قبل ترها براي آدم ها مهم بود كه اين پديدة تازه، تأثيري توي زيبايي چهره شان داشته باشد. اما اين روزها، اين قدر حجم پديده ها بالا رفته و در بحث بزك دوزك ترافيك ايده به وجود آمده كه ديگر خيلي براي كسي مهم نيست كه آرايش جديد، كمكي به جذاب تر شدن آدم مي كند يا نه. اصل اين است كه الان اغلب دارند اين كار را مي كنند. البته هميشه وجود دارند كساني كه آب و رنگ جديد به شان مي آيد، ولي اين دليل خوبي براي اين نيست كه من و شما هم همان بلا را سر خودمان بياوريم تا آن شكلي بشويم! قبل ترها يك چيز ديگر هم وجود داشت كه الان ديگر وجود ندارد. تا همين چند وقت پيش آرايش مخصوص خانم ها بود. ولي الان هر چيز جديدي كه مد مي شود دو جور طرفدار دارد: 1- دخترها 2- پسرها! اين مجموعه گزارش دو بخش دارد. در واقع هر دو بخش دربارة مد جديد آرايش در بين جوان ها است. اولي دربارة خالكوبي است كه بعد از اين كه حسابي بين دخترها طرفدار پيدا كرد حالا به پسرها رسيده. (آن هم باوجود اين كه اين كار در فرهنگ عرفي و شرعي ما چندان قابل قبول نيست)بخش دوم هم دربارة پيرسينگ و سوراخ كردن پوست است كه تازه همه گير شده.

آدم هاي خال خالي!
عرضه تابع تقاضاست. معلوم است وقتي كه متقاضي زياد باشد خالكوب ها توي هر سوراخ سمبه اي پيدايشان مي شود
012426.jpg
اكثر خالكوب ها مخفيانه كار مي كنند براي اين كه اگر لو بروند اذيت شان مي كنند. بايد تلفن بزني و قرار بگذاري تا بيايند و برايت كار انجام بدهند
ايمان جليلي
سنش به نوزده بيست ساله ها مي خورد. با اين كه اوايل پاييز است و هوا ديگر آن قدرها گرم نيست يك تي شرت مشكي آستين كوتاه پوشيده و همين طور منتظر كنار خيابان ايستاده است. روي بازوي چپش نقش شعلة آتش را خالكوبي كرده. كافي است كمي  نسبت به خالكوبي اش كنجكاوي كني تا آستين اش را بزند بالا و سريع شروع كند به توضيح دادن: خدا وكيلي تا حالا خالكوبي سه رنگ ديده بودي؟ طرحش را خودم درآوردم. اما كلي گشتم تا آدمش را پيدا كردم. كسي كه بتواند اين جوري روي پوستم درش بياورد. مازيار و دوستانش يك برنامة هفتگي ورزش دارند. چهارشنبة هر هفته؛ باشگاه بدنسازي محل. او معتقد است براي اين كه نقش خالكوبي حسابي روي بدن بنشيند و به آدم بيايد بايد بر و بازوي درست و حسابي داشت. اصلا از همين جا بوده كه مازيار از طريق دوستانش آمار كسي را مي گيرد كه بتواند برايش كار خالكوبي را انجام دهد: اكثر خالكوب ها مخفيانه كار مي كنند. براي اين كه اگر لو بروند اذيت شان مي كنند. بايد تلفن بزني و قرار بگذاري تا بيايند و برايت كار انجام بدهند. راست هم مي گويد.

آماتورها و حرفه اي ها
پيدا كردن كسي كه كار خالكوبي انجام مي دهد و راضي كردن او به مصاحبه تقريبا غيرممكن است. براي همين اگر كنجكاوي ات گل كند و بخواهي از كارشان بيشتر سر در بياوري بايد خودت را جاي مشتري جا بزني. البته اين هم كار چندان آساني نيست. كلي صغرا كبرا چيدن مي خواهد. اول بايد اسم رمز بگويي، بعد هم كلي آدرس بدهي تا طرف بداند كه تو را بچه هاي آشنا معرفي كرده اند. اگر بتواني اين هفت خوان را بدون تابلو شدن طي كني چيزهاي جالبي خواهي شنيد: والا من يك مدت تايلند بودم. آن جا كار خالكوبي انجام مي دادم. وسايلي هم كه از آن جا آورده ام اصلا اين جا نيست. آقاي خالكوب مي گويد يك آلبوم قطور از طرح هاي مختلف خالكوبي دارد. از آرم هاي كوچك تا حروف لاتين و همين شعله اي كه حرفش را زديم. اما فقط حاضر است حضوري آن ها را نشان بدهد. و اما بشنويد از قيمت ها: آرم هاي كوچولو يا حرف اول اسم از چهل، پنجاه هزار تومان شروع مي شود. هر چي طرح بزرگ تر بشود قيمت هم مي رود بالا ديگر، نهايتا تا 300 هزار تومان. البته اگر طرح بزرگ بخواهي بيشتر به ات تخفيف مي دهم. او مدعي است كه تفاوت كارش با خالكوب هاي آماتور در اين است كه او مي تواند طرح هاي مختلف را با هر رنگي خالكوبي كند: هر طرح و نقشي را كه بخواهي با هر رنگي برايت درمي آورم. حتي سايه هم مي زنم. خيالت هم راحت همة رنگ ها گياهي اند. البته در مورد آقايان بهتر است خيلي رنگ استفاده نكنيم، چون پسرها مثل دخترها نگران پوستشان نيستند و بعد از چند ماه رنگ ها قاتي پاتي مي شود و كار از ريخت مي افتد.

نكنيد؛ پاك نمي شود!
همة كساني كه كار خالكوبي انجام مي دهند به اين اندازه مخفي كار نمي كنند. يك عده براي خودشان سايت دارند و از اين طريق تبليغ مي كنند. البته توي سايت خبري از آدرس يا شماره تلفن نيست. فقط عكس ديده مي شود و تعريف و تمجيد از كسي كه اين كارها را كرده. بعضي ها حتي به اين هم بسنده نكرده اند و رفته اند سراغ تاريخچة خالكوبي. نكتة جالب اين است كه استادان حتي يك بار هم متن سايت خودشان را نخوانده اند تا متوجه بشوند بعضي از اين نوشته ها بيشتر ضدتبليغ است تا تبليغ. خالكوبي معنا و مفهوم مختلفي دارد. خالكوبي مي تواند به عنوان تشخيص هويت و نشانگر پايگاه اجتماعي فرد به كار رود. مثلا روميان باستان، برده ها و تبهكاران را براي شناسايي خالكوبي مي كردند! بيشترين چيزي كه اين افراد روي آن مانور مي دهند طبيعي بودن رنگ هاي به كار رفته در خالكوبي است. چيزي كه با ادعاي دائمي  بودن رنگ ها در تناقض است. بد نيست بدانيد كه رنگ هاي طبيعي از جمله حنا دوام كمي  روي پوست دارند و بعد از چند هفته يا نهايتا چند ماه از بين مي روند. در حالي كه رنگ هاي صنعتي كه معمولا در خالكوبي هاي امروزي استفاده مي شوند تا سه سال دوام دارند. روي همين حساب بدترين اتفاقي كه در خالكوبي مي افتد اين است كه مشتري از نتيجة كار راضي نباشد آن وقت است كه ديگر هيچ جوري نمي شود آثار اين نقش و نگارهاي رنگي را از روي پوست پاك كرد. خانم دكتر بهروزي متخصص پوست است كه با اين موارد، زياد روبه رو شده: بهترين روش براي برداشتن خالكوبي استفاده از ليزر است. البته لازم است بيماران بدانند كه انجام خالكوبي به مراتب راحت تر از برداشتن آن است. رنگ هاي آبي و سياه راحت تر از بقية رنگ ها برداشته مي شوند، هر چند كه براي اين كار احتياج به 6تا۱۲ جلسه ترميمي در زماني حدود يك سال هست. رنگ هاي ديگري كه در خالكوبي به كار مي روند تقريبا قابل پاك شدن نيستند. در رنگ هايي مثل بنفش، زرد، نارنجي و به ويژه قرمز از تركيبات آهن و تيتانيوم دي اكسيد استفاده مي شود كه استفاده از ليزر در برابر اين تركيبات باعث اكسيد شدن آهن و قرمز تر شدن رنگ مي شود.
در خالكوبي كلاسيك رنگ به وسيلة يك دستگاه و با كمك يك سوزن چرخان زير لاية رويي پوست تزريق مي شود و اين يعني خطر. شايد براي همين است كه انجام خالكوبي بدون حضور پزشك ممنوع و غيرقانوني است. بنابر اعلام وزارت بهداشت خالكوبي يا هر نوع اقدام مشابه آن مثل تاتو در آرايشگاه ها يا ساير اماكن در صورتي كه زير نظر پزشك نباشد جرم است. حالا مي شود فهميد كه چرا هيچ كدام از خالكوب ها حاضر نيستند نام و نشان خودشان را در اختيار غريبه ها قرار بدهند. حتي بسياري از آرايشگاه هايي كه به انجام خالكوبي معروف اند نيز در برخورد با مشتري هاي ناآشنا زير بار اين كار نمي روند.

جامعه شناس ها چه مي گويند
جدي بگيريم يا نه؟
خالكوبي ها و سوراخ كاري ها توي جامعة ما هنوز به يك پديدة فراگير تبديل نشده كه بشود راجع به آن تحليل هاي عميقي كرد. اما تا همين جاي كار هم راجع به آن، حرف و حديث كم نيست. در اين ميان، بد نيست نظر يكي دو تا جامعه شناس را هم در اين باره بدانيد.

قبلا هشدار داده بوديم
دكتر قرايي مقدم، جامعه شناس: ما ده دوازده سال قبل اعلام خطر كرده بوديم كه به علت عملكرد نامناسب خودمان، عوامل بيگانگي با فرهنگ ملي آغاز شده اند، چون در آن زمان، كتاب هاي درسي از فرهنگ ملي تهي شده بود. در دهه گذشته به دليل فرو ريختگي فرهنگي و تزلزل ارزش ها و هنجارهايي كه استحكام چند قرني داشتند، جوانان به هر چيزي پناه بردند و در اين گير و دار، برخي از عناصر نامناسب بيگانه را نيز برگزيدند كه اين تزئينات، نشانة بارز آن است. البته من فكر نمي كنم در همان جوامع خارجي هم جوانان اصيل براي اين خودآرايي ها وقت داشته باشند يا ارزش مثبتي قائل شوند.

صرفا يك مد است
فردين علي خواه، دانشجوي دكتراي جامعه شناسي: اين مسأله صرفا يك مد است كه در قسمتي از جامعة غرب توليد شده و در قسمتي از جامعة ما مورد تقليد قرار مي گيرد. كساني هم كه به وسيله سفرهاي خارجي با اين مد آشنا مي شوند، ممكن است اين رفتارها را از تفريحگاه ها و مراكز خاصي كه بيشتر به آن جا مي روند، برداشت كرده باشند. چون آن ها در سفرهايشان با تمام طبقات اجتماعي تماس ندارند. بديهي است كه اگر بخواهيم با ارزش هاي گذشته اين رفتار را تحليل كنيم، آن را يك موضوع كاملا منفي خواهيم يافت. اگرچه ممكن است در حد يك تقليد جزئي باقي مانده و بعدا از رونق بيفتد.

جاي نگراني ندارد
دكتر مصطفي اقليما، مددكار اجتماعي: رواج اين مد، جاي نگراني ندارد. سوراخ كردن سر و صورت، يك تقليد ساده و بي هدف است كه نمي تواند آسيب چنداني وارد كند و بعيد نيست پس از مدتي از رواج بيفتد. ما هم نبايد در مورد اين موضوع جزئي، حساسيت زيادي نشان دهيم. اين گونه حركت ها با وجود جلوة بسيار زياد، نقش چنداني ندارند و بيشتر به شكل امواج زودگذر هستند تا يك عادت ماندگار.

پيرسينگ و خالكوبي عوارض خطرناكي دارد
سوراخ نكن؛ مي ميري ها!
سارا هاشمي نيك
خيلي ها اين طوري اند، وقتي چيزي را هوس كنند، ديگر كمتر رويش فكر مي كنند. همين طور با سر مي روند توي دل ماجرا. طفلكي ها تقصيري هم ندارند. هر چيز عجيب و غريب جديدي را كه روي سر و صورت هنرپيشه ها و خواننده هاي ترگل ورگل خارجي مي بينند، دلشان مي خواهد. غافل از همه جا، خوش خيالانه مي روند سراغ كساني كه با مجوز و بي مجوز، با صلاحيت و بي صلاحيت، آماده اند تا خدمات جورواجوري در اين زمينه ارائه دهند. خالكوبي و پيرسينگ هم مثل هر كار غيرطبيعي ديگري كه روي بدن انجام مي شود، عوارض و دردسرهايي دارد.
دكتر اميرهوشنگ احساني، متخصص پوست و عضو هيأت مديره دانشگاه علوم پزشكي تهران، مي  گويد: وارد كردن رنگ به زير پوست، مي تواند واكنش هاي مختلفي ايجاد كند؛ مثل يك برجستگي يا ضايعة پوستي قرمز يا بنفش رنگ. در ضمن ممكن است عفونت هايي مثل زرد زخم در اثر استفاده از سوزن هاي آلوده ايجاد شود. انتقال بيماري هاي ويروسي مثل HIV و هپاتيت هم اگرچه خيلي به ندرت اتفاق مي  افتد، ولي امكان پذير است.
به گفتة او، اكثر كساني كه براي پاك كردن تاتوها مراجعه مي كنند، از اين كار ناراضي اند. يعني رضايت از خالكوبي معمولا چند هفته اي بيشتر دوام نمي آورد. اما پاك كردنش به اين سادگي ها نيست. هر چه خالكوبي عميق تر باشد، پاك كردنش هم سخت تر است. بسته به نوع رنگ استفاده شده، مي شود از جراحي، تراشيدن رنگ پوست، ليزر و پيلينگ استفاده كرد. البته بعضي از رنگ ها مثل قرمز تقريبا پاك نمي  شوند.

فقط نرمه گوش
پيرسينگ به معناي استفاده از فلزاتي مثل طلا، نقره و تيتانيوم در اعضاي مختلف بدن هم مي تواند عوارضي داشته باشد. دكتر احساني دو دسته عوارض را براي اين كار محتمل مي داند. يكي عفونت هايي كه وارد فضاي زيرپوست مي شود و با زخم همراه است و ديگري حساسيت ها. عفونت ها مي توانند از انواع ساده اي مثل زرد زخم و تب خال باشند يا عفونت هاي خطرناكي مثل HBS (هپاتيت ها) و HIV (ايدز) كه البته به ندرت اتفاق مي افتند.
دستة ديگر عوارض هم حساسيت هاي موضعي است. اين عوارض كه ممكن است در محل هاي تماس و غير تماس به وجود بيايند، با خاراندن بدتر مي شوند.
دكتر رضايي هشدار مي  دهد كه بهتر است از اين ابزار استفاده نكنيم، چون ريسك عفونت و عوارض ديگر را به همراه دارد.
البته دامنة عوارضي كه در عمل براي پيرسينگ اعضاي مختلف بدن گزراش شده، وسيع تر و متنوع تر است. مثلا براي سوراخ كردن لب و زبان، چون جزء بافت هاي بسيار پرخون بدن هستند، احتمال خونريزي هاي سخت و التهاب و عفونت شديد وجود دارد. گاهي در اثر سوراخ كردن لب و زبان، تورم هاي شديد ايجاد مي شود كه باعث بسته شدن راه هاي هوايي و اختلال در تنفس مي شود. همچنين ممكن است آويزها كنده شوند و با وارد شدن به گلوي فرد، باعث خفگي او شوند. آويزهاي لب و زبان احتمال دارد باعث لب پر شدن دندان ها شوند يا صحبت كردن شخص را دچار مشكل كنند. حتي تحريك مزمن و طولاني مدت لب مي تواند به سرطان پوست منجر شود. سوراخ كردن بيني هم ممكن است باعث عفونت در سوراخ بيني شود. و اما در مورد سوراخ كردن ناحية دور ناف و آويزان كردن زيورآلات به اين قسمت بدن، احتمال باقي ماندن رد زخم ها وجود دارد. همچنين در افراد چاق و كساني كه باردار مي شوند، اين سوراخ تغيير مكان مي دهد و بد شكل مي شود. از طرف ديگر، ممكن است در اثر مالش لباس ها يا كمربندها در آن ناحيه التهاب، عفونت و زخم ايجاد شود.
بعضي ها فكر مي كنند سوراخ كردن همة قسمت هاي گوش، بي خطر است. ولي تنها جايي كه تقريبا منطقة امني محسوب مي شود، همان محل قديمي و سنتي يعني نرمة گوش است. سوراخ كردن لالة گوش به علت غضروفي بودن اين منطقه مي تواند مشكل ساز باشد.

براق ولي زرد
نصب نگين روي دندان، يكي از انواع پيرسينگ است كه در ايران هم شايع است. به اين ترتيب كه دندان پزشك، بخش كوچكي از دندان را تراش مي دهد و نگين را با چسب مخصوص در آن جا مي چسباند. دكتر سيد محمد غفوري، دندان پزشك، دربارة عوارض احتمالي اين عمل مي گويد: چون نگين با فلز مربوطه فضايي را روي دندان اشغال مي كند، گير غذايي ايجاد مي شود و امكان تميز كردن آن قسمت زير نگين با مسواك وجود ندارد. در نتيجه، آن قسمت دندان زرد مي شود.
چاره اش هم اين است كه دندان پزشك، كارهاي زيبايي مثل پليشينگ روي آن قسمت انجام دهد كه معمولا انجام نمي شود. نگين معمولا روي دندان دوم و سوم نصب مي شود.

تنها دخترها مشتري اين جوركارهاي عجيب و غريب و دردناك نيستند
نوكر حلقه ها
012438.jpg
ايمان جليلي
به تمام اعمال جراحي كه يك جورهايي به سوراخ كردن پوست و استفاده از فلزات تزئيني منجر مي شود مي گويند پيرسينگ. از گوش و ابرو و لب بگير تا بيني. تصور ما تا قبل از اين كه برويم سراغ اين گزارش اين بود كه دخترها تنها مشتري اين جور آرايش عجيب و غريب و البته دردناك هستند، اما وقتي پاي صحبت هاي يك متخصص جراح عمومي نشستيم معلوم شد كه نه خير، آقا پسرها هم از قافلة مد عقب نمانده اند و خودشان را قاتي بازي كرده اند.
اين جور عمل هاي زيبايي را معمولا پزشكان و متخصصان جراحي عمومي انجام مي دهند. البته در كنار دكترها بسياري از داروخانه ها، تعداد زيادي از آرايشگاه هاي زنانه و حتي بعضي از افراد عادي كه نه دكترند و نه آرايشگر كار پيرسينگ مي كنند. اين جور آدم ها معمولا كارشان را توي خانه انجام مي دهند. بدون نگراني از آلودگي و عفونت و اين سوسول بازي ها. تلفن مي زنيد، آدرس مي دهيد، مي آيند كارشان را مي كنند و مي روند. اصلا هم مهم نيست كه بعدش چه مي شود. همين كه پايشان را از خانه گذاشتند بيرون، ديگر شمارة شما را جواب نخواهند داد.
اگر از خير اين جور آدم ها بگذريم حرف زدن با پزشكي كه توي مطبش جراحي زيبايي انجام مي دهد جالب است. هر چند اصرار براي گفت وگو با يكي از بيماران آقاي دكتر دربارة تن دادن به چنين عمل هاي زيبايي بي فايده است. آقاي دكتر معتقد است كه انجام پيرسينگ فقط و تنها فقط بايد توسط پزشك جراح انجام شود. هر چند كه خودش بلافاصله يك تبصره به اين حكم اضافه مي كند كه معمولا دكترهاي جوان و پزشكان عمومي  هم از اين كارها مي كنند. به گفتة آقاي دكتر در بين طرفداران اين جور عمل ها اصلا نمي شود فرقي بين دخترها و پسرها گذاشت. اما اين را مي شود گفت كه پسرها بيشتر مي آيند دنبال سوراخ كردن گوشة ابرو و حلقه انداختن در آن، در حالي كه دخترها بيشتر دنبال حلقة ناف هستند. بعضي از اين عمل ها ممكن است به زيبايي كمك كند. اما بعضي هايش واقعا كار جالبي نيست. من خودم هم خوشم نمي آيد براي همين اصلا روي زبان، بيني و ابرو كار نمي كنم. ظاهرا بيشترين مشتري هاي آقاي دكتر جوان هايي از دو ردة سني هستند؛ 18 و 19 ساله و 24 و 25 ساله: بيشتر كساني كه دنبال اين كارها هستند شخصيت هاي آنتي سوشيال (ضداجتماعي) دارند. نرمال نيستند، نمي فهمم براي چه اين كار را مي كنند. آخر سوراخ كردن ابرو يا زبان به غير از درد و ناراحتي چه مزيتي مي تواند داشته باشد؟ و حالا بشنويد از يك آمار جالب: آمريكا و فرانسه معدن كساني است كه اين جور عمل ها را انجام مي دهند. حتي تخمين زده مي شود كه 90درصد جمعيت زنان فرانسه حداقل يك سوراخ توي گوششان دارند. دكتر مي گويد همة اين سوراخ كاري ها در حد همان سوراخ كردن گوش است و براي پزشك، دردسر زيادي ندارد، (در واقع سطح پوست باز مي شود و يك تونل زير پوستي در موضع عمل ايجاد مي شود.) اما چون روي بدن بيمار زخم ايجاد مي كند مسلما هم تا مدتي دردناك خواهد بود و هم احتمال عفونت اش زياد است. ضمن اين كه بسياري از كساني كه پيرسينگ مي كنند به فلزات استفاده شده حساسيت نشان مي دهند. خصوصا اگر فلز از جنس تيتانيوم باشد. اين آقاي دكتر براي انجام اين جور عمل ها توي مطبش بين 200 تا 300 هزار تومان از مريض ها پول مي گيرد، هر چند به گفتة خودش اين عمل ها را كساني كه دكتر نيستند و به صورت غيرقانوني كار مي كنند با سي تا چهل هزار تومان هم انجام مي دهند. او حتي يك داروخانة معروف در شمال شهر را سراغ دارد كه توي مغازه براي مشتري ها عمل جراحي انجام مي دهند.
دكتر مي گويد هيچ منعي براي انجام اين جور عمل ها توسط متخصص وجود ندارد و تا حالا هيچ ابلاغيه اي از طرف وزارت بهداشت براي او و همكارانش نيامده كه اين كار را انجام ندهند. ظاهرا بازرسان وزارت بهداشت هم كاري با كار آن ها ندارند: اين جور جراحي ها معمولا توي مطب انجام مي شود نه كلينيك. چون جزو اعمال سرپايي است. فكر نمي كنم خيلي حساسيتي رويش باشد، اگر هم منعي داشته باشد من خبر ندارم يعني تا حالا نشنيده ام. شايد به خاطر همين نشنيدن باشد كه دكتر ترجيح مي دهد اسمي از او در گزارش نبريم.

كار خطرناك، ممنوع!
خالكوبي (Tattooing) و سوراخ كردن بدن براي نصب فلزات (Piercing) در كشورهاي اروپايي مثل كشور ما بي حساب و كتاب نيست. مثلا همين بلژيك كه بين 175 كشور دنيا مقام اول بهداشت و سلامت را دارد، كلي قانون و ضابطه براي اين جور كارها وضع كرده است. از جمله اين كه نوجوانان بلژيكي زير 18 سال به هيچ وجه حق خالكوبي و پيرسينگ را ندارند.
البته نوجوانان 16 تا 18 ساله اي كه اصرار داشته باشند اين بلاها را به سر خودشان بياورند، فقط با اجازة رسمي پدر، مادر يا قيم قانوني شان حق اين كار را دارند، آن هم فقط روي بعضي از اعضاي بدنشان مثل بيني و گوش.
اگر كسي بر خلاف اين قانون، براي يك فرد زير 18 سال خالكوبي يا پيرسينگ انجام بدهد، به سختي مجازات مي شود. در ضمن، كساني كه مي خواهند اين خدمات را ارائه كنند، اول بايد از وزارت بهداشت بلژيك مجوز بگيرند. دليلش هم اين است كه سوراخ كردن بدن افراد يا خالكوبي، اگر در جاهاي كاملا بهداشتي و با ابزار استريليزه و يكبار مصرف انجام نشود، بيماري هاي خطرناكي مثل هپاتيت و ايدز را به راحتي از فردي به فرد ديگر منتقل مي كند.

چقدر خرج بر مي دارد
نرخ خدمات پيرسينگ يا سوراخ كردن اعضاي بدن براي كار گذاشتن زيورآلات، بسته به جايي كه اين خدمات را ارائه مي دهد متفاوت است. مثلا داروخانه ها بين 4 تا 7 هزار تومان از مشتريانشان پول مي گيرند. بعضي از پزشكان هم اين كار را در منزل انجام مي دهند كه به بهانة رعايت نكات بهداشتي، كمي گران تر يعني حدود 15 هزار تومان تمام مي شود.
البته قيمت پيرسينگ براي بعضي از قسمت هاي بدن،  گران تر و براي بعضي جاها ارزان تر است. مثلا سوراخ كردن بيني، چون كم خطرتر است، از سوراخ كردن ابرو و ناف ارزان تر در مي آيد. اما كار گذاشتن نگين روي دندان، بحث ديگري است. اين هم مثل ساير خدمات دندان پزشكي لوكس و گران قيمت است و با توجه به جنس نگيني كه استفاده مي شود،  بين 50 تا 300 هزار تومان خرج بر مي دارد.

دوران سركشي
محمد سرابي
۱ - قرن ها پيش، اروپايي هاي فاتح و مغرور، چيني ها را به خاطر بلند بودن موها، هندي ها را به خاطر گوشواره ها و سياهان را به خاطر خالكوبي هايشان وحشي مي دانستند. اروپايي ها ظاهر خود را هم مانند اسلحه هايشان نشانه اي از تمدن به شمار مي آوردند.
۲ - در قرن بيستم، زماني كه جريان چپ گسترش يافت، تخطي از قوانين خط كشي شدة اجتماع، در ميان جوانان غربي به يك ارزش تبديل شد. آن ها براي اعتراض به نظم اجباري جامعه، موهاي بلند، لباس هاي ساييده و آرايش هاي عجيب و غريب را برگزيدند؛ دوران، دوران سركشي بود. زمان گذشت و روايت بزرگ چپ معترض رنگ باخت، ولي لباس ها باقي ماند و خالكوبي ها و سوراخ  كاري هاي سر و صورت پيشرفت كرد. اكنون در پياده روهاي شهرهاي بزرگ غربي، ديدن لبي كه سوراخ شده است، پره هاي بيني كه نگين دارد، دست ها و بازوهايي كه پوشيده از خالكوبي است [ماتراتزي را در فينال جام جهاني يادتان هست؟] چيز عجيب و غربي نيست. فرمانده راهزنان وحشي در فيلم قدرت تخيل را به ياد بياوريد. او بر اثر يك تغيير زماني، از دنيايي كاملا بدوي به شهري بسيار مدرن در قرن بيستم منتقل مي شود. او كه تزئينات فلزي بزرگي در بيني و گوش هايش دارد و خودش را به شكل ترسناكي آرايش كرده است، در اين دنياي جديد، تنها قسمتي از لباس هايش را تغيير مي دهد. زيرا در اين شهر پيشرفته و در زير نور چراغ هاي خيابان، هيچ كس از ديدن چهرة او با اين حلقه هاي فلزي و آرايش عجيب و غريب، تعجب نمي كند. بله، آن هايي كه روزگاري به خاطر سر و شكل شان وحشي ناميده مي شدند، حالا غرب را هم فتح كرده اند!
۳ - حكايت ما و اين گونه آرايش هاي عجيب و غريب غربي ها هم ممكن است به چنين سرنوشتي مبتلا شود. اگر مسير گسترش مدهاي روز در كشور خودمان را دنبال كنيد، جرياني را خواهيد يافت كه از قشر پايين فرهنگي در جوامع مدرن به اقشار مرفه جامعة ما سرازير شده است؛ چيزي شبيه ماجراي شلوار جين. جين پوش هاي غربي، همگي فرهنگي سطح پايين دارند و اصلا شلوار جين پوشيدن در ميان اقشار مرفه با فرهنگ آن  ها مذموم و ناپسنديده است. حال آن كه روزگاري جين پوشيدن در كشور ما نشانة پيشرفت و امروزي بودن بود و آن ها كه جين نمي پوشيدند، امل و بي فرهنگ قلمداد مي شدند. متأسفانه امروزه خالكوبي هاي آنچناني و سوراخ كردن بيني و نگين گذاشتن توي دندان و آرايش هاي اينچنيني هم به عنوان رفتاري كه در طبقات پايين دستي غربي ها متولد شده، به لايه هاي بالايي جامعة ما وارد شده است و احتمال دارد گسترش بيشتري يابد. اين احتمال هر چقدر هم كه با توجه به حساسيت هاي فرهنگي ما اندك باشد، بايد مورد توجه بيشتري قرار گيرد؛ مبادا وحشي ها سرزمين ما را هم فتح كنند. قورباغه ها آوازشان را خوانده اند. اين يعني اين كه آب هم مي تواند سربالا برود.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
بهرام، چشم خورد
عزت، حرف دل ما را زد
آن طور كه فكر مي كردم،  نشد
رويدادهفته
ورزشي
ببر خيزان؛ دختر ايران
شيتيل ما فراموش نشود!
كريس دي برگ در اردوي وزنه برداري
جا مانده هاي دوحه
نيمروز پاييزي با تالوكاران ملي پوش
آرزوهاي مربي چيني براي تيمش
آن 6 تاي ابدي
و تاج اين گونه خرد شد!
به دليل دنيزلي!
پرسپوليس دوپينگ كرده بود!
گيرم پدر تو بود فاضل
زماني براي عشق ورزي با فوتبال
مرغ يا تخم مرغ؟
خانواده اي مثل شهر
بايد درسم را بخوانم
رويدادهفته
اجتماعي
دل ها هم مثل بدن خسته مي شوند. با حكمت هاي لطيف، دوباره دل ها را تازه كنيد
زندگي
زن ها برابرتر از مردها
روي دوبي كم شد
خيابان گردي ممنوع!
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
ايراني به سبك يوناني
سينما
لوطي ها مي جنگند
ستاره ها
نيامده ام كه جاي ديگران را تنگ كنم
مي گفتند با ده نمكي كار نكن
نويسنده هاي هفت هزار توماني
پربيننده ترين فيلم سال 86
فرمانده سوپراستارها هستم
خدا مي داند
شوكت مي مرد
عالي است
مگر چند تا پيشنهاد داريم؟
شب مردگان زنده
دانش
پيش به سوي مريخ
ما را به مريخ برد
موسيقي
چه كسي بود صدا زد سهراب؟
جغد در باغ معلق مي خواند
از كاشان تا اسكانديناوي
روزها
آخرين جنگ صليبي است
رويدادها
بار ديگر شهري كه دوست مي داشتيم
شمشير، برف و گلابي
بازيگران عصر صليبي
شهرهاي صليبي
ماجراهاي صليبي
غنيمت هاي صليبي
جهان كوچك
آبي، نقره اي، قرمز
مرگ در مي زند
آل پاچينو عليه سيگار
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |