نيازمندي هاي جديد
چشم برزخي رسيد
در حالي كه ماه رمضان به آخرهايش رسيده، سريال هاي اين ماه تأثيرات عجيبي در همة امور، علي الخصوص آگهي ها و نيازمندي ها گذاشته است. اين هم چند نمونه از نيازمندي هايي كه اين روزها خيلي متداول است:
يك عدد قرنية چشم با كيفيت برزخ بيني نيازمنديم.
دماغ با قدرت برزخي بدون گرفتگي.
چند فيلم هاليوودي جهت ايده گرفتن و ساخت سريال رمضان سال بعد نيازمنديم. اولويت با معناگراهاست.
حيوانات جديد (خوك و ميمون) جهت استفاده در جلوه هاي ويژه رسيد.
اتاق در زيرزمين همراه با گنج 6ميلياردي، به بالاترين قيمت، اجاره داده مي شود.
يكي از اتاق هاي خانة صابر، خالي شده است. بشتابيد.
دفتر وكالت براي كلاهبرداري اجاره داده مي شود.
به يك عدد كوراني پولدار خنگ جهت كلاه گذاري نيازمنديم.
معلم زبان فارسي براي كاترين نيازمنديم.
قلب گوسفند تازه كشتار، جهت پيوند موجود است.
آپارتمان ضد زلزله، ضد بلاي آسماني، بدون نياز به تير و تخته.
پمپ آب براي باغبان آقاي حشمتيان، فوري.
هاي لايت مو جهت اعضاي هيأت علمي دانشگاه ها
گزارش هاي لحظه به لحظه
غاز مديري، عكس ملاقلي پور
اين جامعة سينما و تلويزيون ما بايد حسابي مراقب اعمالشان باشند، چون عوامل همشهري جوان در همه جا نفوذ كرده اند و هر لحظه آماده اند ريزو درشت قضايا را روي آب بريزند. در ادامة اين نفوذ، عوامل اعزامي به مشهد موفق شدند سه تن از اهالي سينما را در حال گرفتن عكس با موبايلشان در صحن انقلاب، رصد كنند. به گزارش عوامل، اكبر نبوي (منتقد و مجري)، رسول ملاقلي پور (كارگردان ميم
مثل مادر) و مجتبي راعي (كارگردان تولد يك پروانه) ساعت 2 نصفه شب احياء، جلوي پنجره فولاد نشسته بودند و با فيگورهاي مختلف، عكس مي گرفتند. عوامل ما در 30 دقيقه اي كه آن ها را زير نظر داشتند، جز اين كار، كار ديگري از آن ها نديدند. البته چون اين سه نفر، گلزار، پوريا پورسرخ و امين حيايي نبودند، كسي آن ها را نشناخته. در حالي كه رسول و اكبر در حال عكاسي در مشهد بودند، مهران مديري اين ها 20 تا غاز و اردك خريدند و ول كردند در باغ قلهك، تا با سر و صدايشان اهالي را ذله كنند. فعلا هم به دكور بند كرده اند و مثل اين كه آقا مهران تا دكورش چيز توپي نشود، اجازة فيلم برداري نمي دهد.
فيلم جديد لطيفي
شاهين و دينا در جنگ
آقا سور و سات زردها براي يك سال آينده، دارد جور مي شود. محمد حسين لطيفي، ژوبين را زير بغل زده و پيچيده و رفته خرمشهر تا آن جا فيلم جديدش را بسازد. منظور از ژوبين، خب پورسرخ است ديگر! بازيگري كه انگار اگر لطيفي در يكي از محصولات تصويري اش از او استفاده نكند، زبانم لال يك جوريشان مي شود؛ عين احساس اسكورسيزي نسبت به دنيرو!
اسم اين فيلم كه 20 مهر كليد خورد، روز سوم است و قرار است به وقايع سه روز آخر سقوط خرمشهر در جنگ تحميلي بپردازد. علاوه بر پورسرخ، حضور باران كوثري هم در اين پروژه قطعي است. تصور كنيد توي آن هاگير واگير و جنگ و بزن بزن، يكهو كاراكتر پورسرخ، عاشق كاراكتر كوثري شود و كوثري هم صنار سه شاهي تحويلش نگيرد و پورسرخ هم از عصبانيت به nتا عراقي شليك كند و همه را مثل برگ خزان نفله كند. چه تيترهايي مي شود! پورسرخ تركيد، آخرين وصيت پوريا، با آخرين شليك هاي ژوبين، پورسرخ بغداد را فتح كرد و...
فيلم عظيم مولوي ساخته مي شود
مولوي هندي مي شود!
انگار اين اجنبي ها نمي خواهند دست از سر مولوي ما بردارند. بعد از هو چي بازي تركيه اي ها كه با ترجمة مثنوي به nزبان دنيا مي خواستند او را دو دستي از ما بقاپند، هندي ها و قطري ها هم مشتركا دست به كار شده اند. آقا دارند 22 ميليون دلار هزينة ساخت فيلمي به نام مولوي، آتش هستي مي كنند. احتمالا آن ها بعد از ساخت فيلم مي خواهند مدعي شوند كه اِي، مولوي يك جورهايي هندي مي زده و خودش خبر نداشته. البته مطمئن باشيد اين هزينه فقط به خاطر به نام زدن سند مولوي نيست. مولانا پر خواننده ترين شاعر در آمريكاست و اين باعث شده كه هندي ها و قطري ها (كه سرمايه گذار اصلي فيلم هستند) دندان تيز كنند و براي آمريكايي ها كيسه بدوزند. اين فيلم قرار است سال 2007 اكران شود. سالي كه يونسكو، آن را سال مولوي ناميده تا اوضاع را از اين هم كه هست، شير تو شيرتر كند! خدايي، فيلم هندي مولانا را تصور كنيد: شمس و مولانا در حالي كه نمي دانند مريد و مراد هستند، دور درختان و در بيشه زار مشغول آواز خواندن و كرداهه كرداهه گفتن هستند كه ناگهان مولانا مي فهمد شمس مراد اوست و او طي همة اين سال ها هرگز خبر نداشته و از اين جور صحنه هاي مكش مرگ ما. خدا به خير كند!
|
|
|
خانم كيدمن از كوزوو ديدن كرد
كيدمن رقيب كرامتي
احتمالا تا چند روز ديگر، خبر سفر ناگهاني سفير صلح ايراني سازمان ملل، يعني مهتاب كرامتي، به كوزوو را توي خبرگزاري ها مي خوانيم! حتما مي خواهيد بدانيد چرا؟ خب معلوم است ديگر، چون از آن طرف دنيا يك سفير صلح ديگر به اسم نيكول كيدمن هم دقيقا همين قصد را دارد. طبق يك پيش بيني من در آوردي، دوربين هاي سي ان ان، بي بي سي و يورو نيوز چند روزي آن جا مستقر بودند تا به جاي نشان دادن زن و بچه هاي بدبخت و بيچارة كوزوو، ديدار طلايي اين دو ستارة عالم سينما را روي آنتن هاي ماهواره بفرستند. اما زهي خيال باطل، چون كه خانم نيكول فقط دو روز آن جا چرخيد و بعدش دوباره برگشت به قلب هاليوود. در همين راستا يك شنبة هفتة پيش كه خانم نيكول به منطقة غربي كوزوو رسيد، از فرط هيجان، دستانش را بالا برد و با صداي بلند فرياد زد: من آمده ام، من اين جام... براي اين كه ياد بگيرم چطوري مي شود به كشورهاي بحران زده در اين شرايط وخيم كمك كنم... من مي خواهم مردمِ اين جا را ببينم و داستان هايشان را بشنوم و اگر شما خواستيد، حرف هايشان را به گوشتان برسانم. ظاهرا استاد فكر كرده كه آن جا هم قرار است توي يك ملودرام اشك آور هاليوودي بازي كند!
|
|
|
جدول فروش فيلم هاي خارجي
رئيس جمهور ويليامز
فك اسكورسيزي بيچاره با يك فيلم ترسناك به سرعت پائين آمد و جايي بهتر از رتبة دوم پيدا نكرد. كينه۲ همان فيلم ترسناكي است كه در افتتاحيه 22 ميليون دلار فروخت. داستان اين فيلم هم مثل قسمت اول توي توكيو مي گذرد و باز هم يك نفرين شوم، زار و زندگي يك زن بيچاره را به زهر مار تبديل كرده. ظاهرا مردم ترجيح داده اند كه به جاي ديدن خشونت هاي فيلم اسكورسيزي و ارضاي اميال ساديسمي شان، بروند كينه۲ را ببينند و با زهره ترك شدن، مازوخيسم شان را درمان كنند. (چقدر ايسم!) فيلم سوم جدول، يك كمدي بامزه از رابين ويليامز است. مردِ سال دربارة يك كمدين سياسي به اسم تام دابز است كه توي تلويزيون برنامه اجرا مي كند، شبيه جان استوارت يا استفن كولبرت. يك روز در يكي از برنامه هاي تام، يكي از تماشاچي ها دستش را بالا مي برد و پيشنهاد مي دهد كه تام بايد رئيس جمهور آينده ايالات متحده بشود. اولش تام با اين حرف هم مثل همة شوخي هاي ديگر، سرسري برخورد مي كند، ولي فرداي آن روز، موجي از تقاضاهاي مردمي به دفتر تام مي رسد كه تام بهترين كانديداي ما براي رياست جمهوري آينده است. در نظرخواهي هاي مردمي، دلقك بازي هاي رابين ويليامز در نقش تام به عنوان مهم ترين ويژگي فيلم مطرح شده. حسابش را بكنيد، اگر ويليامز رئيس جمهور آمريكا بشود چي مي شود!
خبرهاي كوتاه
رضا مير كريمي رئيس هيأت مديره خانه سينما، مديرعامل خانه سينما شد.
در بخش جديد جشنواره پليسي، بهترين بازيگر نقش پليس انتخاب مي شود.
عصر روز دهم آخرين فيلم ملاقلي پور، آذرماه جلوي دوربين مي رود.