آيا سازمان هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي آن قدرها هم كه اعراب از آن ها مي ترسند، مخوف هستند؟
مهدي پورصفا
به قول بزرگ ترها هر چي قديمي ها گفته اند را بايد طلا گرفت و گذاشت روي تاقچه. مثلا چي؟ مثلا همين ضرب المثل ترس برادر مرگ است. از وقتي كه رژيم صهيونيستي به عنوان يك كشور من درآوردي به كمك انگليس ها بغل خاورميانه چسبيد، چند تا افسانة ناجور عين علف هرز توي ذهن اكثر مردم خاورميانه سبز شد. اولين مورد همين افسانة شكست ناپذيري اين رژيم بود كه تا همين اواخر كسي فكر نمي كرد روزي اين افسانه باطل شود. يكي ديگر هم سازمان هاي امنيتي اسرائيل بود. كافي بود بگويي موساد؛ يكهو برق از چشم تمام مقامات بلندپاية عربي مي پريد كه واويلا اين سازمان خيلي مخوف است و از اين حرف ها. اسرائيلي ها هم در اين چهل پنجاه سال، حداكثر استفاده را از اين تصورات احمقانه برده اند. در گزارش زير ساختار امنيتي اسرائيل را مي بينيد. شايد يكي از دلايل اين كه موساد در خيلي از عمليات هايش موفق نبوده، وجود همين ساختار غيرپيچيده و خطي انتقال اطلاعات و انجام عمليات است.
دستگاه امنيتي اسرائيل غير از پليس كه وظيفة برقراري نظم عمومي در فلسطين اشغالي را برعهده دارد، از چهار ارگان شاباك (سازماني همانند FBI در آمريكا)، آمان (سازمان اطلاعات نظامي)، موساد لياليابيت (سازماني شبيه CIA) و مركز تحقيق و برنامه ريزي راهبردي تشكيل شده است. در اين نظام، نخست وزير رژيم صهيونيستي بيشترين اختيار را دارد. هر چهار ارگان زيرنظر اوست و رؤساي هر چهار ارگان از طرف او منصوب مي شوند. اين يكي از دلايل ضعف نظام اطلاعاتي اسرائيل است. به غير از مركز تحقيق و برنامه ريزي راهبردي كه يك مركز تقريبا تحقيقاتي است و بيشتر كارش، برنامه ريزي براي سه ارگان ديگر است، هر سه سازمان، مستقيما در امور نظامي، جاسوسي و حفاظتي درگيرند و به غير از اين، اسرائيل به طور مستقيم تحت حمايت مالي و اطلاعاتي سازمان جهاني صهيونيسم قرار دارد.
شاباك (Shabak)
شاباك يا شين بت (كه نام قبل شاباك بود) سازماني است مشابه FBI در آمريكا كه وظيفه اش خنثي كردن فعاليت اطلاعاتي دشمنان رژيم صهيونيستي و برقراري امنيت آن است. اين سازمان را داوود بن گوريون (اولين نخست وزير اسرائيل) در 30 ژوئن 1948 تأسيس كرد كه اين امر نشانگر وحشت بي اندازة صهيونيست ها از حركات براندازانه اعراب بر ضد خودشان بود. اين ترس و عدم اطمينان از ثبات يكي از دلايل ارزشي شاباك در خيلي از عمليات هايش بوده است. شاباك يا سرويس امنيت عمومي سه بخش عملياتي و پنج بخش پشتيباني دارد كه سه بخش عملياتي عبارت اند از:
۱ ـ بخش امور عربي: اعضاي اين بخش به كمك گروهي از درون شاباك موسوم به حنزا مسؤول عمليات ضدترور و ضدجاسوسي هستند.
2 ـ بخش امور غيرعربي: اين بخش، مأمور نفوذ در سرويس هاي اطلاعاتي كشورهاي خارجي و نمايندگان آن ها در اسرائيل است.
3 ـ بخش امنيتي حفاظتي: اين بخش مسؤول حفاظت از ساختمان هاي دولتي اسرائيل، سفارتخانه ها و خط هوايي اسرائيل موسوم به العال است.
شاباك جايگاه بسيار بالايي در بخش سياسي اسرائيل دارد و رئيس آن به طور مستقيم از طرف نخست وزير انتخاب مي شود. رئيس شاباك عمدتا از ميان نظاميان بلندپايه و مورد اعتماد صهيونيست انتخاب مي شود. اين سازمان بين شهروندان عادي اسرائيل نيز بسيار مشهور است به طوري كه اغلب، شهرت آن از موساد نيز پيشي مي گيرد. وظيفة شاباك ابتدا مبارزه با فساد و بازار سياه كالا بود كه به دليل اخراج سكنه اصلي بيداد مي كرد. اما پس از سال هاي اوليه و با مهاجرت تعداد بي شماري از يهوديان مهاجر از شوروي، شاباك فعاليت خود را در كنترل مراكز و سفارتخانه هاي بلوك شرق، احزاب دست چپي و يهوديان كمونيست متمركز كرد. دليل اصلي دشمني شاباك با كمونيست ها حمايت شوروي از كشورهاي خط مقدم نبرد با اسرائيل شامل مصر، عراق، سوريه و همچنين پيوستگي عميق دولت هاي اسرائيل و آمريكا بود. بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوري، شاباك اهداف خود را به طور كلي به روي بيگانگان، اعراب و صهيونيست هاي افراطي متمركز كرد. البته كمتر اتفاق افتاده است كه اين سازمان بر ضد شبكه هاي كمونيستي يا صهيونيست هاي افراطي دست به عمليات بزند. در كنار موفقيت هاي شاباك، شكست هاي آن نيز بسيار بي سر و صدا بوده اند. يكي از اين شكست ها جان باختن دستگيرشدگان اتوبوس ربايي نوار غزه، در آوريل 1984 در زير ضربات شكنجه بود، كه متعاقب آن ابراهيم شلام رئيس اين سازمان از كار بركنار شد. تبرئه عزت نفس نيز در دادگاه عالي اسرائيل كه به جرم جاسوسي به نفع سوريه محكوم به اعدام شده بود، نشان داد كه شاباك از روش هاي غيراخلاقي براي گرفتن اعتراف استفاده كرده است. اين سازمان بارها از طرف كميتة صليب سرخ به خاطر استفاده از شكنجه محكوم شده است.
موساد لياليابيت (MOSSAD)
موساد لياليابيت كه به اختصار موساد يعني مؤسسه ناميده مي شود، مسؤوليت عمليات ضدتروريسم، عمليات مخفيانه و گردآوري اطلاعات انساني را برعهده دارد. تمركز اصلي موساد بر سازمان ها و كشورهاي عربي در سراسر جهان است و عوامل موساد در كشورهاي كمونيستي سابق در غرب و در سازمان ملل فعال هستند. مشهور است كه عوامل اين سرويس امنيتي، در تمام مجامع مربوط به كمونيسم بين المللي شركت مي كنند. موساد كه قبلا تحت عنوان آژانس مركزي براي هماهنگي و اطلاعات شناخته مي شد در اول آوريل 1951 تأسيس شد. بن گوريون دربارة فلسفة وجودي تأسيس آن چنين گفت: به خاطر كشورمان كه از زمان تأسيس به اين سو، تحت محاصرة دشمنان قرار داشته است، اطلاعات اولين خط دفاع را تشكيل مي دهد. ما بايد از آن چه كه پيرامون ما جريان دارد. به خوبي مطلع شويم. دفتر اصلي موساد در تل آويو است. اين سازمان در اواخر دهة هشتاد 1500 تا 2000 نفر كارمند داشت و برآوردهاي اخير حاكي از داشتن 1200 نفر نيرو است. موساد هشت بخش اصلي دارد كه تنها بعضي از آن ها شناخته شده اند. براي همين است كه معمولا موساد موفق تر از شاباك بوده است.
|
|
|
بخش گردآوري: اين بخش از بزرگ ترين بخش هاي موساد است كه مسؤول عمليات جاسوسي است و دفاتري را در خارج از اسرائيل تحت پوشش ديپلماتيك و غيررسمي تأسيس كرده است. معمولا از اين دفاتر غيررسمي است كه سوتي هاي موساد درمي آيد!
بخش همكاري و انهدام سياسي: فعاليت هاي سياسي و همكاري با سرويس هاي اطلاعات خارجي كشورهاي دوست اسرائيل و نيز كشورهايي كه روابط ديپلماتيك عادي با اسرائيل دارند را انجام مي دهند. موساد در دفاتر بزرگ خود در كشورهايي مانند فرانسه كه ايستگاه هاي بزرگي مانند پاريس دارد، تحت پوشش سفارتخانه، دو كنترل كنندة منطقه اي دارد؛ يكي براي جمع آوري اطلاعات و ديگري براي ارتباط و اقدام سياسي است. جاسوسي از كشورهاي دوست يكي ديگر از اشتباهات فاحش موساد بوده است.
قسمت عمليات ويژه: اين بخش كه به متسادا نيز معروف است قتل هاي بسيار حساس، خرابكاري و عمليات شبه نظامي را به عهده دارد.
بخش تحقيق: مسؤول توليد اطلاعات، گزارش هاي وضعيت روزانه، خلاصه هاي هفتگي و گزارش هاي ماهانه مشروح است.
بخش فن آوري: مسؤول توسعة فن آوري هاي پيشرفته براي پشتيباني از عمليات موساد است. در آوريل 2001، موساد يك آگهي در مطبوعات اسرائيل منتشر كرد و از مهندسان الكترونيك و دانشمندان كامپيوتري براي كار در واحد فن آوري موساد دعوت كرد. مشهورترين جاسوس اسرائيل، الي كومن بود كه در دهة 60 استخدام شد. او قبل از آن كه شناسايي و در ميدان دمشق در ملأعام به دار آويخته شود، در مقامات رده بالاي سوريه نيز نفوذ كرده بود و به مدت دو سال اطلاعات خود را از طريق بي سيم به اسرائيل مخابره مي كرد.