ريز و درشت دارت با سحر ظهوري، جوا ن ترن عضو خانواده ظهوري ها و دومين دارت انداز آسيا
اولين ورزشكار دارت ايران كه در آسيا مدال آورد مي گويد: باورش براي خودم هم تا حدودي سخت بود
روزي بود كه ورزش فقط كشتي بود، فوتبال بود و احيانا واليبال و بسكتبال. ورزش يعني جمعيت بيايد و استاديومي باشد و سر و صدايي بلند شود. بعدها بود كه فهميديم همين گل كوچك، همين فوتبال خياباني هم جزو ورزش است. دروازه هايش كمي بزرگ تر بود و اسمش را گذاشته بودند فوتسال. بعدها ورزش هاي ديگري هم از راه رسيد. فوتبال ساحلي و فوتبال دستي و بقيه. همه هم دفتر و دستكي پيدا كردند. كميته ها و فدراسيون هايي كه مسابقات شهري و كشوري را برگزار مي كردند و بعد هم كار به مسابقات بين المللي كشيد.اين كه حالا دارت، مسابقه دارد و قهرمان دارد و در بازي هاي آسيايي مدال آورده، از همين نگاه مي آيد. نگاهي كه ورزش را به چند رشتة سخت محدود نمي كند و دنيايي كه مي خواهد هر طور شده، مردمانش را به تلاش و حركت وادار كند. دنيايي كه در آن بايد رقابت كرد و پيروز شد. تمرين و تمرين و تمرين. و اين تو هستي كه بايد استعدادت را پيدا كني و ببيني ژن ات چه سرنوشتي برايت رقم مي زند. شايد از بخت ياري سحر ظهوري بوده كه استعدادش را داشته و جايش را پيدا كرده. شايد از خوش شانسي اوست كه دارت را پيدا كرده و حالا براي خودش يك قهرمان ورزشي است. كسي كه خبرگزاري هاي خارجي به سراغش مي آيند و او را پديده اي جالب مي بينند. او را و ورزش ايران را كه سحرهاي خودش را كشف مي كند تا يكي يكي بزنند به هدف.سحر زده به هدف. خوب هم زده.
محمود مولايي
با جدايي آسيا از اقيانوسيه به قهرماني اش شك نمي كنيد. اما وقتي دو قاره را كنار هم مي گذاريد، او را روي سكوي دوم مي بينيد. پايين تر از ورزشكار نيوزيلند. اما او باز هم خودش را يك قهرمان مي داند. فقط كافي است نگاهي به وضعيت دارت در ايران بيندازيد تا بفهميد او چه كار بزرگي انجام داده. وقتي به سيزدهمين دورة مسابقات دارت آسيا در مالزي رفت فقط استرس داشت. باورش شايد كمي سخت باشد، ولي در همين مسابقات از دوستانش آن قدر فاصله گرفت كه ناگهان از دسترس خارج شد. حالا رسيدن به او كار آساني نيست. البته اگر هم برسيد باز هم مثل او نمي شويد. او، سحر ظهوري است؛ اولين ورزشكار دارت ايران كه در آسيا مدال آورد. باورش براي خودم هم تا حدودي سخت بود. ولي من موفق شده بودم. حالا نامش با تاريخ دارت ايران پيوند خورده.
ظهور يك ظهوري
پيش از اين كه سراغ دارت برود ژيمناستيك كار مي كرد. اتفاقا مقام استاني هم داشت. البته كاراته، واليبال، تنيس روي ميز و اسكواش را هم بايد به رشته هايي كه با آن آشنايي دارد اضافه كنيد. حالا شايد تعجب كنيد كه چرا از بين اين همه ورزش، دارت را انتخاب كرده. دليل اصلي آن به پدرش برمي گردد. مسعود ظهوري يكي از پايه گذاران اين ورزش در ايران است. علاقة سحر هم از همين جا پديدار شد. الان پنج سال است دارت بازي مي كند: اول با دوستانم بازي مي كردم. پنج شش نفري بوديم. براي هم كري مي خوانديم. كه چه كسي بهتر به هدف مي زند. همه هم مي خواستند بهترين باشند. اما بعد خسته كننده شد. پس از مدتي در مسابقات استاني شركت كرد و قهرمان شد و بعد به مسابقات كشوري رفت و سه بار متوالي قهرمان كشور شد. ... ولي ديگر قهرماني كشور هم مرا ارضا نمي كرد... به موفقيت هاي بالاتر و بيشتر فكر مي كردم. مي خواستم در مسابقات آسيايي شركت كنم.
بالاخره بعد از دو سال تمرينات مداوم و حضور در مسابقه هاي كشوري در مسابقات آسيايي حاضر شد. البته با حرف و حديث هاي فراوان. چون پدرم تو انجمن دارت بود مي گفتند با پارتي بازي به مالزي رفتم. يعني خيلي ها اين حرف را مي زدند. ولي من نشان دادم كه انتخابم براي اين بازي ها بي دليل نبود.
ظهوري البته راضي نيست. او به مسابقات جهاني فكر مي كند. هنوز فرصتش پيش نيامده. البته نبايد نگران باشد، سحر تنها 21 سال دارد. به تازگي رشتة تربيت بدني را انتخاب كرده. يعني بعد از اين كه حكم قهرماني اش را گرفت دانشجوي تربيت بدني شد. قبل از آن روان شناسي مي خواند كه نيمه كاره رهايش كرد. حالا ورزش را جدي تر از هميشه دنبال مي كند و اكنون غرور كاذبش را هم فراموش كرده.
جو طوري بود كه يك بار مغرور شدم. آخر هر كس به من مي رسد مي خواهد خوب بازي كند. براي همين مغرور شده بودم. خدا را شكر الان اين طوري نيستم. البته عمة سحر هم داور دارت است و با اين كه همه اين را هم در قهرماني او در كشور بي تأثير نمي دانند، ولي خود سحر هر چيزي را از بيخ و بن تكذيب مي كند. به هر حال ظهوري ها كاملا يك خانواده دارتي به حساب مي آيند.
يك كيلومتر پياده روي براي دارت زدن
براي پيدا كردن معناي دارت شايد به واژة سرگرمي برسيد. اما باور كنيد كه دارت ديگر يك ورزش است مثل بقية رشته ها. زير نظر فدراسيون همگاني هدايت مي شود و البته براي خودش انجمن دارد. اين انجمن از دو سال پيش توسط
مسعود ظهوري و امين عزيزپور پايه گذاري شد. البته نفر دومي نقش بيشتري داشت: آقاي عزيزپور چند سالي توي ژاپن بود. با اين ورزش كاملا آشنايي داشت. يعني همفكري او و پدرم سبب شد دارت در اين جا شكل بگيرد. اما باز هم دارت، ورزشي ناشناخته است. البته براي ظهوري مهم نيست. اهميتي ندارد. لازم باشد خودمان به مردم توضيح مي دهيم. تا حالا هم خيلي پيش آمده كه اين كار را بكنيم. مثلا خيلي از مردم فكر مي كنند هميشه بايد مركز سيبل را هدف قرار داد. در حالي كه در جريان مسابقه شايد حداقل امتياز، مهم ترين امتياز باشد. چون حداكثر امتياز ممكن است امتياز ورزشكار را به صفر برساند.
امتياز دقيق مركز سيبل 50 امتياز است. كمي بي دقتي باعث مي شود كه دارت به اطراف سيبل فرو برود. اين مترادف است با 25 امتياز. هر چه فاصله از مركز دور باشد به معني اين نيست كه امتياز كمتري را دريافت مي كنيد. مي توانيد دورترين نقطه به مركز را انتخاب كنيد. البته روي سيبل مناطقي هم وجود دارد كه امتياز را دو برابر مي كند.
مثلا امتياز 20 مي شود 40 امتياز. آن هم با پرتاب تنها يك دارت. در حالي كه فرصت داريد در يك راند، سه پرتاب انجام بدهيد. بازي ها معمولا از دور دوم تك حذفي مي شود. هر مسابقه 10 دقيقه طول مي كشد و حداكثر امتياز در يك مسابقه، 180 است. البته ايده آل آن بين 80 تا 90 امتياز است. شايد به نظر برسد كه در دارت هيچ تحركي وجود ندارد. يعني يك ورزش مثل شطرنج باشد. ولي در يك مسابقه، ما نزديك به يك كيلومتر راه مي رويم. مطمئن باشيد كه دارت، صددرصد ورزش است. حالا خيلي ها فكر مي كنند كه بازي بايد بزن بزن داشته باشد يا بايد يك ورزشكار مدام بدود. تازه در دارت هم مثل شطرنج بايد زياد فكر كنيم.
فاصلة سيبل تا پرتاب كننده 2 متر و 37 سانتي متر است. جالب اين كه سيبل از موي اسب يا خرس ساخته مي شود. ولي دارت از تنگستن است؛ نوعي فلز كه در مقابل گرما و سرما مقاوم است و هيچ تغييري نمي كند. وزن آن از 17 گرم است تا 32 گرم. انتخاب دارت به خود ورزشكار برمي گردد. وسيله اي كه چهار تكه است كه به هم پيچ مي شود. نوك دارت به مرور زمان كند مي شود و آن را بايد با سوهان مخصوص تيز كرد. شايد مهم ترين قسمت اعضاي آن، فلايت باشد. فلايت همان پرهاي ته دارت است. مثل بادبان كشتي مي ماند. اگر فلايت نباشد نوك دارت به سيبل فرو نمي رود. شافت، اعضاي ديگر دارت كه از پلاستيك است. درست به بدنة فلزي مي چسبد و البته خيلي شكننده است. هميشه تعداد زيادي شافت همراه خودم دارم. يعني بايد مواظب بود. چون با هر پرتاب ممكن است بشكند.
هيس!
سكوت كنيد! البته به خاطر كسي كه در حال پرتاب دارت است. او بايد تمركز كند. اما اگر نتواند... ديگر تمام است. نمي توانيم موفق باشيم. مسألة تمركز، خيلي مهم است.
مسابقة دارت هم مثل وزنه برداري و تنيس برگزار مي شود. البته نه نحوة انجام مسابقه و آداب و رسوم آن. به اين ترتيب موقعي كه ورزشكاري در حال پرتاب دارت است، كسي تشويق يا تخريب نمي كند. اما اين تنها راه رسيدن به تمركز نيست. در مسابقات آسيايي يك پزشك روان شناس همراه تيم بود. يعني آقاي دهناد كه عضو كادر فني تيم به حساب مي آيد. به نظر من اگر روان شناس نباشد تيم به مشكل برمي خورد.
به همين دليل از همان روزهاي اول شكل گيري تيم ملي دارت، يك پزشك روان شناس هم حضور داشت؛ درست مثل حالا كه اغلب تيم هاي حاضر در ليگ كشور از حضور روا ن شناس سود مي برند. الان 11 شهرستان در ليگ سراسري حضور دارند و تيم ما با امكانات اندك مسابقات را دنبال مي كنند. اين درست كه دارت ورزش كم هزينه اي است. ولي باور كنيد پول آن چناني هم در آن نيست. يك ورزشكار بايد حتما در مسابقات مقام بياورد تا پولي نصيبش شود. آن وقت پيش خودم فكر مي كنم كه چرا فوتبالي ها اين قدر قراردادهاي بالا مي بندند... (خنده).