- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۸۸ - شنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۵ - - Oct 7, 2006
docharkhe
به بچه خرس ها شير بدهيد
010815.jpg
در حالي كه دو سال ديگر مسابقات المپيك در پكن برگزار خواهد شد، يك المپيك ديدني با شركت حيوانات در شانگهاي برگزار شد. اين مسابقات با شركت 300 حيوان دست آموز از 26 استان چين شامل رشته هاي مختلف مانند دو، بوكس، پرش از روي مانع و اين حرف ها بود. ما در اين جا با يكي از قهرمانان اين مسابقات گفت و گويي انجام داده ايم كه با هم مي خوانيم:
آقاي خرس، شما در اين مسابقات به مدال طلا رسيديد. اگر ممكن است به ما بگوييد چه احساسي داريد؟
با سلام، من خيلي خوشحال ام كه به اين مقام رسيدم. چون برايش سال ها تلاش كرده بودم. پيش از همه مي خواستم از بابا خرس، مامان خرس و به خصوص خاله خرسه تشكر كنم كه در اين زمينه مشوق من بودند. واقعا احساسم قابل وصف نيست. (اشك هاي شوق آقا خرسه)
شما براي خرس هاي خوب جنگلتان چه پيامي داريد؟
من كوچك تر از آن هستم كه براي خرس هاي بزرگ جنگلم پيامي داشته باشم. از همين جا چنگول همه شان را مي بوسم و اين مدال ناقابل را تقديمشان مي كنم.
از مسؤولان ورزش جنگل چه انتظاري داريد؟
من به عنوان يك خرس بايد بگويم كه از بچه خرس هاي با استعداد حمايت بيشتري بشود. من نه ماكسيما مي خواهم و نه خانه، ولي ما حتي بيمه هم نيستيم و بايد به فكر آيندة ما باشند. در ضمن امكانات و عسل هم بدهند.
در آخر، حرفي اگر داريد.
خيلي خوشحال ام كه اين جا در كنار گوريل ها و گاوهاي خوب، مسابقات با شكوهي را برگزار كرديم. رقابت ها هم سنگين تر از هميشه بود. ولي سعي كرديم منشور المپيك را رعايت كنيم و مثل بعضي از خرس ها دوپينگ نكنيم. از همشهري جوان هم به خاطر توجهي كه به ما جوان ها دارند متشكر م.

گوشخواري در راه
010932.jpg
آقا بالاخره اين سريال هاي ماه رمضان كار خودش را كرد. از همان پارسال كه سريال او يك فرشته بود گل كرد معلوم بود كه جماعت سينمايي و علي  الخصوص تلويزيوني جوگير مي شوند و با انواع و اقسام فيلم هاي عجيب و غريب به مخ مان حمله مي كنند. اين اتفاق تا چند وقت ديگر در سينما مي افتد (داشته باشيد چي مي گوييم، منبع موثق، توپ) و در تلويزيون افتاده. همين سريال هاي امسال را نگاه كنيد توي يكي اش چند تا كلاهبردارند كه همه اش مي خواهند سر همديگر را ببرند و عينهو همفري بوگارت حرف مي زنند، توي آن يكي هم يارو چشمش مثل ترميناتور است و همه اش آتش و دود مي بيند و يك بار هم ديد يكي دارد دست خودش را مي خورد عينهو ژامبون! وقتي اين  ها را نشان مي  دهند خب معلوم است كه يك جانوري مثل مايك تايسون را شور مي گيرد و دوباره در 40 سالگي هوس مي كند بيايد توي رينگ. آقاي تايسون كه خودش مي گويد عينهو چي، روزي دو پاكت سيگار دود مي  كند، به خاطر مشكلات مالي قبول كرده در يك تور شركت كند و براي چند مسابقه دستكش به دست كند. هنوز خاطرة كندن گوش هاليفيلد توسط دندان هاي تايسون از اذهان پاك نشده است، اگرچه بسياري معتقدند با توجه به بالا رفتن سن و كرم خوردگي دندان هاي مايك خان، او ديگر مثل سابق، قدرت چنين كارهايي را ندارد. به سريال سازان سيما پيشنهاد مي شود از مسابقات تايسون تصاويري تهيه كنند و حداقل به عنوان اينسرت وسط سريال هاي خود پخش كنند. اين جوري هم هيجان انگيزتر است، هم يك هنرپيشة مشهور دارند. مشكل تدوين را هم كه قربانش بروم هيچ كدام از هنرمندان عزيز ندارند.

بازيكن مستعدي كه هر بازي 180 درجه تغيير مي كند
باهوش بود معدنچي نمي شد!
010863.jpg
سيامك رحماني
مصطفي افندي، فرزاد آشوبي را برگ برندة اين فصل تيمش مي داند. بازيكني كه بيش از حد انتظار ظاهر شده و در عين گمنامي كاري كرده كه خط زدنش از جمع يازده نفرة پرسپوليس سخت باشد. مصطفي افندي وقتي نام پژمان نوري را مي برد لبخند مي زند. پژمان فوق العاده است. اما وقتي از دنيزلي مي  پرسيم چه كسي اصلا خوب نبوده تقريبا بدون مكث اسم او را مي آورد: معدنچي . مهرزاد كه در چند ماه گذشته بالا و پايين شدنش وحشتناك بوده. در دو سه سال گذشته اصلا. يا در اوج بوده يا آن ته. از بازي هاي معركه اش در شيراز تا آن عمل جراحي بيني و محو شدن در نگاه برانكو بگيريد و بياييد جلو. معدنچي فصل قبل را به ياد بياوريد كه پس از هر شكست، پروين تمام خشمش را بر سر او خالي مي كرد تا معدنچي آري  هان و آن گل هاي از پشت هجده قدم و بردهايي كه يك تنه پرسپوليس را به فينال جام حذفي رساند. اما مهرزاد انگار با خودش قرار گذاشته كه هيچ وقت كار را تمام نكند. واقعا آن موقعيت تك به تك كه مقابل آرمناك پطروسيان خراب كرد چي بود؟ درست چند روز بعد از خراب كردن پنالتي در مشهد و باخت به ابومسلم. اگر مهرزاد يك ذره كمتر خودخواه بود و يك ذره بيشتر دقت داشت، حالا پرسپوليس به جام باشگاه  هاي آسيا رسيده بود. حيف. دنيزلي مي گويد: اگر باهوش بود كه معدنچي نمي شد! دنيزلي شوخي مي كند ولي معلوم است كه كفري است. بازيكني با اين استعداد و انرژي و توي هجده قدم اين قدر حسرت برانگيز، واقعا نوبر است. اگرچه اين حرف ها همه مال قبل از طوفان است. چهار گل به استقلال اهواز همة ورق ها را برگرداند. مهرزاد هم لابد حالا با آن توپي كه از زير دست هاي ميرزاپور توي دروازه انداخت، تبرئه شده است. از نگاه طرفدارها و از نگاه مصطفي افندي فوتبال همين است ديگر؛ با يك گل دنيايش به آخر مي رسد و با يك گل همه چيز دوباره شروع مي شود. و آن وقت مهرزاد معدنچي... براي چي بايد توي تيم ملي، توي پرسپوليس اين همه اميد را مدام به در و ديوار بكوبد. براي چي بايد اين همه توي آفسايد بماند. با اين انگيزه اي كه براي خودنمايي، براي خود ويرانگري دارد، خدا آخر و عاقبت اش را به خير كند. آخر فصل كجا خواهد بود؟ فراموش شدة روي نيمكت پرسپوليس يا با يك پيشنهاد خــيره كنندة اروپايي توي جيب.

با سامان ويسي، بهترين بازيكن پتروشيمي و ستاره تورنمنت روسيه
من از همه كوتاه ترم
010869.jpg
ميثم بهرامي
اواخر شهريور بود كه تيم ملي بسكتبال براي شركت در يك تورنمنت 6 جانبه به روسيه رفت. ايران در بين 6تيمي كه در تورنمنت بودند چهارم شد. در 5 مسابقه   اي كه تيم ملي انجام داد، 3 باخت و 2 برد براي آن   ها ثبت شد. ستارة ايران در اين مسابقات سامان ويسي، فوروارد تيم ملي بود، بازيكني كه با 191 سانتي متر قد در بين ساير بازيكنان تيم ملي قد كوتاه به حساب مي آيد. ويسي متولد 61 است و تنها مشكلي كه با قد بلندش دارد اين است كه قدش زياد بلند نيست! خودش مي گويد:
هيچ وقت احساس نكردم قد بلندي دارم چون هميشه از دوستانم يك سر و گردن كوتاه تر هستم.
چرا در روسيه بد نتيجه گرفتيد؟
نتايجي كه گرفتيم بد نبود. 3 بازي را باختيم و 2 بار هم برديم. بسكتبال روسيه تيم  هاي خيلي خوبي دارد. خيلي بالاتر از ما هستند.
اما تيم هاي دسته دومي روسيه در تورنمنت بودند؟
تيم هاي دومشان بود، اما از تيم هاي اولشان بازيكن مي آوردند. تيم هاي اول باشگاه هاي روسيه قهرمان اروپا مي شوند.
پس بازي هاي سختي داشتيد؟
بازي ها خيلي سنگين بود. قدرت بدني روس ها با قدرت بدني بچه هاي ما خيلي فرق مي كند.
خودت هم كه ستارة بازي   ها شدي.
خوب بازي كردم. بهتر از قبل بودم.
در تيم ملي هم كه ستاره بودي.
ستاره كه نه. ما رفته بوديم براي تست خودمان. بازي ها را زيادي جدي نگرفتيم. فقط مي خواستيم كار تيمي انجام بدهيم. اما من در پست خودم بهترين بودم.
چند امتياز براي تيم گرفتي؟
خودم كه نشمردم. مربيان تيم امتيازها را شمردند. در هر بازي بين 8 تا 16 امتياز آوردم. ولي در اين مسابقات بيشتر از اين كه گل بزنم، پاس گل دادم.
چند پاس گل دادي؟
آمار پاس گل ها را هم ندارم.
اسم تورنمنت چي بود؟
اسم خاصي نداشت! چند باشگاه از روسيه و كشورهاي ديگر بودند. در روسيه، هيچ كس انگليسي بلد نبود و نمي توانستيم ارتباط برقرار كنيم.
با پتروشيمي بندر امام، قهرمان نيم فصل ليگ بسكتبال شدي. اين صدرنشيني تا آخر فصل ادامه پيدا مي كند؟
نيم فصل اول ليگ بدون باخت قهرمان شديم. اما فكر نمي كنم در نيم فصل دوم هم اين اتفاق تكرار شود. ما در پتروشيمي بازيكن خارجي نداريم. در بعضي پست ها ضعف داريم. مطمئن ام قهرمان ليگ نمي شويم. اصلا مديران باشگاه به فكر قهرماني نيستند. ولي اگر يكي دو بازيكن خوب خارجي بياورند مي توانيم قهرمان شويم.

رويدادهفته
فوتبال تهديد مي شود
تست دوپينگ نمي ديم

بدينوسيله اينجانبانان، بازيكنان پرسابقة باشگاه هاي كشور و تيم ملي فوتبال كشور عزيزمان ايران، مخالفت صريح و قاطع خود را با هرگونه تست دوپينگ اعلام مي كنيم. ما معتقديم اگر شده 400هزار دلار و حتي اگر شده بيشتر را فدراسيون فوتبال بايد مثل فدراسيون وزنه برداري بپردازد و اگر شده همة مربيان خارجي را اخراج كند، عوضش نگذارد با چنين تست هاي نامردي اي جوانان هاي اين مرزوبوم، انگيزة ورزش را از كف بدهند و از نان خوردن بيفتند.
همچنين اينجانبانان حسين رضازاده را كه توانست از طريق چند حركت آفتاب بالانس و مهتاب بالانس خود را از بند اتهام دوپينگ برهاند و همچنان افتخار ورزش ايران باقي بماند، الگوي خود دانسته و تمام تلاش خود را خواهيم كرد تا اگر شده با خرد كردن شيشه در رختكن و اگر شده با كارهاي ديگر مانع از آن شويم كه عوامل به اصطلاح مبارزه با دوپينگ و اذناب آن ها بتوانند دم ما را به تله بدهند. در همين راستا ما حرف هاي آقاي مجيد جلالي را كه مي گويند در ليگ برتر خيلي ها دوپينگ مي كنند، مشتي حرف بي ارزش دانسته و از همة مسؤولان مي خواهيم كه مثل هميشه براي اين حرف ها تره خرد نكنند.
با تشكر و احترام آقايان م.ف، ع.م، پ.ن، م.و، ر.خ، و جمع كثيري از بازيكنان سرشناس فوتبال ايران
010824.jpg
قهرماني كشتي و اشك هاي قهرمانان
داره از ابر سيا خون مي چكه

وقتي نيكبخت واحدي پنالتي مقابل سپاهان را خراب كرد و جام از دست رفت، گريه هايش دل ملتي را كباب كرد. فرداي آن روز از بسياري از دبيرستان هاي انتفاعي و غير انتفاعي خبر مي رسيد كه دل بچه ها به درس نمي رود و همه غمگين و اندوهناك اند. اما هنوز چند روز از اين واقعه نگذشته بود كه عليرضا حيدري هم در مسابقات كشتي قهرماني جهان دستش به مدال نرسيد و زد زير گريه، حالا گريه نكن، كي گريه كن. عليرضا كه كاپيتان تيم كشتي ايران هم بود مي گفت حالا با چه رويي برگردم ايران و توي چشم مردم ايران نگاه كنم. مردم هم مي گفتند اي بابا اين چه حرفي است، تو براي ما كلي افتخار آفريده اي ما منتظريم برگردي تا بريزيم به رستورانت، در شاهين ويلاي كرج چلوكباب مخصوص بخوريم و به تو دلداري بدهيم. اما موج اشك افشاني و غمگساري به همين جا محدود نشد. از چين خبر رسيد كه حتي رضا يزداني، كشتي گير 84 كيلويي تيم ملي هم كه به مدال برنز رسيده، گريه مي كرد و شرمنده بود كه طلا نگرفته. يزداني هم گفته بود با چه رويي وارد فرودگاه شوم. ما از اين اتفاقات هيچ نتيجه اي نمي خواهيم بگيريم، فقط مي خواهيم به شيوة مألوف نشريات ورزشي به آقايان ديگري كه دلشان از سنگ است و هيچ وقت غده هاي اشكي شان فعال نمي شود بگوييم: آقايان از اين ها درس بگيريد. اي گردن كلفت هاي بي عاطفه!
010809.jpg
فيلم درماني براي ورزشكاران
بازگشت كينگ كونگ

اين رنه سيموئز سرمربي تيم اميد كشورمان هم كارهايي مي كند. اين جناب به جاي آن كه فيلمِ بازي حريفان را ببيند و با تمرينات جديد، جوانان فوتباليست كشورمان را پرورش بدهد، يك كاره برداشته فيلم براي بچه هاي تيمش گذاشته تا به آن ها انگيزه بدهد. حالا فيلم چي بوده؟ فكر مي كنيد فيلم كاني مانگا را نمايش داده؟ آتش بس؟ ملاقات با طوطي؟ نه خير. رنه خان يك فيلم براي بچه ها گذاشته از بازي هاي تيم فلامينگو كه روماريو هم در آن (در فيلم نه، در تيم) بازي مي كرده. بعد فلامينگو وقتي گل سوم را مي خورد و سه بر صفر عقب مي افتد، روماريو با روحية خيلي زياد توپ را از توي دروازه در مي آورد مي كارد وسط زمين و آخر كار هم تيمش چهار بر سه برنده مي شود. خب اين هم روشن شد؟ اگر قرار بر فيلم درماني باشد كه ما خودمان آخرشيم و فيلم هاي زير را براي افراد زير پيشنهاد مي كنيم:
وداع با اسلحه براي محمد مايلي كهن
وداع با محبوبم براي محمد دادكان / برانكو و همة اعضاي فدراسيون سابق.
مارمولك براي فرهاد كاظمي، امير قلعه نويي، حاج آقا طالقاني و بسياري از اهالي ورزشي.
اين زن حرف نمي زند براي مهدي مهدوي كيا.
پرواز بر فراز آشيانة فاخته براي علي انصاريان، پيروز قرباني، امير حسين صادقي و...
بازگشت كينگ كونگ براي اعضاي فيفا كه هي نامه مي دهند و فدراسيون فوتبال ايران را تهديد مي كنند.
بوتيك براي مهرداد ميناوند.
010806.jpg
ناصرخان عليه دنيزلي
چه كسي باغچه اش را بيل زد؟

آدم براي اين كه طرفدار پيدا كند بايد هزار تا فاكتور داشته باشد. همين طوري الكي كه نيست. البته ما با رضا گلزار اين صحبت را مطرح كرديم و او از بيخ و بن هرگونه ارتباط محبوبيت را با خوش تيپي و خوش قيافگي و هر تريپ ديگري تكذيب مي كرد، مي گفت محبوبيت، يك استعداد خدادادي است، اما هيچ رقمه زير بار نرفتيم. بالاخره فرق ناصرخان حجازي با اين همه بازيكن ريز و درشت ديگر و اين همه ملي پوش و غير ملي پوش چيست كه آن ها هيچ كدام محبوب نمي شوند اما ناصرخان هيچ وقت از قلة محبوبيت يك قدم هم پايين تر نمي آيد. ناصرخان هر چند وقت يك بار يك حرف هايي مي زنند كه ثابت مي كند ما با آوردن اين مربي هاي زاقارت خارجي و بي توجهي به مربيان گران قدر داخلي داريم به خودمان خنجر مي زنيم و به خودمان بد مي كنيم.
آخرين نكته اي كه ناصرخان در روزهاي گذشته بر آن انگشت گذاشت، بيل زن نبودن مصطفي دنيزلي بود. ناصرخان طي يك حملة گازانبري به عمو مصطفي اعلام كرد: دنيزلي اگر بيل زن بود، باغچة پاس را بيل مي زد. در اين زمينه كارشناسان گفتند كلا با وجود بيل زنان بزرگي كه در مملكت داريم (مثل همين ناصرخان خودمان مشهور به Kill Bill ! )صولا باغچه اي نمانده كه عمو مصطفي يا مصطفي ها بخواهند بيلي به آن بزنند.
نكته: دربارة گفت و گوي چاپ نشدة ما با رضا گلزار كه چاپ نشد(!)پرسش هاي بسياري مطرح مي شود كه ان شاءالله به زودي طي يك مراسم رسمي پرده از حقايق بر خواهيم داشت.
010779.jpg
دختر رزمي كار حادثه آفريد
بچه ها مواظب باشيد!

ما درمورد خانم ها هرچه مي نويسيم اعتراض مي كنند. حالا هم مي خواهيم يك خبر را بدون هيچ توضيحي برايتان چاپ كنيم، خدا به همه مان رحم كند.
010812.jpg
اين هفته آسيا ـ اروپا
تيم ملي رو بچسب

حالا كه ما اين ها را مي نويسيم دل توي دلمان نيست كه ايران در تورنمنت اردن چه نتيجه اي مي گيرد، خوش به حالتان كه احتمالا وقتي اين را مي خوانيد از نتايج خبر داريد. اما همان طور كه مي دانيد اين هفته ليگ هاي مهم اروپايي تعطيل است و عوضش بازي هاي ملي، از آسيا تا اروپا را داغ مي كند. مهم ترين بازي اين هفته هم همانا ديدار ايران ـ تايوان است كه چهارشنبه برگزار خواهد شد. براي اين بازي ها هم قرار بوده تيم ملي، صاف از اردن برود تايوان، لژيونرها هم وسط راه اضافه شوند. اين كه تا حالا سيب چند تا چرخ خورده را... باز هم شما مي دانيد. بازي اسپانيا ـ آرژانتين و ديدارهاي ايتاليا را از دست ندهيد! برنامه هاي بازي هاي مهم به اين شرح است:
010782.jpg


گزارشي تحليلي از نود ، پرطرفدارترين
برنامه ورزشي سيما، 8 سال پس از آغاز
وقت اضافه شروع شده است؟
011031.jpg
جهانگير كوثري: اگر بخواهيم ايرادي به نود بگيريم ضعف در بحث هاي فني است. كارشناسي ها در سطحي ترين حالت انجام مي شوند
مهدي اميرپور
فقط چند ماه از آغاز نود گذشته بود كه بازي استقلال - فجرسپاسي در ورزشگاه حافظيه با سنگ پراني تماشاگران نيمه كاره تمام مي شود. اين اتفاق كه جنجالي ترين خبر مسابقات ليگ 78 بود، تماشاگران فوتبال را تا نيمه هاي شب پاي نود نشاند. آن شب فتح الله زاده مدير وقت استقلال روي يك صندلي فلزي نشسته بود كه فقط در رستوران مركز شهر تهران مي شد آن را پيدا كرد، اما با وجود اين نود آن شب به قدري داغ بود كه پس از پايان آن، عادل فردوسي پور به دوستانش زنگ بزند و بگويد: نود، امشب هويت خودش را پيدا كرد! عادل چند ماه پيش از آن، بالاخره مديران شبكه سوم را براي پخش نود راضي كرده بود. او با آغاز ليگ 78 مي توانست شنبه شب ها كپي ايراني match of the day كه چند ساعت پس از مسابقات ليگ برتر انگليس از بي بي سي پخش مي شود را روي آنتن بفرستد. البته در الگوي انگليسي نود بحث داوري، جايي نداشت و عادل با ابتكار خودش اين بخش را هم به نود اضافه كرد تا جلال مرادي، داور بازي كذايي استقلال - فجرسپاسي حتي تا روز خداحافظي از دنياي داوري هر شنبه در نود به چهار ميخ كشيده شود. البته نود در سال هاي ابتدايي مشكلات كمي نداشت، هر وقت مسابقات ليگ به روز جمعه مي افتاد، شنبه شب همه آماده بودند كه فردوسي پور با حسرت از نرسيدن فيلم بازي هاي چند شهر خبر بدهد. اما اين مشكل حل شد. از سال 1380 كه شبكه سوم به پخش مستقيم مسابقات سري A ايتاليا رضايت داد، نود به خاطر همزماني با مسابقات شنبه شب ايتاليا، 48 ساعت عقب افتاد؛ سنتي كه تا حالا بر جا مانده و سه شنبه صبح تماشاگران فوتبال را با چشمان پف كرده، سركار مي فرستد.
فردوسي پور در فوتبال ايران سرهاي زيادي را به باد  داده. از موضع انتقادي او بگيريد كه پيش از اين در تلويزيون بي سابقه بوده تا سنت شكني در اجراي يك شوي تلويزيوني زنده. با وجود اين، او هنوز نتوانسته بعضي از محدوديت هاي صدا و سيما را از بين ببرد. او در انتخاب كارشناسان فني نود دست به عصاست. كساني كه براي كارشناسي مسابقات ليگ برتر به نود مي آيند، بايد از فيلتر صدا و سيما بگذرند. براي همين كارشناسان نود يك سيكل بسته هستند كه كمتر كسي از خارج به آن ها اضافه شده. جهانگير كوثري كارشناس و گزارشگر قديمي فوتبال مي گويد: اگر بخواهيم ايرادي به نود بگيريم، ضعف در بحث هاي فني است. كارشناسي ها در سطحي ترين حالت انجام مي شود. اصلا بينندگان نمي فهمند كه چرا يك تيم در يك مسابقه چهار گل خورده. فقط صحنه هايي از مسابقه پخش مي شود و كارشناس صحنه ها را گزارش مي كند. البته عادل هم اين ضعف را فهميده و يكي دو سالي مي شود كه به دنبال جوانگرايي در ميهمانان نود است. دعوت از مجيد بصيرت، رضا ترابيان، افشين پيرواني و جواد زرينچه توجيهي غير از اين ندارد. اما هنوز هم مجيد جلالي و جلال چراغپور با اختلاف فاحشي بهترين كارشناسان نود به حساب مي آيند كه جلالي به خاطر مربيگري در پاس و چراغپور به خاطر گفتن اين كه پيش از جام جهاني، نود به او اجازة انتقاد از تيم ملي را نداده، ديگر كمتر در نود جايي دارند. به هر حال اگر بدانيد كه اصغر پورمحمدي مدير شبكه سوم و حسين آقا زماني مدير گروه ورزش شبكه سوم هر دوشنبه تا نيمه هاي شب بيدار مي مانند تا در نود اتفاق بدي نيفتد اين وسواس چندان برايتان عجيب نخواهد بود.

دايره المعارف فوتبال ايران
كسي نمي تواند نقش نود را در فوتبال ايران انكار كند. پس از تورنمنت ال جي در آبان 84 كه با شكست تيم ملي به مقدونيه همراه بود، نود توانست فضاي فوتبال را آرام كند و روزي كه پروندة نفت - راه آهن در فوتبال به جريان افتاد، نود توانست سر و ته ماجرا را به هم بياورد. اگر داوري در يك بازي فوتبال اشتباه كند، با مانور فردوسي پور در نود كميتة داوران، داور خاطي را براي دو هفته به مرخصي اجباري مي فرستد و اگر بازيكني شورت و پيراهني با شماره هاي مختلف بپوشد فقط نود مي تواند تصويري از آن را پخش كند. در دومين دورة ليگ برتر در يكي از مسابقات ملوان وقتي داور چهارم مسابقه به جاي تابلوي شماره 5 لاتين، تابلوي شماره 2 لاتين را بر عكس گرفت، فقط نود توانست بابت آن به هيأت فوتبال گيلان متلك بيندازد. نود در فوتبال ايران به قدري تأثيرگذار است كه وقتي منوچهر نظري از رياست كميتة داوران كنار رفت، بحث رياست نصيرزاده و غياثي پيش بيايد كه هر دو با كارشناسي در نود به شهرت رسيده بودند. حتي محمد دادكان رئيس سابق فدراسيون فوتبال كه اصولا به رسانه، اعتقادي نداشت هنگامي هم كه به مالزي مي رفت قيد سخنراني در نود را نزد و وقتي برانكو مي خواست نام بيست و سه بازيكن نهايي ايران در جام جهاني را منتشر كند، تا يازده شب صبر كرد تا ويژه برنامة نود روي آنتن برود و ليست براي اولين مرتبه در نود پخش شود. شايد براي همين باشد كه فردوسي پور نقشي فراتر از يك گزارشگر و مجري در فوتبال ايران پيدا كرده. او فقط يك بار آن هم بر سر شوخي با سبيل هاي امير قلعه نويي در دربي تهران براي دو هفته از گزارش مسابقات ليگ برتر كنار گذاشته شد كه قلعه نويي پس از آن ديگر به نود نرفت. گويا پروين هم موضع خوبي نسبت به نود ندارد. چرا كه تا حالا چند بار به پيشنهاد عادل براي دعوت به نود، جواب رد داده.

عادل مجري خوبي است؟
انتقاد از لحن فردوسي پور بحث جديدي نيست. كافي است كسي براي اولين بار نود را تماشا كند تا نيمي از حرف هاي فردوسي پور را نفهمد. او گاهي در ثانيه هاي پاياني نود به قدري تند حرف مي زند كه حتي پايه  ترين تماشاگران نود هم چيزي دستگيرشان نمي شود. با وجود اين مرتضي حيدري مجري بخش گفت و گوي ويژة خبري شبكه دوم، عادل را مجري قابلي مي داند. او مي گويد: اگر يك مجري، خوش قيافه و خوش تيپ باشد راحت تر مي تواند در مخاطب نفوذ كند. اما صدا و قيافه اصل قضيه نيست. شرط اصلي براي مجري گري انتقال اطلاعات به بينندگان است. يك مجري بايد روي موضوع اشراف داشته باشد تا در كارش به موفقيت برسد. فردوسي پور در نود به اين موفقيت رسيده. او به قدري در كارش ماهر است كه براي جذاب كردن برنامه احتياجي به تحقير ميهمان نمي بيند. بر خلاف سبك جديد مجريگري كه اصل را بر بي ادبي مي گذارند، عادل با رعايت اصول اخلاقي شديدترين انتقادات را به ميهمان وارد مي كند.
در آرزوي جمعه شب ها
عادل تمام كارهاي نود را در كمتر از 24 ساعت انجام مي دهد و با اين وضع عجيب نيست كه مردم بابت پخش نود 72ساعت پس از انجام مسابقات غر بزنند. در سال هاي ابتدايي شايد توجيه رسيدن فيلم بازي ها به تهران خريدار داشت، اما حالا ديگر تمام مسابقات در شهرستان ها هم از شبكة استاني، مستقيم پخش مي شود و با اين حساب نود با يك كار فشرده مي تواند جمعه شب روي آنتن برود. كاري كه ZDF تنها يك ساعت پس از پايان مسابقات بوندس ليگا انجام مي دهد. جهانگير كوثري مي گويد: قبول دارم كه اين تأخير روي نود تأثير مي گذارد. اما چون رقيبي در كار نيست نود با اين تأخير هم براي مردم جذابيت دارد. عادل كه هوش خود را در برنامه سازي ثابت كرده، احتمالا بايد دنبال ابتكارات جديدي باشد. مسابقة sms، آخرين ترفند او براي اين قضيه بود كه جواب هم داد و جالب اين كه حتي يك بار در قرعه كشي، جايزة مسابقه sms، شماره تلفن همراه همسر فردوسي پور از رايانه بيرون آمده.
هرچه باشد عادل به قدري باهوش است كه ستارة زادگاهش رفسنجان به حساب بيايد. حتي محبوب تر از بهترين فوتباليست شهر، علي سامره.

نود و زمزمه هاي تعطيلي
بايد منتظر تغيير در روزهاي پخش نود باشيم يا اين كه حتي برنامه اي جديد جاي نود را بگيرد. اين شايعه در هفته هاي گذشته ميان نزديكان گروه ورزش شبكه سه دهان به دهان مي چرخيد؛ شايعه اي كه از دل توصيه هاي غير مكتوب جديد رياست سازمان صدا و سيما بيرون آمده بود. برنامه هاي تحليلي فوتبال بايد مثل تمام دنيا همان شب بازي هاي ليگ پخش شود. ضرغامي اين توصيه را به پورمحمدي رئيس گروه ورزش سيما و مدير شبكه كرده. ايشان گفته است ترتيبي داده شود كه اگر قرار به پخش برنامة تحليلي است، اين برنامه اوايل هفته يا همان جمعه شب ها باشد و بررسي فني بازي ها به چند روز پس از مسابقات موكول نشود. پخش برنامه هاي تحليل ليگ در شب بازي ها، عرفي رايج در تمام دنياست. برنامه هايي چون نودِ ايتاليا و برنامه شبكه ARD آلمان، نمونه هايي از اين دست هستند. پس از حرف هاي ضرغامي، اين بحث در گروه ورزش مطرح شد تا تغييري در برنامه هاي تركيبي شبكه سه براي ليگ ايجاد شود. دو راه كار وجود داشت. اول اين كه نود جمعه شب ها روي آنتن برود؛ و ديگر اين كه برنامه اي جديد در كنار نود ساخته شود. برنامه اي كه بر اساس شنيده ها، كاركنان رسمي سازمان از آن استقبال كرده اند. اما گويا اين پروژه اي است كه با دلخوري عادل فردوسي پور مواجه شده. مي گويند او تهديد كرده در صورت پخش برنامه جديد تحليلي از ليگ، نود را تعطيل خواهد كرد.

اين شايعات اگرچه جدي به نظر مي رسند و دلايل كافي، از مستند بودن آن ها حكايت مي كند، اما مثل هميشه كسي حاضر به تأييدشان نيست. محمد آقا زماني رئيس ورزش شبكه سه در پاسخ به اين سؤال خبرنگار ما پس از چند بار طفره رفتن، پاسخي قانع كننده تر از اين كه بايد بپرسم نمي دهد. اين كه نفر اول گروه ورزش شبكه سه بايد از چه كسي جواب اين سؤال را بپرسد، روشن نيست. مهدي  هاشمي مسؤول گروه ورزش داخلي شبكه سه نيز چنين ماجرايي را تكذيب مي كند. عادل فردوسي پور مثل هميشه سكوت را ترجيح مي دهد، اما يكي از افراد نزديك به او، در اين باره مي گويد: احتمال ساخت برنامه اي جديد، منتفي است، چون آن ها نمي توانند از كنار نام عادل و موفقيت برنامه اش به سادگي بگذرند. سال هاست كه شبكه به دنبال چنين كاري است، اما مشكل ما تهية فيلم بازي هاست كه به موقع نمي رسند. اگر قرار به تغيير زمان برنامه ها باشد، حتما نود را جمعه شب ها روي آنتن مي برند. مطمئن باشيد خطري متوجه نود نيست. به نظر نمي رسد تهية فيلم مسابقات در شب بازي ها با توجه به پخش زندة اغلب ديدارها از شبكه هاي استاني، كار غير ممكني باشد. در عين حال بايد به اين نكته اشاره كرد كه موفقيت هيچ مجري شناخته شده اي در سيما چندان به درازا نكشيده است. با همة اين حرف ها بايد ديد نود همچنان به يكه تازي اش در ميان برنامه هاي ورزشي ادامه مي دهد يا به سرنوشت همان برنامه هايي دچار مي شود كه پس از دوره هايي موفق، به محاق رفته اند.

مرغ تخم طلا
011034.jpg
سيامك رحماني
تا همين جايش هم خوب آمده؛ 8 سال مدام روي آنتن بودن ، بدون آن كه از چشم بيفتي و محبوبيت ات را ـ حداقل به طور محسوس ـ از دست بدهي از آن اتفاقاتي نيست كه در رسانه هاي ما نظاير زيادي داشته باشد. اين  جا آمريكا نيست كه يك سريال بتواند سال ها پرطرفدار باقي بماند. سريال هايي كه عوامل سازنده و بازيگرهايشان به طور كلي تغيير مي كنند، اما همچنان پربيننده مي مانند. اين جا يك سريال مثل نرگس هم وقتي به نيمه مي رسد از نفس مي افتد، تماشاگرانش ريزش مي كنند، پس چه رازي در كار است كه نود توانسته همة اين سال ها را با موفقيت طي كند و مجري ثابتش ـ كه هويت برنامه محسوب مي  شود ـ همچنان بهترين باشد؟
در واقع رازي در كار نيست. نود، يك برنامة جذاب و بي رقيب است. براي همين هم هست كه مي تواند سال ها به بقايش ادامه دهد و هوادارانش را نگه دارد. و البته به همين دليل هم هست كه به تكرار مي افتد و نيازي به تغيير و حتي حفظ جاذبه ها حس نمي كند. براي چه بايد در اوج بماند؟ وقتي كه پشت سرش تا فرسنگ ها خالي است و هيچ برنامه اي براي رقابت وجود ندارد. مشابه همان وضعيتي كه تلويزيون ما دارد؛ وقتي كه به عنوان يك رسانة تصويري داخلي، يكه و تنهاست. يك تلويزيون بدون خلاقيت كه كمترين نوآوري در آن به يك انقلاب مي ماند و همه را تكان مي دهد. اخبار 20:30، صندلي داغ، كوله پشتي. واقعا اين برنامه ها چي دارند كه اين همه برايشان به  به و چه چه مي شود و مديران تلويزيون غش و ضعف مي روند. اين برنامه ها در ميان همتاهاي خارجي  شان چه حرف تازه اي دارند كه بزنند و چه بداعتي به خرج داده اند. داستان نود هم همين است، برنامه اي كه در شروع كارش و حتي تا سال هاي بعد به عنوان اوج هيجان و فاش گويي در برنامه هاي تلويزيون مطرح مانده است، واقعا چه شاخ غولي را شكسته است؟ به چه مرزهاي تازه اي رسيده است؟
نود بدون شك با بي پروايي عادل فردوسي پور و در برهوت برنامه هاي تحليلي ورزشي توانست خود را نشان دهد و بعد از آن، همچنان در قله ماند. مگر جز اين است كه نود ديگر مثل گذشته جرأت نزديك شدن به سوژه هاي داغ را ندارد و مگر نه اين كه مجري اش هر روز محافظه كار تر و محافظه كارتر مي شود. مگر نه اين كه در تمام ماه هاي پيش از جام جهاني، اين برنامه به حمايت از فدراسيون فوتبال، رئيس آن و سرمربي تيم ملي پرداخت و از بيان حقايق طفره رفت؟حالا مگر نيست؟ مگر محروميت فوتبال ايران در عرصه هاي بين المللي، مهم ترين موضوع روز فوتبال نيست؟ چرا كسي نمي پرسد كه چرا سكوت كرده ايد؟ آيا از سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال فشار مي آورند؟ آيا صدا و سيما دوست ندارد اين مسأله باز شود؟ هر چه هست، اتفاقي كه افتاده اين است كه نود ديگر همان برنامة پرشور و جسوري نيست كه بود. نه خودش و نه فردوسي پورش. برنامه اي كه بايد پس از اين همه سال پخته مي شده و پيش مي آمده و حالا دلخوش به مسابقات smsاي است كه شبكه هاي خارجي، كهنه اش كرده اند و از مد افتاده است. اما چرا نود هنوز همچون نگيني مي  درخشد؟ به دليل همان محافظه كاري كه از تك و تايش انداخت. همان محافظه كاري حاكم بر محيط كه اجازه نمي دهد هيچ برنامة ديگري به كمك نود بشتابد. با وجود همة ايده  هايي كه هست. نه تحليل به روز و خبري اتفاقات ورزش براي سيما محلي از اعراب دارد، نه ميزگرد كارشناسي برگزار مي شود ـ جز در زمان مسابقات مهم ـ و نه كسي به حوزة نقد و تحليل راهي دارد.
تلويزيون با خيال راحت ورزش را به شبكه۳ خلاصه كرده است و كارشناسي فوتبال را به يك برنامه در دوشنبه شب ها. از آن برنامه هاي گل و بلبلي ورزش دو و ورزش و مردم بگذريد كه بيشتر محض خالي نبودن عريضه، سال هاست روي آنتن اند. برنامه هايي كه بيشتر مال مجري هايشان است تا از خجالت اين و آن در آيند. فوتبال در تلويزيون ما يعني همان پخش هاي مستقيم و همان نود كه از سرمان هم زياد است. خوب كه نگاه كني مي بيني توي اين وضعيت همين ها را بايد دو دستي بچسبيم و خدا را هم شكر كنيم. نود خوب است، عادل فردوسي پور از آن هم بهتر است. در اين برهوت، برنامه 8 سالة ما تا همين  جا را هم خوب آمده. در آرزوي چه چيز بيشتري مي توانيم باشيم وقتي كه مي  ترسيم همين را هم از دست بدهيم!

سرتو بدزد رفيق!
ريز و درشت دارت با سحر ظهوري، جوا ن ترن عضو خانواده ظهوري ها و دومين دارت  انداز آسيا
011040.jpg
اولين ورزشكار دارت ايران كه در آسيا مدال آورد مي گويد: باورش براي خودم هم تا حدودي سخت بود
روزي بود كه ورزش فقط كشتي بود، فوتبال بود و احيانا واليبال و بسكتبال. ورزش يعني جمعيت بيايد و استاديومي باشد و سر و صدايي بلند شود. بعدها بود كه فهميديم همين گل كوچك، همين فوتبال خياباني هم جزو ورزش است. دروازه هايش كمي بزرگ تر بود و اسمش را گذاشته بودند فوتسال. بعدها ورزش هاي ديگري هم از راه رسيد. فوتبال ساحلي و فوتبال دستي و بقيه. همه هم دفتر و دستكي پيدا كردند. كميته ها و فدراسيون هايي كه مسابقات شهري و كشوري را برگزار مي كردند و بعد هم كار به مسابقات بين المللي كشيد.اين كه حالا دارت، مسابقه دارد و قهرمان دارد و در بازي هاي آسيايي مدال آورده، از همين نگاه مي آيد. نگاهي كه ورزش را به چند رشتة سخت محدود نمي كند و دنيايي كه مي خواهد هر طور شده، مردمانش را به تلاش و حركت وادار كند. دنيايي كه در آن بايد رقابت كرد و پيروز شد. تمرين و تمرين و تمرين. و اين تو هستي كه بايد استعدادت را پيدا كني و ببيني ژن ات چه سرنوشتي برايت رقم مي زند. شايد از بخت ياري سحر ظهوري بوده كه استعدادش را داشته و جايش را پيدا كرده. شايد از خوش شانسي اوست كه دارت را پيدا كرده و حالا براي خودش يك قهرمان ورزشي است. كسي كه خبرگزاري هاي خارجي به سراغش مي آيند و او را پديده اي جالب مي بينند. او را و ورزش ايران را كه سحرهاي خودش را كشف مي كند تا يكي يكي بزنند به هدف.سحر زده به هدف. خوب هم زده.
محمود مولايي
با جدايي آسيا از اقيانوسيه به قهرماني اش شك نمي  كنيد. اما وقتي دو قاره را كنار هم مي گذاريد، او را روي سكوي دوم مي بينيد. پايين تر از ورزشكار نيوزيلند. اما او باز هم خودش را يك قهرمان مي داند. فقط كافي است نگاهي به وضعيت دارت در ايران بيندازيد تا بفهميد او چه كار بزرگي انجام داده. وقتي به سيزدهمين دورة مسابقات دارت آسيا در مالزي رفت فقط استرس داشت. باورش شايد كمي سخت باشد، ولي در همين مسابقات از دوستانش آن قدر فاصله گرفت كه ناگهان از دسترس خارج شد. حالا رسيدن به او كار آساني نيست. البته اگر هم برسيد باز هم مثل او نمي شويد. او، سحر ظهوري است؛ اولين ورزشكار دارت ايران كه در آسيا مدال آورد. باورش براي خودم هم تا حدودي سخت بود. ولي من موفق شده بودم. حالا نامش با تاريخ دارت ايران پيوند خورده.

ظهور يك ظهوري
پيش از اين كه سراغ دارت برود ژيمناستيك كار مي كرد. اتفاقا مقام استاني هم داشت. البته كاراته، واليبال، تنيس روي ميز و اسكواش را هم بايد به رشته هايي كه با آن آشنايي دارد اضافه كنيد. حالا شايد تعجب كنيد كه چرا از بين اين همه ورزش، دارت را انتخاب كرده. دليل اصلي آن به پدرش برمي گردد. مسعود ظهوري يكي از پايه گذاران اين ورزش در ايران است. علاقة سحر هم از همين جا پديدار شد. الان پنج سال است دارت بازي مي كند: اول با دوستانم بازي مي كردم. پنج شش نفري بوديم. براي هم كري مي خوانديم. كه چه كسي بهتر به هدف مي زند. همه هم مي خواستند بهترين باشند. اما بعد خسته كننده شد. پس از مدتي در مسابقات استاني شركت كرد و قهرمان شد و بعد به مسابقات كشوري رفت و سه بار متوالي قهرمان كشور شد. ... ولي ديگر قهرماني كشور هم مرا ارضا نمي  كرد... به موفقيت هاي بالاتر و بيشتر فكر مي كردم. مي خواستم در مسابقات آسيايي شركت كنم.
بالاخره بعد از دو سال تمرينات مداوم و حضور در مسابقه هاي كشوري در مسابقات آسيايي حاضر شد. البته با حرف و حديث هاي فراوان. چون پدرم تو انجمن دارت بود مي گفتند با پارتي بازي به مالزي رفتم. يعني خيلي ها اين حرف را مي زدند. ولي من نشان دادم كه انتخابم براي اين بازي ها بي دليل نبود.
ظهوري البته راضي نيست. او به مسابقات جهاني فكر مي كند. هنوز فرصتش پيش نيامده. البته نبايد نگران باشد، سحر تنها 21 سال دارد. به تازگي رشتة تربيت بدني را انتخاب كرده. يعني بعد از اين كه حكم قهرماني اش را گرفت دانشجوي تربيت بدني شد. قبل از آن روان شناسي مي خواند كه نيمه كاره رهايش كرد. حالا ورزش را جدي  تر از هميشه دنبال مي كند و اكنون غرور كاذبش را هم فراموش كرده.
جو طوري بود كه يك بار مغرور شدم. آخر هر كس به من مي رسد مي خواهد خوب بازي كند. براي همين مغرور شده بودم. خدا را شكر الان اين طوري نيستم. البته عمة سحر هم داور دارت است و با اين كه همه اين را هم در قهرماني او در كشور بي تأثير نمي دانند، ولي خود سحر هر چيزي را از بيخ و بن تكذيب مي كند. به هر حال ظهوري ها كاملا يك خانواده دارتي به حساب مي آيند.
010950.jpg
يك كيلومتر پياده روي براي دارت زدن
براي پيدا كردن معناي دارت شايد به واژة سرگرمي برسيد. اما باور كنيد كه دارت ديگر يك ورزش است مثل بقية رشته ها. زير نظر فدراسيون همگاني هدايت مي شود و البته براي خودش انجمن دارد. اين انجمن از دو سال پيش توسط
مسعود ظهوري و امين عزيزپور پايه گذاري شد. البته نفر دومي نقش بيشتري داشت: آقاي عزيزپور چند سالي توي ژاپن بود. با اين ورزش كاملا آشنايي داشت. يعني همفكري او و پدرم سبب شد دارت در اين جا شكل بگيرد. اما باز هم دارت، ورزشي ناشناخته است. البته براي ظهوري مهم نيست. اهميتي ندارد. لازم باشد خودمان به مردم توضيح مي دهيم. تا حالا هم خيلي پيش آمده كه اين كار را بكنيم. مثلا خيلي از مردم فكر مي كنند هميشه بايد مركز سيبل را هدف قرار داد. در حالي كه در جريان مسابقه شايد حداقل امتياز، مهم ترين امتياز باشد. چون حداكثر امتياز ممكن است امتياز ورزشكار را به صفر برساند.
امتياز دقيق مركز سيبل 50 امتياز است. كمي بي دقتي باعث مي شود كه دارت به اطراف سيبل فرو برود. اين مترادف است با 25 امتياز. هر چه فاصله از مركز دور باشد به معني اين نيست كه امتياز كمتري را دريافت مي كنيد. مي توانيد دورترين نقطه به مركز را انتخاب كنيد. البته روي سيبل مناطقي هم وجود دارد كه امتياز را دو برابر مي كند.
مثلا امتياز 20 مي شود 40 امتياز. آن هم با پرتاب تنها يك دارت. در حالي كه فرصت داريد در يك راند، سه پرتاب انجام بدهيد. بازي ها معمولا از دور دوم تك حذفي مي شود. هر مسابقه 10 دقيقه طول مي كشد و حداكثر امتياز در يك مسابقه، 180 است. البته ايده آل آن بين 80 تا 90 امتياز است. شايد به نظر برسد كه در دارت هيچ تحركي وجود ندارد. يعني يك ورزش مثل شطرنج باشد. ولي در يك مسابقه، ما نزديك به يك كيلومتر راه مي رويم. مطمئن باشيد كه دارت، صددرصد ورزش است. حالا خيلي ها فكر مي كنند كه بازي بايد بزن بزن داشته باشد يا بايد يك ورزشكار مدام بدود. تازه در دارت هم مثل شطرنج بايد زياد فكر كنيم.
فاصلة سيبل تا پرتاب كننده 2 متر و 37 سانتي  متر است. جالب اين كه سيبل از موي اسب يا خرس ساخته مي شود. ولي دارت از تنگستن است؛ نوعي فلز كه در مقابل گرما و سرما مقاوم است و هيچ تغييري نمي كند. وزن آن از 17 گرم است تا 32 گرم. انتخاب دارت به خود ورزشكار برمي گردد. وسيله اي كه چهار تكه است كه به هم پيچ مي شود. نوك دارت به مرور زمان كند مي شود و آن را بايد با سوهان مخصوص تيز كرد. شايد مهم  ترين قسمت اعضاي آن، فلايت باشد. فلايت همان پرهاي ته دارت است. مثل بادبان كشتي مي ماند. اگر فلايت نباشد نوك دارت به سيبل فرو نمي رود. شافت، اعضاي ديگر دارت كه از پلاستيك است. درست به بدنة فلزي مي  چسبد و البته خيلي شكننده است. هميشه تعداد زيادي شافت همراه خودم دارم. يعني بايد مواظب بود. چون با هر پرتاب ممكن است بشكند.

هيس!
سكوت كنيد! البته به خاطر كسي كه در حال پرتاب دارت است. او بايد تمركز كند. اما اگر نتواند... ديگر تمام است. نمي  توانيم موفق باشيم. مسألة تمركز، خيلي مهم است.
مسابقة دارت هم مثل وزنه برداري و تنيس برگزار مي شود. البته نه نحوة انجام مسابقه و آداب و رسوم آن. به اين ترتيب موقعي كه ورزشكاري در حال پرتاب دارت است، كسي تشويق يا تخريب نمي كند. اما اين تنها راه رسيدن به تمركز نيست. در مسابقات آسيايي يك پزشك روان شناس همراه تيم بود. يعني آقاي دهناد كه عضو كادر فني تيم به حساب مي آيد. به نظر من اگر روان شناس نباشد تيم به مشكل برمي خورد.
به همين دليل از همان روزهاي اول شكل گيري تيم ملي دارت، يك پزشك روان شناس هم حضور داشت؛ درست مثل حالا كه اغلب تيم هاي حاضر در ليگ كشور از حضور روا ن شناس سود مي برند. الان 11 شهرستان در ليگ سراسري حضور دارند و تيم ما با امكانات اندك مسابقات را دنبال مي كنند. اين درست كه دارت ورزش كم هزينه اي است. ولي باور كنيد پول آن چناني هم در آن نيست. يك ورزشكار بايد حتما در مسابقات مقام بياورد تا پولي نصيبش شود. آن وقت پيش خودم فكر مي كنم كه چرا فوتبالي ها اين قدر قراردادهاي بالا مي بندند... (خنده).

حضور در المپيك 2010
011037.jpg
گرچه در اين  جا دارت ورزش نوپايي است. ولي در انگليس بايد به سال هاي دور رفت. مثلا به 50 سال پيش. در آن جا دارت علاقه مندان زيادي دارد و ورزشي پايه به حساب مي آيد. البته همة ورزشكاران دارت در انگليس عضو تيم هاي باشگاهي نيستند. در اين كشور سازمان مختلف دارت بازان وجود دارد به طوري كه مسابقات قراردادي است. يعني با شرط بندي هاي مرسوم براي كسب درآمد. با وجود اين، توجه به دارت در انگليس سبب شده كه المپيك هم نگاهي به اين ورزش داشته باشد. در المپيك 2010 پكن قرار است مسابقات دارت به طور آزمايشي برگزار شود. اكنون تنها اميدواري ورزشكاران دارت اين است كه حداقل مي توانند براي يك بار هم كه شده المپيك را تجربه كنند. در عين حال مسابقات جهاني اين رشته فعال است. فدراسيون  جهاني اين رشته به نام WDF معروف است. به هر حال به نظر دارت هم آينده درخشاني دارد. پس شما هم مي توانيد امتحان كنيد، حتي براي يك بار.

آقايان در مركز سيبل خانم ها
جالب است كه ورزشكاران دارت خانم، آقايان را در اين رشته برتر بدانند. اين ادعاي اغلب خانم ها است. آن ها بر اين باورند كه آقايان راحت تر تمركز مي كنند و با فكر باز مسابقه مي دهند. تحقيقات عملي، اين فرضيه را ثابت مي كند. اين تحقيقات نشان مي دهد كه آقايان به كليت كار فكر مي كنند و بنابراين موفق تر هستند. در حالي كه خانم ها به جاي هدف بيشتر دنبال حاشيه ها هستند.

با وجود مشكلات داوران براي فوتبال،
اختيارات آن ها همچنان نامحدود است
آقاي فيفا
چرا قوانين را عوض نمي كني؟
010971.jpg
يكي از پيشنهاداتي كه دومنك در برلين مطرح كرد و يك بحث كاملا جديد را راه انداخت، اخراج موقت بازيكنان بود
كمتر روزي پيش مي آيد كه يك داور در يك بازي فوتبال صداي تماشاگران را در نياورد. اصلا كافي است جنجالي كه هميشه همراه يك داور فوتبال است، با زندگي آرام داوران واليبال و بسكتبال مقايسه شود تا همه بفهمند داوري در فوتبال يكي از سخت ترين كارهاي ممكن است. در چند سال گذشته همه سر اين موضوع كه هميشه داوران در به جنجال كشاندن مسابقات فوتبال بي تأثير نيستند، به توافق رسيده اند. در اين بين سهمي را هم براي قوانين فوتبال كنار گذاشته اند. قوانيني كه بعضي اوقات باعث جنجالي شدن يك بازي فوتبال مي شود. به هر حال كم كم دارند به فيفا مي فهمانند كه بايد دستي به سر و روي كتاب قوانين فوتبال بكشد. فيفا در صد سال گذشته كمتر به اصلاح قوانين تن داده ولي گويا اين بار تيغ برش منتقدان تيزتر است. نبايد فراموش كرد كه كشتي، واليبال، تكواندو و هر رشتة ورزشي ديگر، هر چند سال يك مرتبه براي جذاب تر كردن ورزش عوض مي شوند و حالا همه منتظرند فيفا دست به اين كار بزند.
امير عليزاده
بعد از هر هفته برگزاري فوتبال بحث ها از نو شروع مي شوند: آيا تصميمات داور درست بود؟ آيا توپ از خط رد شده بود؟ آفسايد پسيو (passive) بي فايده نيست؟ در ايران هم يكي دو سال است بحث در مورد عملكرد داوران در رسانه ها نسبت به تجزيه و تحليل مسائل فني اولويت پيدا كرده. حتي مربيان ملي هم در مورد آن بحث مي كنند. منتها در تلويزيون و جلوي ميكروفن و به صورت مونولوگ، اما در هيچ جلسه اي اين موضوعات به صورت تئوريك مورد بحث قرار نگرفت. اتفاقي كه بالاخره در اروپا افتاد آن هم در يك كنگرة تخصصي. 75 مربي ملي كه امير قلعه نويي سرمربي فعلي تيم ملي فوتبال ايران و برانكو ايوانكوويچ سرمربي سابق تيم ملي هم در ميان آن ها بودند، به همراه 150 كارشناس فوتبال ديگر. دو هفته پيش در اجلاس سه روزه اي كه مشتركا توسط فدراسيون بين المللي فوتبال (فيفا) و اتحادية فوتبال اروپا (يوفا) در برلين، پايتخت جام جهاني 2006، ترتيب داده شده بود، آن طور كه لنارت يوهانسون، رئيس 76 سالة يوفا گفت، فقط در مورد فوتبال حرف زدند. در اين نشست، آخرين تحليل هاي فني، چگونگي اجراي قوانين، جنبه هاي تخصصي و سازماني و همچنين همكاري با داوران به بحث گذاشته شد. اما آن چه در پايان، بقية بحث  ها را تحت الشعاع قرار داد، اتفاق نظر اغلب مربيان براي تغيير بعضي از قوانين فعلي بود. اندي راكسبرو، مدير كميسيون فني فيفا (TSG)، در برلين تأييد كرد كه فيفا يك ليست از پيشنهادات در مورد قوانين را دريافت كرده و حالا بايد آن ها را ارزيابي كند.
جدال ميان مربيان و فيفا بر سر تغيير يا اصلاح اتفاق تازه اي نيست. مدت هاست كه كارشناسان از كندي و تعلل فيفا در انجام اصلاحات انتقاد مي كنند. بهره گيري از تكنولوژي براي اجراي دقيق تر و راحت تر قوانين، مثلا استفاده از چيپ در توپ براي تشخيص عبور توپ از خط دروازه كه با موفقيت آزمايش شده است يا به كارگيري مدرك ويديويي در بعضي از صحنه هاي بحث برانگيز در حين بازي، تصميماتي است كه فيفا حاضر نيست زير بار آن ها برود. بر خلاف ساير ورزش ها كه اين گونه تكنولوژي ها به اجراي راحت تر قوانين و تمركز بيشتر بر بازي انجاميده، در فوتبال، اين تحول اغلب با مخالفت هاي فيفا مواجه شده است. در واقع فوتبال كه مديريت جهاني فعلي آن به محافظه كاري متهم است، جزو معدود رشته هاي باقي مانده است كه در آن داور همچنان قدرت زيادي دارد. چه پيش از جام جهاني، چه در حين و چه بعد از آن، بحث هاي زيادي پيش آمد. يكي از سردمداران حمايت از تغيير قوانين و منتقد فيفا، ريموند دومنك، سرمربي تيم ملي فرانسه است. دومنك كسي بود كه قبل از جام جهاني، مهلت اعلام ليست نهايي بازيكنان كه يك ماه قبل از شروع مسابقات بود را زود مي دانست. اما بعد از بازي مقابل كره جنوبي و گل بحث  برانگيزي كه فرانسه زد و قبول نشد، استفاده از فيلم بازي را دوباره پيش كشيد. او در اجلاس برلين هم بار ديگر تأكيد زيادي روي اين موضوع كرد. سرمربي نايب قهرمان جهان بعد از اين نشست توضيح داد: ما در مورد خيلي چيزها بحث كرديم و همة پيشنهادهايمان را ارائه داديم. حالا فيفا و يوفا بايد آن ها را ارزيابي كنند.
يكي از پيشنهاداتي كه دومنك در برلين مطرح كرد و يك بحث كاملا جديد را راه انداخت، اخراج موقت بازيكنان بود. او معتقد است كه در موارد خاصي مي توان خطاكار را نه تا آخر بازي بلكه براي مدت كوتاهي از زمين بيرون كرد. به اعتقاد موافقين اين طرح، اخراج يك بازيكن، مجازات سنگيني براي كل تيم است. مخصوصا وقتي در برهه هاي آغازين مسابقه رخ دهد. به زعم اين كارشناسان، با اخراج موقت بازيكن خاطي، مثلا براي 10 دقيقه، مجازات فردي همچنان پابرجا خواهد بود. مخصوصا موقعي كه مثل هندبال، بعد از گذشت آن زمان، بازيكن ديگري به جاي او به زمين فرستاده شود. البته ناگفته نماند كه اخراج موقت يك بازيكن كاملا هم جديد نيست و در فوتبال آماتور تا 15 سال پيش اعمال مي شده است. اين افراد معتقدند كه با اخراج 10 دقيقه اي يك بازيكن، بازي حتي بازتر و هجومي تر خواهد شد. تجربه هم در گذشته نشان داده كه گل هاي زيادي بعد از گذشت اين زمان به ثمر رسيده است. چون تيمي كه با نفرات كمتر توانسته در اين مدت دوام بياورد، بعد از آن از لحاظ رواني به يك احساس امنيت دست پيدا مي كند. براي هجومي تر كردن و به ثمر رسيدن گل هاي بيشتر (كه جام جهاني آلمان هم از اين رنج مي برد) اخراج موقت از نظر پيشنهاددهندگان بسيار منطقي تر و اثربخش تر از كارهايي مثل بزرگ تر كردن دروازه هاست كه چند وقت پيش توسط سپ بلاتر، رئيس يك دندة فيفا مطرح شد.
انگار كه تقدير اين گونه خواسته باشد، در همان شبي كه دومنك در برلين بحث اخراج موقت بازيكنان را مطرح كرد، در هامبورگ اتفاقي افتاد كه صحبت هاي او و همفكرانش را تأييد مي كرد. در بازي ميان هامبورگ و آرسنال در ليگ قهرمانان، زاشا كرش اشتاين دروازه بان تيم هامبورگ به دليل متوقف كردن رابي فان پرس، مهاجم توپچي ها در دقيقه 10 از زمين اخراج شد و داور، يك پنالتي هم به نفع آرسنال اعلام كرد. هامبورگ در 80 دقيقه اي كه 10 نفره بود هيچ گاه نتوانست حريفش را تحت فشار قرار دهد و در نهايت با نتيجه دو بر يك شكست خورد. بعد از بازي علاوه بر اين انتقاد كه فان پرسي موقعيت صد در صد براي زدن گل نداشته و داور مي توانسته به كارت زرد اكتفا كند، روي اين نكته هم تأكيد شد كه هامبورگ به علت خطاي دروازه بانش سه بار محكوم شده است: پنالتي، 10 نفره شدن و محروميت دروازه بان در بازي بعدي. منتقدين بر اين باور هستند كه كارت قرمز در دقيقه 10، مجازات بسيار سنگين تري از كارت قرمز در دقيقه 80 است، هر چند نوع خطا يكسان باشد.
از ديگر مواردي كه در اجلاس برلين مورد بحث قرار گرفت، نحوة اجراي قانون آفسايد بود. حتي راكسبرو هم تصديق كرد كه مربيان زيادي از آن ناراضي هستند: اكثر مربيان امروز با اجراي قانون آفسايد مشكل دارند. حتي حذف قانون آفسايد پسيو كه كمك داوران در تشخيص آن دچار اشتباه مي شوند هم مطرح شد.
يواخيم لو، سرمربي تيم ملي آلمان و دستيار يورگن كلينزمن در جام جهاني علاوه بر آن، در برلين خواستار تغيير قوانين مربوط به محدودة مربيان (CoachingZone) هم شد: آدم در اين محدوده دائم تحت نظر است. داور چهارم مثل يك پليس مي ماند!
بعد از جام جهاني اين اتفــاق نــظر در مــيــان كارشناسان و مربيان بر سر ضرورت تغيير بعضي از قوانين در فوتبال در حالي شكل گرفته كه در سال هاي گذشته تلاش هاي آن ها همواره به سدي به نام فيفا برخورده و راه به جايي نبرده است. اما آن ها به اين خاطر كه اكثريتشان اجلاسي كه خود فيفا برگزاركننده اش بود روي اين موارد اشتراك نظر داشتند. حالا اميدوارند كه حرفشان را به كرسي بنشانند.
هر چند مدير كميسيون فني فيفا هم تأكيد كرد كه تصميم عجولانه اي در مورد تغيير قوانين اتخاذ نخواهد شد. اندي راكسبرو بعد از نشست برلين گفت: ما هيچ وعده اي نمي دهيم اگر فيفا بخواهد چيزي را تغيير دهد، فقط با دلايل خوبي اين كار را انجام خواهد داد.

مهم ترين موارد بحث برانگيز در فوتبال
010992.jpg
۱ - استفاده از تكنولوژي: به كار بردن چيپ در توپ يا مشاهدة صحنة آهسته در حين بازي، به اعتقاد منتقدين مي تواند تا حد زيادي مانع تصميمات اشتباه در تشخيص عبور توپ از خط دروازه يا آفسايد شود.
۲ - آفسايد: نحوة اجراي قانون آفسايد، مخصوصا آفسايد پسيو يا غير فعال هميشه مورد بحث بوده است.
۳ - توقف اضطراري: متوقف كردن بازيكنان حريف توسط دروازه بان، در صورتي كه موقعيت صد در صد نبوده، مي تواند فقط با يك كارت زرد جريمه شود.
۴ - اخراج موقت: اين بحث جديد است. از نظر موافقين آن، اخراج يك بازيكن، مجازات سنگيني براي كل تيم است، مخصوصا وقتي در اوايل بازي باشد. علاوه بر اين،  آن ها معتقدند كه اخراج موقت، تأثير قابل توجهي روي هجومي تر شدن بازي مي گذارد.
۵ - هنرپيشگي بازيكنان: اين از مواردي است كه بعضي از مربيان حاضرند در آن با داوران همكاري داشته باشند و خودشان بازيكنان فريبكار را جريمه كنند.

مخالفت هميشگي انگليس، اسكاتلند
ولز و ايرلند با اصلاح قوانين
فيفا لجاجت مي كند
010983.jpg
هوشنگ نصيرزاده
مربيان جهان در اجلاسي به ميزباني فيفا كه قلعه نويي، سرمربي تيم ملي كشورمان هم در آن حضور داشت اعتراضاتي در خصوص نحوة اجراي قوانين داوري و مثلا اخراج بازيكنان و دروازه بان ها مطرح كردند و به توافقاتي هم رسيدند. برخي اين تصور را دارند كه هرگونه مصوبه در اجلاس هايي كه به ميزباني فيفا برگزار مي شود صورت جلسه شود لازم الاجراست، در حالي كه اصولا اجلاس ها قادر نيستند مصوبات جهاني قوانين فوتبال را تغيير دهند. چون به استناد اساسنامة فيفا، تمام قوانين بايد در مجمع قانونگذاري جهان موسوم به برد بين المللي مطرح و تصميم گيري شود. در اين همايش، مربيان عقيده داشتند كه اخراج دروازه بان براي خطاي تك به گل يا خطاي زود هنگام يك بازيكن مي تواند نظام يك مسابقه را به هم بريزد و بازي فوتبال را از جذابيت خارج كند، زيرا علاوه بر پنالتي، اخراج دروازه بان كه بازيكن استثنائي است اين قابليت را دارد كه بازي فوتبال را به طور كامل از بين ببرد. هر چند در ظاهر اين پيشنهاد بسيار منطقي است، در عمل بايد آن را براي مجمع قانونگذاري بفرستند تا آن ها قانون را مورد جرح و تعديل قرار دهند. براي خوانندگان گرامي شايد جالب باشد كه بدانند معمولا اعضاي برد بين المللي از 15دي ماه تا 15بهمن ماه هر سال، پيشنهادات واصله را دريافت كرده و آن ها را مورد مطالعه قرار مي دهند. از 15اسفند تا 15فروردين نيز اجلاس معمولي خود را برگزار مي كنند و در مورد پيشنهادات، نظرات خودشان را ابراز مي كنند كه در آن هنگام قانوني خواهد بود. اما انگليس، اسكاتلند، ولز و ايرلند شمالي كه چهار عضو ثابت اين مجمع هستند اعتقاد دارند كه فوتبال به همين شكل زيباست و معمولا با ورود تكنولوژي به فوتبال مخالفت مي كنند، سنت گرايي انگليسي ها سال هاست كه توانسته جلوي تغييرات عمده در قوانين را بگيرد و اروپايي ها كه در حسرت تماشاي دوبارة فيلم صحنه هاي بازي و تغيير نتايج هستند هنوز نتوانسته اند حريف اين چهار عضو بريتانيايي بشوند.
من هم معتقدم كه قوانين تازه اي لازم است تا بازي ها پرگل تر و جذاب تر شود. پافشاري به قوانين قديمي و نپذيرفتن تغييرات، سال هاست در دستور كار برد بين المللي و فيفاست و همين باعث شده خيلي ها معتقد باشند فوتبال، زيبايي اش را تا حد زيادي از دست داده. مطمئنا پيشنهاداتي كه براي اخراج موقت بازيكنان مطرح شده يا استفاده از تكنولوژي در تشخيص آن چه در زمين اتفاق مي افتد هم باعث شاداب تر شدن مسابقات و هم كمتر شدن جنجال ها و اعتراضات داوري مي شود. متأسفانه فيفا مي خواهد داورها را تا حد يك امپراتور براي بازي فوتبال بالا ببرد و نتيجه اش هم مي شود همين كه مي بينيد.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
بون ژوق، مسيو عزت
شوكت بر مي گردد
قرار بود شيطان باشم
رويدادهفته
ورزشي
به بچه خرس ها شير بدهيد
گوشخواري در راه
باهوش بود معدنچي نمي شد!
من از همه كوتاه ترم
رويدادهفته
وقت اضافه شروع شده است؟
نود و زمزمه هاي تعطيلي
مرغ تخم طلا
سرتو بدزد رفيق!
حضور در المپيك 2010
آقايان در مركز سيبل خانم ها
آقاي فيفا چرا قوانين را عوض نمي كني؟
مهم ترين موارد بحث برانگيز در فوتبال
فيفا لجاجت مي كند
اجتماعي
از مسير نشانه ها اگر بيايم، راه دور مي شود. كي دور بوده اي كه نشانه ها بخواهند مرا به تو برسانند؟
زندگي
دوباره smsهاي نيكوكاري
رويانا، تولدت مبارك!
شب قدر در كوچه هاي شهر
رويدادهفته
سينما
روزي كه دينا راتكان داد
بابا محجوب و نسل كل كل!
ديگر ژوبين نيستم
ديالوگ هاي شاهين، بداهه است
از اسرائيلي ها متنفرم
وصيت نامه جت لي
سريع تر از دوربين
مهماني خداحافظي
دانش
اي كه پنجاه رفت و در هاردي...
سال شمارزندگي ۵۰ ساله ها رد ديسك
موسيقي
... و گيتارها سعدآباد را گرم كرد
روزها
عرصه سيمرغ
مردي كه ماه بود
خانواده سبز
رويدادها
جهان كوچك
همه جهان در يك تالار
ايران اسلامي در مجمع جهاني
چه جوري درست شد؟
يادگاري هاي ايران
تصاوير به يادماندني از مجمع جهاني
كدخدا هاي تزئيني
هنر روز
يكي بود، شهري نبود
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |