... و گيتارها سعدآباد را گرم كرد
عكس ها: جواد منتظري
يكي از تالارهاي كاخ سعدآباد و گرم كردن بچه ها پيش از اجرا
عزيز تنها و عبدلله اميني با ساز و نوايشان و با آن ظاهر متفاوت، فضاي كنسرت را سوررئال كرده بودند
محمدعلي با آن پنجه هاي معركه دارد سوسك مي كند
داريوش خواجه نوري، پشت صحنه، پيش از كت وشلوار، پيش از كف و سوت
استاد هندي با طبل هايش ميان پركاشن نواز و گيتاريست حالي مي كند!
استاد آناند باز هم در نمايي متفاوت
محمدعلي خواجه نوري، برادر داريوش يك نوازندة چيره دست گيتار و
برندة جايزة بهترين نوازندة اولين فستيوال موسيقي كشور است
مجيد رئوفي
هفتاد و پنج براي داريوش خواجه نوري عدد جالبي است. از سال 70 كه داريوش، اولين كنسرتش را در حضور عموم برگزار كرد، تا همين پنج شنبة گذشته كه به ديدن كنسرتش در سعدآباد رفتيم، داريوش خواجه نوري هفتاد و پنج بار كنسرت داده است و اين عدد شگفت انگيزي براي موسيقي پاپ داخلي است. شايد هم چيزي بالاتر از آن.
بازارهاي داغ
هواي خنك اوايل پاييز و خيابان هاي خلوت بعد از افطار تهران، حال و هواي جالبي مي آفرينند. خيابان ها شبيه روزهاي عيد است، خلوت و مهربان. همين خلوتي است كه باعث مي شود چيزي بيشتر از نيم ساعت زودتر به محل برگزاري كنسرت در كاخ سعدآباد برسيم.
داريوش و گروهش مشغول بررسي صداها هستند. سازها را كوك مي كنند و صداها را گرم تر.
صندلي ها در محوطة جلوي ايوان بزرگ ساختمان اصلي كاخ چيده شده اند. رديف ها مشخص و شماره ها معلوم. قبل از اين كه وارد محوطة مجموعه سعدآباد شويم، مطابق معمول كنسرت ها، استادان بازار سياه بليت به دست ايستاده اند و دقيقا جلوي در، يقة مردم را مي گيرند كه: آقا بليت نمي خواين چهل دقيقه زودتر از شروع كنسرت، مشغول شده اند و اين براي خودش نكتة جالبي است. طنز ماجرا آن جاست كه چهار قدم آن طرف تر و داخل مجموعة سعدآباد، در كنار در ورودي، مسؤولان برگزاري كنسرت، مشغول فروش بليت هاي رسمي هستند.
كمي جلوتر هم بساط فروش آلبوم هاي داريوش خواجه نوري و البته ديگر گيتاريست هاي مشهور دنيا كه آلبوم هايشان به صورت مجاز طي سال هاي گذشته منتشر شده، داغ است. البته داغ از اين جهت كه قيمت سي دي ها هزار تومان بالاتر از قيمت فروش سي دي در فروشگاه هاي مجاز است. آلبوم هاي سامي يوسف هم بر روي كاست و سي دي به فروش مي رسند. جالب است كه مؤسسة منتشركننده، هيچ اهميتي به حقوق مؤلف نداده و كاملا بدون اجازه، اين آلبوم ها را منتشر كرده است.
حامي مالي برگزاري كنسرت هم، شديدا مشغول ارائه پاكت هاي منقش به آرم محصولاتش به همراه يك كاتالوگ يك صفحه اي است كه برخي از تماشاگران كنسرت سعي مي كنند به تعداد همراهانشان از اين پاكت ها بگيرند و بعد هم جشن بگيرند. موقعيت جالبي است. در ميز روبه رو هم، دو خانم مشغول تبليغات مجله اي اند كه مهم ترين مطالبش مربوط به پيش بيني زلزله در نقاط مختلف زمين و مسائل روحي و باطني است.
استقبال در رمضان
هوا خنك است و برخي از تماشاگران كنسرت، كت يا كاپشن به همراه دارند تا در ساعات پاياني كنسرت كه به نيمه شب نزديك مي شود، از سرماي پاييزي نلرزند.
همين خنكي هوا هم بازار داغي براي بوفة صحرايي كاخ سعدآباد فراهم آورده است. صف طويلي براي گرفتن چاي راه افتاده و كمي آن طرف تر هم خانم و آقايي كه در كنسرت شهرام ناظري، ذرت مي فروختند، مشغول مخلوط كردن كره و آبليمو و فلفل با ذرت هاي از پيش آمادة داغ هستند كه مطابق انتظار قيمتشان بالاتر از قيمت هاي استاندارد است.
صندلي ها هنوز وزن جمعيت را احساس نكرده اند. علاوه بر گروه داريوش كه مشغول تمرين هاي نهايي اند، يك تيم منظم هم مشغول رتق و فتق امورند تا تماشاگران كنسرت، سرجاهايشان به راحتي مستقر شوند.
جايگاه مخصوصي هم براي مهمانان ويژه در نظر گرفته شده و به نظر مي رسد همه چيز مرتب است. پيش از رسيدن به محل برگزاري كنسرت، اين نگراني وجود داشت كه مبادا اين كنسرت با استقبال مواجه نشود. كنسرت داريوش خواجه نوري، اولين كنسرت موسيقي است كه در ماه رمضان در ايران برگزار شده و اين مسأله، ريسك موفقيت آن را بالاتر مي برد، اما وارد محوطه كه شديم و جمعيت روانة كاخ سعدآباد را كه عموما خانوادگي به تماشاي كنسرت مي آمدند ديديم، خيالمان راحت شد.
ملتي با نيم ساعت تأخير
در كنفرانس مطبوعاتي برگزاري كنسرت، داريوش خواجه نوري گفته بود كه خارجي ها علاقة زيادي به موسيقي او دارند و اين مسأله را كاملا مي شد از چهرة تماشاچيان كنسرت فهميد. گروه هاي چشم بادامي و موبور كاملا متمايز از چهرة يك ايراني، به صورت خانوادگي براي ديدن كنسرت داريوش خواجه نوري وارد محوطة كاخ سعدآباد مي شدند. چيني ها كه يك كولوني بودند. انگار در يك فراخوان عمومي تمام چيني هاي مقيم مركز را با خبر كرده بودند كه داريوش خواجه نوري كنسرت دارد. البته وقتي در حال پيدا كردن صندلي بوديم، امين الله رشيدي خوانندة قديمي ايران را هم در بين تماشاچيان ديديم.
مي گفتند كنسرت رضا صادقي در كاخ سعدآباد مجموعه اي از بي نظمي و هرج و مرج بوده است. مسؤولان مجموعة سعدآباد، ظاهرا نتوانسته بودند با مسؤولان كنسرت صادقي ارتباط مناسبي ايجاد كنند و بي نظمي در آن جا غوغا مي كرده، اما اين بار برخلاف تصور، همه چيز آرام و عالي جلو مي رفت. همه چيز منظم و خوب بود منهاي يك چيز. براي بعضي از صندلي ها، دو بليت فروخته شده بود و همين مسأله باعث مي شد مهمانان كمي سردرگم شوند، اما خب، همه چيز حل شد.
ساعت نه و نيم شده بود و كم كم صندلي ها در حال پر شدن بودند، اما مردم همچنان دسته دسته وارد محوطه مي شدند. مجري مراسم كه به روي سن آمد هم پس از يك سلام و عليك اوليه گفت: داريوش و گروهش كاملا آماده اند. اما از آن جا كه ما ملتي با چند هزار و پانصد سال تمدن و البته نيم ساعت تأخير هميشگي هستيم، بچه ها منتظرند تا مردمي كه بليت تهيه كرده اند وارد مجموعه شوند و آن ها كارشان را شروع كنند.
۱۰ دقيقه بعد بود كه به نظر مي رسيد همه در صندلي ها مستقر شده اند و فرصت براي به روي صحنه آمدن خواجه نوري و گروه فراهم شد.
گروهي با نوازنده هندي
داريوش خواجه نوري با يك كت و شلوار واقعا اتو كشيده به روي صحنه آمد و پس از او با معرفي مجري، بقيه اعضاي گروه هم به روي سن آمدند.
گروه تلفيقي داريوش را درشن آناند نوازندة هندي طبلا كه حالا ديگر يك ايراني تمام و كمال است همراهي مي كرد، پيش از اين درشن را در گروه تلفيقي مسعود شعاري هم ديده بوديم. او با لباس هاي هندي مخصوصش دوباره روبه روي جمعيت ظاهر شد و البته در طول برگزاري كنسرت همراه با دستانش كه طبلا مي نواختند، حنجره اش هم اصوات گروه كر را به تنهايي توليد مي كرد.
محمدعلي خواجه نوري، برادر داريوش هم عضو ثابت كنسرت هايي است كه با نام برادران خواجه نوري معرفي مي شوند. محمدعلي كه يك نوازندة چيره دست گيتار است، برندة جايزة بهترين نوازندة اولين فستيوال موسيقي كشور است.
شهرام ركوعي نوازندة فلوت، مهدي قاسمي بيسيست، نيما افتخار دف و اسلامي، ديگر نوازندة گيتار گروه بودند. رضا معرف هم پركاشن را خيلي خوب مي نواخت.
مجري مراسم مشخص بود كه خيلي آهنگ كلبه داريوش خواجه نوري را دوست دارد او چند بار و به هر بهانه اي صحبت را به كلبه مي كشاند و از آن به عنوان يكي از بهترين آثار داريوش نام مي برد.
اتفاقا اولين قطعه اي كه داريوش اجرا كرد هم همين كلبه بود كه با تشويق شديد حاضران هم همراه شد.
پيش از آن، داريوش، آهنگ سرگشته را كه بر روي شعري از باباطاهر ساخته بود، اجرا كرد. پس از اين ترانه ها، آهنگ بدون كلام رؤيا از آلبوم جديد افق اجرا شد كه در آن محمدعلي، كمي از هنر بي نظيرش را عيان كرد.
جادوي دوتار خراسان
اما برگ برندة برنامه، حضور دو تن از اهالي موسيقي نواحي مختلف ايران بود. عزيز تنها يكي از مشهورترين نوازندگان ساز دوتار و عبدالله اميني خواننده و نوازندة تربت جامي كه در معرفي موسيقي خراساني، سهم عمده اي داشته است. حضور آن ها با لباس محلي تربت جامي، به روي سن البته با يك ناهماهنگي تاكتيكي همراه بود. ميكرفن و صندلي مخصوص آن ها سر جاي اصلي قرار نداشت و تا تنظيم جا و ميكروفن داريوش مجبور شد چند كلمه اي دربارة نوع موسيقي كه ارائه مي كند توضيح بدهد: ما چند سال است كه سعي مي كنيم جوانان اين كشور را با موسيقي اصيل و موسيقي نواحي مختلف ايران آشنا كنيم. با استاد جلال ذوالفنون، كنسرت هاي مختلفي برگزار كرديم و سعي كرديم با موسيقي تلفيقي (ورلدموزيك) كه ارائه مي كنيم، موسيقي ايراني را بهتر به مردم خودمان و بقية كشورها معرفي كنيم. در آلبوم بعدي هم آهنگ هايي از نواحي مختلف ايران مثل خراساني و كردي ارائه مي كنيم.
خواجه نوري البته از فرصت استفاده كرد و از حضور امين الله رشيدي قدرداني كرد. مردم هم حسابي براي استاد سنگ تمام گذاشتند و به شدت او را تشويق كردند.
نوازنده و خوانندة تربت جامي كه به گروه اضافه شدند، آهنگ زاهد را اجرا كردند. صداي رسا و البته حزين عبدالله اميني كاملا در بافت آهنگ جا گرفته بود و لحظات دلنشيني را براي تماشاچيان فراهم كرد. اما صدابرداري بعضا ضعيف برنامه باعث مي شد صداي دوتار در ساية صداي گيتارهاي پرتعداد برنامه قرار بگيرد.
پس از اجراي آهنگ غربت كه ساختة محمدعلي خواجه نوري است، وقت استراحت 20 دقيقه اي برنامه و طبيعتا سيل هجوم به ايستگاه شكم پروري هم آغاز شد.
به ياد جهان آرا
پس از وقت استراحت، آهنگِ كاملا جديد مرغ زخمي با شعري از افشين سرفراز اجرا شد و با استقبال گرم تماشاچيان مواجه شد، طنين پر قدرت سوت بلبلي ها بيش از يك دقيقه ادامه داشت و داريوش و گروهش را حسابي گرم كرد. داريوش پس از اين شارژ اساسي، دربارة آهنگي گفت كه 10 سال پيش در همين مجموعة سعدآباد آن هم فقط يك بار اجرا كرده بود به نام حماسه .
او و محمدعلي، اين آهنگ بدون كلام را در يادوارة شهيد محمد جهان آرا اجرا كرده بودند. او مي گفت كه اين آهنگ را خيلي خيلي دوست دارد و مي خواهد يك بار ديگر اين خاطره را زنده كند. آهنگ پرانرژي حماسه شور و حال عجيبي به جمعيت داد و باعث شد تمام كساني كه كاپشن نپوشيده بودند و در حال لرزيدن از سرما بودند، خيلي راحت و بدون هيچ گونه لرزشي لحظاتي او را تشويق كنند.
آهنگ موفقيت !
اما آهنگ بعدي براي همشهري جوان خيلي ويژه بود. چرا كه ترانة آن را دكتر كياسالار خودمان سروده بود. داريوش در توضيح اين آهنگ گفت كه اين آهنگ دربارة كودكان جنگ است و به زودي كليپي از اين آهنگ ساخته مي شود كه از شبكه۳ هم پخش خواهد شد. آهنگي به دو زبان فارسي و انگليسي كه سرودن اش كار هر كسي نيست.
انصافا داريوش هم بخش هاي انگليسي را خوب اجرا مي كرد و شبيه آن خواننده هايي نبود كه انگليسي را با لهجة تهراني مي خوانند.
اما بخش بسيار جالب و پرطرفدار برنامه، تك نوازي محمد علي خواجه نوري بود. او با گيتار هر كاري كه فكرش را بكنيد كرد. او با اين گيتار صداهايي توليد كرد كه باعث مي شد هر چند لحظه، مردم به شدت او را تشويق كنند.
محمدعلي كه كاملا در فضاي ديگري بود، پس از هر تشويق، يك تك خال جديد رو مي كرد و همه را ذوق زده مي كرد. اجراي طولاني او با قوت و قدرت و تكنيك بي نظيرش خيلي زود تمام شد و حسرت به دل هواداران تك نوازي محمدعلي گذاشت.
اما اصرارهاي مجري پر تلاش مراسم بالاخره جواب داد و داريوش يك بار ديگر آهنگ كلبه را اجرا كرد. كاملا مشخص بود كه اين بار، چند درجه بهتر از دفعه اول، اين آهنگ اجرا مي شد. همه انگار گرم شده بودند و اين آهنگ، فضا را گرم تر كرده بود.