- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۸۸ - شنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۵ - - Oct 7, 2006
docharkhe
كار ما اصل است
با گروه ليله  القدر و نوآوري هاي زيادي كه در اجراي تواشيح و همسرايي مذهبي به خرج داده اند
010857.jpg
مهم ترين تفاوت ليله القدر با گروه هاي ديگر، جسارتي است كه در اجراي تواشيح با موسيقي به خرج داده اند
علي همايي نژاد
طبقه پنجم يك ساختمان شيك در خيابان ملك تهران، دفتر گروه تواشيح ليله القدر تهران است. گروه تازه از سفر بم و مراسم افتتاح مدرسة شهداي رسانه بم برگشته اند و حالا صالح دريايي كه در را به روي من باز مي كند، مي گويد فقط يك ساعت خوابيده است! همة گروه هاي تواشيح همچين دفتر كار رديفي دارند؟ اين اولين سؤالي است كه مي پرسم. و جوابش همان است كه حدس مي زدم، نه! .
صالح دريايي سرپرست گروه، تهيه كنندة تلويزيون هم هست و اين جا دفتر كار او هم محسوب مي شود. البته روي در، نام گروه ليله القدر نوشته شده است. صالح خيلي كم حرف است. كمي كه مي نشينيم، صادق دريايي هم از راه مي رسد؛ برادر كوچك تر صالح و مسؤول روابط عمومي گروه. اين عنوان، خيلي هم به اش مي آيد. آدم بسيار پرانرژي و اكتيوي است. آن قدر تحويلت مي گيرد كه انگار سال هاست همديگر را مي شناسيد.
خيلي دوست داشتم اميد فتح اللهي هم در جمعمان بود. او آهنگساز و تنظيم كنندة آلبوم حديث انتظار گروه است. البته گروه با آهنگساز هاي مختلفي كار كرده اند. اما انگار با او بيشتر حال مي كنند. به هر حال گپمان بدون فتح اللهي شروع مي شود و البته بدون او هم تمامش مي كنيم.
جوان و با سابقه
صالح 28 ساله و صادق 27 ساله است. بقية اعضاي گروه هم از 22 تا 30 سال سن دارند. همين  است كه سال 72 براي تاريخ تشكيل گروه، كمي عجيب به نظر مي رسد. اما با يك توضيح ساده، ديگر تعجبي باقي نمي ماند:
هسته اولية گروه، زماني تشكيل شد كه آن ها در مدرسه راهنمايي هويزه درس مي خواندند. گروه كم كم شكل گرفت تا اين كه در اواسط دبيرستان رسما كار حرفه اي شان آغاز شد. آن ها اول با نام قدر و بعدها قدر نوجوانان فعاليت مي كردند، اما اين تشابه اسمي با گروه باسابقة قدر كمي برايشان دردسر ساز شد. همين موضوع و البته خوابي كه صالح ديده بود، بهانه اي شد كه نام گروه به ليله القدر تغيير كند.

همسرايي فارسي
ليله القدري ها خود را مبدع تواشيح فارسي  ـ عربي مي دانند. نقطة شروعش هم به زماني برمي گردد كه آقاي قرائتي تأكيد زيادي بر خواندن تواشيح هاي فارسي به جاي عربي مي كرده اند. اتفاقا اولين كار فارسي ـ عربي شان هم كاري با موضوع نماز است كه در اجلاس سراسري نماز اجرا كرده اند. البته پيش از ليله القدر هم تواشيح فارسي ـ عربي خوانده شده بود. اما ظاهرا آن كارها، مثل اكثر تواشيح هاي اجرا شده در كشور، تقليدي بوده و فقط ترجمة فارسي شعر اصلي با همان آهنگ به آن اضافه شده است. اما كار آن ها اولين كار از اين دست بوده كه كاملا اختصاصي است. يعني هم شعر و هم آهنگ آن متعلق به خود گروه است.
اين فارسي خواني روي عنوان گروه هم تأثير گذاشته. صادق مي گويد: واژة تواشيح كه به معناي زينت است، معلوم نيست از كجا آمده و به آن چه كه ما آن را تواشيح مي دانيم اطلاق شده! حتي خود عرب ها، كه ما در واقع تواشيح را از آن ها ياد گرفته ايم، به اين سرودها مي گويند اناشيد اسلامي، نه تواشيح. به همين دليل هم هست كه گروه ليله القدر، اصرار زيادي بر جا انداختن واژة همسرايي مذهبي به جاي تواشيح دارند و اين عنوان را روي سي دي و كاستشان هم آورده اند.

جسارت
مهم ترين تفاوت ليله القدر با گروه هاي ديگر، جسارتي است كه در اجراي تواشيح با موسيقي به خرج داده اند و البته به خاطر اين سنت شكني مشكلات زيادي را هم از سر گذرانده اند.
اعضاي گروه ليله القدر براي آن كه به لحاظ شرعي، خيالشان از بابت اجراي تواشيح با موسيقي راحت شود، دو سال در رفت و آمد به قم بوده اند. آن ها در مجالس علما شركت مي كرده اند و از آن ها مي خواسته اند كه كارهايشان را گوش كنند و نظر بدهند. نتيجة اين پيگيري ها هم اين است كه حالا از مقام معظم رهبري و 7 نفر از مراجع قم، استفتاي كتبي مبني بر بي اشكال بودن كارشان دارند. در جشن انتخاب 110 جوان نمونه در سال امام علي هم در حضور رهبر انقلاب تواشيح همراه با موسيقي اجرا كرده اند. حتي آيت الله مكارم شيرازي كار اين گروه را عبادت خوانده اند و ليله القدري ها اين موضوع را خيلي با افتخار تعريف مي كنند.
اما در شرايطي كه اكثر گروه هاي تواشيح ايراني، تواشيح هاي سوري، مصري، لبناني و... را كه معمولا هم با موسيقي اجرا مي شوند، با حذف آهنگ تقليد مي كردند، اين سنت شكني گروه ليله القدر و اجراي تواشيح با موسيقي، آن هم با شعر و آهنگ اختصاصي، به قول خودشان انفجار ي در تواشيح خواني به وجود آورد. و البته خيلي هم برايشان كم دردسر نبوده است. مثل جلوگيري از اعزام هاي خارج از كشور و برخي كارشكني هاي ديگر. يكي از ايرادهايي كه به كار آن ها گرفته مي شد نگراني از اين موضوع بود كه موسيقي، كم كم به مسجد هم راه پيدا كند. اما گروه ليله القدر چند تبصره براي كارشان دارند. يكي آن كه در هيچ مسجد و يا محفل قرآني اجراي همراه با موسيقي نداشته باشند و ديگر هم اين كه در اجراهايشان ساز حضور نداشته باشد و فقط با موسيقي ضبط شده اجرا كنند.

يك گروه شيك و پيك!
نوآوري هاي ليله القدر فقط در شعر فارسي و موسيقي خلاصه نمي شود. آن ها در ظاهرشان هم نوآوري كرده اند. صادق مي گويد: ما اصرار داريم كه چهرة بچه ها هميشه خندان باشد. آن ها از لباس هاي مرغوب تري نسبت به ديگر گروه ها استفاده مي كنند. و به عقيدة خودشان بازخورد آن را هم ديده اند.
حتي در نوع ايستادن شان هم تغيير داده اند. قبلا همه مي نشستند و دست ها را گره مي كردند. اما ما ايستاديم. بعد به جاي دايره اي ايستادن، جدا جدا ايستاديم. بعد به صورت ايستاده و نشسته اجرا كرديم. اگر هر كدامشان براي اجرا، يك ميكروفن در اختيار نداشته باشند، يا لااقل به هر دو نفر يك ميكروفن نرسد، كيفيت كار را فدا نمي كنند و به شكل Play Back اجرا مي كنند. جذابيت ظاهر گروه ليله القدر كه خيلي اصرار دارند چهرة آراسته اي از جوان مذهبي نشان دهند، تحسين وزير ارتباطات را هم بر انگيخته و پس از يكي از اجراها به آن ها گفته: دستتان درد نكند. خيلي شيك بوديد!

حمايت بزرگان
پشتكار گروه بالاخره نتيجه داد و در حال حاضر از سوي اكثر مسؤولين حمايت مي شوند. نام هايي كه آن ها به عنوان حاميان معنوي و حتي مالي شان ذكر مي كنند، نام هاي كوچكي نيستند: آيت الله هاشمي، حجت  الاسلام خاتمي رئيس جمهور سابق، دكتر احمدي نژاد شهردار سابق تهران و رئيس جمهور فعلي، دكتر لاريجاني رئيس سابق سازمان صدا و سيما، حجت  الاسلام قرائتي رئيس ستاد اقامة نماز، آقايان بنيانيان، مهدوي و خاموشي مسؤولين حوزة هنري و...
گروه ليله القدر همچنين پاي ثابت مهماني هاي رسمي سازمان ارتباطات اسلامي و ديدارهاي نوروزي وزير امور خارجه هستند. آن ها از مشاورة استادان و قاريان مختلفي هم استفاده مي كنند، مثل استاد صلح جو، استاد مولايي، استاد سبزعلي، استاد كرمي، استاد امام جمعه، استاد كريم منصوري و ... بيشتر اعضاي اين گروه قاري هستند و بعضي هايشان مقام هاي كشوري دارند. آن ها به غير از اين، آموزش سلفژ هم ديده اند و حالا هم كه مشغول تهية كارهايي به زبان هاي مختلف شده اند، براي آموزش زبان هم برنامه ريزي كرده اند.

اين قسمت را بي خيال!
برادران دريايي دل پُري از مطرح شدن ناگهاني و با آب و تاب سامي يوسف در روزنامه ها و صدا و سيما دارند. آن ها با اين كه هنر او را مي ستايند، اما ادعا دارند كه كار گروه ليله القدر نه تنها دست كمي از سامي يوسف ندارد، بلكه به مراتب از آن بهتر است. به اعتقاد آن ها مشكلات و ظرافت هاي اجراي كرال (دسته جمعي ) اصلا با اجراي انفرادي قابل مقايسه نيست. به علاوه اين كه خيلي از كارهاي او را تقليدي مي دانند، در حالي كه گروه خودشان از سال 75 به بعد هيچ كار تقليدي نخوانده است. صالح به مطلبي كه چند ماه پيش در يكي از روزنامه هاي معتبر خوانده بود اشاره مي كند كه: تا كنون هيچ گروه تواشيح و همسرايي در ايران اجرايي همراه با موسيقي نداشته است. اين مطلب به قدري آن ها را ناراحت كرد كه حتي تا پيگيري از شخص مدير مسؤول روزنامه هم پيش رفتند. اين دو برادر وقتي صحبت از سامي يوسف مي شود، به طرز عجيبي شروع به درد دل مي كنند! اما گزارش ما دربارة گروه ليله القدر است نه سامي يوسف! پس اين قسمت را بي خيال.

كارنامه درخشان، قول هاي درخشان تر!
گروه ليله القدر، اولين و تنها گروه تواشيحي است كه كليپ اختصاصي دارد. جالب است بدانيد كه تدوين اين كليپ هم كار حسن صدخسروي است. در شبكة المنار و المستقبل لبنان برنامه ضبط كرده اند و هنوز هم با اين شبكه ها ارتباط دارند. به گفتة خودشان بيشتر از پنج هزار برنامه در سطح جهان اجرا كرده اند. با گروه اسراي لبنان توافقنامه اي براي اجراي كارهاي مشترك نوشته اند و چند كار مشترك هم در رابطه با امام حسين(ع)، امام خميني(ره)، امام علي(ع) و امام زمان (ع) انجام داده اند.
ليله القدر، 70 اثر بدون موسيقي و 25 اثر با موسيقي دارد. آلبوم اولشان، حديث انتظار، مدتي است كه در بازار است و آلبوم دوم به نام آرام دل ها تازگي ها منتشر شده است. تنها گروهي هستند كه روي آنتن همة شبكه هاي تلويزيون مي روند. مي گويند كه در يك شب مناسبتي، حداقل برنامه هايي كه اجرا مي كنند به تعداد 18 مي رسد. آن ها از آلبوم جديدي صحبت مي كنند كه در آن به چند زبان تواشيح خوانده اند. مثل روسي، اسپانيولي، هندي و... . اين آلبوم هم به مناسبت سال پيامبر اعظم (ص) تا پايان امسال قرار است به بازار بيايد. آن ها رايزني هايي براي همكاري با محمد اصفهاني و مجيد اخشابي داشته اند و قول اولين كنسرت تواشيح را هم داده اند.

مسألة هميشگي: پول
هزينة اين همه كار را از كجا تأمين مي كنيد؟ مثلا همين دفتر با كلاس!
اعضاي گروه ليله القدر همگي تحصيلات دانشگاهي دارند. هر چند معمولا براي اجراي تواشيح مبلغي به عنوان دستمزد مي گيرند، اما به گفتة خودشان اين مبلغ صرف هزينه هاي خود گروه مي شود. آن ها براي ساخت و ضبط هر قطعه، صرف نظر از دستمزد اعضاي گروه، بين 5/1 تا 2 ميليون تومان هزينه مي كنند. صالح مي گويد: خوشبختانه هيچ كدام از اعضاي گروه، مشكلي از لحاظ مالي ندارند. در واقع اجراي تواشيح منبع درآمد آن ها محسوب نمي شود و هر كدام شغل خودشان را دارند. حتي بخشي از مخارج گروه را هم از درآمد خودشان تأمين مي كنند.

حسن ختام: التماس دعا
گروه ليله القدر اصرار زيادي دارند كه تواشيح ايران را از مرزها فراتر ببرند. البته در اين مسير موفق هم بوده اند. وقتي از آن ها مي پرسم كه با وجود مشكلات موجود، اين كار را تا كي ادامه خواهيد داد، مي گويند: تا انقلاب مهدي ! به نظر خودشان روز به روز قوي تر مي شوند و توان بيشتري براي ادامة فعاليت پيدا مي كنند. صادق مي گويد: براي پايان گزارش بنويس كه ما از همه مي خواهيم كه دعا كنند ما در راه صحيح قدم برداريم و بتوانيم از اين طريق به هدف واقعي مان كه ترويج فرهنگ شيعه +در جهان است دست پيدا كنيم.

ليله القدر ي ها چه كاره اند؟
010785.jpg

دانشگاه، پوشش اسلامي و فيلترينگ
در گفت و گو با دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي
ما فقط سياستگذاريم
010911.jpg
ايمان جليلي-احسان ناظم بكايي
نوروز سال 59 بود. امام خميني در پيام نوروزي شان، تأكيد كردند بايد تحولات اساسي در دانشگاه ها اتفاق بيفتد. بعد از اين پيام، شوراي انقلاب دستور داد دانشگاه ها بعد از برگزاري امتحانات خرداد 59 تعطيل شوند تا نظام آموزشي كشور براساس اسلام، ساخته شود. 23 خرداد 59، به دستور امام، ستاد انقلاب فرهنگي درست شد. 16 نفر مسؤول شدند تا جو دانشگاه ها را اسلامي كنند. سال 62، دانشگاه ها بازگشايي شد. در 19 آذر همان سال، امام دستور تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي را صادر كردند. با اين دستور، ستاد انقلاب فرهنگي در شورا ادغام شد و 8 نفر ديگر به جمع اضافه شدند تا مديريت بر نظام آموزشي كشور، مؤثرتر شود. در سال 75، به دستور مقام معظم رهبري قرار شد سياست اصلي شورا، مديريت فرهنگي كشور باشد. تعداد اعضاي شورا هم به 34 نفر رسيد تا مديريت فرهنگي كشور، هم تنوع فكري و هم قدرت بيشتري داشته باشد. حالا بعد از سال هاي زيادي كه از تشكيل اين شورا مي گذرد، فرصتي دست داد تا دربارة سياست هاي كلان فرهنگي كشور در حوزه مسائل مربوط به جوانان با دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت و گويي انجام بدهيم. محمدرضا مخبر دزفولي در سال 1340 در دزفول به دنيا آمده. او چهار سالي مي شود كه به عضويت شوراي عالي انقلاب فرهنگي در آمده است.

بخش اول
دانشگاه، كنكور، افزايش ظرفيت، دانشجويان ستاره دار و...
۶۲ بر 38 به نفع دخترها!
دانشگاه، آموزش عالي و مسائل مرتبط با آن، يكي از دغدغه هاي اساسي نسل جوان امروز است. شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم به خاطر نقشي كه در سياستگذاري هاي كلان فرهنگي كشور دارد نمي تواند پايش را از دايرة اين حوزه بيرون بكشد.
آقاي دكتر بحث را با مسألة دانشگاه ها شروع كنيم. اولين سؤال اين كه سال به سال، آمار دانشجوهاي دختر به نسبت پسرها بالا مي رود. اين از ديد شوراي عالي انقلاب فرهنگي اتفاق نگران كننده اي نيست؟
الان نسبت دانشجوهاي دختر به پسر، 62 به 38 است، به نفع دخترها. اين خيلي رقم غيرمنطقي اي نيست. بالاخره كنكور يك رقابت آزاد است و از اول شرط نكرده اند كه شرط قبولي در دانشگاه جنسيت باشد. كنكور رقابتي است بين همه. البته نمي گويم اين آزمون نشان دهندة همة استعدادهاي داوطلبين است، ولي به هر حال در شرايط فعلي اين روش با تمام نواقصش پذيرفته شده. الان بحث جدي ما در شورا به حداقل رساندن نقش كنكور در پذيرش دانشجو است. چرا كه كنكور تبديل شده به مسابقة تست زني. با همة اين احوال الان همه در شرايط مساوي وارد رقابت كنكور مي شوند، حالا اگر دخترها بيشتر از پسرها نمره مي آورند كه گناه نكرده اند. اما اين مسأله بايد تحليل شود. بايد كم كم بحث متناسب سازي ساماندهي شود.
متناسب سازي به چه معنا؟
متناسب سازي يعني اين كه پذيرش در رشته هاي مختلف، متعادل باشد. الان پذيرش دانشگاه ها از مدل متعادل پيروي نمي كند. مثلا در علوم تجربي، تراكم دخترها 70 به 30 است. در رشتة مامايي 100 درصد ظرفيت مال دخترها است. متناسب سازي يعني همين. يعني 100 درصد ظرفيت رشته  هايي مثل مامايي براي دخترها باشد، اما بيشتر ظرفيت رشته هايي مثل معدن و كشاورزي كه در آن اقبال دخترها كمتر است، در اختيار پسرها قرار بگيرد. متناسب سازي يعني ضمن ارزيابي منصفانه دربارة عملكرد تحصيلي دانش آموز، زمينة ورود او به رشتة دلخواهش را تسهيل بكنيم. اين استراتژي ما است.
با اين حساب بايد ارزشيابي دوران دبيرستان هم تغييراتي بكند؟
ما دلمان مي خواهد دانش آموز بعد از 4 سال درس خواندن در دورة متوسطه يك وزن علمي پيدا كند. الان اگر بهترين معدل را داشته باشيد، ولي در تست زني سريع عمل نكنيد عقب مي افتيد. نبايد وزن را داد به تست زني. برعكسش هم داراي اشكال است. فقط نمره هم مهم نيست. ما داريم سعي مي كنيم مؤلفه هاي ديگري بياوريم. مثل استعداد و تحصيل، مثل مهارت. مثلا يكي كارهاي هنري ارزشمندي توليد مي كند؛ اين كجا ارزشيابي مي شود؟
آقاي دكتر، طرحي براي حذف كنكور داريد؟ اصلا حذف كنكور عملي است؟
عملي هست ولي بايد مرحله اي جلو رفت. ما درگام اول بايد پارامترهاي كنكور محور را حذف كنيم و وزن بدهيم به كيفيت علمي در دبيرستان. فضا را جوري بچينيم كه عمق علمي داوطلب را بفهميم.
اين حرف ها كه هميشه بوده. چقدر كار عملي انجام شده است؟
اين موضوع سنگيني است. اول بايد ظرفيت دانشگاه ها را بالا برد. الان با همة ظرفيت هاي موجود، اعم از دولتي و غيردولتي خيلي خوش بينانه مي توانيم 30 درصد داوطلب ها را پذيرش كنيم. اين رقم بايد به 50 درصد برسد. البته ما به نسبت سال هاي گذشته رشد كرده ايم. يعني پذيرش را از حدود 15درصد رسانده ايم به 30درصد. آمار دانشجويانمان هم 15برابر اول انقلاب است. ما با توجه به رشد جمعيت، زيرساخت هايمان را بالا برده ايم.
در سند چشم انداز، نسبت دانشجو به كل جمعيت چقدر است؟
ما هدف گذاريمان 3هزار دانشجو در صدهزار جمعيت است. الان اين رقم در حدود 2500 نفر است كه متناسب با سند چشم انداز نيست. در سند رقم مشخص نشده ولي اگر بخواهيم به قدرت اول علمي منطقه تبديل بشويم به حدود 5هزار دانشجو در صدهزار نفر جمعيت نياز داريم. تعداد دانشجويان فوق ليسانس ما هم رقم بالايي نيست. تقريبا شش درصد ليسانسه هاي ما در مقطع بالاتر درس مي خوانند. ما اين رقم را بايد تا 30 درصد بالا ببريم. آن وقت مي بينيد كه مقالات علمي ما چقدر رشد خواهد كرد.
قبول كه ظرفيت دانشگاه هاي ما سال به سال بيشتر مي شود، ولي اين افزايش ظرفيت از طريق راه  انداختن دانشگاه هايي با عنوان شبانه، غير انتفاعي، پيام نور و آزاد بوده. سطح آموزش در اين دانشگاه ها با دانشگاه هاي روزانة دولتي يكي است؟
كيفيت آموزش در همة دانشگاه ها يكي نيست. همه جاي دنيا هم همين طور است. مسلما درسي كه در MIT به دانشجو مي دهند با دانشگاه هاي درجه سه آمريكا يكي نيست. اصلا براي همين در دنيا براي دانشگاه ها رتبه بندي داريم.
خب، يك كمي هم دربارة انتخاب رؤساي دانشگاه ها حرف بزنيم.
اين يك روال طبيعي و مشخص دارد. رئيس هر دانشگاه بايد از بين اعضاي هيأت علمي باشد. با 5 سال سابقة تدريس و مدرك حداقل استاديار. البته ما در دانشگاه هاي بزرگ تأكيد داريم كه رئيس دانشگاه حتي الامكان داراي مراتب بالاتر مثلا دانشيار يا استاد تمام باشد. در عين حال قابليت اجرايي فرد هم مهم است. وزير علوم براي انتخاب رئيس هر دانشگاه با اعضاي هيأت علمي و اعضاي آن دانشگاه مشورت مي كند و در نهايت از بين پيشنهادهاي مختلف يكي را انتخاب مي كند. بعد، نوبت شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه به ايشان رأي اعتماد بدهد. ما در شورا يك هيأت نظارت داريم كه شرايط را بررسي مي كند. اين، روال مشخص انتخاب رئيس است. همة آن هايي كه مدعي روش هاي ديگري هستند، موقعي كه خودشان سر كار بودند، از همين مسير عمل كردند.
پس قاعدتا رؤساي دانشگاه بايد از بين اعضاي هيأت علمي همان دانشگاه انتخاب شوند.
هيچ منع قانوني وجود ندارد كه رئيس از دانشگاه ديگري انتخاب شود. ما خانوادة آموزش عالي را يكي مي دانيم. برايتان مثال مي زنم. آقاي دكتر عارف، استاد دانشگاه صنعتي اصفهان بودند. ايشان به علت توان بالاي علمي و اجرايي شان رئيس دانشگاه تهران شدند، همه هم به راحتي پذيرفتند.
من مي خواهم بدانم چرا دانشجوها نمي توانند در انتخاب رئيس دانشگاهشان سهيم باشند؟
ما ضمن اين كه با استادان مشورت مي كنيم از دانشجوها هم مشورت مي گيريم. ولي مسؤوليت و مشورت را نبايد با هم مخلوط كرد. در هيچ كجاي دنيا هم نمي آيند صندوق بگذارند، رأي بگيرند و رئيس دانشگاه انتخاب كنند. ما با توجه به نمونه هاي خارجي و مطالعة آن ها اين روش را انتخاب كرديم. يعني هم مشورت و هم انتخاب. شأن رئيس دانشگاه در وهلة اول، شأن علمي است، نه نمايندگي گروه ها و احزاب .
يعني الان انتخاب رؤساي دانشگاه، سياسي نيست؟
منظور من اين بود كه بيشترين معيار بايد معيار علمي باشد، وگرنه طبيعي است كه وزير علوم با توجه به سياست دولتش رئيس دانشگاه را انتخاب كند. من باز هم دكتر عارف را مثال مي زنم. ايشان منصوب دكتر هاشمي گلپايگاني است. بعد مي شود معاون اول آقاي خاتمي. يعني توان بالاي اجرايي و مديريتي و فرهنگي ايشان، وزن كوچك سياست را كنار زد. اگر اين اتفاق برعكس شود، غير قابل قبول است.
شما در جريان مسألة دانشجويان سه ستاره هستيد؟
نه! چيزي نشنيده ام.
جديدا شايع شده كه دانشگاه ها از ثبت نام دانشجوياني كه سابقة سياسي دارند خودداري مي كنند. اين دانشجوها معروف اند به دانشجوهاي سه ستاره.
چنين چيزي نداريم. اگر كسي جرمي مرتكب شده، بايد متناسب با آن جوابگو باشد. دانشگاه هم براي خودش ضوابط انضباطي دارد. اين حرف ها قابل قبول نيست، اين ها جوسازي است. بايد مصاديقش را بگويند، با حرف كه نمي شود چيزي را ثابت كرد. اتفاق تازه اي نيفتاده، اگر كسي تخلفي كرده باشد، متناسب با آن جريمه اي وجود دارد.

مهم ترين مصوبات شورا
كنكور، نظام جديد و مابقي قضايا
010842.jpg
شورا، در اين 22 سال بيشتر از 1400 مصوبه تصويب كرده است. چند تا از اين مصوبه ها، حسابي سازوكار زندگي  ما را تغيير داده  اند، اين هم چند نمونه اش:
در اوايل دهة 70، وضعيت كنكور از دو مرحله اي به يك مرحله اي درآمد. در كنكور دو مرحله اي، اول كنكور دروس عمومي كل چهار سال و اختصاصي سال چهارم گرفته مي شد. يك ماه بعد، دروس اختصاصي سه سال قبل، مورد آزمون قرار مي گرفت.
از سال 73 نظام آموزش و پرورش قديم به جديد تبديل شد. در نظام قديم، دوره متوسطه 4 ساله بود و امتحانات در 3 ثلث انجام مي شد و در پايان 4 سال، ديپلم مي دادند.
اما نظام جديد، سه سال متوسطه و يك سال پيش دانشگاهي دارد و در پايان 3 سال اول، ديپلم مي دهند.
شوراي عالي جوانان در سال 71 با 17 عضو و به رياست رئيس جمهور تشكيل شد كه در نهايت، منجر به تأسيس سازمان ملي جوانان شد.
مدارس غيرانتفاعي درست شدند. قرار شد اين مدارس خصوصي در كنار مدارس دولتي، با گرفتن پول معقولي، دانش آموزان را ثبت نام كنند.
دانشگاه آزاد اسلامي در اوايل دهه 60 تأسيس گرديد. الان نصف بيشتر دانشجوهاي مملكت، دانشگاه آزادي هستند.
فرهنگستان هاي زبان و ادب فارسي، علوم، علوم پزشكي و هنر به وجود آمدند. رياست اين فرهنگستان ها به عهدة رئيس جمهور است. اين فرهنگستان ها وظيفه دارند در حيطة كاري خود، به موضوعات، هويتي فرهنگي و ملي دهند.
سازوكار چاپ و نشر كتاب دچار تغيير و تحول شد و ناشران موظف شدند نسخه  هايي از آثارشان را به وزارت ارشاد و كتابخانة ملي تحويل بدهند.

بخش دوم
ماهواره، اينترنت، فيلترينگ و...
اين آب مسموم است
010851.jpg
مهم ترين بحث در خصوص اينترنت، بحث توليد محتوا است. در اين بحث كار جدي بين دستگاه هاي فرهنگي در حال انجام است
اينترنت و فيلترينگ يكي از چالش هاي اساسي ما در حوزة IT و فن آوري اطلاعات است. اين كه اصلا بايد به فيلترينگ تن بدهيم و چرا، هم از جمله سؤالاتي است كه نظرات مختلفي دربارة آن وجود دارد. بخش دوم گفت وگوي ما به اين حوزه اختصاص يافت.

شورا در مورد استفاده يا عدم استفاده از ماهواره، مصوبه اي دارد؟
ما تا الان وارد بحث ماهواره نشده ايم. چون در اين زمينه، قانون مجلس وجود دارد. اگر هم از ما بخواهند كه وارد شويم، بايد در مورد بحث سياستگذاري اظهارنظر كنيم. يعني آن بخش جهتگيري هاي اصلي. ضمن اين كه استفاده يا عدم استفاده از ماهواره منوط به كار كارشناسي و بررسي است. حتما اگر از ما بخواهند، اين كار را انجام خواهيم داد. گروه هاي مطالعاتي اي مي گذاريم تا نكات مثبت و منفي استفاده از ماهواره را بر اساس مصلحت هاي كشور بررسي كنند و بعد تصميم مناسب را اتخاذ مي كنيم. فعلا كه در جمهوري اسلامي قانوني مبني  بر منع استفاده از ماهواره وجود دارد. قانون را هم بايد عمل كرد. يعني اگر من يا شما از ماهواره استفاده كنيم، تخلف كرده  ايم و يك جرم مرتكب شده ايم.
پس شما در بحث سياستگذاري استفاده از ماهواره دخالتي نكرده ايد؟
نه! ما ممكن است وارد بعضي موضوعات نشويم، چون دوستان ما در مجلس به آن موضوع پرداخته اند. الان هم كميسيون فرهنگي مجلس دارد در اين زمينه كار مي كند.
در مورد اينترنت چطور؟
بله! شوراي عالي انقلاب فرهنگي بر اساس سياست هاي كلي اي كه مقام معظم رهبري ابلاغ كرده اند، آيين نامه و دستورالعمل هايي را در مورد استفاده از شبكه اطلاع رساني رايانه اي در كشور سازماندهي كرده است. ضمن اين كه بحث نظارت بر محيط هاي رايانه اي هم با محوريت شورا انجام مي شود، البته با مشاركت وزارت ارتباطات، وزارت ارشاد و بقية وزارتخانه هاي ذي ربط.
نظارت بر محيط هاي رايانه اي يعني همان فيلترينگ؟
يك بخش از مصوبة شورا دربارة فيلترينگ است. در اين قسمت در مورد موضوعات مستهجن و خلاف عفت عمومي جامعه كه در فضاهاي اينترنتي وجود داشته باشد، اجازة فيلترينگ به مسؤول اجرايي داده شده است. ما به لحاظ ارزشي و ديني اين موارد را محور فيلترينگ قرار داديم. در غرب هم فيلترينگ وجود دارد.
مي شود مثال بزنيد؟
مثلا در آمريكا تمامي مدارس سايت مستهجن را صددرصد فيلتر مي كنند. حالا چون بحث ماهواره هم پيش آمد، اين را مثال مي زنم؛ شما فكر مي كنيد چرا در غرب يكهو شبكة المنار را قطع مي كنند؟ چرا در فضاي اينترنت، پيچيده ترين فيلترها براي ورود اطلاعات مربوط به آمريكا و اسرائيل است؟ همة دنيا فيلترينگ را متناسب با معيارهاي خودشان انجام مي دهند. منتها آن ها هم بر اساس ضوابط خودشان، ما هم بر اساس ضوابط فرهنگي و ارزشي خودمان.
يعني شما مي گوييد در ايران فقط فيلترينگ بر اساس معيارهاي فرهنگي و اخلاقي است و نه سياسي؟
دقيقا! روح حاكم بر مصوبة شورا در مورد موضوعاتي مغاير با اخلاق و معنويت و عفت عمومي است. شما هم كه مي دانيد، هزاران سايت مستهجن وجود دارد. لذا مثل اين است كه شما يك چشمة مسموم داشته باشيد و بعد اجازه بدهيد از اين چشمه، آب وارد جويبارها بشود و آدم ها و نسل شما را مسموم كند. خب ما چرا از اول اجازه ندهيم كه آب زلال وارد سيستم بشود؟
چرا تشخيص اين مسموميت را به عهدة خود استفاده كننده ها نمي گذاريد؟
مگر در غرب به عهدة خودشان مي گذارند؟ اين يك تكنولوژي است كه در دنيا فرآيند خاص خودش را دارد. چرا از تجربة كشورهاي ديگر استفاده نكنيم؟ آن ها در جهت منفي استفاده مي كنند، ما در جهت مثبت.
بيشتر فيلتر هاي آن طرف سياسي است. اين را قبول داريد؟
علمي هم هست. آن ها حتي دانش هاي ديني ما را فيلتر مي كنند. يعني معارف اسلامي شما را اجازه نمي دهند توي سايت هايشان پخش شود. من عرض مي كنم! المنار را به خاطر سياست بستند يا مسائل عقيدتي؟ بستند چون معرف يك مكتب ديني و اسلامي بود.
ما داريم دربارة خودمان حرف مي زنيم. بحثمان هم سياست نيست.
بحث چي است؟ من يك سؤال علمي از شما مي پرسم. اين آب را مي گذارند اين جا كه مصرف كنيد. اگر سمي باشد، چه كسي بايد تشخيص بدهد؟ جواني كه چهارده پانزده سال بيشتر سن ندارد، چطور اين موضوع را تشخيص مي دهد؟ نمي گويم اصلا تشخيص نمي دهدها. من مي گويم چرا با همة غريزه هايي كه براي آن فرد وجود دارد اجازه بدهيم كه وارد شود؟
شما بايد تشخيص اين مسموميت را بر عهدة متخصص بگذاريد. كسي كه فيلتر بگذارد تا آب زلال به دست شما برسد. ممكن است توي افراد جامعه آدم هايي باشند كه تشخيص بدهند، اما همه اين طوري نيستند، چون مسيري كه وجود دارد هميشه شفاف نيست. من به شما مي گويم كه پايگاه هاي به ظاهر علمي اي وجود دارند كه وقتي واردشان مي شويد، وارد سايت هاي مستهجن مي شوند. ما جوان ترين جمعيت دنيا را داريم. حالا ضمن اين كه بايد به خود اين جوان اطمينان كرد، خود حكومت هم به عنوان مسؤول ادارة كشور وظيفه دارد از مسموم شدن اين جوان جلوگيري كند.
ما در كشور فيلترينگ سياسي و خبري نداريم؟
بر اساس اصول كلي مصوب ما بيشتر بحث در مورد سايت هاي مستهجن و خلاف عفت است.
اما الان مدت ها است يك سري از سايت هاي خبري فيلتر است.
حالا اگر اين جوري باشد بايد سيستم هاي اجرايي آن را اصلاح كنند.
بحث اينترنت ملي به كجا كشيد؟
الان مهم ترين بحث در خصوص اينترنت، بحث توليد محتوا است. در اين بحث الان كار جدي بين صدا و سيما، وزارت ارتباطات و دستگاه هاي فرهنگي در حال انجام است. طرح خوبي هم در شوراي عالي اطلاع رساني شروع شده به عنوان طرح توليد محتواي الكترونيكي كه مبتني بر اخلاق، معنويت، فرهنگ و مباني ارزشي و ديني ما است. فكر مي كنم طرفداران زيادي هم در دنيا پيدا كند. اين طرح اصلي ما است كه اميدواريم با هماهنگي با رياست محترم جمهور گام هاي اصلي را براي تصويب آن برداريم.
تا الان كه در بحث توليد محتوا خيلي موفق نبوده ايم.
بله. توليد محتواي ما در اينترنت خيلي پايين است. اگرچه كارهاي خوبي هم شده است، اما ما حرف براي گفتن زياد داريم. ما دينمان سرشار از مباني سازندة اخلاقي و معنوي است و مخاطب زيادي در دنيا پيدا خواهد كرد. اين كار هم به سود اينترنت ملي است و هم به سود كاربران اينترنتي سراسر جهان.
پس شما همچنان بر انجام پروژة اينترنت ملي مصريد؟
به هر حال يك شبكة اطلاع رساني مجازي براي كشور لازم است، هر كشوري براي خودش چنين طراحي اي دارد كه اگر يك زماني احساس شد مشكلاتي در سيستم بين المللي به وجود آمده، بشود از آن استفاده كرد. الان بعضي از ميزبان هاي (هاستينگ) ما در خارج از كشور است. در پروژة اينترنت ملي توجه مان اين است كه ميزبان هاي اصلي را در داخل كشور تدارك ببينيم.
تا الان كه اين طوري نبوده.
خب الان يكي از استراتژي هاي ما اين است كه اين جوري باشد.

اعضاي شورا چند دسته اند:
حقيقي ها و حقوقي ها
اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي دو دسته اند: حقيقي و حقوقي. اعضاي حقوقي، افرادي هستند كه به واسطة مقام اجرايي شان، در شورا عضويت دارند مثل رؤساي سه قوه، رئيس سازمان صدا و سيما، رئيس دانشگاه آزاد، وزراي فرهنگ و ارشاد اسلامي، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و... اين اعضا، 17 نفر هستند.
مابقي 17 عضو ديگر، عضو حقيقي هستند يعني به خاطر ويژگي  هاي خاص شخصيتي در شورا عضو هستند. در زير، چند نمونه از اعضاي حقيقي را مي بينيم:

احمد جنتي
متولد: 1305 ـ اصفهان
تحصيلات: اجتهاد
سوابق: امام جمعه موقت تهران، عضو شوراي نگهبان و خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام

ميرحسين موسوي خامنه اي
متولد: 1320 ـ خامنه
تحصيلات: فوق ليسانس معماري و شهرسازي
سوابق: وزير امور خارجه، نخست وزير

علي اكبر ولايتي
متولد: 1324 ـ  تهران
تحصيلات: فوق تخصص عفوني اطفال
سوابق: وزير امور خارجه

در طول 22 سال عمر شوراي عالي انقلاب فرهنگي، افراد صاحب نامي عضو اين شورا بوده اند كه الان بنا به دلايلي ديگر عضو نيستند. اين هم چند نمونه اش:

آيت الله سيدعلي خامنه اي
متولد: 1318 ـ  مشهد
تحصيلات: اجتهاد
سوابق: رئيس جمهور، رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي، رهبري نظام جمهوري اسلامي

اكبر هاشمي رفسنجاني
متولد: 1313 ـ رفسنجان
تحصيلات: اجتهاد
سوابق: رئيس مجلس، رئيس جمهور، رئيس  مجمع تشخيص مصلحت نظام

سيدمحمد خاتمي
متولد: 1322 ـ اردكان
تحصيلات: سطوح عالي فلسفة اسلامي
سوابق: وزير فرهنگ، رئيس جمهور

سيد احمد خميني
متولد: 1324 ـ قم
تحصيلات: اجتهاد
سوابق: رئيس دفتر امام خميني (ره)

علي اكبر ناطق نوري
متولد: 1322 ـ نور
تحصيلات: ليسانس فلسفه اسلامي
سوابق: وزير كشور، رئيس مجلس شوراي اسلامي

تقي مصباح يزدي
متولد: 1313 ـ يزد
تحصيلات: اجتهاد
سوابق: رئيس مؤسسه در راه حق و امام خميني

بخش سوم
حجاب، پوشش اسلامي، لباس ملي و...
عكس العمل هاي افراطي را تأييد نمي كنيم
010845.jpg
چه كسي هست كه در اين حوزه حرفي براي گفتن نداشته باشد؟ پوشش، اولين موضوعي است كه هر كسي را در دورة نوجواني و جواني با خود درگير مي كند. سومين بخش گفت و گوي ما در همين باره بود؛ هرچند كمبود وقت اجازه نداد بيشتر راجع به آن صحبت كنيم.
اگر اشتباه نكنم بحث لباس ملي اولين بار در شوراي عالي انقلاب فرهنگي مطرح شد؟
اين طرح سال ها قبل، پيش از مطرح شدن در مجلس، در شورا مطرح شد. ما احتياج به يك لباس ملي به عنوان نماد داريم. افراد در جامعه مي كوشند لباس هايي طراحي كنند تا وجه تمايز ايراني باشد. چطور وجه تمايز غربي ها كت و شلوار است و هندي ها و ژاپني ها لباس خاص دارند. ما هم قبلا داشته ايم. اما بايد متناسب با شرايط روز طراحي جديدي بكنيم. البته قرار نيست اين لباس يونيفرم باشد. بلكه به عنوان يك نماد ملي در اختيار ما است. چيزي كه در شرايط يكسان سازي فرهنگي امروزي خيلي از نظر غربي ها پسنديده نيست.
هر سال اوايل تابستان، بحث برخورد با بد حجابي پيش مي آيد و گشت هاي ارشاد تشكيل مي شوند، شما در اين زمينه دخالتي داريد؟
ما سياستگذار هستيم و به حوزة اجرا وارد نمي شويم. مقولة حجاب يك مقولة فرهنگي است. به هر حال قواعد و مقرراتي دربارة حجاب و عفاف وجود دارد. ما سياست هاي عفاف و حجاب را تعريف كرده ايم. در بحث حجاب نگاهمان اثباتي است، چون معتقديم جامعة ما فهيم است و باورهاي فرهنگي مردم اقتضا مي كند كه عفاف مورد توجه قرار بگيرد.
چرا در بحث حجاب از الگوي لبنان يا مالزي استفاده نمي كنيد؟
استفاده از تجربيات ديگران اشكال ندارد، ولي ما بايد شرايط خودمان را در نظر بگيريم. در واقع اين تجربه بايد بومي شود. من با سختگيري موافق نيستم، ولي در عين حال با بي توجهي هم مخالف ام. اعتدال و روش توأم با تدبير را مي پذيرم. جامعة ما فرهنگ عفاف را پذيرفته، اين قابل انكار نيست. اما ممكن است اين هنجار به وسيلة افرادي شكسته شود. برخي از اين ناهنجاري ها با فرهنگسازي درست مي شوند، نه با برخورد تند. بخشي هم با ارائة قوانين و مقررات اسلامي.
در همه جاي قانون تأكيد بر اسلام شده و حجاب هم از ضروريات است. اگر كسي مقررات اسلامي را رعايت نكند، مجرم يا متخلف است. ما طبق قانون خودمان عمل مي كنيم. اما يك جايي مثل فرانسه خلاف قانون اساسي خودش عمل مي كند در قانون آن ها آمده تمام اديان آزادند، ولي زن مسلمان نمي تواند حجاب داشته باشد. حجاب داخل خانه به چه درد مي خورد. زن مسلمان در جامعة فرانسه چه كاره است؟ در بعضي ادارات و دادگاه ها، دانشگاه ها و مدارس نمي تواند برود. پس حجاب براي چي است؟ زن باحجاب در فرانسه از زندگي ساقط مي شود.
اگر دختري در اين جا بدون حجاب بيرون بيايد چه برخوردي با او مي شود؟
بايد با او برخورد كرد، چون هنجار جامعه را شكسته است. اين را هم بگويم كه باوجود اين كه خلاف قوانين اسلامي عمل كرده اما با او مهربانانه رفتار مي شـــود. بـــه هيـــچ وجـــه، عكس العمل هاي افراطي را تأييد نمي كنم.

مؤسسه تفسير جوان، تفسيرها را براي جوانان ساده مي كند
تفسير قرآن براي نسل چيپس و پفك!
010797.jpg
حدود ده هزار تفسير در تاريخ اسلام نوشته شده است . اما اين تفاسير با توجه به حجم زياد و سنگين بودن نثر آن، با ذائقه جوانان جور در نمي  آيد.
دانيال ابوالحسن
بعضي  ها معتقدند كه نسل جوانان و نوجوانان امروزي، نسل چيپس، پفك و فست فود است. يك ساندويچ كم حجم، خوشمزه و ارزان البته در يك مكان شيك و باكلاس را به غذاهايي كه خوردنش وقتگير است، ترجيح مي دهند. اتفاقا همين آدم ها هم مي گويند كه غذاي روحي اين گروه سني بايد مشابه غذاي جسمي آن ها باشد.
جوانان، كتاب هاي قرآني كم حجم، زيبا، ارزان و با نثر ساده را مي پسندند كه متأسفانه الان اين فاكتورها در اكثر كتاب هاي قرآني وجود ندارد. وقتي غذاي جسمي و مورد پسند جوانان چيزي شبيه ساندويچ است، غذاي روح آن ها هم بايد همين ويژگي را داشته باشد. اين را دكتر محمد بيستوني رئيس مؤسسه تفسير جوان مي گويد تا خيلي صريح سياست اصلي مؤسسه تحت مديريت اش را در عرصه فعاليت هاي قرآني لو دهد. اين مؤسسه  قريب به دو دهه با كودكان، نوجوانان و جوانان سر و كار داشته و ادعاي انجام كارهاي منحصربه فرد براي اين گروه هاي سني را دارد. عدم وجود كارهاي قرآني جذاب، جديد و متناسب با مقتضيات جواني، اصلي ترين دليلي است كه آقاي رئيس براي شكل گيري چنين مؤسسه اي بيان مي كند.
چرا پاسداران؟!
صبح است و هوا همچنان در جريان. آدم ها هنوز زنده اند و ماشين ها هم، و شهر كه بايد با زنده بودن هر دوي اين ها زنده باشد. اگر بگويم مؤسسات قرآني زيادي مي شناسم كه در زمينه تفسير، كار تخصصي انجام مي دهند دروغ گفته ام. اگر بگويم در ميان همان تعداد محدود هم خيلي ها كار متفاوتي مي كنند باز هم... اما اگر بگويم مؤسسه تفسير جوان در يكي از خيابان هاي شيك پايتخت قرار گرفته، اصلا دروغ نگفته ام. خودم هم اولش كمي متعجب مي  شوم و پشت تلفن از همكارم مي خواهم كه آدرس را دوباره بگويد. شك كرده ام كه درست شنيده باشم: خيابان پاسداران، بين گلستان هشتم و نهم شايد هم بشود گفت بين كلي پاساژ تجاري و مغازه هاي لوكس.
چند دقيقه بعد ايستاده ام كنار خيابان و زل زده ام به تابلوي بسيار بزرگ مؤسسه تفسير جوان كه بزرگي آن تقريبا توجه هر عابر پياده اي را جلب مي كند. قرار گرفتن اين مركز در چنين خياباني كمي با قاعده هاي موجود جور درنمي آيد. آن هم وقتي كه چنين تبليغاتي را مي توان داخل كوچه  هم برپا كرد. فضاي فعلي مؤسسه، كسب پر و پيماني راه انداخته. البته رئيس مؤسسه تفسير جوان اين سؤال را بي پاسخ نمي گذارد: براي انتخاب مكان فعاليت، برنامه داشتيم. مي توانستيم به داخل يك خيابان فرعي يا كوچه برويم و در يك مكان خيلي ارزان تر كار قرآني را دنبال كنيم. حتي پايين شهر هم گزينه ديگري بود كه داشتيم. چون اين جور مؤسسات در مناطق جنوبي پررونق تر است. ولي مي خواستيم فعاليت ما جلوي چشم همه باشد تا فعاليت هاي قرآني در بالاي شهر هم پررنگ شود.
وقتي قرار باشد در عرصه فعاليت هاي قرآني كار جديدي انجام شود، مسلما همه چيز مي تواند تغيير كند و در مؤسسه تفسير جوان دامنه اين تغييرات شامل جغرافياي آن هم شده است. ورود به مؤسسه از طريق يك راهروي باريك است كه در يك طرف آن قفسه هاي كتاب قرار دارد. همين كافي است تا هر تازه واردي را به دنياي تحقيق و پژوهش پرتاب كند. طرف ديگر را كه نگاه كني، آينه شيشه اي چشمانت پر مي شود از تقديرنامه هايي كه سازمان ها يا افراد حقيقي مختلف به اين مؤسسه داده اند.

فقط تفسير مي كنيم!
مؤسسه تفسير جوان 20 سال قبل متولد شد، ولي در سه سال اخير فعاليت اش اوج گرفت. موضوع عملكرد مؤسسه هم به گفته مسؤول اش فقط تفسير و پژوهش موضوعي و تخصصي قرآن براي كودكان، نوجوانان و جوانان است. دكتر بيستوني علت اصلي انتخاب اين قشر از جامعه را نبود كارهاي مناسب قرآني براي آن ها مي داند: حدود ده هزار تفسير در تاريخ اسلام نوشته شده است كه شامل تفسير كلي يا جزئي مي شود. اما اين تفاسير در مجلد هاي رحلي يا وزيري آماده شده است كه با توجه به حجم زياد و سنگين بودن نثر آن، با ذائقه جوانان جور در نمي  آيد. اين تفاسير بيشتر مورد استفاده كساني است كه با قرآن قرابت دارند و مأنوس هستند؛ در حالي كه 90 درصد از جامعه مخصوصا رده هاي سني پايين، تازه مي خواهند با قرآن آشنا شوند.
رئيس مؤسسه تفسير جوان معتقد است كه در عرصه قرآني، پوشش دادن كودكان، نوجوانان و جوانان فراموش شده و 95 درصد كتاب هاي قرآني، پرحجم، تخصصي و حرفه اي هستند. البته حالا در ميان هياهوي فعاليت هاي قرآني، مؤسسه او مدعي؛ شده است كه طرح جديد و منحصربه فردي براي اين قشر از جامعه دارد. روشي كه با نياز سنجي مخاطب و تحقيقات ميداني در مدارس و دانشگاه ها به دست آمده است.

اين جا جوانان همه كاره اند!
امروز مؤسساتي كه حفظ و قرائت قرآن كريم را به عنوان فعاليت  اصلي خود برگزيده اند در همه محله هاي شهر تهران ديده مي شوند. مؤسساتي كه در سال هاي اخير با داغ تر شدن تب حفظ قرآن توسط كودكان مثل قارچ گسترش يافته اند. اما كمتر جايي مي توان پيدا كرد كه عملكرد خود را روي تفسير قرآن متمركز كرده باشد. مؤسسه تفسير جوان تا به حال دو تفسير نمونة آيت الله مكارم شيرازي و مجمع البيان طبرسي را به صورت ساده تر براي جوانان فراهم كرده است: چهار كار اساسي و متفاوت را روي اين دو تفسير انجام داده ايم. يكي اين كه تفسير آيات از حالت گروهي خارج شد و به صورت تك آيه درآمد. كار دوم هم اعراب گذاري كامل آيات و ديگر عبارت هاي عربي استفاده شده در تفسير بود. چون اگر يك كلمه عربي اعراب نداشته باشد، مي توان با 138 صورت آن را خواند. در مرحله سوم مطالب پيچيده و اقوال ضعيف را حذف كرديم و فقط نظر قوي تر را آورديم تا حجم كار كم شود. در پايان هم فهرست موضوعي براي كل تفسير در يك مجلد آماده شد.
در مؤسسه تفسير جوان همه كارها توسط جوانان انجام مي شود؛ از كارهاي اجرايي تا تأليف كتاب. اين مؤسسه روشي براي تحقيق و پژوهش در تفسير موضوعي قرآن ابداع كرده كه در طول سه سال آن را به 30 هزار نفر آموزش داده است. آموزش هاي مؤسسه رايگان بوده و فقط افراد بايد به صورت گروهي در يك جا جمع شوند تا تحت آموزش قرار بگيرند. البته كتاب هاي مورد استفاده در اين روش، همان تفاسير ساده شدة نمونه و مجمع البيان است كه بايد توسط خود پژوهشگر خريداري شود و همين سياست، بخشي از هزينه هاي مؤسسه را تأمين مي كند. مؤسسه تفسيرجوان با برگزاري آزمون از ميان اين 30 هزار نفر، هزار گروه سه نفره را تشكيل داده تا آن ها با تحقيق و پژوهش به تأليف كتاب هاي موضوعي در زمينه  قرآن بپردازند.
010788.jpg
فصلي براي تغيير
سال هاست كه براي كودكان كار جديدي در عرصه فعاليت هاي قرآني انجام نمي شود. حفظ قرآن كريم تنها برنامه تكراري همه مؤسسات دولتي و غيردولتي براي اين گروه سني است. اما وقتي قرار مي شود كه مؤسسه تفسير جوان هيچ فعاليتي در زمينه حفظ و قرائت انجام ندهد، پس مجبور خواهد بود يك كار نو و جديد براي اين گروه سني آماده كند. كاري كه به گفته دكتر بيستوني پرهزينه است، ولي به هر حال بايد انجام مي شد: مؤسسه ما براي اولين بار تفسير گرافيكي بعضي از سوره هاي قرآن را مخصوص كودكان چاپ كرده است. در حال حاضر كتاب خبر بزرگ مربوط به تفسير گرافيكي سوره نبأ چاپ شده و سه سوره ديگر هم به زودي آماده مي شود. در اين كتاب ها علاوه بر تفسير گرافيكي، متن آيه و ترجمه فارسي استاد مصطفي رحماندوست به همراه ترجمه انگليسي آورده شده است.
اما همه فعاليت هاي مؤسسه در اين كارها خلاصه نمي شود. لسان العرب، قاموس، مفردات راغب، نثر طوبي و غيره كتاب هاي مفصل و حجيمي هستند كه در زمينه لغات قرآني در اختيار پژوهشگران و محققان حرفه اي قرار دارد. رئيس مؤسسه تفسير جوان مي گويد اگر كلمات تكراري و مشتقات قرآن را حذف كنيم، اين كتاب آسماني از حدود 2200 لغت تشكيل شده است: اين مؤسسه اولين لغت نامه قرآن را در قطع جيبي تهيه كرده است. در اين كتاب علاوه بر لغت و ترجمه، آيه مربوط به آن را هم آورده ايم تا يادگيري كلمات قرآن در داخل خود آيات باشد.
برپايي كتابخانه تخصصي قرآن كريم با پنج هزار جلد كتاب، راه اندازي بانك اطلاعات قرآني در يك سايت اينترنتي كه در آن ده هزار عنوان كتاب قرآني معرفي شده، و چاپ روزنامه ديواري و كارت پستال هاي قرآني، بخش هاي ديگري از فعاليت هاي مؤسسه تفسير جوان است. به هر حال فعاليت مؤسساتي مثل تفسير جوان از آن جهت اهميت دارد كه به گفته كارشناسان 90 درصد از انرژي و بودجه قرآني كشور صرف قرائت و حفظ قرآن مي شود. اگر بپذيريم كه آرمان اصلي، كاربردي كردن آموزه هاي قرآن در زندگي است بايد قبول كنيم كه پرداختن به اين دو جنبه فقط بايد مقدمه اي باشد براي توجه به محتواي قرآن؛ كاري كه مؤسسه تفسير جوان آن را هدف خود قرار داده است.

وقتي جوانان نويسنده مي شوند...
اتفاق بزرگ و منحصر به فردي خواهد بود البته اگر عملي شود. موضوع از اين قرار است كه 1000 عنوان كتاب در زمينه تفسير موضوعي قرآن كريم در دستور كار بخش آموزش و تحقيقات مؤسسه تفسير جوان قرار دارد و آن ها مي خواهند هر هفته يك كتاب را چاپ كنند. البته تا اين جاي ماجرا اتفاق عجيب و غريبي نيفتاده است؛ كتاب هاي زيادي در اين عرصه چاپ شده و در آينده هم اين روند ادامه خواهد داشت. پس كجاي كار مؤسسه تفسير جوان عجيب است؟ اين كه آن ها قصد دارند براي تأليف اين 1000 كتاب از هزار گروه سه نفره پژوهشگر كه اتفاقا همگي آن ها هم جوان هستند استفاده كنند.
دكتر محمد بيستوني، رئيس مؤسسه تفسير جوان درباره جزئيات اين طرح مي گويد: در سال هاي اخير جوان ها و نوجوان ها مراجعات و تماس هاي فراواني با اين مؤسسه داشتند و خواستار معرفي كتاب هاي موضوعي و تخصصي در حوزه تفسير قرآن كريم مي شدند. از طرفي اكثر كتاب هاي منتشر شده در اين زمينه داراي حجم زياد و قيمت بالا هستند و سطح كتاب ها هم متناسب با گروه سني جوانان و نوجوانان نيست.
لذا از خود جوانان استفاده كرديم تا به اين نياز اساسي خودشان پاسخ دهيم. مؤسسه هزار گروه محقق را از ميان جوانان علاقه مند سازماندهي كرده و منابع كافي را در اختيار آن ها قرار داده است تا كار تأليف 1000 عنوان كتاب در زمينه تفسير موضوعي قرآن را آغاز كنند.

از متن تا معنا، فراتر از متن
زندگي شيرين مي شود
010794.jpg
دكتر محمد بيستوني، رئيس مؤسسه تفسير جوان است. او مي گويد نه تنها براي جوان ها، كه براي نوجوان ها و كودكان هم هنوزتفسير مناسبي نداريم
عطاءالله اسماعيلي
تا همين چند سال پيش، قرآن خواندن كار آدم هاي پا به سن گذاشته اي بود كه سردي آفتاب عمرشان آن ها را ياد قرآن مي انداخت و با روخواني قرآن، كيسه كيسه ثواب جمع مي كردند تا كفة ترازويشان سنگين شود و قلم عفو بر گناهانشان كشيده شود. شايد همين صفحه هاي تكراري در خانه ها و مساجد بود كه باعث مي شد خيلي ها به غلط فكر كنند قرآن خواندن كار پيرمردها و پيرزن هاست. درست فكر مي كردند كه قرآن خواندن كار پيرهاست، ولي مي بايست كار جوان ها هم باشد؛ كه نبود.
فوق فوقش دو سه موقعيت خاص بود كه قرآن به كار جوان تر ها مي آمد؛ شب قدر و آن هم براي باز كردن و روي سر گذاشتن و به اصطلاح، قرآن به سري؛ تا اين كه شايد براي يك سال آينده، چيزها و اتفاقات خوبي در سرنوشتمان نوشته شود. براي به دست آوردن آن چيزهاي خوب، مي ارزد دو سه شب قرآن به دست و روي سر گرفت!
قرار گرفتن نام قرآن در كنار چند صد سكة مهرية عروس خانم و گذاشتن سر سفرة عقد و در نهايت چند لحظه نگاه كردن به آيات آن هنگام جاري شدن خطبة عقد، زحمتي ندارد و تازه خيلي هم به مراسم، حس و حال معنوي مي بخشد. قرآن با جلد سفيد در دستان عروس خانم سفيدپوش. فكرش را بكنيد، چقدرست!
همان پدربزرگ و مادربزرگ هايي كه اواخر عمرشان هر روز قرآن به دست مي گرفتند و چند آيه مي خواندند، وقتي با دنيا وداع كردند، قرآن برايشان خيلي لازم است، بايد بالاي سرشان قرآن خواند و در مراسم ختمشان قرآن به دست مردم داد تا ثوابش به روح آن مرحوم يا مرحومه برسد و از عذاب هاي احتمالي خلاص شود. خب اين قرآن توزيع كردن و قرآن خواندن براي رفتگان، عموما بر عهدة جوان ترهاست.
غير از اين دو سه تا تصوير، به نظر مي رسد قرآن و نسل جوان در پلان هاي ديگري كنار هم قرار نمي گرفتند؛ تا اين كه پديده اي به نام آقامحمد حسين طباطبايي كه در آن زمان پنج ساله بود و كل قرآن را از حفظ مي خواند، جو عمومي نسبت به قرآن را تغيير داد. كافي بود به ابتداي آيه يا موضوعي اشاره كني تا بي كم و كاست، تمام آيه را برايت بخواند. پدر محمد حسين، تجربيات خودش را در قالب مؤسسه جامعه القرآن در سراسر كشور توسعه داد و به تربيت نوجوانان حافظ قرآن پرداخت. به دنبال استقبال خانواده ها، مؤسسات و نهادهاي ديگري هم به فكر ترويج حفظ قرآن افتادند. دوره هاي يك سالة ويژة دانش آموزان و سبك ها و روش هاي متفاوت حفظ كل قرآن، تا حد زيادي توجه نوجوان ها را جلب كرد. كار به جايي رسيد كه حتي طبق مصوبه اي، به حافظان كل قرآن در هر سن و مقطع تحصيلي كه باشند، پس از طي مراحل خاصي، مدرك كارشناسي علوم قرآن اعطا مي شود و آن ها مي توانند در آزمون كارشناسي ارشد شركت كنند.
همة اين اتفاقاتِ تازه، كافي بود براي اين كه قرآن ها از روي تاقچه و قفسه پايين بيايند. اما به نظر مي رسد در اين بين، توجه به مفاهيم و تدبّر در معاني قرآن، كمي مورد غفلت قرار گرفته است.
بايد به صراحت اعتراف كنيم كه توجه به متن و معناي قرآن و به كار بردن دستورات آن، در زندگي ما جايگاه شايستة خودش را ندارد. همين مسأله، بسياري از دلسوزان جامعة قرآني را به فكر ترويج مفاهيم قرآني انداخت.
انتشار و خلاصه تفسيرها و چاپ آن ها در قطع هاي كوچك و تدوين تفسيرهايي با جذابيت هاي ظاهري و ادبيات جوانانه تر، از جمله اقدامات اين سال ها براي باز گرداندن قرآن به زندگي، و به ويژه به زندگي نسل جوان است.
هيچ كس دربارة اثرات مثبت روخواني سادة قرآن ترديدي ندارد. اما ميان قرآن خواندن پيرها و جوان ها مي تواند تفاوتي باشد. قرآن، كتاب زندگي است و براي خوب زندگي كردن، بايد آن را خواند و فهميد و عمل كرد.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
بون ژوق، مسيو عزت
شوكت بر مي گردد
قرار بود شيطان باشم
رويدادهفته
ورزشي
به بچه خرس ها شير بدهيد
گوشخواري در راه
باهوش بود معدنچي نمي شد!
من از همه كوتاه ترم
رويدادهفته
وقت اضافه شروع شده است؟
نود و زمزمه هاي تعطيلي
مرغ تخم طلا
سرتو بدزد رفيق!
حضور در المپيك 2010
آقايان در مركز سيبل خانم ها
آقاي فيفا چرا قوانين را عوض نمي كني؟
مهم ترين موارد بحث برانگيز در فوتبال
فيفا لجاجت مي كند
اجتماعي
از مسير نشانه ها اگر بيايم، راه دور مي شود. كي دور بوده اي كه نشانه ها بخواهند مرا به تو برسانند؟
زندگي
دوباره smsهاي نيكوكاري
رويانا، تولدت مبارك!
شب قدر در كوچه هاي شهر
رويدادهفته
سينما
روزي كه دينا راتكان داد
بابا محجوب و نسل كل كل!
ديگر ژوبين نيستم
ديالوگ هاي شاهين، بداهه است
از اسرائيلي ها متنفرم
وصيت نامه جت لي
سريع تر از دوربين
مهماني خداحافظي
دانش
اي كه پنجاه رفت و در هاردي...
سال شمارزندگي ۵۰ ساله ها رد ديسك
موسيقي
... و گيتارها سعدآباد را گرم كرد
روزها
عرصه سيمرغ
مردي كه ماه بود
خانواده سبز
رويدادها
جهان كوچك
همه جهان در يك تالار
ايران اسلامي در مجمع جهاني
چه جوري درست شد؟
يادگاري هاي ايران
تصاوير به يادماندني از مجمع جهاني
كدخدا هاي تزئيني
هنر روز
يكي بود، شهري نبود
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |