|
نامه ها
javan@Hamshahri.org
|
|
|
تلويزيون/شماره۸۳
آرش فرخي
گفت و گويي كه با فرزاد حسني انجام شد خيلي خوب بود (يعني سؤال هاي شما خوب بود، نه جواب هاي ايشان!) وقتي آقاي حسني يك قسمت از مصاحبه را در برنامه عنوان كرد معلوم شد كه هنوز ذهنش با اين مصاحبة منگنه اي درگير است.
حق با شماست. ايشان بعضي وقت ها شوخي هايي مي كنند كه فقط در فرهنگ خودشان مي شود به آن ها شوخي گفت و بالعكس. گاهي حرف هاي جدي مي زنند كه نخنديدن به آن ها سخت است!
مثال هاي نقضي را كه در مورد توهين به مهمان ها از شما مي خواستند را بايد خودشان از مهمانهايشان بپرسند.
با آقاي جباري موافق ام. حسني از پايه گذاران اجراي راحت و بي كليشه است. محمد حسيني هم همين طور. ولي به شوخي هايي كه حسيني با مردم مي كند همه مي خندند. حتي خود شخصي كه مورد شوخي واقع شده هم مي خندد و اين از همه مهم تر است. اين عيب فرزاد حسني زماني آشكار مي شود كه فردي كه رو به رويش است به قول خودتان اعتماد به نفسش بيشتر از حسني باشد.
اما در كل، طرح روي جلد محمد رضا دوست محمدي، مثل هميشه خوب بود.
مريم قره داغي
جوان بودن با مؤدب بودن تناقضي ندارد و بي ادبي و بي فرهنگي هر جواني را نمي شود به پاي جواني اش گذاشت و گفت طبيعي است. محمد حسيني هم وقتي وارد تلويزيون شد يك مجري جوان متفاوت بود. ولي كلمه اي به كسي و به خصوص به بزرگترها توهين نكرد و نكرده است. مرتضي حيدري هم مجري بسيار مطلع و محترمي است كه با اين كه تا حالا خيلي ها را پيچانده و ازشان حرف كشيده، ولي احترام هيچ كس را زير پا نگذاشته است. ما ايراني و مسلمان هستيم. توي دينمان و تاريخ كشورمان آدم هاي بزرگ زيادي داشتيم كه به ما نشان دادند بي اطلاعي يا حتي كوته فكري افراد را چطوري مي شود به شان نشان داد كه طرف سر جايش بنشيند. همه جا تو دين و مذهبمان از ادب گفته شده. ضمنا آقاي جباري، اين حرف اشتباه است كه ايمان آدم ها به ظاهرشان نيست. كساني كه تو ظاهرشان مشكل دارند، مطمئن باشيد يك جاي باطنشان هم مي لنگد.
مليحه ياوريان
من حالا يكي از پر و پا قرص ترين خوانندگان شما هستم و سعي مي كنم مجلة شما را هر هفته تهيه كنم. چون الان جو خانة ما طوري است كه هر كس مي آيد اول از همه سراغ مجلة اين هفته را مي گيرد و اگر خداي نكرده روزي اين مجله به دست من نرسد، نمي دانم بر سر بقيه چه خواهد آمد. ناگفته نماند من در يك ماهي كه به علت شكستگي پا خانه نشين بودم از ديگران مي خواستم كه حتما مجله را برايم بخرند. ولي شكر خدا تا به حال به غير از يكي دو مورد اين طور نشده و تمام مجله هايتان را از تنها كيوسكي كه در شهرمان (نجف آباد) مي فروشد، مي خرم كه گاهي با التماس است. چون اين مجله به خاطر خوبي هايي كه دارد، ارزش زيادي دارد و روزنامه فروش شهر ما آن را از داخل دكه و از زير كلي مجلة ديگر بيرون مي آورد و عين بقيه مجله ها آن را روي پيشخوان نمي گذارد و من هميشه خدا خدا مي كنم كه بتوانم مجله را تهيه كنم، چون اگر فروشنده روي فرم نباشد، مي گويد تمام شده است و ديگر نداريم.
يك بار يكي از مجلات شما را با زور و التماس و آه و ناله گرفتم و اين كار از من خيلي بعيد بود. چون من حتي در دوران تحصيلي 12 ساله ام حتي براي يك نمره هم التماس نكرده ام. (البته چون شاگرد زرنگي بوده ام) ولي واي به روزي كه آدم، معتاد چيزي شود و اعتياد من به حدي است كه حتي اگر جنس، بعضي وقت ها خيلي هم مرغوب نباشد (كنايه از افت مطالب در بعضي شماره ها) باز هم از خريد آن صرفنظر نمي كنم.
احمد درخشنده
اگر برايتان ممكن است تمام صفحات بسم الله را از اول به صورت PDF در سايت قرار دهيد. شما كه تمام نشريه را اين طوري نمي كنيد حداقل اين يك كار را بكنيد.
شما مي توانيد به نشاني جديد سايت همشهري (www. hamshahri.net) سر بزنيد. براي صفحة بسم الله هم برنامه هايي داريم كه اميدواريم به نتيجه برسد.
مريم زاهدي
صفحة روزها، از بخش هاي خيلي عالي مجلة شماست. چيزي كه هيچ كجاي ديگر نيست و حداقل، من خودم اولين بخشي كه مي خوانم همين بخش است. معمولا هم پشيمان نمي شوم. هر دفعه يك چيز تازه اي براي رو كردن دارد. يك بار اطلاعات عالي از امپراتوري روم و آدم هايش، يك بار ابوسعيد ابوالخير و باقي عارفان ايران، يك بار اطلاعات ريز و خواندني از زندگي پيامبر(ص) و اقوامش، اين بار هم مرزهاي ايران و روسيه. اين را در جواب آن كسي كه در صفحة خوانندگان به خاطر يك عكس اشتباه، همة اين ها را ناديده گرفته، نوشته ام.
در صفحة ادبيات شمارة ،۸۳ خانم ساغر مؤمني مجموعه مطالبي دربارة زندگي و آثار ريچارد براتيگان در اختيار گروه ادبيات قرار داده بود كه خوانديد. متأسفانه ايشان منبع مطلبشان را ذكر نكرده بودند. ما ضمن عذرخواهي بابت اين اتفاق نادر و اشتباه سهوي توضيحي را كه مؤلف منبع مطلب مذكور برايمان فرستاده برايتان مي آوريم:
سلام، ممنون از احساس مسؤوليتي كه به خرج داديد.
متن پاسخ من اين است و انتظار دارم بدون كم و زياد به همين شكل منتشر شود. بسيار سپاسگزارم
در صفحات 38 و 39 شمارة 83 مجلة همشهري جوان ، صفحاتي به معرفي و بررسي آثار ريچارد براتيگن نويسندة آمريكايي اختصاص داده شده بود كه هر دو مطلب صفحة 38 با دو عنوان صيد براتيگان در ايران و انتقام چمن ، وامدار يكي از نوشته ها ي من دربارة اين موضوع بود كه قبلا در وبلاگم (كتابلاگ) منتشر كرده بودم؛ اما متأسفانه همكار سرويس ادبي آن نشريه، نه تنها بدون اجازة من كه با به هم ريختن صوري آن و بدون ذكر منبع و نام نويسندة اصلي، داغ دستبرد را بدون اطلاع شما بر دل من نهاد.
نيز در يادداشت صفحة 38 همان شماره، باعنوان كتابم را توي باغچه بكاريد ، يك پاراگراف كامل از گفت وگوي من با آقاي مهدي نويد مترجم آثار ريچارد براتيگن، باز هم بدون اجازه و بي اشاره به منبع، نقل شده بود. براي مطالعة پروندة براتيگن و اين گفت وگو مي توانيد به وبلاگ من در اين آدرس مراجعه كنيد: www.ketablog.com
اقدامات اينچنيني هم بر اعتبار حرفه اي نشرية خوب شما خدشه وارد مي كند، هم زمينه را براي كوتوله پروري در روزنامه نگاري ادبي فراهم مي كند و هم تضييع آشكار حقوق مولفان است آن هم از سوي روزنامه نگاراني كه خود جز ئي از اين جامعة مؤلفان محسوب مي شوند. براي جبران خسارتي كه بر من رفته است و به منظور كمك به ايجاد فضاي امن براي همة مؤلفاني كه آثارشان در معرض دستبرد و سوءاستفاده است، انتظار دارم يادداشتم را، در جاي مناسبي از نشرية شمارة بعد چاپ كنيد. با اين اميد كه همشهري جوان اعتبار و محبوبيت خود را فداي ناپخته كاري و ناشي گري تازه كاران عجول و بي مسؤوليت نكند.
با احترام
حسين جاويد
اصلاح/شماره 84 / صفحه 38
در حال حاضر جناب آقاي علي رياحي در دانشگاه تربيت مدرس تدريس نمي كنند و تأليف منتشر شده اي در مؤسسة نشر و تنظيم آثار امام خميني(ره) ندارند.
نامه هاي شما را خوانديم:
نسيم زهره نسب (شما مي توانيد كتابتان را براي صفحه راهنماي كتاب بفرستيد) علي درجزيني، مهديار فاتح، لادن، فاطمه شهبازي، مراد بيگ، فاضل درويشي از روستاي محمد عامري دلوار (با واحد اشتراك تماس بگيريد) حميدرضا سلگي از كرمانشاه، الهام رئوفي نژاد (اميدواريم اوضاع رو به راه شود)، فاطمه ابراهيم پور (به زودي دربارة موسيقي اصيل هم مطلب خواهيم داشت.) بهنام روشن (بفرستيد) حميد رضا يكتا (به مجله زنگ بزنيد و با محمد جباري صحبت كنيد) عاطفه سيد عربي از كرج (ممنون از شما. اگر دقت كنيد اين معرفي با طنز برگزار شده بود و از طرفي بيشتر نگاه نژادپرستانه آمريكايي ها را نشان مي داد) آرش فرخي، نيما و اصلان محمدپور (از دقت شما ممنون ايم. نكاتي كه گفته بوديد را به بچه هاي سينما و تلويزيون منتقل كرديم) امين طيب طاهر (بنا به تعريف هر بخش مي توانيد برايمان مطلب بفرستيد) سحر سليمي (مطالب تان را براي ما بفرستيد) اميد عبدي، امير حسن جعفري، امير شيري، مهسا معياريان (يادداشت)، محمود اميني راد (به شما خسته نباشيد مي گوييم دستتان بابت مجله تان درد نكند) قادر سيف اللهي، مهرداد م.ع.
سحر سليمي
رويداد در هفته ها بي نظير است! مسأله، علاقة من نيست. باور كنيد مجله را به هر كس دادم بخواند، خواسته آن را به زور از من بگيرد! آخر جايي هست كه اخبار را اين طوري بنويسد؟ مخصوصا قسمت سينمايي كه از اين زردها انتقاد مي كند، دارد جلوي مطالب ضعيف آن ها را تا حدي مي گيرد. تمشك و گوي طلايي هم كه جاي خود دارد...
گزارش هاي اجتماعي تان خوب است، همين كه هر هفته يكي دو تا از حرف هاي تازه نقل مجلس ها را مي نويسيد واقعا خوب است.
راجع به قسمت موسيقي، اصلا نمي توانم تعريف كنم غير از شماره 79 (سامي يوسف) كه حسابي كامل بود.
نمي دانم اگر آقاي دوست محمدي نبود شما چه كار مي كرديد؟! كاريكاتورهايشان جذابيت سبك زندگي را چند برابر كرده! بماند كه اين قدر باحال ايد كه سوژه كم نمي آوريد!
صفحه هاي ادبيات گاهي خيلي خوب است و گاهي خيلي خسته كننده. من خودم خيلي خيلي كتاب مي خوانم، و اما كتاب هايي كه خودشان يا نويسنده هايشان را معرفي مي كنيد گاهي كسل كننده اند. البته بعضي وقت ها كارهايي مي كنيد كه خيلي جالب است. مثل آوردن قسمت هايي از متن كتاب، مقايسة ترجمه هاي فارسي يا كتاب هاي ترجمه شده به فارسي. اين ها خيلي خوب اند.
صفحات جهان، موضوعات خوبي دارد، ول سبك نوشتاري اش با بقية مجله فرق مي كند. اطلاعاتش در حد چهار پنج صفحه است ولي قابل فهم نيست و بايد از اين و آن بپرسي...
روزها كار فوق العاده جالبي است. بعضي اتفاق هايي كه راجع به شان مي نويسيد، خيلي خوب اند ولي بعضي هاشان نه. همين جا از آن توضيحات كامل و بي عيب و نقص راجع به انقلاب فرانسه كه محشر بود تشكر مي كنم.
رازهاي سرزمين من جالب است. فقط خوب بود اگر اطلاعات زيرنويس عكس ها بيشتر مي شد. گالري هم دارد خيلي خوب مي شود، سبك همة كاريكاتوريست ها را داريم ياد مي گيريم.
راستي همين جا بگويم كه اين جواد منتظري، با اين عكس هاي عالي اش و محمدرضا دوست محمدي با اين طراحي هاي تكش، دو تا ستاره تو مجله اند!
|
|
|
|
|
فهرست
يادداشت
يادداشت هاي بچه هاي تحريريه همشهري جوان
گزارش
بزرگ ترين جشن تولد دنيا / براي اولين بار جشن بزرگ
انتظار در ميدان آزادي برگزار شد
شاخ غول را نشكسته ايم / دانشگاه، رؤياها و اضطراب ها
در گفت و گو با نفرات اول كنكور 85
عدس پلويت را دو دستي بچسب / در دانشگاه هاي
آن ور آب، چه مي گذرد؟
سينما و تلويزيون
نان و عشق و مارلون براندو! / گفت و گو با حامد بهداد،
بازيگر جوان و با استعداد سينماي ايران
نبرد در شب هاي رمضان / رقابت سريال هاي تلويزيوني
در ماه رمضان
ادبيات
يك بار ديگر نرگس/نگاهي به فهرست رمان هاي
پرفروش ايراني
موسيقي
وكشتي به راهش ادامه مي دهد/ بابك بيات
در بستر بيماري
سبك زندگي
... و خرچنگ قورباغه مرد! / ريزودرشت درباره دنياي خطاطي
ورزش
شانزده گربه روي شيرواني داغ / به بهانه آغاز ششمين
ليگ برتر فوتبال
آندره، ديگر تمام شد! / آغاسي، غول دهه نود سرانجام
با تنيس وداع كرد
دانش
صاعقه، سمند آسمان ايران / نگاهي به توان دفاعي
نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران
موفقيت
دو شاخه ات را بزن به تريز / تئوري تريز، روش سريع و
مؤثرتر اختراع
رازهاي سرزمين من
چه بالا، چه بلند پرواز مي كني / گشت و گذار در
زيبايي هاي درياچه گهر در استان لرستان
گالري
غــريــب هـاي آشـنـا / كـارهـاي عـمر تـورسـيـوس
كاريكاتوريست كلمبيايي
مهمان هفته
از آن سفر نترسيم / يادداشتي از جواد كاظميان،
فوتباليست
روزها
درگذشت ميرزاي شيرازي
شهادت عمر مختار
درگذشت استاد شهريار
تولد فريدون مشيري
قتل ابومسلم خراساني
قتل عام اردوگاه هاي صبرا و شتيلا
درگذشت ايتالو كالوينو
تولد استفن كينگ
تولد لورن باكال، بازيگر
اعدام ويكتور خارا
تولد الكساندر مدويد
در ستايش جزئيات / شرلوك هولمز، يكي از ده كاراكتر به ياد ماندني
دنياي ادبيات پليسي - معمايي
رويداد هفته
زندگي
سينمايي
ورزشي
راهنما
سينما/تلويزيون
كتاب/هنر
رايانه/بازي
|
|
|
|
|
|