- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۸۵ - شنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۵ - - Sep 16, 2006
docharkhe
كريمي رفته بوق بزنه؟!
009126.jpg
خدا را صد هزار مرتبه شكر. ما داشتيم خبرهاي اين هفته را به پايان مي برديم كه ديديم چند فقره خبر خوش و تكذيب دلچسب از صفحاتمان بيرون مانده است. خدا را خوش نمي آيد بعضي ها همين طور دروغ و شايعه درست كنند و براي جوانان مملكت پاپوش بدوزند، ما هم تكذيبيه اين جوانان غيور را چاپ نكنيم.
۱ ـ صادقي مدافع جوان و خوش اخلاق استقلال تمام شايعات روزهاي اخير را تكذيب كرد. او در مصاحبه اي اعلام كرده دستگيري يك ملي پوش كه اخيرا اعلام شده بود، دروغ است و او هرگز در زندگي اش نه اسلحه به چشم ديده و نه با مواد روان گردان سر و كار داشته. حق كاملا با اين بازيكن خوب كشورمان است، چرا كه نيروي انتظامي هم بعد از انتشار آن اخبار اعلام كرد كه چنين موضوعي اصلا صحت ندارد و هيچ كس دستگير نشده است.
۲ ـ علي كريمي هم گفت اين كه مي گويند او در سفر به كره جنوبي در قسمت فرست كلاس نشسته و بقيه در قسمت بيزنس كلاس نشسته اند دروغ است. كريمي مي گويد به همراه ميرزاپور و خطيبي و چند تا ديگر از بچه ها رفته بوده طرف كابين خلبان تا با عوامل پرواز گپ بزند.
توضيح اضافه:يكي اين جا مي گويد رفته بوده توي كابين بوق بزند. حرف بيخود نزن!
۳ ـ خبر ديگر اين كه محمدحسن انصاري فرد، مدير عامل پرسپوليس بازگشت علي پروين به اين تيم به دليل باخت به ابومسلم را تكذيب كرد.
۴ ـ مهرداد اولادي هم داده مداركش را چاپ كرده اند. او گفته: كي مي گويد سيكل دارم. اين ديپلمم. دانشجو هم هستم در مدرك اولاديديديم كه معدلش ذكر شده 44/12، معدل كتبي اش هم هست 93/8، آخه اين چه ديپلميه؟

توطئه در سايپا
009096.jpg
حالا اگر ما بوديم اين كارها را مي كرديم مي گفتند شما لج داريد. مي گفتند شما مسألة شخصي داريد. روزي هزار تا نامه براي همشهري جوان مي فرستادند، ما را نصيحت مي كردند و هشدار مي دادند كه دست از غرض ورزي برداريم و اين همه حسادت نكنيم. هر روز سيل اي ميل و تلفن بود كه ما را از اسطوره شكني برحذر مي داشتند و مي گفتند احترام بزرگان را نگه داريم. خوب است اين آقاي ورنر لورانت، سرمربي آلماني سايپا. نه اسطوره مي فهمد، نه از سلطان و اين حرف ها سردر مي آورد، نه از غرض ورزي سر در مي آورد، حالا شما فكر مي كنيد چرا بازوبند كاپيتاني را از علي دايي گرفته و شماره 10 را به بازيكن ديگري داده. حتي گفته ضربه هاي كاشته را هم به جاي او جلال حسيني بزند. نه، يك لحظه با خودتان خلوت كنيد، ببينيد اگر اين آقا كه در بوندس ليگا هم يك مربي شناخته شده است، با علي پروين رفيق نباشد يا مطلب هفته هاي گذشتة همشهري جوان را نخوانده باشد و مرض نداشته باشد به چه دليل ديگري بايد با اين بازيكن بزرگ كشورمان كه فقط 37 سال دارد چنين رفتاري بكند؟
ما كه مي گوييم حتما توطئه اي در كار است و كاسه اي زير نيم كاسه است. شايد هم خارجي ها دارند زمينه چيني مي كنند تا به فوتبال ما از داخل ضربه بزنند. شما چي فكر مي كنيد؟ براي ما حتما نامه بنويسيد.

فريدون زندي پس از يك ماه تأخير به كوبلنز دسته دومي پيوست
روزگار تلخ فري!
009237.jpg
مهدي اميرپور
يك ماه پس از آغاز مسابقات بوندس ليگاي سرنوشت فريدون زندي او را به تيمي در بوندس ليگاي دو برد. تيمي به نام كوبلنز كه پيش از اين يك ايراني ديگر هم در آن حاضر بوده. بهمن فروتن در سال هاي ابتدايي دهه 1990 سرمربي اين تيم دسته دومي بود و حالا فريدون زندي دومين ايراني تاريخ اين باشگاه به حساب مي آيد. هر چند كه كوبلنز ديگر در اين سال ها وضع جالبي نداشته. كوبلنز تا پارسال در مسابقات ليگ منطقه اي آلمان شركت مي كرد و در سال گذشته با قهرماني در ليگ منطقه اي به بوندس ليگاي دو صعود كرد.
البته زندي مشتري هاي ديگري هم داشته و نبايد نام آلمانيا آخن و لوبك را از قلم انداخت. آلمانيا آخن تازه امسال به بوندس ليگا صعود كرده و لوبك هم اولين تيمي بود كه فريدون با پيراهن آن در آلمان به ميدان رفت. ولي با وجود اين گويا معامله فريدون با هيچ يك از اين دو تيم جوش نخورد تا او امسال پيراهن كوبلنز را بپوشد.
زندي براي يك سال بازي در اين تيم 230 هزار دلار پول گرفته كه رقم چشمگيري نيست. نبايد فراموش كنيد كه در ايران پرسپوليس بابت فريدون زندي بيش  تر از اين دست به جيب مي شد. ولي حالا او با پولي در حد 200 ميليون تومان يك سال در بوندس ليگاي دو بازي مي كند. البته پيش از اين پرويز زندي پدر فريدون، به خبرنگاران ايراني وعده داده بود كه احتمالا فريدون امسال به سري A ايتاليا يا ليگ برتر انگليس برود، اما پس از اين انتقال حالا همه فهميده اند كه ماجرا يك بازارگرمي سطحي بوده. با اين اتفاقات ديگر بايد خيال مان بابت دعوت نشدن فريدون به تيم ملي راحت باشد. با موضع شديدي كه امير قلعه نويي در دعوت نكردن از فريدون دارد و با سير نزولي كه زندي داشته، ديگر بايد دعوت نشدن او به تيم ملي را يك قانون به حساب آورد. اين ماجرا دقيقا يك سال پس از فرستادن دعوت نامه برانكو براي حضور او در تيم ملي ايران رقم مي خورد و فريدون نمي داند در اين مدت چه اشتباهي كرده.

فعلا دنبال مدال نيستم!
كافي است وزنه زدن  علي حسيني را ببينيد
تا بفهميد يك رضازاده ديگر در راه است
009114.jpg
ليلي خرسند
بعد از قهرماني در جوانان جهان، حالا خيلي ها اميدوارند كه سعيد علي حسيني، جايگزين خوبي براي حسين رضا زاده باشد. فعلا كه كنار دست همشهري اش تمرين مي كند، اما با جديتي كه دارد، بعيد نيست تا چند سال ديگر از ميدان به درش كند. حسيني در ركوردگيري انتخابي تيم ملي براي مسابقه هاي قهرماني جهان 2006 دومينيكن، يكي از بهترين ها بود.
ركوردگيري چطور بود؟
خوب نبود.
اما مي گويند خوب ركورد زديد؟
مي گويند. بقيه راضي اند، اما خودم نه.
مگر مي خواستي چقدر بزنيد؟
در يك ضرب، 190 كيلو در دو ضرب، 230 كيلو. اما 185 و 220 زدم.
روي فرم نبوديد؟
بودم و در يك ضرب هم خوب آمدم. اما براي دو ضرب، بدنم شل شد، يعني همة بچه ها شل بودند.
دليل خاصي داشت؟
نه، مشكلي نداشتيم.
چند روز پيش مسموم شده بوديد؟
بله. همه مسموم شده بودند. فكر مي كنم به خاطر همين بود كه خوب كار نكرديم.
حالا كه مشكلي نداريد؟
نه، فعلا كه تمرين مي كنيم.
با اين وزنه ها در جهاني اتفاق خوبي مي افتد؟
اتفاق كه نه. اول بايد ببينيم من را مي برند يا نه. بروم فقط بايد وزنه بزنم.
پس مدال چي؟
مدال بزرگسالان جهان فعلا زود است. بزرگ ها هستند. مدال ها مال آن هاست.
كي نوبت به شما مي رسد؟
يكي دو سال ديگر.
اما در بازي هاي آسيايي دوحه شرايط بهتر است.
آن جا كار راحت تر است. اما بايد ببينم چه حريفاني مي آيند.
به جز رضا زاده و جابر سالم قطري حريف جدي ديگري هست؟
معلوم نيست، سر مسابقه مشخص مي شود. حريف كوبايي هست، ازبكستان هم نفر دارد. فكر مي كنم ژاپن هم يك سنگين وزن خوب داشته باشد.
مطمئنا برنامه ريزي اصلي تان براي دوحه است. قرار است به چه ركوردهايي برسيد؟
با ايوانف كه صحبت مي كنم، مي گويد بايد به 195 و 235 يا 240 برسي. فكر مي كنم اين اتفاق بيفتد.

رويدادهفته
شاراپووا و يك قهرماني ديگر
مهريه ميليون دلاري

اين همه ورزش توي دنياست، گلف، شطرنج، بوكس، فلان، بيسار، آن وقت اين همكاران ما اينجا نمي دانم به چه دليلي همگي مسابقات تنيس را تعقيب مي  كنند. يعني در NBA اگر هزار تا اتفاق بيفتد، اگر ميلان شونزده تا گل به اينتر بزند، اين  جا هيچ كس خبردار نمي شود. ولي خبر مسابقات تنيس را ريز به ريز دنبال مي كنند. با تعداد ست ها و امتيازها و فول ها. هر هفته هم وقتي صفحة رويدادهاي ورزشي را مي خوانند غر مي زنند كه چرا يك كلمه از تنيس نمي نويسي و چرا اخبارش را تحريم كرده اي و غيره.
ما به خاطر رهايي از اين فشارها مي خواهيم اين بار بنويسيم كه: مسابقات اوپن آمريكا در هفتة گذشته تمام شد و ماريا شاراپووا با غلبه بر ژوستين هنن، قهرمان اين دوره شد. شاراپووا كه پس از ويمبلدون سال 2004 هيچ جام بزرگي را نبرده بود بالاخره طلسم را شكست. طبق بررسي مجلة فوربس، اين تنيسور 19ساله در سال گذشته با كسب 19ميليون دلار، پردرآمدترين ورزشكار زن جهان شده است.
خدا رحم كند، ببينيد با اين درآمد مي  خواهد زن كي بشود! آن وقت ببينيد مهريه اش چقدر قرار است باشد. واي!
009102.jpg
ميثاقيان در اوج رفت
اكبر اوتي اوت شد

اين همه جان كنده باشي و كنار زمين داد و فرياد كرده باشي و تا پاي كارت قرمز رفته باشي. اين همه تيمت خودش را روي زمين ولو كرده باشد و سر ثانيه هاي بازي را پخ پخ بريده باشد. اين همه دروازه بان تيمت از خودش ژانگولر درآورده باشد و توپ جمع كن هاي كنار زمين پنج تا پنج تا توپ به زمين انداخته باشند تا بازي از جريان بيفتد. پرسپوليس را هم توي زمين خودت زده باشي، آن وقت استعفا؟ آقاي اكبر ميثاقيان رسمش اين بود؟ تازه 24ساعت از بازي نگذشته بود و شيشه خرده ها هنوز كف خيابان بود كه شما تصميمت را اعلام كردي. خب اين طرفداران ابومسلم چه گناهي كرده  اند؟ آن  ها دلشان خوش بود اين فصل با آمدن خداداد عزيزي به ابومسلم عيششان تكميل است. كلي نقشه كشيده بودند كه هر بازي را بتوانند به تفريح و سرگرمي و جنجال بگذرانند. گفتيم پارسال جمع اكبر آقا و كمك هايش و بقية دوستان كم بود، اين فصل كله قند فريمان هم اضافه شد. آن وقت شما استعفا مي دهيد. آيا اين بود جواب همة خوبي هاي مردم شهر. خب اگر حقوق 140ميليون توماني شده 100ميليون كه تقاصش را مردم نبايد پس بدهند. ما دعا مي  كنيم كه آن 40ميليون را هم ان شاءالله بدهند، مشكلتان با خداداد هم حل شود و برگرديد. ما كه بخيل نيستيم. ولي كارتان درست نبود. درست در اوج ناراحتي هاي ما كه از دست اين آقا شوكت به ستوه آمده ايم شما هم بايد با ما چنين كني؟ پس ما به كجا پناه ببريم؟
009108.jpg
از همه طرف برايمان مي بارد
مصائب جاندار

بدبختي تمامي ندارد. از آن طرف، تيم مهدوي كيا (موسوم به هامبورگ) در جام حذفي آلمان حذف شد، از آن يكي طرف، روي نورر از تيم هاشميان رفت تا همه مان نگران وضعيت وحيد بشويم. از اين طرف ياران علي كريمي (ملقب به بايرن مونيخ) بد نتيجه مي گيرند و از اين طرف تر خودش پيچ و مهره شده به نيمكت. اصلا يك دقيقه توي زمين نمي رود. اين وسط ممد اناري، امپراتور انار ايران كه در تجارت ساير اجناس با كيفيت هم دستي داشت در يك تصادف رانندگي به رحمت خدا مي رود تا جمعي از دوستان آب انار باز ما در بهت و اندوه فرو بروند و دچار افسردگي شوند. اما شما فكر مي كنيد خبرهاي بد به همين جا خاتمه پيدا مي كند. اشتباه مي كنيد. آقاي حميدرضا آصفي عضو چندين ساله هيأت مديره استقلال هم پس از سال ها از سمت سخنگويي وزارت امور خارجه رفت تا به تيم آبي ها، در اوج بي سر و ساماني، يك شوك ديگر وارد شود. حالا پرسپوليسي ها كه از آن طرف آقاي سعيدلو مشاور و دوست رئيس  جمهور را در رياست هيأت مديره دارند، مدام كري مي  خوانند كه ما اين ايم و استقلالي ها مانده اند كه روي دست آن ها چه كسي را رو كنند!
اين روزها چقدر خبرهاي بد مي رسد. خدا كند با خنك تر شدن هوا خبرها هم كمي شادتر شود.
آهان، راستي كوله پشتي هم تمام شد. خدايا خودت ما را از اين همه رنج و محنت برهان!
009111.jpg
قرعه خوب دوحه
جاي خالي آقاي X

تيم فوتبال اميد ايران كه در بازي هاي آسيايي دوحه براي دفاع از عنوان قهرماني به ميدان مي رود، در مرحلة مقدماتي با سه تيم مالديو، هنگ كنگ و هند همگروه شده است. محمد پنجعلي، مربي اين تيم كه در كنار سيموئز وظيفة آماده سازي بازيكنان ايران را به عهده دارد، مي گويد: به نظر نمي رسد كه براي صعود از گروه خود مشكل خاصي داشته باشيم. با اين وجود، دست كم گرفتن حريفان به سود ما نخواهد بود، چرا كه فوتبال هيچ گاه قابل پيش بيني نبوده و ممكن است بر اثر يك اتفاق، غافلگير شويم.
يكي از همكاران ما در همشهري جوان نيز كه نمي خواهد نامي از او برده شود، مي گويد: حيف شد كه در اين بازي ها آقاي X حضور ندارد. اگر او عضو تيم ملي بود مي توانست با به ميدان رفتن در اين سه بازي و گل زدن به مالديو و بقيه، افتخارات ملي ما را باز هم بيشتر كند. حيف شد واقعا.
009135.jpg
باخت در ماراتن فوتبال
جام جهاني پر

ماجراي حذف شدن تيم نوجوانان ايران از مسابقات قهرماني  آسيا هم از آن داستان هايي است كه چند سال يك بار اتفاق مي افتد. تيم نوجوانان كه با شكست دادن يمن، تساوي با عراق و شكست خوردن از تاجيكستان تنها با يك پيروزي، به جمع هشت تيم برتر مسابقات صعود كرده بود، در نيمه نهايي به پست تيم نوجوانان ژاپن خورد. در اين ديدار ژاپن تا ثانيه هاي پاياني از ايران جلو بود اما گل ثانيه هاي پاياني جلال علي محمدي ايران را نجات دادو ماجرا به اين جا ختم نشد و بازي به وقت اضافه كشيد تا بازيكنان ايراني در نيم ساعت وقت اضافه سه موقعيت هلو را خراب كنند و در عوض با اخراج حميد اصفهاني ده نفره شوند. با اين سناريو بازي به ضربات پنالتي كشيد تا هر يك از دو تيم مجبور شوند دوازده مرتبه پنالتي بزنند و پس از بيست و چهار ضربه پنالتي اين ايران بود كه از صعود به نيمه نهايي مسابقات باز ماند.
داستان وقتي تلخ  تر مي شود كه بدانيد اگر ايران بازي را مي برد به نيمه نهايي صعود مي كرد و حضور در نيمه نهايي مجوز شركت ايران در جام جهاني نوجوانان را مي داد. اما با وجود اين ايران حذف شد تا احمدزاده سرمربي نوجوانان سريع تر به روي نيمكت ملوان برگردد.
009120.jpg
چلسي ـ ليورپول، منچستر ـ آرسنال
غوغا در ليگ برتر

كم كم يخ مسابقات باشگاهي اروپا هم باز شده. هم تيم ها روان تر از پيش شده اند، هم شبكه سوم از خر شيطون پياده شده و مسابقات را مستقيم پخش مي كند و هم لژيونرهاي ايراني تازه رفته به اروپا در تيم هايشان جاي ثابتي براي خودشان دست و پا كرده اند. حالا ديگر دنبال كردن مسابقات دست كم ما را نااميد نمي كند. به هر حال اگر براي روزهاي آينده خود دنبال پخش مستقيم مسابقات فوتبال هستيد، شايد مسابقه يك شنبه منچستر ـ آرسنال گزينه خوبي باشد. در همان روز چلسي ـ ليورپول را هم داريم. يك شنبه در سري A هم پارما به مصاف ميلان مي رود.

البته پس از آن كه آندرانيك تيموريان در بازي با واتفورد 5 دقيقه بازي كرد، سام آلاردايس خبر داده كه او در مسابقه با ميدلزبورو فيكس است. اتفاقي كه پس از حضور نيم ساعته نكونام در بازي اوساسونا ـ بارسلونا هم در بازي با جيمناستيك مي افتد. علي كريمي در بايرن مونيخ و مهدي مهدوي كيا در هامبورگ هم شانس حضور در تركيب فيكس تيم شان را دارند و احتمالا رحمان رضايي با پيراهن ليورنو مقابل فيورنتينا به زمين برود.
009231.jpg


با آغاز ششمين دوره از مسابقات ليگ برتر هر چيزي بوي فوتبال مي دهد
شانزده گربه روي شيرواني داغ
009288.jpg
سرنوشت قهرماني در مسابقات ليگ برتر اصلا قابل پيش بيني نيست. بايد منتظر ماند و هر 240 مسابقة ليگ برتر را تماشا كرد
مهدي امير پور
پس از برگزاري سه دوره ليگ منطقه اي، پنج دوره جام تخت جمشيد، يك دوره ليگ قدس و ده دوره جام آزادگان، حالا نوبت به ششمين دورة ليگ برتر ايران رسيده. جامي كه از سال 1380 با ابتكار محسن صفايي فراهاني و با كپي برداري از ليگ اسكاتلند و انگليس تأسيس شد. پس از پايان اولين دورة اين ليگ، ناصر حجازي سرمربي وقت استقلال رشت، آن را اين طور توصيف كرد: توي اين ليگ فقط شمارة پيراهن ها، خارجي شده وگرنه چمن استاديوم ها، كيفيت مسابقات، سطح داوري ها و وضع مالي تيم ها اصلا فرقي با قبل نكرده. البته در پايان اولين دورة مسابقات، حجازي، استقلال رشت را به مسابقات دسته اول برد و تا حالا شانس ديگري براي مربيگري در ليگ برتر پيدا نكرده. حالا ششمين دورة ليگ برتر آغاز شده و از هشت شهر ايران، شانزده تيم براي قهرماني در آن مي جنگند. جامي كه تا به حال، هيچ تيمي نتوانسته بيش از يك بار آن را بالاي سر ببرد.
وقتي خداداد افشاريان در ورزشگاه ثامن مشهد سوت آغاز ليگ ششم را زد، مردم كرمان از اهالي هر شهر ديگري خوشحال تر بودند. آن ها براي اولين بار داشتند حضور تيمي از شهرشان را در ليگ برتر ايران تجربه مي كردند. لذتي كه پارسال همة مردم يزد بابت حضور شهيد قندي در ليگ برتر آن را حس مي كردند. هر چند كه قندي در پايان مسابقات، جايش در ليگ برتر را به مس كرمان داد. شايد مردم كرمان به خاطر حضور تيمشان در ليگ، بايد مديون نادر دست نشان باشند. اين مربي قائم شهري پارسال در ليگ دسته اول برگ برندة مس بود، ولي حالا ديگر اميد مديران مس به او ختم نمي شود. ابراهيم تقي پور، آدريانو آلوز، شاهين خيري و عليرضا سهند رازيان، كساني هستند كه به خاطر تجربة بالايشان براي كمك به مس كرمان آمده اند. آن ها به موفقيت هم رسيده اند. در اولين بازي مس در ليگ برتر، اين تيم، پاس را در ورزشگاه دستگردي شكست داد تا پانصد تماشاگر كرماني رقص كنان به شهرشان برگردند و مجيد جلالي كه دوباره به اكباتان بازگشته، ضعف هاي پاس را به چشم خود ببيند. پيكان، تيم ديگري كه از مسابقات دسته اول به ليگ برتر صعود كرده، شباهت چنداني به تيم دو سه سال پيش ندارد. نه تيم دو سال پيش بيژن ذوالفقارنسب در ليگ برتر، نه تيم پارسال فرهاد كاظمي در ليگ دسته اول، شباهتي به تيم امسال ساموئل دارابينيان ندارند. اين مربي ارمني كه چهار سال پيش در ذوب آهن اصفهان نسل درخشاني را پايه گذاري كرد، حالا با آوردن محمد غلامين و محسن بياتي نيا به پيكان شهر و البته كمك دستيارش علي اصغر مدير روستا، به فكر حركت درخشان ديگري است.
كاري كه لوكا بوناچيچ هم در اصفهان به دنبال آن است. مربي كروات كه سابقة مربيگري در دو تيم اهوازي فولاد و استقلال اهواز را دارد و در هر دو تجربه به خاطر عدم تعادل رواني كارش را از دست داده و حالا در سپاهان مجموعة بي نظيري را جمع كرده؛ از حميد شفيعي گلزن دوپينگي ذوب آهن بگيريد تا عبدالوهاب ابوالهيل و حميد عزيززاده و محرم نويدكيا. هر يك از اين ها مي تواند ستارة تيمي در ليگ برتر باشد. حالا بايد منتظر ماند و ديد كه لوكا با اين مجموعه ستارگان چه كار مي كند. اين را هم بايد اضافه كرد كه بوناچيچ هميشه بازيكنان جواني را رو مي كند كه كسي انتظارشان را ندارد. كار محمد مايلي كهن در فولاد هم كار چندان راحتي نيست. او تيمي را در دست گرفته كه در مقايسه با پارسال، پيمان نادري، حسين كعبي، ايمان مبعلي، ابراهيم ميرزاپور، جلال كاملي مفرد و علي بداوي را از دست داده و راهي نداشته جز اين كه جاي آن ها را با جوانان گمنام پر كند. كريم شاه وردي، علي بن محسن، عبدالهادي خنيفر، جاسم صادقي و مهدي چمن آرا بازيكناني هستند كه در اولين پيروزي فولاد در ليگ برتر به زمين رفته اند. با اين حساب مي توان مطمئن بود كه مايلي كهن باز هم تمام حواسش را روي استعداديابي گذاشته.
اما در ديگر تيم اهوازي، دقيقا عكس اين اتفاقات ديده شده. پس از سرمربيگري فيروز كريمي در استقلال اهواز و پيوستن سعيد رمضاني، علي بداوي، ابراهيم ميرزاپور و جلال كاملي مفرد، اين تيم به كلكسيون بازيكنانِ افول كرده بدل شده است. هر چند كه فيروز كريمي با تكيه بر ليسانس روان شناسي اش مي خواهد آن ها را به فوتبال برگرداند. اين شيوه، سبك كار فيروز كريمي در مربيگري به حساب مي آيد. همان طور كه فرهاد كاظمي كه شاگرد فيروز محسوب مي شود، پس از نشستن روي نيمكت صبا باتري، مرتضي كاشي و علي سلماني را به ليست تيمش اضافه كرد. با وجود اين، سرنوشت اين دو مربي تا پايان ليگ برتر كاملا مبهم است. احتمال درگيري بين فيروز كريمي با شهرام شفيعي زاده مديرعامل استقلال اهواز كم نيست و قابل پيش بيني است كه فرهاد كاظمي بابت دخالت هاي عباس مرادي قائم مقام و شهرياري مدير صبا باتري كار را ول كند. به هر حال، استاد و شاگرد در بازي ابتدايي ليگ برتر هم به پست هم خورده بودند تا در پايان مسابقه، فيروز كريمي ثابت كند هنوز فوت آخر را به فرهاد ياد نداده. در آن بازي، استقلال اهواز دو بر صفر صباباتري را شكست داد. در سايپا هم ورنر لورانت، تماشاگران فوتبال را به تماشاي فوتبال ماشيني آلمان اميدوار كرده است. او سابقة مربيگري در مونيخ 1860 آلمان را دارد و حتي دوران رؤيايي اين باشگاه را رقم زده، حتي در دوران كوتاهي در فنر باغچة تركيه، جانشين مصطفي دنيزلي هم شده بود. لورانت به خاطر سابقة همشهري بودن با دايي در دوراني كه او در بايرن مونيخ بازي مي كرد، او را هم به ليست بازيكنان سايپا اضافه كرده. اما نه بازوبند كاپيتاني را به او داده، نه سر ضربات ايستگاهي اجازه مي دهد او پشت توپ بايستد. لورانت، فقط با مشاورة مدير باشگاه راضي شد شماره ده تيم را از تن مؤمن زاده در بياورد و به دايي بدهد.
پس از برانكو ايوانكوويچ كه در تيم ملي جايش را به امير قلعه نويي داد، برادر بزرگ ترش زلاتكو هم در برق شيراز، نيمكت را به بيژن ذوالفقارنسب داد. كسي كه دكتراي تربيت بدني دارد و در فوتبال ايران به دكتر ضد فوتبال شهرت پيدا كرده؛ هر چند كه پارسال در ليگ برتر، پس از استقلال، بالاترين آمار گلزني را در ليگ داشت. او امسال در برق، روبرت ماركوسي گلزن پارسال صبا باتري را دارد و به اين ترتيب در كنار محمد مطوري باز هم يكي از خطرناك ترين تيم هاي ايران در خط حمله را دارد. تيمي كه در اولين بازي خودش سه بر يك راه آهن را برد تا اولين صدرنشين ليگ برتر شود.
عباس رضوي، سرمربي راه آهن براي اولين بار در ليگ برتر مربيگري مي كند. او كه سابقة مربيگري در استقلال را هم دارد، بيش از ده سال در مجارستان زندگي كرده و حتي مربي واشاش مجارستان هم بوده. او حالا به ايران برگشته تا پس از بهمن فروتن، دومين مربي دنياديدة ليگ برتر به حساب بيايد. سهراب انتظاري از پرسپوليس و علي يحيي نژاد از ملوان بندر انزلي هم بزرگ ترين خريدهاي عباس رضوي براي راه آهن بوده اند تا در كنار مهدي تارتار داماد فيروز كريمي، پرويز برومند، حميد سرآباداني و داوود حقي اميدهاي راه  آهن باشند.
009252.jpg
از جذابيت هاي ديگر ليگ برتر امسال، حضور غلام پيرواني روي نيمكت فجر سپاسي است كه ديگر به يك سنت تبديل شده. شاغلام كه حالا يكي از جاذبه هاي ليگ برتر است، امسال باز هم چند بازيكن شاخص خود را از دست داده تا در كنفرانس مطبوعاتي پس از مسابقات فجر بتواند بگويد: با يك مشت جوان جوياي نام به جنگ حريف رفتيم! محمدرضا امين نيايي، دروازه بان جديد فجر سپاسي است و مصطفي صبري، صادق كرمي و محمد نيساني چهره هاي جواني هستند كه آقاغلام تا حالا رو كرده. در سوي ديگر، اكبر ميثاقيان هم با جذب مهدي هاشمي نسب و علي موسوي با ابومسلم به رتبه هاي بالاي ليگ فكر مي كند. دست آخر هم بايد سراغ دو تيم قرمز و آبي رفت كه امسال چندان آماده پا به مسابقات نگذاشته اند. پرسپوليس كه با سليقة آري  هان يارگيري كرد و با سليقة تئودور يونگ تمرين انجام داد، حالا بايد با سليقة مصطفي دنيزلي به زمين برود. حتي اگر حسين بادامكي و نيكبخت هم ستارة تيم باشند و فرزاد آشوبي و مسعود زارعي، پديده هاي پرسپوليس به حساب بيايند، باز هم نمي توان فعلا اميدي به اين تيم داشت. در استقلال هم عبدالصمد مرفاوي با اين كه اولين تجربة سرمربيگري اش را با گلزني پيروز قرباني در ثانيه هاي پاياني به سبك قلعه نويي برد، اما هنوز هم روي اين كه در تيم حرف اول و آخر را خودش مي زند، اصرار مي كند. استقلال امسال، انتقال دندانگيري هم نداشته و غير از بازيكنان درجه دويي مثل نوازي، عليزاده و انصاريان، روي فرد ديگري سرمايه گذاري نكرده. به مشكلات استقلال، اين را هم اضافه كنيد كه احتمالا مجتبي جباري بهترين پاسور ليگ برتر هم تا نيم فصل به تيم نمي رسد. با اين حساب، سرنوشت قهرماني در مسابقات ليگ برتر اصلا قابل پيش بيني نيست. اصلا نمي شود حدس زد كه قهرماني به يك تيم شهرستاني مي رسد يا پاس جام را بالاي سر مي برد يا اين كه استقلال و پرسپوليس، دومين قهرماني خودشان را ثبت مي كنند. بايد منتظر ماند و هر 240 مسابقة ليگ برتر را تماشا كرد.

بهترين بازيكن تاريخ 5 ساله ليگ برتر
آقاي گل دائمي!
009282.jpg
حتي تماشاگران پرسپوليس هم قبول مي كنند كه رضا عنايتي با وجود سه سال گلزني در تيم رقيب، تأثيرگذارترين بازيكن تاريخ ليگ برتر است. حتي اگر هم به ياد بياورند كه عنايتي در آستانة پوشيدن پيراهن قرمز پرسپوليس، زير همه چيز زد و رفت سمت استقلال، باز هم كسي نمي تواند ارزش هاي او را انكار كند. عنايتي در اولين دورة ليگ برتر، يك ركورد عجيب به جا گذاشت. او در مسابقه با استقلال رشت، با پيراهن ابومسلم هفت گل زد تا تيمش بازي را نه بر يك ببرد. موفقيتي كه هيچ يك از گلزنان ليگ برتر به آن نرسيده اند. البته يك بار محسن خليلي در سايپا شش گله شد. به هر حال عنايتي در آن سال، با آن هفت گل، با هفده گل جايزه آقاي گل مسابقات را برد. او در دو سال بعدي، دو بار با ثبت يازده گلِ زده با پيراهن ابومسلم، سومين گلزن ليگ شد و در دو سال گذشته با 20 و 21 گل زده لقب آقاي گل را مال خودش كرد. عنايتي در اين پنج سال در مجموع 80 گل زده كه ميانگين 16 گل زده در هر سال را به عنوان يك آمار خوب دارد. او در تمام اين پنج سال هم در بين سه گلزن برتر ايران بوده و سابقة دو بار گلزني در دربي تهران را دارد. نزديك ترين رقيب عنايتي در عنوان بهترين گلزن تاريخ ليگ برتر، رسول خطيبي با 42 گل زده است. با اين حساب حتي اگر عنايتي به امارات هم رفته باشد، تا چند سال آينده اين لقب براي اوست.

غول دهه نود سرانجام با زمين هاي تنيس وداع كرد
آندره، ديگر تمام شد!
009393.jpg
آغاسي، هميشه همه را شگفت زده مي كرد. وقتي هواداران به موهاي بلندش عادت كرده بودند، با كلة تاس و ريش بلند، پا به مسابقات گذاشت
نيما عليزاده
هواداران، دستمال كاغذي ها را براي پاك كردن اشك هاي خودشان آماده كرده اند! آندره آغاسي مي خواهد از دنياي تنيس خداحافظي كند. هر كس با زندگي و دوران تنيس او آشنا باشد، خيلي شگفت زده نمي شود؛ اگر آغاسي حتي در اين سن بتواند با قهرماني وداع كند.
در ماه جولاي سال 1995، وقتي كه بوريس بيكر اسطورة تنيس آلمان در مسابقات ويمبلدون پا به استاديوم اصلي گذاشت (جايي كه ده سال قبل، در سن هفده سالگي براي اولين بار قهرمان شده بود) ابتدا نگاهي به حريفش انداخت. او بيشتر به دزد دريايي شباهت داشت! دستمال سر، گوشواره، ته ريش و شلوارك كوتاه تا سر زانو. بيكر باورش نمي شد و شايد اصلا هم خوشش نمي آمد كه كسي با چنين سر و وضعي وارد مهمانخانه اش شود. (بيكر استاديوم اصلي مسابقات تنيس ويمبلدون را به دليل سه قهرماني و سه نايب قهرماني، مهمانخانه اش مي ناميد.) تنيس باز آلماني در يك مسابقة بسيار زيبا جوانك را كه نامش آغاسي بود شكست داد، اما حرف هايي كه ميان آن ها رد و بدل شد، در نوع خودش استثنايي بود. بيكر بعد از بازي گفت: اصلا به فرزندانم اجازه نمي دهم با چنين سر و وضعي به خيابان بروند!
به هر حال، آغاسي با همه فرق داشت. او در سال 1986 و زماني كه تنيس را به طور حرفه اي آغاز كرد، ظاهر و نوع لباس پوشيدنش بدتر از سال 95 بود. با يك شلوار جين كوتاه پاره پاره وارد زمين مسابقه مي شد و تي شرت رنگارنگ اش همه را به ياد خواننده هاي راك مي انداخت. او حتي علاقه اي به شركت در مسابقات ويمبلدون نداشت. چون در اين جا بر طبق سنت بايد با لباس هاي يكدست سفيد به ميدان مي رفت.
او حتي يك بار گفت: تاريخ و سنت برايم اهميتي ندارد. اين جمله براي هواداران تنيس در انگليس، يك توهين بود.
آغاسي متولد شهر لاس وگاس است و براي يك قهرمان تنيس، كجا بهتر از آن جا؟ رقيبان او در شهرهاي كمتر شناخته شده  اي مثل لايمن، اوستراوا و وشترويك به دنيا آمده بودند. سرويس هاي قدرتمندي داشتند و تنيس را به طور سرو اَند والي بازي مي كردند. اما هيچ كدام از اين ها براي آغاسي مهم نبود. زيرا او آن سرويس هاي قدرتمند را با ضربات قوي تر و خاص خودش پاسخ مي داد. بوريس بيكر، استفان ادبرگ و ايوان لندل، بعد از زدن سرويس هاي خود، تنها تماشاگر ضربات بازگشت از سوي آغاسي بودند.
زندگي خصوصي پسر لاس وگاس هم با رقيبانش فرق مي كرد. لندل ازدواج كرده بود و پنج فرزند داشت. از زندگي خصوصي ادبرگ هم كسي اطلاع خاصي ندشت. بوريس بيكر هم در آن زمان با باربارا فلتبوش ازدواج كرده بود. اما آغاسي بيشتر با هاليوودي ها بود. باربارا استرايسند و بوروك شيلز هر كدام مدتي با آغاسي زندگي كردند. براي آن ها او يك تنيس باز معمولي نبود، بلكه يك ستاره بود. آغاسي، هميشه همه را شگفت زده مي كرد. زماني كه نوع لباس پوشيدنش مشكل بزرگي براي تورنمنت ها شده بود، ناگهان تغيير عقيده داد و سرتاپا لباس هايي ساده و سفيد بر تن كرد. وقتي كه هواداران به موهاي بلندش عادت كرده بودند، با كلة تاس و ريش بلند، پا به مسابقات گذاشت و ... نازل ترين نقطة زندگي او در سال 1997 بود؛ زماني كه زندگي خصوصي اش با بروك شيلدر تبديل به كابوس شد و همين طور در جدول رده بندي به ردة 141 سقوط كرد. آغاسي در آن سال با جنجال فراوان از همسرش جدا شد. اضافه وزن زياد و باخت هاي پي در پي، همگي آغاسي را در آستانة نابودي قرار داد. در همان موقع، بوريس بيكر وارد كارهاي تجاري شده بود و مايكل استيچ هم گزارشگر تلويزيون. اما آغاسي تمركزش را دوباره روي تنها كاري كه بلد بود، آورد: تنيس.
سال 1999 بازگشتي رؤيايي به تنيس داشت. او با قهرماني در مسابقات فرنچ اوپن، به ركوردي دست پيدا كرد كه قبل از او، تنها چهار تنيس باز به آن رسيده بودند. آغاسي توانست قهرمان هر چهار گرند اسلم كه در زمين هاي مختلف برگزار مي شود، بشود. كاري كه حتي رقيبان او مثل بيكر و و لندل هم نتوانستند انجام بدهند. در آن سال ، همة روزنامه ها نوشتند: آغاسي، بازگشت . اما ديگر در كنارش همسري از هاليوود قرار نداشت، بلكه استفي گراف، اسطوره و موفق ترين تنيس باز زن جهان با آندره ازدواج كرده بود. رسانه ها ديوانه شده بودند و مي گفتند آيا ازدواج اين دو شخصيت متفاوت مي تواند موفقيت آميز باشد؟ به هر حال، آن ها يك زوج ورزشي رؤيايي را تشكيل دادند و در 22 اكتبر 2001 با هم ازدواج كردند كه حاصل آن تا به امروز، دو فرزند بوده است. بعد از آن، آغاسي بسيار آرام شد و ديگر از آن هاي و هوي هميشگي خبري نبود. بالاخره هم تصميم گرفت براي هميشه از تنيس خداحافظي كند، چون ديگر توان مقابله با بازيكنان جواني مثل فدرر، نادال و روديك را نداشت.
او براي خداحافظي، عمدا شهر نيويورك را انتخاب كرد؛ شهري كه هيچ وقت نمي خوابد. آغاسي 20 سال پيش، اولين گرند اسلم خود را در يو.اس.اوپن بازي كرد و حالا مي خواست، در همان جا هم آخرين مسابقه اش را انجام دهد. جايي  كه هر سه دقيقه، يك هواپيما از بالاي زمين هاي تنيس اش رد مي شود و مسابقاتي كه در بعضي روزها فقط دانش آموزان را به عنوان تماشاگر روي سكوها مي بيند. آغاسي احساس خوبي دارد و فكر مي كند در خانه اش است. او مي داند وقتي اين جام تمام بشود، مهم نيست كه چه كسي قهرمان شده؛ مهم اين است كه اين آخرين تورنمنت آندره آغاسي بزرگ خواهد بود و اين براي بيست و يكمين بار است كه در يو.اس.اوپن حضور دارد. به اين ركورد، كمتر تنيس بازي دست يافته.
دو قهرماني در سال هاي 1994 و۱۹۹۹ به دست آورده و هوادارانش كه دســتمــــال كـاغــذي هــا را آماده كرده اند، اميـــدوارنـــد كه بازيكن محبـــوبشان با قهرماني خـداحــافــظي كند. با كنار رفتن آغاسي، تنها تنيس باز باقي مانده از نسل دهة نود، با تنيس خداحافظي مي كند.

آغاسي آزاد شد
009300.jpg
سيامك رحماني
سوم سپتامبر سال 2006 در تاريخ ثبت شد. روزي كه يكي از بزرگان تنيس براي هميشه از اين ورزش خداحافظي كرد. آندره آغاسي بعد از شكست مقابل بنيامين بكر آلماني، آخرين بوسه هايش را تقديم به 23 هزار تماشاگر استاديوم آرتوراش كرد. او بعد از مسابقه و پاك كردن اشك هايش گفت: احساس عجيبي دارم، فقط مي دانم وقتي فردا صبح از خواب بلند مي شوم، ديگر نگران وضعيت بدني ام نخواهم بود، چون آزاد شدم.

آندره آغاسي
مليت: آمريكايي
قد: 180 سانتي متر
وزن: 75 كيلوگرم
نوع بازي: راست دست
آغاز كار حرفه اي: 1986
محل سكونت: لاس وگاس
تاريخ تولد: 29/04/1970
محل تولد: لاس وگاس
تعداد جام هاي برده: 60
تعداد گرند اسلم هاي برده: 8
اوپن استراليا (1995 و 2000 و 2001 و 2003)
فرنچ اوپن (1999)
ويمبلدون (1992)
يو.اس.اوپن (1994 و 1999)

با پيت سمپراس درباره آندره آغاسي و دنياي تنيس
او الگوي همه ما بود
009297.jpg
دوئل هاي سمپراس و آغاسي، هميشه يكي از زيباترين مسابقات تنيس به شمار مي رفت. سمپراس، سه سال پيش، از دنياي تنيس خداحافظي كرد و هموطنش هم براي آخرين بار است كه در يك تورنمنت شركت مي كند. به همين خاطر، روزنامة دي ولت گفت و گويي با پيت سمپراس انجام داده.
آقاي سمپراس، يكي از بزرگ ترين رقيبان شما، تصميم به خداحافظي گرفته. نقطة عطف اين تصميم چيست؟
پايان يك عصر و يا بهتر بگويم، حساس ترين لحظه براي يك ورزشكار بزرگ. براي آمريكا هم پايان يك نسل طلايي بعد از جيم كوريلير، مايكل چانگ، تود مارتين، پيت سمپراس و بالاخره آندره آغاسي بود. به نظر من او آخرين جنگجو بود كه همچنان تلاش مي كرد. ولي به هر حال نوبت او هم رسيد.
فكر نمي كنيد آغاسي بايد زودتر از اين خداحافظي مي كرد. او از يك سال پيش، بعد از مسابقة فينال مقابل فدرر، كار بزرگي انجام نداد.
براي كساني كه از بيرون به ماجرا نگاه مي كنند، آسان به نظر مي رسد. اما اين تصميم را خود تنيس باز، بهتر از هر كسي ديگري مي گيرد. كسي كه ساليان سال با اين ورزش زندگي كرده، نمي تواند به اين راحتي از آن جدا بشود. خود من، بعد از قهرماني يو.اس.اوپن در سال 2002، كلي فكر كردم تا به اين نتيجه رسيدم كه ديگر وقت رفتنم است. فكر مي كنم آغاسي، بهترين جا را براي كنار گذاشتن راكت انتخاب كرد: خانه اش.
آغاسي براي تنيس، چه معنا و جايگاهي داشت؟
او از همان دوران جواني، بازيكن فوق العاده اي بود. همة ما مي دانيم از ردة 150، به نفر اول رسيدن، كار هر كسي نيست. اما آغاسي با اراده و پشتكاري كه داشت، هميشه از سختي ها و مشكلات سربلند بيرون مي آمد. همين باعث شده بود براي همة ما تبديل به يك الگو بشود. قهرماني هايي كه در سن 30 سالگي به دست آورد، فكر نمي كنم ديگر به اين راحتي ها كسي بتواند به آن دست پيدا كند. او سفير تنيس بود.
از جـــذابيت هاي تنيس دهه 90، مي توان به دوئل هاي سمپراس، آغاسي اشاره كرد. او چقدر غيرمستقيم توانست انگيزة شما را در تنيس بالا ببرد؟
وقتي به گذشته نگاه مي كنم، پي مي برم كه او واقعا براي من نقش يك الهام بخش را بازي مي كرد. او مرا وادار مي كرد كه بازي ام را روز به روز بهتر بكنم و ضمنا مغرور هم نشوم. چون مي دانستم كسي هست كه خيلي زود موقعيت مرا به خطر بيندازد.
البته در اكثر مسابقات مهم، شما پيروز بوديد.
البته او هم پيروز مي شد. من فكر مي كنم اين دوئل ها باعث پيشرفت تنيس آندره و من مي شد. فكر نمي كنم او با ناراحتي پيروزي هاي من را به خاطر بياورد.
شما بعد از خداحافظي، تا مدت ها راكت به دست نگرفتيد، تا اين كه در همين تابستان در يك مسابقة دوستانه شركت كرديد.
من 15 سال به اين ورزش اعتياد داشتم. صبح، ظهر و شب بايد به آن فكر مي كردم. به همين خاطر، بعد از خداحافظي نمي خواستم تا مدتي كاري با تنيس داشته باشم. واقعا زندگي سختي است وقتي به عنوان يك ورزشكار حرفه اي جزو بهترين ها هستي؛ خوشحالم كه ديگر هر روز نبايد وارد زمين تنيس بشوم.
درست مثل روژه فدرر. ناراحت نيستيد از اين كه در دوران او بازي نمي كنيد؟
چرا، واقعا حيف شد. اين براي دومين بار است كه بدشانسي مي آورم. اوايل دوران تنيس ام، جان منكنرو از تنيس خداحافظي كرد و در پايان هم كه فدرر آمد. در ويمبلدون سال 2001، با او بازي كردم و شكست خوردم كه البته در آن زمان با دوران طلايي ام فاصلة زيادي گرفته بودم.
فدرر 2006 را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
به نظرم، او در تنيس پادشاهي مي كند. طوري كه اجازه نمي دهد هيچ كسي به قدرتش دست پيدا كند. ويمبلدون هم براي او مثل دوران خودم، كاخ سلطنتي و محل حكومتش است. به نظرم در هر حال، كامل ترين بازيكن تنيس است كه هنوز خيلي جا دارد. تنها نگراني من اين است كه بتواند به ركوردهاي من دست پيدا كند.
فكر نمي كنيد حريفان شما نسبت به حريفان امروزي فدرر، سخت تر بودند؟
شايد. من بايد با كوريير، بيكر، آغاسي، ادبرگ، ايوانيزويچ رقابت مي كردم. اما فدرر تنها رقيبش نادال است كه البته فكر مي كنم تنها اوست كه مي تواند براي فدرر در همه نوع زمين، مشكل ايجاد كند.
تنيس آمريكا، متأسفانه بازيكن بزرگي ندارد كه بتوان در گرنداسلم ها به قهرماني آن دل بست. اين مشكل را در كجا مي بينيد؟
به اين سياهي كه شما گفتيد هم نيست. اندي راديك و جيمز بليك، بازيكنان خوبي هستند. تنها مشكل نسل جديد اين است كه با گذشتگانشان مقايسه مي شوند و همه فقط قهرماني ويمبلدون و يو.اس.اوپن را از آن ها مي خواهند. فكر نمي كنم هيچ وقت تنيس در آمريكا بميرد.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
بنيامين در ميان موزردها
مدل موي شوكت
از سينما خبري نيست
رويدادهفته
تلويزيون
نبرد در شب هاي رمضان
با پيژامه در خانه متروك
اين همان دختر شيطان است
اين كار، پر بيننده ترين مي شود
قرار نيست، هميشه در طنز بمانم
لنزها و آدم ها!
ديگر سريال هاي ماه رمضان
همه ساده دل هستند
سيدخليل خودم هستم
نمي تونم بگم!
ورزشي
كريمي رفته بوق بزنه؟!
توطئه در سايپا
روزگار تلخ فري!
فعلا دنبال مدال نيستم!
رويدادهفته
شانزده گربه روي شيرواني داغ
آقاي گل دائمي!
آندره، ديگر تمام شد!
آغاسي آزاد شد
او الگوي همه ما بود
اجتماعي
از سختي و گرفتاري غمگين نشو طلا با آتش ناب مي شود
زندگي
منواكسيد برو بالا!
ايستگاه ثبت عاشقي
دوپينگ با كنسرو!
رويدادهفته
دانش
صاعقه سمندآسمان ايران
پرندگان آهنين آسمان ايران
نمي شود نداريم!
از آسمان مقدس ايران تا دخمه هاي ابوغريب
موسيقي
و كشتي به راهش ادامه مي دهد
گزيده اي از جوايز سينمايي بابك بيات
بابك بيات در زمان جاري است
روزها
قتل عام آوارگان فلسطيني در اردوگاه هاي صبرا و شتيلا ۲۵ شهريور، 16 سپتامبر 1982
در ستايش جزئيات
رازهاي مردي كه نبود
شرلوك هولمز، خود منم!
هلمس، داروغه اصفهان
كوتاه
رويدادها
هنر روز
چه بالا، چه بلند پرواز مي كني
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  موسيقي  |
|  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |