زردينه ها بدانند
مصاحبه گلزار با همشهري جوان
هفتة پيش سيامك رحماني به جايي رفت كه آرزوي هر نشرية زردي است، به خانة محمدرضا گلزار! آن هم به دعوت خودش. فردايش وقتي سيامك به دفتر نشريه آمد، بر و بچ دور او را مثل كسي كه از مريخ آمده گرفتند و مدام مي پرسيدند: خب! خودِ خودش بود؟ ، چي گفت؟ خونه اش چطور بود؟ ، هلي كوپتر اختصاصي داشت؟ و... سيامك هم با تعاريفي در باب ميز بيليارد و موتورسيكلت در وسط پذيرايي، تختة وايت بورد 20 متري و خانة ويلايي در شريعتي حسابي دل بچه ها را سوزاند.واقعا هم سوختن دارد. چون صبح روز قبلش تمام اهالي تحريريه پايه مصاحبه با گلزار و عكس دو نفره با محمدرضا بودند. عصر كه شد تعداد پايه ها به 2 نفر رسيد. 2 نفر كه يكي شان سيامك بود تا دم در خانه گلزار رفتند. ولي نفر دوم چون تحمل اين برخورد نزديك را نداشت، برگشت. سيامك ماند و گلزار. اما مشكل اصلي جايي بود كه ضبط صوتي براي ضبط مصاحبه در كار نبود و سيامك همزمان با پرسيدن سؤال، جواب ها را هم يادداشت مي كرد. تصور كنيد سيامك را كه مؤدب نشسته روبه روي گلزار و در حال نُت برداري از سخنان اوست! واقعا چه قندي در دل بدخواهان آب مي شود. آري، با كمترين امكانات، توپ ترين مصاحبة قرن را گرفتيم. ياشاسين سيامك!
|
|
|
در نشست مطبوعاتي نرگس
م.س پايان نرگس را لو داد
شما فكر كرده ايد نشست هاي مطبوعاتي خاص سياستمدارهاست؟ نه خير اصلا هم اين طور نيست. هفتة پيش نرگسي ها، نشست مطبوعاتي برگزار كردند تا به همه نشان بدهند: محمود شوكت چه كم از خاوير سولانا دارد. در اين نشست كه در تالار كوثر برگزار شد، جمع كثيري از ارباب جرايد حضور به هم رساندند (اين رو خوب اومدم) كل ماجرا هم اين طور بود كه سيروس مقدم هر چي ايراد تمشكي بود را با قضيه شونصد هزار نما و هفتصد ميليون دقيقه فيلم برداري ماست مالي كرد. تهيه كننده ها هم هر چي انتقاد بود را با اين جواب كه نرگس خيلي پربيننده است در نطفه خفه كردند. مهران مهام هم در جواب اين سؤال كه چرا بهار، اين قدر هيولاست؟ گفت چون بچة 2 روزه در سرماي لواسان، خشك مي شود ما از بچة 4 ماهه استفاده كرديم كه چون درشت است بزرگ تر از سنش نشان مي دهد، البته ايشان توضيحي دربارة النگوهايي كه از بدو تولد در دست بهار ديده شده، ندادند. لابد النگوها هم به عنوان اشانتيون با نوزاد، به اين دنيا آمده! اما در حالي كه اعظم و جمعيت نسوان مملكت از گرفتن زن دوم توسط شوكت قات زده اند، يكي از خبرنگاران با پرسيدن اين سؤال كه چرا گرفتن زن دوم در سريال تقبيح شده، موجي از شادي را در ميان مردان، علي الخصوص شوكت صفتان در پي داشت. در پايان خبر بد نيست دليل اين كه مدتي مصاحبة عوامل سريال نرگس با جرايد توسط شبكه 3 ممنوع شده بود را بدانيد. آن هم اين كه يكي از بازيگرهاي سريال نرگس به نام م.س كل ماجرا را در يكي از نشريات لو داده. اصلا هم اسم اين آقاي م.س را لو نمي دهيم!
|
|
|
جشن خانة سينما
رسول، تو هم؟
ما كه از اين كار آقا رسول سر در نياورديم. مرد حسابي تو كه مي خواهي فيلمت را از جشن سينما بكشي بيرون، پس چرا اين همه زور زدي كه آن را براي اكران توي جشن آماده كني؟ تازه بعد از نامزدي تو همة رشته هاي اصلي، فيلمت را بيرون مي كشي و تو نامه ات مي نويسي كه ... حال با قدرداني از حسن ظن اهالي شريف سينما، ضمن اعلام خارج كردن اين فيلم از بخش داوري، اميدواريم فرصتي براي بخش ديگري از سينما فراهم شود. كدام بخش؟ باز هم همان تريپ قديمي خودي و غيرخودي شده؟ كلاغ هاي خبرچين مي گويند كه م مثل مادر عين زهرمار، تلخ شده و تماشاچي بيچاره بايد 90 دقيقه يك بند، بدبختي و غم و افسردگي را پشت سر هم بريزد توي حلق خودش. خب با اين وضعيت، اميدي نيست كه توي اكران، فروش خيلي خوبي داشته باشد. نتيجة اخلاقي اين كه براي همچين فيلمي كه احتمال دارد عيد فطر هم اكران شود (به عنوان عيدي!) چنين حواشي اي لازم است. غير از فيلم ملاقلي پور، چهارشنبه سوري اصغر فرهادي و فيلم تقاطعِ ابوالحسن داوودي، بيشترين كانديداها را در جشن خانة سينما به خودشان اختصاص داده اند. يك نيم نگاهي هم به كافه ستاره سامان مقدم و چند كيلو خرما براي مراسم تدفين سامان سالور شده. راستي بدخواهان براي اين كه ما نتوانيم برنده هاي جشن خانة سينما را برايتان در اين شماره چاپ كنيم، جشن را درست آخر شب سه شنبه گذاشته اند، يعني همان موقعي كه صفحات مجله رفته اند براي چاپخانه و ديگر كاري از دست ما ساخته نيست. اي بابا، همه مي خواهند بگذارند توي كار همشهري جوان! (بابا توهم توطئه از خودمان دَرْ كرديم، جدي نگيريد.)
|
|
|
فيلم هاي اكران عيدفطر
س مثل سنتوري
انگار ما هم بدمان نمي آيد كه براي سينماي خودمان يك فصل جنجالي فروش تعريف كنيم، مثل هاليوودي ها كه هر سال روي فيلم هايي كه در تابستان قرار است اكران شوند الكي گرد و خاك مي كنند تا تنور فروش گرم تر شود. اين ور هم يكي دو موقع سال مثل عيد نوروز و عيد فطر الكي جارو جنجال به پا مي كنند. امسال هم خبر مي رسد كه براي اكران عيد فطر چند فيلم در رقابت سرسختانه اي هستند، سنتوري (علي سنتوري سابق كه احتمالا باز هم اسم آن تغيير خواهد كرد!) آخرين ساختة داريوش مهرجويي، م مثل مادر، آخرين ساختة رسول ملاقلي پور، و تلة سيروس الوند كه گلزار و افشار در آن بازي خواهند كرد، از نامزدهاي قوي اكران در فصل جنجالي اكران در عيد فطر هستند. اما نكتة جالب اين است كه با شروع تابستان، هاليوود انبوه فيلم هاي گيشه اي مانند اسپايدر من و دزدان دريايي كارائيب و... را اكران مي كند اما ما در اين فصل (كه متأسفانه فقط يك روز است!) فيلم سراسر تلخ و زنجموره م مثل مادر ملاقلي پور و يك فيلم دِپ پر از دود و منقل و اعتياد از مهرجويي را بايد تماشا كنيم. خوب به هر حال ما ايراني ها با تمام دنيا در تمامي سطوح بايد فرق هايي داشته باشيم، حالا به هر قيمتي كه شده!
|
|
|
دعوا بر سر اسكار
چهارشنبه طلايي
جشنواره هاي ريز و درشت از بزغالة طلايي اولان باتور گرفته تا نخل طلاي كن، هيچ وقت سينماي ما را تنها نگذاشته اند و هر سال به هر ضرب و زوري هم كه شده، آثار فوق متفاوت ما مي توانند، سي چهل جايزه كنار هم رديف كنند. اما با اين همه كيا و بيا و ترانزيت قانوني و غيرقانوني فيلم هاي ما به خارج از كشور، فقط اين اعضاي آكادمي اسكار هستند كه يا از درك فيلم هاي ما به كل عاجزند و يا اين كه كلا حال كرده اند فيلم هاي ايراني را در جشنشان راه ندهند. اما اصرار سينماگران ما هم براي شركت در اين جشن، بي دليل نيست. چون وقتي فيلم بچه هاي آسمان شد جزو پنج تا نامزد بهترين فيلم خارجي، مملكت را روي سرشان گذاشتند. اگر مجسمة طلايي اسكار را مي گرفتند كه ديگر در زمينة سينمايي هيچ چيز از خدا نمي خواستند و همه مي رفتند پي كار و زندگي خودشان!
اما امسال هم دوباره جنگ و جدل براي انتخاب فيلم نمايندة ايران در جشن اسكار بالا گرفته است. فيلمي كه بايد تا 10 مهر به آكادمي معرفي شود. اين فيلم توسط گروهي از فعالان سينماي ايران انتخاب خواهد شد كه از طيف هاي مختلفي هستند: از منوچهر محمدي تهيه كنندة مارمولك و سيروس الوند فيلمساز معروف بدنة ايران گرفته تا محمدرضا سكوت فيلم بردار صاحب سبك، و مجيد مجيدي، تنها نمايندة سال هاي قبل ايران در اسكار... اما به نظر مي رسد امسال هم تكليف فيلم انتخابي از قبل معلوم است. گويا چهارشنبه سوري، فيلم اصغر فرهادي، نامزد اصلي حضور در جشن اسكار است. هر چند فيلم چند كيلو خرما براي مراسم تدفين ساخته سامان سالور با پلنگ نقره اي كه از لوكارنو گرفت مي تواند كمي اين احتمال را جابه جا كند. به هر حال بايد تا 10 مهر منتظر ماند تا ببينيم امسال كدام فيلم از ايران مثل چند سال گذشته در آكادمي اسكار دماغ سوخته خواهد شد و هيچ قله اي را فتح نخواهد كرد!
ونيز تمام شد
بن افلك ستاره شد!
پيش بيني همه جور اتفاق غير منتظره اي را در جشنوارة ونيز مي شد كرد، به جز ستاره شدن بن افلك در اين جشنوارة معتبر اروپايي! حتي اهداي شير طلايي به يك فيلم چيني از يك كارگردان نه چندان مشهور، اتفاق عجيب و غريبي نبود، چون از اين جور اتفاق ها زياد در جشنواره ها مي افتد. اين فيلم چيني به اسم زندگي آرام در دقيقة نود، وارد مسابقه شد و در روزهاي آخر جشنواره، هيأت داوران را اين قدر تحت تأثير قرار داد كه شير طلايي را دودستي تقديمش كردند و پيش بيني بيشتر منتقدان كه شير طلايي را حق ملكه استفن فريزر و پاسبان امليو استيفز مي دانستند نقش بر آب كرد. اما اين شگفتي، پيشِ شگفتي بهترين بازيگر شدن بن افلك اصلا به حساب نمي آيد. آخر بن افلك، پاي ثابت جوايز بدترين هاي سينمايي سال (همان تمشك هاي معروف) است. ولي انگار بازي اش در نقش جورج ريوز (بازيگر نقش سوپرمن در دهه 50 در سريال هاي تلويزيوني) در فيلم سرزمين هاليوود اين قدر خوب بوده كه داوران اين جشنوارة هنري اروپايي را كه معمولا به هاليوودي ها محل نمي گذارند، سر وجد بياورد. بن افلك مثل اين كه خودش هم اين موفقيت را پيش بيني نمي كرد و در اختتاميه حضور پيدا نكرد و تصوير ويديويي اش را فرستاد. راستي جايزة بهترين كارگرداني هم به آلن رنه، فيلمساز معروف و كهنه كار فرانسوي رسيد كه پس از سال ها، فيلمي ساخته بود و ونيز هم با اين جايزه، اداي احترامي به اين كارگردان كرد.
پيام هاي كوتاه
مهدي صباغ زاده، ساخت جديدترين فيلمش را به اسم راننده تاكسي آغاز كرد.
جمشيد هاشم پور به جمع بازيگران فيلم فرود در غربت پيوست.
يازدهمين جشنوارة نمايش عروسكي تهران پايان يافت.
فلامك جنيدي هم به جمع بازيگران كار جديد مهران مديري پيوست.