همشهري جوان، رو كرد
پايان نرگس، لو رفت
همان طور كه داريد سريال نرگس را دنبال مي كنيد و مستحضر هستيد، چند قسمتي است كه هيچ اتفاق خاصي نمي افتد و به قول يارو گفتني: سريال از نفس افتاده و كم آورده. نمونة بارز اين ادعا همين مادربزرگ خودمان. تا قبل از سريال نرگس، ساعت 7 شب شام مي خورد و 9 نشده مي خوابيد. اما آن اوايل پخش سريال نرگس، تا يك ربع به يازده بيدار مي ماند و با چشمان گرد، ماجرا را دنبال مي كرد. شوكت را نفرين و براي سلامتي نرگس دعا مي كرد. تازه وقتي هم مي خوابيد، در خواب با شوكت دعوا مي كرد. خلاصه حسابي ماجرا داشتيم. اما از وقتي نسرين با ميني بوس شركت واحد رفت سفر و بچة هيولا صفتش را زاييد، ديگر مادربزرگ جلوي تلويزيون، نيم ساعتي چرت مي زند و تازه بي خيال بعضي قسمت ها مي شود و مي رود راحت مي خوابد. تازه خبر موثق داريم كه ميزان ترافيك تهران در ساعت پخش نرگس، دوباره افزايش يافته و ملت در خانه بند نمي شوند. اين از اين! اما حالا كه به آخرهاي سريال رسيديم، چند تا پيش بيني از پايان نرگس برايتان نقل مي كنيم تا كفتان ببرد:
شوكت، به عنوان جاسوس هسته اي دستگير مي شود.
بهروز خيانتكار با بستة پيشنهادي اروپا همراه با سولانا برمي گردد.
بهار بزرگ مي شود و انتقام اش را از شوكت مي گيرد.
همه همديگر را مي كشند. در صحنة پاياني، ابراهيمي ظاهر مي شود و مي گويد: فنيتو .
رستم، همه كاره است و همة خط ها را او به شوكت مي دهد.
نرگس از احسان طلاق مي گيرد و با شوكت ازدواج مي كند.
ادامه بدهيم؟ كفتان هنوز نبريده...؟!
توضيح: قابل توجه هفته نامه اي كه گفت وگوهاي پروندة نرگس ما را قلپي چاپ كرد. اين ها شوخي است، يك دفعه در صفحة اول مجله تان چاپ نكنيدها!
كل كل انتظامي و مهرجويي
جشن با شوخي اضافه
جشن و جايزه واقعا خيلي چيز خوبي است. ملت شونصد ساعت مي نشينند روي صندلي، گل مي گويند گل مي شنوند، تعارف تكه پاره مي كنند. نوشابه و هندوانه است كه باز مي شود و زير بغل مي رود. همه به هم جايزه و تنديس مي دهند، خلاصه حسابي خوش مي گذرد. يكي از همين جشن ها را هفتة قبل، مجلة دنياي تصوير برگزار كرد. آن هم در تالار بزرگ وزارت كشور كه همين جوري الكي، هر كسي را راه نمي دهند. جشن پر از مهرباني و خنده كه در آن، همه جايزه گرفتند؛ از پرويز پرستويي گرفته تا بهنوش بختياري. در اين جشن تقريبا تمام دار و دستة برره، جايزه گرفتند. مهران مديري، سيامك انصاري، بهنوش بختياري، نويسنده ها و تهيه كننده، كساني بودند كه تنديس گرفتند. فخيم زاده و نسرين مقانلو براي حس سوم، رؤيا نونهالي براي ماهي ها عاشق مي شوند. كيانيان براي يك بوس كوچولو، مجيدي براي بيد مجنون و فرهادي براي چهارشنبه سوري هم جايزه گرفتند. طبق روال چند سال گذشته هم پرويز پرستويي، بهترين بازيگر شد. اما چون از قديم گفته اند: هر قتلي با شوخي شروع مي شود ، اين جشن، شاهد يك شوخي بود كه كم كم بيخ پيدا كرد. موقعي كه قرار شد عزت الله انتظامي به داريوش مهرجويي جايزه بدهد، به طور كاملا شوخيانه (!) به مهرجويي پراند كه پول من را خورده اي. مهرجويي هم با لبخند و باز هم در اوج شوخ طبعي جواب داد تو خيلي پول دوستي. خلاصه اين حرف ها داشت شوخي شوخي كار دست همه مي داد كه ماجرا با خروج مهرجويي از سن و بعد سالن، ختم به خير شد و بدين ترتيب جشن دنياي تصوير با شوخي تمام شد. آخرين خبر هم اين كه انتظامي نامه اي نوشت و معذرت خواهي از مهرجويي و زندگي شيرين مي شود و از اين حرف ها.
|
|
|
كپي از پوستر آتش بس
كاناپه قرمز
آخر اين كار يعني چي؟ تقليد تا كجا؟ تا حالا مي رفتيد از روي فيلم هاي خارجي بي نام ونشان، كپي مي كرديد و نمونة ايراني اش را مي ريختيد تو حلق ملت، ما هيچي نمي گفتيم. فوقش بعضي از بر و بچه هاي ما كه تا به حال هر چي فيلم در عالم بشريت از زمان برادران لومير تا به حال ساخته شده ديده اند، يك افشاگري مختصري مي كردند و مي گفتند آره. اين فيلم درپيت از روي فلان فيلم قزميت ساخته شده. خلاصه مقداري شلوغش مي كردند و قضيه تمام مي شد. اما الان اگر آن ها بخواهند ساكت بمانند، ما نمي توانيم! حالا آمده ايد از روي پوستر فيلم وطني، كپي مي كنيد. آمده ايد يك كاناپة قرمز گذاشته ايد وسط و يكتا ناصر و امين حيايي را گذاشته ايد دو طرفش. كه بگوييد ما هم مثل آتش بس، كاناپة قرمز داريم. فكر كرده ايد ملت به خاطر كاناپة قرمز مي آيند سينما؟ فكر كرده ايد آتش بس به خاطر كاناپه، يك ميليارد فروش كرد؟ حالا كاناپه هيچي، يكتا ناصر و امين حيايي را هم مي خواهيد به جاي مهناز افشار و گلزار به خورد مردم بدهيد؟ تازه تهمينه ميلاني هم كه اين فيلم را نساخته. داستانش هم كه شبيه نيست. آخر چرا كپي برداري؟ بگذاريد لااقل عرق فروش آتش بس، خشك شود، بعد برويد ازش اين طوري كپي برداري كنيد. اسم اين فيلم چيه؟ اگر با اين همه توضيحات متوجه نشديد از چه فيلمي حرف مي زنيم، همان بهتر كه متوجه نشويد!
|
|
|
طنز 45 قسمتي قاجارها
بار ديگر، رضويان و مديري
همان طور كه قبلا هم به استحضارتان رسانديم، مهران خان مديري كه ديده اين چند مدت سيروس مقدم و شوكت چه خوني در جگر ملت كرده اند، دوباره مثل مرد عنكبوتي برگشته تا به اين همه غم و ماتم و بدبختي پايان بدهد. در همين راستا، خبر رسيده است كه مهران مديري قرار است از بيست و پنجم شهريور، كار جديدش را شروع كند. ولي چيزي كه عينهو توپ، همه جا را تركانده، بازگشت جواد رضويان به آغوش گروه مديري است. به غير از جواد رضويان، سيامك انصاري، شقايق دهقان، سحر جعفري جوزاني، محمدرضا هدايتي و سعيد پيردوست هم جزو بازيگرهاي اين سريال هستند. اگر هم دلتان را براي 90 قسمت صابون زده ايد، زهي خيال باطل! چون كار جديد مديري، فقط 45 قسمت است. اما گوشتان را بياوريد نزديك تر تا يك چيزي را يواشكي در گوشتان بگوييم... آ ها! خوبه... احتمالا اگر كار مديري بگيرد، مسؤولان شبكه 3 از او مي خواهند چند صد قسمت ديگر اضافه كند تا همه حالش را ببرند. نويسندگي كار هم طبق معمول به پيمان قاسم خاني و برادرش مهراب و اميرمهدي ژوله رسيده. ماجراي سريال هم دربارة خانواده اي است كه از دوران قاجار تا به حال، هيچ تغييري در زندگي شان نداده اند و الان دارند با اتفاقات امروزي روبه رو مي شوند. بايد ببينيم معجون جديد مهران مديري، چه مزه اي خواهد داشت. اميدواريم مثل هميشه، خوشمزه باشد.
|
|
|
كسي نيكلاس كيج را دوست ندارد!
شكست ناپذير ، شكست ناپذير است
سينماهاي آمريكاي شمالي، تعطيلات چهار روزة روز كارگر را خوب پشت سر نگذاشتند. در شرايطي كه انتظار مي رفت تركه مرد با بازي نيكلاس كيج و ليلي سوبيسكي در ژانر وحشت(!) فيلم پرفروش هفته باشد، براي دومين هفتة متوالي، اين شكست ناپذير بود كه در صدر جدول فروش قرار گرفت. البته مسأله، فروش خيره كنندة اين درام ورزشي مارك والبرگ و گرگ كينير نيست. فيلم آن ها اين هفته، تنها با 15 ميليون دلار، مجموع فروشش را به 38ميليون دلار رساند و در جاي اول قرار گرفت. در واقع تركه مرد نتوانست در چهار روز تعطيلي آخر هفته، بيشتر از 7/11ميليون دلار بفروشد. رقمي كه باعث شد حتي فيلم در جاي دوم هم قرار نگيرد و كرنك ، يك اكشن متداول هاليوودي كه چهرة شاخصي هم در خود ندارد، فيلم دوم جدول شد. نقدها هم دربارة اين فيلم نيل لابوت كه در كارنامه اش اثر پرفروش پرستار بتي را دارد، چندان مثبت نبود و تنها بازي كيج، مثل هميشه ستايش شد. هر چند اين تحسين ها هم دارد خطرناك مي شود و نشان مي دهد كيج، عملا غير از منتقدان، هيچ مدافع ديگري ندارد. عمدة آثار اين بازيگر در دو سال گذشته، شكست هاي مفتضحانة تجاري داشته اند.
|
|
|
ونيز ادامه دارد
شير، انگليسي است يا مكزيكي؟
جشنوارة ونيز ادامه دارد و تا اين جا (روزي كه اين خبر نوشته مي شود جشنواره در ميانه هاي راه است) دو فيلم، نظر داوران را به خود جلب كرده اند و احتمال مي رود اگر يكهو سر و كلة فيلمي عجيب و غريب (در مايه هاي آفسايد پناهي در سال قبل) پيدا نشود شيرطلايي به يكي از همين دو فيلم برسد. فيلم اول ملكه نام دارد كه آن را استفن فريزر ساخته است و داستانش دربارة روزهاي آخر زندگي و چگونگي مرگ پرنسس دايانا است. ساختار شبه مستند و بازي ها و چهره هاي مشابه به اين اتفاق معاصر، گويا حسابي به مذاق منتقدان و داوران ونيزي خوش آمده. فيلم دوم هم فرزندان انسان به كارگرداني آلفونسو كوآرون، كارگردان فوق العادة مكزيكي است كه يكي از اولين آثار تخيلي اين سال هاست كه از سوي منتقدان اروپايي هم تحويل گرفته شده. فيلم در سال 2027، زماني كه هيچ كودكي روي زمين باقي نمانده اتفاق مي افتد و در آن مثلث فوق العادة كلايو اوون، جولين مور و گري اولدمن، نقش هاي اصلي را بازي مي كنند. به نظر مي رسد اتفاق هاي ونيز به همين ها منحصر باشد.
پيام هاي كوتاه
فيلم چهارشنبه سوري اصغر فرهادي در جشنواره هاي نانت، شيكاگو و لندن، اكران مي شود.
رضا عطاران به جمع بازيگران سريال كتابخانه هدهد مرضيه برومند پيوست.
سامان مقدم كه اين روزها، كافه ستاره را روي پرده ها دارد، به زودي سريال نشاني را مي سازد.
عباس كيارستمي، به زودي ساخت جديدترين فيلمش را در تهران شروع مي كند.
فيلم كافه ستاره ساختة سامان مقدم در آمريكا و دوبي اكران مي شود.
تهمينه ميلاني، آبان ماه، ساخت فيلم جديدي را آغاز مي كند.