- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۸۴ - شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۵ - - Sep 9, 2006
docharkhe
نسرين و بهارهيولا
با توجه به رشد ثانيه اي بهار، نتوانستيم عكسي از ايشان تهيه كنيم كه با زمان چاپ همخواني داشته باشد!(بابا عكس تزئيني است،جدي نگيريد)
008694.jpg
در عرض 2 ماه گذشته، هر چي نامه و ميل به ستون گوي و تمشك مي رسيد، دربارة سريال نرگس بود. اما در چند مورد، موضوع تمشك ها به اجماع رسيده بود. يكي اش هفتة قبل كه براي يك سوتي، 14 تا تمشك داشتيم. (هنوز هم دارد تعدادشان زيادتر مي شود.) ماجرا از اين قرار بود كه بهروز به نسرين زنگ زده بود، اولش گفته بود: آدرس اين جايي را كه مي گويم يادداشت كن. ولي بدون اين كه آدرس را بگويد، قطع كرده بود. ديگري هم همين هفته، همان طور كه در ستون گوي و تمشك مي بينيد، براي رشد هيولايي بهار، دختر نسرين، كه دو روزه مودار و النگودار و خيلي چيزهاي ديگردار شد، تا به حال 10 تمشك ارسال كرده ايد. با توجه به استعداد رو به رشد سريال نرگس در تمشك خوري و فرا رسيدن فصل برداشت تمشك، در پايان امسال مطمئنا نرگس با فاصلة زياد، ركورددار تمشك گيري مي شود و پيش بيني ما در شمارة ويژة نوروز به حقيقت مي پيوندند تا مثل هميشه پيش بيني هايمان درست از آب دربيايد! همين جا لازم مي دانيم از زحمات سازندگان نرگس، علي الخصوص سيروس مقدم، در پر بار و مردمي كردن ستون گوي و تمشك، مراتب تشكر و امتنان خود و اهالي همشهري جوان را ابراز كرده و براي موفقيت ايشان در كسب اجازة لازم، جهت ساخت سريال هاي جديد، آرزوي توفيق نماييم!راستي كسي از بچه سمانه و هدايت خبري دارد؟ اگر اطلاعي از اين كودك گمشده داريد خبر بدهيد و ملتي را از نگراني برهانيد!

جورج بوش ترور شد!
اين همان صحنه ترورساختگي است
008670.jpg
اهالي تلويزيون انگلستان فيلمي ساخته اند با نام مرگ رئيس جمهور كه همه را غافلگير كرده است. قصه را داشته باشيد: سال 2007، جورج بوش در يك سخنراني حرف هاي هميشگي اش را تكرار مي كند و در جواب سؤالات ضدجنگ هم چند جواب پرت و پلا مي دهد. بعد وقتي پايين مي آيد، از سوي يك تيرانداز مورد سوءقصد قرار مي گيرد و ترور مي شود. فيلم دربارة عواقب و دلايل اين ترور است. ماجرا اين است كه آقاي كارگردان انگليسي، فيلمي داستاني با ظاهر مستند و بازيگراني با حداكثر شباهت و البته استفادة بهينه از كامپيوتر ساخته است تا نشان دهد مزخرف گويي هاي بوش ممكن است كار دستش دهد. از يك طرف فيلم اثري قابل تأمل شده تا آن حد كه قرار است در تورنتو هم نمايش داده شود، از طرف ديگر، كاخ سفيد اعتراض كرده كه اين فيلم مي تواند آدم هايي را وسوسه كند تا سعي كنند عين اين حادثه را در عالم واقعيت بازسازي كنند. براي سينما كاركرد از اين بيشتر مي خواهيد؟

اين روزها چهار سريال از مرحوم رضا سعيدي پخش مي شود
مردي كه زود رفت
008658.jpg
احسان ناظم بكايي
اين كه به طور همزمان، چهار سريال با بازي يك نفر در طول هفته روي آنتن برود، اتفاق بسيار نادري است. اتفاقي كه اين روزها براي رضا سعيدي، بازيگر خوب سينما، تئاتر و تلويزيون كشورمان افتاده. ولي حيف، خودش در ميان ما نيست تا ببيند چطور سريال هاي مختلف را قبضه كرده است.
سعيدي در باران بهاري كه شنبه ها از شبكه اول پخش مي شود، نقش مثبتي دارد. چهارشنبه شب ها به طور كل، اختصاص به او دارد. ساعت 9 شب، بوي گل هاي وحشي (آخرين كاري كه انجام داد و وسط اين سريال درگذشت) از شبكه دوم پخش مي شود. او در اين سريال، مربي فوتبال است. يك ساعت بعد، سعيدي را با لباس سركارگري در سريال نسيم وصل از شبكه اول مي بينيم. جمعه ها هم در راز ققنوس شبكه 5 نقش خلافكار حرفه اي را بازي مي كند. چهار نقش متفاوت با چهار گريم متفاوت تر.
رضا سعيدي در سال 1338 در مشهد به دنيا آمد. از يازده سالگي وارد تئاتر شد و كارهاي زيادي را بازي و كارگرداني كرد؛ تا اين كه در دومين جشنواره تئاتر فجر، جايزة بهترين بازيگر را به خاطر بازي در نمايش مظلوم پنجم به دست آورد.
به غير از تئاتر، او در فيلم هايي مثل مارمولك و ديوانه اي از قفس پريد هم بازي هاي ماندگاري داشت. بازي او در نقش ابن زياد در سريال حديث دشت عشق او را به مردم شناساند و بعد با نقش هايش در سريال هاي ولايت عشق، تنهاترين سردار، فرار بزرگ و سايه آفتاب، قدرت بازيگري خودش را نشان داد.
تريپ رضا سعيدي مثل مهدي فتحي بود؛ از آن دسته بازيگرهايي كه تئاتر را خورده بودند و در سينما و تلويزيون، نقش هاي كوچكي به شان مي رسيد. اما آن نقش هاي كوچك را آن قدر مقتدرانه بازي مي كردند كه همه را تحت تأثير خودشان قرار مي دادند. عاقبت هم سعيدي در حالي كه فقط 46 سالش بود، در رامسر، وسط فيلم برداري سريال بوي گل هاي وحشي دچار حملة قلبي شد و درگذشت.
با اين كه اين هنرمند، 20 آذر 1384 از بين ما رفت، ولي هنرش در ميان ما زنده است. اين را از اين چهار تا سريال مي شود فهميد.

008748.jpg

نرگس هسته اي
منصور سوار بر ماشين، تلفني به سمانه مي گويد: الان دارم مي روم يك جايي كار دارم، نمي توانم بروم دادگاه. صحنة بعدي، منصور وارد رآكتور هسته اي دانشگاه تهران مي شود. راهنماي همراه او، تاريخچه اي دربارة رآكتور و اين كه اين  جا را آمريكايي ها قبل از انقلاب ساخته اند، مي دهد و بعد دربارة پيشرفت هاي هسته اي كه الان اتفاق افتاده، كاملا كتابي و اتوكشيده حرف مي زند. صحنة بعد، منصور در ميزگردي حضور دارد كه كارشناس ها دارند دربارة پنج شاخة مختلف انرژي هسته اي حرف مي زنند. يكهو وسط حرف ها، منصور دستش را بالا مي برد و بعد از اجازه گرفتن مي گويد: وقتش است شرق به پا خيزد و اين  بار، آفتاب از شرق طلوع كند. با اين پيام، تصوير قطع مي شود و بر مي گرديم به ادامة ماجراي سريال نرگس. راستش، اين درست كه انرژي هسته اي حق مسلم ماست و سريال نرگس هم پر بيننده ترين سريال است. ولي وارد كردن سوژة ملي هسته اي، آن هم به صورت كاملا بي ربط به سريال نرگس، كه هيچ كمكي به روند قصه نمي كند، باعث مي شود اين ماجراي ملي، لوث شود و ما را وادار كند به خاطر سرسري برخورد كردن با انرژي هسته اي، يك تمشك اساسي آبدار بدهيم.

غذاي زهره
اسماعيل تنهايي وارد خانة شوكت مي شود. شوكت از او مي پرسد: زهره، غذا نداد، بياري؟ انگار نويسندة گرامي به آخرهاي سريال نرگس كه رسيده، همة اسم ها را قاتي كرده. چون اسم زن اسماعيل، پري است و زهره هم خواهر پري است و به اسماعيل ربطي ندارد، تا غذاي خواهر زنش را براي پدر زنش بياورد. شايد هم شوكت از ترس بهار، بچة نسرين كه دارد مثل هيولا بزرگ مي شود، قاتي كرده است.

جلد همشهري جوان در تلويزيون
دوشنبه شب، سه بخش خبري از سه شبكة مختلف تلويزيون دربارة سريال نرگس، برنامه اي را نشان دادند. در هر سه برنامه، رو جلد دو هفتة پيش همشهري جوان كه نصفش گلدره و نصف ديگرش اسكندري بود را بدون لوگوي مجله نشان دادند. جا دارد همين جا به اين حُسن انتخاب تلويزيوني ها كه اين طرح را براي برنامه شان انتخاب كردند، گوي داد.

آغاز طوفاني
تصاويري از هتل محل اقامت تيم ملي در كره، همراه با صداي مزدك ميرزايي پخش مي شود. به غير از گزارش سفرنامه اي مزدك، تفسير بازي ايران با كره، مرور جام جهاني، وضعيت ورزشگاه تختي اهواز و تيم هاي پرسپوليس و استقلال، از بخش هاي ديگر نود بود. عادل نشان داد با دست پر آمده. ما هم گوي را به اولين برنامة نود تقديم مي كنيم.
008745.jpg
Javan-CinemaTV@ Hamshahri.org
آواز شجريان
محمد هاشمي: سه شنبه شب، برنامة مجله فرهنگي هنري 1، از شبكه اول پخش مي شد، در قسمت هايي از برنامه، مراسم تجليل از جليل شهناز پخش شد كه در آن، محمد رضا شجريان بعد از سخنراني به افتخار شهناز به صورت بداهه و بدون موسيقي، چند بيت آواز خواندند. شنيدن صداي شجريان در آن موقع شب و از شبكه اول، ارزش گوي دادن به شبكه يكي ها را دارد.

ستاره پلوتو
عليرضا جوشقاني: گويندة اخبار شبكه 4، دربارة حذف سياره پلوتو از منظومه شمسي گفت: با حذف پلوتو، منظومة شمسي داراي 8 ستاره است. چهارم دبستان كه بوديم به ما ياد دادند كه به آن هايي كه دور خورشيد مي چرخند، سياره مي گويند نه ستاره!

گوي و تمشك شما هم رسيد:
محمد بابايي، خشايار معروفي، شيوا وثوقي، نازنين سپهري، پگاه انصاري، فاطمه توراني، مسعود سليماني، ويدا عباسي، حسين آدينه، اسدالله عسگرپور، ملوس مشتاق شهميري، شاهين روحي، محمد مهدي صدر فراتي، زهرا خلجي، عسل هوشيار، امير حسن جعفري، علي كسايي ،حميدصبوري زاده،تارا حسني، محسن سليماني و سميرا سلطاني.

رويدادهفته
همشهري جوان، رو كرد
پايان نرگس، لو رفت

همان طور كه داريد سريال نرگس را دنبال مي كنيد و مستحضر هستيد، چند قسمتي است كه هيچ اتفاق خاصي نمي افتد و به قول يارو گفتني: سريال از نفس افتاده و كم آورده. نمونة بارز اين ادعا همين مادربزرگ خودمان. تا قبل از سريال نرگس، ساعت 7 شب شام مي خورد و 9 نشده مي خوابيد. اما آن اوايل پخش سريال نرگس، تا يك ربع به يازده بيدار مي ماند و با چشمان گرد، ماجرا را دنبال مي كرد. شوكت را نفرين و براي سلامتي نرگس دعا مي كرد. تازه وقتي هم مي خوابيد، در خواب با شوكت دعوا مي كرد. خلاصه حسابي ماجرا داشتيم. اما از وقتي نسرين با ميني بوس شركت واحد رفت سفر و بچة هيولا صفتش را زاييد، ديگر مادربزرگ جلوي تلويزيون، نيم ساعتي چرت مي زند و تازه بي خيال بعضي قسمت ها مي شود و مي رود راحت مي خوابد. تازه خبر موثق داريم كه ميزان ترافيك تهران در ساعت پخش نرگس، دوباره افزايش يافته و ملت در خانه بند نمي شوند. اين از اين! اما حالا كه به آخرهاي سريال رسيديم، چند تا پيش بيني از پايان نرگس برايتان نقل مي كنيم تا كفتان ببرد:
شوكت، به عنوان جاسوس هسته اي دستگير مي شود.
بهروز خيانتكار با بستة پيشنهادي اروپا همراه با سولانا برمي گردد.
بهار بزرگ مي شود و انتقام اش را از شوكت مي گيرد.
همه همديگر را مي كشند. در صحنة پاياني، ابراهيمي ظاهر مي شود و مي گويد: فنيتو .
رستم، همه كاره است و همة خط ها را او به شوكت مي دهد.
نرگس از احسان طلاق مي گيرد و با شوكت ازدواج مي كند.
ادامه بدهيم؟ كفتان هنوز نبريده...؟!
توضيح: قابل توجه هفته نامه اي كه گفت وگوهاي پروندة نرگس ما را قلپي چاپ كرد. اين ها شوخي است، يك دفعه در صفحة اول مجله تان چاپ نكنيدها!
008637.jpg
كل كل انتظامي و مهرجويي
جشن با شوخي اضافه

جشن و جايزه واقعا خيلي چيز خوبي است. ملت شونصد ساعت مي نشينند روي صندلي، گل مي گويند گل مي شنوند، تعارف تكه پاره مي كنند. نوشابه و هندوانه است كه باز مي شود و زير بغل مي رود. همه به هم جايزه و تنديس مي دهند، خلاصه حسابي خوش مي گذرد. يكي از همين جشن ها را هفتة قبل، مجلة دنياي تصوير برگزار كرد. آن هم در تالار بزرگ وزارت كشور كه همين جوري الكي، هر كسي را راه نمي دهند. جشن پر از مهرباني و خنده كه در آن، همه جايزه گرفتند؛ از پرويز پرستويي گرفته تا بهنوش بختياري. در اين جشن تقريبا تمام دار و دستة برره، جايزه گرفتند. مهران مديري، سيامك انصاري، بهنوش بختياري، نويسنده ها و تهيه كننده، كساني بودند كه تنديس گرفتند. فخيم زاده و نسرين مقانلو براي حس سوم، رؤيا نونهالي براي ماهي ها عاشق مي شوند. كيانيان براي يك بوس كوچولو، مجيدي براي بيد مجنون و فرهادي براي چهارشنبه سوري هم جايزه گرفتند. طبق روال چند سال گذشته هم پرويز پرستويي، بهترين بازيگر شد. اما چون از قديم گفته اند: هر قتلي با شوخي شروع مي شود ، اين جشن، شاهد يك شوخي بود كه كم كم بيخ پيدا كرد. موقعي كه قرار شد عزت الله انتظامي به داريوش مهرجويي جايزه بدهد، به طور كاملا شوخيانه (!) به مهرجويي پراند كه پول من را خورده اي. مهرجويي هم با لبخند و باز هم در اوج شوخ طبعي جواب داد تو خيلي پول  دوستي. خلاصه اين حرف ها داشت شوخي شوخي كار دست همه مي داد كه ماجرا با خروج مهرجويي از سن و بعد سالن، ختم به خير شد و بدين ترتيب جشن دنياي تصوير با شوخي تمام شد. آخرين خبر هم اين كه انتظامي نامه اي نوشت و معذرت خواهي از مهرجويي و زندگي شيرين مي شود و از اين حرف ها.
008634.jpg
كپي از پوستر آتش بس
كاناپه قرمز

آخر اين كار يعني چي؟ تقليد تا كجا؟ تا حالا مي رفتيد از روي فيلم  هاي خارجي بي نام ونشان، كپي مي كرديد و نمونة ايراني اش را مي ريختيد تو حلق ملت، ما هيچي نمي گفتيم. فوقش بعضي از بر و بچه هاي ما كه تا به حال هر چي فيلم در عالم بشريت از زمان برادران لومير تا به حال ساخته شده ديده اند، يك افشاگري مختصري مي كردند و مي گفتند آره. اين فيلم درپيت از روي فلان فيلم قزميت ساخته شده. خلاصه مقداري شلوغش مي كردند و قضيه تمام مي شد. اما الان اگر آن ها بخواهند ساكت بمانند، ما نمي توانيم! حالا آمده ايد از روي پوستر فيلم وطني، كپي مي كنيد. آمده ايد يك كاناپة قرمز گذاشته ايد وسط و يكتا ناصر و امين حيايي را گذاشته ايد دو طرفش. كه بگوييد ما هم مثل آتش بس، كاناپة قرمز داريم. فكر كرده ايد ملت به خاطر كاناپة قرمز مي آيند سينما؟ فكر كرده ايد آتش بس به خاطر كاناپه، يك ميليارد فروش كرد؟ حالا كاناپه هيچي، يكتا ناصر و امين حيايي را هم مي خواهيد به جاي مهناز افشار و گلزار به خورد مردم بدهيد؟ تازه تهمينه ميلاني هم كه اين فيلم را نساخته. داستانش هم كه شبيه نيست. آخر چرا كپي برداري؟ بگذاريد لااقل عرق فروش آتش بس، خشك شود، بعد برويد ازش اين طوري كپي برداري كنيد. اسم اين فيلم چيه؟ اگر با اين همه توضيحات متوجه نشديد از چه فيلمي حرف مي زنيم، همان بهتر كه متوجه نشويد!
008652.jpg
طنز 45 قسمتي قاجارها
بار ديگر، رضويان و مديري

همان طور كه قبلا هم به استحضارتان رسانديم، مهران خان مديري كه ديده اين چند مدت سيروس مقدم و شوكت چه خوني در جگر ملت كرده  اند، دوباره مثل مرد عنكبوتي برگشته تا به اين همه غم و ماتم و بدبختي پايان بدهد. در همين راستا، خبر رسيده است كه مهران مديري قرار است از بيست و پنجم شهريور، كار جديدش را شروع كند. ولي چيزي كه عينهو توپ، همه جا را تركانده، بازگشت جواد رضويان به آغوش گروه مديري است. به غير از جواد رضويان، سيامك انصاري، شقايق دهقان، سحر جعفري جوزاني، محمدرضا هدايتي و سعيد پيردوست هم جزو بازيگرهاي اين سريال هستند. اگر هم دلتان را براي 90 قسمت صابون زده  ايد، زهي خيال باطل! چون كار جديد مديري، فقط 45 قسمت است. اما گوشتان را بياوريد نزديك  تر تا يك چيزي را يواشكي در گوشتان بگوييم... آ ها! خوبه... احتمالا اگر كار مديري بگيرد، مسؤولان شبكه 3 از او مي  خواهند چند صد قسمت ديگر اضافه كند تا همه حالش را ببرند. نويسندگي كار هم طبق معمول به پيمان قاسم خاني و برادرش مهراب و اميرمهدي ژوله رسيده. ماجراي سريال هم دربارة خانواده اي است كه از دوران قاجار تا به حال، هيچ تغييري در زندگي شان نداده اند و الان دارند با اتفاقات امروزي روبه رو مي شوند. بايد ببينيم معجون جديد مهران مديري، چه مزه  اي خواهد داشت. اميدواريم مثل هميشه، خوشمزه باشد.
008667.jpg
كسي نيكلاس كيج را دوست ندارد!
شكست ناپذير ، شكست ناپذير است

سينماهاي آمريكاي شمالي، تعطيلات چهار روزة روز كارگر را خوب پشت سر نگذاشتند. در شرايطي كه انتظار مي رفت تركه مرد با بازي نيكلاس كيج و ليلي سوبيسكي در ژانر وحشت(!) فيلم پرفروش هفته باشد، براي دومين هفتة متوالي، اين شكست ناپذير بود كه در صدر جدول فروش قرار گرفت. البته مسأله، فروش خيره كنندة اين درام ورزشي مارك والبرگ و گرگ كينير نيست. فيلم آن ها اين هفته، تنها با 15 ميليون دلار، مجموع فروشش را به 38ميليون دلار رساند و در جاي اول قرار گرفت. در واقع تركه  مرد نتوانست در چهار روز تعطيلي آخر هفته، بيشتر از 7/11ميليون دلار بفروشد. رقمي كه باعث شد حتي فيلم در جاي دوم هم قرار نگيرد و كرنك ، يك اكشن متداول هاليوودي كه چهرة شاخصي هم در خود ندارد، فيلم دوم جدول شد. نقدها هم دربارة اين فيلم نيل لابوت كه در كارنامه اش اثر پرفروش پرستار بتي را دارد، چندان مثبت نبود و تنها بازي كيج، مثل هميشه ستايش شد. هر چند اين تحسين ها هم دارد خطرناك مي شود و نشان مي دهد كيج، عملا غير از منتقدان، هيچ مدافع ديگري ندارد. عمدة آثار اين بازيگر در دو سال گذشته، شكست هاي مفتضحانة تجاري داشته اند.
008664.jpg
ونيز ادامه دارد
شير، انگليسي است يا مكزيكي؟

جشنوارة ونيز ادامه دارد و تا اين جا (روزي كه اين خبر نوشته مي شود جشنواره در ميانه هاي راه است) دو فيلم، نظر داوران را به خود جلب كرده اند و احتمال مي رود اگر يكهو سر و كلة فيلمي عجيب و غريب (در مايه هاي آفسايد پناهي در سال قبل) پيدا نشود شيرطلايي به يكي از همين دو فيلم برسد. فيلم اول ملكه نام دارد كه آن را استفن فريزر ساخته است و داستانش دربارة روزهاي آخر زندگي و چگونگي مرگ پرنسس دايانا است. ساختار شبه مستند و بازي ها و چهره هاي مشابه به اين اتفاق معاصر، گويا حسابي به مذاق منتقدان و داوران ونيزي خوش آمده. فيلم دوم هم فرزندان انسان به كارگرداني آلفونسو كوآرون، كارگردان فوق العادة مكزيكي  است كه يكي از اولين آثار تخيلي اين سال هاست كه از سوي منتقدان اروپايي هم تحويل گرفته شده. فيلم در سال 2027، زماني كه هيچ كودكي روي زمين باقي نمانده اتفاق مي افتد و در آن مثلث فوق العادة كلايو اوون، جولين مور و گري اولدمن، نقش هاي اصلي را بازي مي كنند. به نظر مي رسد اتفاق هاي ونيز به همين ها منحصر باشد.

پيام هاي كوتاه
فيلم چهارشنبه سوري اصغر فرهادي در جشنواره هاي نانت، شيكاگو و لندن، اكران مي شود.
رضا عطاران به جمع بازيگران سريال كتابخانه هدهد مرضيه برومند پيوست.
سامان مقدم كه اين روزها، كافه ستاره را روي پرده ها دارد، به زودي سريال نشاني را مي سازد.
عباس كيارستمي، به زودي ساخت جديدترين فيلمش را در تهران شروع مي  كند.
فيلم كافه ستاره ساختة سامان مقدم در آمريكا و دوبي اكران مي  شود.
تهمينه ميلاني، آبان ماه، ساخت فيلم جديدي را آغاز مي كند.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
نسرين و بهارهيولا
جورج بوش ترور شد!
مردي كه زود رفت
رويدادهفته
ورزشي
گتوزو بيجا كرد...
نيمكت جادويي
روزهاي خوش حاج محمود
فقط مي دانم مسابقات آبان ماه است!
رويدادهفته
ژني به نام فوتبال
گيرم پدر تو بود گلزن!
اين اسم هاي بزرگ و بي خاصيت
كسي نمي تواند جلوي من را بگيرد حتي بابام!
ظهور يك جوجه عقاب
آفتاب در آسمان ميلان
تاريخچه
ترين ها
بوداي كوچك
اجتماعي
تيزي زبانت را به سوي آن كه به تو حرف زدن آموخته، نشانه نرو
زندگي
توريست ها در خانه
نرگس در خدمت پزشكان
رويدادهفته
فقط رياضي محض!
سينما
افسانه هاي پاييزي
كازينو رويال
كوكب سياه
بابل
ماري آنتوانت
پرچم هاي پدران ما
چشمه
راكي بالبوا
همه مردان شاه
مرحوم شده
آلماني خوب
دانش
ابرقدرت هاي حيواني
روزها
روز ما را به فردايش گره بزن
اينك آخرالزمان
آغازي بر يك پايان
رويدادها
هنر روز
پنجره هاي آبي كوه هاي سبز
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  روزها  |
|  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |
|  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |