مسافركش هاي موتوري جمع مي شوند
موي فرفري ممنوع!
ما به همة كساني كه پيش از اين، دير از خواب بيدار مي شدند تسليت مي گوييم. ما به كساني كه با نشستن بر ترك يك دستگاه موتورسيكلت تندرو و رد شدن از بين اتومبيل هاي گير كرده در ترافيك، به خيال خود بدقولي ها را كاهش مي دادند و خود را به موقع سر قرار مي رساندند، عرض شرمندگي داريم. مجلس شور اول طرحي را تصويب كرده كه بر اساس آن مسافركشي با موتورسيكلت ممنوع خواهد شد.
اين طرح اگر به تصويب نهايي برسد، 60 تا خاصيت دارد يكي از يكي بهتر. اولي اش خلاص شدن از دست اين انبوه موتورسوارهاست كه هيچ قانوني را به رسميت نمي شناسند و خيابان ها را ناامن مي كنند. دومي اش هم اين است كه موتورسواران محترم موتورهايشان را مي فروشند و ان شاءالله با تدبير وزارت كار مي روند سر يك كار آبرومند و نان و آبدار. از همة خواص اين قانون مهم تر هم اين است كه از اين پس، شاهد موهاي وزوزي و بادخوردة عزيزان، همكاران و دوستان و آشنايان نخواهيم بود و از اين عذاب اليم خلاص مي شويم. خلاص.
صحنه سازي براي صحنه هاي واقعي
بدلكاري با پليس
بدلكاري كه فقط پريدن توي دره و زير ماشين رفتن و له شدن نيست؛ خيلي جاها مي تواند مفيدتر از اين هم باشد. فكرش را بكنيد. همان آدمي كه تا ديروز توي كبري 11 معلق مي زد، حالا مي تواند جلوي چشم جناب سرهنگ ادارة آگاهي تير بخورد و بيفتد روي زمين. براي چي؟
براي اين كه به پيدا شدن قاتل كمك كرده باشد. بله، گروه بدلكاران حرفه اي ايران اعلام كرده اند كه حاضرند براي بازسازي صحنة جنايت با پليس همكاري كنند. ظاهرا اين گروه تصميم گرفته حسابي خودش را مطرح كند، براي همين هم اعضاي آن از دو هفتة پيش، تمريناتشان را شروع كرده اند. آن ها مي خواهند از بالا و پايين پريدن هايشان، يك كليپ تبليغاتي بسازند. البته اين همة ماجرا نيست. بدلكارها از چند روز پيش اجراي شهري را هم قاتي بقية برنامه هايشان كرده اند. به اين صورت كه در سطح شهر حركت مي كنند و حركات عجيب و غريب انجام مي دهند.
با اين حساب اگر روزي روزگاري ديديد وسط خيابان يك عده دنبال هم مي دوند و به سمت همديگر شليك مي كنند و يكي يكي مي ميرند، لازم نيست از ترس سكته كنيد، احتمالا بدلكارها مشغول اجراي نمايش هستند. شايد هم پليس دارد صحنة جنايت را بازسازي مي كند. به هر حال خيلي بعيد است كه اين صحنه، يك تعقيب و گريز واقعي باشد!
تونل رسالت به يغما رفت
آفتابه دزدها، كپسول دزد شدند
بعضي ها مي گويند دستشويي هاي احداث شده در اطراف تخت جمشيد شلنگ كه ندارد هيچ، آفتابه هم در آن پيدا نمي شود. بحث آفتابه را پيش مي كشند و كليد مي كنند به مسؤولين كه آبروي ما را جلوي توريست ها برده اند با اين بي توجهي شان. مي گويند اگر يك توريست، گلاب به رويتان كار واجبي برايش پيش بيايد، مي رود جايي كه نه دري دارد نه دستگيره اي، نه آبي، نه آفتابه اي، نه هيچي! خب حق دارند. شير آب و شلنگ را كه ديگر نمي توانند بگذارند داخل گاوصندوق. هي مي آيند نصب مي كنند و هنوز رويشان را بر نگردانده، غيب مي شود اين وسايل. كش مي روند آقا! حالا آن جا كه وسط برهوت است. در همين تونل رسالت خودمان كه وسط پايتخت هم قرار دارد، از زمان افتتاح تا امروز كه مي شود حول و حوش 50 روز، 42 كپسول آتش نشاني نصب شده، ولي عين آمار هر 42 تا به سرقت رفته. شهرداري تهران مانده كپسول ها را شش قفله كند به سقف تونل يا كماكان بگذارد دم دست؟! البته فلسفة كپسول آتش نشاني مي طلبد كه دم دست نصب شود. ولي وقتي به آفتابه رحم نمي كنند، تعجب دارد اگر يك روز بيايند و كپسول آتش نشاني را چهارميخ كنند به سقف تونل رسالت؟!
ما كه مي گوييم اصلا هم تعجب ندارد. تازه اين طوري، تونل رسالت هم مثل تخت جمشيد مي شود جاذبة توريستي! فكرش را بكنيد، از آن سر دنيا مي آيند فقط براي اين كه ببينند ما كپسول هاي اطفاي حريق مان را با قفل و زنجير مي چسبانيم به سقف تونل هايمان كه دست هيچ بني بشري به آن نرسد، حتي اگر حريقي رخ داد!
احضار كاردار سوئيس به همشهري جوان
من هيچ كاره بيدم!
بايد يك فكر اساسي براي اين آمريكايي ها كرد. شورش را درآورده اند ديگر. دولتشان را مي گوييم ها. خبر هفتة پيش را كه خاطرتان هست؟ همان كه نوشتيم بچه هاي خودرو خورشيدي دانشگاه تهران را لاستيك نگاري كرده اند و آن ها را برگردانده اند تهران. حالا هم در حالي كه هنوز مركب آن خبر خشك نشده، همين دوسه هفته پيش برداشته اند از ورود بيش از 100 نفر از بروبچه هاي انجمن دانش آموختگان دانشگاه صنعتي شريف كه رفته بودند در يك نشست در سانتاكلارا شركت كنند، جلوگيري كرده اند. اين قدر اين برخورد توهين آميز بوده كه آقاي رالف سيسرون ، رئيس فرهنگستان علوم آمريكا برداشته بلافاصله يك نامه براي سهراب پور، رئيس دانشگاه صنعتي شريف نوشته. ايشان در اين نامه تأكيد كرده كه نه تنها اين وسط هيچ كاره است بلكه عميقا هم متأسف و نگران است.
اگر اين كاردار سفارت سوئيس را اجازه مي دادند كه ما احضارش كنيم به دفتر همشهري جوان و به اين ترتيب مجبور مي شد هر دفعه 6طبقه را بدون آسانسور و با استعانت از راه پله ها طي مسير كند، گوشي دستش مي آمد. بعد هم از ترس اين كه ديگر گذرش به اين طرف ها نيفتد، بيشتر حواسش جمع حركات رفقاي بي فرهنگشان مي شد.
كارت تخفيف براي دانشجويان فعال
موزه ها گردگيري مي شوند
يك زماني بود ملت مي آمدند در دانشگاه ها (منظورمان از ملت، دانشجويان هستند) و به اندازة چندين و چند وانت بار كار فرهنگي انجام مي دادند. آن وقت دريغ از يك پاپاسي كمك مالي دانشگاه. دريغ از يك نمك آبرود تشويقي يا يك حرفي، حديثي كه دلشان به ادامة كار خوش شود.
حالا تشويق و جايزه و كمك مالي به فعالين فرهنگي دانشگاه ها به كنار، بايد مي رفتند دخيل مي بستند كه زيرآب شان نخورد و كارشان به جاهاي باريك كشيده نشود.
اما حالا چي؟ مهرماه امسال، حداقل يكصد هزار دانشجوي فعال فرهنگي فرهنگ كارت دانشجو مي گيرند. به اسم عجيب و غريب اين كارت نگاه نكنيد! (آخر اين هم شد اسم؟!) مدير كل فرهنگي وزارت علوم مي گويد دانشجويان فعال حوزه فرهنگي، با استفاده از اين كارت كه توسط وزارت علوم شارژ مي شود، مي توانند بروند براي خودشان تخفيف بگيرند.
كجا؟ هنوز نگفته ايم كه از كجاها مي توانيد تخفيف بگيريد كه داريد مي رويد سراغ خبر بعدي! سينماها، فرهنگسراها و موزه ها و غيره، همان جاهايي هستند كه مي شود از اين كارت ها استفاده كرد.
يك روش بدون درد
زايمان در آب
يك خبر كاملا علمي تخصصي كه اصلا هم شوخي بردار نيست. دبيرانجمن علمي مامايي ايران اعلام كرده است زايمان در آب، يكي از 17 روش غيردارويي كاهش درد زايمان طبيعي است. در اين روش در صورتي كه، مادر هيچ عارضة خاصي نداشته باشد، مي تواند در كمترين زمان و با كمترين درد، كودك را به دنيا بياورد.
خانم ناهيد خداكرمي دربارة روش زايمان در آب، توضيحات كامل و مفصلي داده. در اين روش، وان هاي مخصوص كه كاملا ضدعفوني شده و در اتاق هاي زايمان تعبيه شده اند، از آب ولرم معمولي پر مي شوند و مادر پس از آغاز درد زايمان، بدون هيچ مداخله اي و تنها با كنترل خارجي كه توسط يك ماما انجام مي شود، مرحلة زايمان خود را بدون هيچ خطري طي مي كند.
دكتر خداكرمي تأكيد مي كند: اين روش، مدت زمان درد ناشي از زايمان و اضطراب مادر بر اثر احساس آرامش و سبكي اي كه آب برايش ايجاد مي كند، به طور مطلوبي كاهش مي دهد و زايمان براي مادر بسيار خوشايند مي شود.
ايشان يك چيز ديگر هم گفته اند كه خدايي اش خيلي جالب است. اين كه براي تأمين بيشتر آرامش خاطر مادر مي توان از موسيقي دلخواه هم استفاده كرد.
پيش فروش خانه ابدي منتفي است
فاتحه!
اين طور كه پيش مي رود، گمان مي كنيم در آينده اي نه چندان دور بايد براي كاهش آمار بيكاري و در راستاي اشتغال زايي در سطح كلان، برويم متمركز شويم روي مرده شوري و قبركني!
كم چيزي نيست كه! در حالي كه محصولات ايران خودرو و سايپا همين طور دارد با وام هاي بدون ضامن، پيش فروش مي شود، از آن طرف مديرعامل سازمان بهشت زهرا مي گويد پيش فروش قبور بهشت زهرا به دليل برخي مشكلات ناشي از كمبود زمين، در سال جاري هم منتفي خواهد بود.
آقا! حجم متوفيان تهران آن قدر دارد بالا مي رود كه مسؤولين قضيه مي گويند با وجود اضافه شدن 160 هكتار زمين به ظرفيت فعلي شهر متوفيان، اين اراضي فقط تا 10 سال آينده جوابگوي مشتريان مرحوم يا مرحومة خود خواهد بود. يعني پيش فروش كه هيچ، تا چند سال ديگر براي مشتريان دست به نقد و اورژانسي هم كمبود جا داريم. فاتحه!
خبري جديد از معافيت سربازي
بچه هاي سرتيپ به بالاتر ها، قدم رو!
اين قانون جديد معافيت از خدمت سربازي، دارد كم كم بيخ پيدا مي كند. اول كه آمدند شايعه كردند معافيت ها كاملا لغو شده. بعدا سردار كمالي به خود ما گفت كه برخي همكاران ما در برخي خبرگزاري ها، قضيه را كاملا برعكس متوجه شده اند. بعد هم برداشته اند همان را تيتر كرده اند و باعث به وجود آمدن حركات هيستريك در ملت شده اند.
حالا نگو قضيه اين بوده كه دايرة معافيت ها قرار است به شكل خاصي، افزايش هم پيدا بكند و مثلا افراد نخبه بيايند به جاي خدمت، بروند براي خودشان در مملكت تحقيق كنند. حالا همان خبرگزاري ها دوباره برداشته اند به نقل از سردار تيتر زده اند كه معافيت فرزندان برخي نظاميان داراي 40 ماه خدمت در جنگ لغو شد.
بعد هم نوشته اند كه نظاميان داراي درجة سرتيپي و بالاتر، ديگر نمي توانند از قانون حداقل 40 ماه خدمت در جنگ براي معافيت يكي از فرزندانشان استفاده كنند و قضيه ملغي شده.
يك هفته به ما اجازه بدهيد ببينيم اين خبر هم تصحيح مي شود يا نه، بعد شايد درباره اش بيشتر نوشتيم.