ابوالفضل شاهي
حدود 75 سال پيش، چند ظرف سفالي دست به دست مي چرخد و به پاريس مي رسد. با ديدن سفال ها، چشمان موزه ها و باستان شناسان فرانسوي گرد مي شود. با پيگيري موزة لوور معلوم مي شود كه اين ظروف از جايي در مركز ايران به اسم تپه هاي سيلك از زير خاك درآمده است. يكي از بزرگ ترين باستان شناسان جهان به مأموريت كشف سيلك فرستاده مي شود و پنج سال كار مداوم پروفسور گريشمن در دو كتاب به اسم سيلك كاشان، جهان باستان شناسان را متحول مي كند. گريشمن در مقدمة كتاب مي گويد: براي اولين دفعه در تاريخ تحقيقات باستان شناسي در فلات ايران به تمدن كاملا ايراني برمي خوريم كه از هشت هزار سال پيش شروع و به امپراتوري هخامنشي ختم مي شود. اين تپه ها از قديم به همين اسم شناخته مي شدند. افسانه هاي محلي مي گويند اين تپه ها قسمتي از شهر لوط هستند كه بر اثر متلاشي شدن، گوشه اي از آن به كاشان پرتاب شده. حكايت عجيب و غريبي است.
جالب ترين كشف گريشمن، پيكرة ايستاده است كه در تپة شمالي پيدا شده.
پروفسور گريشمن، پايه گذار انجمن ايران شناسي فرانسه است و اين انجمن با پيگيري و تلاش او تأسيس شد.
به قول باستان شناسان، كاشان تنها شهر جهان است كه در آن زندگي از هشت هزار سال پيش تاكنون تداوم داشته است. در جهان، هيچ محوطة باستاني ديگري داخل يك شهر قرار نگرفته و اگر هم باشد داراي اين قدمت نيست.
گريشمن، سيلك را يك دژ مادي مي داند، ولي باستان شناسان امروزي مي گويند: سيلك يك زيگورات است . اين كه سيلك، يك زيگورات باشد يا نباشد براي متخصصان باستان شناسي حياتي است. زيرا تاريخ باستان شناسي بايد دوباره نوشته شود. ديگر زيگورات هاي جهان، زيگورات اور، چغازنبيل و دورشاروكين هستند.
سيلك را به شش دوره تقسيم مي كنند كه از 8000 هزار سال پيش شروع شده است. هر دوره حدود هزار سال است كه شهرها به علت جنگ يا زلزله نابود و دوباره در سده هاي بعدي بر روي تمدن قبلي، بنا شده اند. تا دورة ششم و آخرين دوره كه نابودي آن 2700 سال پيش اتفاق افتاده.
نقوش سفال ها نشان مي دهد كه اين سرزمين خشك، زماني بسيار سرسبز و آباد بوده است. در نقوش سفال ها، آهو، گاو، ماهي، قورباغه، لاك پشت، مرغ ماهي خوار و لك لك زيادند.
هفت هزار و شش هزار و پنج هزار سال پيش از ميلاد، رقم هاي غير قابل تصوري ا ست. صحبت از هزاران سال پيش بايد ديد آدم را عوض كند. كاش نگاهمان به سرزمين مان عوض شود. آمين.
با تشكر از مهندس احسان زراعت كاشاني
دختري با گردنبندش، پنج هزار سال پيش، مرده ها به حالت جنين دفن مي شدند و با پودر اكسيد آهن پوشيده مي شدند. از همين دوره، يك لوح ايلامي هم پيدا كرده اند كه قديمي ترين خط پيدا شده در فلات ايران است. در سال 1380، يك گروه باستان شناسي به رياست دكتر ملك در سيلك مشغول به كار مي شوند. دكتر ملك تپة جنوبي سيلك را يك زيگورات مي داند. تا قبل از اين، قديمي ترين زيگورات ها را مربوط به بين النهرين مي دانستند، ولي دكتر ملك، زيگورات سيلك را قديمي ترين زيگورات جهان مي داند. زيگورات ها، بناهاي مذهبي هرمي شكلي بوده اند كه در جهان باستان ساخته مي شدند
يكي از جذابيت هاي سيلك، آشنايي با مردي ا ست كه از هم صحبتي با او سير نمي شويد. عباس اعتماد، سرپرست تپه هاي سيلك است.
به قول خودش در دي ماه هشتاد، دوباره متولد شده است. دكتر ملك، سرپرست گروه بازنگري سيلك در سال هشتاد او را بعد از 25 سال دوري از باستان شناسي صدا مي كند و او دوباره به عشق سال هاي جواني اش، يعني كار با گروه هاي باستان شناسي برمي گردد. عباس اعتماد فيني از سيزده سالگي همراه گروه هاي باستان شناسي بوده است. خاطرات او از همراهي با گريشمن، يك كتاب مي شود. با گريشمن در محوطه هاي باستاني تخت سليمان، ديوان كرخه، جزيرة خارك بوده است. اعتماد مي گويد: گريشمن درس زندگي به من داد گرچه بعد از عمري كار هيچ ندارم، ولي با خاطراتم خوشحالم. شايد بشود گفت اعتماد، بزرگ ترين باستان شناس تجربي دنياست. اعتماد، زبان فرانسه را مثل تاريخ ايران قديم مي داند. دكتر ملك مي گويد اعتماد را در هر قسمت از گرايش هاي باستان شناسي به كار مي گرفتيم متعجب مي شديم. ظرف هايي كه پشت سرش مي بينيد، از اول همين طور سالم پيدا نشده است. با مرمت استادانة اعتماد، اين شكلي شده اند
|
|
|
اين سفال ها مربوط به دورة سوم سيلك است، حدود 6000 سال پيش. در دورة سوم، چرخ سفالگري و كوره اختراع شده است. به اين خاطر، ظروف اين دوره زيباتر و مدور بودند. در همين دوره، مهرها و زيورآلات هم ساخته مي شده. در اواخر اين دوره، نقره هم از سنگ معدن استخراج مي شده است
ويلسون در كتاب تاريخ ايران مي گويد: سفال هاي سيلك از زيباترين و نفيس ترين سفال هاي ايران اند. موزه هاي دنيا بدون سفال هاي سيلك، معتبر نيستند. هر موزه اي كه يك ظرف سفالي از سيلك دارد، حتما در صفحة اول بروشورش آن را مي آورد. نقوش سفال هاي سيلك، گرافيست هاي امروزي را تحقير مي كند. پدران گرافيك ايران، شش هزار سال پيش مرده اند نه پارسال
اين پله ها در 1312 توسط پروفسور گريشمن جهت انتقال خاك به خارج گمانه ساخته شده (روي تابلوي بالا اين را نوشته اند). غير از خود سيلك و دوره هاي مختلف آن، باستان شناساني كه اين جا كار كرده اند هم قسمتي از تاريخ سيلك اند. باستان شناسان بزرگ و كوچك ، هر كدام حكايت هاي خاك گرفته اي از سيلك دارند
سيلك فقط دو تپة جنوبي و شمالي نيست.
در منطقه اي به طول و عرض 4 كيلومتر، اشيا و قبرهاي هزاران ساله پيدا شده است.
ولي بعدها زمين هاي اطراف، سنددار شدند و مردم خانه دار. مدير پايگاه (خانم ساروخاني) از اين كه بتواند دور همين دو تپه را حصار بكشد و حفظ كند هم خوشحال است. اگر همين طور بگذرد تا چند سال ديگر فقط جاي نصب كردن يك تابلو مي ماند كه روي تابلو هم نوشته: اين جا روزگاري محوطة باستاني سيلك بوده است. اين كابوسي است كه براي مدير پايگاه، آرام و قرار نگذاشته است
كشاورزان، عاشق تپه هاي سيلك اند. خاك چند هزار ساله و دست نخوردة سيلك، انارها و گندم هاي بزرگ تري به بار مي آورد، اگرچه با پرخوري، شايد ديگر گذشته مان يادمان نيايد!